
آقاجانلو در این نشست، با نگاهی فراتر از گزارشهای تاریخی، به بررسی ابعاد فکری تحول غزل پرداخت. وی با تأکید بر اهمیت پژوهش و نقد ادبی، تحلیل ساختاری آثار را یکی از مهمترین راههای شناخت ظرفیتهای پنهان شعر دانست و بر نقش محققان در تبیین ابعاد مختلف متون ادبی تأکید کرد.
وی در ادامه با نگاهی تاریخی به جریان شعر معاصر، ادبیات فارسی را به دو دوره پیش و پس از نیما تقسیم کرد و انقلاب نیما را نقطه عطفی در تحول زبان و نگرش شاعرانه در شعر فارسی برشمرد.
در بخش دیگری از این نشست، جایگاه محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) در روند گذار غزل از قالبهای سنتی به افقهای نو مورد بررسی قرار گرفت. به گفته وی، شهریار از جمله شاعرانی است که ضمن پایبندی به میراث کلاسیک، توانست بخشی از دستاوردهای تحول شعر معاصر را در آثار خود بازتاب دهد و در پیوند میان سنت و نوگرایی نقشی مؤثر ایفا کند. همچنین با اشاره به تأثیر برخی شاعران پیش از او، از جمله ایرج میرزا، بر زبان و بیان شعری شهریار، روند شکلگیری زبان غزل در دوره معاصر تحلیل شد.
در ادامه، نقش شاعرانی همچون اخوان ثالث، نادرپور، منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در گسترش و تعمیق جریانهای نوگرای شعر فارسی مورد بررسی قرار گرفت و هر یک به عنوان نمایندگان تجربههایی متفاوت در امتداد تحول شعر پس از نیما معرفی شدند.
در پایان این نشست، با تمرکز بر جنبههای اندیشگانی تحولات ادبی، بر اهمیت مطالعه غزل معاصر و ضرورت نقد علمی و پژوهشمحور آثار تأکید شد و غزل پس از نیما به عنوان یکی از مهمترین عرصههای تحول شعر فارسی مورد توجه قرار گرفت.