
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان زنجان، محفل خاطرهگویی «مشقهای ناتمام» برای هفتمین سال متوالی، با هدف گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دانشآموز و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی دفاع مقدس، در فضایی آمیخته به اندوه، افتخار و تأمل برگزار شد.
در این محفل، مهدی کریمی رئیس حوزه هنری استان زنجان، با تأکید بر اهمیت روایت بهعنوان حافظ هویت تاریخی ملت ایران گفت: حادثه بمباران مدرسه نواب صفوی و کوچه بینش در سال ۱۳۶۵، زخمی است که هنوز در حافظه جمعی این شهر تازه مانده است؛ زخمی که با روایت شاهدان، از فراموشی نجات مییابد و به سند مظلومیت ملت ایران تبدیل میشود.
رئیس حوزه هنری استان زنجان با تأکید بر مفهوم وطندوستی تصریح کرد: ایران، خانه ماست. از آرش کمانگیر تا شهدای امروز، همه برای نام و شرف این سرزمین جان دادهاند. عشق به وطن مفهومی نیست که بتوان آن را با واژهها سنجید؛ این عشق در قلبها ریشه دارد.
از بخشهای ادبی این محفل، شعرخوانی عصمت صدرمحمدی مدیر وقت مدرسه نواب صفوی در سال ۶۵ بود؛ شعرهایی که از دل مدرسه برخاسته و با واژههایی ساده اما سوزناک، نیمکتهایی را به یاد آورد که ناگهان خالی شدند و دفترهایی که ناتمام ماندند. شعرخوانی او فضای مراسم را به سکوتی سنگین و تأملبرانگیز کشاند و پیوندی عاطفی میان نسل امروز و دانشآموزان شهید دیروز برقرار کرد.
در ادامه، ناصر اسماعیلی از شاعران آیینی استان نیز با قرائت اشعاری در حالوهوای دفاع مقدس و شهادت، روایت درد و مقاومت را از زبان ادبیات بازگو کرد و حال و هوایی عاطفی به مراسم بخشید.
در بخش دیگری از این محفل، ابوالحسن شکیبا از شاهدان عینی بمباران کوچه بینش، با روایتی بغضآلود، از لحظهای گفت که صدای انفجار، کلاس درس را در هم شکست؛ از همکلاسیهایی که در چند ثانیه، از کودکی به شهادت رسیدند و از زخمی که سالهاست در جان بازماندگان مانده است. او تأکید کرد که دشمن، با هدف گرفتن دانشآموزان، آینده یک ملت را نشانه رفت.
همچنین نیما ایلخانی دیگر شاهد عینی واقعه تلخ بمباران مدارس کوچه بینش، با بازگویی صحنههایی فراموشنشدنی، از کودکانی گفت که با نگاه معصومانه برای هواپیماها دست تکان میدادند، بیآنکه بدانند همان پرندههای آهنین، مرگ را بر سرشان فرو خواهند ریخت. او از بوی سوختگی، پیکرهای تکهتکهشده و مردمی گفت که با خودروهای شخصی، مجروحان را به بیمارستان میرساندند؛ صحنههایی که به گفته او، گذر زمان هرگز نتوانسته آنها را کمرنگ کند.
ایلخانی در بخش دیگری از روایت خود، با مقایسه خلبانان متجاوز با خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، بر مرز روشن میان جنایت و شرافت تأکید کرد و گفت: خلبانان ایرانی حتی در اوج نبرد، انسانیت را فدای مأموریت نکردند.
از مهمترین بخشهای این محفل، خاطرهگویی خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود؛ خلبانانی که با روایتهایی از پروازهای عملیاتی، لحظات تصمیم، خطر و مسئولیت در آسمان جنگ، تصویری عینی از شرافت، تعهد و ایمان رزمندگان نیروی هوایی ارائه دادند.
همچنین در بخشی از این مراسم، خوانش یکی از روایتهای کتاب «بچههای کوچه بینش» انجام شد و کلیپ تصویرسازی یکی از روایتهای این کتاب برای حاضران نیز به نمایش درآمد که بازتابی هنری از خاطرات و روایتهای آن واقعه تلخ بود.
در پایان این مراسم، از حضور مادران و همسران شهدای جنگ ۱۲ روزه نیز تقدیر شد.