زنجان
← همه اخبار
جنبش هنر انقلابی ایران/ نویسنده: ایرج اسکندری

جنبش هنر انقلابی ایران/ نویسنده: ایرج اسکندری

۵ بهمن ۱۳۹۳کد خبر: 33347۳

انقلاب اسلامی سال 1357 سرآغاز تحول در عرصة سیاسی، اجتماعی در ایران گردید، این واقعه‌ی مهم که زمینه‌ساز بازشناسی شاخص‌های هویتی و مذهبی شد، در تعامل با واقعیت‌های جهان امروز، راه رجعت به سنت‌های ملی و مذهبی را فراهم آورد. جنبش نوگرایی در سالهای اولیه‌ی انقلاب، اوقاتی بحرانی را طی می‌نمود، برخی از هنرمندان با سابقه‌ی این جنبش در واکنش به وقایع جاری دست از کار کشیدند و عده‌ای دیگر به خارج از کشور رفته و فعالیت هنری خود را در آنجا تداوم بخشیدند و عملاً صحنه برای نیروهای جوان و انقلابی خالی شد، این گ

با گذشت حدود بیش از سی سال از شروع انقلاب، لازم است مروری کوتاه بر وقایع هنری این دوران، طی سه دهه‌ی پرتلاطم با عنوان جنبش هنر انقلابی ایران داشته باشیم. دهة نخست (70ـ1360) هانیبال‌الخاص، نقاش آشوری که سابقه‌ی همکاری با جلال آل‌احمد را در سالهای پیش از انقلاب داشت و افرادی چون بهمن بروجنی، منوچهر صفرزاده، بهرام دبیری، رحیم ناژفر و شهاب موسوی‌زاده را همراهی و به جامعه معرفی نموده بود در بحبوحة انقلاب نیز به عنوان یکی از قطبهای هنری مطرح و هنرجویان جوان را شیفته‌ی سلیقه و روش خود ساخت. وی با تأکید بر تأثیرگذاری رنگ و صراحت شکل، شیوه‌ای را بنیان گذاشت که هنر پس از انقلاب تا چندی متأثر از آثار وی بود. هانیبال‌الخاص با گرایش به نوعی اکسپرسیونیسم روایی با مضمون‌های اساطیری و مذهبی که مطلوب زمانه بود هنرمندانی چون نیلوفر قادری‌نژاد، بهرام دبیری، ایوب امدادیان نصرت‌الله مسلمیان، مسعود سعدالدین، حسین خسروجردی،‌کاظم چلیپا، احمد امین‌‌نظر، مرتضی اسدی، ناصر پلنگی، حبیب صادقی، ادهم ضرغام و هادی ضیاءالدینی را به جامعه معرفی نمود، لذا بر این اساس می‌توان از وی به عنوان فردی تأثیرگذار بر هنر پس از انقلاب نام برد. وی و تنی چند از شاگردانش در زمان اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان انقلابی،‌دیوار سفارت را نقاشی کردند. الخاص در حال حاضر همچنان با انرژی سالهای اولیه‌ی انقلاب و با شعار کمیت‌گرایی در تولید اثر هنری و تبلیغ هنر فیگوراتیو، فعالیت خود را کماکان ادامه می‌دهد. به موازات این جریان، دانشکدة هنرهای تزئینی در سالهای اولیة انقلاب، با هنرمندانی چون محمدحسن شیدل، بهمن بروجنی، رحیم ناژفر، فرشید ملکی، مهدی حسینی و ابراهیم جعفری در عرصه‌های فرهنگی و هنری فعال بود، در این رابطه چند دیوار در داخل دانشکده و خیابانهای اطراف نقاشی شد، با پیشنهاد سیدکمال حاج‌سیدجوادی، معاونت هنری وقت که خود از فارغ‌التحصیلان دانشکده هنرهای تزئینی بود کارگاه حضوری نقاشی در یکی از گالری‌های موزة هنرهای معاصر راه‌اندازی شد. شماری از استادان دانشکده هنرهای تزئینی از جمله بهمن بروجنی، شیدل و ایرج اسکندری در این کارگاه مشغول به کار شدند که پیامد آن تعدادی تابلو در ابعاد بزرگ بود. فعالیت این کارگاه پس از شروع فعالیت‌های موزه هنرهای معاصر خاتمه یافت. محمدحسن شیدل که در زمینه نقاشی دیواری، آثاری را در قبل از انقلاب به وجود آورده بود به همراه بهمن بروجنی در این سالها دانشجویانی را همراهی کردند که می‌توان به نامهایی چون کورش شیشه‌گران، بهرام کلهرنیا، حسن صفا، امرالله فرهادی، حسین ماهر، حسن کیوان، عباس یزدی، احمد وکیلی، کریم نصر، حمید شانس، یعقوب امدادیان، ایرج زند و فاطمه امدادیان اشاره نمود. بعدها این گروه از دانشجویان دانشکده‌ی هنرهای تزئینی نقش فعالی را در زمینه‌های هنری در جامعه ایفا کردند. در سالهای اولیه‌ی انقلاب، گروههای هنری در حوزه‌های متفاوت فکری شکل گرفته و برخی از مؤثرترین هنرمندان این دوره به فراخور گرایشات خود جذب این گروه‌ها شدند. اختلاف نظرها ودرگیری‌های سیاسی در جامعه منجر به انقلاب فرهنگی در دانشگاهها شد، بر این اساس هنرمندانی چون رویین پاکباز، مرتضی ممیز، هانیبال‌الخاص، بهمن بروجنی، محمدحسن شیدل، ایرج انواری، سعید شهلاپور و ثمیلا امیرابراهیمی که در دانشگاهها تدریس داشتند، از محیط‌های آموزشی کناره‌گیری و یا کنار گذاشته شدند، ناگفته نماند که پس از چندی برخی از ایشان از جمله ممیز، پاکباز و سعید شهلاپور بکار دعوت شده و فعالیت خود را ادامه دادند. دهه‌ی اول انقلاب مصادف با حمله‌ی عراق به ایران بود و جنگی ناخواسته را رقم زد که هشت سال به طول انجامید. غالب آثار هنری در این دوران متأثر از این واقعه بود که زوایای مختلف آن به تصویر کشیده شد. حوزة اندیشه و هنر اسلامی به عنوان یکی از جریانات اساسی پس از انقلاب، کانونی شد تا انقلاب اسلامی را در زمینه‌های هنری همراهی کند، واحد تجسمی این مجموعه با حضور هنرمندانی چون علی رجبی، حسین خسروجردی، کاظم چلیپا، حبیب صادقی، ابوالفضل عالی، حسن یاقوتی، ناصر پلنگی، حمید شریفی، مصطفی ندرلو، ایرج اسکندری، علی وزیریان و مصطفی گودرزی شکل گرفت. حوزة اندیشه و هنر اسلامی محیط مناسبی برای رشدو شکوفایی هنر انقلابی با گرایش مذهبی شد، در این مجموعه آثار متنوعی به وجود آمد که بررسی و تحلیل این آثار به شناخت شرایط خاص اجتماعی دهه اول انقلاب کمک شایانی خواهد کرد. به موازات این مجموعه، هنرمندان دیگری در فضای ملتهب متأثر از جنگ تحمیلی آثار خود را در معدود گالری‌های سطح شهر عرضه می‌کردند. حضور ایشان در صحنه با توجه به عدم حمایت‌های مالی از جانب تشکل‌های دولتی و نیمه‌دولتی مبین نوعی تعهد به جامعه‌ی درگیر جنگ بود، از جمله این نقاشان که در طول سالهای جنگ فعالیت خود را متوقف نکردند می‌توان به نامهایی چون منوچهر معتبر، مهدی حسینی، کورش شیشه‌گران، بهرام دبیری، غلامحسین نامی، نصرت‌الله مسلمیان، شهاب موسوی‌زاده، یعقوب عمامه‌پیچ، حسین ماهر،‌ابراهیم جعفری، منوچهر صفرزاده و پرویز کلانتری اشاره نمود. مجموعه‌ی آثار این دوره از نقاشان مزبور با توجه به شرایط خاص اجتماعی، جنبه‌های اکسپرسیونیستی و نگاه انتقادی بخود می‌گیرد. این نگاه را می‌توان در برخی از آثار متأخر هنرمندان حوزه‌هنری نیز جستجو کرد، با این تفاوت که ایشان رفاه‌طلبی و سرمایه‌اندوزی را در شرایط بحرانی جنگ به نقد می‌کشند.
دهة دوم انقلاب (80 ـ 1370) دهه‌ی دوم انقلاب را می‌توان دهه‌ی گسترش فعالیتهای هنری قلمداد نمود. در این سالها با توجه به نیاز جامعه و شرایط سازندگی پس از جنگ، نمایشگاههای بزرگ هنری تحت عنوان دوسالانه توسط نهادهای دولتی برگزار گردید، مهم‌ترین این نمایشگاهها، دوسالانه نقاشی ایران بود که تا سال 1380 پنج دورة آن با نظم و ترتیب خاص برگزار گردید، با توجه به بررسی‌های انجام شده دولت و کارگزاران فرهنگی در زمینه‌ی فعال کردن فضای اجتماعی پس از جنگ و تلطیف آن با جذب هنرمندان و تولید آثار هنری موفق عمل نمودند. این توفیق باعث گردید تا دوسالانه‌های دیگری از جمله گرافیک، مجسمه‌سازی، نگارگری، سفال و طراحی با هدف جذب مخاطبین خاص و تخصصی کردن فعالیت‌های هنری انجام پذیرد. از طرفی حضور افراد مشخص در خصوص قضاوت آثار که بعضاً بصورت مکرر در داوری‌ها حضور داشتند واکنش‌هایی را از طرف منتقدین و هنرمندان حرفه‌ای به همراه داشت که به زعم ایشان از کیفیت و ارزش فعالیت دوسالانه‌ها می‌کاست. لذا این امر موجب آن شد که مسئولین امر در دوسالانه چهارم و پنجم در خصوص تعین دبیر دوسالانه‌ها و هیئت داوران در جهت جذب هرچه بیشتر نقاشان، تجدیدنظر به عمل آورند. این تصمیم باعث گردید نقاشانی که تا این تاریخ معترض بودند تمایل به حضور پیدا کنند. با تغییر مدیریت اجرایی کشور در اواخر دهة دوم انقلاب، و ترویج شعار مردم‌سالاری، نهادهای دمکراتیک از جمله انجمن‌های هنری شکل گرفت. بر این اساس طی دعوتی از جانب مدیریت موزة هنرهای معاصر هنرمندان نقاش در مجمعی، انجمن هنرمندان نقاش ایران را بنیان نهاده شد، این انجمن توانست اکثریت نقاشان فعال در طی سه دهة انقلاب را به خود جذب نموده و در جهت نهادینه کردن آن یک گام اساسی بردارد. در این برهه از انقلاب، برگزاری نخستین دوسالانه بین‌المللی نقاشی جهان اسلام که در جهت منطقه‌ای نمودن فعالیت نقاشان ایرانی بود گامی به جلو محسوب می‌شد. این دوسالانه که اولین بار در اواخر دهة دوم انقلاب (1379) برگزار گردید توانست در نخستین گام خود حضور نقاشان 27 کشور اسلامی را تجربه نماید. تأسیس گالری‌ها و فرهنگسراهای متنوع توسط بخش خصوصی و شهرداری، اقدامی مهم در زمینه‌ی اقتصاد هنری بود، تقویت این جنبه از فعالیت‌های فرهنگی باعث گردید تا زمینه برای حضور بخش خصوصی در جهت رشد کمی و کیفی هنرهای تجسمی فراهم آید، با توجه به اتفاقات مهمی که در دهة دوم انقلاب به وقوع پیوست این دهه را بایستی از جمله دوره‌های مهم در تاریخ هنر معاصر ایران قلمداد کرد، رویکردهای متفاوت کارگزاران فرهنگی در نیمه نخست این دهه (75ـ1370) در مقایسه با نیمة دوم آن (80 ـ1375) از مهم‌ترین عواملی است که در پرباری این دهه مؤثر بوده است.  نیمه نخست دهة سوم (85 ـ 1380) با توجه به توسعه ارتباطات و تبادلات هنری با کشورهای خارجی، آغاز این دهه با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بود، در این سالها هنرمندان نقاش برای حضور و رقابت در عرصه‌های جهانی به شناسایی و مرور دستاوردهای هنر معاصر غرب می‌پردازند. رفت و آمد ایشان به کشورهای غربی، زمینه‌ای می‌شود تا هنرمندان نوپا تحت تأثیر هنرهای نوپدید غربی از جمله هنرهای مفهومی، اجرایی و ویدیویی به اقتباس از ایشان آثاری را به وجود آورند. موزة هنرهای معاصر تهران صحنه‌ی بازسازی و مرور نگرش‌های جدید هنری می‌شود و با توجه به جذابیت آن با استقبال مخاطبین جوان روبرو می‌شود. تفکر ساختارشکنانه مجریان امر این اجازه را به هنرمندان می‌دهد که اجراهای خود را از محل برگزاری نمایشگاه خارج و تا سطح شهر توسعه دهند. این روند گاهی گذر از باورهای سنتی و اعتقادی را مجاز می‌شمارد تا جائیکه در یکی از نمایشگاههای مذکور آثار ارزشمند نقاشی ایرانی بر کف سالن چسبانیده شد تا تماشاچیان از روی آن عبور کنند. حضور هنرمندان و منتقدین مطرح غربی از جمله ادوارد لوسی اسمیت، آرمان و... که با هدف شناسایی و معرفی هنر جدید در ایران دعوت می‌شدند از جمله اتفاقات مهم این برهه از تاریخ هنر معاصر است. هنرمندان فعال در نمایشگاههای مفهومی، طی دو دوره به بینال ونیز اعزام می‌شوند که این حضور با توجه به اهمیت آن پی‌آمد خاصی را به همراه نداشت. تشکیل گروههای کم‌جمعیت هنری، تمهید دیگری برای فعال کردن فضای هنری و جذب امکانات دولتی می‌شود، در این راستا گروههای متعددی تشکیل شدند که از جمله می‌توان به گروه 30، دیوار سفید و گروه فمینیستی دنا اشاره نمود. این گروهها نمایشگاههایی را در داخل و خارج کشور برگزار کردند که نوعاً تفاوتی از لحاظ دیدگاه و تفکر هنری بین آنها نبود. توجه کارگزاران هنری به شیوه‌های نوپدید غربی، واکنش سنت‌گرایان را به همراه داشت. برگزاری نمایشگاههای هنرهای معنوی، هنرهای قرآنی و شاهکارهای نگارگری ایران که با به نمایش گذاشتن تصاویر نسخ خطی ایرانی در موزة هنرهای معاصر برپا گردید از جمله این واکنشها محسوب می‌شود. با تغییر مدیریت اجرایی کشور در سال 1385 و طبعاً تغییر مدیران فرهنگی و هنری پیش‌بینی می‌شود تا اواخر نیمه اول دهة سوم تغییرات اساسی در جهت‌گیری امکانات دولتی به سمت توجه به هنرهای ایرانی و اصیل صورت پذیرد. به طور کلی از بررسی هنر انقلابی ایران طی سه دهه گذشته چنین می‌توان نتیجه گرفت که به رغم تلاش‌های هنرمندان جوان و انقلابی ایران، هنوز به الگوی مناسب و جامعی در خور شأن و تفکر انقلاب اسلامی که اساساً با انقلابهای دیگر جهان متفاوت است، دست پیدا نکرده‌ایم، علت این مسئله را نه فقط در دنباله روی‌ها و الگوبرداری‌های ناسنجیده، بلکه در کمبودهای ناشی از عدم هماهنگی خلاقیت هنری و تحولات فکری و انقلابی معاصر باید جست. به همین سبب تغییرات پیوسته سیاسی، سیاستگذاری‌های دولتی، نظر محافل خارجی و سلیقه‌ی مجریان امر بر سیر هنر پس از انقلاب، اثر گذاشته‌اند. مسلماً انقلاب ایران که مبتنی بر تفکر اسلامی است طالب هنری است که با ماهیت آن سازگاری داشته باشد. 
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/9G6G2HM

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir