به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان؛ این کارگاه با مشارکت جمعی از نویسندگان، روایتنویسان و فعالان عرصه تاریخ شفاهی 21 بهمنماه 1404 در حوزه علمیه شهر تاریخی هیدج برگزار شد.
روایت؛ مسئولیت آگاهیبخش در جهان سوءتفاهمها
سمیه عالمی در این کارگاه با تأکید بر نقش روایت در جهان معاصر گفت: جهان امروز، جهان سوءتفاهمهاست؛ بهویژه درباره ایران و انسان ایرانی. در چنین شرایطی، هر نویسنده و روایتگر ایرانی مسئول است روایت درست، انسانی و مبتنی بر تجربه زیسته خود را به جهان منتقل کند.
وی با اشاره به عطش جهانی برای شنیدن روایتهای اصیل، خاطرنشان کرد که بسیاری از روایتهای ایرانی به دلیل فیلترهای رسانهای و چارچوبهای مسلط فرهنگی، کمتر مجال دیدهشدن مییابند و این خلأ، ضرورت روایتگری آگاهانه را دوچندان میکند.
مؤلفههای بنیادین روایت مؤثر
این نویسنده و منتقد ادبی در ادامه سخنان خود، بر این نکته تأکید کرد که روایت مؤثر، پیش از آنکه به تکنیک و فرم متکی باشد، نیازمند لایهای عمیق از شناخت است.
به گفته عالمی، روایتگری که نسبت به هویت فردی، تجربه زیسته و باورهای خود شناخت روشنی نداشته باشد، نمیتواند صدایی معتبر و ماندگار خلق کند.
او افزود: درک جایگاه فرد در زمانهای که در آن زندگی میکند و فهم نسبت او با جامعه، تاریخ و تحولات پیرامونی، بخش مهمی از فرآیند روایتگری است؛ همانگونه که شناخت موقعیت تاریخی، جغرافیایی و تمدنی ایران در منظومه جهانی، به روایت عمق و افق میبخشد.
عالمی تأکید کرد که فقدان این مؤلفهها، روایت را به متنی صرفاً توصیفی یا احساسی تقلیل میدهد که هرچند ممکن است فضاسازی قابلقبولی داشته باشد، اما در نهایت از ایده، معنا و پیام ماندگار تهی خواهد بود.
نقد فرم روایت غربی و بازتعریف روایت ایرانی
عالمی با نقد الگوی رایج روایت در سنت غربی، بهویژه مفهوم «خودافشایی محض»، تصریح کرد: در روایت غربی، هرچه نویسنده خود را بیشتر افشا کند، متن جاندارتر تلقی میشود؛ اما این الگو برای انسان ایرانی کافی نیست.
وی تأکید کرد که روایت ایرانی باید از سطح بیان صرف تجربه شخصی فراتر رود و به «کشف و شهود» برسد؛ کشفی که از دل رنج، زیست تاریخی و پیوند انسان ایرانی با امر معنا و قدسی شکل میگیرد.
تجربه زیسته و ذخیره عاطفی در روایتنویسی
این مدرس روایتنویسی با اشاره به مفهوم «ذخیره عاطفی» گفت: اگر تجربه زیسته به کشف و شهود منجر نشود، خیلی زود مصرف میشود و دست نویسنده خالی میماند.
به گفته وی، نویسنده ایرانی باید جهان پیرامون خود را نه فقط تماشا، بلکه با دقت ببیند؛ دیدنی همراه با واکاوی، توجه به جزئیات، مکان، تاریخ و پیوندهای پنهان میان انسان و سرزمین.
ایران؛ سرزمین روایتهای ناگفته
در بخش دیگری از این کارگاه، عالمی با نگاهی تاریخی و تمدنی به جایگاه ایران اشاره کرد و گفت: ایران کریدور شرق و غرب و سرزمینی است که پیوستگی دیرینهای با آسمان دارد. این کشور هرگز مستعمره نشد، اما همواره در معرض استعمار بوده است و همین امر، روایت ایرانی را به روایتی یگانه و ضروری در جهان امروز تبدیل میکند.
وی افزود: در جهانی که به سمت تکصدایی فرهنگی حرکت کرده، تمدن اسلامی–ایرانی همچنان بهعنوان تمدنی زنده، معناگرا و روایتمند، ظرفیت گفتوگو با جهان را دارد.
روایت؛ سفر از تجربه به معنا
سمیه عالمی روایتنویسی را سفری درونی دانست و گفت: نویسنده کسی نیست که صرفاً اتفاقات را ثبت کند؛ نویسنده کسی است که از دل تجربه، معنا استخراج میکند و آن را به ایده تبدیل میسازد.
این کارگاه با گفتوگو، پرسش و پاسخ و تأکید بر تمرین مشاهده، ثبت جزئیات و تعمیق نگاه روایی به کار خود پایان داد.
گفتنی است در حاشیه برگزاری این کارگاه یکروزه، جمعی از هنرمندان و شرکتکنندگان، از سه مکان آسیبدیده در حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه در شهر هیدج بازدید کردند؛ حوزه علمیه برادران هیدج، ساختمان حوزه علمیه خواهران هیدج و ساختمان مسکونی رسول اکرم (ص) از جمله مکانهایی بودند که در جریان این حملات دچار آتشسوزی و تخریب شده بودند. این بازدید با هدف مشاهده میدانی، ثبت جزئیات و تأمل روایی بر نسبت «حادثه، مکان و روایت» انجام شد.