
نذر حضرت ابوالفضل عباس (ع)
از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع) - آرش پورعلیزاده
مَشکی بگو برای برادر بیاورد
مَشکی به خاطرِ دلِ خواهر بیاورد
با دستِ نون و القلمش رفت علقمه
تا مشقِ آب، اولِ دفتر بیاورد
روزِ نخستِ خلقتِ آدم رسیده بود
عباس رفت آب به محشر بیاورد
آبی بیاورد که بریزد سرِ خلیل
آبی برای حضرتِ هاجر بیاورد
آهسته رفت سمتِ فراتی که نیل شد
باید عصای معجزه را دربیاورد
میرفت تا که مهریة مادرِ تو را
سقا برای ساقی کوثر بیاورد
اطفال تشنهاند بگو مَشکِ پاره را
با هر مصیبتی شده دیگر بیاورد
مو دیدهاند و پیچشِ مو را ندیدهاند
حالا برای عمه که معجر بیاورد؟
غیر از تو اینچنین قمری در محاقِ مرگ
اشک حسین را چه کسی دربیاورد؟
***
عباس رفت و مرثیهخوان گریه میکند
شاید دلِ شکسته به منبر بیاورد
عباس رفت و مرثیهخوان فکر میکند
این روضه را چگونه به آخر بیاورد
من ماندم و حسینیه و استکان چای
مداح رفت، قندِ مکرر بیاورد
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir