زنجان
← همه اخبار
اصلاح الگوی مصرف بستری برای تحقق جهاد اقتصادی

اصلاح الگوی مصرف بستری برای تحقق جهاد اقتصادی

۲۴ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31022۳

اژدرشمخانی، کارشناس ارشد آموزش بزرگسالان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان اعظم شمخانی، کارشناسی الهیات( فقه و مبانی حقوق) دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

چکیده :
سال 1388، از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نام گذاری شده بود. اصلاح الگوی مصرف برای جامعه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است؛ به طوری که فرهنگ مصرفی مناسب، امکان سرمایه گذاری را فراهم می کند و از این طریق می تواند موجب رشد و توسعه اقتصادی جامعه شود. آنچه پدیده اصلاح الگوی مصرف را اولویت بخشیده و مقام معظم رهبری سال 88 را بدان نام نهاده بودند، و در سال همت مضاعف و کار مضاعف وسال جاری[جهاد اقتصادی] نیز بر آن تاکید داشتند، همانا اهمیت فاصله گرفتن از روند شکل گیری نوعی جامعه مصرفی است که الگوی مصرف در آن جامعه از شکل مصرف بهینه و منطقی منحرف شده و فرهنگ مصرفی سیری ناپذیر مبتنی بر تجمل گرایی، اسراف و لذت طلبی بر آن حاکم گشته است؛ به گونه ای که در چنین جامعه ای انسان ها با مصرف، تنها به امید مصرف کردن زندگی می کنند؛ لذا پدیده مصرف زدگی که ویژگی آشکار چنین جوامعی است، ارمغان پیامدهای مصرف گرایانه نظام سرمایه داری همسو با روند جهانی شدن در ابعاد اقتصادی و فرهنگی است که بواسطه رسانه های پر شتاب، دیجیتال و تکنولوژی های پیشرفته ارتباطاتی در گسترش اقتصاد جهانی و توسعه بازارهای مصرف ملی و بین المللی به ترویج فرهنگ مصرف گرایانه و تغییر رفتارهای مصرفی مردم پرداخته است. با توجه به اهمیت موضوع،هدف این پژوهش بررسی ابعاد گوناگون اصلاح الگوی مصرف( مدیرت مصرف) بعنوان یکی از عرصه های تحقق جهاد اقتصادی است لذا نخست اهمیت و ضرورت اصلاح الگوی مصرف مورد بحث قرار گرفته وسپس ضرورت اصلاح الگوی مصرف از دیدگاه قرآن و روایات آورده شده، در ادامه نحوه ی شکل گیری و ترویج مصرف گرایی بررسی شده و در پایان پس از بحث در باره مصادیق اسراف و تبذیر و آثار آن نتیجه گیری و پیشنهادات ارائه شده است.
واژگان کلیدی:
اصلاح الگوی مصرف، جهاد اقتصادی، مصرف گرایی، مصرف، الگوی مصرف
مقدمه :
بیش از یک دهه است که سکاندار بصیر و دوراندیش انقلاب اسلامی حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای مدظلله العالی همزمان با برگزاری بزرگترین جشن ملی ایرانیان سنت حسنه ای را بنیان نهاده و هر سال را به نامی و شعاری زیبنده و مزین می نمایند و همگان به ویژه نخبگان، اندیشمندان، محققان و تمامی کارگزاران را به اهتمام جدی برای عملیاتی نمودن آن مکلف می فرمایند. این نامگذاری ها که مبتنی بر شناخت عمیق و کافی معظم له از نیازمندی ها، دردها و بیماری های مختلف اجتماعی است عملاً به عنوان دغدغه اصلی و راهبرد محوری هر سال مبدل گردیده و اذهان و افکار بخش های زیادی از جامعه را به خود معطوف نموده و بسترساز آثار و برکات و پیامدهای زیادی برای جامعه ی اسلامی شده است مقام معظم رهبری در آستانه ی دهه ی چهارم« دهه پیشرفت و عدالت» سال 1390 را با عنایت به الزاماتی نظیر:1- راهبردهای کلان نظام2- شرایط بین المللی و تلاش غرب در مواجهه با نظام اسلامی3- سند چشم انداز و برنامه پنج ساله 4- الویتهای الگوی پیشرفت و عدالت به عنوان نقشه راه دهه چهارم 5- مشکلات و موانع اقتصادی داخلی و نیازهای ضروری کشور6- ارداه نظام جهت حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم 7- تداوم رشد و پیشرفت کشور 8- اجرای کامل طرح هدفمند سازی یارانه ها 9- کاهش عوارض اختلافات سیاسی برپیشرفت کشور10- کاهش نرخ بیکاری و اشتغال و... تحت عنوان سال« جهاد اقتصادی» نام نهادند و فرمودند: من این سال را "سال جهاد اقتصادی" نام گذاری می کنم و از مسئولان کشور، چه در دولت چه در مجلیس، چه در بخشهای دیگری که مر بوط به مسائل اقتصادی می شوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه اقتصادی با حرکت جهاد گونه کار کنند،مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست، باید دراین میدان،حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.
مبرهن است که انسان به لحاظ ویژگی خاص خود و برتری نسبت به سایر موجودات، تقدیرگر و حساب کننده بوده و با هدف و انگیزه دست به کاری می زند و تلاشی را پی می ریزد.در وجود انسان، تنظیم گری محترم و عامل موفقیت شمرده می شود (نهج البلاغه، نامه امام علی(ع) به امام مجتبی(ع) ) .این تنظیم گری در همه ابعاد وجود او قابل مشاهده و سرایت است؛ یکی از این ابعاد، مصرف و استفاده از مواهب الهی و منابع خدادادی است.مصرف در نگاه دینی زمینه ای است برای دست یابی به کمال و قرب الهی و در چرخه اقتصادی، پایان خط تولید و عرضه است.با توجه به اینکه مصرف باید در خدمت انسان و مسیری برای رشد و تعالی معنوی او باشد(شیخ صدوق، 1368،31)، چگونگی مصرف، بسیار تاثیرگذار است لذا، در جامعه ای که مصرف مطابق با الگوهای پذیرفته شده نیست، منابع و ذخایر آن جامعه سریع تر به پایان رسیده و هدف و انگیزه ای در مصرف مشاهده نمی شود؛ لذا بایسته است با به کار بردن امکانات و محصولات، مطابق با نیازهای واقعی جامعه و اصلاح روند تولید و عرضه و تغییر نوع مصرف، بازنگری در زمان و مکان آن و افزایش یا کاهش میزان مصرف، زمینه بهینه نمودن آن فراهم گردد
بیان مساله:
مروری بر آمار و اخبار مربوط به اسراف و مصرف بیش از حد که در مغایرت با آموزه‌های دینی و ضرورت‌های ملی قرار دارد، گویای وجود پدیده‌ای به نام مصرف‌زدگی در جامعه‌ی ایران اسلامی است. حال آن که نه تعریف ارزش‌ها و هویت انسان از دیدگاه اسلام و نه چنین هویتی از نگاه سنت و میراث ایرانی ارتباطی با این نمایش مصرف دارد. این در حالی است که این اسراف و تبذیر در جامعه‌ای صورت می‌گیرد که برخی از خانواده‌ها از فراهم کردن حداقل‌های زندگی محروم هستند. لذا چنین پدیده‌ای آزار ناشی از پدیده فاصله‌ی طبقاتی را نیز افزایش می‌دهد و حتی با تسری به طبقات پایین‌تر که گاه با خرید اقساطی و گرفتن وام و قرض برای مصارف بیهوده و صرفاً از روی تقلید و چشم و هم چشمی، زحماتی را بر خانوارها تحمیل کرده و در سطح کلان نیز موجبات بروز آسیب دنیاگرایی و مصرف‌زدگی و غفلت از ارزش‌های انسانی است که به عبارتی دیگر بی‌توجهی به ابعاد معنوی و روحی انسان را رقم زده است.
در سه دهه گذشته مصرف‌گرایی بی‌رویه و بی‌قاعده به گونه‌ای رواج یافته است که فرهنگ دینی و ملی کشور را تحت‌الشعاع قرار داد، مردم را دچار عسر و حرج و چشم و هم‌چشمی‌های رقابتی غیرقابل تحمل ساخته و کاروان کشور را در مسیر توسعه عدالت از حرکت شتابان بازداشته است. از این رو دیده‌بان حکیم انقلاب اسلامی مردم و مسئولان را در سال 1388 به اصلاح الگوی مصرف فراخواندند و در راستای جهت دهی به امکانات و فعالیتهای کلان کشور سال 1390را به نام"جهاد اقتصادی" نام گذاری فرمودند تا گامی بلند در راستای پیشرفت و آبادانی ایران اسلامی و امتداد شعار سال گذشته با عنوان کار و همت مضاعف باشد با توجه به اهمیت بالای بحث.در این نوشتار سؤالات متعددی مطرح می‌شود، اسراف و مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی چگونه و از چه زمانی گسترش یافت؟ مصرف‌گرایی دارای چه ابعاد و عرصه‌هایی است؟ چالش‌های پیش روی اصلاح الگوی مصرف کدامند؟ چه راهکارهایی برای اصلاح الگوی مصرف کارآمدتر است؟ و سؤالاتی از این قبیل.
اهمیت و ضرورت پژوهش:
از جمله آسیب‌های جدی در جامعه‌ی ما روحیه‌ی اسراف و مصرف‌زدگی است که با هیچ کدام از آموزه‌های دینی و ملی ما سازگار نبوده و با ضرورت‌های اجتماعی امروز کشورمان نیز مغایرت آشکار دارد. کشوری که یک انقلاب دینی را پشت سر گذاشته آن هم انقلابی که با تکیه بر بازگشت به خویش اسلامی و ملی هویت ملی و مذهبی را احیاء کرده و داعیه‌ی تمدن‌سازی را دارد، این مسیر مستلزم تولید ثروت، دانش و قدرت است. اما برخی غفلت‌ها و تحولات کشور را به مسابقه‌ی در مصرف و مصرف‌زدگی گرفتار کرده است. اهمیت رسیدگی به این آسیب به آن پایه است که رهبر معظم انقلاب نسبت به آن اینگونه ابزار نگرانی می‌فرماید:« اینجور مصرف کردن در همه‌ی زمینه‌ها- در امور ضروری زندگی، در زیادی‌های زندگی، مصرف کردن بی‌رویه و بدون منطق و بدون تدبیر عقلانی، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ما است. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولین درخواست می‌کنم، خواهش می‌کنم که در این زمینه فعالیت خودشان را در این سال زیاد کنند، افزایش بدهند و برای اصلاح الگوی مصرف برنامه‌ریزی کنند.»( مقام معظم رهبری،1388) مقام معظم رهبری مدظلله العالی مصرف گرایی را عامل شکاف طبقاتی و بلای بزرگ جامعه دانسته و بخش های مختلف دولتی، تبلیغی و فرهنگی را به فرهنگ سازی روحیه قناعت و صرفه جویی در جامعه دعوت نموده و می فرمایند:
« مصرف گرایی برای جامعه بلای بزرگی است.اسراف، روز به روز شکاف های طبقاتی و شکاف بین فقر و غنی را بیشتر و عمیق تر می کند.یکی از چیزهایی که لازم است مردم برای خود وظیفه بدانند، اجتناب از اسراف است.دستگاه های مسئول بخش های مختلف دولتی، به خصوص دستگاه های تبلیغاتی و فرهنگی- به ویژه صدا و سیما- باید وظیفه خود را بدانند، مردم را به سمت قناعت و اکتفا و به اندازه لازم مصرف کردن و اجتناب از زیاده روی و اسراف دعوت کنند و سوق دهند. مصرف گرایی جامعه را از پا درمی آورد جامعه ای که مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد، در میدان های مختلف شکست خواهد خورد، ما باید عادت کنیم مصرف خود را تعدیل و کم کنیم و از زیادی ها بزنیم»( هفته نامه صبح صادق، 1388،شماره 4)(سنایی فر،1388،ص37) اتخاذ الگوی صحیح و منطقی در مصرف، آثارفردی و اجتماعی فراوانی به دنبال دارد؛ زیرا در سطح کلان، تا امکانات یک جامعه با نیازها و خواسته های افراد آن جامعه متناسب و هماهنگ نباشد، کسب استقلال اقتصادی و دست یابی به عزت و سرافرازی ممکن نمی گرددو در سطح فردی، بدون اجتناب از مصارف غیرضرور و تجملی و تقدیر معیشت به معنای متوازن نمودن درآمدها و هزینه ها آرامش روحی و روانی- که شرط اصلی رفاه مادی است- به وجود نمی آید.(رزاقی، 1374) مصرف به یکی از روایتها و بحثهای اساسی دز نیمه ی دوم قرن بیستم تبدیل شده است. رویت پذیری فزاینده مکانهای مصرف و تکثیر و فزونی کالا های مصرفی و تصاویر به این امر منجر شده است که امروزه مفسران اجتماعی از مصرف بیشتر از تولید به عنوان نیروی پیش برنده جامعه معصر یاد می کنند(Mansvelt,2004:1)، نقل و ترجمه ازربانی ورستگار،1387) مصرف، امروزه بخش اساسی و جدایی ناپذیر در ساخت جامعه معاصر محسوب می شود که دوری کردن از آن در اشکال اجتماعی سرمایه داری تقریباً غیر ممکن به نظر می رسد، به عبارتی حوزه های بسیار کمی در زندگی روز مره و جود دارد که تحت تاثیر روندها و اعمال مصرفی قرار نگیرند و یا به آن مربوط نشوند(Edwards,2000:5)ولی باید متوجه این مساله شویم که شکل گیری الگوی مصرف بی رویه مبتنی بر تجمل، اسراف، تنوع و لذت در رفتارهای مصرفی افراد و غلبه فرهنگ مصرف گرایی مبتنی احساس بی معنایی و عدم احساس تعهد و مسئولیت بر فرهنگ اجتماع است که تحت تاثیر سبک ها و الگوهای رایج غربی بواسطه تبلیغات رسانه ای، رفتار مصرفی خانواده ها و بویژه جوانان را تغییر داده و آنها را به رقابت در مصرف در جهت پیوند الگوهای وارداتی، که مغایر فرهنگ ملی و باورها و آموزه های دینی ملت است، به شکل گیری جامعه مصرف گرا می انجامد. با توجه به چنین ابعادی است که این مسأله(مصرف گرایی) شأنیت بررسی علمی را یافته است. چرا که بروز این پدیده ناشی از نوعی طغیان و بی‌توجهی نسبت به آموزه‌های تعدیل کننده و عدول از مسیر انسانیت ایمانی و اسلامی است. در چنین شرایطی به زعم نویسنده کتاب الحیات« چون اسراف از عوامل سقوط فردی و ستم اجتماعی و از اسباب رواج فقر و ناکامی از سویی، و خودنمایی و بی‌بندی و باری از سویی دیگر در میان مردم است، بر علمای دین است که با اسراف به مبارزه برخیزند و با مسرفان و بردگان مصرف بی‌حساب کارزار کنند و در این راه از همه وسایل و روش‌هایی که دارند مدد گیرند.»(حکیمی،1378، ص339)
مفهوم شناسی موضوع:
جهاد: جهاد در لسان عرب از ریشه جهد به معنای تلاش و کوشش زیاد است اما به هرجهد و کوششی جهاد گفته نمی شود. مقام معظم رهبری درباره ی تفاوتهای" تلاش" و"جهاد" می فرمایند:" جهاد با جهد و تلاش از لحاظ ریشه یکی اند؛ یعنی در آن معنای جهد و کوشش وجود دارد،اما جهاد فقط این نیست؛ جهاد یعنی مبارزه؛ مبارزه در همین اصطلاح متعارف فارسی امروز ما"
معادل فارسی جهاد "مبازه" است اما آیا هر مبارزه ای جهاد محسوب می شود؟ از منظر رهبر معظم انقلاب تنها به مبارزه ای که در برابر دشمن صورت گیرد جهاد می گویند.( عبداللهی فر،1390، ص2 )
جهاد اقتصادی: به آن دسته از فعالیتهای اقتصادی اطلاق می شود که هدف و مقصود از آنها، نبرد با تحریم ها و تهدیدات اقتصادی دشمنان انقلاب اسلامی است.
مقام معظم رهبری در ابتدای سال جاری در تشریح چیستی و ماهیت جهاد اقتصادی می فرمایند:" من امسال را جهاد اقتصادی اعلام کرده ام. این معنایش این است که ملت ایران در این برهه از زمان، جهادش به طور عمده در عرصه ی اقتصاد است. جهاد اقتصادی صرفاً تلاش اقتصادی نیست. جهاد یک بار معنایی ویژه دارد. هر تلاشی را نمی شود گفت جهاد. در جهاد حضور و رویارویی با دشمن مفروض است. انسان یک تلاشی می کند، دشمنی در مقابل او نیست، این جهاد نیست. اما یک وقت شما می خواهید یک تلاشی را انجام دهید، که بخصوص یک دشمنی سینه به سینه ی شما ایستاده است، این می شود جهاد."جهاد اقتصادی" یعنی" مبارزه اقتصادی"
معنی و مفهوم فرآیند اصلاح الگوی مصرف
ابتدا لازم است به تجزیه واژگان اصلاح الگوی مصرف و بیان معانی آنها بپردازیم.
اصلاح(reformation): فرآیند تغییر تدریجی چیزی یا حالتی به منظور بهتر ساختن یا بهبود وضعیت آن نسبت به قبل
الگو(pattern): مجموعه ای از ویژگی ها اعم از اطلاعات، فرضیات مشترک، اصول، روش ها و نظریات که در اشکال مختلف کلامی، تصویری، سمبلیک یا ریاضی به منظور تصویر یا معرفی پدیده معینی شکل می گیرد.
مصرف(consumption): واژه مصرف در لغت به معنای خوردن، نوشیدن یا استفاده از چیزی و در معنایی دیگر به معنی استفاده از مقدار منابع به کار رفته که معادل آن واژه هایی چون کاربرد و استعمال، استفاده، بهره برداری است و در اصطلاح به معنای استفاده مناسب از منابع گوناگون به کار رفته برای ادامه زندگی عادی است.
به طور کلی در تعریف اصلاح الگوی مصرف می توان گفت، فرآیند بهبود مداوم رفتارها و روش های موجود مصرف کنندگان در استفاده از کالاها و منابع گوناگون از طریق ارتقا دانش، بینش و نگرش آنان و در نتیجه نهادینه کردن الگوهای درست و پایدار مصرف در جامعه است.( بقایی و قهرمانی فرد،1388، ص60) الگوی مصرف عبارت است از: شیوه ای برای مصرف که مبتنی بر نیازهای واقعی انسان و امکانات زیستی باشد.اصلاح الگوی مصرف به معنای کم کردن مصرف و صرفه جویی صرف نیست، بلکه بهره برداری بهینه، برنامه ریزی شده و مطلوب از امکانات و منابع در بخش های مختلف را در بر می گیرد و هدف از مباحث الگوی مصرف عبارت است از: کاهش ضایعات، تعیین جایگزین ها با توجه به امکانات اجرایی و عملی آنها و نیز بهبود کیفیت مصرف اقتصادی.
اسراف(...): اسراف از ریشه ی« سَرَف» به معنای تجاوز کردن از حد هر عملی، یعنی انجام زیاده از حد عمل است. (عزتی، 1388، ص84 و سنایی فر،1388، ص54) از نگاه واژه شناسان اسراف، مفهومی گسترده و به معنای خروج از اعتدال و فرارفتن از مطلق حدود است. ابن منظور می نویسد: « اسراف، تجاوز از حد اعتدال است.»( ابن منظور، نقل از کلانتری،1387، ص19) در عبارت فیروز آبادی نیز آمده است:« السرف ضد القصد» ( کلانتری،1387، ص33)راغب نیز می نویسد:« اسراف عبارت است از تجاوز از حد در هر کاری که انسان انجام می دهد اگر چه این امر در مورد انفاق، مشهورتر است»( راغب اصفهانی،1413ه.ق، ص407)
تبذیر(...): تبذیر نیز از ریشه ی« بَذَرَ» به معنای پاشیدن و استعاره از به هدردادن دارایی هاست و چنانچه دارایی، بیش از حد مصرف شود نیز تبذیر تلقی می شود.(عزتی،1388، ص85)برخی گفته اند: تبذیر عبارت است از هزینه کردن مال در آن چه سزاوار است، مصرف شود. بر اساس برخی از آیات قرآن کریم و سخن واژه شناسان می توان تفاوت این دو اصطلاح را به این دانست که اسراف، دایره ای گسترده دارد و به همه ی آنچه از انسان سرمی زند مربوط می شود و حال آن که تبذیر به بذل و بخشش و مانند آن از امور مالی محدود می گردد(سنایی فر،1388، ص54)
نحوه ی شکل‌گیری و ترویج مصرف‌زدگی و تجمل‌گرایی در ایران
بدیهی است بر اساس شواهد تاریخی، مردم ایران در دوران شکل‌گیری و پیروزی انقلاب اسلامی از تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری و زرق و برق‌های مادی برخوردار نبود، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران طاغوت که بیت‌المال عمومی و خزانه کشور و درآمدهای حاصل از فروش نفت در انحصار دربار بود، نه تنها مردم از مواهب طبیعی و درآمدها و سرمایه‌های کشور بی‌نصیب بودند بلکه دارایی‌های کشور در راه توسعه زیر ساخت‌ها و پیشرفت و ترقی کشور نیز هزینه نمی‌گردید، خرانه کشور، خزانه دربار طاغوت بود و اسراف و تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری در انحصار آنان بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و فرار درباریان و اشراف سلطنتی، مردم به رهبری امام خمینی(ره) و با محوریت روحانیت در چارچوب آموزه‌های دینی و انقلابی بر سرنوشت خویش حاکم گشتند. در این دوره حساس برای پایه‌ریزی نظامی متفاوت با گذشته و متکی بر اسلام و حمایت مردم، راه پرفراز و نشیبی را در پیش رو داشت، آن چه به این نوشتار ارتباط دارد این که، آحاد جامعه و دولتمردان و نیروهای انقلابی علیرغم محرومیت نسبی خویش، جان و مال خود را برای تقویت نظام اسلامی در طبق اخلاص گذاشتند و هشت سال دوران دفاع مقدس را با ایثار و انفاق تحمل و به پیروزی رساندند.
با این توصیف در دوران پس از انقلاب و هشت سال دفاع مقدس از اشرافی‌گری، اسراف و تبذیر، تجمل‌گرایی و ناهنجاری‌هایی از این قبیل خبری نبود، پس آن چه وضع موجود را زمینه‌سازی کرد به بعد از دفاع مقدس باز می‌گردد.
با روی کار آمدن دولت موسوم به سازندگی پس از دفاع مقدس از یکسو به اقتضای شرایط و نیازهای مربوط به بازسازی خرابی‌ها و بازگشت آوارگان، ضرورت تقویت زیر ساخت‌های اقتصادی کشور و از سوی دیگر افکار و سیاست‌های دولتمردان نورسیده و طبقه نوظهوری که شماری از آنها بعداً به تکنوکرات‌ها، باند نیویورک، مدافعان توسعه برون‌زا و متمایل به نظام اقتصادی معطوف به سرمایه‌داری لیبرال و اقتصاد جهانی موسوم گشتند، سبب شد تا فرهنگ و رویکردی متفاوت از گذشته ترویج شود. در شرایط جدید فرهنگ دوران انقلاب و روحیات جهادی دفاع مقدس نیز پیش کسوتان جهاد و شهادت به فراموشی سپرده شدند و در مدت کوتاهی طبقه‌ای نوکیسه با روحیات اشرافی‌گری، تجمل‌گرایی، ریخت و پاش اداری، رانت‌خواری، ویژه‌خواری، انحصارطلبی و جلسات و سمینارهای پرهزینه پدید آمدند که فرهنگ عمومی را نیز متأثر ساختند.
آن چه سبب گردید تا این فرهنگ و روحیات فراگیر شود این بود که طبقه اشرافی تازه به دوران رسیده با حمایت برخی بزرگان و جریان‌های تسلط یافته در دولت‌های بعدی نیز مهار فرهنگ و اقتصاد کشور را به نحو انحصاری و موروثی تصاحب و آن را حق خویش می‌دانستند و کسی را یارای انتقاد و یا تغییر ناهنجاری‌های پدید آمده نبود، حزب کارگزاران سازندگی که بعدها برخی افراد شاخص آن ایدئولوژی و الگوی مطلوب حزب را لیبرال دمکراسی نامیدند برای نهادینه ساختن قدرت و اهداف خویش زمینه‌سازی تشکیل جریان سیاسی جدیدی و تربیت و تقویت فعالان سیاسی وفادار به خود را در دستور کار قرار دادند تا این که مطلوب خویش را در قالب جبهه دوم خرداد سازماندهی و برای دولت پس از خویش به صحنه رقابت کشاندند. در دوران دوم خرداد، ولنگاری فرهنگی و بی برنامگی اقتصادی و شیفتگی دولتمردان به غرب و محصولات فرهنگی و واردات غربی وضعیتی را پیش آورد که امروزه توسعه و استقلال کشور در گرو تغییر و اصلاح آن است و مقام معظم رهبری اصلاح الگوی مصرف را شعار سال 88 نامیدند. هرچند رویکرد یاد شده در دولت عدالتخواه، ساده زیست و ولایت مدار، پرتلاش، کم‌مصرف و پایبند به آموزه‌های دینی و ارزش‌ها و شعارهای انقلاب اسلامی و رفاه عمومی تا حدودی کنترل و هدایت گردید، لکن بهبود مطلوب و تحول همه جانبه وضع موجود نیازمند زمان بیشتر و اجماع فراگیرتر و سیاستگذاری و برنامه‌ریزی جامع‌تری است که مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خویش و سخنرانی در حرم مطهر امام رضا(ع) ابعاد آن را ترسیم نمودند.
دکتر سبحانی که چند دوره حضور در مجلس داشته و از کارشناسانی هستند که در تدوین برنامه 5 ساله اول و دوم دخیل بوده‌اند می‌گوید: دولت‌ها در سال‌های پس از جنگ لزوماً درصدد عملیاتی کردن اقتصاد اسلامی نبوده‌اند، بلکه با توجه به مشکلات اقتصادی کشور، با بهره‌مندی از بخشی از کارشناسان سازمان‌های دولتی به تهیه و ارائه برنامه‌هایی اقدام نموده‌اند که به نظرشان می‌آمد می‌تواند بخشی از کمبودها، نواقص و کاستی‌‌های مزمن اقتصاد ایران را برطرف نماید. ایشان در مقطع دیگری تصریح کردند که دولت سازندگی تأکید کرده بود که ملاحظات و خواسته‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول را در تدوین برنامه‌ها در اولویت قرار دهیم.
دکتر دادگر نیز معتقدند برنامه‌های اول و دوم توسعه اقتصادی با این که زمینه‌ساز تحولاتی در کشور بودند، و یک سری اهداف کمی را هم پوشاندند، اما در ارتباط با شاخصه‌های موردنظر در قالب عزت و اقتدار اقتصادی و باملاحظه عناصر اقتصادی آن موفق نبوده‌اند.( فصلنامه تخصصی اقتصاد اسلامی، شماره اول، ص 9.)(مراد زاده، 1388، ص56)(مراد زاده، 1388، ص60)
عوامل موثر بر مصرف گرایی در ایران:
* جهل و ناآگاهی: نادانی زمینه‌ساز بسیای از انحرافات اخلاقی و رفتاری از جمله اسراف و تبذیر می باشد. امام علی(ع) می‌فرماید:« نادان شناخته نشود مگر در کارها، زیاده‌روی یا کوتاهی کند.»(نهج البلاغه، حکمت 67)
* غفلت و بی‌توجهی مسئولان و کارگزاران به رسالت‌های انسانی: کمبود نیرو، ضرورت سرعت در جبران عقب‌ماندگی‌ها و خرابی‌های ناشی از چپاول سردمداران رژیم گذشته، جنگ و درگیری ضدانقلاب، نداشتن مدل اقتصادی برخاسته از فرهنگ دینی و خودباختگی در برابر مدل‌ها و شیوه‌های جاری برخاسته از فرهنگ و تفکر غربی و حتی الگو گرفتن از کشورهای در حال توسعه چون سنگاپور، کره‌ی جنوبی و مالزی منجر به بروز فضایی گردیده که روحیه‌ی قناعت و ساده‌زیستی ناشی از انقلاب و 8 سال دفاع مقدس را به حاشیه رانده و امروز نمایش ثروت و برتری دنیوی، مجدداً در همه‌ی ابعاد ممکن در جامعه رواج یافته است.
تأسف‌بارتر این که منشاء بسیاری از اسراف‌ها در بی‌اعتنایی به بیت‌المال و ارائه‌ی الگوی مصرف بد از ادارات دولتی و شیوه‌ی مدیریت اسرافکارانه‌ی مدیران است. مدیرانی که بعضاً اسراف و تجمّل را بخشی از الزامات مدیریتی تلقی کرده و به تبعات فرهنگی و اجتماعی آن توجه ندارند. حال آن که الگوی علوی حکومت تا بدان پایه دقیق و ظریف است که در دستورات اجرایی آن آمده است:« أدِقّو اقلامکم و قاربو بین سطورکم و احذفو عنّی فضولکُم» یعنی قلم‌های خود را نازک کنید، فاصله‌ی میان سطرهای نامه را نزدیک و سخنان زاید را حذف کنید.
چنین پدیده‌ای هشدار رهبر معظم انقلاب را برانگیخته است و ایشان می‌فرماید:« مسئولان موظفند. اسراف فقط در زمینه‌ی فردی نیست، در سطح ملی هم اسراف می‌شود.»(مقام معظم رهبری،1388)
* پیروی از هوی و هوس: هواپرستی و گرایش نفس به لذت‌های مادی، سیری‌ناپذیر است، اگر خواسته‌های نفسانی با آموزه‌های دینی و عقلانی مهار نگردد، از نظر روحی و روانی سرچشمه غفلت از خدا و خلق می‌گردد.
* فراموشی از خویشتن انسانی و سرگرمی به دنیا و مظاهر مادّی: در حالیکه خداوند تبارک و تعالی رمز عاقبت بخیری و سعادت را مواظبت بر خویش و عبادت پروردگار دانسته و می‌فرماید: یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم( مائده/105) یعنی ای کسانی که ایمان آورده‌اید نفس‌های خود را پاس دارید،اما فراموشی و غفلت موجب زیان و خسران شده و حتی به ایجاد یک خلاء ارزشی منجر می‌شود. در چنین شرایطی که نگاه‌ها از ابعاد معنوی و روحی به سوی ابعاد مادّی و جسمی تغییر جهت می‌دهد، نوعی اشتهای سیری‌ناپذیر به مصرف، برای جبران حقارت‌ها نیز پدید می‌آید. در این فضا کسب جایگاه و منزلت دنیوی جای نیل به مقامات معنوی و ذخیره‌ی اخروی را می‌گیرد.
نویسنده‌ی توسعه و تضاد با اشاره با کاهش معنویت‌گرایی در جامعه‌ی امروزی معتقد است: « انسان‌ها عموماً احساس بی‌ارزشی می‌کنند و مجبورند برای کسب ارزش، خود را با وسایل و تزئینات بیارایند. یعنی این تزئینات هستند که به آنها ارزش می‌دهند. چرا؟ زیرا چنان که گفتیم انسان‌ها نیاز به احترام و منزلت دارند و مقیاس این نیاز از طریق مردم و آنچه که بین آنها معمول است (هنجار) شده است، تعیین می‌گردد.( رفیع پور،1376، ص207)
* روحیه ثروت‌اندوزی و رفاه‌زدگی: ثروتمندی همراه با روحیه اسراف و مصرف‌گرایی زمینه‌ساز اسراف است.
* از خودبیگانگی و تقلید از فرهنگ مصرفی غرب: در حالی که انسان تعریف شده در فرهنگ اسلامی و ایرانی به دنبال حفظ مقام آدمیت و جستجوی انسان کامل است، انسان برخاسته از فرهنگ و تفکر مادّی غرب، به دنبال لذت‌جویی و جستجوی مواهب دنیوی صرف می‌باشد. اما متأسفانه از دوره‌ی قاجاریه به این سو نوعی دنباله‌روی و تقلید از غرب بر هویت اسلامی و ایرانی ما سایه انداخته و مراجع هنجارفرست ما به تبلیغ و اشاعه‌ی شیوه‌های مصرف‌گرا و مادّی غرب می‌پردازند. وجود یک خصلت بومی یعنی چشم و همچشمی ایران هم به این پدیده دامن می‌زند. در این میان،« قشر بالای جامعه که عموماً در پی حفظ برتری مالی و منزلتی خود هستند و از آنجا که عده قابل توجهی از ایرانیان با غرب در ارتباطند، بالطبع به منظور حفظ برتری خود، از معیارهای ارزشی کمیاب در داخل (یعنی ارزش‌های خارجی نظیر اتومبیل، لوازم، البسه، موسیقی، غذا، نوشابه و حتی رفتار ...) استفاده می‌کنند و سپس قشر متوسط و فقیر نیز به تدریج از اینان پیروی می‌نمایند، جالب آن است که در این فرایند، دستگاه‌های ارتباط جمعی نظیر رادیو، تلویزیون، سینماها و مجلات نیز برای مقبول واقع شدن (جذب مخاطب) و همچنین به علت آن که از نظر سازماندهی ماهیتاً دارای این خصلت هستند، در برنامه‌ی خود( سریال‌ها، تبلیغات، فیلم‌ها و ...) به این فرایند گسترش ارزش‌های غربی کمک می‌کنند.» ( رفیع پور،1376، ص503)
این پدیده که ناشی از نوعی غرب‌باوری و تقلید از ارزش‌های غربی است، امروز به مصرف‌گرایی در جامعه کمک می‌کند و متأسفانه آن دسته از اقشاری که به عنوان گروه مرجع نیز مطرح می‌باشند، نقش شروع‌کننده و اشاعه ‌دهنده‌ی آن را بر عهده دارند و عوامل زیر این فرایند را تشدید می‌کند:
1/3ـ واردات کالاها و ایجاد وسوسه‌ی مصرف.
2/3ـ تبلیغات تجاری که تحت تأثیر سود و منفعت مادّی اشتهای مصرف را دامن می‌زند.
3/3ـ نیازآفرینی با امکان دستیابی به کالاهای جدید.
در واقع فرایندی که از گرایش به فرهنگ غرب و تقلید از آن شروع می‌شود به وابستگی و مصرف‌گرایی منتهی می‌شود که ناشی از پذیرش مادّی و جایگزین شدن مصرف به عنوان یک ارزش برای احساس بزرگی به جای ارزش‌های معنوی فراموش شده و به محاق افتاده‌ی فرهنگ و تفکر دینی و ایرانی است.( سنایی راد،1388، ص65)
* رذیلت‌ها و فساد اخلاقی: برخی رذایل اخلاقی همچون خود برتربینی و خودنمایی با اسراف و تبذیر رابطه مستقیم دارد. رسول خدا(ص) فرمودند:« هرکس جامه‌ای بپوشد و با آن، فخرفروشی کند، خداوند او را از لبه دوزخ به قعر آن فرو خواهد برد.»( صدوق، ج4، ص13)
* پدیده‌ی جهانی‌سازی و یکسان‌سازی هویت انسان‌ها: برای مصرف کالاهای متحدالشکل و انبوه ـ منافع تراست‌ها و کارتل‌های بزرگ اقتصادی و منافع شرکت‌های بزرگ تولیدی در گرد یکسان شدن علایق و ارزش‌های ملت‌ها و اقوام گوناگون برای ارائه‌ی تولیدی انبوه و متحدالشکل است که به کاهش هزینه و سود بیشتر منجر گردد. در ظاهر چنین پدیده‌ای رنگ اقتصادی به خود می‌گیرد اما زمینه‌ای فرهنگی و حتی سیاسی برای آن شکل می‌گیرد. به عبارتی ابتدا فرهنگ مصرفی شکل می‌گیرد که حتی ماهیت اقتصادی مصرف را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد.« فرهنگ مصرفی نه تنها ارزش نمادین و فرامعیشتی به مصرف می‌دهد، بلکه در بیشتر موارد به این جنبه از مصرف در مقابل جنبه‌ی دیگر آن (مصرف به عنوان تأمین کننده‌ی نیازهای زیستی) اولویت می‌بخشد.( گل محمدی،...، ص 102)
جهانی‌سازی وقتی با منافع کارتل‌ها و قدرت‌های اقتصادی پیوند می‌خورد، یک پروژه برای یکسان‌سازی سلیقه‌ها و یکدست شدن ذوق مصرف‌کننده برای فروش کالای انبوه است. در چنین پروژه‌ای هویت‌های سنتی و قومی باید به نفع فرهنگ مصرفی موردنظر کارتل‌های جهانی وتو می‌شود.( سنایی راد،1388، ص65)
* الگوپذیری از مسرفان: قرآن کریم آشکارا دستور می‌دهد که "هرگز از مسرفان پیروی نکنید».( شعرا/115)
* تولید و عرضه نادرست و نامطلوب کالا: تولید کالاهای غیراستاندارد زمینه‌ساز اسراف است.
* انباشته شدن ثروت در دست عده‌ای خاص: این وضع به لذت‌جویی و تجمل‌گرایی کشانده می‌شود.
* حاکمیت‌ ارزش‌ها و فرهنگ تکاثری و غیرالهی: روحیه چشم و هم‌‌چشمی و رقابت در مصرف‌گرایی، رسوخ بنیادهای اعتقادی و اخلاقی بیگانه در جامعه، الگوپذیری از مترفان درگسترش اسراف مؤثرند.(مراد زاده،1388، ص57)
* نفوذ سرمایه‌داران، تجمل‌گراها و مسرفین به حکومت‌ها: اینان در صورت دستیابی به مناصب حکومتی فرهنگ و روحیه خود را ترویج می‌کنند.
ضرورت اصلاح الگوی مصرف بر اساس آیات و روایات
در آیات قرآن کریم و روایات وارده، از جهات مختلفی بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف تاکید شده است. در اینجا به برخی از آیات و روایات موجود در این زمینه اشاره می شود.
* وَاقصِد فِی مَشیِکَ وَاغضُض مِن صَوتِکَ إِنَّ أَنکَرَ الاصوَاتِ لَصَوتُ الحَمِیرِ؛( و در راه رفتن خود میانه رو باش و صدایت را آهسته ساز که بدترین بانگ خزان است)( لقمان/19)
* وَ هُوَ الَّذی أنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعرُوشَاتٍ وَ غَیرَ مَعرُوشّاتٍ وَالنَّخلَ وَالزَّرعَ مُختَلِفاً أُکُلُهُ وَالزَّیتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَ غَیرَ مُتَشابِهٍ کُلُوا مِن ثَمَرِهِ أَثمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ یَومَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسرِفُوا إِنَُهُ لا یُحِبُّ المُسرِفینَ؛ (و اوست کسی که باغ هایی با داربست و بدون داربست و خرما بن و کشتزار با میوه های گوناگون آن و زیتون و انار شبیه به یکدیگر و غیرشبیه پدید آورد از میوه آن چون ثمر داد بخورید و حق ] بینوایان از[ آن را روز بهره برداری از آن بدهید و ]الی[ زیاده روی مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد)(انعام /141)
* الَِّذینَ یَبخَلُونَ وَ یَأمُرُونَ النَّاسَ بِالبُخلِ وَ یَکتُمُونَ ما آتاهُمُ الله مِن فَضلِهِ وَأَعتَدنَا لِلکَافِرینَ عَذَابَّا مُّهِیناً( همان کسی که بخل می ورزد و مردم را به بخل وا می دارند و برای کافران عذابی خوار کننده آماده کرده ایم)(نساء/ 37)
* وَلَا یَحسَبَنَّ الَّذِینَ یَبخَلُونَ بِما آتَاهُمُ الله مِن فَضلِهِ هُوَ خَیرًا لَّهُم بَل هُوَ شَرَّ لَّهُم سَیُطَوَّ قُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یَومَ القِیَامَهِ وَ لِله مِیرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرضِ وَاللهُ بِمَا تَعملُونَ خَبِیرٌ( و کسانی که به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده بخل می ورزند، هرگز تصور نکنند که آن ]بخل[ برای آنان خوب است بلکه برایشان بد است به زودی آنچه که به آن بخل ورزیده اند روز قیامت طوق گردنشان می شود. میراث آسمان ها و زمین از آن خداست و خدا به آنچه می کنید آگاه است)(آل عمران /180)
*وَ الَّذِینَ تَبَوَّوُواالدَّ ارَ وَالإِیمَانَ مِن قَبلِهِم یُحِبُّونَ مَن هَاجَرَ إِلَیهِم وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورهِم حَاجَه مِّمَّا أوتُوا وَ یُوِثرُونَ عَلَی أَنفُسِهِم وَلَو کَانَ بِهِم خَصَاصَهٌ وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَأ ُولَئِکَ هُمُ المُفلِحُون؛(و ]نیز[ کسانی که قبل از ] مهاجران[ در ]مدینه[ جای گرفته و ایمان آورده اند هر کس را که به سوی آنان کوچ کرده دوست دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدی نمی یابند و هر چند در خودشان احتیاجی ]مبرم[ باشد آنها را بر خودشان مقدم می داند و هر کس از خست نفس خود مصون ماند ایشانند که رستگارانند)(حشر/9)
« یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا و لاتسرفوا انه لا یحب المسرفین»(اعراف 31/)« ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.»
* اتَّقُوا اللهَ مَااسَتطَعتُم وَاسمَعوُا وَأطِیعُوا وَأنفِقُوا خَیراً لِّأنفُسِکُم وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ؛( پس تا می توانید از خدا پروا بدارید و بشنوید و فرمان ببرید و مالی برای خودتان ] در راه خدا[ انفاق کنید و کسانی که از خست نفس خویش مصمون مانند آنان رستگارانند) (تغابن16/)
* وَالَّذِینَ إِذا أنفَقُوا لَم یُسرِفُوا وَلَم یَقتُرُوا وَ کانَ بَینَ ذلکَ قَواماً(سوره فرقان ،آیه 67)
ترجمه:« آن ها کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می کنند و نه سخت گیری بلکه در میان این دو حد اعتدالی دارند».
* وَلا تُطِیعُوا أمرَ المُسرِفینَ
* الَّذِینَ یُفسِدُونَ فِی الارضِ وَ لا یُصلِحُونَ (سوره شعراء: آیات 151 تا 152)
ترجمه:« و اطاعت فرمان مسرفان نکنید. همان ها که در زمین فساد می کنند و اصلاح نمی کنند.»
* الامام علی(ع): کُلُّ مُا زَادَ عَلَی الاقتِصَادِ إِسراف.
امام علی(ع): هرچه بیش از میانه روی باشد،اسراف است.(غررالحکم، حدیث 8116)
* الامام علی(ع): مَافَوقَ الکَفَاف إسرَافُ.
امام علی(ع): بیش از کفاف(اندازه کفایت) اسراف است.(غررالحکم، حدیث8117)(نقل از مرکز مطالعات راهبردی نصر)
الامام علی(ع): مَن لَم یُحسِنِ الاِقتِصادَ أَهلُکَهُ أِسرافُ.
امام علی(ع): هر کس به خوبی میانه روی نکند، اسراف او را هلاک خواهد کرد.(غررالحکم، حدیث 8074)
* الامام علی(ع): کَثَرَهُ السَّرِفِ یَدُمَّر.
امام علی(ع): اسراف زیاد، ویرانگر است.(غررالحکم، حدیث 8129)
* الامام علی(ع): کن سمحاً و لاتکن مبذراً و کن مقدراًولا تکن مقتراً
امام علی(ع): دست و دل باز باش؛ نه ولخرج و میانه رو باش؛ نه خسیس.(نهج البلاغه ، حکمت 33)
الامام علی(ع): هیچ جهالتی همچون بیهوده خرج کردن نیست.(غررالحکم، حدیث 8144)
قواعد مربوط به مقدار مصرف
در اسلام قواعد خاصی برای مقدار مصرف کالاها و خدمات ارائه شده است که مهمترین این قواعد، رعایت قصد یا رعایت حد اعتدال و میانه روی در مقدار مصرف می باشد.
* قاعده ی رعایت اعتدال و میانه روی در مصرف(قصد)
به طور کلی در نگرش اسلام بنیاد همه ی امور بر میانه روی و اعتدال می باشد و هر گونه رفتارهای بیرون از این چارچوب نه تنها درست و نابهنجار بلکه گناه، حرام و گاه جرم تلقی می شود. همان گونه که زیاده روی، اتراف، اسراف و تبذیر اموری مردود، مذموم و گناه شمرده شده است.همین طور عدم استفاده از نعمت های حلال خداوند و عدم بهره مندی از آن در راستای آسایش،آرامش و کمال، امری مذموم و ناپسند دانسته شده است.
* قاعده تحریم اسراف و تبذیر
اسراف، زیاده روی در مصرف و ریخت و پاش یکی از معضلات و ناهنجاری های بزرگ اجتماعی است که امروزه بسیاری را گرفتار خود کرده و موجب اتلاف منابع، فروریختن آرامش و از بین رفتن کانون گرم خانواده ها شده است. در قرآن کریم این بلای اجتماعی مذموم و خانمان سوز یکی از شاخصه های نظام فاسد فرعونی تلقی شده است.
* قاعده ممنوعیت تقتیر و بخل
تقتیر به معنی ترک مصرف کالاها و خدمات نسبت به حد اعتدل، یعنی انجام دادن کمتر از حد اعتدال اعمال یا رفتار است. این مفهوم در امور اقتصادی با کلمه ی بخل نیز مترادف گرفته شده است.در آیات و روایات از مومنین خواسته شده است که از بخل ورزی اجتناب نماید.
« الَّذِینَ یَبخُلونَ وَیَامُرُونَ النَّاسَ بِالبُخلِ...» آنها که بخل می ورزند و مردم را به بخل دعوت می کنند و آنچه را خداوند از فضل خود به آنها عطا کرده است، کتمان می کنند،به کیفر خود خواهند رسید.
حضرت علی (ع) می فرمایند:
« سخاوتمند باش نه در حد ولخرجی (زیاده روی) و روی حساب خرج کن نه در حد خسیسی»
مصادیق اسراف و تبذیر
* اسراف در آب
اهمیت حیاتی آب که منشا زندگی و بقاست،(انبیاء/30) بر کسی پوشیده نیست. امام صادق(ع) در تشبیهی زیبا می فرمایند: « طعم الماء طعم الحیاه» « مزه آب، مزه زندگی است»(حر عاملی،1413ه.ج ص46)
از این رو، زیاده روی در مصرف آب و به ویژه هدر دادن آن هر چند به مقدار اندک نکوهش شده است. نیز امام صادق(ع) می فرمایند:« أنی الاسراف هراقه فضل الماء...» کمترین حد اسراف، دور ریختن ته مانده آب ]ظرف[ است.
ایرانیان 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می کنند.( نواصر،1389، ص64)
بد نیست اشاره کنیم که در حال حاضر سه مورد استفاده اساسی از آب شامل مصارف" کشاورزی" "صنعتی و تولید نیرو" و "شهری" روز به روز در حال افزایش است. طبق گزارشات، مصرف سرانه آب(لیتر در روز) در شیراز 155 لیتر، در قم 166 لیتر، در خوزستان 234 لیتر بوده؛ در حالی که در ظهرون عربستان 87 لیتر، در مکزیک 100 لیتر و در مالزی 90 لیتر است. برابر آمار، میزان آب مصرفی کشور عزیزمان- ایران- در سال1340، حدود40 میلیارد مترمکعب بوده. این رقم در سال 1376، به حدود 83 میلیارد مترمکعب (تقریباً 2 برابر) رسید و پیش بینی می شود که تا سال 1400، مقدار آب های مصرفی ایران در تمامی زمینه ها به ترتیب زیر باشد:
افزایش آب شرب 25/2 برابر خواهد شد.
آب موردنیاز صنایع 8/3 برابر خواهد شد.
آب موردنیاز بخش کشاورزی و پرورش آبزیان به 2 برابر برسد.
با توجه به روند رو به تزاید مصرف آب و کمبودهای ناشی از عدم بارش و به تعبیری خشکسالی، در صورت عدم رعایت الگوی مصرف بهینه آب، مردمان ایران زمین به طور عام و اهالی مناطق مرکزی و خشک کشور به طور اخص، درگیر مشکلات عدیده ای خواهند شد.
* اسراف در خوردنی ها و سایر آشامیدنی ها
در آیات قرآن ،با اشاره به حق آدمی در استفاده از غذا و آب، بر این نکته تاکید شده است که در این امر، اسراف و زیاده روی نشود:« وَکُلُوا وَاشرَبُوا وَ لا تُسرِفُوا»(اعراف/31)
بعنوان مثال سرانه مصرف روغن در ایران 17 کیلو گرم و مصرف سرانه دنیا 5/12 کیلو گرم است(نواصر،1389)
* اسراف در لباس
لباس، وسیله حفظ و مایه زینت و آراستگی آدمی است (اعراف/26) با این حال، در آموزه های دینی بر میانه روی در استفاده از آن تاکید و تجاوز از آن، اسراف دانسته شده است.(عیاشی،1380 ج2،ص 13)
امام صادق(ع):
اسراف عبارت از آن است که لباس نو را در جایی که باید لباس فرسوده پوشید، بپوشی(مکارم الاخلاق/117)
تردید نیست که حس تنوع طلبی و تمایل به شیک پوشی، آراستگی ظاهری و زیبایی، از امور غریزی آدمی است و در آموزه های اسلامی نیز مورد تایید بلکه تشویق قرار گرفته است. برای نمونه امام صادق(ع) فرمودند:« بر تو باد که خویشتن را به بهترین شکل بیارایی...»(کلینی، 1365، ج6، ص 44)


اسراف در وسایل نقلیه
مرکب و وسیله نقلیه نیز ممکن است از نظر کمیت و کیفیت مصداقی برای اسراف باشد.امام صادق(ع) می فرمایند:« ... ویرکبوا قصدا... اتری الله ائتمن رجلاً علی مال خول له ان یشتری فرسا بعشره الاف درهم و یجزیه فرس بعشرین درهماً!... و قال فَلَنَقُصَّنَّ عَلَیهِم بِعِلمٍ وَ ما کُنّا غائبینَ(اعراف/31) » (عیاشی،ج13:2)(تفسیر برهان، ج2، ص10)
« و خداوند تجویز نمود که مردم در حد میانه، از مرکب استفاده کنند،.... آیا چنین می پنداری که خداوند، مالی را نزد مردی امانت می نهد و آنگاه به وی اجازه می دهد تا اسبی به ده هزار درهم بخرد، در حالی که اسبی به بیست درهم او را کافی است...]مگر نه آن است که خود[ فرمود:« اسراف مکنید که او اسراف کاران را دوست ندارد»
اسراف در هزینه های ازدواج
روایات، ازدواج و پیوند زناشویی را امری الهی دانسته اند که تعادل و میانه روی در آن سفارش شده و تجاوز از آن حرام گشته است(همان)
حرمت اسرا، تمام هزینه های بیهوده ازدواج را در بر می گیرد. اسراف در هزینه های ازدواج دارای ابعاد گوناگونی است.
نخست: سنگین گرفتن مهریه ها و از حد گذشتن در این باره مقدار مهریه با اینکه طبق ظاهر بر خلاف ظاهر برخی آیات (نساء /20 و قصص/28- 27 )و نظر شهور فقیهان( حلی:129 و نجفی، ج 31 : 47) در افزایش آن محدودیتی نیست، ولی کم بودن مقدار آن سفارش بسیار شده است( کلینی، ج5: 324) به ویژه تاکید می شود که از مهر السنه پیامبر اکرم(ص) (یعنی مقدار پانصد درهم یا پنجاه دینار( فتح الله:194 :368 )که برای همسران و دختران خود قرار می داد ) فراتر نرود(حرّ عاملی، ج15: 5- 12 و کلینی، ج5: 8- 377)
دوم: زیاده روی در تهیه لوازم زندگی(جهیزیه) و به ویژه مطالبه کالاهای لوکس و تجملاتی یا وسایلی که در درجه نخست از اهمیت قرار نمی گیرند و از جمله افراط در مطالبه یا خرید زیور آلات که بیشتر ناشی از حس هم چشمی و رقابت یا خود نمایی و فخرفروشی است. چنان که گاه عروس و داماد، وضعیت خود را با شرایط زندگی پدر و مادر خود مقایسه می کنند و تمام امکانات موجود آنان را خواستارند.( قیوم زاده، 1388، ص69)
اسراف در حامل های انرژی
امام کاظم(ع) به نقل از حضرت علی(ع) می فرمایند:« خمس تذهب ضیاعاً: سراج تقده فی الشمس... والضوء لاینتفع به» (طوسی، 1414ه.ق ، ص285 )
پنج چیز ضایع می گردد:« چراغی که آن را در ]نور[ خورشید برافروزی... و نوری که از آن استفاده نشود.»
این گونه روایات در واقع معیارهای اسراف را بر استفاده نا به جا از نور و چراغ تطبیق داده است و بدین سان، هرگونه مصرف نادرست از انرژی و یا هدر دادن آن- که چراغ و نور هم نمونه ای از آن است- اسراف به شمار می آید. سالانه میانگین هدر رفت انرژی در ایران بالغ بر8میلیارد دلار است و در صورت روند فعلی ایران تا سال 1397 به وارد کننده فراورده های نفتی تبدیل خواهد شد( نواصر،1389) طبق آمار معتبر، از مجموع انرژی برق تولیدی کشور،4/33 درصد در بخش های خانگی، 45/32 درصد در بخش صنعتی،9/12 درصد در بخش عمومی،6/11 درصد در بخش کشاورزی،59/2 درصد در روشنایی معابر و 54/6 درصد در سایر مصارف استفاده می شود و در هر کدام از این بخش ها موارد پنهان و آشکار بسیاری وجود دارد که اتلاف منابع را هشدار می دهد و می توان با توسل به اصلاح قوانین، فرهنگ سازی، اصلاح قیمت ،استفاده از تجهیزات مناسب و... امثال اینها در جهت اصلاح وضعیت نامناسب کنونی مصرف اقدام کرد.( ادیب و همکاران، 1388، ص76) سرانه مصرف برق در ایران سه برابر میانگین جهانی و در رتبه 19 جهان قرار دارد و دولت سالانه یارانه ای معادل 4هزار میلیارد تومان برای برق می دهد( نواصر،1389) در ایران به ازای هر متر مربع ساختمان ماهیانه 30متر مکعب گاز ولی در اروپا 5/5 متر مکعب گاز مصرف می شود.


اسراف در اموال عمومی و بیت المال
از بدترین انواع اسراف، تضییع اموال عمومی و هدر دادن سرمایه های متعلق به بیت المال است؛ زیرا علاوه بر گناه اسراف و پی آمدهای اقتصادی منفی آن، تضییع حقوق همه مردم بوده و آدمی را مدیون همه افراد جامعه خواهد کرد.روشن است که حفظ و پاسداری از بیت المال، هم وظیفه مسئولان دستگاههای حکومتی،مدیران و کارمندان است و هم بر عهده عموم مردم.
* اسراف در نان: بالاترین نرخ مصرف نان جهان در ایران است،مصرف سرانه نان در ایران حدود160 کیلو گرم در فرانسه 56 کیلو گرم در آلمان70 کیلو گرم( نواصر،1389، ص63)
* اسراف در سرمایه نیروی انسانی( اتلاف وقت و عدم بهره برداری مناسب از نیروی انسانی).
* اسراف در برگزاری همایشها و سمینارهای غیر ضروری.
* اسراف در تجهیزات اداری و سازمانی.
* اسراف در جوایز اهدایی به کارکنان و ...
آثار زیانبار اسراف و تبذیر
وابستگی، فقر و بیچارگی کشور: مصرف گرایی، ریخت و پاش و اسراف یکی از پدیده های اقتصادی است که پس از انقلاب صنعتی غرب به منظور پیدا کردن بازار مصرف مطمئن برای کالاها و صنایع تولیدی دول غربی و کسب سود بیشتر،رونق چشمگیری پیدا کرد و کشورهای مختلف جهان به ویژه ملل جهان سوم به عنوان منبع مهم تامین کننده مواد خام اولیه کارخانجات صنعتی کشورهای غربی و بازار مصرفی آنان مبدل گردید. در حال حاضر نیز یکی از استراتژی های بسیار خطرناک دشمنان در استفاده از حربه ی تحریم، تکریم بر نحوه ی مصرف در کشور است، آن ها با مطالعه و بررسی بیشترین اقلام مصرفی سعی می کنند ایران را در بخش هایی که بیشتر مصرف می کند در فشار و تنگنا قرار دهند. مصرف گرایی، اقتصاد کشور ما را بیش از پیش وابسته و روز به روز بر واردات ما می افزاید. به عنوان مثال در سال 1387 بیش از 50 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی صرف ورود کالاهای مصرفی شده است. و این یکی از بلاهای خانمانسوزی است که در صورت عدم علاج، کشور را به عقب ماندگی و وابستگی مطلق سوق خواهد داد
اگر جامعه ای به اسراف و مصارف بی رویه عادت نمود فقر و بیچارگی و احساس نیاز دامن آن را خواهد گرفت و حتی ممکن است این روند موجب گردد همواره دست نیاز آن ها به سوی بیگانگان دراز باشد و در نتیجه استقلال سیاسی و فرهنگی آن ها مورد تهدید قرار گیرد. بنابراین افراد یک جامعه می توانند با پرهیز از اسرا، تبذیر، تجمل گرایی و کاهش مصارف غیرضروری و توسعه ی فرهنگ ساده زیستی، از یک طرف زمینه مصرف سرمایه های اضافی در امور زیربنایی را فراهم ساخته و بسترهای ایجاد اشتغال مولد و فعال را فراهم نمایند و از طرف دیگر کشور را از وابستگی و سقوط نجات دهند.
اضطراب و نگرانی در خانواده ها
در کشور ما کم نیستند خانواده هایی که طبخ غذاهای متنوع، بهره مندی از کلکسیون لباس های رنگارنگ، داشتن خانه های اشرافی و اتومبیل های گران قیمت و به طور کلی مصرف گرایی و اسراف را نشانه ی عزت، بزرگی و شرافت خانوادگی خود دانسته و با همین نگرش غلط روز به روز بر طبل مصرف گرایی می کوبند، این شیوه ی از زندگی، خانواده ها را در یک مسابقه ی دائمی برای چشم و هم چشمی، خودنمایی و تبرج می کشاند، چرا که دائما می خواهند لباس هایی بپوشند که دیگران ندیده و نداشته باشند، اتومبیل هایی سوار شوند که آخرین مدل باشد. به گونه ای مجلس آرائی و سفره آرائی نمایند که دیگران انگشت به دهان بمانند. حاکمیت این فرهنگ غلط مصرفی بر خانوده ها موجب می شود برای عقب نماندن از دیگران روز به روز به اسراف، ریخت و پاش و مصارف غیر ضروری و بی رویه گرایش بیشتری داشته باشند و قطعا همین مساله زمینه های اضطراب، نگرانی و تشویق خاطر را در این دسته از خانواده ها عمیق و گسترده تر می نماید.


فقدان لذت معنوی
اهل اسراف و خوشگذرانی لذات معنوی را درک نمی کنند، زیرا عبادت، عرفان، سیر و سلوک اخلاقی و معنوی درست در نقطه مقابل آن می باشد بنابراین یکی از آثار زیانبار مصرف گرایی و غرق شدن در زندگی مادی و دنیوی محروم شدن از درک لذت های معنوی می باشد.
سلب نعمات الهی و هلاکت جامعه:
بدون شک یکی از آثار بسیار خطرناک و زیانبار اسراف و تبذیر، ریخت و پاش، تجمل گرایی و خوی اشرافیگری سلب نعمات الهی است.چرا که اسراف و تبذیر نوعی بی توجهی و بی اعتنایی به نعمت های الهی و در واقع روح ناسپاسی نسبت به منعم است، زیرا که شکر منعم زمانی حاصل می شود که از نعمت های عطا شده بهره برداری بهینه شود و این با ریخت و پاش و اسراف سازگاری ندارد.( سنایی فر،1388)
نتیجه گیری:
نام گذاری سال 90 به نام سال جهاد اقتصادی را می توان به دلیل ضرورت توجه به مسایل اساسی کشور با محوریت اقتصاد برای یک حرکت جهاد گونه مسئولان و ملت در این عرصه دانست. چرا که دشمن ناامید از همه ی تهاجمات نظامی- سیاسی، اساسی ترین فعالیت خود را بر روی مسایل اقتصادی و فرهنگی متمرکز نموده است و یکی از مهمترین ابزار آنها، تحریم هایی است که در ابعاد مختلف[ 1- تحریم اقتصادی و اخلال در مناسبات اقتصادی کشورمان با سیر کشورها 2- خرابکاری در زیز ساختها و فناوری های کلیدی 3- مدیریت اداراک و جلوگیری از رشد خود باوری و ضربه زدن به اعتماد مردم نسبت به تولیدات داخلی 4- و...] علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال می شود. بدون تردید تحقق جهاد اقتصادی الزاماتی دارد که بدون آنها نمی توان از جهاد اقتصادی سخت و پیچیده سخن گفت الزاماتی از قبیل: 1- داشتن روحیه جهادی 2- حفظ وحدت و انسجام ملی، چرا که یکی از مهمترین موانع پیشرفت جامعه اسلامی تفرقه و اختلاف است 3- تعمیق و استحکام معنویت 4- پرهیز از مسائل حاشیه ای و حاشیه سازی در کشور 5- همدلی و وحدت در میان مردم و مسئولان. 6- ایثار و از خود گذشتگی که به عنوان مهمترین عنصر جهاد به شمار می رود.7- رعایت اصل صرفه جویی 8- توجه به تجارب گذشته ی کشور 9- برنامه ریزی و اقدام بصورت دانش پایه و عالمانه و اجتناب از شتابزدگی10- اطاعت از فرمان فرمانده بطوری که. مقام معظم رهبری در سال 1388 فرمودند« باید خودمان را اصلاح کنیم، باید الگوی مصرف جامعه و کشور اصلاح شود، ما الگوی مصرفمان غلط است، مسئولان موظفند» و در سال 1389 برای رسیدن به هدف اصلاح الگوی مصرف و بهره وری مناسب همت مضاعف و کار مضاعف را وجه همت همه مشخص نمودند تا بنا به وظیفه اسلامی، کشوری که داعیه الگوی جهانی در اداره مطلوب جامعه بر اساس فطرت پاک الهی- انسانی دارد باید بتواند به صورت بهینه از منابع خویش بهره وری نماید تا تبدیل به یک مدل و الگوی موفق جهانی شود. چرا که در شرایط حاضرو با توجه به موج بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی و سرنگونی حکومتهای دیکتاتوری وابسته به غرب که یکی پس از دیگری در حال وقوع است، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک الگوی عملی اسلام ناب محمدی(ص) کانون توجهات دنیای اسلام قرار گرفته است، که البته این الگو می تواند در زمینه اقتصادی نیز خود را نمایان سازد. بدون تردید اصلاح واقعی الگوی مصرف و عملیاتی نمودن آن از یک طرف نیازمند برنامه ریزی دقیق در تمامی زمینه ها و زوایای جامعه از جمله عرصه ی تولید، خدمات، توزیع، زیرساخت ها، فرهنگ و عرصه قضا و قانون گذاری و... می باشد و از طرف دیگر یک فرآیند بلندمدت و طولانی را طلب می نماید. باید برای نهادینه شدن الگوی مصرف به تمامی ریشه ها، علل و سرچمشه ی ناصحیح مصرف گرایی در عرصه های گوناگون از جمله تولید، خدمات، توزیع و... توجه نمود و طرحی نو در انداخت ولی به نظر می رسد در بدو امر نیازی به تئوری پردازی های نامانوس و آکادمیک نبوده و کافی است تنها به آموزه های دینی و فرهنگ سازی برای نهادینه نمودن آن در زوایای مختلف زندگی فردی و اجتماعی توجه نمود.
یکی از معارفی که در سراسر متون دینی و در متن سیره و سنت انبیاء اولیاء و بزرگان دین در قول و فعل آنها در طول تاریخ ساری و جاری بوده و تاثیر بسیار زیادی در اصلاح الگوی مصرف دارد، بحث« قناعت» می باشد.
تاریخ درخشان زندگی انبیاء و رهبران الهی و مراجع معظم تقلید و علماء و بزرگان دینی الگوی بی مثالی برای رهروان و رهپویان آنان می باشد، این بزرگواران در طول زندگی سراسر افتخارآمیز خود به اصل ارزشمند« قناعت و صرف جویی» پایبند بوده و هرگز دچار کمترین رفاه زدگی، تجمل گرایی،دنیا طلبی، اسراف و تبذیر نشده اند و همواره همگان را به اصل ساده زیستی، میانه روی، زهد، صرفه جویی و اجتناب از تعلق به دنیا و زخارف مادی و مصرف گرایی تشویق و دعوت نموده اند. ولی متاسفانه راه و رسم زندگی ما اعم از فقیر و غنی در تمامی زمینه ها فاصله ی بسیار زیادی با این اسوه های بی نظیر دارد.
بایستی دردمندانه اذعان نمود که مشکل اصلی جامعه ما برای مقابله با پدیده ی ناهنجار و شموم مصرف گرایی فقر مبانی تئوریک و نقصان علوم و معارف نظری نیست، بلکه عدم آگاهی و بیگانگی ما با معارف بلند اسلامی و در حاشیه بودن آموزه های دینی در متن زندگی ما است، در یک جامعه اسلامی به هیچ وجه قابل قبول نیست که افراد آن با وجود برخورداری از فرهنگ غنی و پربار اسلامی در همه ی زمینه ها به ویژه بحث« قناعت و صرفه جویی» از برخی از جوامع که از داشتن چنین تعالیمی محرومند و صرفا ملاحضات مادی آنان را به صرفه جویی و پرهیز از اسراف واداشته است، عقب بمانند. بلکه باید با بهره گیری از این تعلیمات؛ در این زمینه خود الگوی سایر جوامع باشند. به عنوان مثال در ژاپن اصطلاح« موتای تای» یک روح قناعت و صرفه جویی را به آنها داده است که ضمن تلاش زیاد و کار موثر و مفید حداکثر استفاده از امکانات موجود بنمایند، آنان علی رغم آن که دومین تولید کننده کاغذ دنیا هستند به هیچ وجه کتب و روزنامه های خوانده شده را دور نمی اندازند، آنان تمام زباله های خود را بازیافت می نمایند، در مصرف انرژی به شدت صرفه جو هستند و به جای استفاده از سیستم های بزرگ و پرهزینه تهویه مرکزی سعی می نمایند از وسایل بدون هزینه ابتدایی از جمله کیسه های شنی انفرادی و لباس گرم و... برای گرم کردن اعضاء خانواده استفاده نمایند.
پس باید برای مقابله با مصرف گرایی و مصرف زدگی:
* در زندگی باید سیره و سنت اولیاءا... و بزرگان را الگو قرار دهیم
* به برگزاری همایشهای و کنگرهای کاربردی برای آموزش الگوی مصرف بچردازیم.
* برای جلو گیری از اسراف فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر را به اجرا درآوریم.
* به فرهنگ سازی و تبیین الگوی مصرف از طریق تعلیم و تربیت( مدارس، دانشگاها، حوزه های علمیه)، رسانه ها، صدا و سیما، مطبوعات، روزنامه، سازمانها و ... بپردازیم.
* بر مصرف در تمامی سطوح و در تمامی سازمانمها و ارگانها، شرکتها و ... نظارت صحیح داشته باشیم.
* آموزش الگوی مصرف به کودکان را از همان اوان کودکی مد نظر داشته باشیم.
* برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های دولتی در نظام تولید– توزیع و مصرف از طریق وضع قوانین و مققرات، هدفمند کردن یارانه ها، اصلاح قیمت ها، جلوگیری از قاچاق و اصلاح تعرفه های گمرکی، تدوین منشور اصلاح الگوی مصرف، تعدیل هزینه های جاری و الزام نهادها و سازمان های دولتی به بهبود مدیریت، اصلاح فرآیند کارها، حذف هزینه های غیر ضرور و در نتیجه ارتقا کارایی و بهره وری، کمک به صنایع و بنگاه ها در استقرار فن آوری های جدید با استاندارد بالا به منظور کاهش ضایعات مواد اولیه، صرفه جویی در منابع مالی و انسانی و افزایش کیفی تولیدات و خدمات و ارتقا بهره وری.
* ارائه راهکارهای عقلانی کردن هزینه و فایده در مخارج خانواده.
* آگاه کردن مردم از استانداردهای جهانی مصرف تمامی کالاها بخصوص انرژی.
* تبیین مذمت و قباحت اسراف از نظر شارع مقدس با عنایت به حرمت شرعی در آیات و روایات.
منابع:
* قرآن کریم
* نهج البلاغه، ترجمه و شرح فیض الااسلام.
* تفسیر برهان.
* دعای مکارم الاخلاق.
* آمدی، عبد الواحد بن محمد تمیمی(1366).غررالحکم و دررالکلم. قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.
* ادیب، یوسف و همکاران(1388)« نقش زن ایرانی در اصلاح الگوی مصرف و ارائه راهکار» مهندسی فرهنگی، سال چهارم، شماره 35-36، ص76.
* بقائی، حسین، قهرمانی فرد، کامیار(1388)« جهانی شدن مصرف گرایی و نقش آموزش و پرورش در اصلاح الگوی مصرف»، مهندسی فرهنگی،1388، سال چهارم، ص60.
* رزاقی، ابراهیم(1374). الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی. تهران: چاپ پخش، ص163-164.
* حکیمی، محمدرضا، محمد و علی(1378). الحیات. ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
* حر عاملی، محمد بن حسن(1413ه.ق). وسائل الشیعه. تحقیق عبد الرحیم ربانی شیرازی، چاپ ششم، تهران: مکتب الااسلامیه.
* راغب اصفهانی، حسین(1413ه.ق). مفردات الفاظ قران. بیروت: الدار السیامیه. ص407.
* ربانی، رسول، رستگار، یاسر(1387)« جوان، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی» مهندسی فرهنگی، سال سوم، شماره23و24.
* رفیع‌پور، فرامرز(1376). توسعه و تضاد. تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
* فصلنامه تخصصی اقتصاد اسلامی، شماره اول، ص 9.
* سنایی راد، رسول(1388)« مصرف زدگی نماد از خود بیگانگی انسانی».
* سنایی فر، اکبر(1388)« نگرشی بر بحث اسراف و تبذیر و آثار زیانبار آن» اندیشه بسیح، شماره 26.
* سنایی فر، اکبر(1388)« نقش قناعت در اصلاح الگوی مصرف» اندیشه بسیح، شماره 25.
* صدوق، محمد بن علی بن بابویه(1368). ثواب الاعما ل. چاپ دوم، قم: انتشارات الرضی.
* صدوق، محمد بن علی بن بابویه(1413ه.ج). ثواب الاعما ل من لا یحضره الفقیه، قم. جلد چهارم، ص13.
* عیاشی، محمد بن مسعود(1380). تفسیر العیاشی. تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: چاپخانه علمیه.
* عزتی، مرتضی(1388). اصلاح الگوی مصرف. تهران: پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بسیج.
* عبداللهی فر، حسن(1390)."جهاد اقتصادی و رسالت هادیان" ماهنامه هدایت، سال یازدهم، شماره114- 115.
* قیوم زاده، محمود(1388)« معیار مصرف الگویی در مدل اسلامی». مهندسی فرهنگی، سال چهارم، شماره 35-36.
* طوسی، محمد بن حسن(1414ه.ق). الامالی. چاپ اول، قم: دارالثقافه.
* کلانتری، علی اکبر(1387). اسلام و الگوی مصرف.، قم: انتشارات بوستان کتاب، ص19.
* کلینی، محمد بن یعقوب(1365). الکافی. چاپ چهارم، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
* مراد زاده، علی(1388)« ابعاد و الزاماات الگوی مصرف» هدایت، سال نهم، شماره 90-91.
* مراد زاده، علیرضا(1388)« تحلیلی بر اصلاح الگوی مصرف» معراج اندیشه، سال سوم، شماره 5.
* نواصر، مجید(1389)« بهره وری و اصلاح الگوی مصرف، مقدمه همت مضاعف و کار مضاعف» هدایت، سال دهم، شماره104.
* هفته نامه صبح صادق(1388). معاونت سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه،4/3/1388.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/NPJQL7J

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir