
مهمترین ویژگی ادبیات انقلاب «مردمی بودن» است
نشست «بایستههای ادبیات امروز انقلاب اسلامی با نگاهی به فتنه 88 و حماسه 9 دی» عصر روز گذشته با حضور رئیس حوزه هنری و تعدادی از چهرههای برجسته ادبیات انقلاب در سالن شماره 2 تالار اندیشه برگزار شد.
ابتدای این نشست، شاعران جوان حاضر، اشعاری را با محور حماسه 9 دی خواندند. میلاد عرفانپور، محمدمهدی سیار، حسین زحمتکش و طارمی از شاعرانی بودند که در این نشست به شعرخوانی پرداختند.
مردمی بودن بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی است
در ادامه این برنامه، نوبت به آغاز میزگرد بررسی و تحیلی روند شعر انقلاب اسلامی و رسالت آن در دهه چهارم رسید. محسن مومنی در این باره گفت: از مهمترین ویژگیهای ادبیات بعد از انقلاب اسلامی این بود که از انحصار عدهای خاص بیرون و به میان مردم آمد. این اتفاق البته در تمام رشتههای هنری اما به ویژه در ادبیات افتاد.
وی افزود: در دوره پیش از انقلاب، شمار معدودی شاعر و نویسنده فعالیت میکردند که منزوی بودند و با این که اعتقاد داشتند حرفشان حرف مردم است، اما هیچ ارتباطی با مردم نداشتند و در اصل از مردم نمیگفتند. در حالی که پس از انقلاب، شعر و ادبیات به میان مردم آمد و امروز میتوان گفت در هیچ دورهای چون امروز ادبیات مورد توجه مردم نبوده است.
به اعتقاد رئیس حوزه هنری، اگر شاعر و نویسنده به هر دلیلی امروز نیز به انزوا برگردد و از مردم جدا شود، به دوره رکود پیش از انقلاب خواهد رسید.
این نویسنده در ادامه صحبتهای خود، تصریح کرد: حضور شاعران و نویسندگان در کنار مردم پس از دفاع مقدس، در جنگ 33 روزه لبنان و بعد از آن در جنگ غزه نمود بسیاری داشت و دیدیم که آنها با نوشتهها و اشعار خود مردم را همراهی کردند، صدا و سیما و مطبوعات را تغذیه کردند و در یک کلام به ادبیات آبرو بخشیدند. این اتفاق در فتنه سال گذشته هم روی داد. در روزگار فتنه شناخت راه مشکل میشود اما با این وجود شاهد بودیم که بسیاری از شاعران و نویسندگان وظیفه خود را انجام دادند و سکوت نکردند.
وی در این باره تاکید کرد: مردمی بودن بزرگترین دستاورد انقلاب اسلامی است و ما باید سعی کنیم این وجه را حفظ کنیم چراکه در غیر این صورت، ادبیات ضرر خواهد کرد.
هنرمندان انقلاب پاتوق ندارند و بیخانمان هستند
در ادامه این میزگرد علی محمد مودب نیز به اظهار نظرات خود پرداخت و گفت: به اعتقاد من یک مشکل جدی در عرصه ادبیات وجود دارد و آن بی خانمان شدن است. بعد از جنگ، بسیاری از هنرمندان انقلاب، بی خانمان شدند در حالی که در سالهای اولیه انقلاب پاتوقهای بسیاری وجود داشت. در واقع با هدف قرار گرفتن تخصصی شدن هنر، و در واقع همان شعار "هنر برای هنر"، پاتوق هنرمندان انقلاب اسلامی از میان رفت و این وجه بر فضای مطلوب انقلاب غلبه کرد.
وی افزود: معمولا در کشورهای پیشرفته، یک هدف را مشخص میکنند و در تمام حوزهها از جمله رشتههای هنری، آن را پی میگیرند. این هماهنگی به پیشرفت و رسیدن به هدف کمک بسیاری میکند. در حالی که ما این هماهنگی را میان اهداف نظام و جامعه هنری نمیبینیم. بر همین اساس است که انرژی جامعه هنری به سوی توصیف مرگ، یاس، عرفان پریشان و خسته و ... رفته است. مثلا موسیقی یکی از ابزارهایی است که باید نشاط، امید و ... را بروز دهد اما موسیقی امروز ما، چه موسیقی رسمی و چه زیرزمینی، تنها مروج یاس و ناامیدی است. چرا؟ به این دلیل که برای فرهنگ برنامهریزی کلان و اتاق فکر نداریم و مدلی را تعریف نکردهایم که هنرمند هم جزیی از آن باشد.
هنر ضامن حفظ انقلاب است
سپس شهرستانی با تاکید بر فهم انقلاب اسلامی، اظهار کرد: ما یک سری ادعا درباره فهم و درک از انقلاب داریم
که همان تفسیر انقلاب است. اگر به هر دلیلی این تفسیر مخدوش شود، انقلاب هم ضربه میخورد. فهم ما باید در هر دورهای همان فهم دهه اول باشد نه این که در دورههای مختلف به شکلهای مختلف تقلیل پیدا کند. به اعتقاد من هنر انقلاب ضامن حفظ انقلاب و معنای واقعی آن است.
وی افزود: هنر و ادبیات باید آینهای باشد که تصویر صحیح انقلاب را بازتاب دهد و اگر این تصویر تحریف شده بازنمایی شود، خود انقلاب نیز تحریف خواهد شد. ادبیات از تمام رشتههای هنری در بازنمایی انقلاب اسلامی، جلوتر است.
به اعتقاد این کارشناس جامعه شناسی و شاعر، فلسفه، علوم اجتماعی و رشتههای دیگر هنوز به گفتمان صحیحی از انقلاب نرسیدهاند و در برخی رشتهها چون سینما، در ابتدای راه هستیم اما ادبیات پیشرفت خوبی در این زمینه داشته است.
وی با اشاره به هنر معماری، گفت: معماری امروز ما مخلوطی از تمام فرهنگها و دورههای مختلف هنری است و امروز نمیتوانیم بنایی را به عنوان بنای دوره جمهوری اسلامی ایران، معرفی کنیم.
شهرستانی معتقد است ادبیات و به ویژه شعر میتواند زمینهای برای بازسازی سایر هنرها باشد.
سپس مودب در تایید صحبتهای شهرستانی و با اشاره به فعالیت پژوهشی یکی از دوستانش مبنی بر این که نظریه مدیریت را با توجه به اشعار علیرضا قزوه، تدوین کند، گفت: به اعتقاد من در این سالها آنقدر گرفتار بودهایم که در عرصه فرهنگ و هنر و علم هیچ کاری نکردهایم و دهه چهارم فرصتی است که به فعالیت رو آوریم. این نشست و برپایی چنین میزگردی با حضور رئیس حوزه هنری، مژدهای است که شاید در دهه چهارم اتفاقی بیافتد. باید جوانان که انرژی زیادی دارند بیایند و صحبت کنند و کار را جلو ببریم.
شهرستانی نیز در این باره گفت: اتفاق مستلزم آن است که حوزههای فرهنگ و هنر، به هم نزدیک شوند. سینمای انقلاب ما در آثاری چون آثار شهید آوینی رخ داد و این سینما محصول گره خوردن با ادبیات بود. حوزه هنری میتواند دوباره فضایی صمیمی و بی ریا را شکل دهد تا هنرمندان رشتههای مختلف در کنار هم به فعالیت مشغول باشند و بر یکدیگر اثر بگذارند.
فردیت عامی برای دور شدن از هویت انقلاب است
محمد مهدی سیار نیز با تاکید بر صحبتهای شهرستانی، فردیت را عاملی برای دور شدن از هویت انقلاب دانست و گفت: با هم نشستنهای هنرمندانه بدون موضوع و با محوریت اندیشه مهم است. این کار را به شکلهای مختلف میتوان انجام داد تا از این طریق خود به خود شکاف ایجاد شده میان جامعه ادبی و هنری برطرف شود. تخصصی شدن و فردیت، هنرمند را از هویت جمعی دور میکند و به هنر انقلاب ضربه میزند. میتوان با پیوند مجدد این حلقههای جدا از هم، امید داشت که هویت انقلاب بازتولید شود.
هنرمندان خود را پا به پای انقلاب پیش ببرند
سپس محسن مومنی ضمن تاکید بر آینده درخشان انقلاب اسلامی گفت: جریان روشنفکری نباید چون پیش از انقلاب از مردم دور بیافتند و باید در کنار مردم باشند. این مساله سبب میشود هنر و ادبیات عقب بمانند. البته انقلاب در هر دورهای شاعران و نویسندگان و هنرمندان خود را پرورش میدهد و آینده آن قطعا روشن است اما باید به این هویت جمعی توجه کرد.
وی افزود: باید توجه داشت که انقلاب اسلامی تنها برای ما نیست و از مرزها فراتر رفته است. در آینده دنیا تحت سیطره تفکر حضرت امام (ره) خواهد بود در واقع تحت سیطره اسلام ناب محمدی (ص). از همین رو میگویم که هنرمندان باید خود را پابه پای انقلاب پیش ببرند.
رئیس حوزه هنری در ادامه با اشاره به عملکرد دانشگاهها در زمینه توجه به ادبیات انقلاب، تصریح کرد: دانشگاهها یکی از ارگانهایی هستند که تاثیر بسیار زیادی در این زمینه میتوانند داشته باشند اما متاسفانه دیدیم که دانشگاههای ما همچون بسیاری از نویسندگان و شاعران که در دوره پس از انقلاب و به ویژه پس از جنگ و پذیرش قطعنامه، شکل انفعالی به خود گرفتند و در این باره سکوت کردند. دانشگاهها باید نظریه ادبیات و هنر انقلاب را تدوین میکردند اما متاسفانه به دلیل همین غفلت، چنین اتفاقی نیافتد. اگر نظریه هنر وادبیات انقلاب تدوین شده بود، دیگر امروز در این حوزه ضعفی را شاهد نبودیم. ادبیات قرار است روایتگر عروج انسان باشد اما در میبینیم که در آثار بسیاری از هنرمندانی که تمایلی به انقلاب ندارند، روایتگر سقوط انسان است.
وی ادامه داد: پذیرش قطعنامه کاملا ناگهانی بود و بسیاری نتوانستند ان را درک کنند و از همین رو با توجه به شرایط جامعه، دچار سرخوردگی شدند و دیدیم که بسیاری از هنرمندان رشتههای مختلف حالت انفعالی به خود گرفتند. دانشگاههای ما نیز دچار همین وضع شدند.
این میزگرد با هدف هماندیشی ادبی برخی از شاعران انقلاب اسلامی و شعرخوانی حول محور انقلاب برپا شده بود.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir