زنجان
← همه اخبار

نقش هنر در تحول ادیان (هنر الهی)
۲۵ بهمن ۱۳۹۳کد خبر: 33353۶
چون به لطف حق ارادت آفرینش ایجاد و تکوین و مشیّت محرّر نگارخانه آسمان و زمین که بر طبق جمله "و صورکم فاحسن صورکم" نقش وجود غرایب نمود بنی نوع بشر در احسن صُور بر صفحه امکان، پرداخته قلم صنع الهی گردیده و تصویر صورت تفضیل افراد انسان بر سایر مخلوقات ربانی به مقتضای "فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا" تحریر کرده و انامل حکمت او منشور "انا جعلناک خلیفه فی الارض" را بر صحیفه حکماری خورشید به خامه عطارد به نام اشرف مخلوقات اتسام نموده و اوراق سپهر لاجوردی، جهت نقش آثار الهی با نشان نقره کوب کواکب و نقش های
لایق آن و مناسب چنان دانست که لوح ضمیر الهام بخش هنرمندان را که مطرح اشعه انوار الهی و مظهر صُور آثار خیر خواهی و ارادت است بدین صورت مصور باشد که هُمای هنر را بر بام وجود و عقل و خیال آنان نشانده که هر نقش از نقشیات حقیقت حق و هر فهم از مفهومات عظایم امور کائنات و آفرینش عالم به اندازه وسع، با هنرمندی فضیلت انتها و نقش پردازی های زیبا که به طراحی ذهن باریک بین و رنک آمیزی طبع ظرافت آئین، طرح ابداع انواع کفایت و نقش ابتکار فراست بر تخته وجود ظاهر توانست نمود و نقاب حجاب از چهره مطلوب و مقصود توانست گشود، مفرض و متعلق به نام هنرمندان حقیقت نگر باشد و توفیق قلم چهره گشایشان مثال جان مانی از کلک صورت آرای لوح ارتنگ پیوسته سر بر نقطه دوار هستی پرگار مثال پای در ملازمت آستان درگاه الهی استوار کرده و مشمول الطاف الهی و اعطاف خلایق ساخته مقدر بدان نموده که منصب "نقش پردازان الهی" منسوب به این هنرمندان باشد و در ممالک عرش و فرش انحصار "مکتب جدید الهی" در هنر و علم نقش پردازی مفرض و متعلق به نام هنرمندان ایران اسلامی گردد.
همچنان که ترسیم معقول در کسوت محسوس و قدرت ترسیم غیب در جامه نقش پردازی هنرمندان الهی جایی در جهان معقول و ملکوت دارد و از عقل منفصل بهره گرفته و از مثال منفصل نصیب دارند و نه فقط از وهم و خیال متصل استمرار می گیرند بلکه مایه عقلی داشته و ره آورد غیبی دارند. چنانچه اوج عروج هنرشان و قلمرو پرواز هنر پردازیشان در ساحت مکتب الهی بر صفحه عوالم طبیعت و تمثیل و عقل در نگاهی متفکرانه به آثارشان به اثبات می رسد و هر کدام از این وجوه متشکل آثار این هنرمندان مظهر نامهای جلال و جمال الهی اند. و چون برای عروج ملکوتی مرزی وجود نداشته و لقاالله همواره بیکران بوده و هست و خواهد بود، را بیکران دانسته و با نقش پردازی اسرارآمیز پیام های گوناگون را از هاتف عقل و منادی غیب از ورای هزاران هزار حجاب های نورانی و ظلمانی دریافت کرده و به قلمرو مثال منفصل در آورده و از آنجا به مرحله وهم و خیال تنزل داده، سپس به منصّه حس در هزاران هزار حجاب انوار و الوان و صحنه و نقش نازل نموده تا عاشقان تشنه اندیشه و زیبایی را بر بال های لطیف هُمای هنر خویش نشانده تا از زمین خاکی طبیعت به دامنه تمثیل و خیال رسانند و از آنجا به قلّه رفیع عقل و مقام منیع غیب واصل کنند، تا نغمه دلانگیز الهی را با گوشی بشنوند و ببینند و درک کند که با تمام جمیع فضایل به دست آمده است تا معلوم گردد که سیر از زمین طبیعی به سپهر تمثیل و از آن جا به عقل، محصول هنر الهی است و هیچ هنری به از این نیست که انسان کامل جامع به نوبه خود، دو سر خط حلقه هستی را به هم بپیوندد و صعود و نزولی را که خود پیموده است، در قالب هنر خویش عرضه کند و سالکان هنردوست را به همراه هنرپروری خویش به منطقه وسیع آفرینش آگاه کند و فطرت جمالدوست و جلالنواز آنان را به جمال بیزوال ماورای طبیعت و جلال بیمثال معنی و کمال بیوبال عقل و غیب و نوای دلپذیر و روحانگیز را به هر عبد صالحی برساند.
گرچه هنرمندان معنوی با آثار بی بدیلشان کلام الهی خدای بی چون را عرضه می کنند، و معارفی والاتر در قالبی جدیدتر از شهود، فهم، درک، اندیشه، باور و یافتههای صدها فرزانه خردمند دیگر را به ارمغان دارند، لیکن اثر بارز و شاخص هنری آنان همانا در این است که از رهگذر فصاحت و کوی بلاغت که چهره خاص هنر در نقش پردازی ایرانی اسلامی است لطایف بلند عالم لاهوت را در پرده استبرقی عقل پیچیده، آنگاه در جامه پرنیانی تمثیل و خیال پوشانده، سپس در کسوت حریری رنگ و نقش ارائه نموده و جهانیان را انگشت در دهن به تماشای آن فراخوانده و به تفکر در آن دعوت می نماید.
هنرمندان الهی سبعه معلقه را به زیر قدرت قلموری خویش میکشند، و تعهد خود را از لوث معلقات سبع تطهیر میکنند، و هنر معقول الهی یشان مراحل عالم امکانی را در صعود و نزول بدون طفره و فتور پیموده و به خاکیان توان جهش به عالم فرشتگان داده و هرگونه خیال پردازی موهوم در "هنر جدید" را به زیر پای هنر خویش کشانده و محکوم نموده اند و هیچگاه از حق نگذشته و از باطل سراب گونه مدد نگرفته اند، و با ظهورشان مجال تنفس برای هنر بی روح کهن در عرصه هنر دنیا تنگ گشته و موقعیتی برای عرصه هنر بی محتوای جدید نیز نگذاشته اند.
این هنرمندان با آثار دلنشین خود از رهگذر صورت حُسن و نغمه غمزُدا با ترسیم و تمثیل روحپرور، پیامی به گوش مشتاقان ندای غیب رسانده و می رسانند و از کنگره عرش، صفیر آشنایی به دید مشتاقان کوی وصال واصل می نمایند.
و از اینجاست که "هنر معنوی نقشى قطعى در تحول همه دینهاى جهانى داشته است. هنر در جستوجوى زیبایى، ممکن است الگوى اعلاى آرمانى یا مقدس را به انسانها معرفى کند تا در راه رستگارى، آن را دنبال کنند و ممکن است در بیانهاى دیداریاش از الوهیات، راهى براى ارتباط با گیتى پیش پاى انسان نهد. زمانى که اغراض موثق دینى از طریق تصویر بیان میشود، هنر به ارتباط دینى تبدیل میشود و این صورت ارتباطى منحصربهفرد، باورها، رسوم و ارزشها را تقویت میکند."
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/EPUA6GP
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir