
چرایی جهاد اقتصادی و الزامات آن
کبری کریمی، دانشجوی مقطع کارشناسی گل و گیاهان زینتی
چکیده:
چرایی جهاد اقتصادی
چیستی جهاد اقتصادیاما جهاد اقتصادی چیست؟ اصولاً چرا اصطلاح جهاد اقتصادی انتخاب شد، نه رشد و پیشرفت اقتصادی یا توسعهی اقتصادی؟ همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودهاند: جهاد یعنی مبارزه؛ یعنی دشمنی در عرصه اقتصاد وجود دارد که باید با آن مبارزه کرد. البته این مبارزه چند وجه دارد: اول اینکه دشمنان خارجی برای مخدوش کردن الگوی انقلاب اسلامی در ذهن مردم داخل و خارج، از طریق اعمال فشارهای مختلف سعی میکنند حرکت اقتصادی کشور را با کندی یا شکست مواجه کنند؛ آشکارترین اعمال فشارها تحریمهای اقتصادی علیه ایران است.همانگونه که مبارزه خالصانه برای خدا شرط اصلی در تحقق جهاد نظامی است، جهاد اقتصادی هم باید برای خدا باشد. در جنگ نظامی، رزمندگان اسلام میجنگند تا دشمنان دین و معنویت را از بین ببرند و در این راه آمادهاند که شهید و یا جانباز شوند و یا در حین جهاد از رسیدگی به امور دنیایی مانند: درس، کار اقتصادی و یا بازار و... دست بکشند، جهاد اقتصادی نیز همینگونه باید با ایثار و فداکاری در راه خدا همراه باشد. در جهاد اقتصادی نیز یک تلاش مستمر، پیگیر و خستگیناپذیر لازم است؛ همچنانکه رزمندگان جبهههای جنگ، شرط نمیکردند که مثلاً روزی هشت ساعت بجنگند و وقتی ساعت کاری تمام شد، به خانه بروند، جهاد اقتصادی نیز کوششی بیوقفه را میطلبد. اگر کشوری وابستهی اقتصادی باشد و برای تأمین آب، نان، انرژی و سوخت خود، محتاج دیگران شود، دچار وابستگی سیاسی و فرهنگی نیز خواهد شد.
در این مقاله می کوشیم با توجه به مثال های عینی موضوع را به زبان ساده مطرح کنیم.
مقدمه:
چه و چرایی اقتصاد
چرا اقتصادبخوانیم؟ دلایل متعددی وجود دارد که چرا مردم اقتصاد میخوانند. شاید مهمترین دلیل این باشد که هرکس در طول زندگی خود تصمیمات اقتصادی می گیرد بدون اینکه متوجه باشدکه اقتصاد میخواند یاخیر. اگرچه هرشخص در عمل یک اقتصاددان است ولی این ضرب المثل که می گوید عمل و تجربه است که کارهارا بی نقص می کند معمولا درست نیست مگر اینکه تصمیمات اقتصادی همراه با درک اصول ابتدایی علم اجتماعی اقتصاد و آگاهی از آن باشد. هر شخص از همان روز که اولین پنی خود را خرج و یا پس انداز می کند وارد مرحله تصمیم گیری اقتصادی میشود مطالعه اقتصاد به شخص کمک می کند تا در مورد مصرف یا پس انداز پول چگونگی استفاده از وقت خود و فراهم کردن موجبات زندگی بهتری برای خود و خانواده اش تصمیمات مناسبتری اتخاذ کند. درحقیقت عملکرد و سلامت تمام جامعه سرمایه داری تا حد زیادی بستگی به درجه و نحوه آگاهی شهروندان از اقتصاد دارد. اقتصاد چیست؟ تمام علوم اجتماعی در برگیرنده رفتارهای انسان هستند. در صورتی که فیزیکدان با اشیاء جامعه و بیولوژیست با زندگی گیاهان و حیوانات سرو کار دارد دانشمند اجتماعی و واکنشهای آنها درشرایط مختلف علاقمند است علوم اجتماعی به طور مثال روانشناسی است که عمدتا با رفتارهای فرد ارتباط دارد و همین طور شامل جامعه شناسی است که بیشتر به فعالیتهای گروهی مربوط میگردد. اقتصاد علم اجتماعی است که مشخص می کند افراد و اجتماع چگونه منابع کمیاب یا وسایل نه چندان فراوان خود را بین هدفهای مختلف در طول زمان اختصاص دهند. داشتن مهارت در به کارگیری علم اقتصاد کاری است که از بصیرت تجربه و قضاوت شخصی منتج میشود. یک اقتصاددان برجسته کسی است که بتواند بهترین راه تشخیص مسائل اقتصادی بهترین روش در یک تئوری اقتصادی و مهارت لازم را در حل مسائل و تفسیر نتایج با یکدیگر ترکیب کند. هر تعریفی از اقتصاد شامل پاره ای اندیشه های اساسی زیراست:
1- ایده تخصیص، که منظور در نظرگرفتن منابع( مترادف با نهادها مواد خام اولیه و عوامل موثر در تولید) و محصولات تولیدی ( مترادف با بازده یاکالا) برای استفاده است.
2- ایده کمیابی، که به سادگی این معنی را میدهد که نهاده ها به اندازه کافی وجود ندارد تا بتوان محصول کافی از آنها تولید کرد و رضایت تمام افراد و گروهها را در دنیا بدست آورد.
3- ایده تعیین هدفها یا مقصدها یا منظورها - خواستها یا تمایلات انسانی برای ما به عنوان افراد و گروههابی نهایت است. این موضوع الزاما بدین معنی است که خواستهای ما برای منابع کمیاب با یکدیگر رقابت دارند. به خاطر وجود چنین رقابتی ما باید بین خواستهای گوناگون خود حق تقدم قائل شویم و در جهت رسیدن به رضایت بیشتر در مورد انتخابی که کرده ایم تا آنجا که می توانیم کوشش کنیم.
4- بالاخره ما باید مسئله زمان را هم در نظر بگیریم این موضوع قابلیت تغییرپذیری بین دوره های کوتاه مدت راعملی خواهد کرد و هر نوع تغییری را در تمام سیستم اهداف ما در طول امکان پذیر می سازد.
مطلب زیر میتواند در برگیرنده تمام ایده های ذکر شده در مورد تعریف اقتصاد باشد: اقتصاد عبارت است از تخصیص منابع کمیاب بین خواستهای در حال رقابت برای رسیدن به حداکثر هدفهای انتخابی در طول زمان مشروط برحمایت و پشتیبانی و اصلاح سیستم انتخاب.
چرایی، چیستی و چگونگی جهاد اقتصادی
جهاد اقتصادی چند سرفصل دارد که عبارت هستند از چرایی جهاد اقتصادی، چیستی جهاد اقتصادی و چگونگی جهاد اقتصادی.
1- چرایی جهاد اقتصادی
اولین نکته قابل بررسی در این موضوع پاسخ به این سؤال است که چرا سال 1390 به عنوان سال جهاد اقتصادی نامیده شد؟ پاسخ این پرسش را میتوان در دو ضرورت جستجو کرد؛ اول، ضرورت داخلی و دوم، ضرورت خارجی.
به لحاظ ضرورت داخلی باید گفت:
دهه چهارم انقلاب اسلامی، دههی پیشرفت و عدالت نامیده شده است؛ از آنجا که یکی از مهمترین وجوه پیشرفت و عدالت، مقوله اقتصاد است، نامگذاری سال 1390 به نام "جهاد اقتصادی" با عنوان دهه چهارم، تناسب دارد؛ علاوه بر این، بخش عمدهای از برنامه پنجم توسعه نیز به مباحث اقتصادی اختصاص یافته است؛ همچنین لایحه برنامه و بودجهی سال 1390 که از سوی دولت به مجلس تقدیم شد، بیشتر صبغه اقتصادی دارد.
علاوه بر آن، دولت دهم برای امسال، وعدههای اقتصادی زیادی به مردم داده و به دنبال تحقق آنهاست. بخش عمدهای از طرح هدفمند کردن یارانهها که در سال 1389 آغاز شد، در سال 1390 استمرار یافته و اجرا میشود؛ طرح مسکن مهر که طی چند سال گذشته پیشرفت خوبی داشته، قرار است در سال جاری به شکوفایی برسد؛ وعده دولت در ایجاد دو میلیون و نیم شغل جدید، تغییر در نظام اعتبارات بانکی و تحول نظام بانکی و تغییر پول ملی نیز به موارد فوق اضافه میشود. علاوه بر آنچه گفته شد، تلاش دولت دهم در بُعد اقتصادی نمود و ظهور بیشتری دارد؛ اما علیرغم وجود شعارهای خوب سیاسی و فرهنگی دولت و نیز عملکرد سیاسی و فرهنگی مثبت، دولت برای رشد فرهنگی کشور، برنامهی جدید، ویژه و گستردهای ارائه نکرده است؛ حتی در مورد مسائلی مانند سادهزیستی، حذف تجمّلات، مردم دوستی و... که دولت به شدت از آنها حمایت میکند، برنامه روشنی تنظیم نشده است. در حقیقت دولت تلاش میکند این مسائل را با برنامهریزی، عملکرد مثبت اقتصادی و همچنین سلامت اقتصادی خود رواج دهد؛ یعنی پشتکار به خرج دهد؛ کیفیت، کمیّت، سرعت و دقت فعالیتهای اقتصادی را روزافزون کند؛ از اسراف بپرهیزد؛ از پارتیبازی، اشرافیگری و فعالیتهای تجملاتی و مستکبرانه جلوگیری کند و با فعالیتهایی از این قبیل، فرهنگ مورد نظر خود را رواج دهد. به هر حال توان کار اقتصادی در این دولت بالاست و حاضر به ریسک کردن و تقبّل فشارهای سنگین است؛ پس، با این شرایط، سزاوار بود که مقام معظم رهبری (مدظله) نام سال 1390 را با رویکردی اقتصادی برگزینند تا این شعار، با برنامههای کلیِ کشور هماهنگ بوده و ضمانت تحقق یابد. مقام معظم رهبری هم در پیام نوروزی سال 1390 اشاره کردند:« سرفصلهاى مهمى وجود دارد که همه داراى اولویتند... لیکن به نظر صاحبنظران، امروز در این برههى از زمان، مسئلهى اقتصادى از همهى مسائل کشور فوریت و اولویت بیشترى دارد »؛ بنابراین شرایط سال 1390، متناسب با این شعار هست و خواهد بود. کسانی که با بحث سیستم و سیستمسازی آشنا هستند، میدانند که گاهی فقدان یا ضعف یک عامل در یک سیستم، هرچند عامل اصلی محسوب نشود، ممکن است کلّ سیستم را از حرکت باز دارد؛ برای مثال یک اتومبیل پرقدرت و مدرن را فرض کنید که به طرف مقصد خاصی در حرکت است و پنچر میشود؛ اتومبیل از ادامه حرکت باز میماند! هر چند باد لاستیک در مجموعه لوازم و قطعات یک اتومبیل مسئله بیاهمیتی است اما در آن شرایط و با وجودی که آن اتومبیل، بهترین موتور و جعبه دنده و... را داراست، اما ناکارآمد خواهد بود. بر این اساس، مهم نیست که اقتصاد در رتبهای پس از سیاست و فرهنگ قرار دارد، مهم آن است که کشور ما نیازمند جهش اقتصادی است. اگر نامگذاری این سال با رویکرد اقتصادی انجام میشود، به این معنا نیست که اقتصاد اصل است و توجه نظام از امور سیاسی، فرهنگی و علمی، به مقولات اقتصادی تنزّل پیدا کرده است، بلکه وضعیت ویژهای که جامعه کنونی ایران با آن رو به رو است و باید در آن، متناسب با سایر ابعاد جامعه رشد یابد، اقتصاد است. ازاینرو، سکاندار انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری(مدظله) میفرمایند "ملت ایران در این برهه از زمان، جهادش به طور عمده در عرصهى اقتصاد است."در کنار ضرورت داخلی، ضرورت خارجی هم برای انتخاب نام "جهاد اقتصادی" وجود دارد و به نظر میرسد که ضرورت خارجی تا حدودی از ضرورت داخلی هم مهمتر است. برنامهریزیهای توسعه و کلان در بیشتر کشورها، اقتصادی است؛ و اغلب مردم جهان به مسائل اقتصادی بیش از سایر مسائل بها میدهند؛ حضور معنویت در زندگی آنها کم رنگ شده است؛ کسانی هم که به معنویّت توجه میکنند آن را در حاشیه اقتصاد قرار میدهند. به این نکته هم باید توجه کرد که هر چند دو الگوی مارکسیستی و لیبرالیستی پدیده آمده پس از رنسانس، بر یک ریشه مادی استوار هستند، اما دو شاخه مختلف محسوب میشوند. این دو الگو تلاش میکردند با دو روش مادی متفاوت، کشورها را اداره کنند. الگوی مارکسیسم معتقد به مدیریت دولت به عنوان یک کارفرمای بزرگ بود و شعار " از هر کس به اندازه توانش و به هر کس به اندازه نیازش" را سر میداد؛ یعنی همه متناسب با وضعیت خود باید برای دولت کار کنند و دولت نیز هزینه همه را تأمین کند و آنها را مساوی با یکدیگر پرورش دهد. این سیستم، به دلیل عدم هماهنگی با فطرت بشر ناموفق بود؛ البته شکست آن را باید متأثر از انقلاب اسلامی دانست؛ زیرا انقلاب اسلامی پرچم عدالتخواهی را به دست گرفت و اسوهای شد که الگوی مارکسیستی را از ذهنها حذف کرد. الگوی لیبرالیستی، که خود را به عنوان پیشرفتهترین و تنها الگوی موفق زندگی معرفی میکرد نیز به تدریج ضعفهایش آشکار شد؛ به نحوی که امروزه در پایگاه اصلی آن یعنی آمریکا، تعداد انبوهی از بانکها، بازار سهام و شرکتهای بزرگ اقتصادی متزلزل یا ورشکسته شدهاند؛ تا آنجا که کسریِ بودجهی آمریکا علاوه بر اینکه در دنیا رتبه نخست را دارد، هر لحظه نیز در حال افزایش است. اجرای این الگو در کشورهای اقماری آمریکا هم که به نوعی هزینههای آن کشور را تأمین میکنند، با مشکل مواجه شده است. در واقع، کشورهایی که به صورت لیبرال دموکراسی و با نظام سرمایهداری حرکت میکنند، یک نظام هرمی شکل طبقات مصرفی را به وجود میآورند که قاعده و سطوح پائینی این هرم، کشورهای اقماری است؛ یعنی این کشورها باید هزینه زندگی مجلل کشور محوری را تأمین کنند؛ بنابراین باید کار و مواد اولیه ارزانقیمت را به کشور محور بفرستند و خود بازار فروش محصولات گران بهای کشور محور باشند. گویی کشور محور، فقر خود را به این کشورها صادر میکند. امروز در کشورهایی که به آمریکا و الگوی لبیرالدموکراسیِ متصل هستند، انقلاب رخ داده است؛ کشورهایی که حاکمان آنها سالیان دراز، دست نشانده آمریکا و غرب هستند و دیکتاتوری خود را با اتکا به دیکتاتوری جهانی ادامه دادهاند. مصر و تونس، مثالهای روشنی بر این مطلب هستند. با توجه به اینکه الگوهای مارکسیستی و سرمایهداری، هریک به طریقی، دچار بحران شدهاند؛ وقتی در کشورهای منطقه، انقلاب رخ میدهد، صبغه اسلامی به خود میگیرد. اگر این اتفاقات 50 سال پیش و قبل از پیروزی انقلاب ایران رخ میداد، انقلاب هر یک از کشورهای اقمار آمریکا، به طرف کمونیسم حرکت کرده و مردم، از این الگو به آن الگو پناه میبردند؛ در کشورهای اقمار شوروی نیز اگر انقلابی رخ میداد، به سوی لیبرالیسم کشیده میشد. اما اکنون در شرایطی که یکی از این دو الگو از میان رفته و الگوی دوم هم نتوانسته است مردم را به آسایش و رفاه وعده داده، برساند، ملتها به اسلام روی میآورند. مردم دنیا اکنون طالب الگوی دیگری هستند چرا که دریافتهاند الگوهای سابق نمیتوانند نیازهای آنها را برآورده کنند. مقام معظم رهبری(مدظله) میفرمایند "ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامى را در زمینهى حل مشکلات اقتصادى به همهى دنیا نشان دهیم؛ الگو را بر سر دست بگیریم تا ملتها بتوانند ببینند که یک ملت در سایهى اسلام و با تعالیم اسلام چگونه میتواند پیشرفت کند." انقلاب اسلامی ایران باید بتواند برای ملتهای خواهان الگوی جدید- چه در کشورهای عربی در حال انقلاب و چه در کشورهای اروپایی، الگویی جامع مبتنی بر آموزههای اسلامی ارائه کند. در این صورت، این الگو با استقبال روبه رو شده و نشان میدهد که اگر به آموزههای اسلام، درست عمل شود، بشر نه تنها آخرت، بلکه در دنیا نیز به آسایش میرسد؛ طبیعی است که اقتصاد از ارکان مهم این الگو است.
2ـ چیستی جهاد اقتصادی
اما جهاد اقتصادی چیست؟ اصولاً چرا اصطلاح جهاد اقتصادی انتخاب شد، نه رشد و پیشرفت اقتصادی یا توسعهی اقتصادی؟ همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودهاند: جهاد یعنی مبارزه؛ یعنی دشمنی در عرصه اقتصاد وجود دارد که باید با آن مبارزه کرد. البته این مبارزه چند وجه دارد: اول اینکه دشمنان خارجی برای مخدوش کردن الگوی انقلاب اسلامی در ذهن مردم داخل و خارج، از طریق اعمال فشارهای مختلف سعی میکنند حرکت اقتصادی کشور را با کندی یا شکست مواجه کنند؛ آشکارترین اعمال فشارها تحریمهای اقتصادی علیه ایران است.همانگونه که مبارزه خالصانه برای خدا شرط اصلی در تحقق جهاد نظامی است، جهاد اقتصادی هم باید برای خدا باشد. در جنگ نظامی، رزمندگان اسلام میجنگند تا دشمنان دین و معنویت را از بین ببرند و در این راه آمادهاند که شهید و یا جانباز شوند و یا در حین جهاد از رسیدگی به امور دنیایی مانند: درس، کار اقتصادی و یا بازار و... دست بکشند، جهاد اقتصادی نیز همینگونه باید با ایثار و فداکاری در راه خدا همراه باشد. در جهاد اقتصادی نیز یک تلاش مستمر، پیگیر و خستگیناپذیر لازم است؛ همچنانکه رزمندگان جبهههای جنگ، شرط نمیکردند که مثلاً روزی هشت ساعت بجنگند و وقتی ساعت کاری تمام شد، به خانه بروند، جهاد اقتصادی نیز کوششی بیوقفه را میطلبد. اگر کشوری وابستهی اقتصادی باشد و برای تأمین آب، نان، انرژی و سوخت خود، محتاج دیگران شود، دچار وابستگی سیاسی و فرهنگی نیز خواهد شد. چنین کشوری برای تأمین مایحتاج اقتصادیهاد اقتصادی چرایی و چگونگی؟ درآمد نامگذاری سال1390به "سال جهاد اقتصادی" از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، نماد نیاز و جهت گیری کلان کشور در مقطع کنونی از نگاه ایشان است. اگر قرار است دهه آینده برای ما "دهه پیشرفت وعدالت" باشد، به عنوان مقدمه واجب چارهای جز بازنگری در اقتصاد کشور و بازسازی آن بر اساس معنویت و آموزههای دینی نیست؛ چرا که کشور عقب مانده یا مرفه، اما رنجور از فقر و فساد و تبعیض، هیچگاه نمیتواند الگوی مقبولی برای جهان امروز ارائه نماید. برای همین است که چنین دههای را با "حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف"،"همت و کار مضاعف" و اینک "جهاداقتصادی" شروع کردهایم.
آموزههای جهاد اقتصادی
به کارگیری واژه مقدس "جهاد" برای فعالیتها و اهداف " اقتصادی" آموزههایی در بر دارد که اکنون از میان آنها فقط پنج نکته مورد توجه است"
"جهاد اقتصادی" تعبیر جدیدی نیست و ریشه در قرآن و سنت دارد. آموزههای دینی سرشار از آیات و روایاتی است که نشان میدهد تلاش ایثارگرانه، همراه با انگیزههای الهی، به گونهای که موجب استقلال اقتصادی و استغنای کشور از بیگانگان گردد، نوعی جهاد در راه خدا محسوب میشود. در این باره تنها اشاره به یک نکته لطیف در آیه بیستم سوره مزمل کافی است؛ خداوند متعال در این آیه شریفه " تلاش براى زندگى را کنار جهاد فى سبیل الله قرار داده، و این نشان مى دهد که اسلام براى این موضوع اهمیت زیادى قائل است، چرا چنین نباشد در حالى که یک ملت فقیر و گرسنه و محتاج به بیگانه، هرگز استقلال و عظمت و سربلندى نخواهد یافت؛ و اصولاً جهاد اقتصادى بخشى از جهاد با دشمن است".
1- رسول خدا(ص) با استناد به همین آیه فرمود:"هیچ کاسبى نیست که طعامى را از جایى به سوى شهرى از شهرهاى مسلمین وارد کند، و آن کالا را به نرخ روز در آن شهر به فروش برساند، مگر آنکه نزد خدا منزلت شهید را دارد".
2- این نکته در تلاش های اقتصادی شخصی و خانوادگی نیز صدق می کند؛ چنانچه رسول خدا(ص) میفرماید:" کسی که در جستجوی روزی حلال است تا خود و خانوادهاش را تأمین کند، همانند مجاهد در راه خداست"
3- "جهاداقتصادی" عامل استقلال و عزت جامعه اسلامی است؛ همانگونه که جهاد نظامی چنین است. گر چه اقتصاد از نظر ما وسیله است نه هدف، اما وسیلهای است گریزناپذیر و اهداف دینی و معنوی هم بدون آن تحقق یافتنی نیست. یکی از اصول اساسی در نظام فکری و سیاسی اسلام آن است که هیچ چیز، و از جمله نیازهای اقتصادی، نباید موجب سلطه بیگانگان بر جامعه اسلامی گردد. به همین دلیل است که قرآن کریم استقلال اقتصادی را "جمال" جامعه اسلامی مینامد.
4- همانگونه که جهاد نظامی را باید "جلال" جامعه دانست. جهاد اقتصادی "گویای این حقیقت است که چنین جامعهای خودکفاست، فقیر، مستمند و وابسته به دیگران نیست، خودش تولید میکند و آنچه را خود دارد، مصرف مینماید. این در واقع جمال استغناء و خودکفایی جامعه است. جمال، تولید و تأمین فرآوردههای مورد نیاز یک ملت است و به تعبیر گویاتر جمال، استقلال اقتصادی و ترک هرگونه وابستگی است.
5- "جهاداقتصادی" هم واجد جنبههای اثباتی مثل پیشرفت علم و فناوری و تولیدات بیشتر و برتر است، و هم واجد جنبههای سلبی که کاهش وابستگی به واردات و کنترل مصرف کالاهای خارجی از جمله آنهاست. نهادینه کردن فرهنگ استفاده از تولیدات داخلی ـ که در جای خود منوط به تجدید نظر در کیفیت کالاهای ساخت داخل است، و کاهش واردات کالاهای خارجی، همان نکتة مهمی است که باید در برنامه جهاد اقتصادی در نظر گرفته شود؛ تا مبادا نظام و جامعة اسلامی به بیگانگان نیازمند و وابسته شود؛ زیرا از دست دادن استقلال اقتصادی، دیر یا زود، استقلال و عزت سیاسی و فرهنگی را هم تحت تأثیر خود قرار خواهد داد.از این رو طبق فتوای فقها" اگر در روابط تجاری با اجانب خوف آن است که به بازار مسلمین صدمة اقتصادی وارد شود و موجب اسارت تجاری و اقتصادی شود، قطع اینگونه روابط واجب و این نحو تجارت حرام است"
6- این چنین احکام شرعی، بر مبنای قاعدة مشهور و مسلّم فقهی،" قاعدة نفی سَبیل"، است که از آیه141 سورة نساء گرفته شده و حکومت آن بر تمام احکام، چه معاملات، چه عبادات و چه سیاسات، مورد تردید نیست.
بنابر مفاد این قاعده باید گفت اقتصاد نباید به گونهای باشد که جامعة اسلامی را به تولیدات بیگانگان وابسته و نیازمند نماید و استقلال اقتصادی، و در نتیجه سیاسی، آنان را مخدوش سازد؛ و لذا به فتوای امام خمینی(ره):" اگر در اثر اینگونه روابط این نگرانی بهوجود آید که بیگانگان بر جامعة اسلامی سلطة سیاسی و اقتصادی پیدا کنند، و در نتیجه آنان را به اسارت سیاسی، اقتصادی ببرند و سبب وهن و ضعف آنان گردند، واجب است به طرق مشابه و مقاومت منفی در برابر آن بایستند؛ برای مثال کالاهای ساخت آنان را نخرند و مورد استفاده قرار ندهند و به طور کلی از ارتباط و معامله با آنان خودداری کنند".
"جهاداقتصادی" نیازمند بازشناسی منابع و بهره وری تمام از آنهاست؛ هم منابع مادی و هم انسانی. وانهادن منابع طبیعی و سوءمدیریت، مصداقهای مهم کفران نعمت است که مانع تحقق شعار امسال میشوند. قرآن کریم پس از اشاره به نعمتهایی که در زمین قرار داده شده، یادآوری میکند:" او کسی است که عمران و آبادی زمین را به شما سپرد و قدرت و وسایل آن را در اختیار شما قرار داد".
قرآن نمیگوید خداوند زمین را آباد کرد و در اختیار شما گذاشت، بلکه میگوید عمران و آبادی زمین را به شما تفویض کرد؛ یعنی امکانات از هر نظر آماده است، اما شما باید با کار و کوشش آن را آباد سازید. در ضمن، این حقیقت نیز از آیة شریفه استناد میشود که برای عمران و آبادی باید به یک ملت فرصت داد و کارهای آنها را به دست خودشان سپرد.9کشور ما به لطف خدا از منابع کم نظیر و ذخایر عظیم طبیعی برخوردار است؛ اما طبق آموزههای دینی، تنها " آب و خاک" برای دستیابی به خود اتکایی کافی است؛ امیرمؤمنان(ع) فرموده است:"هرکس آب و زمینی داشته باشد و (بازهم) فقیر باشد، از رحمت خدا دور میگردد".1نیاز به تاکید ندارد که همه اینها در گرو به کارگیری مدیران کارآمد و متعهد است. از دیدگاه الهی، مناصب و پستهای اجتماعی" امانت" است و به ما دستور دادهاند این امانتها را به آنان که اهل و شایستهاند، بسپاریم.1البته شایستگی تنها به تدین و حتی تخصص نیست؛ بلکه" کارآمدی" هم لازم است و بلکه کمتر از تعهد و دانش نیست؛ شرطی که امام خمینی(ره) در مباحث مربوط به حکومت اسلامی و ولایت فقیه نام آن را" کفایت" نهادهاند. ایشان معتقدند، انسان متعهد و متخصصی که قدرت اجرایی کردن طرحهای خود یا الزامات قانونی را نداشته باشد، فاقد کفایت لازم برای تصدی مناصب نظام اسلامی است. این واقعیت ناب برگرفته از تعالیم روشن اسلام است. پیامبر خدا(ص) فرمود: "هرکس از میان گروهی یکی را به کار گمارد؛ در حالی که در میان آن گروه بهتر از او (که بیشتر) مورد پسند خداست، وجود داشته باشد، به تحقیق نسبت به خدا، پیامبر و مؤمنان خیانت کرده است". در حدیثی دیگر که بسیار تأمل برانگیز است، امام صادق(ع) فرمودهاند:" از نظر من فرق نمیکند کار را به خائن واگذار کنم یا به ناشی و ناوارد!".13
اکنون باید افزود که مدیریت در همه بخشهای حکومت، سرنوشتساز است؛ ولی در بخشهای اقتصادی مهمتر است برای همین است که حضرت یوسف(ع) از میان تمام پُستها انگشت روى خزانهدارى گذاشت! "جهاد اقتصادی"، علاوه بر این، الزامات و پیش نیازهای دیگری هم دارد که وحدت و انسجام ملی از مهمترین آنهاست. لشکر متفرق و پراکنده هیچگاه قادر به جهادی موفق نیست؛ هر چند از ظرفیت فراوان و استعدادهای بزرگی هم برخوردار باشد. خداوند در قرآن اعلام فرموده است که جهادی را دوست دارد که همه در یک"صف" و مانند"بنیان مرصوص" باشند. اینجاست که "جهاد اخلاقی" نیز ضرورت پیدا میکند. دست برداشتن از "خود محوری" و"خودبینی" و به طور کلی از "خود" گذشتن و تحمل و مدارا، مقدمه رسیدن به مقصد بزرگی است که انتخاب کردهایم. "ایثار" در "جهاد" عنصری است که نمیتواند نادیده گرفته شود و این با غرور و خودخواهی قابل جمع نیست. اختلاف نظر گر چه طبیعی است؛ اما تا جایی مفید است که به اختلاف عمل نینجامد و هر کس به راهی نرود که خود میخواهد و میپسندد.
کوبیدن بر طبل کدورت میان جبهه خودیها، دشمن را امیدوار و دوستان را نگران و خدای ناکرده سست میسازد؛ خصوصاً اگر از سوی افراد شاخص باشد. برای همین است که رهبر معظم انقلاب از روز اول سال بر این نکته تاکید کرده و خصوصاً سران قوا را از کشاندن گلایهها و اختلافات به رسانهها و صحنه جامعه نهی فرمودند. اکنون حجت شرعی و عقلی بر همگان تمام است و میزان التزام هر کس در عمل، و نه سخن، مشاهده خواهد شد. در جهاد اطاعت از فرمانِ فرمانده، واجب عقلی و شرعی است؛ حتی اگر کسی فکر کند به گونهای دیگر هم میتوان به مقصد رسید. در منطق جهاد؛ آنکه بدون اذن فرمانده به قلب دشمن میتازد و به خیال خود تهوّر و بیباکی نشان میدهد، به همان اندازه مذموم و محکوم است که کسی به هنگام دستور حرکت، بر جا بایستد و اقدام نکند. امسال بیش از همیشه نیازمند یادآوری این موعظه قرآنی به یکدیگریم که: " اى کسانى که ایمان آوردهاید ! چون با دشمن رویارو شدید پایدارى کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید. از خدا و رسولش اطاعت کنید و با هم نزاع نکنید که سست شوید و هیبت شما از بین رود؛ و صبر پیشــه کنـــید کـــه خــدا بـــا صــابران اســت". ضرورت توجه به نیازهای اقتصادی کشور و رسیدن به نصابهای مورد نظر که معمولاً در برنامههای بلندمدت و کوتاهمدت برای اقتصاد کشور تعیین میشود، همواره جزو برنامههای جاری مسئولان سیاسی و اقتصادی کشور بوده و هست، بنابراین از این منظر سال 90 نمیتواند با سالهای قبل و بعد از آن تفاوتی داشته باشد ، اما شناخت چرایی انتخاب شعار سال 90 به نام « جهاد اقتصادی» توسط مقام معظم رهبری آن هم در سومین سال از دهه چهارم عمر با برکت انقلاب اسلامی که به دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است ، به طور قطع مسئولان و آحاد مردم ایران را در تحقق عملی این شعار مصممتر خواهد ساخت. مقام معظم رهبری در بیانات خود در جمع زائران و مجاوران حرم رضوی در اول فروردینماه سال جاری با اشاره به اینکه ممکن است سرفصلهای مهم دیگری در کشور نظیر تحول در نظام اداری، تحول در آموزش و پرورش، جایگاه علوم انسانی در دانشگاهها و مسائل مربوط به فرهنگ عمومی و اخلاق در جامعه و... دارای اهمیت باشند، میفرمایند:« امروز در این برهه از زمان، مسئله اقتصادی از همه مسائل کشور فوریت و اولویت بیشتری دارد. اگر کشور عزیز ما بتواند در زمینه مسائل اقتصادی یک حرکت جهادگونهای انجام بدهد، این گام بلندی را که برداشته است، با گامهای بلند بعدی همراه کند ، بلاشک برای کشور و پیشرفت کشور و عزت ملت ایران تأثیرات بسیار زیادی خواهد داشت». متناسب با این رهیافت مقام معظم رهبری و سایر رهنمودهای ایشان، چرایی وجه تسمیه امسال به نام جهاد اقتصادی را در چند مؤلفه اساسی میتوان یافت.:. 1
1ـ واژه جهاد در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما واژهای مقدس است که علاوه بر بار ارزشی و دینی آن اهتمامی فراتر از روزمرگی را ایجاب میکند. مردم مسلمان و انقلابی ایران حداقل در طول سه دهه از عمر انقلاب جلوههایی از این ایثار را در دفاع مقدس، جهاد سازندگی، حضور در عرصههای مختلف دفاع از انقلاب، جهاد علمی و... متجلی ساختهاند، بنابراین در این عرصه که اتفاقاً فراتر از اهتمام مسئولان دولتی در برنامهریزی و حمایتهای مالی و معنوی نیاز به تلاش مجاهدانه تلاشگران این عرصه یعنی صاحبان سرمایه و حرف دارد، معنای ویژهای مییابد به ویژه آنکه اگر چه در عرصه فعالیتهای اقتصادی« سود» حرف اول را میزند، اما واژه جهاد که همراه با ایثار و از خودگذشتگی است، مسئولیت و انتظار متفاوتی را در این میدان بر دوش تلاشگران میگذارد.
2- کمیل مطالعات و جهاد علمی در عرصه جهاد اقتصادی متجلی میشود چراکه یافتههای علمی و آزمایشگاهی تنها زمانی به نفع جامعه و در خدمت رشد و توسعه اقتصادی کشور درمیآید که در شکل تولید انبوه در خدمت اقتصاد و تولید کشور درآمده و نمادی از توانمندی اقتصادی نظام اسلامی باشد. در شرایطی که نهادهای معتبر علمی جهان از رشد علمی بیسابقه دانشمندان جوان ایرانی در عرصه تولید علم و مقالات علمی سخن به میان آوردهاند، این رشد علمی باید در عرصه صنعتی و تولید تجلی پیدا کند که آن هم نیازمند یک« جهاد اقتصادی» است.
3ـ تجلی قابلیتهای« نظام دینی» هم یکی از مؤلفههای اساسی در این عرصه است. شجره طیبه نظام جمهوری اسلامی که با مجاهدتهای بنیانگذار کبیر آن حضرت امام خمینی (ره) بنیان نهاده شد و با خون شهدا و جانبازان انقلاب اسلامی و ایثارگریهای مردم و مسئولان آبیاری و با هدایتهای رهبر معظم انقلاب به ثمر نشسته و قابلیتهای خود را در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعیاثبات کرده است، اکنون برای اثبات کارآمدی خود در عرصه اقتصادی، نیاز به اهتمام جدی مردم و مسئولان در « جهاد اقتصادی» دارد. در این زمینه مقام معظم رهبری در بیانات خود میفرمایند: «ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامی را در زمینه حل مشکلات اقتصادی به همه دنیا نشان دهیم، الگو را بر سر دست بگیریم تا ملتها بتوانند ببینند که یک ملت در سایه اسلام و با تعالیم اسلامی، چگونه میتواند پیشرفت کند.
4ـ خنثیسازی راهبردهای دشمن یکی دیگر از مؤلفههای مورد نظر در چرایی اولویت« جهاد اقتصادی» است. اگر چه دشمنان انقلاب در سه دهه گذشته تحریم اقتصادی را یکی از محورهای اصلی مقابله با نظام اسلامی قرار دادهاند و تمامی ظرفیت و توان خود را در این عرصه بهکار گرفتهاند، اما در طول سال گذشته و پس از شکست در عرصه جنگ نرم و فروپاشی نظام اسلامی با محوریت حمایت از فتنه داخلی، تمرکز بر تحریم را با شاخصه تقویت جریانبرانداز تشدید کردند، به گونهای که در آخرین اقدام خود در تصویب قطعنامه بدون اجماع در شورای عمومی حقوق بشر، مهمترین محور در تصویب این قطعنامه را بهرهگیری ابزاری از آن برای تحریم بیشتر اقتصادی ایران و مسئولان سیاسی و اقتصادی مؤثر در مقابله با « فتنه» اعلام کردهاند. روند تحریمها اما متناسب با رشد بیداری اسلامی در منطقه که تمامی کارشناسان و سیاستمداران آن را الهام گرفته از حرکت انقلاب اسلامی ایران میدانند نیز تشدید خواهد شد، بنابراین تنها موج خنثیکننده فشارها و تحریمها،« جهاد اقتصادی» و رفتن به سمت خودکفایی در عرصههای مختلف برای شکست سیاست تحریم خواهد بود، همانگونه که در موضوع تحریم بنزین در سال گذشته، راهبرد دشمن خنثی شد.
5- هدایت منطقی ظرفیتهای درونی برای افزایش قابلیتهای نظام نیز یکی دیگر از مؤلفههای قابل اشاره است. طی سالهای اخیر متناسب با راهبردهای مقام معظم رهبری و تلاشهای دولت خدمتگزار، خدمات شایستهای در عرصه قابلیتهای علمی، صنعتی و تولیدی کشور صورت پذیرفته که مقام معظم رهبری در ارائه کارنامه سال گذشته کشور در جهت تحقق شعار « همت مضاعف و کار مضاعف» به آن اشاره داشتند اما به طور قطع ظرفیتها و توان کشور بسیار بیش از آن است.
منابع:
مقاله استاد عباس معلمی در باره چرایی جهاد اقتصادی
وبلاگ محسن اسماعیلی (س حاجی نجاری )
کتاب کشاورزی، اقتصاد و مدیریت منابع ترجمه مهندس محمد جعفر بهتاش
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir