وای چقدر سرد شد!

وای چقدر سرد شد!
می‌رسیم مقصد، پیاده می‌شویم و بدو می‌روم سمت نمازخانه. خیلی کوشیدم که چای کم بخورم که گلاب به رویتان کمتر بروم دست به آب.
دوشنبه ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
کد خبر :  ۳۵۴۴۳۷

حیاط جایی که هستیم، غریب بودن را می‌زند توی صورتم. با دوستان گپ می‌زنیم و دوباره سوار ون که مال ما،ست می‌شویم.

پالتویی که تا قبل پیاده شدن  وبال گردنم بود و لعنت، نفرینش می‌کردم، حالا بغلش می‌کنم و قربان صدقه‌اش می‌روم.

دنبال رستورانی می‌گردیم به اسم دلپذیر، گشنگی به معده‌م فشار می‌آورد.

رستوران تمیز و جمع و جوری است، تمیزی‌اش حالم را خوب می‌کند. از نظم و چیدمانی که دارد خوشم می‌آید.

 

 

ادامه دارد....

 

به قلم پریناز رحیمی

بازدید از حوزه علمیه هیدج استان زنجان ۲۱ بهمن‌ماه ۱۴۰۴

 

ارسال نظر