
مسیر قطار سینما با سوزنبانی حوزه هنری اصلاح شده است
محمد حمزه زاده معاون هنری حوزه هنری در گفتگو با نشریه پنجره گفت: در اینکه اقدام حوزه هنری چه در اعلام مواضع و چه در اعمال نظر در اکران، بر تولیدات سینمای ایران در سال 91 تأثیر گذاشته است جای تردید نیست. حوزه هنری به نوعی ترمز اضطرای قطار سینمای ایران را کشید.
بد نیست بحث را از جشنواره سیام فیلم فجر آغاز کنیم. به نظر میرسد نسبت حوزه هنری با جشنواره فیلم فجر سال گذشته مانند دورههای پیشتر نبود؛ آیا واقعاً دستور کار متفاوتی در آن دوره داشتید؟
البته ما در حال حاضر خیلی مایل نیستیم درباره اتفاقات سال گذشته و دوره قبل جشنواره فیلم فجر صحبت کنیم، چرا که در مقاطع زمانی مختلف چه در برنامههای تلویزیونی و چه در یادداشتها و مواضع رسمی نظر خود را درباره گرایش خاصی که در جشنواره سیام فیلم فجر متبلور شد، اعلام کردهایم. اما اینکه چرا حوزه در جشنواره سیام به نسبت دورههای قبل با حساسیت بیشتری وارد میدان شد مربوط به کار پژوهشیای بود که به حوزه هنری سفارش داده شد و برمبنای آن طرحی را تعریف کردیم و گروههای مختلفی موظف شدند فیلمهای حاضر در جشنواره را ببینند و از چند منظر درباره آنها اعلام نظر کنند؛ یکی پایبندی به اهداف و گفتمان انقلاب اسلامی، یکی نقش زن در این آثار و دیگری توجه به بحث خانواده. طبعاً آنچه حاصل این پژوهش بود، آرا و مواضع ما را درباره کلیت جشنواره مشخص کرد که در روز هنر انقلاب از سوی رییس حوزه هنری بهطور رسمی اعلام شد.
دورههای قبل جشنواره فجر چنین پژوهشی را انجام نداده بودید؟
نه. در جشنواره سیام بود که حوزه هنری مأمور به انجام این کار شد. تلاش هم کردیم با دقت این کار را انجام دهیم و به نتیجه برسیم. حاصل کار هم به هر مرکزی ارائه شد از دقت و جامعیت آن استقبال کردند.
این دوره هم چنین مأموریتی داشتید؟
نه. سال گذشته هم از ما خواسته شد که این پژوهش را انجام دهیم.
اما چندی قبل یکی از مسئولان حوزه هنری اعلام کرد که جشنواره سیویکم را هم با همان دقت رصد میکنیم و احتمال دارد بازهم اجازه اکران برخی فیلمها در سینماهای حوزه هنری صادر نشود؟
از منظر انتخاب فیلمها برای اکران قطعاً امسال هم آثار جشنواره را با تکیه بر همان مبانی سال گذشته بررسی خواهیم کرد و دوستان ما در بخشهای مختلف فیلمهای جشنواره امسال را میبینند و بهعنوان "پخشکننده" با برخی صاحبان آثار هم وارد مذاکره میشوند. بهعنوان "سینمادار" مشغول تکمیل جدول اکران سال آینده هستیم. هم زمان بهعنوان یکی از فعالان حوزه "تولید" هم آثار را رصد میکنیم تا در محدوده مقدورات و توانمندیهایمان دست کم نه بعنوان محدودکننده که بهعنوان تکمیلکننده، برخی از نقاط ضعف سینما را شناسایی و با تولید آثار مناسب، آنها را پوشش دهیم.
امسال در جشنواره شاهد حذف تقریباً صدردرصدی مضامین حساسیتبرانگیزی همچون خیانت در فیلمهای حاضر در بخشهای اصلی بودیم. این اتفاق محصول به بارنشستن دغدغههای حوزه هنری در سال گذشته است یا نشاندهنده هراس مقطعی مدیران و فیلمسازان از یک ممیزی نوظهور در پروسه اکران؟
در اینکه اقدام حوزه هنری چه در اعلام مواضع و چه در اعمال نظر در اکران، بر تولیدات سینمای ایران در سال 91 تأثیر گذاشته است جای تردید نیست. حوزه هنری به نوعی ترمز اضطرای قطار سینمای ایران را کشید. اگر بخواهیم با ادبیات "ریل گذاری" در این زمینه حرف بزنیم، می گوییم که با سوزنبانی حوزه، مسیر قطار سینما اصلاح شده است. این دستاورد مهم و انکارناپذیری است. اما اینکه این تأثیر با چه کیفیت و در چه سطحی بودهاست از آنجا که بنده فیلمهای امسال را کامل و دقیق ندیدهام فعلاً نمیتوانم نظر بدهم. اما از نگاه کسانی که جشنواره امسال را رصد کردهاند گرایشهای ضدخانواده در آثار امسال مشاهده نشده یا بسیار کم بوده است و این را اثر اقدام حوزه در کنترل سینما از طریق اکران میدانیم. اعتقاد هم نداریم که این اقدام یک ممیزی دوم و یا حرکتی فراقانونی است، بلکه آن را حق و امکانی میدانیم که در طول تاریخ سینماداری در کشور در اختیار سینماداران بودهاست. سینماداران هم همواره برای تأمین منافع خود از این حق استفاده کردهاند. همین امروز هم اگر به هر سینمادار دیگری مراجعه کنید قطعاً حاضر نیست تمام فیلمهای امسال را بدون قید و شرط اکران کند. استفاده از این حق هم یا براساس تدابیر مالی است و یا مطابق با تدابیر فکری که ما در حوزه هنری اولویت را به تدابیر فکری و اعتقادی دادهایم. به همین دلیل هم اگر تراز اقتصادی سینماهای حوزه هنری در سال گذشته را بررسی کنید، خواهید دید که کاهش درآمد داشتهاند چراکه حاضر به اکران هر فیلمی با هر شرایطی نشدهاند.
تأیید افت فروش سینماهای حوزه از طرف شما در حالی است که پیشتر یکی از مسئولان حوزه هنری ادعای معترضان درباره این مسئله و نیز پرفروش شدن فیلمهای تحریمی حوزه هنری را رد کرده بود و آن را جوسازی رسانهای خوانده بود...
ببینید، اینکه حوزه هنری امکاناتش را در اختیار هر فیلمی قرار دهد، آن فیلم فروش خوبی خواهد داشت یک واقعیت است اما نسبت و میزان این فروش بستگی به کشش و محتوای خود اثر دارد. حوزه هنری در سال گذشته تعدادی از فیلمها را از چرخه اکران خود خارج کرد و اتفاقاً دلیل اعتراض صاحبان این آثار این بود که مدعی زیان مالی شده بودند. به تأیید خود این آقایان اکران یک فیلم در سینما آزادی به معنای تضمین 200 تا 300 میلیون فروش آن است. همین سینما در طول سه ماه پایانی سال بهدلیل رفتار غیرقانونی شورای صنفی اکران نتوانست فیلمهای موردنظر خود را اکران کند و طبیعتاً شرایط همین سه ماه خسارات مالی جدیای برای حوزه داشت که پیگیر جبران آن توسط عاملانش هستیم. در عین حال این تلقی که میگویند فیلمهایی که حوزه هنری حاضر به اکران آنها نشد پرفروش بودهاند تلقی نادرستی است. متوسط فروش این آثار غیر از یکی که به واسطه حرکتهای نادرست به ویژه از سوی تلویزیون در راستای رونق دادن به حواشی آن فروش قابل توجهی داشت، در مجموع رقم پایینی بوده است...
اما در میان این آثار فیلمی بهشدت خاص و بدون المانهای گیشهپسند بود که بنابر اعتراف عواملش در شرایط عادی قطعاً نصف فروش کنونی را هم نداشت!
مگر این فیلم تا امروز چقدر فروخته است؟
الان بهطور دقیق حضور ذهن ندارم اما در مقطعی سومین فیلم پرفروش سینماها بود.
آخرین عددی که بنده از اکران این فیلم تا پیش از جشنواره دارم 130 تا 140 میلیون تومان است در حالی که توقع سازنده فیلم که در گفتوگو با ما اعلام کرد این بود که اگر فیلم را اکران کنید، فقط در سینما آزادی 300 میلیون تومان خواهد فروخت. به نظر شما این فروش موفق است؟
چون در حال حاضر واقعاً از اعداد و ارقام دقیق بیاطلاعم قضاوت نمیکنم. برگردیم به بحث؛ چرا حوزه هنری بهجای رویکرد سلبی از طریق حمایت از اکران تولیدات مطلوب سعی در معرفی استانداردهای مدنظر خود نمیکند؟
اساسا حمایت و پشتیبانی از تولیدات ارزشمند در دستور کار حوزه هنری قرار دارد. البته به شرطی که خود آثار استانداردهای حداقلی را داشته باشند...
در همین یک سال گذشته فیلمی بوده که با تأکید بر المانهای مطلوب خود از آن حمایت ویژه کرده باشید؟
در سال 91 ما تجربه همکاری در پخش و اکران «قلادههای طلا» را داشتیم که اتفاقاً فیلم پرفروشی بود. فیلم «یه حبه قند» هم که فروشی میلیاردی داشت. در همین راستا فیلم «بوسیدن روی ماه» هم بود که بازهم ما تمایل داشتیم با اکران بهموقع و درست ازآن حمایت کنیم. زمان اکران را هم نوروز91 در نظر گرفته بودیم. تغییر این زمان و انتقال آن به پاییز، معادلات را بر هم زد و فیلم زمانی اکران شد که زمینه لازم برای فروش مناسب فراهم نبود. اراده حوزه برای حمایت از فیلمهای ارزشمند وجود دارد اما تنها بخشی از تصمیمگیری درباره اینکه این آثار کی و کجا اکران شوند، در اختیار حوزه است.
نه بهعنوان سخنگوی حوزه هنری، بهعنوان یک مخاطب مطلع چقدر جشنواره سیویکم را دنبال کردید؟
فیلمهایی که رسانهها و یا همکاران توصیه میکردند را دیدم که تعدادشان زیاد هم نبود، چرا که در فاصله زمانی نزدیک به جشنواره فجر نمایش ویژه فیلمها را خواهیم داشت و سعی میکنیم در قالب همین برنامه فیلمها را ببینیم.
فیلمها برای این اکرانهای ویژه هم غربال میشوند؟
بله. هر سال تعدادی از آثار انتخاب میشوند.
در این انتخابها ارزشگذاریهایی که درباره آن صحبت کردیم را هم لحاظ میکنید؟
نه. در این مقطع صرفاً فیلمهای مهم و قابل بحث را انتخاب میکنیم، چراکه مخاطبان این اکران خاص هستند و با دعوت حوزه برای تماشای این آثار میآیند.
پس حضور یک فیلم در این اکرانهای ویژه تضمینی برای تأیید آن از سوی حوزه هنری نیست؟
بله. این تنها یک نمایش برای کارشناسان و مهمانان ویژه است.
برسیم به سه نماینده حوزه هنری در جشنواره امسال که اتفاقاً از همان مقطع تولید حاشیههایی هم داشتند؛ حکایت تولید این آثار چه بود؟
به طور کلی حوزه هنری آماده شدهاست تا با فیلمهایی پرشمارتر از قبل در حوزه تولید ورود پیدا کند. همزمان حوزه میخواهد با درک مهمترین مسئله سینمای کشور که مضمونیابی است، با گرایش به ادبیات و اقتباس بهویژه در حوزه انقلاب و دفاع مقدس تولیداتی را ارائه کند. درهمین سال گذشته بخش قابل توجهی از کتابهای مرتبط در این زمینهها مورد بررسی قرار گرفت و براساس آنها فیلمنامههایی به نگارش درآمده که در سال 92 تولید برخی از آنها آغاز خواهد شد. نکته بعدی توجه به فیلمهای حوزه خانواده است که به عقیده ما مهمترین محتوای مورد اعتنای مخاطبان سینمای ایران است. با همین رویکرد حوزه هنری پیش تولید چند فیلم را در دستور کار قرار داد. اکنون 3 فیلم دفاع مقدسی در مرحله پیش تولید قرار دارند که طبیعتاً به جشنواره امسال نرسیدند. همزمان با جشنواره یک فیلم به کارگردانی محمدمهدی عسگرپور کلید خورد و سه فیلم هم در جشنواره به نمایش درآمد. از این سه فیلم دو فیلم «تاج محل» و «خسته نباشید» مربوط به پروژه تولید فیلمهای پاک، ارزان و خانوادگی بود. این گرایشی در حوزه هنری است که با بودجههای اندک بتوانیم بدنه فیلمهای مورد نیاز خود در سال را تأمین کنیم...
که احتمالاً یکی از اصول این بخش استفاده از پتانسیل موجود در شهرستانهاست؟
بله. معرفی چهرههای جدید در حوزه کارگردانی و یا دیگر حوزههای فنی هم در این بخش مدنظر است. به این ترتیب سینمای حوزه هنری بدنهای خواهد داشت متشکل از فیلمهای خانوادگی و در عین حال کمهزینه. در کنار این آثار فیلمهایی با پروداکشن کمی وسیعتر خواهند بود که عمدتاً فیلمهای مرتبط با انقلاب و دفاع مقدس را شامل میشوند.
اشاره به مضمونیابی کردید و نکته جالب توجه در آثار امسال شما توجه ویژه به بحث معیشت و شرایط اقتصادی بود که در دو فیلم «تاج محل» و «حوض نقاشی» حضوری پررنگ هم داشت. برخی ناظران جشنواره این رویکرد را در راستای نقد دولت و جهتگیری سیاسی حوزه هنری دانستند. پاسخ شما در این زمینه چیست؟
وقتی بر مضمونیابی تأکید میکنیم و معتقدیم مردم باید مشکلاتشان را در سینما ببینند و در عین حال سینما باید راهحلهایی را برای عبور از این شرایط ارائه دهد، ناگزیریم در برخی موارد آینهای در برابر مسائل مبتلا به امروز جامعه قرار دهیم و تلاش کنیم نسبت به این مسائل خودمان را به غفلت نزنیم. نقد ما به فیلمهای شبه اجتماعی که در سالهای اخیر ساخته شده این است که یک فیلم نباید به لاشهخواری از معضلات اجتماعی بپردازد. اگر قرار باشد روی نقطهضعفهای اجتماعی، اخلاقی و سیاسی جامعه انگشت بگذاریم و بخواهیم با پررنگ و یا کمرنگ کردن آنها در مجموع فضایی تیره و تار و ناامید کننده تصویر کنیم، این رسالت سینمای اجتماعی مطلوب ما نیست. در عین حال اگر بخواهیم فیلمی بسازیم که به دغدغههای روز مردم که امروز قطعاً دغدغه معیشت و رزق حلال در رأس آن قرار دارد، بپردازد و به دام سیاهنمایی هم نیافتد این دو فیلم دو تا از چندین پیشنهادی است که در این زمینه میتوان داشت. استقبال بی نظیر و اکران های فوق العاده فیلم های حوزه هنری خصوصا حوض نقاشی در جشنواره فجر، نشان از دقت و ظرافت به کار رفته در تولیدات حوزه هنری داشت. مردم اگر خودشان و زندگی شان را در فیلم ها ببینند و فیلم ها اگر با کیفیت بالا و مناسب تولید شوند، حال و روز سینمای ایران خوب خواهد بود.
یعنی معتقدید شما ضمن طرح معضلات سر سلامت از کنار آن گذشتهاید؟
بله. فیلمی که تلاش دارد نمونهای از خانوادههایی را به تصویر بکشد که در همین شرایط سخت اقتصادی به اصول و اعتقادات خود پایبند هستند، قطعاً فیلم سیاهنمایی نیست. در «حوض نقاشی» شاهدیم فرد برخوردارتر (صاحب سوپرمارکت) بیشتر از شرایط اقتصادی مینالد و در مقابل رضا که کارش را هم از دست داده میگوید: «خودکار اگه ننویسه که خودکار نیست!» و این اشاره به این واقعیت است که کار جوهر مرد است و اگر کار نکند دیگر مرد نیست. امثال مرد کاسب در جامعه ما وجود دارند و اگر آن را حذف کنیم به کنتراست مدنظر برای تصویرکردن فرد ایدهآل نخواهیم رسید. در «تاج محل» هم شرایط همینگونه است و تأکید بر اصول اخلاقی و ارزشهای انقلاب و دغدغه روزی حلال است.
برخی از سازندگان فیلمهایی که حوزه هنری در سال گذشته حاضر به اکران آنها نشد معتقد بودند فیلم ما بد فهمیده شده و منظور ما آن چیزی نیست که مسئولان حوزه برداشت کردهاند. امسال و در ویژهنامه روزانه جبهه فکری انقلاب اسلامی در جشنواره، نقدی را دیدم که فیلم «خسته نباشید» از محصولات حوزه هنری را فیلمی مغرضانه و حتی ضدنظام جمهوری اسلامی تحلیل و برای این تحلیل هم به برخی کاراکترها و ویژگیهای بصری فیلم استناد کرده بود. قطعاً این تحلیل را نمیپذیرید و آن را ناشی از اشتباه فرد تحلیلگر میدانید؛ فکر نمیکنید شاید مسئولان حوزه هنری هم در تحلیل برخی فیلمهای تحریمی جشنواره گذشته دچار چنین اشتباهی شده باشد؟
قبل از پاسخ به این سوال نکتهای را برای ثبت در تاریخ عرض میکنم و آن اینکه حوزه هنری با اسم بردن از هیچ فیلمی آن را تحریم نکرد. غیر از یک نامه که قرار بود میان رئیس سازمان تبلیغات و وزیر ارشاد محرمانه باقی بماند و نمیدانیم چرا رسانهای شد، هیچ کجا از هیچ فیلمی اسم نبردهایم. هیچ متن و مصاحبهای از مسئولان حوزه هنری در سال 91 پیدا نخواهید کرد که با نام بردن از فیلمی آن را نقد کرده باشد. حتی یک خبر هم پیدا نخواهید کرد که حوزه رسماً از عدم اکران فیلم مشخصی صحبت کرده باشد. برخی عوامل فیلمهایی که در گفتوگوی رودررو و جوانمردانه با ما حاضر شدند و نکاتی را به آنها گفتیم، بعدها خودشان گردهم آمدند و اسم خودشان را تحریمی گذاشتند...
یعنی حوزه هنری هیچ فیلمی را رسماً تحریم نکرد؟
بله. حوزه هنری در این دام که بخواهد درباره فیلم خاصی دیدگاههای خود را بهصورت رسمی اعلام کند نیفتاد و حتی یک نمونه هم پیدا نخواهید کرد. ما سعی کردیم تنها فیلمهای مطلوب خود را انتخاب کنیم و بعدها بود که برخی نقدها در رسانهها درباره این فیلمها منتشر شد که مستقل از مواضع حوزه بود. در جریان این نقدها گرایشی در تحلیل فیلمها بهوجود آمد که بنده اسم آن را گرایش ژورنالیستی گذاشتهام. البته ژورنالیسم در ذات خود مفهومی منفی نیست اما دخیل کردن نگاه ژورنالیستی خامدستانه در تحلیل یک محصول هنری دارای پیچیدگی، مطلوب نیست. نگاه رمزگشایانه و استعاری به فیلمهایی که هیچ مبنای استعاری در خود ندارند را به طور کامل رد میکنم. اگر قرار است به فیلمی نگاه استعاری داشته باشیم خود فیلم باید از ابتدا مبنای استعاری خود را با تماشاگر گذاشته باشد. در میان همین فیلمهایی که در سال گذشته سروصدا به پا کردند فیلمی بود که از همان ابتدا خود را بهعنوان اثری استعاری معرفی میکرد. فیلمی که در فضایی بیزمان و مکان میگذشت و منطق داستانی خاص خودش را هم ارائه کرده بود. غیر از آن فیلم هر نوع نگاه رمزگشایانه به هر کدام از فیلمهای دیگر این فهرست اشتباه بود. تحلیل مورد اشاره شما هم ناشی از همین اشتباه است. این یک آفت در حوزه نقد فیلم است که ربطی هم به جامعه منتقدان ریشهدار سینمایی ندارد و حاصل یک نگاه دانشجویی، سطحی و انشاءلله گذرا است...
اما این تحلیل در ویژهنامه رسمی جبهه فکری انقلاب اسلامی منتشر شدهاست.
نشریات، مطالبی در سطوح کیفی متفاوت دارند. من آن یادداشت را نخوانده ام. اما نباید هر نقد و دیدگاهی را لزوما به عنوان مهم «جبهه فکری انقلاب» منسوب دانست. افرادی از این جبهه فکری را می شناسم که در مورد همین فیلم نظری کاملا متفاوت دارند. معتقدم قضاوت کلی منتقدان، صاحبنظران و بهویژه قضاوت مخاطبان میتواند تضمین کننده کیفیت محتوایی یک اثر است.
نظرتان درباره اختتامیه جشنواره فجر و بیانیه هیات داوران چیست؟
جشنواره فجر امسال، به نوعی آیینه تمام نمای نگاه و منش مدیریت سینمای کشور است. همه دست اندرکاران سینما دیدند که چه سلوکی با فیلم های تولیدی حوزه هنری کردند. آقایان حتی رعایت ظاهر را هم نکردند. طبیعی است که حوزه هنری با شرکت در جشنواره فجر، قواعد بازی را پذیرفته و اعتراضی به داوری و انتخاب های آن ندارد. اما نمی تواند بپذیرد که در آرای مردمی هم که روزانه از طرف خود جشنواره اعلام شده، دخالت شود. نمی تواند بپذیرد که جایگاه هیات داوران تبدیل به دستاویزی برای سوء استفاده و حمله و اهانت به حوزه هنری شود. بدعتی که امسال در جشنواره انقلاب، با صدور یک بیانیه سیاسی علیه یک نهاد انقلابی صورت گرفت و با سکوت و شاید تشویق مسوولین ارشاد مواجه شد، در آینده دامن همه این آقایان را خواهد گرفت. خود آقایان مصداق شعری بودند که خواندند: نه هر که سر بتراشد قلندری داند!
بهعنوان سوال پایانی فکر میکنید بحران اکران سینمای ایران در سال 92 ادامه خواهد داشت؟
مادامی که تعداد سینماها در کشور کمتر از تولید باشد، حوزه پخش فیلم گرفتار وضعیت سنتی و بیشکل فعلی باشد و فیلمها برمبنای مضمونیابی مناسب تولید نشوند، ما با بحران اکران مواجه خواهیم بود. اگر ما به جای 300 سینمای فعلی 2000 سینما داشته باشیم اما فیلمهایمان قابل اعتنا نباشند بحران اکران خواهیم داشت. از طرف دیگر اگر تعداد فیلم خوب زیادی داشته باشیم اما سینما برای اکران مناسب در اختیار نباشد بازهم بحران خواهیم داشت. فیلم و سینما داشته باشیم اما حوزه بسیار مهم و مغفول "پخش و توزیع" سامان نداشته باشد بازهم همین شرایط را خواهیم داشت.
ضمنا باید توجه شود که آنچه که بحران اکران سال ٩١ نامیده می شود، دلایل مدیریتی هم دارد. قبلا هم گفته ایم که سپردن امور تولید و اکران به بعضی صنوف و افراد لجباز و خودرای و فاقد صلاحیت های حرفه ای مهم ترین دلیل به هم ریختگی اکران است. نمی توان بخش مهمی از بدنه تولیدکننده و تهیه کننده و کارگردان را ندیده گرفت و از تصمیم گیری ها حذف کرد و انتظار داشت که امور به درستی پیش برود. درباره اکران 92 هم باید منتظر بمانیم تا علاوهبر فیلمهای جشنواره دیگر فیلمهای آماده اکران را هم ببینم و بعد درباره شرایط اکران قضاوت کنیم.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir