زنجان
← همه اخبار
داستان کوتاه - کلاغ پر

داستان کوتاه - کلاغ پر

۱۵ مهر ۱۳۹۱کد خبر: 31480۳

سیده زهره میر عیسی خوانی

گنجشک ،پر !انگشتها ،پر !دوباره می آیند پایین .بچه ها کلاغ پر بازی میکنند .کلاغ ،پر !بپر ،نپر،می پرد و آن وقت است که ریحان، پر!نه ،نه .ریحان نپر !آخر ریحان آدم است ،بال ندارد که ....
ریحان بپر ،نپر...
کلاغها بردنش .نیستش .دو روزه که نیستش .عاطی همه جا را دنبالش گشته است .موهای حنایی خط سفید هایش را می دهد توی روسری و داد می زند :-پر که در نیاورده ...
پرهایش را میکَنم.قار قارش می رود بالا .
دوباره شروع می شود ....سوسک ،نپر ....بپر ....پایم را میگذارم روی تن سیاهش و لهش میکنم .
عاطی مینشیند روی پله سنگی جلوی در باغ .جوراب پشمی هایش را می کشد روی شلوار گورخری اش .می کوبد روی پاهایش و یک بند داد می زند .
قار ....قار .... قار ....کلاغها قار قار میکنند .
برف می بارد .پارو را که بر می دارم ،قدم شده اندازه اش .چرا پارو رشد نمی کند ؟
ننه اسمال می گوید :-تو عقلت رشد نکرده ،قد خرم نمی فهمی .اسمل دماغش را میکشد بالا و داد می زند :-نگو ننه ،این قد که می فهمه ،ببین چه خوب عر عر میکنه ،ممد عر عر کن .
عر ....عر....عر ....
ننه اسمال میخندد بعد با جارو اسمال را می زند و میگوید :گورت رو گم کن بچه ،خدا رو خوش نمی آید .
اسمال از روی سه پایه ی شلنگ می پرد .بخار از توی شلنگ دود می شود و می رود هوا .
ریحان شلوارش را میکشد بالا و بدو بدو می رود سمت دستشویی مدرسه روبه رویی ،به در دستشویی نرسیده بخار از شلوارش بلند می شود و می رود بالا .
عاطی میگوید :-همه جا را به گند کشیدی ،بلد نیستی یه دستشویی هم بری بعد شروع میکند به نیشگون گرفتن از تمام تنش .
ریحان دم خرگوشی هایش را می اندازد پشت سرش و با پشت دست چشمهایش را می مالد .صورتم را می برم جلو و میگویم گریه نکن ریحانم .
دون دونی های صورتم فرو می رود توی صورتش .
اسمال دارد موهای دون دونی صورتش را می زند .کف را می مالد روی گونه اش .بعد لپش را باد میکند و تیغ را میکشد رویش .کف ها روی لبه ی تیغ می نشینند .
برف روی لبه ی پارو می نشیند .برف ها را پارو میکنم سمت در .
اسمال میگوید :-بیا صورتت رو اصلاح کنم ممد خله .
می سوزد .
تیزی تیغ صورتم را می سوزاند .سرمای برف دستها و انگشتهایم را .
اسمال با تیغ روی گردنم خط می اندازد .
درخت ها روی درخت های لُخت آواز می خوانند .صدایشان توی محیط می پیچد .قار ...قار ... قار ....ریحان نیستش که با گلوله برفی نشانه شان بگیرد .
گلوله برفی را پرت میکند سمت اسمال و در را با پا میکوبد .
عاطی در کمد دیواری ها را باز میکند و داد می زند :-کدوم گوری رفته ننه مرده ؟
صدایش پخش می شود توی کمد .
ریحان توی دستشویی صدایش را گرفته بالای سرش و آواز می خواند .
کلاغه میگه قار و قار و قار .ننه اش میگه زهر مار ...
صدای شر شر آب که توی لوله ی دستشویی میرود صدایش را قطع میکند .داد می زنم :-ریحان بدو .بعد لقمه ی توی دستم را گاز می زنم .در زنگ زده ی دستشویی را باز میکند .اومدم دیگه ،چته ؟مقنعه ی صورتی اش را با ساق دست می کشد عقب .بعد در دستشویی را با پشت دست می بندد . عاطی در کمد را می بندد .زیر لب غر غر میکند ._این دختره از اولش هم شانس نداشت ،اون از ننه اش که سر زا رفت اینم ازباباش ...
سرش را میکوبد بهدر کمد .
کلاغها قار قار میکنند .برف می بارد .ریحان گلوله برفی درست میکند .مقنعه ی صورتی اش را میکشد عقب بعد داد می زند :-کلاغه میگه قار و قار و قار .نن اش میگه زهر مار .باباش میگه ...
کاک رستم سبیلش را تاب می دهد .ریحان میچپد گوشه ی دیوار . کمر سگگ دارش را در می آورد .
شترق .... شترق ....
طناب کوبیده می شود روی تنه ی نازک درخت کاج .کلاغها پر می زنند از روی شاخه های لخت و عور .ریحان طناب بازی میکند .
عاطی تکیه می دهد به درخت .- نیستش مادر مرده .ای بگم خدا چه کارت کنهمرد که من رو توی چله ی ساه زمستون در به در این ننه مرده ....
قار ... قار ...
گنجشک ،پر ! کلاغ ،پر !کلاغها بردنش .اسمال با لگد میکوبد روی در :-در رو باز کن گیس بریده .
ریحان گلوله برفی را پرت می کند سمت کلاغها .
بچه ها می دوند سمت دستشویی مدرسه ی روبه رویی .کلاغها قار قار میکنند . ریحان می خواند :-باباش میگه ولش کن
داد می زند :-هوی ،ولش کن نره خر ...اسمال دست از یقه ام میکشد .داد می زند :-باز تو دهن باز کردی گیس بریده ...میکوبد در گوشم .می سوزد .ریحان گلوله برفی را پرت میکند سمت کلاغها .سرما بند بند انگشتهایم را سوزن سوزن میکند .می سوزد .
کاک رستم سه پایه یشلنگ را میکشد جلو آب می پاشد روی صورتش .بخار بلند می شود از دستش و می رود بالا .ریحان شلوارش را خیس میکند .
جیییییر ....جییییییر ...عاطی در کمد دیواری را باز میکند .ریحان گوشه ی کمد دیواری قایم میشود .عاطی داد می زند :-پس کجاست این ننه مرده ...
کلاغ ...پر !انگشت ها ...پر !بچه ها کلاغ پر بازی میکنند .اسمال آفتابه ی قرمز به دست رد می شود از کنارمان و می رود سمت دستشویی مدرسه روبه رویی .نیشخند می زند و زیر لب زمرمه میکند :-شیرش یخ بسته !
عاطی می گوید همه جا را به گند کشیده ای .و آب را از سرش می ریزد پایین .صدای شلپ شلپ آب روی تنش از پشت چادر گوشه ی حیاط می آید .
سرما بدنم را کرخت میکند .برف گوله گوله می ریزد .پلک هایم می افتد پایین . ریحان تکان تکانم می دهد
-ممد پاشو ،داره میریزه ...پتو را می پیچم دورم و غلت می زنم .دوباره تکانم می دهد .
عاطی داد می زند :-خدا بکشدت رستم ،همه جا رو به گند کشیدم .پس کی می خوای این دستشویی لعنتی رو درس کنی ؟
ریحان می دود سمت دستشویی مدرسه روبه رویی .
کلاغها قار و قار میکنند .بچه ا کلاغ پر بازی میکنند .سوسک .بپر ...نپر ...سوسک توی دستشویی را له میکنم و می دوم سمت ابخوری و شیر آب را باز میکنم .
ریحان داد می زند :- فکر شبم باش ممد ،این قد آب به خیکت نبند .
ریحان ،پر !نپر !عاطی میگوید پس کجاست این ننه مرده ؟ریحان تکان تکانم می دهد .-داره میریزه ...
اسمال با افتابه از کنارم رد می شود .

سیده زهره میر عیسی خوانی

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/DH6V2N2

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir