
سند تشنگی خورشید در این خاک است - سجاد اسدی
از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)
جهان جای خودش ایستاده بود اگر
تو بر می گشتی و
آب به شاه راهش می رسید
دریا زیر پایت اسماعیل می شد و
خیمه های تشنه کربلا
هفت بار و
هفتاد دو بار
زخم نمی خوردند
دختران مایوس بنی هاشم
در آسیاب سفید نکرده اند
این موها را
آبی که از سرشان گذشت
مهریه ی گلابتون عرب بود و
خون بهای سری که در کربلا جا ماند
تو اگر برمیگشتی
خورشید های توامان
می نشستند روی شانه هایت و
علم ات
قلب سیاه علقمه را می شکافت
کدام ستاره رد تو را به خاطر سپرده
که اینگونه می تابی
بر این خاک مقدس
بیابان
اسب سرکشی شده و
شیهه های زخمی اش
از گلوی فرات می چکد
نه که افسانه باشد
دست هایت
بریده بریده
از جنون می گویند و
از سر
سپردگی..
سیاه به خون نشسته
لب هایت
سند تشنگی خورشید در این خاک است.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir