زنجان
← همه اخبار
تبیین مولفه های جهاد فرهنگی جهت دستیابی به جهاد اقتصادی

تبیین مولفه های جهاد فرهنگی جهت دستیابی به جهاد اقتصادی

۲۰ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31031۴

سیاوش پورطهماسبی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بیله سوار - سعید پورطهماسبی، دبیر آموزش و پرورش شهرستان بیله سوار

چکیده:
ارزش ها و باورهاى فرهنگى حاکم بر جامعه و به طور کلى، جهان بینى و اعتقادات مذهبى افراد نقش تعیین کننده اى در رفتار اقتصادى آنان و روند توسعه و میزان آن دارد. ارزش هاى یک جامعه فراتر از توسعه اقتصادى جهت گیرى و نتایج توسعه را تحت الشعاع قرار مى دهد و سرمایه انباشته شده مادى و انسانى در اختیار ارزش ها و اعتقادات جامعه مى گذارد. اما این که چگونه یک جامعه، توسعه اقتصادى را با ارزش هاى خود بیامیزد بستگى به تعریفى دارد که از« حیات» ارائه مى دهد و حدّى که میان مادیّت و معنویت قایل است.
باید گفت، شکل اصلی تمام فعالیت های نظام یک کشور از ماهیت فرهنگی آن، هویت و رنگ می گیرد. به عبارتی حفظ یک نظام گرچه به ظاهر، بستگی به پویایی و استقلال فعالیت های سیاسی و اقتصادی دارد، ولی نحوه فعالیت در اقتصاد و یا سیاست گذاری در بخش های دیگر متأثر از فرهنگ آن نظام اجتماعی است. فرهنگ، ارزش ها و باورهای آن، علت محدثه و ایجادی اقتصاد، سیاست و فعالیت های دیگر اجتماعی است. از این رو استقلال، موجودیت و تداوم آنها، بستگی به نوع فرهنگ یا ارزش ها و باورهایی است که این حرکت بر پایه آن شکل گرفته است. اکنون این تفکر وجود دارد که مبنای هر نوع توسعه، توسعه فرهنگی است و از آن جا که دغدغه و شعار اصلی کشور اسلامی ما در حال حاضر جهاد اقتصادی است و از آنجایی که مبنای این جهاد، انسان( موجودی فرهنگی) می باشد. زیربنای توسعه حقیقی و پایدار نیز جهاد فرهنگی خواهد بود.
واژه های کلیدی: جهاد اقتصادی، جهاد فرهنگی، اسلام، توسعه
مقدمه:
تا چند دهه قبل عقیده اکثر صاحبنظران بر این بود که توسعه مفهومی اقتصادی دارد. به عبارت دیگر توسعه فقط جنبه اقتصادی داشت و کشورها در جهت دستیابی به توسعه، به تقویت اقتصاد خویش می پرداختند. اما این وضعیت با شکست کشورهایی تغییر یافت که فقط معیارهای اقتصادی را در برنامه ریزی خود در دستیابی به توسعه گنجانده بودند و موجب از دست رفتن مفهوم یک بعدی توسعه شد. امروز محققان، آینده پژوهان و سیاست گذاران بر این باورند که بعد از دوران جدال های نظامی( در گذشته تا دهه 1970) و رقابت های اقتصادی( چند دهه اخیر تاکنون) آینده، صحنه نبرد و رقابت فرهنگ های مختلف است. هر ملتی که فرهنگ برتر داشته باشد پیروز میدان کارزار آینده است و این شاهد این مدعاست که توسعه فرهنگی، مقدم بر توسعه سیاسی و اقتصادی است. به این ترتیب در آغاز قرن جدید، توسعه دیگر مفهومی فقط اقتصادی ندارد، بلکه نگاه ها بیش از همه به زمینه های فرهنگی- اجتماعی که توسعه در آن تحقق یافته و نیز شرایطی که به آن فرهنگ خاص مربوط می شود معطوف شده است و به طور کلی، فرهنگ وهنر بنیان جامعه را پی ریزی می کند و هر جامعه ای هر قدر هم که نوپا باشد، دوام و بقای آن مبتنی بر اصول فرهنگی است که هویت جامعه و افراد آن را می سازد. بنابراین مهمترین رکن هویت بخش در هر جامعه پیشینه و غنای فرهنگی آن است(صالح نیا و همکاران،1389).
از آن جا که رفتار اقتصادى هر کس به عنوان جزئى از اعمال فردى و اجتماعى او، از افکار، اعتقادات و ارزش هاى مورد نظر آن شخص سرچشمه مى گیرد و علل و انگیزه هاى رفتار او از ویژگى هایى که سازنده شخصیّت انسان است و رفتار او را تحت تأثیر قرار مى دهد، نشأت مى گیرد، لذا،« توسعه فرهنگى» یکى از پیش نیازهاى مهم« توسعه اقتصادى» به شمار مى رود. توسعه با مسائل اخلاقى و ارزشى جامعه پیوندى نزدیک دارد و بسیارى از صاحب نظران در زمینه توسعه، برآنند که شکست سیاست هاى توسعه در بیش تر کشورهاى جهان سوم دقیقاً به این دلیل بوده که عوامل غیر اقتصادى; یعنى: ارزش ها، انگیزه ها، طرز تفکرات و به طور کلى، ویژگى ها و شرایط روحى آن جوامع مورد توجه قرار نگرفته و براى افزایش تولید ملّى و بالا بردن سطح اشتغال و حل مشکلات صرفاً متغیرهاى اقتصادى مانند پس انداز، سرمایه گذارى و نرخ هاى ارز در نظر گرفته شده است.
از این رو، ارزش ها و باورهاى فرهنگى حاکم بر جامعه و به طور کلى، جهان بینى و اعتقادات مذهبى افراد نقش تعیین کننده اى در رفتار اقتصادى آنان و روند توسعه و میزان آن دارد.
ارزش هاى یک جامعه فراتر از توسعه اقتصادى جهت گیرى و نتایج توسعه را تحت الشعاع قرار مى دهد و سرمایه انباشته شده مادى و انسانى در اختیار ارزش ها و اعتقادات جامعه مى گذارد. اما این که چگونه یک جامعه، توسعه اقتصادى را با ارزش هاى خود بیامیزد بستگى به تعریفى دارد که از« حیات» ارائه مى دهد و حدّى که میان مادیّت و معنویت قایل است( سریع القلم،1369، ص97).
ساختار اجتماعى ـ فرهنگى یک جامعه ممکن است عاملى اساسى براى بروز خلّاقیت ها یا رکود و سکون تفکرات نو باشد و توسعه فرایندى است که هم از روابط سیاسى، اجتماعى و فرهنگى متأثر مى گردد و هم آن ها را تحت تأثیر قرار مى دهد. جوامع توسعه یافته کنونى پیش از آغاز توسعه صنعتى، یک دوره تحولات زمینه ساز توسعه را سپرى کرده اند که در این دوره، پیش نیازهاى لازم شکل گرفته است; به این معنا که تحولاتى همه جانبه در ابعاد سیاسى، اقتصادى و فرهنگى به وجود آمده که در نهایت، فضایى مناسب براى شکوفایى استعدادها، گسترش پس انداز و سرمایه گذارى، ابداعات و اختراعات در زمینه هاى علمى و فنّى را فراهم آورده است. در این مقاله، ابتدا، اهمّ ویژگى ها و زمینه هاى هم سو و مناسب براى جهاد اقتصادى بیان مى گردد، برخى از ارزش هاى فرهنگی و اخلاقى زمینه ساز جهاد اقتصادی در فرهنگ و معارف اسلامى بررسى مى شود.
جهاد فرهنگی:
در تعاریف توصیفی،« فرهنگ» را به معنای وسیعی گرفته‏اند که شامل عقاید، افکار، باورها، آداب و رسوم، اخلاق، فلسفه و هنر، ادبیات، ابداعات و اختراعات، نظام‏های سیاسی و اقتصادی، و محصولات مادی و معنوی می‏شود( وثوقى و نیک‏خلق،1377 ). بنابراین،« توسعه فرهنگی» معنای عامی دارد که شامل همه امور، اعم از افکار، عقاید، باورها، رفتار، هنر، ادبیات، بناها، نوع لباس و هر چیزی می‏شود که اطراف ما را احاطه کرده است و می‏تواند در فرهنگ‏سازی نقش داشته باشد( ترنر، ترجمه فولادى و دیگران ،1378) یعنی تفهیم و پذیرش فرهنگ ناب اسلام در ابعاد فکری و اعتقادی، در لایه‏های ارزشی، هنجاری و رفتاری جامعه آشکار خواهد گردید. که در این صورت، می‏توان ادعا نمود فرهنگ‏سازی اسلامی در جامعه صورت می‏گیرد.
جهاد فرهنگی یعنی سعی و تلاش برای تبیین، تفهیم و ترویج عقاید صحیح و ابطال عقاید باطل در جامعه( زارعی و آخوندیان،1390، ص403). در جامعه جاهلی که اساس آن جهل و خرافه است، عقاید ناصحیح و جاهلانه، اخلاق زشت و اعمال قبیح بارآورده و افراد را فساد احاطه کرده است. چنین جامعه ای تا زمینه های فلاح و رستگاری را در خود ایجاد نکند، به رشد و سعادت نمی رسد؛ و ایجاد زمینه های صلاح به این امر وابسته است که مصلحان با روشنگری و مجاهدت علمی و فرهنگی زیربنای جاهلانه و خرافی اعتقادی را از بین برده و آب حیات توحید و فرهنگ صحیح را به جامعه برسانند. در این صورت عنایت خداوند نیز شامل شده نگون بختی و سیه روزی رخت برمی بندد و سعادت و خوشبختی چهره می نماید.« ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند. بنابراین جهاد فرهنگی مقدم بر جهاد نظامی است؛ لذا با فرهنگ جاهلی مبارزه کرد و با ارائه فرهنگ ناب الهی و اسلامی ، آن را به قهقرا فرستاد و نیز علیه کسانی که آگاهانه بر فرهنگ جاهلی پای می فشردند و نمی گذارند اب حیات بخش فرهنگ ناب الهی جان های تشنه را سیراب کند، جنگید و آنان را از میان برداشت. البته جهاد فرهنگی یک جهاد مستمر است و حفظ و ماندگاری احکام الهی به آن بستگی دارد.
جهاد اقتصادی کدام است؟
هر چند در نگاه نخست واژه جهاد اقتصادی واژه ای بدیع و اقدامی بی سابقه محسوب می شود. اما با بازخوانی تاریخ انقلاب اسلامی و آموزه های دینی در می یابیم این مفهوم، واژه های نام آشنا در فرهنگ دینی و انقلابی ما است. اندکی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در تاریخ 26/3/1358 امام خمینی(ره) معمار کبیر انقلاب اسلامی برای جبران محرومیت هایی که در اثر ظلم ستم شاهی بر ملت ایران رفته است، در فرمانی همگانیف همه اقشار مردم را به حضور در صحنه نهضت دیگری به نام« جهاد سازندگی» فراخواندند و از همه مردم خواستند هر یک به سهم خود در این نهضت و جهاد اقتصادی حضوری فعال داشته باشند. اکنون بعد از 32 سال از آن تاریخ و با دستیابی به هدف معمار کبیر انقلاب اسلامی و رفع محرومیت نسبی از اقشار جامعه و دستیابی نظام اسلامی به پیشرفت های مهم اقتصادی در زمینه های گوناگون، رهبر معظم انقلاب مردم و مسئولان نظام را به جهاد اقتصادی دیگری فرا خواندند.
جهاد اقتصادی عبارت است از کوشش و تلاش بسیار ف همراه با بذل جان،مال و توان، و بهره گیری از روش ها و ابزارهای مناسب با صرف کمترین هزینه و بیشترین بازدهی در تولید،توزیع و مصرف، با هدف افزودن به توانایی نیروهای خودی و کاستن یا خنثی کردن توانایی ها و توطئه های دشمن، که نتیجه آن دستیابی به اهداف و مقاصد امنیت ملی می شود. به فرموده رهبر معظم انقلاب: جهاد اقتصادیصرفا تلاش اقتصادی نیست. جهاد یک بار معنایی ویژه دارد هر تلاشی را نمی شود گفت جهاد. در جهاد حضور و رویارویی با دشمن، مفروض است... جهاد اقتصادی یعنی مبارزه اقتصادی.
برخی از ویژگی های جهاد اقتصادی عبارتند از:
1- فراتر از مقاومت اقتصادی است بلکه حاکی از نوعی اقتصاد مقاومتی است.
2- تهدید های اقتصادی را به فرصت های اقتصادی تبدیل می کند.
3- در جهاد اقتصادی برخی از مولفه های اخلاق اسلامی تبدیل به تکلیف می شود( ایثار در حالت عادی یک فضیلت اخلاقی است و در حالت خاص تکلیف می شود).
4- رویکردی موقتی و مقتطعی ندارد بلکه رویکرد مستمر دهه چهارم انقلاب است.
5- مانند جهاد نظامی عامل عزت و سربلندی یک کشور است.
6- در جهاد اقتصادی به نیروی ذاتی و درونی تکیه می شود و استغنای از دیگران رقم زده می شود.
7- هم ناظر بر اصلاح ابزارها و فرایندهای رشد و توسعه اقتصادی است و هم برای تحقق اهداف و غایات اقتصاد اسلامی تلاش می شود.
پیام های ضمنی جهاد اقتصادی:
1- اقتصاد بدون اهداف معنوی و انسانی مطلوب نیست و هدف نهایی اقتصاد باید تعالی انسان باشد( دفتر آموزش و پژوهش استانداری قم،1390، ص375).
2- فرایندهای اقتصادی که منجر به اهداف اقتصادی مطلوب جامعه اسلامی می شود نیز باید معنوی و سالم باشند.
3- اقتصاد می تواند مقدس باشد.
4- اقتصاد سالم و کارآمد در پرتو فرهنگ و ارزش های اسلامی محقق می شود.
5- اسلام در همه زمینه ها سرآمد و برتر باشد و در هیچ زمینه ای نباید دشمن بر مسلمین غالب شود به ویژه در زومینه اقتصادی.( قاعده نفی سبیل).
6- اقتصاد و سماندهی امر دنیای مردم شرط لازم برای ابادنی آخرت آنهاست و پرداختن به اقتصاد و معیشت مردم وظیفه حکومت دینی است( دفتر آموزش و پژوهش استانداری قم،1390، ص375).
7- دین اسلام جامع است و حتی برای اقتصاد مردم هم برنامه دارد.
8- اقتصاد قوای دوام و قوام جامعه اسلامی را موجب می شود و همانگونه که شرط استقرار فضیلت های اخلاقی ایجاد حکومت اسلامی است شرط ادامه حکومت اسلامی و قدرت و قوت آن نیز بهره گیری از یک اقتصاد سالم و قدرتمند است.
ارزش هاى هم سو با توسعه اقتصادى ـ اجتماعى در کشورهاى توسعه یافته
نگرش علمى و آمادگى براى تحوّل و نوآورى
نگرش علمى اولین و مهم ترین خصیصه اى است که جریان توسعه از جنبه فرهنگى بدان نیاز دارد و حاکم بودن آن بر فرهنگ جامعه به این معناست که انسان ها باید به مجموعه آراء فرهنگى خود این تفکّر را اضافه کرده باشند که هر حادثه اى علّت یا عللى دارد که قابل کشف است و کشف آن ها باید به روش علمى صورت گیرد.( روش علمى عبارت است از مشاهده دقیق و موشکافانه، طرح فرضیه، آزمون فرضیه، طرح نظریه علمى و عدم تعصّب غیر علمى.) به عبارت دیگر، باید اعتقاد عمومى به این باور فرهنگى پیدا شود و براى استفاده از این روش نیاز به استدلال نباشد.( نداشتن تعصّب غیر علمى به این معناست که بپذیریم ممکن است آزمون جدیدى نظریه علمى ما را رد کند.) بنابراین، نباید به دنبال این باشیم که اگر آزمون خلاف نظریه ما را ثابت کرد به هر طریق، اصرار ورزیم که نظریه ما درست است و آزمون مورد بحث اعتبارى ندارد. خصلت روش علمى این است که کار و فعالیت علمى باید با بررسى، مطالعه و مشاهده دقیق و خوددارى از قضاوت فورى صورت گیرد( عظیمی،1371، ص183 ـ 184).
جامعه غربى به صورت یک باور فرهنگى، به علم و کارایى آن معتقد گردیده است و براى حل مشکلات به سراغ متخصصان مربوط به هر رشته مى رود. آن ها به این نتیجه رسیده اند که بدون علم و تخصص، اگر بخواهند مشکلى را حل کنند دچار حیرت و سرگردانى شده، به راه خطا خواهند رفت. به عبارت دیگر، در فرهنگ جامعه اعتقاد به قانونمند و قابل پیش بینى بودن کارها غلبه یافته است و از بینش هاى خرافى همراه با عقیده به شانس و تصادف ـ که افراد را نامنظم و غیر مسؤول بار مى آورد و احیاناً به سوى تنبلى و جبرگرایى سوق مى دهد ـ پرهیز مى گردد.
لازمه چنین نگرشى حذف عناصر خرافى و ضد توسعه از فرهنگ جامعه است، به طورى که در چنین وضعى، دیگر کسى طرفدار بى چون و چراى حفظ سنّت ها نباشد، بلکه در راستاى اعتقاد به توسعه و ضرورت رسیدن به آن، هر کس درصدد کسب دانش و تخصص لازم و ایفاى نقشى مؤثر براى دست یابى به این هدف باشد. در این زمینه، روحیه استقبال از تغییر و گرایش به سمت پویش و نوآورى در جوامع پیشرفته یک ارزش محسوب مى شود و این وظیفه را بر عهده نظام آموزشى قرار مى دهد تا افراد را از دوران کودکى براى زندگى در محیطى پر تحول و تغییرپذیر آماده سازد( ساولی،1380، ص 53).
بدیهى است جامعه اى که در آن روحیه علمى حاکم نبوده و گرایش به پویایى و نوآورى و آمادگى براى تغییر و تحول نباشد اولاً، نمى تواند وضع موجود خود ـ یعنى شرایط و امکانات داخلى ـ را براى توسعه و موانع و مشکلات آن به خوبى بشناسد و در نتیجه، در تولید قادر به اتخّاذ بهترین و کاراترین روش نیست; زیرا افراد آن جامعه روابط بین پدیده ها و میزان تأثیر هر کدام را بر دیگرى کشف نکرده اند( موسایی ،1373، ص128). ثانیاً، همواره دست نیاز به سوى کشورهاى توسعه یافته دراز مى کند و به جاى تقویت و تحکیم اقتصاد خود، همواره موجب رونق اقتصاد و تجارب کشورهاى پیشرفته مى گردد. به طور کلى، مسیر و نرخ توسعه سیاسى و اقتصادى در یک کشور تا حد زیادى مبتنى بر محتواى اذهان نخبگان آن است و فکر آن ها باید به گونه اى باشد که تغییر و تحول را ارزشمند بشمارد و براى نوآورى افراد ارزش قایل باشد( متوسلی،1372، ص 244 و 245).
توجّه جدّى به دنیا و مسائل مادّى
افراد یک جامعه براى رسیدن به توسعه، باید همراه با حفظ اعتقادات و ارزش هاى معنوى خود، به مسائل مادى و این جهانى نیز توجّه داشته باشند. بدین منظور، براى رسیدن به استقلال سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و کسب عزّت و سربلندى در میان سایر ملل، باید در تمامى زمینه ها برنامه ریزى نمایند و با آینده نگرى و همّتى بلند و تلاشى خستگى ناپذیر در این راه قدم بگذارند. دنیاى غرب به دلیل عملکرد غلط و غیر معقول ارباب کلیسا در قرون وسطا، بخش اول را به کلّى کنار گذارد; زیرا ارزش هاى معنوى و اخلاقى که پدران روحانى کلیسا از آیین تحریف شده مسیحیت ترویج مى کردند عملاً به صورت مانعى مهم براى پیشرفت هاى علمى و توسعه یافتگى درآمد و چنین محتوایى همراه با رفتار خشونت آمیز و غیر منطقى آن ها با دانشمندان و محقّقان موجب تنفّر و بیزارى عموم مردم از ارزش ها و اعتقادات مذهبى گردید. لذا، این گونه مطالب را به کلّى کنار گذاشتند و صرفاً در زمینه دوم قدم نهادند. این سنّت الهى است که اگر کسى فقط براى دنیا هم تلاش و کوشش نماید، خداوند او را به مقصود خود مى رساند،7 هر چند انگیزه الهى نداشته باشد و از پاداش و مقامات اخروى محروم بماند. در این زمینه، غربیان از برخورد غیر مسؤولانه همراه با کوتاه بینى و تنگ نظرى و مسامحه کارى نسبت به مسائل مادى و دنیایى پرهیز نمودند. البته پویندگان تلاشگر مى توانند با توجّه معقول به دنیا و مسائل مربوط به آن و افزایش سطح آگاهى نسبت به اهداف بلند مدت و راه رسیدنِ به آن، به هدف توسعه یافتگى مطلوب برسند و از پیامدهاى نامطلوب آن ـ که اکنون کشورهاى پیشرفته صنعتى را مبتلا ساخته است ـ در امان بمانند( خلیلیان،1380)
تعهّد نسبت به کار
در فرهنگ هر جامعه، کار و فعالیت و روحیه تلاشگرى از شرط هاى لازم براى توسعه است و جزو ارزش هاى پذیرفته شده جوامع توسعه یافته و پیشرفته صنعتى مى باشد، به طورى که کم تر نمونه اى یافت مى شود که تا این اندازه مورد احترام باشد. در جوامع مزبور، حتى برخى اعمال و رفتار که در سایر جوامع سنّتى، پیش پا افتاده و غیر مهم است، بسیار جدّى تلقى مى شود. به عنوان نمونه، سیگار کشیدن در هنگام کار، صحبت هاى دوستانه و بى مورد، اتلاف وقت و جولان دادن در محل هایى غیر از محیط کار به شدّت مورد سرزنش بوده و قابل پذیرش نیست( ساولى، 1380، ص 55).
نظم پذیرى جمعى و احترام به قانون
به طور کلى، رعایت نظم، احترام به ضوابط پذیرفته شده و رعایت آن ها شرط تداوم پیشرفت هاى علمى و فنّى در جوامع توسعه یافته کنونى است. در فرهنگ آن ها، براى هر چیز ضابطه اى وجود دارد که رعایت آن در هر شرایطى الزامى است. در نتیجه، به سلسله مراتب احترام گذاشته مى شود و مسؤولیت هر کس مشخص است.
حاکم بودن این روحیه و فرهنگ در یک جامعه ناشى از احترام عموم به قوانین و مقررات است; زیرا افراد آگاهى کامل دارند که رعایت قوانین به نفع همگان مى باشد. لذا، نیروى دولت صرف جلوگیرى از تخلّفات و تعقیب متخلفان و نیروى مردم صرف فرار از مقررات نمى گردد و با برقرارى جوّ اعتماد متقابل بین مردم و دولت ـ به عنوان کارگزار توسعه ـ زمینه مشارکت عمومى در برنامه ریزى ها و اجراى آن ها مهیّا مى گردد. این مسأله به نوبه خود از عناصر فرهنگى لازم براى توسعه است .
فرهنگ مشارکت عمومى در برنامه ریزى ها، سیاست گذارى ها و اجرا
فرهنگ مشارکت عموم در روند توسعه، هم در میان بیش تر مردم کشورهاى پیشرفته صنعتى جایگاه مناسب خود را پیدا کرده و هم در نظام قانون گذارى و اجرایى این کشورها پذیرفته شده است. ضرورت وجود چنین فرهنگى در میان یک جامعه در حال توسعه از این جهت است که افراد یک ملت براى حرکت در مسیر توسعه مورد نظر و مطلوب خود، باید نسبت به مسائل سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى کشورشان آگاهى کامل داشته باشند، مقصد نهایى حرکت خود را بشناسند و براى رسیدن به آن تلاش نمایند و تا مشارکت عمومى و یک رنگى و اعتماد متقابل بین آنان و دولتمردان وجود نداشته باشد، پیمودن این مسیر موفقیت آمیز نخواهد بود.
به عبارت دیگر، توسعه سیاسى به معناى حضور مردم در صحنه هاى گوناگون سیاسى، بهترین وسیله براى به وجود آوردن یک نظام اجتماعى منسجم و هماهنگ در کشور است که در سایه آن، برنامه ریزى و مدیریت اجرایى کشور تقویت مى گردد.
در حال حاضر، یکى از مشکلات کشورهاى جهان سوم، که به صورت مانعى بزرگ بر سر راه توسعه آن ها قرار دارد، نداشتن تشکیلات ادارى کارا، منسجم، منظم و سالم است که این موضوع تا حدّ زیادى به دلیل عدم استفاده صحیح از نظریات مردم و دخالت ندادن آنان در برنامه ریزى ها و سیاست گذارى هاست، در حالى که با افزایش سطح آگاهى عموم نسبت به شرایط کشور، امکانات موجود و ابزار لازم براى پیمودن مسیر توسعه و مشارکت آن ها، مردم مشکلات و سختى ها را به خوبى تحمل مى کنند، مسؤولان کشور را از خود مى دانند و آنان را در حدّ حلّ معضلات اقتصادى و اجتماعى یارى مى دهند و حاضر مى شوند براى سرمایه گذارى هاى زیربنایى لازم، مصرفِ کنونى خود را فدا سازند و یا به حداقل ممکن کاهش دهند. وجود چنین روحیه اى در جامعه مهم ترین شرط تحقق توسعه در یک کشور است.
کار گروهى و روحیه انتقاد پذیرى
یکى از ویژگى هاى اصلى و لازم براى اشتغال و تولید در جوامع توسعه یافته، کار گروهى همراه با روحیه همراهى و هماهنگى جمعى است. با این روش، تولید از کمیت بیش تر برخوردار مى گردد، نقاط ضعف ناشى از تک روى بر طرف مى شود و تولید محصولات با کیفیّت بهتر و هزینه کم تر میسّر مى گردد.
براى این منظور، وجود روحیه انتقادپذیرى در مردم براى رفع نواقص و جبران کمبودها اثر بسزایى دارد و زمینه مناسبى براى نوآورى و خلّاقیت در جامعه پدید مى آورد. به عکس، اگر در جامعه اى این روحیه حاکم باشد که همه چیز مطلق و غیر قابل تغییر است و هر کس نظر و روش خود را غیر قابل انتقاد بداند و آن را سپرى در مقابل هرگونه تغییر و تحول قرار دهد راه پیشرفت و نوآورى و رسیدن به گزینه هاى بهتر و کامل تر در عملکرد و رفتار بسته مى شود و طبیعى است که هرگاه انتقادپذیرى خصلتى پذیرفته شده تلقّى گردد و با آن به عنوان شرط اصلى ارتقاى کمّى و کیفى کار و تولید و افزایش بهرهورى برخورد شود بدون شک، چنین جامعه اى امکان رشد مى یابد تا شیوه هاى نوتر جاى شیوه هاى نو و کهنه را بگیرد و با ایجاد چنین فرهنگى، راه براى پذیرش تجربه هاى تازه، افکار نو و استقبال از نظرهاى بدیع دیگران هموار مى گردد.
برخى ارزش هاى اخلاقى زمینه ساز جهاد اقتصادی در فرهنگ اسلامى
جهاد اقتصادی مورد نظر و تأیید اسلام گرچه وجوه مشترکى با فرایند توسعه در جهان غرب دارد، ولى از جهت انگیزه و هدف نهایى، نمى توان آن دو را بر یکدیگر منطبق دانست; زیرا جهاد اقتصادی از نظر اسلام ارزشمند است که در آن همه امکانات جامعه در جهت احیاى ارزش هاى پذیرفته شده به کار گرفته شود; به طورى که افراد جامعه بتوانند با اراده و اختیار خود و بهره گیرى از نیروهاى درونى و امکانات موجود، در جهت تکامل و اعتلاى مادى و معنوى جامعه حرکت نمایند. بنابراین، توسعه با الگوى غربى را بدون تأمّل در نقاط ضعف و قوّت آن و شرایط و امکانات جامعه نمى توان به طور کامل پذیرفت. با عنایت به جنبه هاى انسانى توسعه، لازم است پیشرفت در زمینه مسائل اخلاقى و معنوى جامعه، که مؤثرترین عامل ایجاد آرامش روح و روان بشر است، مدّ نظر قرار گیرد و این مهم تنها در سایه پاى بندى به دین همراه با شناخت صحیح آن امکان پذیر مى باشد. برخورد متعصّبانه و خشونت آمیز ارباب کلیسا در قرون وسطى با دانشمندان و علوم جدید و همچنین برداشت هاى غلط و انحرافى از برخى مطالب دینى و آمیختن آن ها با برخى خرافات موجب گردید که عده اى دین را به عنوان مانع و مخالف توسعه قلمداد نمایند. ولى حقیقت این است که اگر فرامین و معارف دینى، که بیانگر برنامه صحیح زندگى فردى و اجتماعى و تأمین کننده سعادت و خوشبختى دنیا و آخرت انسان است، به طور جامع و صحیح شناخته و به کار بسته شود، به این نتیجه مى رسیم که مکتب الهى و انسان ساز اسلام نه تنها مانع توسعه نیست، بلکه قانونِ توسعه و زمینه ساز آن مى باشد. البته اگر کسى مطالب غیر علمى را علم یا مسائل انحرافى و خرافى را جزو دین بداند ممکن است در این صورت تصور نماید که بین دین و توسعه و یا بین علم و دین مغایرت و تعارض وجود دارد. لذا، مناسب است به اجمال، برخى از ارزش هاى اخلاقى و اعتقادى سازگار با جهاد اقتصادی و زمینه ساز آن، که در فرهنگ اسلامى بر آن تأکید شده، با الهام از آیات قرآن و سخنان پیشوایان معصوم: بیان گردد:
اهتمام نسبت به کسب علم، نگرش علمى و تفکّر و تعقّل
جهاد اقتصادی بدون علم تحقق نمی یابد اگر جهاد اقتصادی را سامان دهی تعالی بخش ودست یابی به پیشرفت در حوزه های مختلف اقتصادی صنعتی فناوری سیاسی فرهنگی و اجتماعی بدانیم این امر بدون داشتن سطح علمی مورد نیاز و دانش مربوطه میسر نیست. اگر چه برای جهاد اقتصادی محتاج علم و دانشیم اما جهاد اقتصادی ای باید طراحی شود که نتیجه پیاده شدن آن رسیدن به مرز اقتدار علمی است. اقتدار علمی یعنی به دست آوردن قله های علم ودانش وسطحی از قدرت علمی است که به وسیله آن بتوانیم مسیر های بعدی توسعه را به راحتی طی نماییم. بنابراین باید جهاد اقتصادی به نوعی اقتدار علمی شود و اقتدار علمی بر ابعاد جهاد اقتصادی بیفزاید و این تأثیر و تاثر متقابل در یک روند تکاملی ادامه داشته باشد.
مراجعه‌ به‌ منابع‌ اصیل‌ اسلامی‌ کاملاً‌ آشکار می‌نماید که‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ نه‌ تنها با پیشبرد فکر و تکنولوژی‌ در تعارض‌ نیست، بلکه‌ همانند آن‌ چه‌ در مغرب‌ زمین‌ رخ‌ داد، می‌تواند بزرگ‌ترین‌ و بالاترین‌ نقش‌ را در این‌ زمینه‌ ایفا کند. اسلام برکسب دانش تاکید فراوان دارد و آن را فریضه و تکلیف الهی برای همگان و از هر نقطه ممکن قرار داده است و صرف نظر از نتایج مادی و اقتصادی، با ملاحظه آیات و روایات می بینیم که رشد و تعالی علمی از نظر اسلام مطلوبیت ذاتی داشته، امری مقدس و ارزشمند است.
در سخنان پیشوایان معصوم، علم چراغ روشنگر عقل ، سودمندترین گنج ، گمشده فرد با ایمان ، بهترین وسیله هدایت ، سرچشمه ی تمام خوبی ها ، مایه حیات اسلام ، بهترین میراث پدران برای فرزندان ، و وسیله اطاعت و بندگی خداوند متعال و معرفت او معرفی شده است و کسب دانش تاآنجا مورد تاکید و تشویق اولیای الهی است که چهارمین امام معصوم حضرت سجاد(ع) در این باره می فرمایند:
اگر می دانستید با تحصیل دانش به چه سعادت هایی نایل می شوید، به دنبال آن می رفتید؛ هرچند به این که خون شما در این راه ریخته شود یا مستلزم این باشد که به دریاها وارد شده، مسیر اقیانوس ها را بپیماید؛
بنابراین، افراد جامعه اسلامی باید در فراگیری و به کارگیری آخرین دستاوردهای علمی روز پیشتاز بوده، از این جهت نیازمند و وابسته به بیگانگان نباشند؛ زیرا رشد علمی جامعه باعث پرورش نیروهای انسانی کارآمد و با کفایت می شود و با شکوفایی استعدادها و بروز ابتکار، زمینه استفاده بهینه از منابع فیزیکی فراهم می آید و در نتیجه پیمودن فرآیند جهاد اقتصادی جامعه تسریع خواهد شد.شایان ذکر است که گسترش دانش در سطح جامعه و تربیت نیروهای دانشمندو متخصص، در صورتی پیشرفت اقتصادی مطلوب و مورد نظر اسلام را در پی داردکه دانش و تخصص همراه با تعهد و مسوولیت پذیری و فضائل اخلاقی و انسانی باشد؛ زیرا دانش بشری اگر با تعهد و اخلاق همراه نباشد، از مسیر انسانی خود خارج شده، به صورت ابزاری برای سلطه جویی و قدرت طلبی و تصاحب بیشتر منابع ثروت در می آید(خلیلیان، 1384: ص249-250)
بر اساس متون دینی یکی از اهداف دولت اسلامی گسترش فرهنگ دینی، علم و دانایی(حکیمی، 1409: ج 2، ص 30، ص39 ـ 41، ص460؛ مجلسی ,1372: ج 52، ص 328، ص 336) است. دولت برای تحقق این هدف باید اقدامات متعددی از جمله برپایی نظام آموزش عمومی جهت ارتقای فرهنگ دینی و تصحیح روابط اجتماعی(حکیمی , 1409: ج 2 ، ص 498 و 499)؛ و زمینه‌سازی برای رفع فقر( مجلسی, 1372: ج 52، ص 390) انجام دهد.
بنابراین، براى تأمین نیازهاى خویش و کسب عزّت و سربلندى جامعه اسلامى و حفظ استقلال خود، باید براى فراگیرى تمام دانش هاى مفید بشرى بکوشیم و در همه رشته هاى علمى متخصص داشته باشیم. هر علمى که به حال اسلام و مسلمانان مفید و براى آن ها نافع باشد (فیزیک، شیمى، معدن شناسى، ریاضیات، طب و یا هر علم دیگر) در صورتى که هدف از یادگیرى آن ها خدمت به اسلام و مسلمانان باشد مشمول تأکیدها و تشویق هایى مى باشد که درباره کسب علم و دانش شده و طلب آن بنا به فرموده پیامبر گرامى اسلام(ص)، بر هر مسلمانى واجب است( مطهری،1385)
شهید مطهّرى در این باره مى گویند:« تنها راه نجات از فقر و عقب ماندگى و دست یابى به عدالت و آزادى براى یک جامعه معتقد و با ایمان، بالابردن سطح فکرى و علمى جامعه است; به طورى که همگان یادگیرى علوم مورد نیاز جامعه را به عنوان یک فریضه دینى و جهاد مقدس تلقى نمایند و مهم این است که عموم مردم متوجه این تکلیف شرعى گردیده و آن را در ردیف سایر فرایض بشمارند»( مطهری،1385).
تأکید بر کار و کوشش
در بین عوامل تولید، کار از جایگاه ممتازى برخوردار است; زیرا با انجام کار و استفاده از نیروى انسانى، سایر عوامل و منابع مورد بهره بردارى قرار مى گیرد. حتى فن آورى پیشرفته هم، که امروزه تا حدّ زیادى جانشین تلاش فیزیکى انسان شده، محصول کار و ابتکار انسان است.
اسلام به کار و اشتغال اهمیت زیادى داده، از بیکارى و تنبلى و کسالت به شدّت نکوهش کرده و در ضمن تعالیم خود، افراد را به کوشش و جدیّت تشویق نموده و آن را یک فریضه الهى براى مسلمانان قرار داده است.
پیامبر اسلام(ص) هر گاه مردى را مى دیدند که توجهشان را جلب مى کرد، مى پرسیدند: آیا شغلى دارد؟ اگر مى گفتند: نه، بیکار است، مى فرمود:« از چشمم افتاد»( در نظرم بى ارزش گردید.) گفته مى شد: چگونه چنین است؟ مى فرمود: « اگر مؤمن شغلى نداشته باشد، با از دست دادن دین خود زندگى مى کند»( کلینی، 1388 هـ. ق، ج 5، ص 88). هشتمین پیشواى معصوم، حضرت رضا(ع)، مى فرماید: آن کس که با کسب و کار، فضل الهى را براى تأمین و اداره خانواده اش طلب نماید، پاداش او برتر از مجاهد در راه خداست( ابن اثیر،1409 ق، ج 2، ص 296). اسلام تا آن جا بر کار و تلاش یک مسلمان تأکید دارد که پیامبر اسلام(ص) پس از بازگشت از جنگ تبوک و مشاهده دست هاى زبر و پینه بسته سعد انصارى، که براى استقبال از ایشان آمده بود، بر دست او بوسه زدند و فرمودند:« این دستى است که آتش به آن نمى رسد »
بنابراین، کار براى امرار معاش و تلاش در راه تولید براى تأمین نیاز خود و دیگر افراد جامعه از دیدگاه اسلام، یک وظیفه است که موجب محبوبیّت شخص در پیشگاه الهى مى گردد و یکى از عوامل مهم تأمین کننده سعادت دنیا و آخرت هر مسلمان محسوب مى گردد. کار و تلاش سیره عملى رسول گرامى اسلام و امامان معصوم ما: بوده و همه انبیا و صالحان: چنین راه و رسمى داشته اند.
از نظر اسلام، کسى که کار را رها مى کند و از خدا مى خواهد که روزیش را برساند مورد نکوهش است و با وجود این که قرآن هدف از خلقت را عبادت و بندگى حق تعالى و معرفت نسبت به او قرار داده، نباید عبادت جاى کار را بگیرد، بلکه هر کدام را باید در زمان خود انجام داد. پیامبر اکرم و ائمّه هدى: در برخورد با افرادى که از روى جهل یا کج فهمى کار را به جاى عبادت یا عبادت را به جاى کار قرار مى دادند با تذکّر و گاهى با عتاب و سرزنش سعى در تصحیح بینش و رفتارشان داشته اند تا آن جا که امام صادق(ع) از دعا براى شخصى که دنبال کار نرفته بود و از ایشان مى خواست دعا بفرماید که خداوند روزى او را برساند، خوددارى نمودند و از او خواستند که به دنبال کسب و کار و طلب روزى برود( دفتر همکارى حوزه و دانشگاه،1371، ص 136 ـ 137).
نتیجه این که اسلام تلاش و کوشش مشروع را براى تأمین نیازهاى مادى عبادت مى داند و به همین دلیل، تلاش در دنیا ماهیّت اخروى به خود گرفته و در راستاى تأمین آخرت به حساب آمده و این از امتیازات دین اسلام است.
اهتمام به نظم و انضباط
یکى از شرایط اساسى انجام درست هر کارى تا رسیدن به هدف، رعایت نظم و نضبا و جدّى بودن در تمام مراحل آن مى باشد. مراد از انضباط و جدیّت، سازمان پذیرى، آراستگى، نظم و ترتیب، سعى و کوشش و پرهیز از هرگونه سستى و بى سامانى در کار است تا در نتیجه، یک سازمان و جامعه منضبط از هماهنگى کامل برخوردار گردد.
در روایات بسیارى از پیشوایان معصوم:، برداشتن برنامه اى منظّم با تقسیم اوقات تأکید شده است. به عنوان نمونه، از امام کاظم(ع) در این باره نقل شده است که فرمود:« تلاش کنید که اوقاتتان چهار بخش باشد: یک بخش براى راز و نیاز با خدا، یک بخش براى زندگانى و معاش، بخشى براى معاشرت با برادران و مردمان مورد اعتماد که عیوبتان را به شما مى فهمانند و از صمیم دل به شما اخلاص دارند و بخشى هم براى درک لذت هاى حلال که به وسیله این بخش، بر انجام وظایف در آن سه بخش موفق مى شوید(جلیلیان،1380).
اقدامات پیامبر اکرم(ص) پس از تشکیل حکومت اسلامى در مدینه، نشانگر اهتمام زیاد آن حضرت به برقرارى نظم در همه کارها بود. به عنوان نمونه، پس از تشکیل حکومت، دستور سرشمارى مسلمانان و ثبت اطلاعات لازم را براى برنامه ریزى ها صادر فرمودند( حرّ عاملى، 1401ق، ج 5، ص 472). یا گاهى آن حضرت شخصاً صفوف نماز جماعت را منظّم مى کردند و مى فرمودند: در یک خط و به طور منظّم و مرتّب( دوش به دوش یکدیگر) بایستید تا شیطان بر شما غلبه نکند .
اهمیت رعایت نظم و انضباط در کلام و سیره عملى پیشوایان معصوم تا بدان جاست که در وصایاى امیر مؤمنان، حضرت على(ع)، پس از سفارش به تقواى الهى به امام حسن و امام حسین8 و همه شیعیان، رعایت نظم در کارها مورد تأکید قرار گرفته است; مى فرمایند:« شما دو تن( امام حسن و امام حسین8) و تمام فرزندان و خاندانم و کسانى را که وصیت من به آنان مى رسد به تقوا (ترس از خداوند) و نظم در امور سفارش مى نمایم»( تهرانی،1373، ج 3، ص 364 ـ 345). براى تبیین اهمیت وجود نظم و انضباط در فرایند توسعه اقتصادى کشور، مناسب است به اجمال، آثار مهم اقتصادى وجود نظم در یک جامعه بیان گردد:
آثار مهم اقتصادى نظم در جامعه
الف) امکان وفاى به تعهدات و قراردادها: با برنامه ریزى صحیح و برقرارى نظم و ترتیب، هر کارى به موقع انجام مى شود و به هدف مورد نظر مى رسد; زیرا تمام اجزا و عناصر لازم در جاى خود قرار مى گیرد و هر کدام اثر مطلوب خود را در بر خواهد داشت و بر عکس، در صورت وجود هرج و مرج، کارها به تأخیر مى افتد و وفاى به تعهدات امکان پذیر نمى گردد; زیرا یکى از نشانه هاى مهم وجود انضباط و جدیّت در کارها آن است که زمان مناسب براى انجام هر کارى را به درستى بشناسیم تا با انجام آن کار و عدم تأخیر، فرصت را از دست ندهیم. از سوى دیگر، شتاب زدگى در کارها پیش از رسیدن وقت مناسب از نشانه هاى هرج و مرج و مدیریت ضعیف و ناتوان است . حضرت على(ع) در نامه معروف خود به مالک اشتر در این زمینه مى فرماید: «از شتاب زدگى در کارهایى که وقت انجام دادنشان نرسیده به پرهیز و از اهمالگرى در کارهایى که وقت انجام آن ها فرا رسیده خود دارى کن...»(کلینى، 1388ق، ج 2، ص 128).
ب) استحکام و استوارى کارها: از آثار وجود نظم و ترتیب در هر کارى، اعمّ از تولید یا خدمت، این است که با استوارى و به درستى انجام مى گیرد; زیرا با رعایت نظم، فرصت کافى براى انجام هر کارى وجود دارد و فرد با دقت و حوصله، همراه با اعصابى آرام، وظیفه خود را به بهترین وجه ممکن انجام مى دهد. ولى اگر نظم و ترتیب بر افعالِ ما حکمفرما نباشد غالباً با کمبود وقت مواجه گشته، مجبور مى شویم در انجام کار عجله کنیم و در نتیجه، از میزان دقت و استحکام عمل کاسته مى شود و روشن است که اعمال نسنجیده و ناپخته، که غالباً ناشى از بى انضباطى و فقدان محاسبه در کار مى باشد، نتیجه اى جز شکست و نرسیدن به اهداف مورد نظر به دنبال ندارد. بنابراین، باید از وارد شدن در کارهایى که مقدمات آن فراهم نشده یا توان انجام آن ها را کسب نکرده ایم پرهیز نماییم.
ج) برقرارى روحیه همکارى و دل گرمى بین مسؤولان اجرایى و صاحبان سرمایه: انجام به موقع کارها همراه با استحکام و استوارى لازم، موجب به وجود آمدن جوّ همکارى و صمیمیت بین همکاران یا شرکا مى گردد و مسؤولان اجراى طرح نیز با ملاحظه پیشرفت کار، دلگرم مى گردند، زمینه هاى مساعد را فراهم مى نمایند و تا حدّ توان با کمال اخلاص و یک رنگى، در حلّ مشکلات تلاش مى کنند.
بنابراین، معارف و فرهنگ اسلام از لحاظ داشتن این عنصر مهم، که نقشى اساسى در بسترسازى مناسب براى توسعه دارد، کاملاً غنى است و ما باید در تمام زمینه هاى فردى و اجتماعى، از آن استفاده نماییم و در هر حال، مسلمانى منضبط، جدّى و کوشا باشیم و تا رسیدن به مقصد، بر کارهایمان مداومت و استقامت داشته باشیم و با پیش آمدن مشکلات، آن ها را رها نسازیم. همچنین واقع نگر و آینده نگر بوده، از خیال پردازى بى جا ـ که انسان را در عمل سست مى نماید ـ بر حذر باشیم.
ترغیب به صرفه جویى و اصلاح الگوی مصرف
از این رو اصلاح الگوی مصرف به عنوان راهکاری برای جلوگیری از فساد در عرصه اقتصادی مورد تأکید قرار می گیرد. بر این اساس در حوزه مدیریت اقتصادی افزون بر لزوم برنامه ریزی درست مدیران(یوسف آیات 74 و 55)، بر نظارت مستمر مسئولان بر تولید و توزیع و مصرف(کهف آیات 39 تا 79 و سبا آیات 21 و 31) تأکید دارد.
قرآن در آیه 5 سوره نساء، رشد و خردمندی اشخاص را از جمله شرایط واگذاری مسئولیت مالی به شخص می داند و بر امانت داری به عنوان شرطی دیگر به ویژه در بخش تصدی گری دولتی در آیه 55 سوره یوسف پا می فشارد. این همه برای آن است که بخش های مهم حوزه اقتصادی به درستی مدیریت شود.از جمله بخش های مهم در حوزه اقتصادی که لازم است همواره اصلاح شود، بخش مصرف است؛ زیرا به علل و عوامل درونی و بیرونی چون غرور و تفاخر و خودخواهی، انسان ها در بخش مصرف، گرایش شدیدی به اسراف و اتراف پیدا می کنند و از حد اعتدال و میانه روی در مصرف خارج می شوند.
هنگامی که از اصلاح در چیزی سخن به میان می آید به این معناست که فساد و تباهی در آن حوزه راه یافته است که می بایست به شیوه های مختلف، آن را اصلاح و بازسازی کرد؛ زیرا اصلاح در برابر افساد به معنای برطرف کردن فساد و تباهی و انجام دادن کار شایسته است.
کاربرد اصلاح در حوزه اقتصادی به این معناست که میان تولید و مصرف رابطه منطقی و درستی ایجاد شود و نوعی آشتی و وفاق میان آن دو بخش پدیدار شود به گونه ای که با کاستی روبه رو نشویم. به سخن دیگر، ایجاد ارتباط درست و منطقی میان درآمد و هزینه و تولید و مصرف کردن، همان چیزی است که از آن به اصلاح در مصرف یاد می شود. البته این به معنای صرفه جویی نیست هرچند که صرفه جویی یکی از راه های ایجاد تعادل میان دو بخش می باشد ولی تنها راه نیست ( رزاقی،1374) .
بسیاری از آیات قرآنی چون آیاتی که به چگونگی بهره گیری از زمین و منابع تولید و گردش سرمایه(حشر آیه 7) و اسراف و تبذیر و انفاق می پردازد، در حقیقت به ارایه الگوی مصرف اشاره می کند. آیاتی چون آیه 06 و 168 و 172 سوره بقره تبیین می کند که چگونه می بایست از همه نعمت های الهی در زمین برخوردار شد؛ چنان که آیه 141 سوره انعام و نیز 13 سوره اعراف تبیین می کند که از چه الگوی مصرفی می بایست پیروی کرد. در این آیات به خوبی بیان شده که هرگونه مصرفی می بایست به دور از اسراف باشد. اسراف به معنای تجاوز از حد در هر کاری است که انسان انجام می دهد. اسراف در حوزه اقتصادی، زیاده روی ای است که موجبات تباهی نعمت می شود و از مصرف بهینه و درست آن باز می دارد.
خداوند رفاه و آسایش چون رفاه اشراف را عاملی برای پیدایش اسراف برمی شمارد( یونس آیه 21) این گونه است که برخی از مردم با زیاده روی در آشامیدنی ها و خوردنی ها و زینت های زمین اجازه بهره مندی درست از آن را از دیگران سلب می کنند ( اعراف آیه 13) از این رو خداوند چنین افرادی را دوست نمی دارد و اسراف را گناه معرفی می کند. از نظر قرآن مصرف کنندگانی چون مسرفان مایه فساد و تباهی در زمین هستند( شعراء آیات 151 و 152) چنان که ایشان عامل محرومیت انسان از محبوبیت خداوند نیز می باشند.( انعام آیه 141)
زهد و قناعت; عامل تسریع توسعه
صرفه جویی به معنایى که تبیین گردید، نه تنها مانع توسعه نیست، بلکه مى تواند عاملى در جهت تسریع آن باشد; زیرا جامعه اى که مصارف اضافى خود را حذف و از تشریفات و تجمّلاتى که بر اساس نیازهاى کاذب و روحیه اشرافى گیرى و رفاه زدگى شکل گرفته بر حذر باشد، قادر خواهد بود پس انداز بیش ترى در جهت سرمایه گذارى هاى لازم براى توسعه داشته باشد و این نکته اى است که ماکس وبر نیز بر آن تأکید نموده است. او اساساً پیدایش سرمایه دارى را بر اثر زهد پروتستانیسم مى داند; زیرا پروتستان ها، که بازگشت به اخلاقیات و ارزش هاى مسیحیت را هدف خود قرار داده بودند، بر زهد و کم مصرف کردن تأکید داشتند.
نکته دیگر این که با گسترش روحیه قناعت و صرفه جویى در جامعه، واردات و صادرات جامعه و تراز پرداخت هاى آن بهبود یافته و با کم شدن نیازهاى وارداتى، حرکت در جهت استقلال کامل اقتصادى تسهیل مى گردد. علاوه بر نتایج مذکور، با توجه به روحیه ایثار و همدردى با محرومان جامعه( به عنوان یکى از آثار زهد و قناعت)، توسعه اقتصادى با توزیع عادلانه تر درآمد و ثروت همراه مى گردد و عدالت اجتماعى در جامعه گسترش مى یابد.
تأکید بر عزّت و سربلندى جامعه اسلامى
براى دست یابى به این هدف، جامعه باید از جنبه هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و نظامى به شکوفایى و اقتدار لازم برسد تا نیازى به بیگانگان نداشته باشد و نه تنها از وابستگى و سلطه پذیرى در امان بماند، بلکه با کسب برترى در تمام زمینه ها، خود را به رشد و توسعه مورد نظر برساند و براى دیگران الگو و نمونه اى شایسته و مناسب باشد.
جامعه اى که براى اداره خود دست نیاز به سوى بیگانگان دراز نماید و به منابع و امکانات خود متکّى نبوده و قادر نباشد استعداد افراد را در جهت نیل به خودکفایى و پیشرفت هاى علمى شکوفا سازد، هیچ گاه به توسعه اقتصادى، سیاسى و فرهنگى نخواهد رسید; زیرا افراد با از دست دادن اعتماد به نفس، هویّت و شخصیت فرهنگى و اجتماعى خود را فراموش مى کنند و با حاکم شدن روحیه خود باختگى و یأس بر آنان، نه تنها به استقلالى همه جانبه نخواهند رسید، بلکه روند وابستگى آنان به بیگانه هر روز تشدید مى گردد.
بنابراین، حرکت در جهت نیل به خود کفایى همراه با اقتدار اقتصادى و کسب استقلال، تلاشى براى کسب عزّت و کرامت جامعه محسوب مى گردد و از عناصر لازم براى تقویت ارتباط با حق تعالى و جلب رضایت اوست. بدین منظور، باید آن چنان فعالیت و تلاش کرد که جامعه اسلامى در برابر سایر جوامع، عزیز و سربلند باشد; چرا که خداوند متعال هیچ گاه براى کفّار نسبت به مؤمنان تسلط و تفوّقى قرار نداده است و از مسلمانان مى خواهد که تمام نیروهاى نظامى، اقتصادى و فرهنگى خود را در مقابله با توطئه ها و تجاوزات دشمنان اسلام بسیج نماید( حرّ عاملى، 1401ق، ج 17، ص 376) جامعه اسلامى باید برتر و بالاتر از همه جوامع باشد و چیزى بر آن برترى و تفوّق نداشته باشد( مصطفى، دلشاد تهرانى، 1373، ج 1، ص 339 ـ 343)
مسلّماً دست یابى به استقلال و عزّت در دنیاى کلمات کارساز نیست و استقلال واقعى با شعار به دست نمى آید و تا زمانى که مسلمانان مصرف کننده کالاهاى ساخته شده غرب باشند و در دانش و فن آورى دست نیازشان به سوى آن ها دراز باشد و حتى براى دفاع از خود به سلاح هاى دشمنان اسلام متّکى باشند، براى همیشه در حاشیه مى مانند و دیگران با برنامه ریزى هاى خود، به اکراه و اجبار براى آنان تصمیم مى گیرند. بنابراین، باید با برنامه ریزى هاى حساب شده، از نظر اقتصادى به خودکفایى برسند; به این معنا که توان تأمین نیازهاى خود را، دست کم در سطح محصولات حیاتى با تأمین سطح مطلوبى از رفاه براى افراد جامعه داشته باشند، به صورتى که در هر زمینه که با بیگانگان روابط سیاسى و اقتصادى برقرار کردند، از موضع قدرت برخورد کنند و نه تنها تحت سلطه آنان قرار نگیرند، بلکه بر آن ها برترى و تفوّق داشته باشند.
شاخص هاى مهم عزّت جامعه اسلامى را مى توان در موارد ذیل خلاصه کرد:
1ـ میزان ایمان و تقواى هر چه بیش تر افراد جامعه;
2ـ میزان اتحاد و همبستگى و روحیه همکارى بین افراد جامعه;
3ـ پیشرفت دانش و فن آورى روز از نظر کمّیت و کیفیت;
4ـ درصد دست یابى به استقلال در ابعاد گوناگون;
5 ـ خود کفایى همراه با اقتدار اقتصادى;(در مواردى که خود کفایى لازم نیست جامعه خوداتّکا باشد.)
6 ـ میزان آمادگى براى مقابله با تجاوزات نظامى و تهاجم فرهنگى.
جمع بندى و نتیجه گیرى
ناکامی یا دست کم عدم حصول کامل در رسیدن به اهداف توسعه اقتصادی، اجتماعی در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران و بی توجهی به پیامدهای فرهنگی ناشی از نادیده گرفتن نقش و جایگاه فرهنگ در امر توسعه، از جمله علل رویکرد به توسعه فرهنگی و بها دادن به آن در برنامه ریزی جاری توسعه است.
هر جامعه ای می یابد در امر توسعه روندی متناسب با شرایط و مقتضیات فرهنگی، خویش در پی گیرد شکی نیست. از این رو بدون داشتن چارچوب فرهنگی، نمی توان به نهادهای مناسب و کارا، که هم سنت و اصالت ریشه داشته باشند و هم پذیرنده نوسازی و تغییر باشند، دسترسی پیدا کرد.
از آن جا که در فرآیند توسعه اقتصادى، خواست، تصمیم و اهتمام افراد جامعه اساسى ترین نقش را ایفا مى کند و ابزار پیشرفته تولید و فن آورى جدیدتر در سایه فکر و ابتکار انسان به وجود مى آید و تأثیر سیاست هاى پولى و مالى براى حل مشکلات اقتصادى نیز محصول فکر و اندیشه بشر است، لذا، بیش از هر چیز به نقش نظرات، عقاید، روحیات و ارزش هاى مورد قبول جامعه ـ که در واقع، بستر اندیشه ها و زمینه ساز پیدایش ابتکارات و خلّاقیت هاست ـ پى مى بریم. به همین دلیل، ابعاد انسانى توسعه بیش از ابعاد فیزیکى و مادى آن اهمیت مى یابد و از سوى دیگر، تأثیر و کارایى ابزار و سیاست ها براى رسیدن به اهداف مبتنى بر نهادهایى است که متناسب و هماهنگ با آن ها به وجود مى آید و تکامل مى یابد تا به وسیله آن ها، خط مشى هاى بلندمدت توسعه معیّن گردد و رعایت حقوق، قوانین و مقررات نهادینه شود، به گونه اى که با تعویض افراد در صحنه هاى سیاسى و اجتماعى، مصالح کلى جامعه فدا نشود و اهداف، خط مشى ها و سیاست ها هر چند مدت یک بار دستخوش تغییر نگردد و بر اساس سلیقه هاى مختلف و منافع افراد تنظیم نشود.
از آن جا که ما معتقدیم اسلام به عنوان کامل ترین دین در بردارنده برنامه صحیح زندگى در زمینه هاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى بوده و تأمین کننده سعادت و خوشبختى دنیا و آخرت انسان است، لذا، با این ادّعا که معارف و فرهنگ غنى اسلام نیز حاوى ارزش هاى اخلاقى و عملى، زمینه ساز توسعه اى همه جانبه است، برخى از ارزش هاى اخلاقى زمینه ساز جهاد اقتصادی مطرح گردید و درباره آن ها بحث شد، با این ویژگى که اسلام جهادی اقتصادی را مطلوب مى داند که همراه با پیشرفت هاى مادى در سایه ابتکار، خلّاقیت، علم و فن آورى، انسان را از رشد کمالات انسانى و معنوى خود غافل نسازد، بلکه او را وادارد تا همه تلاش ها، برنامه ها و اهداف مادى خود را در جهت رسیدن به آن ها تنظیم نماید.
در این زمینه، بدیهى است جامعه اسلامى براى تأمین نیازهاى مادى خود، همراه با استقلالى همه جانبه و عزّت و سربلندى، باید به آخرین پیشرفت هاى علمى و ابزار و فن آورى روز مجهّز گردیده و پیش از آن، عناصر فرهنگى مناسب و ارزش هاى هم سو با پیمودن این مسیر را در میان افراد جامعه تقویت نماید و با ایجاد یا تکامل نهادهاى لازم، خط مشى بلندمدت توسعه اقتصادى خود را ترسیم نماید تا در این دنیاى پر تحوّل و عصر پر تلاطم و به هنگام بروز تحولات و حوادث، دچار سردرگمى و بحران نگردد.
راهکارهای فرهنگی جهاد اقتصادی:
* اصلاح فرهنگ و الگوی مصرف با تاکید بر این اصل که قناعت در دین اسلام نوعی عبادت محسوب می شود و اسراف از گناهان کبیره است.
* ترویج فرهنگ صداقت در ارائه آمار واقعی و بیان مشکلات در بین مسئولین.
* ترویج فرهنگ ایثار و و از خودگذشتگی و فضیلت های اخلاقی در عرصه های مختلف از جمله اقتصاد.
* تحریک حس مطالبه گری مردم جهت اجرای قوانین و دستورات اقتصادی اسلام در جامعه.
* ترویج فرهنگ مهارت اموزی و کسب و کار در بین مردم و پرهیز دادن مردم از مدرک گرایی و انگیزه های غلط در کسب و کار و مشاغل بی دردسر دولتی.
* ترویج فرهنگ پرداخت مالیات.
* ایجاد تحول در نگرش مردم به مصادیق عبادت و اینکه عبادت تنها نماز و روزه نیست و سرمایه گذاری و رفع مشکلات معیشتی مردم و ایجاد شغل برای سایرین به نیت الهی خود نوعی عبادت است.
* سالم سازی فرایندهای اقتصادی جامعه از طریق آموزش اصول بازار اسلامی و عقود اسلامی.
* فرهنگ سازی جهت عدم مصرف کالاهای قاچاق.
* ترغیب مردم به استفاده از کالای ایرانی.
منابع:
* قرآن
* نهج البلاغه
* ابن اثیر، اُسدالغابة فى معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، 1409 هـ. ق، ج 2، ص 296.
* ترنر، جاناتان اچ، مفاهیم و کاربردهاى جامعه‏شناسى، ترجمه محمّد فولادى و دیگران قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى.1378.
* جلیلیان، محمّد جمال، نقش ارزش ها در فرایند توسعه اقتصادى، مجله معرفت، شماره28، ویژه ‌نامه اقتصاد اسلامى،1384.
* دفتر آموزش و پژوهش استانداری قم، همایش ملی جهاد اقتصادی و هدفمندسازی یارانه ها، دانشگاه پیام نور استان قم، آبان ماه1390.
* دفتر همکارى حوزه و دانشگاه، مبانى اقتصاد اسلامى، تهران، سمت، 1371.
* دلشاد تهرانى، مصطفى ، سیره نبوى، تهران، سازمان چاپ و انشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1373، ج 3، ص 341 ـ 340.
* رزاقى، ابراهیم، الگوى مصرف و تهاجم فرهنگى، تهران، چاپخش،1374.
* زارعی،سیدمحمد باقر و محمد جواد آخوندیان، مفهوم شناسی واژه جهاد و بررسی مصادیق آن با تاکید بر جهاد اقتصادی، همایش ملی جهاد اقتصادی و هدفمندسازی یارانه ها، دانشگاه پیام نور استان قم، آبان ماه1390 .
* ساولى، یداللّه، ریشه هاى فرهنگى توسعه، مجله فرهنگ توسعه، ش. 12، 1380،ص 53.
* سریع القلم، محمود، توسعه جهان سوم و نظام بین الملل، تهران، سفیر، 1369، ص 97.
* صالح نیا، نرگس، جلال دهنوی، امین حق نژاد، نقش فرهنگ در توسعه اقتصادی، ماهنامه مهندسی فرهنگی، سال چهارم، شماره 43و44، مرداد و شهریور،1389
* عاملى، محمد بن الحسن حرّ، وسائل الشیعة، چاپ هشتم، تهران، مکتبة الاسلامیة، 1401 هـ. ق، ج 13، ص 247.
* عظیمى، حسین، مدارهاى توسعه نیافتگى در اقتصاد ایران، تهران، نشر نى، 1371.
* کلینى، محمد بن یعقوب، اصول کافى، تهران، المکتبة الاسلامیة، 1388 هـ. ق، ج 5، ص 88.
* متوسلى، محمود، نگرشى بر دیدگاهها، تئوریها و سیاستهاى توسعه اقتصادى، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه، 1372، ص 241.
* مجلسی، محمدباقر(1402ق)، ‌بحارالانوار، ‌ج 130، ‌بیروت، داراحیاء التراث العربی، ص 176.
* مطهرى، مرتضى، ده گفتار، انتشارات صدرا،1385، ص 152.
* موسایى، میثم، اسلام و عوامل فرهنگى مؤثر بر توسعه اقتصادى، پایان نامه کارشناسى ارشد، دانشگاه تربیت مدرّس، 1373، ص 128.
* وثوقى، منصور و على‏اکبر نیک‏خلق، مبانى جامعه‏شناسى تهران، خردمند،1377

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/TZY69UR

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir