زنجان
← همه اخبار
جهاد اقتصادی در کلام وحی

جهاد اقتصادی در کلام وحی

۱۸ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31036۳

اژدر شمخانی، کارشناس ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت مدرس دانشگاه پیام نور همدان - محمد افشاری، کارشناسی ارشد علوم تربیتی( فلسفه تعلیم و تربیت) - مهری میرزایی رافع، کارشناسی ارشد علوم تربیتی( فلسفه تعلیم و تربیت)

چکیده :
مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً کلمه‌ی جهاد، یک تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. کلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یکی از کلماتی است که در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌کند. مقام معظم رهبری در نامگذاری سال 1390به عنوان« سال جهاد اقتصادى» از عبارت"جهاد اقتصادی" نام بردند. با توجه تقدس جهاد در اسلام، در این مقاله مفاهیم ،زیر ساختها و رسالتهای افراد و جامعه اسلامی در تحقق واقعی جهاد اسلامی در آیات قرآن مورد بررسی قرار گرفته است.
جهاد، یعنی کوشش کردن، کوشیدن به اندازه طاقت؛ به عبارت دیگر، جهاد یعنی کوشش توأم با رنج و تلاش در کار با آنچه در توان باشد. و اقتصاد یعنی:« میانه روی »(جبران مسعود، 1384 ) در قرآن مفهوم جهاد اقتصادی در لابه لای آیات جلوه گر است. ده جلوه از، جلوه های قرآنی در ارتباط با جهاد اقتصادی عبارتند از:
1- تشویق به تولید 2- رشد تولیدات 3- استفاده مناسب از بستر زمان برای تلاش اقتصادی 4- استفاده از انرژیهای مختلف طبیعی 5 - تشویق به سرمایه گذاری اقتصادی 6- توجه به عوامل معنوی در بهره وری اقتصادی 7- انتخاب مدیران توانمند و امانت¬دار اقتصادی 8- رعایت ارزشها در فعالیت اقتصادی 9- پرداخت خمس و زکات 10- همیاری و مشارکت اقتصادی.
واژگان کلیدی: جهاد اقتصادی، کلام وحی، قرآن کریم
مقدمه
جهاد، یعنی کوشش کردن، کوشیدن به اندازه طاقت؛ به عبارت دیگر، جهاد یعنی کوشش توأم با رنج و تلاش در کار با آنچه در توان باشد.(جبران مسعود، 1384) وقتی جهاد با کلمه" فی سبیل الله" همراه باشد، مفهوم ویژه ای دارد و هرگونه فعالیت و مبارزه سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، با جان و مال و زبان و قلم و فکر را شامل می شود.
جهاد یک تکلیف شرعی مسلمانان است. در کلام عرب، جهاد به معنی کوشش یا مجاهدت می‌باشد.(همان) جهاد، در قرآن به صورت مکرر آمده و کاربرد رایج آن با این عبارت است: کوشیدن در راه خدا« الجهاد فی سبیل الله ».
مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً کلمه‌ی جهاد، یک تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. کلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یکی از کلماتی است که در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌کند و همیشه صبغه‌ی تقدس را در درون خودش دارد. مقام معظم رهبری در پیام نورزیشان، امسال را« سال جهاد اقتصادى» اعلام کردند و بیان داشتند: این معنایش این است که ملت ایران در این برهه‌ى از زمان، جهادش به طور عمده در عرصه‌ى اقتصاد است. این جهادى که امروز باید انجام دهیم(جهاد اقتصادى ) از جهادهائى که تا امروز ملت ایران انجام داده، مشکلتر نیست؛ اما باید بدانیم چه کار می¬خواهیم بکنیم(ویژه نامه جهاد اقتصادی پایگاه مقام معظم رهبری 1390).
رهبر انقلاب در پیام نورزیشان، ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون می‌بینند. برای همین هم، کار کردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران کشور را با مسئله‌ی مقدسی به اسم جهاد تلفیق می‌کنند. با توجه به تقدس مفهوم جهاد و همراهی آن با مفهوم اقتصاد که خود در آموزه های دین مقدس اسلام ریشه دارد. لازم است جهت تحقق هر چه بهتر خواسته های رهبر انقلاب در نامگذاری امسال با عنوان"جهاد اقتصادی" مفاهیم، رسالتها و کارآمدی اقتصاد اسلامی مورد بررسی قرار گیرد و چه خوب است که این مطالعه در کلام حیات بخش وحی صورت گیرد. از این رو در این مقاله مفاهیم، زیر ساختها و رسالتهای افراد و جامعه اسلامی در تحقق واقعی جهاد اسلا می در آیات قرآن مورد بررسی قرار می گیرد.
مفهوم جهاد:
جهاد، یعنی کوشش کردن، کوشیدن به اندازه طاقت؛ به عبارت دیگر، جهاد یعنی کوشش توأم با رنج و تلاش در کار با آنچه در توان باشد(جبران مسعود، 1384) .
وقتی جهاد با کلمه "فی سبیل الله" همراه باشد، مفهوم ویژه ای دارد و هرگونه فعالیت و مبارزه سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، با جان و مال و زبان و قلم و فکر را شامل می شود.
جهاد یک تکلیف شرعی مسلمانان است. در کلام عرب، جهاد به معنی کوشش یا مجاهدت می‌باشد. جهاد، در قرآن به صورت مکرر آمده و کاربرد رایج آن با این عبارت است: کوشیدن در راه خدا« الجهاد فی سبیل الله». جهاد یک قانون عمومی در عالم آفرینش است و همه موجودات جهان اعم از نباتات و حیوانات بوسیله جهاد مانع را از سر راه خود برمی¬دارند تا بتوانند به کمال مطلوب خود برسند و با عوامل نابودی خود مبارزه کنند. جَهد را تلاش توأم با رنج معنی می کنند. جهاد، مصدر است بمعنی تلاش و نیز اسم است به معنی جنگ و جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است( قریشی بنابی،1381 ج1).
البته باید توجه داشت که جهاد علاوه بر نبردهای دفاعی و گاه تهاجمی، مبارزات علمی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را نیز در بر می گیرد.
جهاد اسلامی اهدافی را تعقیب می کند و آنچه ما را از دیگران جدا می سازد همین است. جهاد اسلامی برای خاموش کردن فتنه ها، دفاع از خویشتن، محو شرک و بت پرستی و برای حمایت از مظلومان وضع شده است. در اسلام جهاد، در برابر این امور، امر شده است: انگیزه (وسوسه‌های) شیطان، صورتی از نفس یا در برابر دشمن آشکار. علاوه بر این، چهار دسته‌ی اصلی جهاد که تصدیق شده است عبارت‌اند از: جهادِ در برابر نفس(جهاد النفس)، جهادِ زبان(جهاد اللسان)، جهادِ دست(جهاد الید)، و جهاد شمشیر(جهاد بالسیف).(صامت ،1390)
جهاد در راه خدا که بر پایه حق و جلوگیری از تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی و ارزش¬های انسانی استوار است، پشتوانه¬ای قوی برای عزت و سربلندی و نیل به امنیّت و آرامش و استقلال یک کشور به شمار می رود. پیامبر گرامی اسلام می فرماید: "جهاد کنید تا مجد و عظمت را برای فرزندانتان بر جای گذارید."(حر عاملی ،1380، ج13، باب 1، حدیث: 16)
رسول گرامی اسلام نیز در بیان اهمیت جهاد می فرماید:" آن کس که جهاد را ترک گوید، خداوند بر اندام او لباس ذلت می پوشاند و فقر و احتیاج بر زندگی و تاریکی بر دین او سایه خواهد انداخت."(حر عاملی، 1380، ج13، باب 1 ،حدیث: 2)
جهاد در راه خدا علاوه بر آثار دنیوی، نوعی معامله با خداست که بهشت برین را به دنبال خواهد داشت. در قرآن آمده است: "خدا از مؤمنان جان ها و مال هایشان را خرید تا بهشت برای آنان باشد. در راه خدا جنگ می کنند، چه بکشند یا کشته شوند. وعده ای که خدا در تورات و انجیل و قرآن داده است، به حق بر عهده اوست و چه کسی بهتر از خدا به عهد خود وفا خواهد کرد؟ پس به این معامله ای که با او کرده اید، شاد باشید که کام یابی بزرگی است."( توبه/ 111)
فداکاری و جانبازی در این جهاد در واقع جاودانگی و به حق پیوستگی است، چرا که قرآن می فرماید: " کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندارید؛ بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند."( آل عمران/ 169).
مفهوم اقتصاد:
اقتصاد از کلمه« قصد» به معنای« میانه روی» آمده است.(جبران مسعود، 1384، ج ۱، ص ۲۲۷)
علم اقتصاد یکی از رشته¬های علوم اجتماعی است که در باب کیفیت فعالیت های مربوط به دخل و خرج و چگونگی روابط مالی افراد جامعه با یک دیگر و اصول و قوانینی که بر امور مذکور حاکم است، مطالعه می¬کند(همان) چون میان اقتصاد اسلامی و اعتدال، ارتباط وجود دارد، موجب این شده است تا عنوان« اقتصاد» برای آن به کار گرفته شود. در قرآن کریم نیز کلمه« مقتصد» ( لقمان، ۳۲؛ مائده، ۶۶) آمده است که به معنای« میانه روی» است.
در اقتصاد اسلامی رفتارهای اقتصادی انسان مورد بررسی قرار می¬گیرد و هنگامی می توان به صورت کامل به آن دست یافت که نظام اقتصادی اسلام برای افراد یک جامعه روشن شده و نهادهای اقتصادی آن در جامعه پایه¬گذاری شود (هادوی تهرانی، 1383، ص50).
مباحث قرآنی مرتبط با جهاد اقتصادی:
برخی از مفاهیم قرآنی که تا حدود زیادی به مفهوم جهاد اقتصادی نزدیک است در ذیل مورد بحث قرار می گیرد:
1- تشویق به تولید
قرآن برای تولید اهمیت خاصی قائل است و زمینه های تولید را مورد توجه قرار می دهد.
آیاتی از قرآن حاکی از تهیه نعمتهایی است که زمینه¬ساز تولید هستند. در بعضی از آنها تصریح شده که این نعمتها برای جستجوی روزی در اختیار شما قرار گرفته است و برخی دیگر فقط به فراهم سازی زمینه تولید و بالملازمه بر اهمیت و تشویق به تولید دلالت دارند. در آیه 10 سوره مبارکه اعراف آمده است: ما تسلط و مالکیت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم و انواع وسائل زندگی را برای شما فراهم ساختیم؛ اما کمتر شکرگزاری می¬کنید.»
درباره آماده کردن زمینه تولید و جمله« قلیلاً ما تشکرون »( بنابر معنای عملی تشکر یعنی استفاده درست از نعمتها) مؤیدی بر اهمیت و تشویق به تولید است. و در آیه شریفه 11 و 12 جاثیه آمده است: خداوند همان کسی است که دریا را مسخّر شما کرد تا کشتی ها به فرمانش در آن حرکت کنند و بتوانید از فضل او بهره گیرید و شاید شکر نعمتهایش را به جا آورید. او آنچه در آسمانها و زمین است، همه را از سوی خودش مسخّر زمین ساخته، در این نشانه های مهمی است برای کسانی که اندیشه می¬کنند. آیات مبارکه( ابراهیم، 32 و 33)،(نحل، 12-14)،(زخرف، 10-13)، (یس، 72 و 73)،(حج، 37 و 65)،(لقمان، 20)، (نمل، 68) همه بر آماده سازی زمینه تولید دلالت دارند.(عباس نژاد، 1384 :292) آیه مبارکه " واعدو لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم( آیه 60 سوره انفال) معنای بسیار نزدیکی با جهاد اقتصادی دارد آنجا که می فرماید:
در برابر دشمنان هر قدر توانایی دارید از نیرو و قدرت و اسبهای ورزیده برای میدان آماده سازید با این وسایل دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید. دشمنان دیگری غیر از اینها نیز دارید که آنها را نمی¬شناسید ولی خدا می¬شناسد و آنچه در راه خدا انفاق کنید به شما پس داده خواهد شد و هیچ گونه ستمی بر شما وارد نمی گردد( مکارم شیرازی، 1380، ج 2، ص 164).
در این آیه،« اِعداد» عبارت است از فراهم سازی لوازم برای پیروزی بر چیز دیگر و ایجاد کردن آن چه مورد نیاز است .در تحقق این امر مطلوب مثل فراهم سازی هیزم برای آتش و فراهم کردن آتش برای آشپزی و هر چه فعالیتی را ممکن سازد، « قوه» می¬نامند(علامه طباطبایی،1376، ج9،ص 116).
به دست آوردن قدرت و تهیه نیرو و به ویژه در حدی که دشمنان خدا به ترس و وحشت بیفتند، آیا جز با کار و تلاش و تولید کالاها و خدمات( اعم از نظامی و غیر نظامی) صورت می¬پذیرد؟ امروزه« توان» بیشتر بر توان اقتصادی و دانش فنی استوار است نه بر جمعیت و رشد اقتصادی و دانش فنی جز با توجه به تولید ممکن نیست. از طرفی جنگ نیز منحصر به جنگ نظامی نبوده؛ بلکه با جنگ اقتصادی، فرهنگی و رسانه¬ای هم تبدیل شده است. افزون بر این که جمله« وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ » فراگیر و شامل توان اقتصادی است(علامه طباطبایی،1376، ج9، ص 116).
2- رشد تولیدات
همة مکتبهای اقتصادی به رشد تولیدات توجه نموده اند. اسلام رشد و بهره برداری از طبیعت را تا حداکثر میزان ممکن مورد تأکید قرار داده است. خداوند در آیه 87 سوره مائده می فرماید:
ای کسانی که ایمان آورده¬اید« طیبات» و امور پاکیزه ای را که خداوند برای شما حلال کرده بر خود حرام می کنید و از حد و مرزها فراتر نروید زیرا خداوند تجاوزکنندگان را دوست ندارد( مکارم شیرازی، 1380، ج 1، ص 552).
در این آیات بر استفاده از کالاها و رفاه مادی حلال توصیه شده است که از حدود مکتب نیز تجاوز نکند.
افزون بر این، مکتب اقتصادی اسلام هزینه¬های تولیدی و سرمایه¬گذاری را بر هزینه¬های مصرفی مقدم می¬دارد. به همین دلیل، پیشوایان معصوم اسلام، به شدت از فروش زمین، مسکن و باغ و مصرف نمودن پول آن، نهی نموده¬اند( دادگر، 1377، ص 13).
مکتب اقتصادی اسلام به منظور تشویق مردم به افزایش تولید کالاها و خدمات اقتصادی، افزون بر ابزارهای فرهنگی که به آنها اشاره شد، از یک مجموعه مقررات شرعی نیز استفاده کرده است. برخی از این مقررات عبارتند از:
1. زمین رها شده را باید از صاحبش گرفت و به شخص دیگری واگذار نمود.
2. تحریم اسراف و تبذیر
3. قانون ارث
4. تحریم درآمدهای ناشی از غیر کار مقید اقتصادی مانند ربا، قمار، رشوه و ...
5. جایز نبودن واگذاری امکانات و زمین در اختیار افراد ضعیف از سوی دولت.
6. تحریم زراندوزی
7. تحریم تمرکز ثروت در دست عده¬ای خاص (عباس نژاد،1384،ص407)
موارد فوق، همگی نشان دهندة تاکید اسلام بر ضرورت بهره برداری از امکانات برای دست یافتن به رشد اقتصادی است. همچنین تأکید اسلام بر فراگیری انواع علوم و فنون و مواردی از این دست، همگی در راستای افزایش تولید کالاها و خدمات اقتصادی است.
آیات 87 مائده،7 حشر،19 ذاریات، 34 ابراهیم، 31 اسراء، 20 حدید، 14 آل عمران، 32 اعراف و 5 قصص همگی مرتبط بانگاه تشویقی قرآن به رشد تولید و فراوانی کالاهاست.
به عبارت دیگر از آنجا که مقصد نظام اسلامی و به تبع آن نظام اقتصادی ،حاکم کردن دین خداوند بر کره ارض است( آیه 5 قصص)لذا دعوت به آبادانی زمین( آیه 61 هود) نیل به استقلال و سرپای خود بودن( آیه 29 فتح) و تجهیز جهت مقابله با اعداء و معاندین حاکمیت الهی( آیه 60 انفال) محیطی از فعالیت¬های اقتصادی متنوع و گوناگون را بوجود می¬آورد که برآیند استفاده عادلانه از امکانات تولید می¬باشد و تولید سرانه به حدی است که تکاپوی خواسته¬های انسان را برای رهسپاری موفق در جهاد آزادی بخش می¬نماید.
3- استفاده مناسب از بستر زمان برای تلاش اقتصادی
برنامه ریزی و سازماندهی فعالیتها در زمان خاص، یکی از جنبه های جهادی در اقتصاد است. در قرآن به برنامه ریزی زمانی در فعالیتهای اقتصادی اشاره شده است."ما شب و روز را دو نشانه(توحید و عظمت خود) قرار دادیم سپس نشانه شب را محو کردیم و نشانه روز را روشنی بخش ساختیم تا(در پرتو آن) فضل پروردگارتان را بطلبید(و به تلاش زندگی برخیزید) و عدد سالها و حساب را بدانید و هر چیزی را به طور مشخص و( آشکار) بیان کردیم.»(اسراء/12) رزق، فضل و عطای او تمهید مقدمات کار و تلاش، زمینه¬سازی برای آرامش و استراحت و سپس روشنی بخشیدن و چراغانی کردن زمین برای جستجو روزی، تشویق علمی برای فعالیت اقتصادی است. به راستی اگر روز روشن نمی¬بود و تاریکی شب کنار نمی¬رفت، چگونه امکان فعالیت اقتصادی و جستجوی روزی ممکن بود. و همچنین می فرماید: و از رحمت اوست که برای شما شب و روز قرار داد تا هم در آن آرامش داشته باشید و هم برای بهره گیری از فضل خدا تلاش کنید و شاید شکر نعمت او را به جای آورید»؛ یعنی خداوند شب را برای استراحت و روز را برای طلب روزی قرار داد.
4- استفاده از انرژی های مختلف طبیعی
در قرآن به منابع انرژی طبیعی و توسعه زیر ساختهای اقتصادی توجه شده است،استفاده از منابع مختلف در مسیر تولید مستلزم نوعی جهاد اقتصادی است.
و از آیات(عظمت) خدا این است که بادها را به صورت بشارت گرانی می¬فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند(و سیراب کند) و کشتی¬ها به فرمانش حرکت کنند و از فضل او بهره گیرید؛ شاید شکرگذاری کنید.»( قصص،73) منظور از جمله« وَلِیُذِیقَکُم مِّن رَّحْمَتِهِ » رساندن انواع نعمت¬هایی است که بر جریان باد ترتب دارد؛ مانند تلقیح درختان، رفع عفونت¬ها، تصفیه هوا و غیره. به وسیله باد، ابرها متراکم می¬شود. با تراکم ابرها، بارش باران، سیراب شدن طبیعت، حرکت کشتی¬ها و زمینه برای انواع فعالیت¬های اقتصادی است و تولید کالاها و خدمات فراهم می¬شود (عباس نژاد، 1384، ص402).
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
5- تشویق به سرمایه گذاری اقتصادی
سرمایه عاملی است که ابتدا باید تولید شود، قبل از آن که بتواند در ساختن سایر کالاها و خدمات به کار گرفته شود. در دین اسلام، افزون بر سفارشها و تشویقهایی که به طور عموم درباره اشتغال صورت گرفته است. به سرمایه¬گذاری در بخش های گوناگون اقتصاد چون کشاورزی، صنعت، تجارت و... نیز به طور خاص توجه شده است. حفر چاه و ایجاد چشمه و قنات برای تأمین آب مورد نیاز کشاورزی و نیز آب آشامیدنی مردم، جزو اعمال صالح شمرده شده است.آیات 37 هود ، 93 تا 97 کهف، سباء 10 و 11، نحل 66 ، 67، 80، مومنون 19 تا 22، زخرف 12 تا 13و بقره 164مرتبط با عوامل تولید سرمایه می باشند.
حضرت امام صادق(ع) فرمود:
مؤمن پس از مرگ خود از شش چیز بهره¬مند خواهد شد: فرزند صالحی که برای پدر و مادر خود استغفار کند، قرآنی که خوانده شود، چاه آبی که حفر کند و بعد از او از آن بهره¬برداری شود، درختی که بکارد و از میوه آن استفاده کنند و چشمه آبی که بر مردم وقف کند و سنت نیکی که بنیان نهاده، پس از مرگش دنبال شود(مجلسی، ج 100،ص64)
حضرت امام علی(علیه السلام) با دست خود قنات¬های بسیاری مانند قنات« ابی نیزر»و « بغیبغه» و چاه« ینبع» را حفر و در راه خدا وقف کرد که آثار برخی هنوز تحت عنوان« آبار» حضرت امام علی(علیه السلام) باقی است (حر عاملی،1382،ص303 )
قرآن کریم چندین کالا از کالاهای واسطه¬ای را ذکر کرده است که تولید شده و در فرایند تولید کالاهای دیگر قرار گرفته¬اند. کالاهایی مانند قطعه¬های آهن( زُبَرَ الحدید) و مس یا روی مذاب( قطر) برای تولید سد، آهن( مفتولهای باریک) در تولید زره ( الناله الحدید) و سرمایه-های حیوانی از قبیل چارپایانی که واسطه در تولید پشم، مو، کرک، شیر و گوشت هستند که هر یک در تولید منسوجات، لبنیات و فرآورده¬های گوشتی واسطه¬اند. هم چنین از کشتی، نامبرده شده که وسیله حمل و نقل و دارای منافع است. بعلاوه در قرآن، سرمایه پولی نیز با تعبیر« خرج» آمده است
6- توجه به عوامل معنوی در بهره وری اقتصادی
در قرآن علاوه بر نقش عوامل مادی در افزایش بهره وری، عوامل معنوی را در بهره وری موثر می داند.
از جمله عوامل معنوی- بهره وری اقتصادی عبارتند از: انفاق، ایمان، تقوا و اعتقاد به خدا، شکر.
6-1- انفاق:
قرآن کریم آثار متعددی را برای انفاق بیان می¬کند. یکی از آنها ازدیاد نعمت است. به این معنا که اگر از محصول تولید شده به ایتام، فقرا و سایر مصارف صدقات انفاق کنید محصول یا دارایی شما افزایش می¬یابد.
علت اینکه انفاق موجب ازدیاد نعمت می¬شود در حالی که محصول ظاهراً کاهش می¬ را یابد در این دانست که انفاق کننده به دنبال رضایت خدا و در حال معامله با اوست.براساس آیات 69 عنکبوت و 30و 31 فصلت،« خداوند بزرگ راه را به آنان می¬آموزد یا ملائکه را به کمک آنان می¬فرستد. نصرت خداوند مطمئناً ازدیاد نعمت مادی و معنوی را به دنبال خواهد داشت».
علامه طباطبایی برای توجیه ازدیاد نعمت به وسیله انفاق بیان دیگری دارند که ذکر آن خالی از فایده نیست. وی می¬نویسد: انفاق کننده گرچه ابتدا به قلبش خطور می¬کند که با انفاق مال او از دست می¬رود ولی با اندک تأملی می¬یابد که جامعه انسانی به منزله یک پیکر با اعضا و جوارح مختلف است. اگر عضوی بیمار شود تمام بدن سست و رنجور می-گردد و همه اعضا از انجام وظائف خود باز می¬مانند و زیان می¬کنند؛ اما اگر از همان ابتدا از نیروی اضافی سایر اعضا در سلامت آن عضو سالم استفاده شود در واقع تمام اعضا اصلاح شده¬اند و صدها بلکه هزاران برابر آن چه صرف اصلاح آن عضو کرده عایدش می¬شود؛ پس یک فرد از جامعه عضوی از یک جامعه است؛ اگر دچار فقر شد و ما با انفاق آن را نجات دادیم دل او را از رذایلی که فقر پدید می¬آورد پاک کرده¬ایم. محبت در دلش ایجاد کرده، زبانش را به گفتن خوبی¬ها راه انداخته¬ایم و او را در عملکردش نشاط بخشیده¬ایم. این فواید عاید همه جامعه می¬شود چون همه افراد جامعه به هم مربوطند. پس انفاق یک نفر اصلاح حال هزاران نفر از افراد جامعه است به ویژه اگر این انفاق در رفع نیازهای نوعی، از قبیل تعلیم و تربیت و امثال آن باشد. بر این اساس با انفاق فقر در جامعه از بین می رود و با تأثیر و تأثرهای روابط اجتماعی آثار انفاق به صورت ازدیاد نعمت به خود انفاق کننده برمی¬گردد؛ البته علامه طباطبایی ادامه می¬دهند که« وقتی انفاق در راه خدا و به انگیزه رضای او باشد رشد و زیاد شدن از لوازم تخلف ناپذیر آن خواهد بود.»(علامه طباطبایی،1376 ، ج 2، ص406)
انفاق افزون بر آثار اقتصادی- اجتماعی، آثار اخلاقی و تربیتی هم دارد. مثل تزکیه، تطهیر، از بین بردن گناهان و رستگاری که هر یک به نوبه خود در افزایش بهره وری مؤثرند« کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می¬کنند همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر یک خوشه یکصد دانه باشد و خداوند برای هر کس که بخواهد [و شایستگی داشته باشد] دو یا چند برابر می¬کند؛ و خدا[ از نظر قدرت و رحمت] وسیع و[ به همه چیز] دانا است.»( آیه 261 بقره )« کیست که به خدا قرض¬الحسنه¬ای بدهد[و از اموالی که خدا به او بخشیده انفاق کند] تا آن را برای او چندین برابر کند؟ و خداوند است [که روزی بندگان را] محدود یا گسترده می¬سازد؛[ و انفاق هرگز باعث کمبود روزی آنها نمی¬شود]و به سوی او بازگردانده می¬شوید[و پاداش خود را خواهید گرفت]»(آیه 245 بقره).
6-2- ایمان، تقوی و اعتقاد به خدا
از آیات مختلف می¬توان استنباط کرد که ایمان، تقوی و اعتقاد به مبداء، معاد و عمل صالح تاثیر مستقیم در زندگی مادی ( وفور نعمت، افزایش بازده و بهره¬وری عوامل تولید) دارد. ایمان و تقوا نه تنها سرچشمه برکات معنوی که سبب فزونی نعمتهای مادی نیز می¬شود. نزول باران، رویش گیاهان، اجابت دعاها، حل مشکلات زندگی و اصولاً همه برکات آسمان و زمین نتیجه آن دو است.خداوند در آیه 96 اعراف می¬فرماید: اگر اهل شهرها و آبادیها ایمان آورده و پرهیزگاری کرده بودند هر آینه برکات آسمان و زمین را بر آنان می¬گشودیم ولی[ آیات ما را] تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.
عبارت« لفتحنا علیهم برکت من السماء و الارض» استعاره به کنایه به کار رفته است؛ زیرا برکات را به مجرایی تشبیه کرده که نعمتهای الهی از آن مجرا بر آدمیان جریان میابد. باران برف هر کدام در موقع مناسب و به مقدار نافع می¬بارد هوا در موقعش گرم و به موقع سرد می¬شود و در نتیجه غلات و میوه فراوان می¬شود و این در صورتی است که مردم به خدا ایمان آورده و تقوا پیشه کنند در غیر این صورت این مجرا بسته و جریانش قطع می¬شود. بعضی« برکات» را در آیه به نزول باران و روییدن گیاهان و برخی به اجابت دعا و حل مشکلات زندگی تفسیر کرده¬اند. این احتمال نیز وجود دارد که منظور از برکات آسمانی برکت¬های معنوی و مقصود از برکات زمینی برکتهای مادی باشد.
همچنین در آیه 66 مائده آمده است: و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده[ قرآن] بر پا دارد از آسمان و زمین روزی خواهند خورد. جمعی از آنها میانه رو هستند؛ ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می¬دهند.»
و در آیه 16 سوره جن آمده است:به من وحی شده است که] اگر [جن و انس] در راه [ایمان] استقامت ورزند با آب فراوان سیرابشان می¬کنیم.»
منظور از واژه« الطریقه» اسلام و از« استقاموا» التزام و پایداری در آنچه اسلام اقتضاد می-کند از قبیل ایمان به خدا و آیات او؛ و مقصود از« ماء غدقا »، آب زیاد است. از مجاهد و سعید بن جبیر نقل شده است که« لاسقینهم ماء غدقا » یعنی مال زیاد به آنها می¬دهیم و نیز از قتاده نقل می¬شود که اگر ایمان بیاورید به مردم در روزی و امکانات دنیایی وسعت می¬دهیم( عباس نژاد،1384).
جمله« وألو استقموا » به یکی از معانی زیر است:
1- استقامت در راه هدایت( طبق آیات 66 مائده و 96 اعراف)
2- استقامت در راه کفر( طبق آیات 33 زخرف به این معنا دلالت دارد.)
همچنین آیات 2تا4 سوره طلاق به خوبی به نقش ایمان در بهره وری اشاره دارد. آنجا که می فرماید:« زمانی که عده زنان سر آمد آنان را به طرز شایسته¬ای نگه دارید... و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجات و خروج از سختی را برای او فراهم می¬کند و او را از جایی که گمان نمی¬¬کند روزی می¬دهد و هر کس بر خدا توکل کند کفایت امرش را می¬کند. خداوند فرمان خود را به انجام می¬رساند و خدا برای هر چیزی اندازه¬ای قرار داده است... و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند کارهایش را برای او آسان می¬سازد.»
در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده که پیامبر(ص) فرمود: آیه¬ای از قرآن می¬دانم که اگر مردم درست به آن چنگ زنند برای حل مشکلات آنان کافی است سپس آیه« و من یتق الله» را تلاوت و بارها آن را تکرار کردند( به نقل از عباس نژاد،1384).
در این آیات در چهار جمله بر نقش ایمان و اتکای به خداوند بر افزایش بهره¬وری، دلالت دارد.
« وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا »( طلاق ،2) یعنی هر که از حرام¬های الهی برای خدا و از ترس او بپرهیزید حدود را نشکند و حرمتش را نگه دارد خدای تعالی راه نجات از تنگنای مشکلات زندگی را برایش فراهم می¬کند.
« وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ »( طلاق ،3) یعنی از راهی که گمان نمی¬کرد و توقعش را نداشت روزی می¬دهد.
« وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »( طلاق ،3)« کسی که از نفس، هواها و فرمانهای آن بپرهیزد، اراده خدا را بر اراده خود مقدم دارد و کاری که خدا از او می¬خواهد بر کاری که خود دوست دارد ترجیح دهد و به عبارتی به دین خدا متدین شود و به احکام آن عمل کند خدا برایش کافی است. خدای تعالی آنچه را که او به مقتضای نظرش مایه خوشی زندگی و سعادت خود تشخیص می¬دهد برای او می¬خواهد و خداوند کفیل است.« وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا »( طلاق،4)« و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند کارهایش را برای او آسان می¬سازد.
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَیَجْعَل لَّکُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ » (حدید،28)« ای کسانی که ایمان آورده¬اید تقوای الهی پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و برای شما نوری قرار دهد که با آن[در میان مردم و در مسیر زندگی] راه بروید و گناهان شما را ببخشد و خداوند آمرزنده و مهربان است.»
کفل به معنای سهم و نصیب است.« کفل» به معنی بهره¬ای است که نیاز انسان را برطرف کند و ضامن را از این رو کفیل گویند که مشکل مقابل را کفایت کرده و بهره و نصیب او را به او می¬دهد.
آیه به سه موهبت بزرگ اشاره می¬کند که در سایه ایمان عمیق تقوا حاصل می¬شود. می-فرماید: اگر چنین کنید خداوند به شما دو سهم از رحمتش می¬دهد به شما روشنایی می-بخشد. نوری که در پرتو آن راه زندگی را پیدا کنید و خداوند غفور و رحیم است (عباس نژاد ،1384). منظور از این دو بهره هما ن حسنات دنیا و آخرت است که در آیه 201 سوره بقره آمده است:
« رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ » احتمال دیگری داده شده است که آن دو ایمان به پیامبر اسلام و انبیای پیشین است. بعضی نیز گفته¬اند: منظور اجراهای پی در پی و مضاعف و مداوم است. ظاهر جمله «و یجعل لکم نورا »این است که آیه مفهوم مطلق و گسترده¬ای دارد نه به دنیا اختصاص دارد و نه به آخرت؛ به تعبیری ایمان و تقوا سبب می¬شود که حجابها از قلب مؤمن برچیده شود و چهره حقایق را بی پرده ببیند. در پرتو آن روشن بینی خاصی نصیب او می¬شود که افراد بی¬ایمان از آن محرومند. آیه¬های« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا »و « وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَیُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ » نیز به مطلب تصریح می¬کنند. در هر حال بهره و نوری که در پی ایمان و تقوا پدید می¬آید بهره مادی را هم شامل می¬شود. طبیعی است که مفاد آیه در مقام بیان این مطلب نیست که با شیوه¬های خارق¬العاده به مؤمنان نصیب داده می¬شود؛ بلکه آنها هم به دنبال روزی می-روند. کار، تولید و تجارت می¬کنند خداوند بازدهی مال آنها را افزایش و به تولیدشان برکت می¬دهد. راه را برای آنان روشن می¬سازد تا نتیجه درست بگیرند.
6-3- شکر:
آیه 7 سوره مبارکه ابراهیم اهمیت شکر در بهره وری را بیان می دارد: هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: اگر شکرگذاری کنید[ نعمت خود را] بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسی کنید مجازاتم شدید است.»
علامه طباطبایی در تفسیر شکر در ذیل آیه چند روایت را ذکر می¬کند. دو روایت را در معنای شکر بهتر می¬پسندد و می¬نویسد: « این دو روایت بهترین تفسیر را برای شکر دارند و مؤید قول ما هستند که شکر نعمت عبارت از اظهار نعمت با اعتقاد گفتار و رفتار»(علامه طباطبایی،1376، ج 12،ص 34) است. اظهار نعمت از جهت عمل را در جای دیگر به(وضع النعمه فی موضعه)؛ « استفاده درست از نعمت و به کارگیری بهینه عوامل گرفته¬اند که در نهایت بهره¬وری را به دنبال دارد».
خداوند متعال در آیه شریفه تصریح می کند که اگر شکر نعمتهای مرا به جا آورید من به طور قطع نعمتهای شما را افزون می کنم و اگر ناسپاسی کنید عذاب و مجازات من شدید است. این آیه ممکن است دنباله کلام حضرت موسی به بنی اسرائیل باشد که آنها را در برابر آن رهایی و پیروزی و نعمتهای فراوان دعوت به شکرگذاری کرده و وعده فزونی نعمت به آنها داده و در صورت کفران تهدید به عذاب نموده و نیز ممکن است یک جمله مستقل و خطاب به مسلمانان بوده باشد. اما آیه مبتدا است و بیانگر این است که این حقیقت یعنی شکر موجب زیادی نعمت خواهد شد چنان که کفر موجب شدت عذاب می شود. البته حتی اگر جمله مبتدا هم نباشد از نظر نتیجه چندان تفاوت ندارد زیرا اگر خطاب به بنی اسرائیل هم باشد به عنوان درسی سازنده برای ما در قرآن مجید آمده است( علامه طباطبایی،1376، ج 4: 38).
6-4- استغفار
قرآن کریم از استغفار و توبه که نتیجه¬اش بازگشت به خداوند، ایمان و تقوا است نیز به صورت عامل مدد رساندن خداوند به بشر تعبیر کرده است.« از قرآن کریم استفاده می¬شود که استغفار از گناهان در رفع مصائب و گرفتاری و گشوده شدن در نعمت¬های آسمانی و زمینی اثر فوری دارد. استفاده می شود که بین صلاح جامعه انسانی و فساد آن و بین اوضاع عمومی جهان ارتباطی برقرار است.(علامه طباطبایی، 1376، ج 20، ص102). آیات 10 تا12 سوره نوح به این موضوع اشاره دارد.
« به آنها گفتیم: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است تا باران های پر برکت آسمان را پی در پی بر شما فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کند و باغ¬های سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد».
این آیه شریفه یک نعمت بزرگ معنوی و پنج نعمت بزرگ مادی را به مستغفران وعده می-دهد. بخشودگی گناهان و پاکی از الودگی، ریزش باران های مفید و به موقع و پر برکت، فزونی اموال، فزونی فرزندان( سرمایه های انسانی)، باغ های پر برکت و نهرهای آب جاری( مکارم شیرازی و دیگران، 1380، ج 25، ص 69).
و در آیه 52 نوح آمده است:« و ای قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس به سوی او بازگردید تا( باران) آسمان را پی در پی بر شما بفرستد و نیرویی بر نیرویتان بیافزاید. و گنه کارانه روی( از حق) بر نتابید».
دلالت آیه شریفه بر تاثیر استغفار در ارتقای بهره وری روشن است و جمله« و یزدکم قوه لی قوتکم » بر صراحت آن افزوده است که نیروی شما را به بهره گیری از نیروی معنوی افزایش می دهد ».(مکارم شیرازی و دیگران، 1380، ج 9، ص 28).
7- انتخاب مدیران توانمند و امانت دار اقتصادی
مجموعه¬ای از آیات بهترین مدیر یا نیروی انسانی برای استخدام و انجام کار را از زبان پیامبران یا اولیای خدا معرفی می¬کند. معیارهایی که برای انتخاب ذکر می¬کند عبارتند از قوت(جسمی، علمی و فکری) و امانت داری. این ملاکها را می توان در واژه¬های تخصص، توان و تعهد خلاصه کرد.
یکی از این آیات ،آیه 26 سوره قصص است که جریان تائید و انتخاب حضرت موسی(ع) برای مجموعه کارها و فعالیتهای حضرت شعیب است که حضرت موسی در جایگاه جانشین و قائم مقام حضرت شعیب انجام دهد.
جمله « لَقَوِیٌّ أَمِینٌ » در سوره نمل آیه 39 به عنوان دو ویژگی برای نیروی کار با بالاترین بهره¬وری به کار رفته است؛ آن¬جا که حضرت سلیمان به امرای کشور خود می¬گوید: کدام یک از شما تخت بلقیس را برای من می¬آورد. عفریتی از جن گفت: قبل از آنکه از مجلس برخیزی برای تو حاضر می¬کنم« وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ » یعنی با کمترین فرصت و هزینه کار را به بهترین صورت انجام می¬دهم زیرا دو ویژگی قوت و امانت در من وجود دارد و این زمان کوتاه اوج بهره¬وری را می¬رساند. در آیه 40 می¬فرماید: فردی که« دانشی از کتاب را داشت گفت: من قبل از یک چشم بر هم زدن آن را حاضر می¬کنم». که حاکی از توان علمی توام با ایمان و نقش آن در افزایش بهره¬وری است.در آیه 55 سوره یوسف به تخصص و امانت داری اشاره شده است.
«(یوسف) گفت: مرا سرپرست خزائن سرزمین( مصر) قرار ده که من حافظ و آگاه ام». این آیه میزان شناخت نیروی کار و مدیر را با« حفظ علیم» معرفی می¬کند که عبارت دیگری از« لَقَوِیٌّ أَمِینٌ » است؛ یعنی« توان علمی، حافظ مال، عالم به اداره امور اقتصادی و امور مردم است.آیه 247 بقره نیز موید این موضوع است.
و پیامبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را برای زمام¬داری شما مبعوث کرده است. گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند با اینکه ما از او شایسته¬تریم و او ثروت زیادی ندارد؟! گفت: خدا او را بر شما برگزیده و او را در علم و( قدرت) جسم وسعت بخشیده است. خداوند ملکش را به هر کس بخواهد می¬بخشد و احسان خداوند وسیع است و( از لیاقت افراد برای منصب¬ها) آگاه است»
8- رعایت ارزشها در فعالیت اقتصادی
از قرآن کریم استفاده می¬شود که بعضی مسائل ارزشی، مثل ایمان، انفاق، شکر نعمت و استغفار در نزول برکات الهی، ازدیاد نعمت و افزایش بهره¬وری مؤثر هستند( عباس نژاد،1384 :259). همچنین، آیه¬هایی، به طور مستقیم توجه به خالق در امر تولید کسب¬ روزی را را یادآوری می¬کنند و برخی، خالق در امر تولید یا فرآیند تولید را به خداوند متعالی نسبت می¬دهد و رعایت برخی مسائل اررزشی در تولید کالاها و خدمات، الزام یا سفارش شده است. قرآن ذکر نام خداوند، هنگام ذبح حیوان¬ها و در جریان تولید فرآورده¬های گوشتی را تشریع کرده و در مقابل، با حرام کردن گوشت و فرآورده¬های گوشتی قربانی-های بتان، به این عمل ارزشی بیشتر می¬داد، و توجه به مشیّت الهی در فرآیند تولید را سفارش کرده است و گروهی از باغدارن را که در فرآیند تولید( هنگام چیدن محصول) به آن وقعی ننهاده بودند، سبب از بین رفتن محصول¬هایشان دانسته است.
آیات 51 مؤمنون، 168بقره، 118 و 119 و142و143 انعام ، 3 مائده و 18 توبه مرتبط با این موضوع است.
بطور کلی رعایت ارزش¬ها در تولید را اینگونه می توان تبیین کرد:
الف) لزوم ذکر نام خداوند:
آیات متعدد به لزوم ذکر نام خداوند هنگام ذبح حیوانات حلال گوشت سفارش می¬کنند. از آنجا که مرحله¬ی ذبح حیوان¬ها (به ویژه در کشتارگاه¬های صنعتی) یکی از مراحل فرآیند تولید فراورده¬های گوشتی است، ذکر نام خدا، عمل مطلوب( با ارزش) لازم شمرده می-شود، بنابراین چنین عملی در نزد خداوند هم با ارزش خواهد بود.
ب) ایمان و تقوا:
در آیه 18 توبه آمده است:"مساجد خدا را تنها کسی آباد می¬کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و جز از خدا نترسد،امید است چنین گروهی از هدایت¬یافتگان باشند.»
کسی که جامع اوصاف( ایمان به خدا و روز جزا، اقامه نماز و دادن زکات و عدم ترس از غیر خدا) باشد او سزاوار تعمیر مساجد است. منظور از« عمران مساجد» می¬تواند معنای حقیقی یا مجازی باشد. معنای حقیقی آن روشن است و معنای مجازی آن حضور و پرستش خداوند در مساجد می¬باشد که مشرکین از هر دو محرومند.( الشوکانی،ذیل آیه) از سیاق آیه، استفاده می¬شود که انحصار مستفاد از« أنَّما» از قبیل حصر افراد است. گویا شخصی توهم کرده که مشرکان هم، حق تعمیر مسجد را دارند، آیه¬ی شریف این حق را منحصراً به مؤمنان داده است و لازمه¬ی حصر این است که منظور از جمله¬ی« یعمر» انشاء حق جواز باشد که آن را به صورت خبر تعبیر کرده است.( علامه طباطبایی، 1376 ،ج 9 ،ص209 )
درآیه 88 مائده آمده است:و از نعمت¬های حلال و پاکیزه¬ای که خداوند به شما روزی داده است، بخورید.[ در این نعمت¬ها تصرف کنید] و از[ مخالفت] خداوندی که به او ایمان دارید، بپرهیزید.
9- پرداخت خمس و زکات:
اجرای این دو واجب نیاز به جهادی اقتصادی دارد. چرا که برخی توانایی مقابله با نفس خود برای انجام این واجبات را ندارند و تنها با یک جهاد درونی و اقتصادی می توان به مبارزه شیطان و نفس اماره در این زمینه رفت.
زکات نه تنها واجب که هم چون نماز از ارکان تکالیف شمرده می¬شود. گر چه در متعلق زکات، موارد مصرف و سایر مسائل فرعی مربوط به آن بین مذاهب اسلامی، اختلاف وجود دارد، همه¬ی این مذاهب، بدون استثنا زکات را از واجبات مهم می¬دانند. در آیات متعددی با جمله« اتُو الزّکاه»یا « اَنفِقُوا» به پرداخت زکات امر شده است. در آیه¬ای از زکات به عنوان« فریضهً مِنَ الله» (فریضه مهم الهی) یاد شده می¬شود. در آیه¬ی 103 توبه که فقیهان برای وجوب زکات، بیشتر به آن استناد می¬کنند به پیامبر(صلی الله علیه و آله) دستور داده شده است که از اموالشان زکات بگیر از اموال آن¬ها صدقه¬ای] به عنوان زکات[بگیر، تا به وسیله¬ی آن، آن¬ها را پاک سازی و پرورش دهی] و به هنگام گرفتن زکات[ به آنها دعا کن و دعای تو، مایه¬ی آرامش آنها است، و خداوند شنوا و دانا است.) زکات¬ها مخصوص فقیران و مسکینان و کارکنانی است که برای] جمع¬آوری[آن زحمت می¬شکند وکسانی که برای جلب محبتشان اقدام می شود و برای ]آزادی[ بردگان و برای ]آزادی[بردگان و] ادای دین[بدهکاران و در راه] تقویت آیین[خدا و واماندگان در راه. این، یک فرضیه¬ی ]مهم[الهی است وخداوند دانا و حکیم است.» آیات5،11، 60 توبه، 56 نور،13 مجادله ،110 بقره ،20 مزمل،حج 78 ،مومنون 10 و 5 بینه همگی بر وجوب و اهمیت زکات و خمس در احکام اسلامی می پردازند.
10- همیاری و مشارکت اقتصادی:
خداوند متعال به صورت مطلق به همیاری در نیکی و تقوا فرمان داده و از تعاون در گناه و دشمنی، نهی کرده است. همیاری نیز مانند احسان و نیکوکاری، معنای عامی دارد که کمک¬های اقتصادی و برآوردن نیازهای نیازمندان را شامل می¬شود. همیاری مسلمانان در صدر اسلام مصداقی است که قرآن آن را تمجید کرده است. هنگامی که مسلمانان به مدینه مهاجرت کردند، انصار به آنان پناه دادند و مسکن و بخشی از امکانات و اثاث خود را در اختیار آنان قرار دادند. نقش چنین کمک¬هایی در توزیع ثروت روشن است. عمل انصار موجب شدف کسانی که بادست خالی از مکه به مدینه مهاجرت کرده بودند با کسانی که صاحب خانه و امکانات زندگی بودند از رفاه نه چندان متفاوتی برخوردار باشند در آیه 2 سوره مبارکه مائده آمده است: ای کسانی که ایمان آورده¬اید... و]همواره[ در راه نیکی و پرهیزکاری با هم تعاون کنید و]هرگز[ در راه گناه و تعدی همکاری ننمایید و از ]مخالفت فرمان[ خدا بپرهیزید که مجازات خدا شدید است.» نیکی که آیه به همکاری در آن دعوت نموده در سوره¬ی بقره، آیه 177، چنین تفسیر شده است:« نیکی(و نیکوکاران) کسی است که به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورده و مال(خود) را با همه¬ی علاقه¬ای که به آن دارد، به خویشاوندان، یتیمان، مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می¬کند، نماز را بر پا می¬دارد و زکات را می-پردازد.»( آیه¬ی92، آل ¬عمران، 92) نقش مصداق اخیر را بسیار برجسته و حقیقت نیکوکاری را مشروط به انفاق می¬کند( لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ )،« هرگز به]حقیقت[نیکوکاری نمی¬رسید، مگر این که از آن چه دوست می¬دارید،[ در راه خدا]انفاق کنید.» از مصداق¬های بارز نیکوکاری که آیه به همکاری در آن دعوت می¬کند، کمک¬های مالی است و در آیات 72 تا 74 انفال آمده است:، »کسانی که ایمان آورده¬اند و هجرت نمودند و با اموال و جان¬های خود در راه خدا جهاد کردند و آن¬ها که پناه دادندو یاری نمودند، آن¬ها یاران یکدیگرند و آن¬ها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند. هیچ گونه ولایت]دوستی و تعهدی[در برابر آن¬ها ندارید تا هجرت کنند و ] فقط[اگر در] حفظ[دین] خود[ از شما یاری طلبند، بر شما است که آن ها را یاری کیندف جز بر ضد گروهی که میان شماو آن¬ها، پیمان] ترک مخاصمه[ است، و خداوند به آن چه عمل می¬کنید، بینا است.
نتیجه گیری:
مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً کلمه‌ی جهاد، یک تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. کلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یکی از کلماتی است که در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌کند و همیشه صبغه‌ی تقدس را در درون خودش دارد. عبارت"جهاد اقتصادی" در پیام نورزی معظم رهبری، با نامگذاری امسال با عنوان « سال جهاد اقتصادى»مطرح شد. با توجه به تقدس مفهوم جهاد و همراهی آن با مفهوم اقتصاد که خود در آموزه های دین مقدس اسلام ریشه دارد، در این مقاله جلوه های جهاد اقتصادی در کلام حیات بخش وحی مورد بررسی قرار گرفت.
ده جلوه از، جلوه های قرآنی در ارتباط با جهاد اقتصادی عبارتند از:
1- تشویق به تولید: قرآن برای تولید اهمیت خاصی قائل است و زمینه های تولید را مورد توجه قرار می دهد.
2- رشد تولیدات: اسلام رشد و بهره برداری از طبیعت را تا حداکثر میزان ممکن مورد تأکید قرار داده است.
مکتب اقتصادی اسلام به منظور تشویق مردم به افزایش تولید کالاها و خدمات اقتصادی، افزون بر ابزارهای فرهنگی، از یک مجموعه مقررات شرعی نیز استفاده کرده است.
3- استفاده مناسب از بستر زمان برای تلاش اقتصادی: برنامه ریزی و سازماندهی فعالیتها در زمان خاص، یکی از جنبه های جهادی در اقتصاد است. در قرآن به برنامه ریزی زمانی در فعالیتهای اقتصادی اشاره شده است
4- استفاده از انرژی های مختلف طبیعی: در قرآن به منابع انرژی طبیعی و توسعه زیر ساختهای اقتصادی توجه شده است، استفاده از منابع مختلف در مسیر تولید مستلزم نوعی جهاد اقتصادی است.
5 - تشویق به سرمایه گذاری اقتصادی: قرآن کریم چندین کالا از کالاهای واسطه¬ای را ذکر کرده است که تولید شده و در فرایند تولید کالاهای دیگر قرار گرفته¬اند. کالاهایی مانند قطعه¬های آهن( زُبَرَ الحدید) و مس یا روی مذاب( قطر) برای تولید سد، آهن( مفتولهای باریک) در تولید زره( الناله الحدید) و سرمایه¬های حیوانی از قبیل چارپایانی که واسطه در تولید پشم، مو، کرک، شیر و گوشت. بعلاوه در قرآن، سرمایه پولی نیز با تعبیر « خرج » آمده است
6- توجه به عوامل معنوی در بهره وری اقتصادی: در قرآن علاوه بر نقش عوامل مادی در افزایش بهره وری، عوامل معنوی نظیر: انفاق، ایمان، تقوا و اعتقاد به خدا، شکرمورد توجه قرار گرفته است.
7- انتخاب مدیران توانمند و امانت دار اقتصادی: مجموعه¬ای از آیات بهترین مدیر یا نیروی انسانی برای استخدام و انجام کار را از زبان پیامبران یا اولیای خدا معرفی می¬کند. معیارهایی که برای انتخاب ذکر می¬کند عبارتند از قوت(جسمی، علمی و فکری) و امانت داری.
8- رعایت ارزشها در فعالیت اقتصادی: از قرآن کریم استفاده می¬شود که بعضی مسائل ارزشی، مثل ایمان، انفاق، شکر نعمت و استغفار در نزول برکات الهی، ازدیاد نعمت و افزایش بهره¬وری مؤثر هستند و رعایت برخی مسائل اررزشی در تولید کالاها الزامی است.
9- پرداخت خمس و زکات: اجرای این دو واجب نیاز به جهادی اقتصادی دارد. چرا که برخی توانایی مقابله با نفس خود برای انجام این واجبات را ندارند و تنها با یک جهاد درونی و اقتصادی می توان به مبارزه شیطان و نفس اماره در این زمینه رفت.
10- همیاری و مشارکت اقتصادی: خداوند متعال به صورت مطلق به همیاری در نیکی و تقوا فرمان داده و از تعاون در گناه و دشمنی، نهی کرده است. همیاری نیز مانند احسان و نیکوکاری، معنای عامی دارد که کمک¬های اقتصادی و برآوردن نیازهای نیازمندان را شامل می¬شود.
منابع و مآخذ:
1. قرآن کریم
2. جبران مسعود، راعد (1384). فرهنگ الفبایی راعد، عربی-فارسی. ترجمه ی رضا اترابی نژاد، تهران: انتشارات به نشر.
3. حرعاملی، محمدبن حسن(1380). وسائل الشیعه. ترجمه ی علی افراسیابی، انتشارات دارالکتب الاسلامیه.
4. دادگر، یدالله (1377). نگرشی بر اقتصاد اسلامی. معرفت، ارزشها و روشها. تهران: دانشگاه تربیت مدرس، پژوهشکده اقتصاد.
5. صامت، مصطفی (1390)"از جهاد نظامی تا جهاد اقتصادی" http://noorportal.net/PrintArticle.aspx?
6. طباطبایی، سید محمد حسین (1376). تفسیر المیزان. جلد 2، تهران: امیرکبیر.
7. طباطبایی، سید محمد حسین (1376). تفسیر المیزان،.جلد 9، تهران: امیرکبیر.
8. طباطبایی، سید محمد حسین (1376)، تفسیر المیزان، جلد 12، تهران: امیرکبیر.
9. طباطبایی، سید محمد حسین (1376). تفسیر المیزان،.جلد 20، تهران: امیرکبیر.
10. قریشی بنابی، سید علی اکبر (1381). قاموس قرآن کریم. جلد 5، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
11. عباس نژاد، محسن (1384). قرآن و اقتصاد . مشهد: انتشارات موسسه انتشاراتی بنیاد پژوهشهای قرآن، حوزه و دانشگاه.
12. قریشی بنابی، سید علی اکبر (1381). قاموس قرآن کریم. جلد 6، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
13. قریشی بنابی، سید علی اکبر (1381).قاموس قرآن کریم. جلد 7، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
14. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران (1376).تفسیر نمونه. جلد 9، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
15. مکارم شیرازی، ناصر و دیگران (1376). تفسیر نمونه. جلد 25، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
16. مکارم شیرازی، ناصر (1380).برگزیده تفسیر نمونه. جلد 1، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
17. مکارم شیرازی، ناصر (1380).برگزیده تفسیر نمونه. جلد 2، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
18. ویژه نامه جهاد اقتصادی،پایگاه مقام معظم رهبری(1390)، به نقل ازسایت: http://sharif.sistany.net
19. هادوی تهرانی، مهدی (1383) .مکتب و نظام اقتصادی در اسلام. تهران: چاپ نینوا.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/D34DESV

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir