زنجان
← همه اخبار

تاملی در مفهوم "هنر دینی"

۳۱ تیر ۱۳۹۲کد خبر: 32114۲

«نظام جمهوری اسلامی ایران حرفها و ایده های جدیدی برای گفتن دارد که باید با استفاده از شیوه های هنرمندانه و تأثیرگذار، مطرح شوند. مردم سالاری همراه با حقیقت دینی، اکنون در ایران تحقق پیدا کرده و می توان با شیوه های هنری و نمایشی این واقعیت بی نظیر را به جهانیان معرفی کرد. حرفها و ایده های جذاب و بسیار پرطرفدار در میان ملتها، در نظام اسلامی ایران وجود دارد، که می توان آنها را در قالب داستانهای نمایشی بلند و یا کوتاه و با شیوه ای هنرمندانه عرضه کرد.»

تاملی در مفهوم "هنر دینی" 1 / تعریف هنر 
فصل اول: تعریف هنر عناوین «هنر دینی، هنر متعهد، هنر قدسی، هنر معنوی، هنر رحمانی، هنر اصیل و ...» - با اندکی اختلاف در معنا- همگی عناوینی هستند که سالیانی است در مکتوبات یا سخنان افراد بر شاخه ای از هنر اطلاق گشته و حول آن بحث و فحص شده است. علاقه شخصی حقیر به حوزه هنر و سینمای انقلاب و پاسخ به این سؤال که «هنر چگونه میتواند در خدمت دین، معنویت و انقلاب قرار گیرد؟» من را بر آن داشت تا از توفیق اجباری بوجود آمده در درس دو واحدی و عمومی «هنر و تمدن اسلام و ایران» که ملزم شده بودیم به ارائه یک تحقیق در حوزه «هنر و تمدن اسلامی» استفاده کرده و به جستجوی تعاریف و مبانی مفهوم «هنر دینی» در لسان برخی اهل هنر و نیز اهالی متدین و انقلابی هنر بپردازم؛ صد البته در حد وسع و زمان. لذا در این پست و چند پست آینده بنا دارم تا مطالبی از چهار فصلِ این پژوهش مختصر را سلسله وار ارائه نمایم، اگرچه بعقیده خودم بسیار ناقص و قابل تعمیق و بسط و گسترش است. توجه شود که تاکید اصلی در این مقاله ها، صرفاً نقل مبانی و سپس استخراج مشترکات و اختلافات آنهاست. با این حال در برخی موارد نظر شخصی خود را نیز به حد تناسب بیان کرده ام؛ اگرچه در غالب موارد اینگونه عمل نکرده و به نقل اکتفا نموده ام.
پیش از آنکه به بررسی مفهوم «هنر دینی» و چیستی آن بپردازیم، لازم است تا اندکی درباره نظرات مختلف حکما و دانشمندان، در خصوص مفهوم خود «هنر» اشاره کنیم.
معنای لغوی هنر این واژه اصالتاً اوستایی و پهلوی بوده و مرکب از «هو» (به معنای خوب، نیک، زیبا، بسیار، بسنده و رسا) و «نَرَ» (به معنای مرد) است، و لذا ترکیب این دو به معنای نیک¬مرد یا انسانی با فضایل و خصایل پاک انسانی است. علاوه بر این معنای مشهور، نظریه دیگری «هو» را به همان معنا گرفته اما «نَرَ» را به «نَ» (که میانوند است) و «اَرَه» (که به معنای کمال است) تجزیه می کند و در نهایت «هو ن اره» را به معنای «انجام کاری در حد کمال» می داند.[1] اگرچه بررسی ما در این نگارش، غالباً بر روی معنای اصطلاحی هنر می¬باشد، اما هنر در معنای لغوی خود (یعنی نیکمردی و فضیلت) در ادبیات ما کاربرد داشته است. آنچنانکه حافظ می گوید: قلندران طریقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است[2] در لغتنامه دهخدا نیز هنر به معانی زیر آمده است: «علم و معرفت و دانش و فضل و فضیلت و کمال. (از ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). کیاست، فراست، زیرکی، (یادداشت مؤلف ).این کلمه در واقع به معنی آن درجه از کمال آدمی است که هشیاری و فراست و فضل و دانش را دربردارد و نمود آن صاحب هنر را برتر از دیگران مینماید»[3]
معنای اصطلاحی هنر - افلاطون و باقی حکمای یونانی هنر را امری تقلیدی می دانستند و معتقد بودند که بنیان هنر بر تقلید است. مثلاً بازیگر روی صحنه نمایش رفتاری را تقلید کرده و پیکره تراش در ساخت مجسمه از طبیعت تقلید می کند.[4] لذا گفته می شود افلاطون به بیرون راندن هنرمندان از مدینه فاضله اش نیز رأی داده است و اصولاً حکت را با هنر در تضاد می-دانستند.[5] - فریدریش ولهلم شلینگ که یکی از فیلسوفان بزرگ آلمانی و هم عصر هگل است، هنر را دارای دو ویژگی اساسی می-داند: اول آنکه بر شهودی زاینده و خلاق متکی است و دوم آنکه غایت آن نمایاندن یگانگی وجود آگاه و ناآگاه یا وجود واقعی و متعالی است.[6] - تولستوی هنر را «سرایت دادن و اشاعه احساس» می داند. به عبارت دیگر او و اقران او معتقدند هنر «بیان احساسات و عواطف هنرمند» است.[7] - هربرت رید، هنر را «کوششی برای آفرینش صور لذتبخش» تلقی می کنند.[8] - در دایرة المعارف هنر، هنر به «هرگونه فعالیتی که هم خودانگیخته و هم مهار شده باشد» اطلاق شده است.[9] - عده ای از حکمای اسلامی، هنر را «عینیت بخشیدن به شهود هنرمند می¬شمارند، که همان تجلی کالبدی بخشیدن به ملکوت موجودات و مفاهیم است.»[10] چنانچه دکتر حبیب الله آیت اللهی می گوید: «هنر متجلی کردن جلوه های وجه الله، در وجوه مختلف آن است.»[11] - علامه جعفری در تعریف هنر می گوید: «هنر یکی از نمودها و جلوه های بسیار شگفت انگیز سازنده حیات بشری است و نمود هنری جایگاه تلاقی روحی بزرگ که دارای نبوغ هنری است با دیگر ارواح انسانهاست و این تلاقی باید هم برای روح بزرگ هنرمند مفید باشد و هم برای ارواح تماشاگر.»[12] وی هنر را به دو دسته «پیشرو» و «پیرو» تقسیم نموده و می گوید: «معنای پدیده پیرو، آن است که از خواسته ها و تمایلات و اخلاقیات رسمی و دانسته های معمولی تبعیت نماید، در حالیکه وظیفه از هنر پیشرو، تصفیه واقعیات جاری و استخراج حقایق ناب از میان آنها و قرار دادن آنها در مجرای حیات معقول با شکل جالب و گیرنده می باشد.»[13] - امام خمینی(ره) می فرماید: «هنر آن است که بى‏هیاهوهاى سیاسى و خودنماییهاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد و خود را فداى هدف کند نه هوى‏، و این هنر مردان خداست.»[14] - رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای (دامت برکاته) می فرماید: «اگرچه بروز هنر در چگونگی تبیین است، اما این، همه حقیقت هنر نیست. پیش از تبیین یک ادراک و احساس هنری وجود دارد، نکته اصلی آنجاست. بعد از آنکه زیبایی یک ظرافت و یک حقیقت ادراک شد، از آن هزار نکته باریکتر ز مو که گاهی آدمهای غیرهنرمند نمی توانند یک نکته اش را هم درک کنند، هنرمند با همان روح هنری و با آن چراغ هنر که در درون او برافروخته شده است، ظرایف و دقائق و حقایقی را ابراز می کند؛ این می شود هنر واقعی و حقیقی، که ناشی از یک ادراک و یک بازتاب و یک تبیین است.»[15] - مرحوم دکتر شریعتی می گوید: «هنر یک مقوله دینی است و یک حقیقت متعالی و مقدس است که نجات بخش بشریت است و همچنین یک رسالت مافوق مادی و متعالی و صد در صد انسانی دارد... هنر عبارت است از کوشش انسان برای برخوردار شدن از آنچه باید باشد، اما نیست.»[16] - غلامرضا اعوانی هم در کتاب «حکمت هنر معنوی» می گوید: «هنر در اسلام شامل تمام زندگی انسان می شود؛ از خانه و کوچه و بازار و مسجد گرفته، تا قاشق و ظرف آبخوری؛ تمام اینها مظاهر هنر هستند. هنر در تمام مظاهر زندگی تجلی دارد و به صرف تصویر و نقش و نگارپردازی محدود نمی شود.»[17] - محمد نقی زاده نیز در کتاب خود هنر را بدین گونه تعریف می کند: «هنر به طور عام عبارت است از بیان یک مفهوم به نحوی جذاب و گیرا و مؤثر بر ذهن و روان مخاطب توسط ابزار مادّی و روشهای خاص.»[18] - یکی دیگر از معاصرین، هنر را اینگونه تعریف می کند: «تجسّم دادن رمزگونه رازها و زیبائیهای طبیعت و جهان غیب.»[19] - البته در این میان عده همچون لودویک وینگنشتاین نیز هنر را اصلاً غیر قابل تعریف دانسته و گفته اند: «هنر دائماً در متن زمان در معرض تغییر و تحولاتی بنیادین قرار گرفته است لذا قابل تعریف نیست.»[20]
کاربرد هنر نظرات افراد مختلف درباره کاربرد هنر غالباً ارتباط مستقیمی با نظرات ایشان درباره تعریف هنر دارد. لذا اشاره ای اجمالی بدین موضوع نیز خالی از فایده نمی¬باشد. دکتر محمد نقی زاده در کتاب «مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی» دیدگاههای مختلف درباره کاربرد هنر را اینگونه بیان می¬کند: 1- عده ای، هنر و آثار هنری را به مثابه «کالا»یی می نگرند که می تواند در اقتصاد جامعه و هنرمند ایفای نقش نماید. 2- نگرشی دیگر - که عمدتاً مخصوص اقشار مرفّه و یا تازه به دوران رسیده است- هنر را به عنوان «موضوعی تفننی» می پندارد که برای گذران اوقات فراغت مناسب می باشد. 3- دیدگاهی دیگر، هنر را به مثابه «ضرورتی برای تعدیل مادّیت حیات انسان» و پاسخگوی نیازهای معنوی انسان تلقی می کنند.[21]
عناصر کلیدی در تعریف هنر با دقت در تعاریف بالا و ملاحظه اشتراکات و افتراقات آنها، چند عنصر اصلی را می توان برای این تعاریف مشخص کرد که محور اصلی اختلاف نظرها در تعریف مفهوم هنر نیز می باشد: 1- خودانگیختگی هنر؛ بعبارت دیگر کششی بودن هنر و نه کوششی بودن آن؛ 2- مهارشدگی هنر یا در مقابل مهارگسیختگی آن؛ 3- ماهیت دینی هنر؛ بعبارت دیگر مناقشه ای در وجود «هنر غیر دینی»؛ 4- تجلی گری هنر از عالم ملکوت؛ 5- جاری بودن هنر در تمام شؤونات زندگی؛ 6- تقلیدی بودن یا تقلیدی نبودن هنر؛ در میان این شش عنصر، چهار مورد اول را در خلال مباحث بعدی و در حدی که ما را به روشن تر شدن مفهوم «هنر دینی» رهنمون سازد، بررسی خواهیم کرد. ادامه دارد...
[1] - بلخاری، حسن؛ آشنایی با فلسفه هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص17. [2] - دیوان حافظ. [3] - دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران؛ 1377؛ ج15، ص 23567. [4] - بلخاری، حسن؛ آشنایی با فلسفه هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص35. [5] - نقی زاده، محمد؛ مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی؛ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1387؛ ص59. [6] - بلخاری، حسن؛ آشنایی با فلسفه هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص19. [7] - بلخاری، حسن؛ آشنایی با فلسفه هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص42. [8] - رید، هربرت؛ معنی هنر؛ ترجمه نجف دریابندی؛ تهران، کتابهای جیبی؛1351؛ ص2. [9] - نقی زاده، محمد؛ مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی؛ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1387؛ ص62. [10] - نقی زاده، محمد؛ مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی؛ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1387؛ ص61. [11] - آیت اللهی، حبیب الله؛ آیه نور و هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص130. [12] - جعفری، [علامه] محمدتقی؛ زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام؛ تهران، دفتر مطالعات دینی هنر؛1369، صص 13-16. [13] - جعفری، [علامه] محمدتقی؛ زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام؛ تهران، دفتر مطالعات دینی هنر؛1369، ص 26-29. [14] - خمینی، [امام] روح الله؛ صحیفه نور؛ ج14، ص478.  [15] - خامنه¬ ای، سید علی؛ نکته های ناب؛ تهران، نشر معارف، 1386؛ ج2؛ ص88؛ بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه، در تاریخ 1/5/1380؛ [16] - شریعتی، علی؛ هنر (مجموعه آثار32)؛ تهران، چاپخش،1366؛ ص19. [17] - اعوانی، غلامرضا؛ حکمت هنر معنوی؛ تهران، نشر گروس؛ 1375، صص342-343. [18] - نقی زاده، محمد؛ مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی؛ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1387؛ ص67. [19] - خامنه¬ ای، سید محمد؛ http://loghman.info/forum/index.php?topic=5187.0;wap2 (دیده شده در 4/8/1388) [20] - بلخاری، حسن؛ آشنایی با فلسفه هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص44. [21] - نقی زاده، محمد؛ مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی؛ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1387؛ ص58.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------- تاملی در مفهوم "هنر دینی" 2 / محتوا و فرم هنر دینی 
فصل دوم: محتوا و فرم «هنر دینی» در این فصل و فصل آینده برآنیم تا با توجه به تعاریف برخی اشخاص و بزرگان اسلام و انقلاب، درباره «هنر دینی» و مترادفات آن، موضوعاتی را به ترتیب در محتوا، شکل(فرم) و منشأ این نوع هنر می کنیم.
الف. تعهد در قبال «محتوا» «هنر دینی» به عنوان شاخه ای از هنر، دارای خصوصیاتی است که یک اثر هنری بدون واجدیت آنها، مصداق این قسم از هنر محسوب نمیشود. در این قسمت سعی کرده ایم تا با ذکر برخی سخنان بزرگان اسلام و انقلاب، قسمتهایی هرچند اندک، از مؤلفه های محتوایی «هنر دینی» و آنچه که توسط ایشان به عنوان «تعهد در مضمون اثر هنری» مطرح شده است را بیان کنیم: ١- خارج کردن انسان از روزمرگی و ایجاد یادخدا شهید بهشتی: «هنر، هنر تعالی بخش، هنری است که کمک کند به انسان تا از زباله دان زندگی منحصر در مصرف اوج بگیرد،‌ بالا بیاید و معراج انسانیت را با سرعت بیشتر درنوردد، این هنر، هنراسلامی است. این هنر، هنریست که مورد تشویق و تقدیر اسلام است.»[1] دکتر محمد نقی زاده: «هنر مقدس، هنری است که در آن حضور و قرب حق مشاهده شود و دیدن آن، یادآور خداوند در ذهن انسان باشد.»[2] ٢- نشان دادن معضلات امام خمینی(ره): «هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است.» [3] ٣- ترسیم عدالت و شرافت و انصاف؛ ترویج استقلال مکتبی امام خمینی(ره): «هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است... هنرمندان ما تنها زمانی می‌توانند بی‌دغدغه کوله بار مسوولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتبشان، به حیات جاویدان رسیده‌اند.»[4] ۴- ارائه آرمانهای دین اسلام آیت الله خامنه ای(حفظه الله): «هنر دینی، هنری است که بتواند مجسم کننده و ارائه دهنده آرمانهای دین اسلام که البته برترین آرمانهای ادیان الهی است باشد. این آرمانها همان چیزهایی است که سعادت انسان، حقوق معنوی انسان، اعتلای انسان، تقوا و پرهیزگاری انسان و عدالت جامعه انسانی را تأمین می کند.»[5] 
ذکر یک نکته توجه شود که به عقیده نگارنده بنا نیست همه این مؤلفه های مذکور در یک اثر هنری جمع شوند، بلکه ممکن است همه این چهار مؤلفه در برخی هنرها به طور مستقیم مصداق نداشته باشد. اما واضح است که تا جایی که ظرفیت آثار هنری اجازه میدهد به سمت و سوی این مؤلفه ها حرکت کرد. خصوصاً در هنرهای نمایشی و نیز ادبیات و داستان نویسی که توانایی پوشش گستره ی وسیعی از موضوعات را دارند.
قشری گری در محتوا سیاری معتقدند هنر دینی آن نیست که لزوماً از نمادهای دینی و یا ظواهر مذهبی استفاده شود، بلکه ممکن است یک اثر هنری در ظاهر هیچ گونه تظاهری به دینی بودن نداشته باشد اما به ارزشهای والای دینی نیز دعوت نماید. از این گروه، شخص مقام معظم رهبری است که می فرماید: «هنر دینی‌ به‌هیچ‌وجه‌ به‌ معنای‌ قشریگری‌ و تظاهر ریاکارانة‌ دینی‌ نیست‌ و این‌ هنر لزوماً با واژگان‌ دینی‌ به‌ وجود نمی‌آید. ای‌ بسا هنری‌ صددرصد دینی‌ باشد، اما در آن‌ از واژگان‌ عرفی‌ و غیردینی‌ استفاده‌ شده‌ باشد... هنر دینی‌ عدالت‌ را در جامعه‌ به‌ صورت‌ یک‌ ارزش‌ معرفی‌ می‌کند؛ ولو شما هیچ‌ اسمی‌ از دین‌ و هیچ‌ آیه‌ای‌ از قرآن‌ و هیچ‌ حدیثی‌ در باب‌ عدالت‌ در خلال‌ هنرتان‌ نیاورید.»[6]
ب. تعهد در قبال «قالب یا فرم»  علاوه بر توجه به مضامین، قالب و فرمِ یک اثر هنری نیز باید مورد توجه خاص هنرمند قرار بگیرد. اندیشمندان دینی به این موضوع نیز توجه داشته اند. رهبر معظم انقلاب در این باره میگوید: «هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. کسى که قریحه هنرى دارد، نباید به سطح پایین اکتفا کند. این یک تعهّد است. هنرمند تنبل و بى‏تلاش، هنرمندى که براى تعالى کار هنرىِ خودش و ایجاد خلاقیت تلاش نمى‏کند، در حقیقت به مسؤولیتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نکرده است. هنرمند باید دائم تلاش کند. این تعهّد در قبال قالب، بدون یک احساس شور و عشق و مسؤولیت - البته این شور و عشق هم مسؤولیت است؛ آن هم یک دست قوى است که انسان را وادار به کارى مى‏کند و نمى‏گذارد که احساس تنبلى و تن‏آسایى، او را از کار باز بدارد، به دست نمى‏آید.» لذا یک اثر هنری هرچقدر هم که مضامین والایی را دربرداشته باشد، تا نتواند به نحو مناسبی بیان شود و تا هنرمند مهارتهای فنی و تکنیکی آن هنر را نیاموخته باشد، توانایی انتقال پیام نیز نخواهد داشت. اما این سخن، همه ی آنچه که اندیشمندان دینی به عنوان تعهد در قبال «قالب» یک اثر هنری مطرح میکنند نیست. به عقیده نگارنده، سخنی که گذشت، صرفاً نوعی «تعهد کاری» را دنبال میکند که هنرمند را مجاب میکند تا در کنار التفات به مضامین، در کار خود چیره¬ دست نیز باشد و مهارتهای فنی و تجربی لازم را به نحو احسن کسب کرده باشد. «تعهد در قبال قالب»، معنایی فراتر نیز دارد؛ و آن اینکه: «همانگونه که محتوای هنر دینی اساساً با هنرهای دیگر متفاوت است، قالب و شکل آن نیز باید با دیگر انواع هنرها تفاوت کند. بعبارتی نباید در فرم، تسلیم غرب شد و نباید هر فرم و شکل و ظرفی که آنها در هنر به ما عرضه داشته اند را پذیرفت و صرفاً محتوا را در به عنوان مظروف دینی کرد. بلکه روحِ دینیِ اثر، قالب آن را نیز تغییر میدهد؛ و این یعنی تعهد در قبال قالب هنر». مثلاً «شهید آوینی» میگوید: «حقیقت هنر نوعی معرفت است که در عین حضور و شهود برای هنرمند مکشوف می گردد و این کشف تجلی واحدی است که از یک سوی در محتوا و از سوی دیگر در قالب هنر ظاهر می شود.»[7] و البته لزوم تغییر قالب در هنر متعهد، بیشتر برای هنرهایی مطرح شده است که ابتدائاً در غرب متولد شده اند. مثلاً آوینی در جایی دیگر درباره هنر سینما می گوید: «سینما و تلویزیون چه از لحاظ تکنیک و چه از لحاظ محتوا، توجه خویش را معطوف نیازهای کاذب، عادات زاید و ضعفهای روانی بشر کرده اند. انسان عجول است؛ ‌سینما نیز اصالتاً به این شتابزدگی وقع می نهد و فیلم را از جنبه های کارگردانی، هنرپیشگی و مونتاژ به صورتی تولید می کند که حوصلة مخاطبِ عجول سر نرود و اینچنین، از لحاظ محتوا به ابتذال و سطحی نگری گرایش یافته و از لحاظ تکنیک نیز اصالت را بر «نفی عقل و اختیار تماشاگر و ایجاد حالت تعلیق روانی برای او» نهاده است.»[8] خود آیت الله خامنه ای نیز در جایی دیگر به مضمونی شبیه به این موضوع اشاره میکنند: «در زمینه ى معیار اسلامى یا غیر اسلامى، غیر از محتوا، شکل هم مؤثر است مثلا در هنرهاى تجسمى. یک وقت است که عکس یک زن عریان کشیده مى شود یا فرض بفرمایید یک شکل اغواگر دیگر یا یک منظره دروغ و تهمت آمیز، اینها محتوى است. اما ظاهر و شکل هم مى تواند معیار اسلامى بودن قرار بگیرد. یعنى خود مجسمه، منهاى اینکه این مجسمه انسان پوشیده است یا عریان، از نظر بعضى فتاوى درست کردن آن خلاف شرع است. اینجا دیگر بحث این نیست که این مجسمه زن، روسرى دارد یا ندارد، بحث این است که خود تهیه این عکس یا مجسمه انسان اشکال دارد یا ندارد. در اجراى نمایشنامه، منهاى محتواى آن، نوع بازى مى تواند در اسلامى بودن یا نبودن اثر بگذارد. فرضاً زنى که لباس مردى را پوشیده یا مردى که لباس زنى را پوشیده، این شرعا حرام است. چه آن زن بیاید آیه ى قرآن بخواند، یا سخن شهوت انگیزى بر زبان بیاورد.»[9]
نقش جهان بینی هنرمند در تعهد مشخص است که جهان بینی، اساس شکل گیری رفتارها و جهتگیری های فرد می باشد. و اساساً ما هرچقدر هم که هنر را عنصری جوشان و مهارنشده و حاصل خیال هنرمند بدانیم، همواره رگه هایی از جهان بینی فرد در اثر هنری وی آشکار است. حضرت آیت الله خامنه ای بدین موضوع اشاره کرده و اندیشه و فکر و درک عقلانی بالاتر را عامل ایجاد درک ظریف هنری بیشتر میداند و در ادامه میگوید: «حافظ شیرازى صرفاً یک هنرمند نیست؛ بلکه معارف بلندى نیز در کلمات او وجود دارد. این معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمى‏آید؛ بلکه یک پشتوانه فلسفى و فکرى لازم دارد.»[10] و یا در جای دیگر میگویند: «اگر می‌خواهید هنر این کشور رشد و اعتلا پیدا کند، به هنرمند جوان مؤمن تکیه کنید. او می‌تواند از اسلام و از انقلاب و از این کشور دفاع کند.»[11] شهید آوینی نیز این مطلب را به خوبی بیان میکند. آنجا که کار هنرمند را «تمثل بخشیدن به حقایق قدسی» دانسته و پس از آن میگوید: «اگر هنرمند آیینه وجود خویش را صیقل دهد، این انوار قدسیه از طریق او در این عالم تجلی پیدا میابند، آن سان که گویی تلألؤ، ذاتیِ خود اوست.»[12] ادامه دارد... ________________________________________ [1] - http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4575&id=33129 (دیده شده در 5/10/88) [2] - نقی زاده، محمد؛ مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی؛ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1387؛ ص67. [3] - خمینی، [امام] روح الله؛ صحیفه نور؛ ج21، ص30. [4] - خمینی، [امام] روح الله؛ صحیفه نور؛ ج21، ص30. [5] - خامنه ¬ای، سید علی؛ نکته های ناب؛ تهران، نشر معارف، 1386؛ ج2؛ ص92؛ بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه، در تاریخ 1/5/1380؛ [6] - خامنه ¬ای، سید علی؛ نکته های ناب؛ تهران، نشر معارف، 1386؛ ج2؛ ص94؛ بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه، در تاریخ 1/5/1380؛ [7] - http://www.e6973a.tebyan.net/index.aspx?pid=19667&BookID=18213&Language=1 (دیده شده در 5/10/88؛ مقاله «منشور تجدید اهل هنر») [8] - آوینی، سید مرتضی؛ آیینه جادو؛ ج1؛ تهران، نشر ساقی؛ 1386؛ ص164. [9] - http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=93792 (دیده شده در 5/10/88؛ در گفتگو با «اعضای واحد فرهنگی روزنامه جمهوری اسلامی»؛ در تاریخ 16/11/1360) [10] - خامنه¬ ای، سید علی؛ نکته های ناب؛ تهران، نشر معارف، 1386؛ ج2؛ ص90؛ بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه، در تاریخ 1/5/1380؛ [11] - http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2630 (دیده شده در 5/10/88؛ «بیانات در دیدار وزیر و معاونین و رؤسای مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور» در تاریخ 21/5/71) [12] - آوینی، سید مرتضی؛ آیینه جادو؛ ج1؛ تهران، نشر ساقی؛ 1386؛ ص197.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تاملی در مفهوم "هنر دینی" 3 / منشأ «هنر دینی»

فصل سوم: منشأ «هنر دینی» در بحث منشأ و مصدر هنر دینی نظراتی مطرح است که مشهورترین آن همان نظریه رایج هنرمندان اصیل اسلامی است که معتقدند «هنر، عینیت بخشیدن به شهود هنرمند و بعبارتی دیگر تجلی بخشیدن به ملکوت موجودات و مفاهیم است.»[1] در این قسمت سعی میکنیم تا مقداری بیشتر درباره این مبنا توضیح دهیم.
جذبه و مکاشفه حقیقت مرحوم محمد مددپور درقسمتی از کتاب خود با عنوان «حکمت انسی و معرفت شناسی هنر اسلامی» به مبدأ هنر اشاره کرده و میگوید: «در اینجا آدمی با معرفت و الهام و جذبه که مبدأ معرفت است، سر و کار دارد. جذبه به حالتی گفته می شود که در آن شعور و وجدان فردی هنرمند یا عارف، و کلاً انسان، تحت تأثیر و استیلای القائاتی قوی و عالی فروریزد و وجود خود را در وجودی متعالی مستغرق بیاید و احساس بهجت و سعادت کند. شدت و ضعف جذبه، اثر هنری هویت هنرمند را کم و بیش نشان میدهد. حاصل جذبه الهام و القاء تذکر است. الهام واردی است که خیال آدمی را مستعد فعالیت میکند تا به ابداع و ایجاد بپردازد.»[2] و در واقع این الهامات معنوی برای اینکه با حواس دنیوی انسان درک شوند، ‌لباس ماده می پوشند و با الفاظ و ابزار مادی بیان می شوند که در نهایت می شود یک اثر هنری. شهید آوینی در بیانی دیگر از این مبنا می گوید: «خلقت اصلاً به معنای تنزل و تجلی حقایق مجرّد در صورتهای مثالی است و اگر کار هنرمند را نیز به «خلاقیت» او منتسب می دارند و از آن با عنوان «خلق آثار هنری» نام میبرند، از یک وجه بدان علت است که «فعل هنری» به صفت خلاقیتِ روح الهی انسان بازمیگردد و از وجهی دیگر، بدان علت است که کار هنرمند نیز «تنزل بخشیدن به حقایق متعالیِ وجود» است از طریق صورتهای متمثلة آن حقایق، و یا به تعبیری دیگر، کار هنرمند تمثل بخشیدن به حقایق قدسی است. اگرچه واسطة این تجلی یا تلألؤ مهارتهای فنی هستند، اما نباید پنداشت که هنر تنها در مهارت فنی- تکنیکی خلاصه می شود. آیا کسی که بر زبان احاطه نداشته باشد می تواند شعر بسراید؟ خیر، اما باز هم نه اینکه برای سرودن شعر آشنایی با زبان کفایت کند.»[3]
مناقشه در وجود هنر «غیر دینی» همانطور که از برخی تعاریف ذکر شده در فصل قبل نیز برمی آید، عده ای مطلق «هنر» را، دینی دانسته و دینی بودن را از مختصات خود آن و (نه شاخه هایی از آن) می پندارند. بعبارت دیگر این دسته، وجود مفهومی به نام «هنر غیر دینی» را انکار می کنند. بارزترین گفتاری که در این گروه می گنجد، گفتار واسیلی کاندینسکی است که می گوید: « هنر بدون مذهب، هنر نیست.»[4] و یا مرحوم دکتر شریعتی می گوید: ««هنر یک مقوله دینی است و یک حقیقت متعالی و مقدس است که نجات بخش بشریت است و همچنین یک رسالت مافوق مادی و متعالی و صددرصد انسانی دارد.»[5] و همچنین این سخن از سید محمّد خاتمی که می گوید: « هنر واقعی همان هنر اصیل و هنر رحمانی است.»[6] اینها همه گویای نظر مورد اشاره می باشد. اما در مقابل، عده ای - به خصوص در قرون اخیر- وجود مفهومی به عنوان «هنر غیر دینی» یا «هنر مادی» را -تلویحاً یا تصریحاً- پذیرفته اند. و البته این فارغ از آن است که مخاطب را از پرداختن و یا خلق چنین آثاری نهی نموده باشند یا نه. از جمله این افراد، کسانی هستند که هنر را صرفاً پدیده ای مرتبط با احساس می دانند، حال چه آن احساس مقدس باشد و چه احساسی برخاسته از شهوت، خشونت یا ابتذال. مثلا تعریفی که قبلاً از تولستوی ذکر کردیم، می تواند به چنین نگرشی بیانجامد: «هنر، سرایت دادن و اشاعه احساس و بیان احساسات و عواطف هنرمند است.»[7] و یا مثلاً این گفتار آیت الله خامنه ای (دامت برکاته) که میگویند: «هنر نباید در خدمت‌ شهوت‌ و خشونت‌ و ابتذال‌ و استحالة‌ هویت‌ انسان‌ و جامعه‌ قرار نگیرد»[8] نشان میدهد که ولو ایشان مخالف چنین آثاری هستند اما آن را در زمره هنر به حساب آورده اند و در عین حال از پرداختن بدان نهی نموده اند. در ادامه سعی می کنیم اندکی درباره ریشه های سخن هر دو گرایش صحبت کنیم.
ریشه یابی این منقشه بعقیده نگارنده این اختلاف به دو موضوع میتواند برگردد: اول اینکه این اختلاف به اختلاف عقیده در منشأ هنر بازمیگردد. بعبارتی گروه اول منشأ مطلق هنر را الهامات معنوی و خدایی دانسته و به همین دلیل اصلاً متصور نیستند که یک اثر هنری سمت و سوی غیر دینی به خود بگیرد، اما گروه دوم منشأ هنر را مطلق احساس میدانند، حال آن احساس مقدس باشد یا نه. این گروه غالباً هنرمندان غربی را شامل میشود. دوم آنکه این اختلاف نظر صرفاً نوعی اختلاف در بیان باشد، بعبارتی از آنجاییکه سالهاست انواع و اقسام تولیدات غیردینی که در قالب موسیقی، رقص، ادبیات و ... به عنوان هنر به جامعه جهانی ارائه میشود، این موضوع عملاً تعریف اصطلاحی هنر را تغییر داده و آن را به امری که صرفاً با احساس در ارتباط باشد تنزل داده است، و به همین دلیل عده ای از اندیشمندان مسلمان نیز به دلیل رواج زیاد چنین تولیداتی، آن را به عنوان هنر پذیرفته و در عین حال از آن نهی نموده اند. در حقیقت، اختلاف صرفاً در الفاظ است و گروه دوم نیز هنر واقعی را امری دینی که ریشه در الهامات معنوی داشته باشد میدانند.
مناقشه در وجود «هنر دینی» به غیر از دو دسته بالا عده ای نیز وجود دارند که بالعکس «دینی بودن» و «تعهد» را برای هنر قابل تصور نمیدانند. این عده غالباً دو دلیل را برای مدعای خود مطرح میکنند: 1- با توجه به مباحثی که در ابتدای این فصل، درباره «منشأ هنر دینی» و نیز در فصل اول حول «تعریف هنر» مطرح شد، این نکته واضح است همگان بر خودانگیخته بودن هنر اتفاق نظر دارند. به یاد بیاورید گفتار آیت الله خامنه ای را که میگفتند: «اگرچه بروز هنر در چگونگی تبیین است، اما این، همه حقیقت هنر نیست. پیش از تبیین یک ادراک و احساس هنری وجود دارد، نکته اصلی آنجاست.» اما این خاصیت هنر، باعث شده است تا عده ای قائل شوند که مهارکردن هنر و متعهد کردن آن، با ماهیتش در تناقض است، لذا عبارت «هنر متعهد» اساساً یک تناقض میباشد. چراکه هنر زاییده خیال بوده و خیال، آزاد است و تعهد برایش معنایی ندارد. در نتیجه هنر دینی یا هنر متعهد اصلاً وجود ندارد. ٢- گروه دیگری در عین قبول «هنر دینی» صرفاً موجودیت «هنر اسلامی» را انکار میکنند و بر این مبنای خود دلایلی از این قبیل بکار میبرند: * غلبه نگرش فقهی بر ذوق هنر در اسلام؛ * فقدان سابقه درخشان هنر و معماری در خاستگاه اسلام یعنی جزیرة العرب؛ * قائل شدن حرمت برای برخی هنرها و نیز رویکرد برخی آیات قرآن در نفی هنرهای تجسمی؛[9] در این بخش به جهت جلوگیری از اطاله کلام، از پاسخ به شبهه دوم اجتناب کرده و اندکی در باب «سازگاری هنر با تعهد» مطالبی را بیان میکنیم:
تعهد در عین خودانگیختگی آوینی در پاسخ به این شبهه که خیال با تعهد ناسازگار است، میگوید: «مایه اصلی هنر همین «کشف ذوقی» است که توسط خیال محقق می شود، [اما] در جست و جوی گریز از تعهد به این دستاویز نیز نمی توان توسل جست، چرا که خیال نیز حقیقتا آزاد نیست. اگر خیال ماهیتی مستقل از اعتقادات هنرمند بود شاید می توانستیم هنر را بی نیاز از دین و حکمت و تعهد تنها در خود هنر معنی کنیم، اما مگر خیال مرتبه ای از مراتب نفس هنرمند نیست؟ آیا خیال، وجودی منفصل از روح و عقل هنرمند دارد که آزادانه به هر کجا که بخواهد بال گشاید؟ خیر، خیال هنرمند نیز متصل به روح و نفس و عقل اوست و لاجرم پای بسته اعتقاداتش.»[10] آیت الله خامنه ای نیز در این باره میفرمایند: «بحث مسؤولیت و تعهّد هنرمند، قبل از هنرمند بودن او به انسان بودن او برمى‏گردد. بالأخره یک هنرمند قبل از این‏که یک هنرمند باشد، یک انسان است. انسان که نمى‏تواند مسؤول نباشد. اوّلین مسؤولیتِ انسان در مقابل انسانهاست. اگرچه انسان در مقابل طبیعت و زمین و آسمان هم تعهد دارد، اما مسؤولیت بزرگ او در قبال انسانهاست.»[11]
«هنر انقلاب» در پایان، ذکر این نکته لازم مینماید که امروزه «هنر انقلاب اسلامی» به عنوان یکی از انواع هنرهای دینی، مورد توجه اندیشمندان انقلابی و مسلمان ما قرار گرفته است، که در رأس ایشان امام بزرگوار ما(ره) و بعد مقام معظم رهبری قرار دارند. آنچه که واضح است این است که باید هرچه بیشتر به این مفهوم پرداخته شده و پایه های آن شناخته شود، اما ما در این مقال قصد پرداختن مفصل بدین مهم را نداشتیم و فقط به دلیل ارتباط آن با موضوع تحقیق، دو نمونه از وظایف هنر انقلاب را از لسان رهبران آن، به عنوان حسن ختام این نوشتار ذکر میکنیم. ضمن اینکه تمام مباحث ذکر شده درباره «هنر دینی» بخصوص پنج موْلفه محتوایی که در فصل دوم بیان شد، درباره «هنر انقلاب» نیز صادق می باشد. نفی اسلام آمریکایی؛ نفی شرق و غرب امام خمینی(ره) میفرماید: «هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام اسلام آمریکایی است. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهان‌خواران شرق و غرب، و در راس آنان آمریکا و شوروی، را بیاموزد.» [12] ازائه ایده های نظام اسلامی به جهانیان آیت الله خامنه ای(حفظه الله): «نظام جمهوری اسلامی ایران حرفها و ایده های جدیدی برای گفتن دارد که باید با استفاده از شیوه های هنرمندانه و تأثیرگذار، مطرح شوند. مردم سالاری همراه با حقیقت دینی، اکنون در ایران تحقق پیدا کرده و می توان با شیوه های هنری و نمایشی این واقعیت بی نظیر را به جهانیان معرفی کرد. حرفها و ایده های جذاب و بسیار پرطرفدار در میان ملتها، در نظام اسلامی ایران وجود دارد، که می توان آنها را در قالب داستانهای نمایشی بلند و یا کوتاه و با شیوه ای هنرمندانه عرضه کرد.»[13] ________________________________________ [1] - نقی زاده، محمد؛ مبانی هنر دینی در فرهنگ اسلامی؛ تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ 1387؛ ص61. [2] - مددپور، محمد؛ حکمت انسی و زیبایی شناسی عرفانی هنر اسلامی؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛ 1386؛ صص42 الی 50 (با تلخیص). [3] - آوینی، سید مرتضی؛ آیینه جادو؛ ج1؛ تهران، نشر ساقی؛ 1386؛ ص197. [4] - آیت اللهی، حبیب الله؛ آیه نور و هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص164. [5] - شریعتی، علی؛ هنر (مجموعه آثار32)؛ تهران، چاپخش،1366؛ ص19. [6] - آیت اللهی، حبیب الله؛ آیه نور و هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص164. [7] - بلخاری، حسن؛ آشنایی با فلسفه هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص42. [8] - خامنه¬ ای، سید علی؛ نکته های ناب؛ تهران، نشر معارف، 1386؛ ج2؛ ص94؛ بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه، در تاریخ 1/5/1380؛ [9] - بلخاری، حسن؛ آشنایی با فلسفه هنر؛ تهران، انتشارات سوره مهر؛1387؛ ص 128. (برای مطالعه بیشتر حول این موضوع به همین منبع مراجعه نمایید) [10] - http://www.e6973a.tebyan.net/index.aspx?pid=19667&BookID=18213&Language=1 (دیده شده در 5/10/88؛ مقاله «منشور تجدید اهل هنر») [11] - خامنه ¬ای، سید علی؛ نکته های ناب؛ تهران، نشر معارف، 1386؛ ج2؛ ص90؛ بیانات در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه، در تاریخ 1/5/1380؛ [12] - خمینی، [امام] روح الله؛ صحیفه نور؛ ج21، ص30. [13] - http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=8452 (بیانات در تاریخ 9/9/88 در دیدار با عوامل سریال یوسف(ع)؛ دیده شده در تاریخ 4/10/88)

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/3WNGHXS

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir