زنجان
← همه اخبار
نقش سرمایه مذهبی در جهاد اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث

نقش سرمایه مذهبی در جهاد اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث

۲۱ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31028۲

آذر تاجور، مدرس دانشگاه و دبیر آموزش و پرورش - ملیحه تاجور، دبیر آموزش و پرورش - مجید نظیری، دبیر آموزش و پرورش

چکیده:
یکی از مهمترین جنبه های زندگی بشری معیشت و اقتصاد است. دانشمندان مسلمان، از دستورات و مکتب اقتصادی اسلام با عنوان اقتصاد اسلامی نام می برند. همانگونه که در اسلام به جوانب اجتماعی زندگی انسان ها توجه خاصی شده است، اقتصاد اسلامی نیز باید به نظام های اجتماعی توجه داشته باشد.
مذهب موجب رشد معنویت و اخلاق می‌شود. این دو عامل موجب بهبود اعتماد به نفس از طریق توجه کمتر به مادیات می‌شود. اعتماد به نفس بیشتر, موجب افزایش توانایی‌ها، ابتکارات، نوآوری‌ها و در نهایت کیفیت و کمیت تولید می‌شود. همچنین اعتماد به نفس, موجب بهبود رفتارهای اجتماعی و برخورد با سایر افراد جامعه می‌شود. وجود سرمایه دینی و مذهبی فردی موجب می‌شود روحیه نوع دوستی، حمایت و کمک به دیگران، همکاری و تعاون عمومی و نظیر اینها در افراد افزایش یابد. این امر موجب می‌شود افراد در جهت کمک به دیگران و حمایت مالی و اقتصادی از افراد کم درآمد تلاش کنند و در نتیجه موجب کاهش فقر و بهبود رفاه عمومی و عدالت و تکامل جهاد اقتصادی می¬شود. این کمک‌ها از طریق هبات، زکات، صدقات، مشارکت، همیاری، قرض‌الحسنه و مانند اینها انجام می‌شود.
جهاد اقتصادی عبارت است از کوشش و تلاش بسیار، همراه با بذل مال و توان و بهره گیری از روش ها و ابزارهای مناسب با صرف کمترین هزینه و بیشترین بازدهی در تولید، توزیع و مصرف، با هدف افزودن به توانایی های کشور و کاستن یا خنثی کردن توانایی ها و توطئه دشمن می باشد.
واژه های کلیدی: جهاد اقتصادی، اقتصاد، اسلام، سرمایه مذهبی
مقدمه
اسلام دین هدایت، و هدف آن رساندن انسان‌ها به قلّه کمال (عبودیت خداوند) است. در اسلام نه ‌تنها مبانی روش‌های وصف و تبیین وضعیت موجود بیان شده؛ بلکه وضعیت مطلوب و اصول و قواعد حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب نیز بیان شده است. هدف چنین دینی نمی¬تواند فقط وصف و تبیین وضع موجود باشد؛ بلکه وصف و تبیین وضع موجود مقدمه¬ای لازم برای حرکت به سمت وضع مطلوب است.
علم اقتصاد اسلامی نیز که یکی از علوم اسلامی است هدف آن فقط وصف و تبیین وضع موجود نیست؛ بلکه سه هدف و رسالت مهم برای آن تصور می‌شود: وصف و تبیین وضعیت موجود، وصف و تبیین وضعیت مطلوب، بیان اصول و قواعد حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب؛ اصطلاح« علم اقتصاد اسلامی» می‌تواند به‌طور کلّی به‌صورت زیر شاخه از علم اقتصاد که با سیستم اقتصادی اسلامی و تأثیر آن بر متغیّرها و تصمیم‌های اقتصادی سروکار دارد، تجویز شود. تا آن‌جا که به تئوری اقتصادی مربوط می‏شود، تئوری اقتصادی وسیله‏ای است که به ما اجازه‏می‏دهد تا واکنش اقتصادی مردان و زنان را در چارچوب سیستم اقتصادی اسلامی درک کنیم و سیاست‏های مناسب ‏برای تبدیل« هست» به« باید» یا برای چگونه ترسیم کردن « باید»، در حوزه زندگی مسلمان‌ها را پیشنهاد کنیم. به این مسیر پیشرفت گفته می شود (کهف،1375).
از نظر قرآن عوامل رشد اقتصادی و پیشرفت تمدنی را می بایست در دو دسته از علل و عوامل مادی و معنوی جست. عوامل مادی اموری چون آب مناسب و فراوان ( هود آیه 25 و نوح آیه 01 تا 21 و نیز جن آیه 61)، زمین مناسب و مرغوب ( اعراف آیه 85 و سبا آیه 51) و کار و تلاش بر زمین (ملک آیه 51) می باشد که در کنار عوامل معنوی چون امنیت و آرامش اجتماعی( بقره آیه 621 و نحل آیه 211)، ایمان و معرفت به خدا و حکمت آفرینش ( اعراف آیه 69) تقوا و مراعات حدود الهی و عدم تجاوز به حق و حقوق دیگران ( مائده آیه 66 و اعراف آیه 69 و طلاق آیات 2و 3) انفاق و کمک و یاری به ناتوانان (بقره آیه 276 و روم آیه 93 و سبا آیه 93 و طلاق آیه 7) و استقامت بر دین و باورهای دینی که مدیریت اصلی بشر را برای رستگاری و کمال به عهده دارد (جن آیه 61) و استغفار و توبه از کارهای زشت و نابهنجار ( هود آیه 3و 25 و نوح آیات 01 تا 21) می تواند تضمین کننده رشد و شکوفایی اقتصادی و تمدنی باشد.
از نظر شعیب(ع) رعایت عدل و انصاف در امور اقتصادی به ویژه توزیع و معاملات بازرگانی، شرط دست یابی جوامع به خیر و سعادت جمعی و شکوفایی تمدنی است(هود آیات 58 و 68 و اسراء آیه 53) بر این اساس آن حضرت برای اصلاح وضعیت اقتصادی جامعه، بر لزوم اصلاح وضعیت معاملات و تغییر شیوه ها تأکید داشت.
ضرورت وجود اقتصاد اسلامی:
یکی دیگر از جنبه هایی که یک مکتب جامع همچون اسلام باید به آن توجه داشته باشد، مسائل اقتصادی و معیشتی پیروانش می باشد، فلذا باید برای امور اقتصادی پیروان خود برنامه ای داشته باشد. اقتصاددانان مسلمان از این برنامه اقتصادی با نام اقتصاد اسلامی نام می برند. واژه یا ترکیب« اقتصاد اسلامی» یک مشترک لفظی است که دارای ابعاد مختلفی است . هر یک از صاحبنظران و متفکران مرتبط با این حوزه دینی و فکری بر اساس بینش و گرایشهایی که داشته‌اند به نحوی بر دامنه ابعاد آن افزوده‌اند.
بسیاری از متفکران و اقتصاددانان اسلامی بیش از همه به دنبال درک و معرفی سیستم ایده آل اقتصاد اسلامی بوده‌اند و از این رو اغلب نوشته‌های مدون در این رشته به بیان مکتب و سیستم اقتصادی اسلام اختصاص داشته است.
این گونه است که ارتباط استوار و مستحکم میان اقتصاد و معنویت برقرار می شود به گونه ای که نمی توان تصور کرد که انسان کامل، انسانی سفیه در حوزه اقتصادی باشد، بلکه همان اندازه که مسائل اعتقادی و اصلاح آن از اهمیت برخوردار است، مسایل اقتصادی نیز دارای اهمیت می باشد. براین اساس در تفسیر اسلامی از اقتصاد همانند دیگر حوزه ها، چون حوزه های سیاسی و اجتماعی، اقتصاد معنوی به عنوان یک نشانه و اصل مورد توجه و تاکید قرار می گیرد(عزتی،1386).
آیات بسیاری به این ارتباط استوار و مستحکم توجه داده اند. از جمله می توان به آیات 201 سوره بقره و 134 سوره نساء اشاره کرد که بر جمع میان دنیا و آخرت و مطلوبیت آن در نگاه اقتصادی اسلام اشاره می کند و در آیه 77 سوره قصص خواهان به کارگیری ابزارهای اقتصادی برای تحصیل امور معنوی و آخرتی می شود.
شگفت آن که آیه 24 سوره توبه بر لزوم ترجیح اهداف و ارزشهای والای معنوی بر امور اقتصادی صرف تاکید کرده و بیان می دارد که از نظر اسلام، اقتصاد محض، هیچ پایه و معنایی ندارد، بلکه لازم است که در همه امور اقتصادی، اصول معنوی مدنظر قرار گیرد. در حقیقت این آیه و آیات دیگری چون 10 تا 12 سوره صف بر نقش بهره مندی اقتصادی در امور معنوی تاکید می کند و از مدیران کشوری و رهبران امت می خواهد که حوزه مسائل اقتصادی را بر دایره امور معنوی قرار دهند و در چارچوب آن، برنامه ریزی و طراحی اقتصادی خود را سامان بخشند. در حقیقت با این شیوه است که می توان میان دو حوزه امور معنوی و مادی و یا اخروی و دنیوی نوعی اعتدال برقرار کرد و انسان را در مسیر کمالی قرار داد. این جاست که نقش اعتدال در حوزه امور اقتصادی خود را به عنوان یک اصل مسلم نشان می دهد.


جهاد اقتصادی:
گره زدن« جهاد» به مفهوم« اقتصاد» و ترکیب این مفهوم مقدس یا فعالیت اقتصادی، به معنای نوعی تلاش سخت کوشانه در مسیر بهسازی اقتصادی مبتنی بر انگیزه های الهی است. اگر اقتصاد بتواند معطوف به تعالی انسان باشد،بین فعالیت های اقتصادی و تعالی معنوی و تقرب انسان، ارتباط حقیقی برقرار شده و تلاش های اقتصادی در جهت قرب الهی قرار می گیرد. این جهاد به این معنی نیست که تلاش ها برای توسعه لذت ها و بهجت های مادی در ذیل همان مدیریت اقتصادی متعارف ( اقتصاد سرمایه داری و یا اقتصاد سوسیالیستی) را تغییر نام دهیم و با تاکید بر نیت صحیح، همان رفتارها را امضاء کنیم، بلکه برای تامین تعالی انسان باید ماهیت و سازوکار رفتار اقتصادی هم شکل و شمایل دیگری پیدا کرد که بتوان آن را در زمره جهاد فی سبیل لله قرار داد.
جهاد اقتصادی به معنای استفاده از امکانات مادی و معنوی، از نیت و اراده انسانی گرفته تا مال و ثروت در راه اعتلای فرد یا جامعه مسلمان با انگیزه الهی است که معمولا همراه با نوعی مقابله با دشمنان بیرونی، همچون مستکبران و طاغوتیان، یا درونی(نفس اماره) است. جهاد اقتصادی به گونه های متفاوتی قابل انجام است که معادل قرآنی جهاد اقتصادی، واژه جهاد مالی است که بارها در قرآن کریم به کار رفته است. قرآن، مجاهدانی که از مال و جان خود می گذرند می ستاید و از آنان به نیکی و عظمت یاد می کند.« إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ »(انفال، آیه72).« کسانی که ایمان آورده و هجرت کردند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند و کسانی که (مهاجران را) پناه داده اند و یاری کرده اند، آنان یاران یکدیگرند».
و یا آیاتی که بیانگر نگرش جهاد اقتصادی قرآن است:
« یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَکُونَ تجِارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ» (نساء، آیه 29)« ای کسانی که ایمان آورده¬اید، اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید، مگر این که تجارتی با رضایت شما انجام گیرد».
« مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلیَ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَی فَللهِ َِّ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیَ وَ الْیَتَامَی وَ الْمَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ کیَ ْ لَا یَکُونَ دُولَةَ بَینْ َ الْأَغْنِیَاءِ مِنکُمْ»(حشرآآیه 7)« در این آیه دست به دست گشتن مال در بین ثروتمندان، به عنوان آفتی اقتصادی معرفی شده که توزیع ثروت (انفال) به گونه ای که در آیه بیان شده است، از آن جلوگیری می کن».
« وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شیَ ْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیَ وَ الْیَتَامَی وَ الْمَسَاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ»(انفال،41) « هرگونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا و برای پیامبر و برای نزدیکان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه است».
طرح جهاد اقتصادی حاکی از نیاز کشور به یک حرکت جهادی جهت فائق آمدن بر مشکلات اقتصادی موجود و تحمل فشارهای ناشی از تحریم های اقتصادی بین المللی به همراه جهش به سوی پیشرفت است.
اصول اقتصاد سالم در تحلیل قرآنی
اقتصاد در بینش و نگرش اسلامی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطلب را بارها شنیده ایم که: کاد الفقر کفرا؛ نزدیک است که فقر، آدمی را به کفر بکشاند؛ زیرا کمبود و یا کاهش امکانات به معنای عدم برخورداری شخص یا جامعه از نعمتی است که می تواند آدمی یا جامعه را به سوی کمال سوق دهد. کفر به معنای پوشاندن و ناسپاسی، زمانی رخ می دهد که انسان نتواند به شناخت و باوری درست نسبت به چیزی یا کسی برسد. فقر و نداری، زمینه بسیار مناسبی را فراهم می آورد تا آدمی به این شناخت و باور نرسد و در مسیر ضد کمالی گام بردارد؛ زیرا فقر و نداری بر وی فشار مضاعفی را وارد می سازد که در نقص و کاستی بماند و کمالی را درک نکند.از این رو در تحلیل قرآنی، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت های الهی و ثروت به معنا و مفهوم عنایت الهی نسبت به شخص یا جامعه است. ( سبا آیه 15) زیرا راه تأمین سعادت و خوشبختی واقعی انسان در سایه توحید و سلامت امور اقتصادی و دست یابی به نعمت و ثروت است.(اعراف آیه 85 و هود آیات 84 تا 86)
از نظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت هر شخص و جامعه ای به معنای آن است که مایه قوام خود را یافته باشد. از این رو خداوند در آیه 5 سوره نساء از واگذاری آن به دست نااهلان و سفیهانی که نمی دانند از ثروت خویش چگونه استفاده کنند برحذر می دارد ( میرمعزی،1378).
پیامبران الهی همواره این مأموریت را داشته اند که به معیشت مردم توجه کنند و حتی برخی از پیامبران چون حضرت شعیب(ع) و حضرت یوسف مأموریت داشتند تا به اصلاح روابط اقتصادی جامعه، هم پای اصلاح اعتقادات مردم بپردازند و حتی برای هدایت و اصلاح الگوهای اقتصادی خود زمام مدیریت اقتصادی را در دست گیرند. ( اعراف آیه 85 و شعراء آیات 177 تا 183 و نیز یوسف آیات 47 تا 55)
از همان آیات نخست سوره بقره می توان دریافت که مسئله اقتصادی در کنار مسائل اعتقادی از چنان اهمیتی برخوردار است که ایمان منهای اصلاح این دو مسائله مهم، ایمانی کامل و مایه رستگاری و فلاح انسان نخواهد بود. در حقیقت هرکسی یا هر جامعه ای اگر بخواهد به رستگاری و سعادت دست یابد می بایست درکنار اصلاح اعتقادات، به اصلاح مسئله اقتصادی بپردازد.
ارتباط عقیده با سیستم اقتصاد اسلامی
اگر برای مسلمانان دستورات شارع مقدس در ارتباط با عوامل موثر بر اقتصاد تبیین شود بطور مسلم در اقتصاد کشورهای اسلامی تاثیر بسزایی خواهد داشت محمد باقر صدر می گوید:«... ارتباط عقیده با سیستم اقتصاد اسلامی باعث می شود که « سیستم» رنگ اعتقادی و ارزشی ذاتی به خود بگیرد. بنابراین نیروی ضمانت اجرا و جنبه ایمان معنوی و اطمینان روحی،‌ خصوصیاتی است که اقتصاد اسلامی را از نظر عقیده اساسی که بر آن پی ریزی شده است ودر چهار چوب آن به وجودآمده مشخص می کند. به همین علت وقتی شناخت ما نسبت به اقتصاد اسلامی کامل می شود که آن را بر اساس عقیده و مقدار اثری که عقیده در تکوین آن دارد بررسی کنیم» (صدر، 1350 : 374)
بر این اساس در این بخش تعدادی از آیات و احادیث معصومین که بخوبی در جهاد اقتصادی اثر دارد بیان شده است، و امید ا ست ترویج و عمل به آنها در پیشرفت اقتصادی کشورهای مسلمان موثر باشد.
1- انفاق
« إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ » (سوره نحل آیه 90)
همانا خداوند مردم را به عدل و نیکو کاری فرمان می دهد.
عمل به این دستور الهی روی بسیاری از شاخصهای توسعه از جمله تعدیل نابرابریهای اقتصادی تغذیه، مسکن، پوشاک و... موثر است.
« وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ »( سوره ذاریات، آیه 19)
و (پرهیزکاران) در اموالشان برای فقرا و محرومین حقی منظور می دارند
اجرای مفاد این آیه نیز باعث بهبود شاخص تغذیه، مسکن، پوشاک و... می شود.
« مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ » (بقره 261)
مثل آنانکه مالشان را در راه خدا انفاق می کنند بمانند دانه ای است که از یک دانه هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد و خداوند هر که را بخواهد از این مقدار نیز بیفزاید زیرا خداوند دارای رحمت بی منتهاست و به همه چیز احاطه دارد.
این آیه نیز مانند آیات فوق در تعدیل نابرابریها و بهبود بسیاری از شاخصهای پیشرفت موثر است. تعداد آیات انفاق و زکوه در قرآن مجید زیاد است لذا برای رعایت اختصار به همین چند آیه اکتفا شده است.
اینکه خداوند در این آیه می فرماید در مقابل انفاق یک واحد هفتصد واحد بشما برگشت می شود شاید منظور این باشد که تآثیر اقتصادی و اجتماعی این اقدام خیرخواهانه اگر درست انجام شود بصورتی درهمین دنیا به کل جامعه بر می گردد.


2- ترغیب به فعالیت
بعضی معتقدند علت عقب ماندگی کشورهای اسلامی رسوخ افکار و اعتقادات درویشی و روی گرداندن از دنیاست در صورتی که آنچه در کلمات ائمه علیهم السلام وجود دارد ترک دنیا نیست، بلکه دل نبستن به زینتها و تجملات دنیاست.
روایت زیر بروشنی این مقصود را بیان می کند
امام رضا علیه السلام می فرماید:« اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا و اعمل لاخرتک کانک تموت غداً»(حر عاملی، 1412ج 17 : 76)
برای دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه به زندگی ادامه می دهی، و برای آخرتت چنان عمل کن که گویا فردا می میری.
این روایت به روشنی بما دستور می دهدد که همواره درصد توسعه وضعیت زندگی و آبادی محیط زندگی باشیم در عین حالی که آماده سفر به سرای آخرت هستیم.
امام صادق(ع) می فرماید:« لیس الزهد فی الدنیا باضاعه المال و لاتحریم الحلال بل الزهد فی الدنیا ان لاتکون بما فی یدک اوثق منک بما عند الله» ( همان ، ص 35)
زهد در دنیا به معنی استفاده نکردن از مال و حرام دانستن نعمتهای حلال نیست، بلکه زهد در دنیا این است که اعتمادت به مال ددنیا بیشتر از اعتمادت به مقدرات الهی نباشد. ملاحظه می شود که برداشت تارکین دنیا از زهد صحیح نیست.
امام صادق(ع) می فرماید:« ان الله عزوجل یبغض کثره النوم وکثره الفراغ» ( همان، ص 58)
خدای عزوجل خوابیدن زیاد و بیکاری زیاد را دشمن می دارد.
امام صادق(ع) می فرماید:« کثره النوم مذهبه الدین و الدنیا» ( همان، ص 58)
زیاد خوابیدن دین و دنیا را از بین می برد.
امام صادق(ع) می فرماید:« انی لا بغض الرجل ان یکون کسلاناً عن امر دنیاه و من کسل عن امر دنیاه فهو عن امر آخرته اکسل» ( همان، ص 59)
من مردی را که در کار دنیایش سست و کاهل باشد دشمن می دارم، کسی که در کار دنیایش سست باشد در امر آخرتش سست تر است.
امام صادق علیه السلام می فرماید:« الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله» ( همان، ص 58)
کسیکه برای رفاه خانواده اش زحمت می کشد مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند.
3- اهتمام به امور مسلمانان
امام صادق علیه السلام می فرماید:« من لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» (کلینی، 1348، ج 3 : 239)
هر که به کارهای مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نیست.
4- سود رساندن به مردم
امام صادق علیه السلام می فرماید:« قال رسول الله(ص): الخلق عیال الله فاحب الخلق انی الله من نفع عیال الله و دخل علی اهل بیت سروراً» ( همان)
مردم روزی خوار خدایند و محبوبترین آنها کسی است که به روزیخواران خدا سود رساند و خانواده ای را شاد کند.
امام صادق علیه السلام می فرماید:« سئل رسول الله(ص) من احب الناس الی الله قال انفع الناس للناس»
از پیامبر سؤال شد که محبوبترین مردم نزد خدا کیست؟ فرمود: سودمندترین مردم برای مردم
5- منع از حبس مال
زراره از امام صادق(ع)« ما یخلف الرجل بعده شیئا اسد علیه من المال الصامت قال: قلت له: کیف یصنع به. قال یجعله فی الحائط و البستان و الدار» ( همان، 69)
زراره از امام صادق نقل می کند که فرمود: انسان بعد از خود چیزی بدتر از نقدینگی باقی نمی گذارد زراره گقت پرسیدم با این سرمایه چه کنند؟ فرمود: آن را صرف دیوارکشی زمین، ایجاد باغ و خانه سازی کند.
6- توسعه کشاورزی:
یکی از استراتژیهای مهم پیشرفت که به انقلاب سبز نیز مشهور است بحث توسعه کشاورزی است. در ادامه مواردی از آموزه های اسلامی در ارتباط با اهمیت کشاورزی آورده شده است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده است:« اذا قامت الساعه و فی ید احدکم فسیله، فاستطاع الا تقوم حتی یغرسها فلیفرسها فله بذلک اجرا» (عسل، 1378 :163)
هر گاه روز قیامت فرا رسد و در دست یکی از شما درختچه ای باشد و او بتواند پیش از برخاستن آن را بکارد و چنین کند، این کار برای وی اجری خواهد داشت.
امام صادق(ع) می فرمایند:« الزارعون کنوز الانام...»
کشاورزان گنجهای مردمند.( عاملی، 1412ق:34)
امام باقر(ع) می فرمایند:« ایّما قوم احیوا شیئا من الارض و عمروها فهم احق بها و هی لهم»
هر قومی که زمینی را احیاء و آبادش کنند مالک آن می شوند. (همان : 412)
امام باقر و امام صادق(ع) می فرمایند:« من احیی ارضا مواتا فهی له» ( همان)
هر که زمین بایری را دایر کند مالک آن می شود.
امام صادق(ع) می فرمایند:« ایّما رجل اتی خربه بائره فاستخرجها و کری انهارها و عمرها فان علیه فیها الصدقه فان کانت ارض لرجل قبله. فتاب عنها و ترکها فاخرجها ثم جاء بعد یطلبها، فان الارض لله و لمن عمرها» ( همان : 414)
هر کس زمین خراب بایری را تصرف کند و برایش آب تهیه کند و آبادش سازد مالک زمین می شود پس اگر زمین قبلا مال دیگری بوده و آن را متروک و مخروبه ساخته و اکنون آمده و آن را مطالبه می کند (حرفش بجایی نمی رسد) زمین مال خداست و مال کسی است که آن را آباد کرده است.
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:« من وجد ماءً و ترابا ثم افتقر فابعده الله»( همان : 41)
هر کس آب و زمین در دسترسش باشد و فقیر شود خداوند او را از (نعمتهای خود) دور می گرداند.
7- توسعه صنایع و بازرگانی:
امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:« ثم استرص بالتجار و ذوی الصناعات و اوص بهم خیراً» ( نهج البلاغه نامه53)
سپس توصیه درباره بازرگانان و صنعتگران را بپذیر و درباره نیکی کردن به آنان سفارش کن.
امام صادق(ع) فرمود:« التجاره تزید فی العقل» (عاملی، 1412ق. ج17: 12)
بازرگانی عقل را زیاد می کند.
عن معاذ بیاع الا کسیه قال: قال لی ابوعبدالله (ع): یا معاذ اضعفت عن التجاره؟ او زهدت فیها؟ قلت ما ضعفت عنها و لا زهدت فیها قال فما لک: قلت کنا ننتظر امرا و ذلک حین قتل الوعید و عندی مال کثیر و هو فی یدی و لیس لاحد علی شیئ و لا ارانی آکله حتی الموت. فقال الانترکها فان ترکها مذهبه للعقل، اشع علی عیالک...»
معاذ عبا فروش از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود: آیا از تجارت ناتوان شدی یا زهد پیشه کردی؟ گفتم نه ناتوان شدم، نه زاهد. فرمود: پس چه شده تو را؟ گفتم منتظر موقعیتی بودم تا اینکه ولید کشته شد. در این هنگام مال زیادی داشتم بدون هیچ گونه بدهکاری، که تا آخر عمر هم نمی توانستم آنها را مصرف کنم. فرمود تجارت را ترک نکن زیرا ترک آن عقل را از بین می برد. آسایش خانواده ات را گسترش بده... ( همان ج 17: 14)
8- زیانهای فقر و ناداری
امیر المومنین علیه السلام می فرمایند: الفقر یخرش الفطن عن حجته. و القل غریب فی بلدته» (نهج البلاغه حکمت 3)
فقر و تنگدستی، زیرک را از بیان حجت و دلیلش گنگ و لال می کند، و بی نوا و نادار در شهر خود غریب است.
امام صادق(ع) فرمودند:« اصلاح المال من الایمان»
سر و سامان دادن به وضعیت مالی جزو ایمان است. (عاملی، 1412ق، ج17: 63)
9- توسعه علمی
« یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات»( سوره مجادله – آیه 11)
خدا، آنهایی را که ایمان آورده اند برتری می بخشد و کسانی را که دانش به ایشان داده شده است به درجاتی بیفزاید.
سفارش به کسب علم در اسلام به حدی فراوان است که اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست لذا برای رعایت اختصار از ذکر بقیه آیات و روایات که در زمینه تحریض و تشویق به فراگیری دانش شده است خودداری می کنیم.
10- رهبران دینی آگاه
هر جامعه ای اگر بخواهد به شکوفایی تمدنی و رشد مناسب و مطلوب اقتصادی دست یابد، نیازمند رهبرانی است که در مقام اصلاح دایمی برآیند تا با ارایه راهکارهایی در همه بخش ها، هدایت جامعه را به عهده گیرند و از نابودی و نیستی رهایی بخشند( هود آیات 116 و 117) این مصلحان واقعی، با بهره گیری از علوم مختلف چون علم مدیریت و علم اقتصاد و مانند آن، با افساد و فساد مبارزه می کنند و راه های اصلاحی را ارایه می دهند.
رهبران دینی از آن جا مهم می باشند که در هر جامعه ای عده ای مدعیان دروغین وجود دارند که با طرح های اقتصادی نادرست و غلط و مدیریت باطل، جامعه را به سوی تباهی سوق می دهند( بقره آیات 8 تا 11) بنابراین مصلحان واقعی با ارایه الگوهای درست می کوشند تا هم به اصلاحات دایمی بپردازند و هم جلوی مصلحان دروغین را سد کنند( مهدوی کنی ،1379).
چند شاخص کمی پیشنهادی برای سرمایه مذهبی:
برخی شاخص¬ها و مقادیر که می¬تواند به عنوان معیار اندازه¬گیری سرمایه مذهبی و جانشین آن در بررسی¬های تجربی قرار گیرد, عبارتند از:
* سطح اعتقادات مذهبی افراد جامعه.
* سطح دانش مذهبی جامعه( الوانی،1380)
* کمیت و کیفیت هنجارهای مذهبی در جامعه.
* تعداد اماکن مذهبی مانند مساجد حسینیه¬ها, زیارت¬گاه¬ها و مانند اینها.
* تعداد انجمن¬های مذهبی.
* تعداد صندوق¬های قرض¬الحسنه.
* تعداد مؤسسات خیریه ( مبتنی بر مذهب).
* تعداد هیأت¬های مذهبی. ( الوانی،1380)
* تعداد شوراهای اسلامی.
* تعداد اعضای بسیج.
* تعداد مدارس علمیه اسلامی.
* تعداد ( یا اندازه) موقوفات.
* مقدار آموزش¬های مذهبی رسمی.
* تعداد مشاغل مذهبی در جامعه.
* تعداد روحانیون جامعه.
* و مانند اینها.
برخی شاخص¬ها و معیارهایی که می¬تواند برای اندازه¬گیری سرمایه مذهبی فردی استفاده شود ( البته مقدار این شاخص¬ها برای هر یک از افراد در جامعه ثبت شده نیست) عبارتند از:
* دانش مذهبی فرد (بر حسب نوع تحصیلات یا تعداد سال¬های تحصیل در مدارس ارایه-کننده دروس مذهبی و مانند اینها).
* اعتقادات و باورهای مذهبی فرد.
* مقدار اعمال مذهبی که فرد انجام می¬دهد و داده است.
* تعداد جلسات مذهبی که فرد در آنها شرکت می¬کند و شرکت کرده است.
* عضویت در انجمن¬ها, مجامع و هیأت¬های مذهبی.
* و مانند اینها.
نتیجه گیری:
انسان در نگرش قرآنی، موجودی با مأموریت و مسئولیت الهی برای بازسازی و عمران و آبادانی زمین در راستای دست یابی به کمال شایسته و بایسته و وظیفه خطیر خلافت الهی است؛ از این رو، توجه به اقتصاد و مسائل آن، به معنای توجه دقیق و کامل به مأموریت و مسئولیت الهی وی می باشد. بر این اساس تمدن سازی به عنوان یک مأموریت برای انسان تعیین شده است و انسان چاره ای ندارد که در این مسیر گام بردارد .
سرمایه مذهبی اجتماعی موجب تقویت بسیاری از ساختارهای جامعه می‌شود. از جمله سرمایه مذهبی از طریق گسترش نهادهای مشارکتی, تعاون و همکاری در جامعه, موجب گسترش و توسعه نهادهای مدنی و اجتماعی و مانند اینها می‌شود که زمینه‌ساز توسعه و فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی و رفاهی بیشتر در جامعه هستند(کتابی، 1385)
توسعه نهادهای مذهبی مانند قرض‌الحسنه، وقف،‌ زکات, صدقات، هبات و مانند اینها, موجب بهبود امکانات جامعه برای رفع نیازهای طبقات و اقشار نیازمند می‌شود و از این طریق عدالت، توسعه و رفاه عمومی افزایش و فقر کاهش یافته و زمین جهاد اقتصادی فراهم می گردد.
قوانین مذهبی جامعه موجب هدایت جامعه به سمت و سویی که مذهب خواهان آن است می‌شود. وجود دولت مذهبی نیز همین اثر را دارد و می‌تواند جامعه را به سمت و سوی مورد نظر مذهب هدایت کند. این دو عنصر باعث خودافزایی سرمایه مذهبی نیز می‌شوند و از این طریق به فزایندگی اثرگذاری سرمایه مذهبی در جامعه کمک می‌کنند.
آموزش مذهبی، همچنین فضاها، نمادها و سمبل‌های مذهبی موجود در جامعه، موجب تقویت دانش، اعتقادها، باورها، هنجارها، ارزش‌ها و رفتارهای مذهبی افراد جامعه می‌شود و در نتیجه موجب فزایندگی اثرگذاری سرمایه مذهبی بر خود و بر سایر عوامل و مسیرهای توسعه می¬شود. معیارهایی مانند درآمد افراد، بهداشت،‌ تغذیه و نظیر اینها با بهبود وضعیت درآمدی طبقات نیازمند جامعه بهبود پیدا می‌کند. معیارهای فرهنگی و اجتماعی توسعه یافتگی, مانند نظم اجتماعی, امنیت و انضباط عمومی با کاهش جرایم و مفاسد, احترام به دیگران, مشارکت‌های عمومی، توسعه فضاهای فرهنگی که در نتیجه افزایش سرمایه مذهبی حاصل می¬شوند, بهبود پیدا می‌کنند و موجبات توسعه و پیشرفت و جهاد اقتصادی را فراهم می‌کنند.
منابع:
* قرآن
* نهج البلاغه
1- الوانی، سیدمهدی, و شیروانی، علیرضا (1380) سرمایه اجتماعی مفاهیم و نظریه¬ها، فصلنامه مدیریت، شماره 33-34.
2- العسل، ابراهیم (1378)، توسعه در اسلام، ترجمه عباس عرب، انتشارات آستان قدس رضوی
3- پوتنام, رابرت و دیگران (1384) سرمایه اجتماعی, اعتماد, دموکراسی و توسعه, گردآورنده کیان تاجبخش, ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، تهران: شیرازه.
4- صدر، محمدباقر (1350) اقتصاد ما، ترجمه محمدکاظم موسوی، ج1، موسسه انتشارات اسلامی
5- عاملی، حر(1412ق) وسایل الشیعه، موسسه آل البیت
6- عزتی، مرتضی (1386) تخمین اثر ایمان بر تخصیص پول افراد برای قرض¬الحسنه و کسب سود، تهران: فصلنامه دین و اقتصاد، شماره 3.
7- کلینی، محمد بن یعقوب (1348)، اصول کافی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت.
8- کتابی، ‌محمود و دیگران (1385) دین, سرمایه اجتماعی و توسعه اجتماعی، مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان.
9- کهف، منذر (1375) مقدمه‏اى بر اقتصاد اسلامى؛ مترجم عباس عرب مازار؛ تهران: سازمان برنامه و بودجه.
10- مهدوى کنى، محمدرضا، (1379)، اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن، تهران،دانشگاه امام صادق(ع).

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/KE2PB69

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir

نقش سرمایه مذهبی در جهاد اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث | زنجان