زنجان
← همه اخبار
حکمت معنوی در هنر تذهیب

حکمت معنوی در هنر تذهیب

۲۵ مهر ۱۳۹۲کد خبر: 32258۳

تذهیب‌ چنانکه‌ گفته‌اند از لغت‌ عربی‌ «ذَهَبْ» یعنی‌ طلا مشتق‌ شده‌ که‌ عبارت‌ است‌ از طرح‌، ترسیم‌ و تنظیم‌ ظریف‌ و چشم‌انداز نقوش‌، نگاره‌های‌ گیاهی‌ و هندسی‌ در هم‌ تنیده‌ و پیچان‌

دو قرن‌ پس‌ از آنکه‌ اصحاب‌ پیغمبر اسلام‌، قرآنی‌ را که‌ جبرئیل‌ از جانب‌ خدا بر او نازل‌ کرده‌ بود، روی‌ برگ‌ نخل‌ و استخوان‌ ثبت‌ کردند، کتاب‌ آسمانی‌ به‌ خط‌ پرشکوه‌ کوفی‌ بر صحایفی‌ مرتب‌ و کامل‌ با سرلوحهای‌ زرنگار نوشته‌ شد. قدیمی‌ترین‌ قرآنهای‌ باقیمانده‌ اغلب‌ به‌ خط‌ کوفی‌ است‌ و تاریخ‌ تحریر آنها را بایستی‌ از قرن‌ سوم‌ (ه.ق‌.) به‌ بعد دانست‌. از طرز تذهیب‌ و آرایش‌ قرآنهایی‌ که‌ قبل‌ از این‌ زمان‌ تدوین‌ گردیده‌ است‌ اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌، ولی‌ شاید بتوان‌ تاریخ‌ تذهیب‌ قرآن‌ را همزمان‌ با نوشتن‌ آن‌ دانست‌. تذهیب‌ چنانکه‌ گفته‌اند از لغت‌ عربی‌ «ذَهَبْ» یعنی‌ طلا مشتق‌ شده‌ که‌ عبارت‌ است‌ از طرح‌، ترسیم‌ و تنظیم‌ ظریف‌ و چشم‌انداز نقوش‌، نگاره‌های‌ گیاهی‌ و هندسی‌ در هم‌ تنیده‌ و پیچان‌ که‌ با چرخشهای‌ تند و کند و گردشهای‌ موزون‌ و مرتب‌ و خطوط‌ سیال‌ و روان‌، نقش‌ شده‌ باشند. چون‌ در آغاز شکل‌گیری‌ این‌ هنر از همان‌ قرون‌ اولیه‌ اسلامی‌، رنگ‌ غالب‌ و عمده‌ در رنگ‌آمیزی‌ این‌ گونه‌ نقشها رنگ‌ طلا بوده‌ است‌، واژه‌ تذهیب‌ بدان‌ اطلاق‌ شده‌، هرچند دیگر رنگها چون‌ لاجورد و در دوران‌ بعد آبی‌، شنگرف‌، سبز و فیروزه‌ای‌ نیز کنار طلا جا گرفته‌اند.  معمولاً هنرشناسان‌ و فرهنگ‌نویسان‌، تذهیب‌ را هنری‌ وابسته‌ به‌ فنون‌ کتابسازی‌ و هنر کتاب‌آرایی‌ ذکر کرده‌اند و در تعابیر و تعاریف‌ خود وجوه‌ استقلال‌ هنر تذهیب‌ و مرز اصالت‌ و مرکزیت‌ این‌ شاخه‌ پُربرکت‌ هنر تزئینی‌ را در گستره‌ هنر ایران‌ نادیده‌ گرفته‌اند. پیشینه‌ آذین‌ و تذهیب‌ در هنر کتاب‌آرایی‌ ایران‌، به‌ دوره‌ ساسانی‌ می‌رسد. بعد از نفوذ اسلام‌ در ایران‌ هنر تذهیب‌ در اختیار حکومت‌های‌ اسلامی‌ و عرب‌ قرار گرفت‌ و هنر اسلامی‌ نام‌ یافت‌. اگرچه‌ چند زمانی‌ این‌ هنر از بالندگی‌ فروماند، اما دگربار، پویایی‌ خود را بدست‌ آورد، چنانکه‌ در دوره‌ سلجوقی‌، مذهبان‌ آرایش‌ قرآنها، ابزار و ادوات‌، ظرفها، بافته‌ها و بناها را پیشه‌ خود ساختند و چندی‌ بعد در دوره‌ تیموری‌، این‌ هنر به‌ اوج‌ خود رسید و زیباترین‌ آثار تذهیب‌شده‌ بوجود آمد. نقاشان‌، صحافان‌ و صنعتگران‌ به‌ خواست‌ سلاطین‌ از سراسر ایران‌ فراخوانده‌ شدند و در کتابخانه‌های‌ پایتخت‌ به‌ کار گمارده‌ شدند. بدین‌ترتیب‌، آثار ارزشمند و باشکوهی‌ پدید آمد. یکی‌ از اهداف‌ عالی‌ هنر این‌ است‌ که‌ انسانها را در خداشناسی‌ حقیقی‌، درک‌ صحیح‌ و واقعی‌ توحید، فهم‌ مقام‌ ربوبی‌ پروردگار متعال‌ و شناخت‌ جمال‌ و جلال‌ و عظمت‌ او کمک‌ و یاری‌ ببخشد. یعنی‌ داشتن‌ جهان‌بینی‌ توحیدی‌ و جهان‌بینی‌ هستی‌، مبتنی‌ بر اصول‌ اسلام‌ در شناخت‌ و ایمان‌ حقیقی‌ انسان‌ به‌ خداوند عالم‌، که‌ بزرگترین‌ واجب‌ دینی‌ در اسلام‌ است‌، کمک‌ و راهنمایی‌ می‌نماید. چنانکه‌ از امام‌ علی‌(ع‌) و دیگر امامان‌ معصوم‌(ع‌) رسیده‌ است‌: «اول‌ الذین‌ معرفته‌» اولین‌ واجب‌، شناخت‌ خداوند می‌باشد. از دیدگاه‌ اسلام‌، ماهیت‌ اساسی‌ هنر و عناصر شکل‌دهنده‌ آن‌ و منشأ تولید فرآورده‌های‌ هنری‌ باید از مایه‌ معنوی‌ و حقیقت‌ روحانی‌ برخوردار باشد. چنانچه‌ ایمان‌ و معنویت‌ در شریانهای‌ هنر جاری‌ نباشد، هنر بی‌جان‌ و بی‌رمق‌ و سرد و کسالت‌آور خواهد شد. ارتباط‌ معنویت‌ اسلامی‌ با هنر اسلامی‌ را باید در نحوه‌ شکل‌گیری‌ ذهن‌ و روح‌ مسلمانان‌، از جمله‌ هنرمندان‌ یا صنعتگران‌، توسط‌ مناسک‌ و شعائر مذهبی‌ اسلام‌ جستجو کرد. منشأ هنر اسلامی‌ را باید در حقایق‌ درونی‌ قرآن‌، که‌ حقایق‌ اصلی‌ عالم‌ هستی‌ و حقیقت‌ معنوی‌ ذات‌ نبوی‌ است‌ و برکات‌ محمدیّه‌ از آن‌ نشأت‌ می‌گیرد، جستجو کرد. قرآن‌ اصل‌ توحید را بازگو می‌کند و حضرت‌ محمد(ص‌) نیز تجلی‌ این‌ وحدت‌ در کثرت‌ است‌ و در خلقت‌ خداوند، بر این‌ شهادت‌ می‌دهد. هنر اسلامی‌ نتیجه‌ تجلی‌ وحدت‌ در ساحت‌ کثرت‌ است‌. این‌ هنر به‌ شیوه‌ای‌ خیره‌کننده‌، وحدت‌ اصلی‌ الهی‌، وابستگی‌ همه‌ چیز به‌ خدای‌ یگانه‌، فناپذیری‌ جهان‌ و کیفیات‌ مثبت‌ وجود عالم‌ هستی‌ یا آفرینش‌ را نشان‌ می‌دهد، خلقتی‌ که‌ خداوند در قرآن‌ در باره‌ آن‌ می‌فرماید: «ربنا ما خلقت‌ هذا باطلا...» این‌ دستگاه‌ باعظمت‌ را بیهوده‌ نیافریدیم‌. از منظر تفکر اسلامی‌، هنر را نمی‌توان‌ هیچ‌گاه‌ از یک‌ صنعت‌ که‌ پایه‌ مادی‌ آن‌ است‌ و یک‌ علم‌ که‌ به‌ طور منظم‌ انتقال‌ می‌یابد، جدا ساخت‌. هنر یا فن‌ به‌ معنی‌ خاص‌ آن‌، هم‌ از صنعت‌ و هم‌ از علم‌ بهره‌مند است‌. وانگهی‌ این‌ علم‌ فقط‌ یک‌ علم‌ منطقی‌ و استدلالی‌ نیست‌، بلکه‌ بیان‌ یک‌ «حکمت‌» است‌ که‌ اشیاء را به‌ اصول‌ کلی‌ خود مرتبط‌ می‌سازد. حکمت‌ در لغت‌ به‌ معنای‌ نوعی‌ محکم‌کاری‌ است‌ که‌ در آن‌ رخنه‌ای‌ راه‌ ندارد و در معلومات‌ عقلی‌ که‌ ابداً قابل‌ بطلان‌ و کذب‌ نیست‌ به‌ کار می‌رود.
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/9AT4TYX

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir