زنجان
← همه اخبار
صبح نقره‌ای گفتاری پیرامون آثار کاظم چلیپا/ یوسفعلی میرشکاک

صبح نقره‌ای گفتاری پیرامون آثار کاظم چلیپا/ یوسفعلی میرشکاک

۱۰ مرداد ۱۳۹۲کد خبر: 32116۳

چلیپا نقاشی را در خون خود دارد و میراث‌دار استاد حسن اسماعیل‌زاده ـ بقیـöالسیف نقاشی مردمی قهوه‌خانه ـ و از مؤسسان نقاشی انقلاب اسلامی. ایشان و نقاشانی چون حسین خسروجردی و حبیب صادقی و ایرج اسکندری و ...، نخستین کسانی بودند که دوشادوش شاعران و نویسندگان انقلاب، ندای روح جمعی کشور ایران را لبیک گفتند و قدم در راهی دشوار نهادند و نهراسیدند و طعن و لعن و دشنام بیگانه و سرزنش خویش و کج‌فهمی برخی خشک‌اندیشان را به جان خریدند و با دست تهی آغاز به کار کردند...

 به این معنا که در آغاز نهضت 57 هیچ یک از نقاشان انقلابی نمی‌دانستند از کدام الگو باید پیروی کنند. هنرمند بودند، قدرت قلم داشتند، از خلاقیت فردی بهره‌مند بودند، اما در برزخی گرفتار آمده بودند که نه کهنه را برمی‌تابید و نه نو را. در این برزخ نه می‌شد پیرو رئالیسم سوسیالیستی شوروی بود، نه می‌شد آثار نقاشان انقلاب مکزیک را سرمشق قرار داد، نه رجوع به هنر آزاد و غیرانقلابی اروپا و آمریکای قرن بیستم ممکن بود و نه می‌شد به قهقرا برگشت و مثلاً مکتب هرات یا مکتب صفویه یا مکتب قاجاریه را الگو قرار داد. شاعران در مضمون با مشکل روبه‌رو بودند، اما نقاشان دو مشکل داشتند؛ هم باید مضامینی نو خلق می‌کردند و هم صور متناسب با این مضامین را می‌یافتند. 

چلیپا هم‌چون دیگر هنرمندان ملتزم به حقیقت انقلاب الهی (که از عهد آدم ابوالبشر علیه‌السلام آغاز شده و تا قیام قیامت کبری ادامه خواهد یافت)، آثاری آفرید که گواهی توان‌مندی وی در نقاشی صرف یا صرف نقاشی است. البته همین آثار هم در صورت و هم در مضمون، متضمن وجه ربانی و دینی است، اما نقاشی انقلابی امری روزآمد و تقویمی است و مخاطبان آن از ادراک وجه تاریخی و فراتقویمی آثاری هم‌چون «صبح نقره‌ای» عاجزند و فی‌المثل تابلوهایی هم‌چون «روز بزرگ» را بیشتر خوش می‌دارند. حال آن‌که این‌گونه تابلوها گزارش واقعیتی است که عکس و فیلم برای انتقال آن کافی‌ است، اما روح جمعی نمایندگانی دارد که هرچند مقام قضاوت در باب هنر را عهده‌دار شده‌اند، اما فراتر از تقویم نمی‌توانند رفت و از عهدة شناسایی مراتب مختلف هنر برنمی‌آیند.  آن‌چه در این ‌مقاله مورد تأمل است آن گروه از آثار استاد کاظم چلیپاست که پس از فرود آمدن ایشان از صلیب «التزام اجتماعی» و آزاد شدنش از قید هرگونه «تقویم جمعی» به وجود آمده‌اند. همان‌گونه که اشاره شد تقویم امری روزآمد و به ناگزیر ناپایدار است. عامة مردم ـ صورت انبوه و متراکم نفس امارة‌ جمعی ـ در رویکرد به هنر تقویمی جز نقش نفس ناپایدار و عقل کارافزای خود را جست‌وجو نمی‌کنند. هنرمندِ حقیقی کسی است که نخست برای نجات این «صورت متراکم» مصلوب شود، آن‌گاه آزاد شده و به معراج حقیقت دست یافته و از قید هرگونه «تقویم نفسانی» و «تاریخ عقلانی» رها گردد. بنابراین بنده بدون این‌که به آثار دورة‌ نخستِ استاد چلیپا اشاره‌ای داشته باشم، یک‌راست به سراغ آن گروه از آثار استاد می‌روم که خود بر آن‌ها نام «پس از تصلیب» نهاده‌ام. در این‌گونه آثار نخست با مصادرة رئالیسم دینی و انقلابی مواجه می‌شویم. «حر» یکی از این‌گونه آثار است. در این تابلو، مخاطب اگر صاحبِ مرتبت باطنی باشد به جای اباعبدالله‌الحسین‌علیه‌السلام ایستاده است و حریف را می‌شناسد. البته فتنه‌گر بزرگ و مکار، سر فروافکنده تا مخاطب او را نشناسد و حقیقت باطنی او پنهان بماند. حقیقتی که جز از چشم دیداربین بزرگ کربلا، حضرت زینب کبری ـ روحی فداءلها ـ پنهان بود و هنوز هم پنهان است و مگر سالکی واصل بتواند به حقیقت وی راه ببرد. به هر حال این تابلو (حُرّ) یکی از درخشان‌ترین آثار هنر دینی است؛ چرا که نه تنها یکی از جامه‌های اصلی رستاخیز را در «متن صوریِ» ظهورِ پیر میکائیل ‌علیه‌السلام نشان می‌دهد، بلکه اولیا علیهم‌السلام را بیرون از متن تابلو و اشقیا را به صورت ظل (سایه) در بعد بعید از حق (افق مهجوری و دوری) رقم زده است. 
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/4EURXDP

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir