سینما در زنجان، تنها قصه فیلمهایی نیست که طی سالها روی پرده رفتهاند؛ بخشی از خاطرات و زندگی اجتماعی چند نسل از مردم این شهر در سالنهای سینما شکل گرفته است. سینما بهمن نیز به عنوان یکی از قدیمیترین سینماهای زنجان، بیش از نیمقرن شاهد این خاطرات بوده است.
به مناسبت ۲۱ شهریور، روز ملی سینما، با پرویز آزادی، از پیشکسوتان سینماداری در زنجان، درباره تاریخچه سینما در این شهر، خاطرات سالهای فعالیت سینما بهمن، چالشهای اکران فیلم در شهرستانها و وضعیت امروز سینما به گفتوگو نشستیم.
آغاز یک مسیر؛ از سال ۱۳۴۵
تاریخ سینما بهمن به سال ۱۳۴۵ بازمیگردد؛ زمانی که دکتر عامری و عکاسی همایون زمینه شکلگیری این سینما را فراهم کردند.
پرویز آزادی با اشاره به شرایط آن سالها میگوید: زنجان در آن دوره شهری کوچک بود، اما علاقه مردم به هنر و سینما ارتباطی با جمعیت شهر نداشت. سینما بهمن در ابتدا ۳۴۰ صندلی چوبی داشت که بعدها با صندلیهای تاشو جایگزین شد و بلیت آن نیز ۱۵ ریال بود.
او با اشاره به وضعیت سینماهای زنجان در آن سالها ادامه میدهد: آن زمان سینماهای مختلفی در زنجان فعال بودند. سینما ستاره آبی در سبزهمیدان یکی از پاتوقهای شهر بود و سینما مولنروژ نیز بعدها به سینما استقلال و در ادامه به سینما بهمن تبدیل شد. در مجموع، زنجان چهار سینمای فعال داشت؛ دو سینمای روباز تابستانی و دو سینمای سرپوشیده.
به گفته آزادی، ساخت سینما قدس در سال ۱۳۵۰ توسط توران قهرمانی و حسین دارویی نیز یکی دیگر از اتفاقات مهم تاریخ سینمای زنجان بود؛ سینمایی با حدود ۷۰۰ صندلی، بالکن و امکاناتی که نشان میداد زنجان در آن سالها از ظرفیت قابل توجهی برای فعالیتهای فرهنگی برخوردار بوده است.
تلاش برای دسترسی شهرستانها به فیلمهای روز
آزادی یکی از مهمترین چالشهای سینماداری در شهرستانها را دشواری دسترسی به فیلمهای روز میداند و میگوید در سالهایی، اکران فیلم در شهرستانها با محدودیتها و بهانههای مختلف مواجه بود.
او میگوید: گاهی عنوان میکردند دستگاههای پخش شهرستانها استاندارد نیست یا ممکن است فیلم آسیب ببیند، اما در واقع مسئله این بود که تهیهکنندگان و پخشکنندگان، ریسک اکران فیلم در شهرستان را نمیپذیرفتند.
وی با اشاره به ماجرای اکران فیلم «تازه عروس» ادامه میدهد: برای اکران این فیلم تلاش زیادی کردیم تا تهران را متقاعد کنیم که زنجان هم تماشاگر دارد و مردم از فیلم استقبال میکنند. وقتی فیلم را فرستادند و صف طولانی مردم را دیدند، نگاهشان تغییر کرد و متوجه شدند که شهرستانها نیز بازار مناسبی برای اکران فیلم هستند.
به اعتقاد آزادی، تلاش سینماداران شهرستانی برای دسترسی مردم به فیلمهای روز، نقش مهمی در کاهش تمرکز اکران در تهران داشت.
سینما؛ بخشی از زندگی مردم
خاطرات آزادی از سالهای فعالیت در سینما، تنها به اکران فیلمها محدود نمیشود. او سینما را بخشی از زندگی اجتماعی مردم میداند و خاطراتی از حضور گسترده مردم در سالنهای سینما روایت میکند.
او با اشاره به اکران فیلم «بگذار زندگی کنم» در دهه ۶۰ میگوید: جمعیت آنقدر زیاد بود که با مسئله بازار سیاه بلیت مواجه شدیم. دلالها بلیتها را خریداری میکردند و با قیمت بالاتر میفروختند. برای اینکه این مسئله را کنترل کنیم، صف خانمها را جدا کردیم. صف تا انتهای کوچه ادامه پیدا کرده بود.
به گفته او، چنین اتفاقاتی نشان میدهد سینما در آن سالها فقط محل تماشای فیلم نبود و حضور مردم در آن، بخشی از زندگی روزمره و اجتماعی شهر محسوب میشد.
خاطرهای از «محمد رسولالله» و یک کودک ۴۰ روزه
اما یکی از خاطرات ماندگار آزادی به اکران فیلم «محمد رسولالله» مربوط میشود؛ خاطرهای که سالها بعد نیز برای او تکرار شد.
او روایت میکند: در زمان اکران فیلم تصمیم گرفتیم به تماشاگران قرآن هدیه بدهیم. یک روز زنی را دیدم که با نوزاد ۴۰ روزهاش در سرمای شدید زنجان آمده بود. قرآنی به او دادیم و گفتم این را به عنوان امانت سینما برای آینده این کودک نگه دارید.
آزادی ادامه میدهد: سالها بعد، همان کودک که حالا جوانی شده بود، نزد من آمد و آن خاطره را یادآوری کرد. این اتفاق برای من بسیار ارزشمند بود؛ چون نشان میداد خاطراتی که در سینما شکل میگیرند، گاهی سالها در ذهن مردم باقی میمانند.
سینمای امروز؛ نیازمند تنوع و ارتباط بیشتر با مردم
این پیشکسوت سینماداری در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت امروز سینما اشاره میکند و معتقد است یکی از مسائل مهم، فاصله گرفتن بخشی از تولیدات سینمایی از زندگی واقعی مردم است.
او میگوید: امروز با کمبود تنوع ژانر مواجه هستیم. وقتی چند فیلم مشابه در سینماهای شهر اکران میشود، انتخاب مخاطب محدود میشود. از طرف دیگر، در برخی فیلمها سبک زندگی و شرایطی به تصویر کشیده میشود که فاصله زیادی با زندگی مردم عادی دارد.
آزادی معتقد است سینما باید بتواند با مسائل و دغدغههای واقعی مردم ارتباط برقرار کند و ادامه میدهد: سینما باید آینه جامعه باشد. مخاطب باید بتواند بخشی از خودش و زندگیاش را در فیلم ببیند. اگر فیلمها متنوع باشند و به نیازها و سلیقههای مختلف مردم توجه شود، مخاطب نیز ارتباط بیشتری با سینما برقرار خواهد کرد.
سینما بهمن؛ بخشی از حافظه فرهنگی زنجان
آزادی درباره سینما بهمن نیز بر ضرورت توجه بیشتر به این مجموعه تأکید میکند و میگوید توجه به سینما فقط به معنای بازسازی ساختمان نیست، بلکه باید به محتوای ارائهشده و ارتباط آن با مخاطب نیز توجه کرد.
او معتقد است: اگر فیلمهای متنوع و مناسب برای سلیقههای مختلف مردم ارائه شود، سینما دوباره میتواند جایگاه خود را در زندگی مردم پیدا کند. هر شهر، مخاطب و شرایط فرهنگی خاص خودش را دارد و باید این تفاوتها مورد توجه قرار گیرد.
برای پرویز آزادی، سینما بهمن فقط یک سالن نمایش فیلم نیست؛ بخشی از حافظه فرهنگی زنجان است؛ مکانی که نسلهای مختلف در آن فیلم دیدهاند، خاطره ساختهاند و بخشی از زندگی اجتماعی خود را تجربه کردهاند.
او همچنان امیدوار است روزی سالنهای سینمای زنجان بار دیگر شاهد صفهای طولانی تماشاگرانی باشند که برای تماشای فیلمی که با زندگی و دغدغههایشان ارتباط برقرار میکند، راهی سینما میشوند.