زنجان
← همه اخبار
جهاد اقتصادی

جهاد اقتصادی

۱۹ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31033۱

حمید مروجی طبسی

چکیده
فشارهای اقتصادی از دیرباز عاملی جهت به زانو در آوردن ملت مسلمان از طرف دشمنانش مورد استفاده قرار گرفته است. طبیعتاً جامعه اسلامی جهت خروج همراه با سربلندی از زیر آن فشارها نیازمند توکل بر خدای متعال و جهاد خالصانه در راه اوست. این حرکت در حوزه اقتصاد، جهاد اقتصادی نام می‌گیرد.
در این جهاد، بسان یک جنگ نظامی، همه مسئولان جامعه می‌بایست همراهی مردم را در کنار خود حس کنند و ضمناً با حضور در کنار مردم، به آنان دلگرمی بخشند، به این معنا که در هر دو سطح مردم و مسئولان، باید اقدامات عملی و مؤثر انجام پذیرد.
در جامعه مسلمان مورد تهاجم، باید در کنار انجام فعالیت‌های اقتصادی پویا از یک طرف و ایجاد موانع بر سر راه دشمنان از سوی دیگر، به تقویت فضایل اخلاقی و دوری از رذایل اخلاقی همت گماشته شود تا بتوان به نتیجه جهاد که همانا استقلال اقتصادی است، دست یافت.
کلید واژگان: جهاد اقتصادی، جبهه‌های اقتصادی، مرزهای جهاد اقتصادی،‌ تک و پاتک اقتصادی، استقلال اقتصادی
آغاز
مسئله« جهاد» در اسلام یکی از موضوعات مهمی است که قرآن کریم، آیات فراوانی را بدان اختصاص داده و عنوان « جهاد» یکی از عناوین دهگانه فروع دین شمرده شده است.
پیامبر اکرم(ص)« جهاد» را به دو بخش« جهاد اکبر» و« جهاد اصغر» تقسیم فرمودند . چنین تقسیم‌بندی نمایانگر این مطلب است که عنوان« جهاد»، عام است و می‌توان این عنوان کلی را در بخش‌های مختلف زندگی بشر سرایت داد و آن را از قشرهای مختلف جامعه انتظار داشت.
به تعبیر مقام معظم رهبری، جهاد، دو شرط دارد: شرط اوّلِ جهاد این است که درآن، تلاش و کوشش باشد و شرط دومش این‌که، درمقابل دشمن صورت گیرد.
پس طبیعتاً« جهاد» معنای جنگ هم خواهد داشت و در این نوشتار چنینمعنایی به خود گرفته و به اقتصاد پیوند خورده و حوزه اقتصادی به مثابه یک حوزه نظامی بررسی شده است.
تورقی بر تاریخ
در ابتدا با نگاهی کوتاه به تاریخ صدر اسلام، موضوع اقتصاد و تهدیدات و فشارهای اقتصادی در آن دوران از نظر گذرانده می‌شود.
الف) شِعب ابی طالب
مشرکین و کفار برای ایجاد فشار بر پیامبر(ص) و یاران ایشان، آنان را به مدت سه سال در شعب ابی طالب تحت محاصره شدید اقتصادی قرار دادند تا مجبور شوند دست از آیین حقشان بردارند و به عقیده باطل پدرانشان بازگردند. اما صبوری پیامبر (ص) و دلداری‌دادن ایشان به یاران خود و همچنین پایداری و مقاومت آن یاران باوفا باعث شد ملت نوپای مسلمان، آن دوران سخت را پشت سر گذاشتند، بدون اینکه از اعتقاد خود دست بکشند.
ب) سقیفه
پس از وفات پیامبر(ص) حاکمان سَقیفی که برای بیعت‌گرفتن از قبایل خارج مدینه نیازمند لشکرکشی بودند، برای گذران امور، احتیاج به منابع مالی داشت. از طرف دیگر، کسانی که داخل مدینه و اطراف حضرت امیر(ع) بودند، برای دستگاه خلافت خطرناک بودند. لذا برای پراکنده‌کردن آنان، اموال اهل بیت(ع) را که شامل فدک، سهم خمس و ارث پیامبر اکرم(ص) بود، غصب کردند و از این راه، ضمن به دست آوردن یک منبع اقتصادی، فشار سنگینی به لحاظ اقتصادی بر اهل بیت(ع) وارد نمودند.
ج) دوران حکومت علوی
حضرت امام علی(ع) در دوران حدوداً پنج ساله حکومت خود، سه جنگ بزرگ را تحمل کردند که حداقل جنگ جمل را می‌توان به مسایل مالی گره زد. زیرا دلیل رهبران جنگ (طلحه و زبیر) ـ که در مدینه به بهانه خون‌خواهی عثمان جنگ جمل را طرح‌ریزی کردند ـ برای جنگ با امام علی(ع) آن بود که ایشان درخواست حکم حاکمیت بر ولایتی و حداقل برای اعتراض به کاسته‌شدن حقوقشان از بیت المال ـ که به ناحق در دوران خلفای قبل افزایش یافته بود ـ به حضور امیرالمؤمنین(ع) رسیدند و آن حضرت با صراحت، دست رد بر سینه آنان زد و آن دو صحابی، با پایه‌گذاری این جنگ موجبات کشته‌شدن ده هزار نفر از مسلمانان را فراهم ساختند.
د) دوران حکومت امام حسن(ع)
حضرت امام حسن(ع) در آغازین ایام حکومت خود به جنگی پرداخت که در واقع ادامه جنگ صفین بود. اما در میانه راه، فرماندهان بزرگ او چون عبید الله بن عباس با خریده‌شدن توسط معاویه ـ به مبلغ یک میلیون درهم ـ و البته در کنار دیگر عوامل سیاسی، تبلیغی و اقتصادی، مجبور به صلح شد.
این جریان، نمایانگر آن مطلب است که پای بزرگان نیز ممکن است در برابر پیشنهادهای رنگین اقتصادی بلغزد و آنان را از راه حق دور نماید.
ه) واقعه کربلا
در صحنه کربلا و روز عاشورا، افرادی چون عمر سعد به طمع حکومت ری و هدایای مالی در زمره مخالفان امام حسین(ع) قرار گرفتند و در به شهادت‌رساندن خامس آل عبا حداکثر تلاش خود را به کار بستند.
مسایل تاریخی از این دست بسیار است و از حوصله این مقال خارج. از مطالب مختصر تاریخی گذشته این نتیجه حاصل می‌شود که ابزار فشارهای اقتصادی همیشه عاملی در دست دشمنان ملت‌ها بوده است که برخی از مسایل تاریخی آن را ـ در دوران 70 ساله ابتدای اسلام ـ نیز بیان شد.
هر صحنه جنگ نظامی، متشکل از بخش‌های مختلفی همچون« جبهه‌ها» و « مرزها» است و هر عملیات نظامی از مجموعه « تک» ها و « پاتک» ها به وجود آمده است.
در ادامه مقاله، با این دید به حوزه اقتصاد پرداخته شده است که جبهه‌ها و مرزهای آن مشخص و همچنین تنوع تک‌ها و پاتک‌ها شناخته شود.
1ـ جبهه‌ها در جهاد اقتصادی
به طور کلی، دو جبهه را می‌توان برای یک جهاد در نظر گرفت: « جبهه خودی و جبهه دشمن» یا همان « جبهه مدافع و جبهه مهاجم». اگر ملت مورد تهاجم را مسلمان فرض شود (که در این مقاله، چنین فرض شده است) می‌توان آن دو جبهه را چنین نامید:« جبهه اسلام یا حق» و« جبهه کفر یا باطل» و این جبهه‌ها دو جبهه‌ای هستند که همیشه در برابر هم صف‌آرایی کرده‌اند و خواهند کرد.
الف) جبهه مهاجم
با این وصف، در جبهه کفر در حوزه اقتصادی، چهره‌هایی دیده می‌شوند که عبارتند از:
1. دشمن اصلی یا پرچمدار دشمنی که در برابر آن ملت مسلمان قرار گرفته است؛
2. منافقین و جداشدگان از ملت مسلمان مورد تهاجم؛
3. محتکرین که اجناسی را برای فشار به ملت مسلمان و سودجویی بیشتر انبار می‌کنند(حتی اگر عضوی از ملت مورد هجمه باشند)؛
4. سنگ‌اندازان بر سر راه ملت و دل‌سپردگان به مبانی اقتصادی دشمنان(حتی اگر عضوی از آن جامعه مسلمان باشند).
در خط مقدم این جبهه افرادی قرار دارند که دل به قطع ریشه آن ملت مسلمان بسته‌اند و نظر به نابودی آنان دارند (حتی اگر خودشان ندانند و غافل باشند).
ب) جبهه مدافع
در مقابل و در جبهه اسلام، افرادی قرار می‌گیرند که دغدغه رفع مشکل اقتصادی آن ملت مسلمان را از راه‌های گوناگون دارند. همچنین مسئولان و افرادی که با فرهنگ‌سازی صحیح سعی بر رفع مشکلات دارند نیز در این جبهه فعالیت می‌کنند. البته در خط مقدم آن، مسئولینِ معتقد به رفع مشکلات اقتصادی با اجرای صحیح احکام و قوانین اسلامی در آن جامعه قرار گرفته‌اند.
با توصیف دو جبهه فوق، این نتیجه حاصل می‌شود که توده مردم اگر حامی دسته اول باشند، در جبهه مهاجم جای می‌گیرند و اگر با آنان مخالفت کنند و حامی دسته دوم باشند، در جبهه مدافع قرار خواهند گرفت.
2ـ مرزهای جنگ اقتصادی
برای دانستن مرزهای جنگ اقتصادی، کافی است به محیط پیرامون، نظری افکنده و ملاحظه شود که ملتِ مسلمانِ معتقد، از کدام جهت اقتصادی مورد هجمه و فشار است. در واقع باید گفت: مرزهای جنگ اقتصادی، هر مسئله اقتصادی است که بتوان آن را نشان کرد و بزرگ نمود. لذا ممکن است به تناسب زمان و مکان، آن مرز تغییر کند. در هر حال هر مسئله اقتصادی، یک مرز است.
3ـ تک‌ها و پاتک‌ها در جهاد اقتصادی
هدف از این بخش، اشاره به تنوع حملات دشمن و همچنین تنوع ابزار دفاعی ملت است.


الف) ابزار و زمینه‌های حملات دشمن
هر جنگی از تعدادی تک و پاتک یا همان حمله و دفاع شکل می‌گیرد. در این بخش، ابتدا به طور خلاصه به برخی از عواملی اشاره می‌شود که می‌تواند پایه حملات باشد و در واقع ابزاری خواهد بود که دشمن در حملات خود به جامعه اسلامی، از آنها استفاده می‌کند.
سپس برنامه‌ها و پاتک‌های جبهه اسلام مرور خواهد شد. البته مجدداً اشاره می‌شود که برخی از عوامل ممکن است توسط افراد داخلی آن جامعه انجام شود که آنان نیز طبق تعریف قبل، در صف دشمنان و همراه با دشمنی آنان قرار داده شده‌اند.
1. گرانی و تورم
مهمترین مسئله‌ای که افراد یک جامعه با آن مواجه می‌شوند، بالارفتن قیمت یک کالاست که بدان محتاج‌اند و به تبع آن تورم در جامعه افزایش می‌یابد. فشاری که افزایش قیمت بر افراد جامعه وارد می‌کند و آنان را ناتوان از خرید کالایی می‌کند که بدان محتاج هستند، سنگین‌ترین فشاری است که می‌توان بر یک ملت وارد ساخت. بالارفتن قیمت جهانی یک کالا با هدف ضربه‌زدن به اقتصاد آن ملت مسلمان نیز از همین بخش محسوب می‌شود.
2. تحریم
یکی از ابزارهایی که مورد استفاده دشمن قرار می‌گیرد، اِعمال تحریم با هدف محدودسازی دسترسی‌ها به ملت دیگر و در نتیجه فلح‌ساختن اقتصاد آن جامعه است. چرا که با این عمل، امکان تبادل اقتصادی برای آن جامعه( هم به صورت واردات و هم به صورت صادرات) بسیار ضعیف می‌شود. در صورتی که تحریم‌ها جوانب مختلف را در بر داشته باشند نیز زیان بیشتری به آن جامعه زده می‌شود. با چنین اقدامی توسط دشمن، حس بدبینی نسبت به عملکرد مسئولان جامعه در مردم ایجاد می‌شود و سیاست آنان را نادرست می‌پندارند. هدف دیگری که تحریم‌ها دنبال می‌کند آن است که مردم از حکومت خود رنجیده‌خاطر شوند و از آن دست بکشند.
رهبر معزز انقلاب اسلامی در خصوص این هدف چنین بیان داشته‌اند:« مسئله، مسئله فشار است، می‌خواهندیک ملت رابه زانو در بیاورند؛ می‌خواهند انقلاب را زمین بزنند. یکی ازکارهای مهم همین تحریم اقتصادی است. می‌گویند ماطرف مان ملت ایران نیست! دروغ می‌گویند؛ اصلاً طرف، ملت ایران است. تحریم برای این است که ملت ایران به ستوه بیاید، بگوید آقا مابه خاطردولت جمهوری اسلامی داریم زیر فشار تحریم قرار می‌گیریم؛ رابطه ملت با نظام جمهوری اسلامی قطعب شود. هدف اصلاً این است. البته ملت ما را نمی‌شناسند؛ مثل همه موارد دیگر محاسباتشان غلط اندرغلط است.»
3. احتکار و ایجاد بازار سیاه
احتکار یا انبارکردن کالای مورد نیاز مردم با هدف سودآوری بیشتر در زمان کمیاب‌شدن آن کالا، ممکن است در یکی از مراحل و توسط یکی از بخش‌های ذیل صورت گیرد:
تولیدکنندگان، عاملان خرید از تولیدکننده داخلی، دلالان(عاملان غیررسمی توزیع ما بین تولیدکننده و فروشنده اصلی)، فروشندگان، واردکنندگان، افرادی که در حالی که مشغول فعالیت دیگری هستند، در آرزوی سودجویی کالا را به صورت عمده می‌خرند تا آن کالا را کمیاب جلوه داده و به قیمت گران‌تر آن را به فروش برسانند.
هر کدام از بخش‌های فوق که دست به احتکار بزنند، محتکر نام می‌گیرند.
اثر عامل احتکار، ایجاد حالتی روانی و نگرانی از آینده است که مردم را مجبور به خرید بیش از حد نیازشان از آن کالا و می‌کند که نفسِ این عملِ مردم، شوکی را ایجاد می‌کند و سوءاستفاده‌گران را تحریک می‌نماید تا به عمل خویش ادامه دهند.
4. جنگ روانی
مسئله تبلیغات و ابزار رسانه(عمدتاً خارجی و همچنین وابستگان فکری به دشمنان در داخل جامعه مسلمان) عاملی است که بیشترین تأثیر را در بدبین‌کردن مردم جامعه به متولیان امور خود دارد و همچنین بهترین ابزار جنگ روانی نیز محسوب می‌شوند. اینکه به ناگاه خبری را هر چند به دروغ مطرح کنند یا از گرانی قریب‌الوقوع کالای خبر دهند، خود حالتی ایجاد می‌کند که مردم را مضطرب می‌کند. در پی این اضطراب، احتکارها صورت می‌پذیرد، اختلافات اوج می‌گیرد، گرانی‌ها به وجود می‌آید و نهایتاً کسی که به هدف خود رسیده، دشمن است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این خصوص فرمایشی دارند که از نظر می‌گذرد:« امروز دشمن چشمش به نقطه حساس اقتصادی است تا بلکه بتوانند این کشور را از لحاظ اقتصادی دچار اختلال کنند. هرچه می‏توانند اختلال ایجاد کنند و هرچه هم نمی‏توانند، در تبلیغاتشان وانمود کنند کهاختلال هست! این کاری است که امروز در تبلیغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شکل‌های مختلف انجام می‏گیرد. راه مقابله هم انضباط مالی و صرفه‏جویی و نگاه پرهیزگرانهبه مصرف‏گرایی است.»
5. اختلاف
عامل اختلاف در سه سطح مردم با یکدیگر، مردم و مسئولان و مسئولان با یکدیگر و اختلاف‌افکنی و حتی شایعه اختلاف میان هر یک از سطوح ذکرشده نیز می‌تواند بر فشارهای اقتصادی بیفزاید.
اما آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است و اگر واقعیت یابد، ضربات جبران‌ناپذیری ایجاد خواهد کرد، اختلاف میان مسئولان است. اگر مسئولان جامعه و به خصوص مسئولان اقتصادی در مسایل و نحوه اداره آنها اختلاف داشته باشند و یا شایعه اختلاف آنها پخش شود، ترس از ایجاد بحران‌های اقتصادی را در مردم می‌آفریند.
6. عوامل و خصایل انسانی
اسراف، تجمل‌گرایی و حرص از جمله خصوصیات انسان است که می‌توان آنها را از عواملی دانست که اولاً خودشان دشمنند و ثانیاً مورد استفاده عوامل خارجی و محرِّکات دشمن در برابر جامعه اسلامی قرار می‌گیرند.
اسراف مظاهر گوناگونی دارد: اسراف در آب، برق، گاز، منابع سوختی، وسایل گرمایشی و سرمایشی، وسایل زندگی، خوراک، پوشاک، کاغذ و نوشت‌افزار و... و حتی در انفاق . از مهم‌ترین مظاهر اسراف، اسراف در عمر و وقت است . گذشته از اینکه اسراف و اسراف‌کنندگان مورد مذمت قرآن کریم قرار گرفته‌اند ، از نظر اخلاقی و اقتصادی نیز این کار، خسارات جبران‌ناپذیری را می‌تواند ایجاد کند.
این ویژگی مورد اشاره مقام معظم رهبری نیز قرار گرفته است و ایشان از رواج این صفت مذموم در میان جامعه اسلامی ایران، چنین شِکوه و گلایه نموده‌اند:« مصرف‏گرایی بهصورت اسراف یکی از بیماری‌های خطرناک هر ملتی است. ما یک خرده به این مصرف‏گرایی افراطی دچار هستیم.»
صفت دیگری که مورد استفاده دشمن قرار می‌گیرد، تجمل‌گرایی است. این صفت نیز نوعی اسراف به شمار می‌رود، چرا که تجمل‌گرایی زمانی مطرح می‌شود که یا کالایی که چندان مورد استفاده و نیاز نیست تهیه شود و یا در حالتی دیگر، کالایی که هنوز می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، با کالایی که از جنبه ظاهری، سیمای بهتری دارد تعویض شود و در هر دو حالت، از نظر عرف، استفاده از آن کالا با شأن و جایگاه کاربر آن، یکسان نباشد و باعث شود که جلب توجه نماید.
این حالت قارونی عمدتاً بر اثر چشم و هم‌چشمی و فخرفروشی پدید می‌آید و این نوعی اشرافی‌گری است که خداوند در قرآن کریم از آن با عنوان« تکاثر» یاد شده و آن را که به معنای تجمل‌گرایی نیز می‌باشد، موجب هلاکت انسان دانسته و با تأکید بیان می‌کند که در قیامت در مورد این نعمت‌ها که آنها را در اختیار گرفته، از آنان سؤال می‌شود.
صفت مذموم دیگری که عامل هجمه اقتصادی می‌تواند باشد، حرص و آز است. حرص از بدترین خصال انسانی است که در سوره معارج نیز از آن به بدی یاد شده است . اینکه انسان به گمان اینکه کالایی در آینده ممکن است کمیاب گردد، آن را به مقدار زیاد تهیه و ذخیره کند تا کم کم از آن استفاده کند( و نه به منظور فروش ـ که آن احتکار است ـ) حرص نام دارد و این حرص، فشاری را بر دیگران وارد می‌کند که آنان نمی‌توانند حتی به میزان ضرورت از آن کالا استفاده کنند و در واقع انسان حریص به دیگران ظلم می‌کند.
در پایان این بخش به نکته‌ای اشاره می‌شود که از اهمیت برخوردار است. در کنار عوامل مذکور، می‌توان برخی دلایل دیگر را نیز به عنوان عوامل طبیعی مطرح کرد که نقش دشمن در ایجاد آن صفر است، ولی در مواقع حساس، دشمن از آنها نیز علیه ملت مسلمان استفاده می‌کند که دقت در آنها نتایج مطلوبی را در پی خواهد داشت و البته نقش تخریبی خود آنها را نمی‌توان نادیده گرفت.
مسایلی مانند خشک‌سالی، سیل، قحطی، بارش نامناسب، وزش بادهای نامناسب؛ که هر کدام به نوعی محصولات کشاورزی را عمدتاً و کالاهای مصرفی را ـ گاهی ـ مورد تهاجم قرار می‌دهد و نابود می‌کند.
ب) ابزار و زمینه‌های دفاع در برابر حرکات دشمن
اکنون که برخی از عوامل عمده و ابزارهای مورد استفاده دشمنان شناسایی شد، در این قسمت به پاتک‌های جبهه اسلام اشاره می‌شود:
1. بازگشت به اسلام عزیز و قرآن کریم
قرآن کریم، قانون اساسی اسلام مبین است و تمام مسایل مربوط به سعادت انسان در دنیا و آخرت ذکر شده است . طبیعتاً بخشی از آن کتاب شریف به مسایل اقتصادی در حیطه زندگی دنیوی انسان اختصاص یافته است. لذا بازگشت به قرآن و در حقیقت بازگشت به معارف ناب اسلام، راهگشای اصلی و عامل بازدارنده قوی در برابر بدخواهان و دشمنان خواهد بود. مخاطب اصلی این بخش، مسئولان جامعه در تقنین و اجرا هستند و در مرحله بعد، مردم جامعه.
از دستورات اکید قرآن کریم، پیروی از ولایت و گوش‌سپاری به فرمان امامان(ع) است که در جای خود اثبات شده است.
بر همین اساس، در جامعه‌ای که ولی فقیه به عنوان ادامه حکومت ائمه معصوم(ع) حاکمیت دارد، پیروی از ایشان بر همگان ضروری است. لذا با اطاعت از دستورات ولی فقیه ـ به خصوص در مباحث اقتصادی، می‌توان از لغزش‌های احتمالی جلوگیری نمود.
2. برنامه‌ریزی
مسئولین کشور اسلامی( و طبیعتاً هر کشور و ملتی که بخواهند مستقل باشند) با برنامه‌ریزی دقیق و اصولی می‌تواند از اثرات تخریبی فعالیت‌های دشمن جلوگیری کنند. چنین اقدامی است که می‌تواند تحریم‌ها و سیاه‌نمایی‌های دشمنان را ناکارآمد کند و به عیان، نشان دهد که ملت اسلامی، در برابر مکاید و حیله‌های دشمن، بیدار است.
رهبر حکیم انقلاب در این زمینه می‌فرمایند:« خیال نکنید دشمن منصرف شده است. دشمن برای بیست سال، سی سال،چهل سال، پنجاه سال بعد نقشه می‌کشد؛ چون دشمن که یک شخص نیست؛ دشمن یک اردوگاهاست. اردوگاه اسلام هم اردوگاهاست. اردوگاه اسلام هم برای ده سال، بیست سال، پنجاه سال، صدسال، آمادگی ایجاد می‌کند. آری؛ فقط ایندشمن نیست که پنجاه سال بعد را می‌بیند؛ ما صد سال بعد را می‌بینیم وبه فضل پروردگارخواهید دیدکه« إِنَّ کَیدَ الشیطانِ کانَ ضعیفاً ». خواهید دیدکه آنها اشتباه می‌کنند.»
گسترش فرهنگ کار و ایجاد زمینه‌های اشتغال از برنامه‌هایی است که می‌تواند سهم بسزایی در جلوگیری از روآوردن مردم به مشاغل کاذب از جمله عضویت در گروه‌های هرمی و انجام احتکار و مسائلی از این دست داشته باشد.
3. انتخاب مسئولان امین
در قرآن کریم دو داستان نقل شده است که با توجه به بُعد اقتصادی آن، این بخش بی‌نیاز از توضیح دیگری خواهد بود. چرا که با الگوگیری از اسوه‌های مطرح‌شده در قرآن کریم، باید با تأسی به ایشان خود را از گزند حوادث دور نمود.
زمانی که حضرت موسی(ع) در شهر مَدیَن توسط شعیب نبی(ع) احضار شد، فرزند حضرت شعیب(ع) به ایشان پیشنهاد داد تا موسی(ع) را مراقب و نگهبان گوسفندان خود قرار دهد. چرا که با توجه به سرگذشتی که از ایشان مشاهده کرد، او را« امین» دانسته بود.
سرگذشت دوم مربوط به داستان حضرت یوسف(ع) است. هنگامی که پادشاه مصر بر اثر شنیدن تعبیر خواب خویش از زبان یوسف پیامبر(ع) تحت تأثیر قرار گرفت، او را از زندان فراخواند. و زمانی که برائت وی بر همگان آشکار شد، از حضرت(ع) درخواست کرد تا حاجت خویش را بیان کند و تعهد کرد که با توجه به صفت امانت‌داری که در حضرت(ع) وجود دارد، آن درخواست را اجابت نماید.
یوسف صدیق(ع) با توجه به شرایط، از او خواست تا خزانه‌داری حکومت را به وی واگذار نماید و در بیان دلیل این پیشنهاد، خود را امانت‌دار و آگاه نسبت به امانت دانست.
4. تقوا و توکل
بر مردم و مسئولین جامعه اسلامی لازم است تا با توکل بر خدای متعال و با انجام دقیق وظایف خود، امیدوار به فائق‌آمدن بر مشکلات باشند؛ و در واقع روحیه معنوی خویش را تقویت کنند و به خودسازی بپردازند. چنین روحیه‌ای بود که سه سال حصر اقتصادی در شعب ابی طالب را بر مردم صدر اسلام، آسان ساخت.
5. نظارت
مسئولان جامعه اسلامی می‌بایست با طراحی دقیق و منسجم بر رفتارهای اقتصادی مدیران و مجموعه‌های دولتی و غیردولتی نظارتی دقیق داشته باشند و از ایجاد گره‌های اقتصادی توسط آنان جلوگیری نمایند.
از سوی دیگر لزوم نظارت در جایی پررنگ‌تر می‌شود که با توجه به حضور قانون‌دانانقانون‌گریز در هر جامعه‌ای، می‌باید با استفاده از هر وسیله ممکن و البته قانونی، از احتمال سوء استفاده چنین افرادی جلوگیری به عمل آید.
نتیجه نظارت نیز علاوه بر مراقبت از ایجاد انحراف، آن خواهد بود که در صورت به وجود آمدن کژی، با عوامل و دست‌اندرکاران آن به شدت و سرعت برخورد می‌شود.

6. ذخیره‌سازی
مسئولان حکومت اسلامی می‌توانند با تأسی به حضرت یوسف برای جلوگیری از واردآمدن فشار اقتصادی بر مردم جامعه به ذخیره‌سازی مناسب کالای مورد نیاز مردم در زمان خاص خود بپردازند و آن را در زمان مناسب و به شکل عادلانه توزیع نمایند. این کار، ضمن شکستن حیله محتکران، زمینه تبلیغات سوء بر ضد مسئولان را منتفی می‌نماید.
7. خودکفایی
بر دولت و ملت اسلامی لازم است تا با ایجاد یک برنامه و تلاش منظم و مستمر، در جهت خودکفایی نیازهای اساسی جامعه اقدام کنند تا در صورت واردآمدن فشارهای جهانی، مانند تحریم‌ها و تهدیدها، با استفاده از آنها بتوانند از ایجاد فشار بیشتر بر افراد جامعه خود، جلوگیری کنند، همچنان که در تولید بنزین در سال‌های اخیر و در تولید گندم در سال‌های پیشین، چنین اتفاقی رخ داد.
8. رحم و انصاف
معنای صفات فوق که بیشتر در مورد فروشندگان، مصداق می‌یابد آن است که سعی شود هر کالایی به قیمت واقعی و اصلی خود به خریدار فروخته شود، نه به امید سود بیشتر و به قیمت چند برابر، احتکار شود و یا با قیمت گزاف در زمان کمبود آن، در معرض فروش قرار گیرد.
کافی است چنین افرادی کمی بیاندیشند که اگر مجبور شوند کالایی را که خودشان بدان احتیاج دارند، به چند برابر قیمت اصلی، تهیه کنند، چه احساسی پیدا می‌کنند. البته خریداران نیز رعایت انصاف را داشته باشند و فقط به میزان نیاز خود آن را تهیه کنند تا بقیه افراد جامعه برای تهیه آن کالا به سختی نیافتند.
در این رابطه، در کتاب داستان راستان، سرگذشتی از امام صادق(ع) نقل شده که پندآموز است.
حضرت صادق(ع) هزار دینار را به شخصی دادند تا به مصر برود و تجارت کند و سود آن را برای ایشان، بازپس آورد. زمانی که کاروان تجاری نزدیک مصر شد، با کاروان دیگری که از مصر بازمی‌گشت ملاقات کرد و مطلع شد کالایی آنان برای فروش به مصر آورده‌اند در آنجا کمیاب است و مردمان مصر به شدت محتاج آن کالا هستند. لذا با یکدیگر تعهد کردند که کمتر از صد در صد سود نگیرند.
پس از بازگشت کاروان به مدینه، آن شخص دو کیسه هزار دیناری را در مقابل حضرت(ع) قرار داد و ماجرا را بازگو نمود. ایشان(ع) از ایجاد بازار سیاه بسیار ناراحت شدند و فرمودند:« سبحان الله! شما همچو کاری کردید! قسم خوردید که در میان مردمی مسلمان، بازار سیاه درست کنید؟ قسم خوردید که به کمتر از سود خالص مساوی اصل سرمایه نفروشید؟ نه، همچو تجارت و سودی را من هرگز نمی‌خواهم.» سپس فرمودند:« شمشیر زدن از کسب حلال آسان‌تر است.»
9. تقویت فضایل اخلاقی انسانی
افراد جامعه اسلامی اعم از فروشنده، توزیع‌کننده و خریدار می‌بایست که با تقویت فضایل اخلاقی خود، زمینه آسایش بیشتر خود و دیگر هموطنان( همرزمان) خود را فراهم آورند. فضایلی چون: رحم و انصاف، صرفه‌جویی، قناعت، پرهیز از تجمل‌گرایی و ... .
صرفه‌جویی عمدتاً در برابر اسراف مطرح می‌شود. همانگونه که اسراف صورت‌های گوناگونی دارد، صرفه‌جویی نیز در موارد گوناگون انجام می‌شود. مناسب است که شعار صحیح« صرفه‌جویی درست مصرف‌کردن است» اشاره و تکرار شود.
قناعت نیز یکی از صفات پسندیده انسانی است که قرابت و نزدیکی با صرفه‌جویی دارد. قناعت یعنی کمتر از نیاز خود مصرف‌کردن. به بیان دیگر، قناعت را می‌توان دوری از حرص و آز تفسیر نمود.
در تاریخ آمده است که در زمان امام صادق(ع)، قحطی به وجود آمد و گندم کمیاب شد و قیمت آن روز به روز گران‌تر می‌شد. به همین دلیل برخی از مردم مجبور بودند تا به طور روزانه نیاز خود را تهیه کنند چرا که بیش از آن را نمی‌توانستند تهیه کنند. امام صادق(ع) با توجه به این شرایط، غلام خویش را فراخواندند و از میزان ذخیره گندم پرسیدند. او در پاسخ گفت: به اندازه مصرف چندین ماه در خانه، گندم ذخیره شده است. امام(ع) بلافاصله دستور دادند که همه آنها را به بازار ببرد و بفروشد و مانند مردم عادی جامعه، به صورت روزانه نیاز خویش را تهیه نماید. هنگامی که غلام امام(ع) اعتراض نمود، ایشان در پاسخ گفتند:« نان من نباید با نانی که در حال حاضر توده مردم مصرف می‌کنند، تفاوت داشته باشد. نان خانه من باید بعد از این، نیمی از گندم باشد و نیمی جو. من بحمدالله توانایی دارم که تا آخر سال خانه خود را با نان گندم به بهترین وجهی اداره کنم، ولی این کار را نمی‌کنم تا در پیشگاه الهی مسئله اندازه‌گیری معیشت را رعایت کرده باشم.»
مطالعه این داستان و راهنمایی امام صادق(ع) می‌تواند جهت رفع حالت حرص در انسان و ایجاد روحیه قناعت و همدردی با دیگران، راهگشا باشد.
افراد جامعه اسلامی باید با پرهیز از تجمل‌گرایی، اسراف و ریخت و پاش و با ایجاد یک زندگی سالم اسلامی، خود را برای انجام هرگونه جهادی آماده سازند. حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای مدظلله العالی در مقاطع مختلف از عمل زشت اسراف یاد کرده‌اند و ضمن ریشه‌یابی آن به بیان درمان آن نیز پرداخته‌اند. ایشان قشرهای مورد خطاب خود را هم مردم دانسته‌اند و هم مسئولان. در این بخش، سه قطعه از سخنان مرور می‌شود:
ایشان خطاب به مسئولان فرموده‌اند:« وقتی شما جلو چشم مردم، وضع اتاق و دفتر و محیط کار و محیط زندگی را آن ‌چنانی می‌کنید، این یک درس عملی است و هر کسی این را می‌بیند، بر او اثر می‌گذارد. حداقل این ر اباید رعایت کرد. فضا را، فضای تجملاتی و تجمل‌گرایی و عادت‌ کردن به تجمل قرار ندهیم؛ چون امروز اگر این روحیه تجمل‌گرایی درجامعه ما رواج پیدا کند که متأسفانه تا میزان زیادی هم رواج پیدا کرده است بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی واخلاقی کشوراصلاًحل نخواهد شد. تجمل‌گرایی وگرایش به اشرافی‌گری در زندگی، ضررها وخطرهای زیادی دارد: هیچوقت عدالت اجتماعی تأمین نخواهد شد؛ ...»
همچنین در زمانی دیگر خطاب به زنان یادآور شده‌اند:« این گرایش به تجمل‌گرایی که مدت‌ها بود در جامعه‌ی ما یواش یواش کم شده بود، یا در اوایل انقلاب مثلاً خانم‌ها به تجملات و زر و زیوره ااعتنایی نمی‌کردند، متأسفانه باز این چیزها آن‌ طورکه شنیده می‌شود درجامعه ما دارد رشد می‌کند. زنان اندیشمند و با فکر و با معرفت جامعه ما باید این را خطر بدانند. نباید زنان به سمت تجمل‌گرایی سوق پیدا کنند. البته این خطر برای مردان هم هست؛ منتها در زنان بیشتر و امکانش زیادتر است. وانگهی در این قضیه، در موارد بسیاری، مردان تحت تأثیر زنانشان قرار می‌گیرند.
شماها واقعاً باید با این قضیه مبارزه کنید؛ خودتان هم مراقبت نمایید.»
رهبر فرزانه انقلاب در خصوص جلوگیری از روحیه تجمل‌گرایی خطاب به عموم مردم نیز فرموده‌اند: «به همسایه‌ها و فقرا رسیدگی کنید. یکی ازعواملی که نمی‌گذارد دست کسانی که توانایی کمک دارند، به یاری فقرا دراز شود، روحیه‌ی مصرف‌گرایی و تجمّل درجامعه است. برای جامعه بلای بزرگی است که میل به مصرف، روزبه‌روز در آن زیاد شود و همه به بیشتر مصرف‌کردن، بیشترخوردن، متنوّع‌ترخوردن، متنوّع‌تر پوشیدن ودنبال نشانه‌های مُد و ه رچیز تازه برای وسایل زندگی و تجمّلات آن رفتن، تشویق شوند. چه ثروت‌ها وپول‌هایی که در این راه‌ها هدر می‌رود و از مصرف ‌شدن در جایی که موجب رضای خدا و رفع مشکلات جمعی ازمردم است، باز می‌ماند!»
البته از نقش رسانه‌های جمعی( به خصوص سینما و تلویزیون) نباید غافل شد. این رسانه‌ها می‌توانند ـ همچنان که متأسفانه در ترویج تجمل‌گرایی و اسراف نقش بی‌بدیل داشتند، با برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی دقیق به ترویج این فرهنگ متعالی بپردازند؛ امام راحل(ره) نیز در بیان وظیفه صدا و سیما فرمودند:« رادیو و تلویزیون یک دستگاهی است که هم در طرف تبلیغات فاسد اهمیت زیاد دارد و هم طرف تبلیغات صحیح. ... اهمیت رادیو ـ تلویزیون بیشتر از همه است. این دستگاه‌ها دستگاه‌های تربیتی است، باید تمام اقشار ملت با این دستگاه‌ها تربیت بشوند، یک دانشگاه عمومی است. دانشگاه‌ها دانشگاه‌های موضعی است، این یک دانشگاه عمومی است. یعنی دانشگاهی است که در تمام سطح کشور گسترده است. باید از آن، عمل دانشگاه را به اندازه‌ای که می‌شود استفاده کرد.».
جهاد اقتصادی، مقدمه استقلال اقتصادی
استقلال اقتصادی آن است که جامعه‌ای به طور کامل از هرگونه وابستگی به اقتصاد جوامع دیگر بی‌نیاز باشد. بدیهی است که شرط رسیدن به چنین حالتی، تلاش و کوشش و جهاد است.
مقام معظم رهبری، هدف از انقلاب اسلامی در ایران را رسیدن به استقلال کشور در سه بُعد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تبیین نموده و استقلال اقتصادی را چنین تعریف کرده‌اند:« استقلال اقتصادی، یعنی ملت وکشور، درتلاش اقتصادی خود روی پای خود بایستد وبه کسی احتیاج نداشته باشد. معنایش این نیست که ملتی که استقلال اقتصادی دارد، با هیچ‌ کس در دنیا داد و ستد نمی‌کند... اما باید طوری باشدکه یک ملت، اوّلاً نیازهای اصلی خود ش را بتواند خودش فراهم کند. ثانیاً، درمعادلات اقتصادی دنیا و مبادلات جهانی، وزنه‌ای باشد... اقتصاد مستقل یک کشور، یعنی آن چیزی که کشورلازم دارد، در داخل کشور قابل تأمین باشد.»
رهبر معزز انقلاب اسلامی، همچنین در پاسخ به این سؤال که« آیا کشور ایران به استقلال اقتصادی رسیده است؟» شروطی را مشخص کرده‌اند که طی آن« جهاد اقتصادی» به عنوان راه رسیدن به استقلال اقتصادی معرفی شده است.
ایشان فرموده‌اند:« می‌توانیم امروز ادّعای استقلال اقتصادی کنیم؛ اما به شرطها و شروطها. این، چند شرط دارد: اوّلاً این‌که درکشور، هرکس، هرکاری را که به عهده دارد، خوب انجام دهد... هرچه هستید وهرکه هستید و هرجا کارمی‌کنید، باید سعی کنید کاری را که انجام می‌دهید، درست انجام دهید،کاملا نجام دهید، محکم انجام دهید، وکم نگذارید. این، یکی ازشرایطی است که اگرمحقّق شود، ما به استقلال اقتصادی می‌رسیم.
شرط دوم این است... کسانی‌که پول وامکان دارند، این پول را فقط برای استفاده‌ی خودشان مصرف نکنند... ما نمی‌گوییم
هیچ ملاحظه‌ی شخص خودتان را نکنید. می‌گوییم ملاحظه‌ ی کشورتان راهم بکنید. سرمایه‌گذاری مضر نکنید. سرمایه‌گذاری بی‌فایده نکنید. درکاری که تولیدآن، مملکت رابه پیش نمی‌برد سرمایه‌گذاری نکنید. کسانی‌که پول و امکانات دارند، وجدان دینی واحساس مسؤولیت داشته باشند.
شرط دیگر این است که درمحیط کار وتلاش اقتصادی کشور، ابتکار وجود داشته ‌باشد. من عرض می‌کنم چه خوب است کارخانه‌های یکه درکشور ما وجود دارد؛ چه آنهایی که دراختیار دولت است وچه آنهایی که در اختیار مردم است امروز تعدا دزیادی از واحدهای تولیدی دراختیارمردم ومال خود مردم است یک مقدار از درآمدشان را برای تحقیق، برای پیشبرد کار و برای کیفیّت بخشیدن به کالای تولیدیشان صرف کنند... چیزی را به بازار خواستِ بشردرسطح جهان عرضه کنید که چشمها را به طرف شما بگرداند و به آن احساس احتیاج کنند. فقط ادّعا نباشد. دراین میدان باید واقعاً عمل باشد. این هم یک شرط است. بعد، دستگاه های علمی کشور به کمک اقتصاد کشور بیایند. متفکّرین دانشگاهها بیایند و برای دولت کارکنند. دولت تکیه به متفکّرین وعلمایی کند که در دانشگاهها هستند ودرس می‌خوانند... اقتصاددانان کشور ما باید آنچه راکه با اوضاع سرزمین ما، با عقاید ما، با خصوصیات مملکت ما و متناسب با مسائل اقتصادی ماست، پیدا کنند.»
پایان
هر عنوان دیگری چون« صرفه‌جویی»،« زندگی سالم اقتصادی مسلمانان»،« عوامل روانی اقتصادی» و... را می‌توان برای این نوشتار برگزید، ولی نظر به حساسیت موضوع، عنوان« جهاد اقتصادی» انتخاب شد. شکلی نظامی دادن به مسئله اقتصاد، می‌تواند تداعی فداکاری رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس را بنماید که چگونه با همیاری و همکاری و فداکاری تمام ملت ایران، این ملت به سرافرازی رسیدند.
در طول این مقاله سعی شد که جوانب روانی و تأثیرگذار مسئله بررسی شود و از قرآن و روایات در این مباحث، به طور صحیح استفاده شود.
در انتهای نوشتار نیز از فعالیت‌های ممکن دولت و افراد جامعه اسلامی در برابر حیله‌های دشمن و عوامل طبیعی نام برده شد.
به عنوان کلام آخر می‌توان گفت اگر مردم یکدیگر را به صبر و اعتماد به مسئولین مورد اعتماد و رحم و انصاف و مروت(عمل صالح) دعوت کنند، از خسران و ضرر و زیان و فشارهای روحی و روانی در امان خواهند بود.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/8JREAHF

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir

جهاد اقتصادی | زنجان