زنجان
← همه اخبار
باران در خیمه / مهدی مردانی

باران در خیمه / مهدی مردانی

۲۹ آذر ۱۳۹۲کد خبر: 32412۳

از برگزیده اشعار نخستین سوگواره عاشورایی شعر کودک

شعر اول
)باران در خیمه(
می بینم آنجا خیمه ها را شمشیر ها، نیزه، سپر ها  انگار رنگ خون گرفتند روی کلاه شمر پرها
آنکه شبیه توست تشنه ست غم در صدای او نشسته حالا به یاد تو دوباره  این کوچه بغضش را شکسته
ای کاش ابری می شدم من  تا تشنگی پایان بگیرد  از چشمهای من برایت  در خیمه ها باران بگیرد 
یک سو سپاه کفر اما یک سو سپاه مهربانی ست با این صدای طبل و شیپور در این محل تعزیه خوانی ست --------------------------
شعر دوم
(اسب تشنه) در دفتر نقاشی خود اسبی کشیدم، تیر خورده اسبی که بریال سپیدش یک عالمه شمشیر خورده
اسب سپیدت بی سوار است بی تو دلش الان گرفته از چشمهای اسب تشنه در دفترم باران گرفته
ای کاش می شد می کشیدم عکس تو را پهلوی اسبت در دفترم جای تو خالی ست افتاده ای از روی اسبت ----------------------------
شعر سوم (حواس تو به من هست؟) صدای گریه های جوان و کودک و پیر صدای نوحه خوان و صدای طبل و زنجیر
پُر از پَرهای رنگی ست علامت ها دوباره به یادت چشم مادر شده غرق ستاره
شنیدم که می آیی تو هر جا سینه زن هست ولی در این شلوغی حواس تو به من هست؟
اگر اینجایی آقا بدان یاد تو هستیم من و این طبل کوچک که این گوشه نشستیم ------------------------------- شعر چهارم
تقدیم به حضرت علی اصغر (ع) (ماهی کوچک)
از تشنگی بود شش ماهه بی تاب مانند ماهی در حسرت آب
تیرو کمانها او را که دیدند چون غنچه او را از شاخه چیدند
شد تُنگی از خون دستان بابا ماهی کوچک دل زد به دریا -------------------------
شعر پنجم
تقدیم به حضرت رقیه (س) (بغض دخترک )
در خرابه های شام بغضِ کوچکی شکست داغِ تازیانه ها روی غنچه ای نشست
مثل اینکه سرخ بود جای گوشواره ای از نگاه او چکید باز هم ستاره ای
یک گل سه ساله که هیچ رنگ و رو نداشت گر چه باز تشنه بود او دگر عمو نداشت
گریه کرد و گریه کرد قطره قطره آب شد اشکهای ناز او شعر این کتاب شد
مهدی مردانی از قزوین

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/98VHA46

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir