
مقام معظم رهبری وسفارشات هنری
این ملت، برای اینکه حیثیتش و کیان حقیقی و انسانی و اسلامی و انقلابی و فرهنگ ملیاش حفظ شود، احتیاج به مجاهدت و مقاومت و ایستادگی در مقابل تهاجم دشمن، و تهاجم کردن به نقاط ضعف دشمن دارد. این را خودیها میتوانند بکنند.
من حرفم فقط همین است. من میگویم:
اگر میخواهید هنر این کشور رشد و اعتلا پیدا کند، به هنرمند جوان مؤمن تکیه کنید. او میتواند از اسلام و از انقلاب و از این کشور دفاع کند.
والّا آن کارگردان یا تهیهکنندهای که وقتی دارد فیلمی را میسازد، از پیش دارد فکر میکند که «این نکته را در این فیلم خواهم گنجاند، تا یکی از پایههای اعتقادی این نظام را هدف قرار بدهم»، که از اسلام و انقلاب دفاع نمیکند! با زبان خاص فیلم و با همان شکلی که در فیلم امکان دارد، کار خودش را انجام میدهد. یعنی اکتفا نمیکند به اینکه به انقلاب کمک نکند؛ فیلم میسازد برای اینکه به انقلاب حمله کند! از اول که دارد این فیلم را میسازد، یا این داستان را مینویسد، هدفش این است که کارایی نظام اسلامی را زیر سؤال ببرد، و بگوید: «این نظام اسلامی، کارایی ندارد.» از اولی که دارد این مقاله را مینویسد یا این اثر هنری را تولید میکند، هدفش این است است که نشان بدهد این دولت کارایی ندارد؛ توان اداره ندارد. این، در حال خدمت به مصالح این کشور است یا در حال خیانت؟ به این میشود تکیه کرد؟! معلوم است که نمیشود تکیه کرد! ما البته تصمیم نگرفتهایم کسانی را که خیال کردهایم خدمت نمی کنند یا خیانت میکنند، یکی یکی به قانون معرفی کنیم. نه! هنوز خیلی کارها در این کشور در زمینه فرهنگی وجود دارد که باید انجام بگیرد. منظورم این است که در محیطهای فرهنگی، به نیروهای مؤمن تکیه شود. اینها سدی در مقابل تهاجم فرهنگی هستند.»
(بیانات در دیدار جمعی از صاحبنظران، مسئولان، نویسندگان، خبرنگاران و کارکنان دستگاههای فرهنگی، هنری، تبلیغی و خبری کشور، به همراه وزیر و معاونین و رؤسای مناطق آموزش و پرورش سراسر کشور؛ 21/5/71)
باید به دنبال یک جوانه نو بود
«در مورد این کار، عقیدهام این است که در هنر انقلاب و در این بخش ـ یعنی بخش داستان و خاطره و این چیزها ـ باید دنبال یک «جَست» نو باشیم. (وقتی از گوشه درخت کهنهای یک شاخه جدید بیرون میزند، به تعبیر مشهدیها، میگوییم: جست.) باید عرض کنم که هنر نویسندگی و داستاننویسی در انقلاب، بدون اینکه ما خواسته باشیم سرمایهگذاری بکنیم، همین الان خودش را نشان داده است. این، از همان جوششهای طبیعی است.
چون صادقترین جوششها آن است که بدون درخواست و تقاضا، خود را نشان بدهد.
«پری روتاب مستوری ندارد/ چو در بندی، سر از روزن برآرد.»
بله؛ درها همه بسته است (همین که ایشان میگویند)، امکانات نیست. همین است. درها بسته است. اما سر از روزن بیرون میآورد؛ و ناگهان میبیند که این همه نوشتههای خوب، خودش را نشان میدهد.»
(در دیدار اعضای حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی)
جوانان مستعد را شناسایی کنید و آموزش دهید
«به نظر من، در زمینههای نویسندگی، ما خیلی نیاز به کار داریم. ما میبینیم هر جا که یک فیلم خوب ساخته شده است، بر اساس یک قصه و فیلمنامه خوب بوده است. آن جاهایی که جاذبه ندارد، عیب دارد، مشکل اصلی، فیلمنامه است. البته نقیصهای است. من احتمال میدهم که زمانی، با بعضی از شما این صحبت را کرده باشم: میگویم: شاید ذوق و سلیقه ایرانی در این جهت تربیت نشده است. یعنی ما قصه شعری خیلی داریم. مثلاً شاهنامه، کتابهای نظامی و دیگر شاعران. این قصهها، خیلی هم خوب است و بعضی از قصههایش هم، انصافاً از لحاظ قصهپردازی، بسیار قوی است. اما کار قصهنویسی از قدیم نداریم. در غرب و اروپا، از پیش از میلاد مسیح کار نمایشنامهنویسی و قصهنویسی رواج داشته است؛ حالت سنتی داشته است. کما اینکه آنها شعرشان نسبت به ما خیلی ضعیف و بسیار عقب است. ولی این چیزی نیست که نشود تأمین کرد. اینها جزو سرنوشت همیشگی بشر نیست.
خوب، یک وقت هم میبینید یک شاعر برجسته، در آنجایی که مهد شعر نیست، به وجود میآید: مثل شکسپیر، که نمایشنامههایش هم به شعر است. چه عیبی دارد که ما هم در بین خودمان، ناگهان یک قلههای هنری در زمینه نویسندگی پیدا کنیم؟ اگر این کار بشود، آن وقت ما در دو زمینه، پیشرفت خواهیم کرد: هم در زمینه فیلم پیشرفت میکنیم، هم خود قصه.
موضوع قصه واقعاً بسیار مهم است.
من در مورد قصه با موضوع انقلاب اسلامی، احساس کمبود زیادی میکنم. ما نسبت به انقلاب؛ قصههای کمی داریم، شاید بتوان گفت که به یک معنا نداریم. در مورد جنگ هم همینطور ...
به هر حال، به نظر من کار رمان را باید خیلی جدی بگیرید. این جوانان را پیدا کنید و برای آنان برنامهریزی کنید.»
(در دیدار هیئت اسلامی هنرمندان؛ 2/10/81)
لزوم تشویق و تجلیل از هنرمندان و نویسندگان معتقد به اسلام و انقلاب
«به نظر من، این جریان هنرمندان معتقد به دین، معتقد به مبانی اساسی اسلام و انقلاب، و معتقد به راه نوی که ملت ایران با شجاعت انتخاب کرد و شناخت و پیمود، امروز بایستی خیلی احساس مسئولیت و تلاش کند.
جریان ضد این حرکت عظیم مردمی و ضد اسلام، از همه امکانات بهرهبرداری میکند؛ از هنر هم به طور کامل بهرهبرداری میکند.
امروز در دنیا دستگاههای عظیم فیلمسازی علیه اسلام، فیلمنامههای قوی مینویسند و بازیهای قوی ارائه میدهند.
این فیلمها را، برای بد چهره کردن و زشت کردن اسلام و مفاهیم اسلام ـ و از جمله مفهوم انقلاب ـ میسازند و در دنیا پخش میکنند. کما اینکه ـ شما ببینید ـ برای خیلی از مفاهیم استعماری و استکباری و مفاهیمی که مورد علاقه و نیاز مراکز استعماری دنیاست، کارها و پشتیبانیهای هنری بسیار عظیمی انجام میگیرد: آنچه را صهیونیستها لازم دارند، آنچه را که صهیونیسم از اول لازم داشته، آنچه را که برای غرق کردن فرهنگهای ملتها در فرهنگ غالب آمریکایی یا غربی لازم است،
شما میبینید که همه این چیزها و همه این نیازها را در گوشه و کنار آثار هنری فراوان، همچنین در کارهای علیالظاهر علمی ـ فرهنگی، برآورده میکنند. فیلمها و آهنگها میسازند، نقاشیها میکنند و کارهای هنری فراوانی انجام میدهند، برای اینکه آن مفاهیم را در ذهنهای مردم جا بیندازند.
البته، بدیهی است که همه چیز در دنیا، وابسته به فهم انسانهاست. اگر کسی، یا مرکز قدرتی بتواند فهم انسانها را به سمتی سوق بدهد، همه چیز در آن جهت سوق پیدا خواهد کرد. این، قهری است. بنابراین، میل و تلاش دستگاههای قدرت جهانی و قدرتهای متجاوز زیادهخواه، برای اینکه بتوانند بر افکار، آراء و تمایلات مردم غلبه پیدا کنند، چیز عجیبی نیست.قهری و طبیعی است.
دارند از همه امکانشان استفاده میکنند: از پیشرفتهترین روشهای ارتباطاتی امروز، برای جا انداختن یک دروغ به جای یک حقیقت ناب استفاده میشود. از قویترین هنرمندها برای اثبات ـ فرض بفرمایید ـ مظلومیت صهیونیزم (خندهآورترین چیزی که امروز میشود در دنیا مطرح کرد) استفاده میشود، تا صهیونیستهایی را که آمدهاند و تجسم ظلم مسیطر و قاهری در منطقهای از دنیا شدهاند، به عنوان یک چهره مظلوم جلوه بدهند! این، کاری است که الان دارد در دنیا انجام میگیرد.
با این همه تلاشی که شده، با این همه کمک مالی که به آنها شده، با این همه سلاحی که برای آنها فراهم کردند (یا امکان دادند که خود آنها فراهم کنند)، با این همه اغماضی که از ظلمهای آنها در دنیا شده است و در عین حال هنوز رها نکردهاند، مطبوعات، وسایل تبلیغاتی، وسایل ارتباطاتی و هنر، در بخشهای عظیمی، در خدمت این است که در مقابل افکار عمومی، همین گروه ستمگر متجاوز زورگوی زیادهطلب را به عنوان یک مجموعه مظلوم و مورد ستم و قابل ترحم در دنیا منعکس کنند! هنوز دارد این کار انجام میگیرد. اما متقابلاً برای نشان دادن مظلومیت مظلومان حقیقی منطقه فلسطین، کار چندانی انجام نگرفته است. یعنی تقریباً در دنیا هیچ کار انجام نگرفته است! البته، اگر در گوشه و کنار ـ یک وقتی در اینجا، یا در بعضی از کشورهای عربی ـ بالاخره کارهایی از لحاظ کیفیت در هر حدی، انجام گرفته باشد، در مقابل آنچه که آنها انجام دادهاند، صفر است.
خلاصه، برادران عزیز! امروز از ابزار معنوی (یعنی از ابزار فرهنگ و هنر) دارد علیه ارزشهای والای بشری و اعتقادات انسانی و ادیان آسمانی و خواستهای انسانها، حداکثر استفاده میشود! تصور من این است و امیدم به این قشر و این نسلی است که حقیقت را شناختهاند. البته، همیشه در دنیای هنر، در سراسر دنیا کسانی هستند و بودهاند که علیرغم این حرکت ظالمانه، کارهایی انجام دادهاند. نمیشود گفت که صحنه و عرصه هنر ـ یا فرهنگ ـ به کلی خالی از گرایشهای حقطلبانه است. اما هر کاری که انجام بگیرد، کم است.
به نظر من، در این زمینه، هنرمندان و اصحاب فرهنگ در کشور ما، مسئولیت مهمی دارند. یکی از مهمترین مسئولیتها هم این است که این جوانهای تازهرس و تازهکار و تازهوارد میدان هنر شده را، در مقابل ابهت کاذب آن کسانی که مایههایی از هنر دارند (بعضی هم ندارند.بعضی هم فقط اسم دارند و حقیقتاً مایه هنری ندارند. لیکن با همان اسم هنری خودشان که سعی هم میشود به زور، بزرگ داشته و زیادی تفخیم بشود) مصونیت ببخشند.آنها روی هنرمندان جوان و هنرمندان در بین راه ما فشار میآورند. سعی شود از این جوانها حمایت بشود؛ هم حمایت معنوی، هم حمایت مادی. به ایستادگی، به استقلال، به حرف زدن با همان زبان هنر و سخن گفتن از حقایقی که به آنها اعتقاد دارند، تشویق بشوند.چرا این حقایق را پوشیده نگه میدارند؟! من میبینم امروز بعضی از هنرمندهای مؤمن، حرفی را که در دلشان درصحنه هنر هست، میترسند بگویند و بیان کنند! چرا؟! چرا باید اینجوری بشود؟!بالاخره، این مسئولیت مهمی است. امروز هر چه از هنرمند مسلمان، تجلیل و هر چه هنرمندان مسلمان، تشویق بشوند، جا دارد. این، یک وظیفه بزرگ است. این، یک کار فرعی و حاشیهای نیست؛ یک کار اصلی است...
(بیانات در دیدار جمعی از نیروهای فرهنگی و هنرمندان دفاع مقدس؛ 20/1/1379)
راههای احیای داستان ایرانی
استفاده از متون کهن داستانی
«ما از داستانگویی چه قصدی داریم؟ چرا گفته میشود «برای فرزندانتان داستان بگویید»؟ چرا داستان اینقدر مورد توجه همه حکمای دوران تاریخ، و از جمله اسلام است؟ چون داستان، در چهره قهرمانهایش، درس زندگی میآموزد. در داستان، هر انسانی میتواند کمال مطلوبها و راههای زندگی خودش را پیدا کند. لذا چنانچه بنا شود راه غلط به ما نشان بدهد، از آن فلسفه خودش دور افتاده است و دیگر ارزش ندارد. بنابراین، باید روی این نقطه تکیه کرد، که بعضی از داستانها ارزش ندارد. و اما، در همین «مثنوی» یا در «منطقالطیر» شیخ عطار، داستانهای زیادی وجود دارد. در همین «هزار و یک شب» معروف، که دنیا را پر کرده، و گمان میکنم هر جایی که پای فرهنگ بشری رفته، اسم «هزار و یک شب» هم وارد شده است، داستانهای بسیاری ـ از جمله «علاءالدین و چراغ جادو» و از این قبیل ـ وجود دارد.
واقعاً «هزار و یک شب»، مجموعه عجیبی است! پر است از داستانهای خوب. یا همین «چهل طوطی»؛ که البته روایتهای مختلفی دارد و بعضی از روایتهایش خیلی شیرینتر و منطقیتر و متینتر است، و میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
ما از اینها میتوانیم استفاده کنیم؛ و داستانهایشان را به زبان مناسبی درآوریم. چرا باید با وجود این مایه، از لحاظ فیلمنامهنویسی و به اصطلاح زمینههای داستانی، وضعمان خوب نباشد؟!»
(بیانات در دیدار گروه نمایش صدا؛ 29/10/71)
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir