
رجز بخوان ! - روح الله ستایش احدی
از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)
چنان نگاه تو آشفت این بیابان را
که دشت از هیجانش وزید طوفان را
تو ای غریب ترین قهرمان عاشورا
که گام های تو لرزانده است میدان را
جسارت نفس حمزه در دلت جاریست
بهم بریز ابوجهل های دوران را
رجز بخوان که دهانت کمان شود از خشم
و واژه واژه بزن تیر حلق آنان را
بگو که واقعه در اوج عشق و زیبائیست
بگو به عالم و آدم حقیقت آن را
که روح تازه به هر دفتر و قلم دادی
و شرح داد دلت واژه واژه قرآن را
همینکه در دل ظلم اعتبار آدم مُرد
دوباره زنده نمودید شأن انسان را
بگو که با دل دریائی ات در این احوال
چگونه طرد نمودی فرات حیران را
تو مُشتی آب چنان روی رود کوبیدی
که شرم آب نگهداشت راه جریان را
همینکه تیر به مشکت نشست، بی وقفه
گریست چشم تو خونابه ای فراوان را
...و اشک های تو در عرش تاابد جاریست
که رهبری بکند قطره های باران را
روح الله ستایش احدی
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir