
گفتوگو با محمدعلی خامهپرست در حاشیه نشست نقد رمان «ملت عشق» در زنجان؛
داستان، ماحصل ارتباطات انسانی است
نشست نقد و بررسی رمان «ملت عشق» عصر روز چهارشنبه، 22 فروردین ماه سال جاری با حضور نویسندگان مطرح استان در حوزه هنری زنجان برگزار شد.
محمد علی خامه پرست در گفت وگو با خبر نگار ایسنا، منطقه زنجان، در حاشیه جلسه نقد کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک با اشاره به اینکه برگزاری نشستهای نقد داستان مشابه همین نشست کنونی برای نویسندگان و فعالان این حوزه میتواند موثر باشد، گفت: وقتی صحبت از نقد میکنیم، باید شیوه خاصی را در جهت بررسی کتاب در نظر گرفت.
وی ادامه داد: نویسندگان پس از خواندن کتاب به یک ایده ای در مورد کتاب میرسند ولی برای اثبات اینکه این ایده درست است و یا خیر، باید مستنداتی را از کتاب استخراج کند تا بر اساس مستندات موجود استنباط کنند که این ایده درست است.
این نویسنده افزود: به طور معمول ما در جلسات نقد، در مورد کتاب حرف میزنیم و همین حرف زدن سوای از قوانینی که برای نقد کردن وجود دارد، برای خوانندگان و نویسندگان مفید است چرا که در فضای داستان نوشتن قرار میگیریم و در چارچوبی قرار میدهد که باعث تشویق و انگیزه دهی برای ادامه کار نویسندگی میشود.
خامه پرست با اشاره به اینکه این گرد هم آمدن ها میتواند نوید بخش پیشرفت در حوزه داستان نویسی باشد، گفت : در انزوا نشستن و به تنها نوشتن، گمان نمیکنم به جایی برسد و کمتر افرادی توانسته اند کاری کنند.
وی ادامه داد :داستان نوشتن بر خلاف شعر و نقاشی که به صورت فردی رخ میدهد، یک فعالیت اجتماعی است و داستان ماحصل ارتباطات انسانی است و یکی از فواید بررسی و صحبت کردن در مورد داستانها در قالب جلسات نقد کتاب این است که آدمهایی که کتاب را خوانده اند با هم دیدار کنند و پیرامون داستان گفتگو داشته باشند.
خامه پرست با بیان اینکه در سالهای گذشته نیز جلسات نقد داستان متعددی در استان برگزار شده است، گفت :فوایدی که از این جلسات به دست آمده است را احساس کرده ایم و اتفاقاتی که در این دوره ها به وقوع می پیوندد را تجربه کرده ایم و در دورانی که نویسندگان بیشتر با هم تعامل داشتند و پیرامون داستانها حرف میزنند دوران طلایی بود.
وی با اشاره به اینکه کتاب ملت عشق یکی از پر فروش ترین کتابها درسالهای اخیر در کشور ترکیه بوده است، گفت:کتاب دیگری نیز در خصوص دختر مولانا به نام کیمیا خاتون در این سالها به رشته تحریر در آمده است.
وی با اشاره به وجود صفت ها و قیدهای فراوان موجود در نثر کتاب، افزود:وجود این صفتهای و قیدها در نثر کتاب، آدم را یاد داستان های عامه پسند می انداخت. همچنین ساختار داستان نیز همین پیغام را به عهده دارد.
این نویسنده ادامه داد:در کتاب خَشم و هیاهو ویلیام فاکنر برای اولین بار نویسندهای تکنیکی استفاده کرده است که شخصیتها مشابه متهمانی که باید اعتراف کنند، شروع به تعریف ماجرا هر یک از زاویه دید خود میکنند و نظیر این را ما در سنگ صبور صادق چوبک نیز در ادبیات فارسی شاهد هستیم،و در این داستان نیز ما با همچین روندی رو به رو هستیم به طوری که انگار شخصیتها داشتند مصاحبه میشدند.
وی خاطر نشان کرد: در این داستان شخصیت پردازی به شدت ضعیف است و گویی اینکه اصلا شخصیت پردازی در کار نیست. همین موضوع در خصوص فضاپردازی نیز مشاهده میشود.
این نویسنده با اشاره به اینکه این کتاب دارای جذابیت های داستان های عامه پسند را دارد، خاطر نشان کرد: میتوان بسیاری از تکنیک های داستان های عامه پسند را میتوان در قالب این داستان آموخت.
وی افزود :پایان بندی داستان، پایان بندی خوبی نبود و یک پایان بندی معمولی را انتخاب شده است و نویسنده میتوانست یک پایان بندی مناسب تری را ارائه دهد که متاسفانه این کار را نکرده است.

نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir
