
جهاد اقتصادی در راستای اعتلای هنرهای سنتی ایران (با تأکید بر هنر سنتی فرش)
ایمان زکریایی کرمانی، نفر دوم همایش ملی جایگاه فرهنگ و هنر در جهاد اقتصادی دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه تربیت مدرس و پژوهشگر پژوهشکده هنرهای سنتی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات
چکیده:
جهاد به عنوان یکی از مهمترین فرائض دینی در دین مبین اسلام مطرح بوده و بر هر مسلمان واجب کفایی است که در زمان نیاز جهت دفاع از ارزشهای اسلام بپاخیزد و اگر در این مسیر جان خود را از دست دهد شهید خوانده شده و در محضر الهی در کنار اولیاء و مقربان محشور خواهد شد. باید اذعان داشت که جهاد از دیدگاه اسلام صرفاً به عنوان جنگ سخت و مبارزه در میدان نبرد نبوده و تمامی عرصهها و وجوه زندگی انسان را شامل میشود به ویژه اگر جامعه و فرهنگ اسلامی از طرف دشمنان تهدید گردد. در عصر حاضر که نظام مقدس جمهوری اسلامی زمینههای جهانی ساختن گفتمان مهدویت را در عرصههای مختلف طنینانداز کرده است، دشمنان فرهنگ اسلام و مهدویت مبارزهای نرم آغاز کردهاند که بسترهای فرهنگی و اقتصادی بخشی از اهداف اساسی آنها به شمار میآید. با بیانات اندیشمندانهی مقام عظمای ولایت در آغاز سال 1390 مبنی بر نامگذاری این سال تحت عنوان سال جهاد اقتصادی این نیاز احساس میشود که عرصههای مختلف کشور این گفتمان جدید را در حوزهی مطالعاتی خود بررسی و زمینههای این جهاد را فراهم سازند. هنرهای سنتی ایران که ریشه در عمیقترین مبانی و ارزشهای اسلامی دارند امروزه در مواجهه با فرهنگ جهانی در حال فراموشی است. توجه به این هنرها با توجه به ظرفیتهای عمیق معرفتی و ظرفیتهای اقتصادی و به ویژه با فضای پویای شکلگرفته در ارتباط با جهاد اقتصادی، میتواند اعتلای این هنرها و به ویژه هنر فرش را در راستای اعتلای فرهنگ و اقتصاد ایران به همراه داشته باشد بنابراین نگارنده این مقاله با رویکرد توسعهای و با بهرهگیری از روش تحلیلی و توصیفی سعی دارد ضمن بررسی مبانی نظری جهاد اقتصادی در حوزهی فرهنگ به این پرسش اساسی پاسخ دهد که هنرهای سنتی دارای چه ظرفیتهایی هستند و جهاد اقتصادی چگونه میتواند در اعتلای آنها راهگشا باشد؟ بنابراین این مقاله میتواند بخشی از مبانی نظری حوزهی جهاد اقتصادی را در هنرهای سنتی با تأکید بر هنر سنتی فرش معرفی و راهکارهای عملیاتی ارائه نماید.
واژگان کلیدی: جهاد اقتصادی، جهاد فرهنگی، اقتصاد اسلامی، هنرهای سنتی، فرش
مقدمه:
( من این سال را« سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصهی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم) ( فرازهایی از پیام مقام معظم رهبری به مناسبت آغاز سال 1390).
با آغاز سال 1390 هجری شمسی مردم ایران بیصبرانه منتظر بودند که مقتدای آنها مانند سنت سالهای قبل این سال جدید را به چه نام میخوانند؛ زیرا این نامگذاری به عنوان راهبرد و سیاست کلان هر سال شناخته میشود و مردم و نهادهای دولتی در طول سال خود را با راهبرد مطرح شده توسط رهبر مطابق مینمایند. با آغاز سال جدید رهبر فرزانهی ما باز هوشمندانه یکی از راهبردهای کلان کشور را به عنوان شعار سال در جهت عزم ملی برای اقتدار حکومت اسلامی اعلام کردند و اینباز حرکت اقتصادی به عنوان جهاد مطرح شد.
جهاد در باور یک مسلمان و به ویژه یک شیعهی علوی یک مفهوم کاملاً آشناست اما در باور بسیاری از کفار و دشمنان اسلام در عصر حاضر جهاد برابر با قتال در نظر گرفته میشود که با این پندار همواره مسلمانان را گروهی جنگطلب و ضد آرمانهای صلح میدانند. با این شعار هوشمندانه نه تنها حرکت به سوی عدالت و پیشرفت در ایران اسلامی تندتر میشود بلکه این فریضهی الهی جهاد به عنوان یک مفهوم اساسی در اقتدار حکومت اسلامی از حوزهی جنگ فراتر رفته و به حوزههای فرهنگ و اقتصاد نیز وارد میشود.
نکتهی قابل اهمیت دیگر آن است که غایت حکومت اسلامی ایران، وصل شدن آن به حکومت جهانی مهدوی است بنابراین رسیدن به فرهنگ مهدویت، اقتصاد مهدویت و انسان عصر مهدویت نیاز به کوشش و حرکتی جهاد گونه دارد. با پیروزی انقلاب بدون تردید قلب امام زمان(عج) خوشحال و خوشنود گشت اما خوشنودی امام زمان ناراحتی دشمنان ایشان را به دنبال دارد. از همان سالهای آغاز انقلاب اسلامی دستهای پیدا و پنهان استکبار و دشمنان حکومت مبنی بر دکترین مهدویت با آرمانهای انقلاب به دشمنی برخاست و در این راستا ملت و رهبری همواره با جان و دل ایستادگی کردند. مروری بر بیانات ارزشمند معمار کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) و جانشین بر حق ایشان مقام معظم رهبری همواره نشان میدهد که روحیهی استکبار ستیزی در تمام عرصههای نظری و عملی انقلاب مطرح بوده است. استقلال و اقتدار حکومت اسلامی در اقتصاد و فرهنگ یکی از راهبردهای دوام و قدرت حکومت اسلامی تلقی میشود و بدون نگرش جهادی و آن هم جهاد فیسبیلالله در تمامی عرصهها امکان پذیر نمیباشد.
مقام معظم رهبری در بیانیهی گفتمان جهاد اقتصادی، مردم، مسئولین و کلیهی نهادهای دولتی و غیردولتی را به فعالیت جهادی دعوت مینمایند. حال در این مقطع چندین راهبرد کلیدی مطرح میشود:
* جهاد اقتصادی باید توسط تمام آحاد ملت و حکومت مورد توجه قرار بگیرد؛
* جهاد اقتصادی همانند بسیاری از کنشهای جهادی باید مبتنی بر نیت فیسبیلالله باشد؛
* جهاد اقتصادی تنها منوط به سال1390 نیست همان طور که همت مضاعف و کار مضاعف مربوط به سال 1389 نبود و همواره باید یک جریان ادامهدار باشد؛
* جهاد اقتصادی باید در تمامی عرصههای اقتصادی ورود پیدا کند؛
* جهاد اقتصادی دارای ماهیتی فرهنگی است بنابراین مفهوم اقتصاد در گفتمان جهاد اقتصادی، اقتصاد اسلامی است و کاملاً با اقتصاد شکستخوردهی سوسیالیستی و یا سرمایهداری متفاوت است بنابراین بازخوانی مبانی نظری فعالیتهای اقتصادی لازم و ضروری به نظر میرسد.
حال این سئوال مطرح است که چرا جهاد اقتصادی در این برهه از تاریخ به عنوان یک گفتمان مطرح میشود. بدون تردید امروزه اقتصاد به عنوان یک عامل مهم قدرت در معادلات بینالمللی مطرح است و قدرتهای نظامی، رسانهای و فرهنگی به نوعی با متغیر اقتصاد دخیل و درگیر هستند و از سوی دیگر همواره اسلام مسلمانان را به تلاش در جهت آبادانی زندگی دنیوی و اخروی به طور موازی سفارش میکند اما همواره اصالت را به زندگی معنوی داده است. مسألهی دیگر برقراری عدالت به عنوان غایت اقتصاد اسلامی است. اما شاید مهمترین نکتهای که مقام معظم رهبری را بر آن داشت که جهاد اقتصادی را به عنوان راهبرد یک سال معرفی نمایند، آغاز جریانی عدالت طلبانه بود. جریانی که همواره دشمنان این سرزمین به آن تکیه کردهاند و با تحریمهای مختلف اقتصادی به دنبال آن بودهاند که ارادهی ملت در حمایت از حکومت را سست کنند. در واقع جهاد اقتصادی، واکنش حکومت اسلامی در مقابل تهاجم اقتصادی است. دشمن در عرصههای امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی درایران شکست خورده، تنها برگیرندهای که در این هفت، هشت سال اخیر در دستانش باقیمانده است، ناکارآمدی اقتصادی است(پیغامی،1390) که حرکت جهاد گونهی آحاد مردم و مسئولین میتواند آن را خنثی کند.
با توجه به منویات مقام معظم رهبری در پیام نوروزی سال 1390 و سخنان ایشان در حرم امن رضوی در آغاز همین سال و همچنین رهنمودهای ایشان در بازدید از عسلویه میتوان وظیفه و تکلیف هر یک از آحاد ملت را احساس کرد. حال که ما در حوزهی فرهنگ و هنر مشغول به خدمت هستیم باید گفتمان جهاد اقتصادی را به معنای واقعی و عمیق آن در حوزهی کاری خود دنبال نماییم. هنرهای سنتی از جمله عرصههایی است که جهاد اقتصادی میتواند وضعیت آن را کاملاً متحول سازد. اصلاً جز فعالیت جهادگونه نمیتوان وضعیت هنرهای سنتی به ویژه فرش را بهبود بخشید. این مقاله در نظر دارد در ابتدا مبانی نظری و مفاهیم اساسی این گفتمان را در حوزهی هنرهای سنتی با تأکید بر فرش مورد بررسی قرار دهد و در نهایت با بیان برخی از راهکارها جهت تحقق این راهبرد گامی کوچک اما به قصد قرب الهی بردارد.
1ـ مبانی نظری
جهاد اقتصادی پیش از هر چیز نیاز به مطالعات نظری دارد تا براساس آن مبانی نظری جهاد اقتصادی بر مبنای فرهنگ اسلامی شکل بگیرد. جهاد اقتصادی در یک نظام اسلامی باید یک الگو و برنامهی اسلامی و ایرانی داشته باشد. بیش از هر چیز محققان و اندیشمندان هر حوزهی معرفتی باید بیاندیشند و بر مبنای ظرفیتهای هر بخش مبانی نظری و عملی جهاد اقتصادی را عملیاتی کنند و بر مبنای اصول اقتصاد اسلامی، راهکارهای عملی جهت جهش اقتصادی در تمامی بخشها طرح ریزی کنند. بنابراین در این مقاله ابتدا و شاید بخش قابل توجهی از مقاله به مبانی نظری، مفاهیم و ضرورتهای جهاد اقتصادی در عرصهی فرهنگ و هنر و به ویژه هنرهای سنتی و با تأکید بر فرش دستباف اختصاص خواهد یافت. مبانی نظری این مقاله شامل سه مفهوم اساسی جهاد، اقتصاد و جهاد اقتصادی است که با روشن شدن آنها اقتصاد هنرهای سنتی با تأکید بر فرش و جهاد اقتصادی در هنرهای سنتی روشن و آشکارخواهد شد.
1-1 جهاد از منظر اسلام
جهاد را میتوان یکی از مهمترین مفاهیم اسلامی دانست که ریشه در جهد به معنای تلاش و کوشش دارد اما کلمهی جهادی که تعبیر استعاره گونه و دارای معانی و دلالتهای خاصی است. کلمهی جهاد معمولا ًبه نوعی تلاش مقدس اطلاق میشود و یکی از کلماتی است که در گفتمان دینی ما معنا پیدا میکند و همیشه صبغهی تقدس را در درون خودش دارد(پیغامی، 1390).
جهاد در فرهنگ اسلامی با مبارزه در راه خدا یکی دانسته شده است و گاه آن را با قتال به معنای مبارزه برابر میدانند اما باید دانست که جهاد با قتال متفاوت است.در قرآنکریم نیز گاهی از واجب شدن قتال در برابر مشرکین صحبت شده است1 و گاهی نیز بحث جهاد مطرح گردیده است2. واژه« قتال» فقط به معنای مقابله نظامی و درگیری با دشمناست در حالیکه« جهاد» به معنای هرگونه کوشش در راه خدا و تلاش برای انجام نیکیها است وقتال شعبهای از جهاد به حساب میآید. خداوندخطاب به پیامبر(ص) میفرماید:« به وسیله قرآن با آنها جهاد کن»3 دون شک منظور از جهاد در این مورد جهاد مسلحانه نیست بلکه مراد جهاد فکری و فرهنگی و تبلیغاتی است، زیرا این آیه جزو آیاتی است که در مکه بر پیامبر نازل شده و میدانیم که دستور جهاد مسلحانه (قتال) درمکه نازلن شده است. در قرآن نیز خداوند متعال در 45 آیه از قرآن کریم به موضوع« قتال» و در 29 آیه به موضوع« جهاد» اشاره کرده است که در این آیات مقصود از قتال به طور مشخص به جنگیدن در جبههی نبرد اشاره دارد ولی جهاد دارای معنای وسیعتری است. لذا خداوند در 8 آیه از آیات 29 گانهی مربوط به جهاد، صراحتاً به جهاد با مال وجان اشاره میفرماید4و درآیات دیگر چگونگی جهاد را که شامل هر تلاشی در راه خدا میباشد؛ بیان مینماید. در اغلب موارد در قرآن سخن از جهاد با اموال مقدم بر جهاد با جانها آمده است. و این مسئله اهمیت و جایگاه جهاد اقتصادی را در اسلام نشان میدهد(علی اکبری،1390).
بررسی مضمون جهاد در آیات قرآنی (داوودی،1387و 1388)
* جهاد وسیلهی رستگاری:"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ"( اى کسانى که ایمان آوردهاید از خدا پروا کنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد کنید باشد که رستگار شوید) مائده/ 35
* بهترین تجارت با خدا: " تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ۚ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ"( به خدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید این [گذشت و فداکارى] اگر بدانید براى شما بهتر است) صف/ 11
* خیرات وخوبیها ویژهی جهادگران:" لَکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ۚ وَأُولَٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ"( ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردهاند با مال و جانشان به جهاد برخاستهاند و اینانند که همه خوبیها برای آنان است اینان همان رستگارانند) توبه/ 88
* جهادگران، امیدواران به رحمت الهی:" إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولَٰئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ"( آنان که ایمان آورده وکسانی که هجرت کرده وراه خدا جهاد نمودهاند، آنان به رحمت خدا امیدوارند و خداوند آمرزنده مهربان است) بقره/ 218
* مومنان واقعی،جهادگرند:" إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ"( مومنان واقعی تنها کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده اند، سپس هرگز شک و تردیدی به خود راه نداده و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کرده اند، آنها راستگویانند) حجرات/ 15
* برتری جهادگران:" لَّا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَةً ۚ وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا"( مؤمنان خانه نشین که زیاندیده نیستند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد میکنند یکسان نمیباشند خداوند کسانی را که با مال و جان خود جهاد میکنند به درجهای بر خانه نشینان مزیت بخشیده و همه را خدا وعده [پاداش] نیکوداده و [لی] مجاهدان را بر خانهنشینان به پاداشی بزرگ برتری بخشیده است) نساء/ 95
* متخلفین ازجهاد درعذاب الهی:" فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَکَرِهُوا أَن یُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنفِرُوا فِی الْحَرِّ ۗ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا ۚ لَّوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ"( بر جاى ماندگان به [خانه] نشستن خود پس از رسول خدا شادمان شدند و از این که با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنند کراهت داشتند و گفتند در این گرما بیرون نروید بگو اگر دریابند آتش جهنم سوزانتراست) توبه/81
* جهادگران دارای عظیمترین درجه الهیاند:" الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ ۚ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ"( کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند) توبه/20
* جهاد سبب هدایت:"وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ"( و کسانى که در راه ما کوشیدهاند به یقین راههاى خود را بر آنان مىنماییم و در حقیقت خدا با نیکوکاران است) عنکبوت/69
* جهاد به نفع خود مجاهد:" وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ"( و هر که بکوشد تنها براى خود مىکوشد زیرا خدا از جهانیان سخت بىنیاز است) عنکبوت/6
* جهاد آزمایش الهی:" أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنکُمْ وَیَعْلَمَ الصَّابِرِینَ"( آیا پنداشتید که (تنها با ادعای ایمان) وارد بهشت خواهید شد، درحالی که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است) آلعمران/142
* اگر جهاد نکنید، این توفیق به دیگران میرسد:" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ"( اى کسانى که ایمان آوردهاید هر کس از شما از دین خود برگردد به زودى خدا گروهى [دیگر] را مىآورد که آنان را دوست مىدارد و آنان [نیز] او را دوست دارند [اینان] با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد مىکنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمىترسند این فضل خداست آنرا به هر که بخواهد مىدهد و خدا گشایشگر داناست) مائده/54
* مجاهد با دشمن خدا دوستی نمیکند:" یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ ۙ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِن کُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِی سَبِیلِی وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِی ۚ تُسِرُّونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَیْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ ۚ وَمَن یَفْعَلْهُ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ"( اى کسانى که ایمان آوردهاید دشمن من ودشمن خودتان را به دوستى برمگیرید [به طورى] که با آنها اظهار دوستى کنید و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکه] بیرون مىکنندکه [چرا] به خدا پروردگارتان ایمان آوردهاید اگر براى جهاد در راه من وطلب خشنودى من بیرون آمدهاید [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مىکنید در حالى که من به آنچه پنهان داشتید وآنچه آشکار نمودید داناترم و هر کس از شما چنین کند قطعا از راه درست منحرف گردیده است) ممتحنه/1
بنابراین جهاد با قتال متفاوت است و مهمترین رکن آن نیت الهی و قصد قرب با جان و مال میباشد. شاید کاملترین تعریف متناسب با موضوع این مقاله تعریف مقام معظم رهبری در رابطه با جهاد باشد که این تعریف نیز ریشه در قرآن و عمیقترین مفاهیم اسلامی دارد. ایشان در بازدید از عسلویه در رهنمودهای خود به جهادگران عرصهی اقتصاد و سازندگی فرمودند: « جهادی که عبادت و از برترین عبادتها است. عنصراصلی در این عبادت مثل همه عبادات، نیّت است. نیّت و قصد است که تلاش انسانی را الهی ی شیطانی میکند . الذین آمنوا یقاتلو نفی سبیل الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت. جهاد اسلامی جهاد فی سبیل الله است. نیّت اگر خدائی شد جهاد انسان فیسبیلالله است. وقتی انسان برای اعتلای کلمه حق، اعتلای کلمه اسلام، عزت بخشیدن به امت اسلامی و ملت مؤمن و مسلمان ایران تلاش میکند این جهاد میشود جهاد فی سبیل الله. آن وقت دراین تلاش،برکات وعظمت وشأن جهاد فیسبیل الله وجود دارد» (علی اکبری، 1390).
2-1 اقتصاد از منظر اسلام
اقتصاد از ریشهی قصد به معنای گرفتن قصد و قصد به معنی میانه است بنابراین اقتصاد به معنی میانهروی و پرهیز از افراط و تفریط میباشد(طباطبایی،1362: 65). دین مبین اسلام همواره به اصلاح همهی جوانب امور زندگی انسان تأکید داشته است و همواره میانهروی در همهی امور به انسان سنتی و اسلامی گوشزد شده است. اما مفهوم اقتصاد در عصر معاصر به صورت ترجمهی واژهی« اکونومی»5 قرارداد شده که شاید کمتر با ریشهی لغوی آن در زبان عربی مطابقت داشته باشد. حال اگر اقتصاد را به معنای تعادل فرض کنیم؛ این مفهوم با هنر رابطهی تکاملی خواهد داشت به این معنا که اقتصاد ایجاد عدالت در وجوه مادی انسان و هنر ایجاد تعادل در امور معنوی و روحی انسان است(نقیزاده،1379: 101).
علم اقتصاد عبارت است از دانشی که به تخصیص بهینه کالاها و فراوردهها میپردازد. به عبارت دیگر، علمی است که به تفسیر حیات اقتصادی و پدیدههای آن وارتباطشان با عوامل کلّی آنها اهتمام میورزد (حسینی قورتانی، 1390). امروزه بسیاری از علوم انسانی که در غرب بنیان گذاشته شده و در فضای معرفتی غرب به بالندگی رسیدهاند بر مبنای معرفت سکولار و ضددینی هستند و این با نوع بینش والا و توحیدی اسلامی قابل قبول نیست. این مسأله بدین معنا نیست که اسلام و جهانبینی اسلامی با تحولات علمی و حتی آنچه در غرب وجود دارد، مخالف است بلکه اسلام به فراگیری علم و معرفت از کفار نیز تأکید دارد البته علوم و معارف برگرفته از فضای اندیشهای غرب باید در یک گفتمان اسلامی و برپایه اندیشهها و معارف اسلامی مورد تجزیه و تحلیل و نقد واقع شده و متناسب با اندیشهها و نظام گفتمانی اسلام گردد. اقتصاد اسلامی از جمله حوزههای معرفتی است که ریشه در علمی مدرن تحت عنوان اقتصاد دارند اما باید در صورتبندی معرفتی اسلام بازخوانی شود.
با نگاهی هرچند گذرا به آموزههای دینی، درخواهیم یافتکه پیوندعمیق وتأثیر متقابلی میان دین و اقتصاد برقرار است. اینکه امور اقتصادی از مهمترین رسالتهای انبیاء است و تعدادی از انبیاء در اصلاح امور اقتصادی جوامع بشری دخالت مستقیم داشتند از نشانههای ارتباط دین با اقتصاد است. نزول آیات متعدد وگاه بیان جزئیات برای اصلاح اموراقتصادی و تلقی عبادت از رفتارهای اقتصادی مطابق با آموزههای دینی و عمل به دستورات شرع، وابسته به نوع نگاه مسائل اقتصادی دانسته شده است. تأکید بر تأیید امکانات مادی و اقتصادی در انجام وظایف عبادی نیز از جمله مصداقهای ارتباط دین و اقتصاد شناخته میشود(مظاهری، 1390).
دستورات اسلام، اقتصاد را در جهت اهداف عالیهی بشر دانسته و بر این اساس، نگرش سوسیالیستی و یا سرمایهداری که اقتصاد را مبنا قرار میدهند، رد میکند. در نظام اندیشهای اسلام اقتصاد به عنوان وسیله و نه به عنوان هدف مطرح است واصالت با انسان است. در واقع اقتصاد اسلامی در جهت تنظیم روابط اقتصادی بین انسانها و برای تأمین نیازهای اقتصادی آنها تدوین گردیده است و با عدالت اجتماعی مرتبط میباشد زیرا در اقتصاد اسلامی برقراری عدالت مهمترین رکن و محور اصلی شناخته میشود. امام خمینی اسلام را دینی میداند که برای همه بخشهای زندگی انسا چه در اجتماع و چه درخانواده و چه در وجود او، قوانین و مقرراتی دارد که مطابق بار وحی هو خلق انسان است و در صورت عمل به آنها، به سعادت و کمال خواهد رسید. در باب عدالت فردی نیز ایشان در ادامه ر وش فقیهان قبل از خود، عدالت را ملکه راسخهای میداند که باعث ملازمت بر تقوی در ترک محرمات و انجام واجبات میگردد (موسوی خمینی، 1390: 10). ایشان عدالت را فطری میداند و معتقد است سنت خداوندی برای آن است که انسانها عادلانه زیست کنند.« حکمت آفریدگار بر این تعلق گرفته است که مردم به طریقه عادلانه زندگی کنند و در حدود احکام الهی قدم بردارند. این حکمت همیشگی و از سنتهای خداوند متعال و تغییرناپذیر است»(موسوی خمینی، بیتا: 31)6.
اقتصاد اسلامی به دنبال تحقق برخی اهداف و چشماندازهای وابستهی به علم اقتصاد اما مبتنی بر اندیشهها و مفاهیم اسلامی است که الگوی زیر میتواند مهمترین اهداف اقتصاد اسلامی را به طور کلی نشان دهد( دفتر همکاریهای حوزه و دانشگاه،1371). اهدافی که تحقق آنها میتوان به عنوان یکی از مهمترین چشماندازهای جهاد اقتصادی در تمام عرصهی اقتصادی کشور باشد.
----------------------------------------------
یکی از مهمترین هدفهای اقتصاد اسلامی به تعبیر مرحوم شهید آیت الله صدر تغییر واقع فاسد در جهت نیل به واقع سالم و مطلوب اسلامی است و لیکن این مهم روشها و ساز و کارهای خود را نیاز دارد. اقتصاد اسلامی چگونه میتواند بدون توجه به واقعیتهای اقتصادی و شناخت دقیق آن نسخه عملی برای تغییر ارائه دهد. به تعبیر مرحوم شهید مطهری رضوان الله علیه:
« قوانین اقتصاد اسلامی نمیتواند و نباید برخلاف اصول اولیه اقتصاد نظری باشد، چه در غیر این صورت شکست یا رکود و سرانجام مرگ اقتصادی این جامعه بیمار حتمی است» (حسینی قورتانی،1390).
اقتصاد اسلامی، مبتنی بر جهان بینی توحیدی است و به عنوان بخشی از قلمرو اختیار و حرکت انسانها در جامعه و تاریخ قلمداد میشود یعنی به جای اینکه انسان در خدمت اقتصاد باشد، اقتصاد در خدمت انسان و تعالی او قرار میگیرد. از مهمترین شاخصههای اقتصاد اسلامی این است که در عین واقعگرایی، برخوردار از ارزشهای معنوی و ضوابط اخلاقی است. بنابراین اقتصاد اسلامی از سایر مکاتب اقتصادی متمایز است که میتوان مشخصههای کلی که اقتصاد اسلامی را متمایز میکند از چهار جنبهی مختلف مورد بررسی قرار داد. وجه اول مشخصات فلسفی یا به تعبیر دیگر مفاهیم مبنایی اقتصاد اسلامی است. وجه دوم مشخصات فقهی یا به تعبیری دیگر منابع اقتصاد اسلامی است. وجه سوم مشخصات حقوقی اقتصاد اسلامی یا به تعبیری دیگر حقوق اقتصادی است و سرانجام وجه چهارم مشخصات تحلیلی اقتصادی است که میتوان با تحلیل هریک از آنها وجوه متمایز اقتصاد اسلامی را از سایر اقتصادها شناسایی نمود (هاشمی شاهرودی، 1383).
از جمله منابع بسیار ارزشمند و عملی اقتصاد اسلامی عملکرد معصومین و به ویژه مولای متعقیان حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) است. مولا علی(ع) نمونهی کامل یک انسان و حاکم اسلامی است که با مطالعهی جریانات دوران کوتاه مدت حکومت اسلامی ایشان میتوان بسیاری از مبانی نظری و عملی حکومتداری و همچنین اقتصاد اسلامی را استخراج نمود. مهمترین رکن اقتصادی در سیرهی مولا علی(ع) « برقراری عدالت» در تمام حوزههای اقتصادی و اجتماعی بود.
عدالت یکى از صفات خداوند متعال است که پیامبران و اولیاى الهى، منادی ان را ستینآنبوده و مردم را براى بر پاداش تنآن دعوت مىکردند. خداوند متعال عدالت را از همه چیز به تقوا و پرهیزکارى نزدیکتر دانسته و همه دینداران و مؤمنان را به بر پا داشتن عدالت انصاف دعوت مىکند اگر چه این کار به ضرر و زیان خود یا بستگانشان باشد. خداوند متعال، عدالت پیشگان و دادگران را دوست دارد وکسى که محبوب خدا باشد آبشار عنایات الهى برجانش سرازیر شده و صفات خدایى در وجودش تجلى مىکند. یکى از ویژگىهاى برجستهی امام على(ع) عدالت بود. آن حضرت در همه کارها حتى در سادهترین و کوچکترین امور نیز عدالت را در نظر داشت. عدالت سراسر وجود على(ع) را فرا گرفته بود؛ از اندیشه، سخن، عمل، حکومت، مدیریت حضرتش تا قضاوت، مردمدارى و پیوندهاى خانوادگى و اجتماعى او میتوان عدالت علوی را مشاهده نمود. عدالت امام(ع) آنقدر دقیق و عمیق بود که ایشان در خطبه 224 نهجالبلاغه مىفرمایند: به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آن هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى کنم و یک پوسته جو را از مورچهاى به ناروا بستانم، چنین نخواهم کرد (شاهد خطبیبی، 1390). ایشان با معیار قرار دادن قرآن و دستورات الهی و احیای سنت اصیل نبوی مصداق عملی« یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَا کُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبً اوَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّأَ کْرَمَکُمْ عِندَاللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّاللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»7 را پیاده کردند. دراندیشه امام علی(ع) عدالت شرط لازم و ضروریت و سعه اقتصادی جامعه است، چنان که بدون عدالت هرگز با افزایش تولید درآمد و ثروت، نمیتوان رفاه عمومی را افزایش داد. عدالت اقتصادی در حکومت علوی و به تبعیت آن در جامعهی مهدوی به قدری حائز اهمیت است که گاه حاکم اسلامی باید افزایش تولید جامعه را فدای برقراری عدالت و توزیع عادلانه ثروتهای موجودکند. ناهنجاریهای حاصل از عملکردهای نا درست در توزیع عادلانهی ثروت در گذشته، تنها با کنار نهادن شیوههای گذشته سامان نمییابد، بلکه باید در کنار آن، اموالی که به ناحق ازحساب عمومی برداشته شده و به جیب افرادی خاص ریخته شده، بازگردانده شود زیرا توزیع نابرابر بیتالمال موجب رفاه مادّی قشری خاص و محرومیت سایر اقشار جامعه خواهدشد، ولی توزیع عادلانه آن موجب آسایش و رفاه نسبی تمام اقشارخواهدگردید.(سلیمانی،1380: 13).
عدالت اقتصادی حضرت علی(ع) بر دو محور کلیدی رفع تبعیض و رفع فقر استوار شده است که بر اساس پیاده سازی همین دو رکن بسیاری از یاران خود را نیز از دست دادند.
-------------------------------------
حضرت علی(ع) در دوران حکومت خود کلیه امتیازهای نابجایی که برخی از افراد به دلایل غیرشرعی و برخلاف سنتهای نبیاکرم(ص) بدست آورده بودند، را لغو کرده و به طور قاطعانه در مقابل آنها ایستادگی کردند. به گونهای که بسیاری از دوستان و نزدیکان خویش و سران اصحاب پیامبر(ص) را به همین دلیل از دستدادند. ایشان در پاسخ معترضان میفرمودند: « من در کتاب خدا برای فرزندان اسماعیل [یعنی اعراب] فضیلتی بر فرزندان اسحاق [یعنی غیرعرب] ندیدهام» و همچنین « در منطق اسلام، برتری انسانها بریکدیگر تنها به تقوا و عمل صالح است، نه چیزی دیگر»(همان: 8). ایشان امتیازهایی که به مرور زمان تبدیل به قوانینی شده بود که دست نااهلان را به بیتالمال مسلمین باز میکرد، مطرود و از میان برداشتند. چنین امتیازهایی در هر نظام اقتصادی میتواند امکان ظهور استعدادها را از بین ببرد. رفع تبعیض در نظامهای اقتصادی به ویژه نظامهای اقتصادی نوین میتواند موجب شکوفایی استعدادها شده و روحیهی کارآفرینی، انگیزهی تعالی و رشد، خلاقیت و در نهایت سعادتمندی را به دنبال داشته باشد. در ساختار نظام اقتصاد هنرهای سنتی نیز بروز تبعیض و به ویژه ایجاد امتیاز برای برخی از افراد یا صنایع خاص و در مقابل عدم توجه به برخی هنرهای کارآفرین مانند فرش میتواند عدالت اقتصادی علوی را کمرنگ و تبعات و مشکلات بیشماری را فراهم سازد. در اقتصاد علوی امکانات رشد و تعالی برای همه و متناسب با ظرفیتهایشان باید فراهم گردد. حال که دشمنان قسم خوردهی این فرهنگ و تمدن مهدوی کمر همت به نابودی ارزشهای اصیل اسلامی دارند باید سنتهای ریشهدار این سرزمین که حافظ بسیاری از ارزشهای اخلاقی و اسلامی است، محافظت شود.
رفع فقر یکی دیگر از راهبردهای نظری و عملی حکومت علوی است. امام علی(ع) همواره با برپایی عدالت در پی رفع کامل فقر از جامعهی اسلامی بودند. درزمان حکومت امام علی(ع)، درآمد مسلمانان به دلیل فتوحات پیدرپی و به دست آوردن غنایم فراوان شده بود، چنان که دارالخلافه مشکلی به نام کمبود درآمد نداشت، بلکه همه مشکلات از توزیع ناعادلانهی درآمدهای حکومت اسلامی نشأت میگرفت(همان:8).
برنامههای حکومتی امام علی(ع) در برپایی عدالت اقتصادی در قالب روشها و راهبردهای گوناگون و ظریفی انجام میشد که به صورتهای مستقیم و غیرمستقیم در برپایی عدالت مؤثر بودند. که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
* عزل کارگزاران غیرصالح و منصوب کردن مدیران عدالتخواه؛
* توزیع مساوی درآمد بیتالمال مطابق سنت پیامبر و برخلاف سنت حاکمان قبلی؛
* مصادره ثروتهای بادآورده در زمان حکومت حاکمان قبلی.
امام علی(ع) در مورد مصادره ثروتهای بادآورده چنان محکم ایستادگی کردند تا به اهمیت عدالت اقتصادی در تمامی عرصههای جامعه تأکید نمایند. ایشان در خطبه 15 نهجالبلاغه میفرمایند:« وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِکَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ، فَإِنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَةً، وَ مَنْ ضاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ اءَضْیَقُ.»؛ قسم به خدا اگر با آن اموالشان زنانی را کابین بسته و یا کنیزانی خریده باشند، آنرا باز پس خواهم گرفت؛ زیراعدالت مایه گشایش است و آن که عدالت برایش گران آید، تحمّل ظلم برایش گرانترخواهد بود. در راهبرد عدالتخواهانه امام علی(ع) ملاک مصادره ثروتهای بادآورده انباشت آن از طریق غیرقانونی نیست؛ معیاراساسی، ناحق و غیر مشروع بودن آن است. از اینرو، اگر حاکمی هم چون عثمان هم بنا حق اموال مسمانان را به دیگران ببخشد، در عین قانونی بودن، باید مصادره شود. ترس از مخالفت صاحبان ثروت و ملامت و سرزنش آنان نباید حکومت اسلامی را از مصادره اموال زیاده خواهان باز دارد،گر چه به جنگی مثل جنگ جمل بینجامد (همان:13).
عدالت هدف نهایی نظام اجتماعی فرهنگی اسلام تعیین شده است. عدالت از فضایلی است که به وسیله اسلام حیات و زندگی را از سرگرفت و ارزش فوقالعاده یافت. اسلام به عدالت، تنها توصیه نکرد و یا تنها به اجرای آن قناعت نکرد بلکه ارزش آنرا بالا برد و آنرا هدف نهایی نظام اجتماعی فرهنگی خود در سطح محلی، ملی، منطقهای و جهانی اعلام کرد. البته تحقق عدالت در سطوح جهانی، به وجود آمادگی جهانی و رهبر جهانی مشروط خواهد بود. از مصادیق بارز آمادگی جهانی، یأس و نومیدی از پارادایم غالب سرمایه سالارانه جهانی است؛ همان طوری که یأس از نظام کمونیستی، به فروپاشی ابرقدرت شرق انجامید، با وجود این، رهبری جهانی باید عظمتی داشته باشدکه فقط در امام زمان(عج) متحقق است(جهانیان،1387). در جهان امروز که اقتصاد کمونیستی و سرمایهداری به بنبست نابودی رسیدهاند نوعی دکترین جدید اقتصادی نیاز است که محور آن عدالت اقتصادی است. این دکترین جدید میتواند اقتصاد مهدوی باشد که نوع تکامل یافتهی اقتصاد اسلامی است و جهان را برای ظهور منجی آماده مینماید. اقتصادی که بر پایهی عدالت مهدوی بنیان گذارده شده و ریشههای آن عدالت علوی است. دکترین عدالت مهدوی ضمن تبیین شاخصهای عدالت، احکام اسلام را در زمینهی رشد اقتصادی پایدار وعادلانه به مردم شیفتهی عدالت اعلام میدارد و پیاده کردن این احکام را در سطوح ملی، منطقهای و جهانی ضامن رفاه و خوشبختی همگان میداند. عدالت اقتصادی مهدوی بر رشد اقتصادی پایدار، کاهش مداوم نابرابری، حذف فقر و رعایت حد کفایت در مصرف تأکید میکند (همان).
3-1 مفهوم شناسی جهاد اقتصادی
همان طور که در بیان مفهوم جهاد گفته شد، واژه جهاد به معنی بکارگیری تمام وسع، توان و طاقت میباشد و خود هنگامی معنیدار میشود که در مقابله با دشمن قرار بگیریم و علیرغم میل او و به عنوان نوعی پاسخگویی سلبی در برابر خواست دشمن عمل کنیم. این نکته بسیار مهم است که همه تلاشگران عرصه اقتصادی در کشور با این احساس و روحیه یعنی روحیه مقابله و مبارزه با دشمنان به میدان آمده و تلاش خود را ارائه نمایند. مفهوم جهاد اقتصادی این است که ملت ایران در این برهه از زمان، جهادش یعنی همان جهاد مقدس او در مقابله با دشمنان، به طور عمده در عرصه اقتصاد است و جهاد اقتصادی به معنی مبارزه اقتصادی میباشد (علیاکبری،1390). از جمله ویژگیهای فقه شیعی این است که بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی قابل تطبیق است؛ به عبارت دیگر فقه شیعه این انعطاف و زمانشناسی را دارد که بتواند بهروز گردد و بدین سان جهاد به ابعاد فرانظامی تعمیم یابد و مفاهیمی همچون جهاد علمی، جهاد فرهنگی، جهاد سازندگی و ... و امروز نیز جهاد اقتصادی به این گفتمان وارد شد(گنجی،1390). مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در عسلویه در فروردین 1390 در مورد جهاد فرمودند« جهاد اسلامی جهاد فی سبیلالله است. نیّت اگرخدائی شد جهاد انسان فی سبیل الله است. وقتی انسان برای اعلای کلمه حق، اعلای کلمه اسلام، عزت بخشیدن به امت اسلامی و ملت مؤمن ومسلمان ایران تلاش میکند این جهاد میشود جهاد فیسبیلالله. آن وقت در این تلاش، برکات و عظمت و شأن جهاد فی سبیلالله وجود دارد».
شکلگیری یک جهاد الهی در حوزهی اقتصاد یک کشور اسلامی به عنوان مرکز شکلگیری و بلوغ گفتمان مهدویت نیاز به بایستههایی دارد که میتوان اهم آنها را به صورت موارد زیر بیان کرد(پیغامی،1390). البته باید اذعان داشت که این بایستهها در جهاد اقتصادی هنرهای سنتی به طور عام و هنرسنتی فرش به طور خاص نیز قابل مشاهده است.
* توجه به مفهوم دینی و مقدس جهاد در عرصهی جهاد اقتصادی
* شناخت و آسیبشناسی موانع و مشکلات اقتصادی
* طراحی نقشهی عملیاتی برای بخشهای کلان و خرد
* رصد دائمی و دقیق مسائل داخلی و خارجی
* آرایش جهادی در کل نظام اقتصادی
* آموزش و تربیت نیروهای جهادی جهت عملیاتی کردن سیاستها
4-1 رابطهی جهاد اقتصادی و جهاد فرهنگی
انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی مبتنی بر ارزشهای عظیم اسلامی بود که گفتمان حکومت دینی را جهت فراهم سازی زمینههای برپایی حکومت مهدوی بازخوانی و عملیاتی نمود. در این گفتمان مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنهی دنیا و حسنهی آخرت میتوانند با یکدیگر همراستا و در جهت سعادت دنیا و آخرت انسان قرار بگیرند اما باید دانست که دنیا باید ضامن آخرت انسان شود و نه اینکه آخرت انسان را به خطر بیاندازد از همین روی مولاعلی(ع) در نهج البلاغه میفرماید:« لایترک الناس شیئاً من أمر دینهم لاستصلاح دنیاهم الّا فتح اللّه علیهم ما هو أضرّ منه.» مردم برای اصلاح دنیاشان چیزی از دین را ترک نمیگویند، مگر آنکه خدا آنان را به چیزی زیانبارتر از آن دچارخواهد ساخت».
اقتصاد یک جامعه ارتباط نزدیکی با فرهنگ آنها دارد به عبارت دیگر اقتصاد و فرهنگ بر یکدیگر تأثیرگذار هستند. فقر اقتصادی میتواند زمینههای فقر فرهنگی را نیز به وجود بیاورد و فقر فرهنگی میتواند فقر اقتصادی را شکل دهد. حضرتعلی(ع) نیز از بین تمام دلنگرانیهایی که میتوانستند برای فرزندشان محمد حنفیه داشته باشند، این مهم را نیز متذکر میشوند:« اى فرزند! من از تهیدستى بر تو هراسناکم، ازفقر به خدا پناه ببر، که همانا فقر، دین انسان را ناقص، و عقل را سرگردان، و عامل دشمنى است »8.
رشد اقتصادی اگر با تعالی فرهنگی همراه نباشد، میتواند آسیبهای فراوانی به نهاد ارزشهای انسانی وارد نماید. به عبارت دیگر این دو رکن باید با یکدیگر رشد کنند و با کمی تسامح میتوان حق تقدم را به اعتلای فرهنگی داد چراکه اگر فرهنگ رشد اقتصادی نباشد مصداق قدرتطلبی، فخرفروشی و زیرپا گذاشتن عدالت که محور اساسی اقتصاد اسلامی است، قریبالوقوع خواهد بود.
جهاد یک خاستگاه دینی و قرآنی دارد. جهاد یک عبادت و از برترین عبادتها است. عنصر اصلی در این عبادت مثل همه عبادات، نیّت است. نیّت و قصد است که تلاش انسانی را الهی یا شیطانی میکند. جها دبه معنای سعی و تلاش است و جهاد دینی یعنی سعی و تلاش در راه خدا و در بستر ارزشهای اسلامی که در این میان یکی از تفاوتهای جهاد به معنای عام با جهاد دینی در این است که جهاد دینی مبتنی برارزشهای الهی بوده و جنس مبارزه دارد و علاوه بر این دارای انرژی بسیار و قدرت تأثیر گذاری بالا است. همچنین جهاد دینی سیر نزولی ندارد و احساس لذت نیز در آن زیاد است. با این تعریف از جهاد آشکار میشود که جهاد اصولاً مفهومی فرهنگی است زیرا کاری که به نیت قرب الهی انجام شود بدون تردید فرهنگیترین امور است و جهاد را میتوان فرهنگیترین امور انسانی نامید. حال اگر جهاد در حوزهی فرهنگ و هنر صورت بپذیرد به ریشههای اصیل خود نزدیکتر میشود.« رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از هنرمندان حوزه هنری، کارفرهنگی راجهاد فی سبیل الله دانستند و از همه فعالان این عرصه خواستندکه حق این جهاد را به جای آورند » (مؤمنی شریف،1390). بنابراین جهاد خود امری فرهنگی و جهاد در عرصهی فرهنگ و هنر نیز یک امر فرهنگی مقدس به حساب میآید.
حال این سئوال مطرح میشود که چه رابطهای بین جهاد فرهنگی و اقتصادی وجود دارد؟ جهاد اقتصادی در مرحلهی اول نوعی جهاد است و جهاد امری فرهنگی است بنابراین میتوان ترکیب جهاد اقتصادی را ترکیبی با ماهیت فرهنگی دانست. اقتصاد محض با معیارهای سکولار غربی جنبههای مادیگرایانه را اصالت میدهد. امروزه جدایی اخلاق از اقتصاد، نظریهی غالب سیستمهای اقتصادی در عصر حاضر می باشد و بدون تردید یکی از مهمترین عوامل افول و فروپاشی اقتصاد کشورهای پیشرفته، استفاده از سیستم اقتصاد بدون اخلاق بوده است. از منظر اسلام، رفتارهای اقتصادی، تحت تأثیر باورهای ارزشی و اخلاقی است، به صورتی که تمام برنامهها ورفتارهای خرد و کلان اقتصادی باید با هدف تهذیب و تزکیه نفس انجام گیرد. لذا همان گونه که رفتارهای اخلاقی بر سالم سازی اقتصاد تأثیرگذار است و رفتارهای اقتصادی مورد نظر اسلام نیز در پاک سازی و طراوت روحی و اخلاقی، نقش به سزائی ایفا نموده است؛ در حقیقت تاثیر اخلا و اقتصاد بر یکدیگر، دو سویه میباشد (مظاهری،1390). بنابراین همراهی جهاد اقتصادی با معیارهای اخلاقی بعد فرهنگی جهاد اقتصادی را آشکارتر مینماید.
در فعالیت جهاد اقتصادی باید تمامی ظرفیتها شناسایی و برای آنها برنامهریزی شود. شاید بتوان بخش فرهنگ را از جمله مهمترین بخشهای نظام جمهوری اسلامی دانست زیرا اولاً انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بوده و هست و ثانیاً اینکه در بیست سال آینده این فرهنگ است که به عنوان مؤلفهی قدرت نظامهای جهانی مطرح است. در آینده فرهنگ به عنوان قدرت نرم جایگزین ارتشهای تا دندان مسلح که نمایندهی قدرت سخت بودهاند، میباشد بنابراین باید به فرهنگ به عنوان یک ظرفیت ویژه نگریست. ثالثاً اینکه امروز به تعبیر مقام معظم رهبری ما با یک شبیخون فرهنگی و یا جنگنرم مواجه هستیم بنابراین حفظ هویت اسلامی و ایرانی و تقویت بنیانهای فرهنگی میتواند در این جنگ نرم جوانان ایرانی را مسلح نماید. در عصر جهانی شدن و سلطهی نظامهای سرمایهداری، فرهنگ غنی ایرانی اسلامی میتواند به عنوان پیامرسان اندیشههای انقلاب به سرتاسر جهان باشد.
صنایع فرهنگی یا صنایع خلاق که به عنوان مهمترین مؤلفههای قدرت در قرن آینده مطرح خواهند بود، بیشتر به حوزهی اقتصاد فرهنگ و پویایی آن توجه دارند. اشتغال، تولید ثروت و مشارکت بیشتر در عرصههای جهانی از جمله اهداف صنایع فرهنگی است که در ساختار فرهنگ ایرانی- اسلامی میتوان اصالت را به انتقال پیام انقلاب اسلامی ایران به سرتاسر دنیا، پویایی اقتصادی و بهرهبرداری از ظرفیتهای خدادادی این سرزمین داد.
اقتصاد فرهنگ باید با یک تغییر نگرش انقلابی در کشور ما روبرو شود و نظامهای مدیریتی باید نوع نگرش خود را به فرهنگ از یک بخش هزینهبر و گاه لوکس به یک بخش فعال سودآور از لحاظ اقتصادی تغییر دهند. باید اقتصاد فرهنگ به صورت جدی دیده شود و اندیشمندان حوزههای فرهنگی و اقتصادی به بررسی ظرفیتها و قابلیتهای اقتصادی فرهنگ بپردازند تا جایگاه اقتصا در فرهنگ ما جا بیفتد. هنوز بسیارندکسانی که رشد و شکوفایی اقتصادی را با دنیا طلبی و دنیاگرایی برابر میدانند. این طرز تفکر باید اصلاح شود و اندیشههای بلند جایگزین آنها گردد.
5-1 پیشینهی گفتمان جهاد اقتصادی در رهنمودهای امام خمینی(ره)
همانطور که قبلاً گفته شد انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی بود که از همان ابتدا با محور عدالت و در مقابل دشمنان اسلام ایستادگی کرد. انقلاب ایران با جهاد به پیروزی رسید و با جهاد بنیانهای خود را استوار کرد. به عبارت دیگر جهاد از جمله آشناترین مفاهیم برای ملت ایران است. در زمان رهبری امام خمینی(ره) بارها مفهوم جهاد در حوزههای مختلف و با تعابیر گوناگون مطرح شده است که از آن جمله میتوان به فرمان جهاد سازندگی اشاره کرد.
جهاد اقتصادی در گفتمان دینی انقلاب اسلامی ریشههای عمیقی دارد و میتوان سابقهی این اندیشهی فرهنگبنیان را در اندیشههای معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) مشاهده کرد.حضرت اما به طور مستقیم به عبارت جهاد اقتصادی اشاره نداشتند اما از فهوای کلام ایشان میتوان پیشینهی جهاد اقتصادی را استنباط کرد. ایشان در سخنرانی 4 اردیبهشت 1362 میفرمایند:
« برادران عزیزم! ما در عصری واقع شدیم که ظلمت دنیا را گرفته است. ما در عصری واقع شدیم که ارزشهای انسانی به کلی از بین رفته و به جای آن ارزشهای غیر انسانی و شیطانی نشسته است. ما در عصری واقع هستیم که شیاطین عالم، هجوم به انسانها و ارزشهای انسانی آوردهاند و میخواهند که دنیا را به سلطه شیطان درآورند. ما در این عصر با اتکاء به خدای تبارک و تعالی و استمداد از اسلام و قرآن کریم و ولیعصر- سلام ا... علیه- باید خودم ان کوشش کنیم و خودمان جهادکنیم، جهاد در دانشگاهها و دانشکدهها، جهاد در کارخانهها و کارگریها، جهاد در کشاورزیها، جهاد در مدارس، جهاد در دانشگاهها، جهاد در همه جا، جهاد در جبههها و جهاد در پشت جبهه، شیاطین در همه این گروههایی که برای خدا قیام کردهاند ممکن است نفوذ کرده باشد ». (صحیفه نور، ج17: 410،411)9
امام خمینی(ره) در 26 خردادماه سال 1358 در بیانات خود خطاب به ملت ایران در مورد جهاد سازندگی، رفع محرومیت و آبادانی ایران را عبادت و تکلیف شرعی همه مردم دانستهاند و معرفی کرده و ثواب آن را بالاتر از زیارات و حج و عمره مستحبی میدانند (صحیفه نور ج7 ص136) و در 6 دیماه 1358 جنگ اقتصادی را محاربه بین اسلام و کفر وتکلیف همگان را بر اساس امر پروردگار ورود به این جنگ و نجات مملکت اسلامی دانسته و فرمودهاند:
« الان اینها ما را تهدید به حصر اقتصادى کردهاند و بسیارى از دولتها هم موافقت نمودند ولى ملتها موافق نیستند، در عین حالى که به نظر من این هیاهو ها هیچ واقعیتى ندارد لکن ما اگر یک احتمال ضعیفى هم بدهیم باید مجهز شویم. شما در حال جنگید، در حال جنگ اقتصادى و این خود یک محاربهاى بین اسلام و کفر است.... مسأله دفاع اینطور نیست که تکلیف منحصر به مرد باشد یا اختصاص به یک دستهاى داشته باشد، همه باید بروند و از مملکت خود دفاع بکنند. اگر ما در یک هجوم اقتصادى هم واقع شدیم که سبب گردید تا وابسته به کشور دیگرى باشیم، این هم یک وظیفه شرعى را ایجاد مىکند که ما باید خودمان را نجات بدهیم..... این یکى از مسائل مهم اسلام است و باید کوشش کنیم و اقتصاد خود را اداره نماییم. باید قیام کنیم و غافل نباشیم. باید همه قشرهاى ملت، هر کس هرجورى که مى تواند، تولید بکند »(صحیفه نور، ج11: 117)
6-1 جهاد اقتصادی در رهنمودهای مقام معظم رهبری
همانطور که گفته شد گفتمان جهاد اقتصادی که در پیام نوروزی سال 1390 بیانیه و راهبرد آن مطرح شد ریشه در اندیشههای غنی اسلامی و بنیانهای عمیق انقلاب اسلامی دارد. مقام معظم رهبری قبل از طرح عنوان جهاد اقتصادی برای سال 1390 بارها در منویات خود حرکت جهادگونه را سفارش و توصیه کرده بودند بنابراین جهاد اقتصادی گفتمانی نو و جدید در این موقعیت تاریخی نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه بوده و پس از این هم باید ادامه پیدا کند. مقام معظم رهبری در 29 شهریورماه 1373 در دیدار فرماندهان ردههای مختلف سپاه پاسداران دربارهی جهاد فرمودند:
« کسى خیال نکند که جهاد-همان جهاد مسلّحانه را مىگوییم؛ نه جهاد علمى و مالى و اقتصادى و جهاد در سنگر سازندگى که همه در جاى خود محفوظند و فضیلت دارند- تمام شده است. البته فضیلت ِجهاد مسلّحانه با فضیلتهاى دیگر قابل مقایسه نیست. میدان این جهاد، میدان بازى است که خودِ این هم فرصت دیگرى است. اینها نِعَم الهى هستند و شما باید از این فرصتها استفاده کنید ». و یا اینکه ایشان در مراسم صبحگاه لشکر سیدالشهداء (ع) در تاریخ 26 مهرماه 1377 فرمودند:
« عزیزان من! بعضى کسان از اسم جهاد مىرمند! خیال مىکنند که تأسیس یک کشور، ایجاد یک تمدّن، نظم در زندگى، پیشرفت در زندگى مادّى و معنوى و رفاه مشروع براى انسانها، با جهاد نمىسازد و جهاد ضدّ اینهاست! چه خطایى! چه غلطى! بدون جهاد، هیچ چیز به دست انسان نمىآید؛ نه دنیا و نه آخرت.
بدون جهاد، در مقابل گرگِ بىدست و پاى بیابان هم نمىشود ایستاد؛ چه رسد به گرگهاى بسیار بسیار خطرناک دنیاى سیاست و دنیاى اقتصاد و سرپنجههاى خونینى که میلیونها انسان را دریدند و نابود کردند و خوردند و بردند! مگر یک ملت بدون جهاد مىتواند سرش را بالا بگیرد؟ مگر یک ملت بدون جهاد مىتواند طعم عزّت را بچشد؟ مگر یک ملت بدون جهاد مىتواند در میان ملتهاى دنیا شأن و موقعیتى پیدا کند؟ »
بنابراین میتوان چنین استنباط کرد که مقام معظم رهبری همواره در طول دوران رهبری تا کنون جهاد را به عنوان یک راهبرد اساسی در تمام عرصهها مدنظر داشتهاند اما بیانیهی رسمی آن در پیام نوروزی سال 1390 به عنوان یک راهبرد کلیدی جهت تحقق عدالت و پیشرفت مطرح شده است. با تدقیق در پیام نوروزی مقام عظمای ولایت میتوان به ارتباط تهدیدات دشمنان در حوزهی اقتصاد و تحریمهای اقتصادی به عنوان مهمترین عوامل مطرح شدن این گفتمان اشاره کرد.
----------------------------------------
ایشان در مورد اهمیت مسائل اقتصادی در این پیام تاریخی میفرمایند:« از جملهی اساسیترین کارهای دشمنان ملت ما و کشور ما در مقابلهی با کشور ما، مسائل اقتصادی است. البته در عرصهی فرهنگی هم فعالند، در عرصهی سیاسی هم فعالند، در عرصهی انحصارات علمی هم فعالند، اما در عرصهی اقتصادی فعالیت بسیار زیادی دارند. همین تحریمهایی که دشمنان ملت ایران زمینهسازی کردند یا آن را بر علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این بود که یک ضربهای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز بدارند البته خواستهی آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجهای را که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال میکنند. لذا این سال جاری را که از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسیترین مسائل کشور، و محور همهی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است».
با توجه به راهبرد مطرح شده توسط مقام معظم رهبری در پیام نوروزی سال 1390 میتوان دو محور اصلی در این راهبرد جستجو نمود. محور اول به مفهوم جهاد اقتصادی و زمینههای شکلگیری آن اشاره دارد و محور دوم به وظایف و تکالیف ما در ارتباط با این راهبرد معطوف است(علی اکبری،1390) که میتوان مجموع آن را در قالب الگوی ترسیم شده در شکل 4 مشاهده کرد.
-------------------------------------
2ـ اقتصاد و هنرهای سنتی
در عصر حاضر اقتصاد امری مادی و معادل تبادلات مادی است که در آن مقولهی سود و زیان مادی مطرح میشود در حالی که هنرهای سنتی مقولهای معنوی است و بیشتر با روح و روان انسان سرو کار دارد. حال این سئوال مطرح میشود که چگونه پدیدهی مالی با یک امر معنوی با هم قابل امتزاج هستند. به عبارت دیگر آیا بین این دو حوزه ارتباط معناداری وجود دارد؟مفهوم اقتصاد و هنر در کنار هم لازم و ضروری است چرا که انسان موجودی چند بعدی است. یعنی هم وجوه مادی و هم وجوه معنوی دارد و اسلام نیز به این مسأله توجه وافر داشته است. در دین مبین اسلام دنیا از آخرت جدا نشده و مسلمان به تعادل دعوت شدهاند بدین معنا که همواره غایت اسلام سعادت دنیا و آخرت انسان است و انسان بدون توجه به دنیا نمیتواند آخرت آبادی داشته باشد. از امام صادق روایت است که خطاب به یکی از یاران فرمودند:« کسب روزی حلال را رها مکن، چرا که تو را در دینت کمک میکند »(حرعاملی،1367 : 27)10. ساختن جامعهی اسلامی بر مبنای ارزشهای خدایی یکی از مهمترین اهداف دین اسلام شناخته میشود اما نباید غافل شد و اصالت را به دنیا داد بلکه باید همواره دنیا را مزرعهای برای آخرت دانست. پس ساماندهی امور دنیا برمبنای اصول و ارزشها، از اهداف غیرقابل انکار اسلام شناخته میشود.
بنابراین در مفاهیم اسلامی اقتصاد متعادل و پرداختن به امور دنیا و آخرت با یکدیگر دیده شده است و هنرمند مسلمان هنرهای سنتی با تأسی به قرآن و عترت همواره در تلاش است که ضمن پرداختن به یک امر قدسی، امور دنیوی و معاش خانوادهی خود را تأمین نماید. کسب روزی حلال و تلاش در جهت آبادی و آبادانی جامعه و معاش خانواده هنرمند را در تلاشش ثابت قدم مینماید و این رویه همان آموزههای دینی و تعالیم ائمه اطهار است. امام صادق(ع) میفرمایند:« من در زمین خودم تلاش میکنم و عرق میریزم، در حالی که خدمتکارانم میتوانند این کار را بکنند، ولی با این کارم میخواهم خداوند متعال ببیند که من در پیروزی حلال هستم » (همان : 24) ایشان همچنین میفرمایند:« من لم یستحی مِن طلبِ المعاش خَفَّت مؤونَتُهُ وَرُخیَ باله و نُعِّمَ عِیالُهُ؛ کسی که از طلب روزی حلال شرم نکند، بارش سبک، سختیهایش آسان و خانوادهاش در رفاه قرار میگیرند». اما هنرمند مسلمان میداند کسب روزی حلال وسیلهای است برای نزدیکی به خدا و هرگز تعلقات دنیوی را نمیتواند به عنوان محور تلاش خود قرار بدهد و برای او کسب معرفت و وصل به حقیقت مهمترین غایت خواهد بود.
با تحولات اساسی در بنیانهای ارزشی جهان سرمایهداری، بسیاری از معیارهای ارزشی بشر در عصر حاضر حول محور اقتصاد و سرمایه میگردد و این مقوله به عنوان یک گفتمان غالب در بسیاری از تعاملات بشری جای گرفته است. امروزه فرهنگ و مؤلفههای آن نیز با معیارهای اقتصادی سنجیده میشوند و قدرت فرهنگی در گرو قدرت اقتصادی و قدرت اقتصادی در گرو قدرت فرهنگی است. در جهان سرمایهداری کنونی، قدرتهای بزرگ برای مقاصد اقتصادی و سلطهی بر منابع سایر سرزمینها لشکرکشی میکنند و برای منافع مالی خون هزاران انسان بیگناه را بر زمین میریزند. همهی این مفاسد و خونریزیها به دلیل دوری انسان عصر سرمایهداری از ارزشهای اخلاقی و دینی است زیراکه تعادل بین مادیات و معنویات را به سمت مادیات بر هم زده و خوشبختی و سعادت انسان را در گروه توسعهی اقتصادی و رفاه مادی میبیند.
در جوامع سنتی هنر به صورت کاربردی و بخشی از زندگی مردم تلقی میشود بنابراین انتفاع اقتصادی جزیی از هنر بود اما در عصر مدرن هنر به صورت خاص ظاهر شده و گروه خاصی به انتفاع از آن اشتغال دارند. در مواجهه با مقولهی اقتصاد هنر در عصر حاضر، هنرها به شاخهها و گونههای مختلفی قابل تفکیک و بررسی هستند که در یکی از این گونهشناسیها گروهی از هنرها به هنرهای بازاری و گروهی به هنرهای تجاری و گروهی دیگر را هنرهای اصیل و گروهی دیگر را هنرهای کاربردی میدانند. هنرهای تجاری در خدمت تجارت و تابع زمینههای آن میباشند. هنرمندان هنرهای تجاری مانند گرافیک و طراحی صنعتی عموماً به استخدام بنگاههای اقتصادی و تجاری در میآیند. اما هنرهای بازاری به هنرهایی اطلاق میشود که در مقابل هنرهای اصیل اما با تشابهاتی در ابزارها، روشها و حتی مضمونها به جامعه ارائه میگردند. این هنرها فقط به قصد کسب درآمد و بدون در نظرگرفتن ارزشهای انسانی و معنوی توسط گروهی از هنرمندان ارائه میشوند به طوریکه ابداع و خلاقیت در آنها به نازلترین سطح ممکن نزول کرده است. گروهی هنرهای بازاری را هنرهای کاذب و یا شبه هنر مینامند که تنها ظاهر و کالبدی زیبا داشته و از ارزشها تهی میباشند(نقیزاده، 1379: 96). هنرهای کاربردی گروه بزرگی از هنرها هستند که مظاهر آن به صورت ملموس در زندگی انسان مورد استفاده قرار میگیرد. از ویژگیهای هنرهای سنتی در جوامعه سنتی همان ویژگی کاربردی بودن آنهاست. به عبارت دیگر در جامعهی سنتی تمام هنرها کاربردی هستند و هرگز از روی تفنن هنری خلق نمیشد.
تأسی به قناعت یکی از مهمترین شاخصههای اقتصاد هنرهای سنتی در جوامع سنتی است. آدمهای دیروزی نسبت به آدمهای امروزین از سطح خواستههای پایینتری برخوردار بودهاند و همین امر موجب میشد امور مادی همواره در اولویتهای بعدی قرار بگیرد و هنرمندان در خلق آثار هنری بیشتر به زیبایی اثر و کاربردی بودن آن و در مجموع به مسائل معنوی توجه داشته باشند و با دریافت اندک مزدی زیباترین آثار را خلق نمایند. در اصل هنرهای سنتی با ماهیت معنوی با اقتصاد که امری مادی است، همسویی ندارند زیراکه هنرمعنوی هنرمندی معنوی و عارف میخواهد که این مقوله با اقتصاد و مسائل مرتبط با آن چندان سازگار نیست اما در عوض هنرهایی با ماهیت مادی با اقتصاد همسویی قابل توجهی دارند. البته باید اذعان داشت که هنر چه معنوی و چه مادی با اقتصاد رابطه دارد اما میزان و درجهی آن متفاوت است. در جوامع سنتی غایت هنرمند هرگز بهرهی مادی نیست بلکه تعالی نوع بشر است، هرچند که کسب روزی حلال برای خود و خانواده در جریان فرایند کنش هنری صورت میپذیرد.
اقتصاد هنرهای سنتی تابع عوامل متعددی بوده است که باید در دو بستر متفاوت مورد بررسی قرار بگیرد. بستر اول هنر سنتی در یک جامعهی سنتی و بستر دوم هنر سنتی در یک جامعهی غیرسنتی و یا مدرن است. در جوامع سنتی هنر جزیی از
زندگی آحاد مردم به حساب میآید. به بیان دیگر هنر سنتی جزیی از زندگی انسان سنتی است و همان نیازهای مادی و معنوی وی در قالب آثار هنرهای سنتی مطرح است و افراد جامعه فراخورد سطح اقتصادی خود از آن بهره میبرند. پادشاهان و ثروتمندان نمونههای فاخر آن را به خدمت میگیرند و مردم عامه گونههای معمولیتر را برمیگزینند. در جامعهی سنتی یک کوزهی لعابدار منقوش به نشانههای زیبا، بخشی از وسایل زندگی است اما در جامعهی مدرن این کوزهی دستساز و یا یک نگارهی سنتی به صورت عنصری تزیینی در ویترین موزهها و یا سطح دیوارها مطرح است. بنابراین در جامعهی سنتی، هنر به
دلیل گسترهی مخاطب از اقتصاد پویاتری برخوردار بوده و هنرمندان بیشتری به عرصهی بازآفرینی این هنرها اشتغال داشتهاند.
---------------------------------
اقتصاد هنرهای سنتی تا حد زیادی به اقتصاد جامعه وابسته است. یعنی اگر وضعیت رفاهی آحاد مردم بهبود یابد در نتیجه خرید کالای هنری به اولویت بدل میگردد. این قائده هم در جوامع سنتی و هم در جوامع مدرن صادق بوده اما در جوامع مدرن از اهمیت بیشتری برخوردار است. در یک جامعهی سنتی، آثار هنری سنتی با نحوهی تفکر و اندیشه آن جامعه و در وجهی گستردهتر با فرهنگ آن جامعه تطابق بیشتری داشته بنابراین هنرسنتی در جامعهی سنتی بخشی از زندگی شناخته میشود. در جوامع سنتی آثار هنری که خود بازنمون فرهنگ آن جامعه میباشند، با سلایق جمعی مطابقت بیشتری داشته در نتیجه مخاطب این آثار طیف گستردهای از افراد جامعه خواهد بود که اقتصاد هنرهای سنتی را شکوفا میسازد اما در جامعهای با ماهیت مدرن تنها علاقمندان به هنرهای سنتی و آن هم با رویکردی نوستالژیک به گذشته، این آثار را به صورت تزیینی خریداری میکنند. در این گونه جوامع طیف مخاطبان هنرهای سنتی محدودتر و اقتصاد آنها از رونق کمتری برخوردار است. رونق و توسعهی اقتصاد هنرهای سنتی میتواند موجب شکوفایی اقتصاد ملی نیز بشود. این بدان معناست که همان طوری که اقتصاد یک جامعه(چه سنتی و چه مدرن) بر میزان گستردگی کمی و کیفی آثار هنری تأثیرگذار است به همان ترتیب توسعهی اقتصاد هنرهای سنتی موجب توسعهی اقتصاد جامعه میگردد.
هنرهای سنتی در جوامع مدرن تنها ارزش اقتصادی ندارند بلکه ارزشهای هویتی و فرهنگی از جمله مهمترین قابلیتهای آنها به حساب میآید. جامعهای که از یک فرهنگ بالنده و با هویت برخوردار باشد بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی در آن تقلیل مییابد و بنیانهای آن جامعه تقویت میگردد. در گسترهی اقتصاد هنرهای سنتی در جوامع سنتی و مدرن میتوان به ابعاد اشتغالزایی این هنرها نیز اشاره کرد. در جوامع سنتی، این هنرها بخش قابل توجهی از نیروی شاغل در جامعه را شامل میشدند زیرا که این هنرها در گذشته صنایع تکنولوژیک روز خود بوده و نیروی شاغل در صنعت عموماً هنرمندان همین صنایع و هنرها بودهاند. هنرهای سنتی در جوامع مدرن نیز میتواند عملکرد اشتغالزایی داشته باشد. جوامعی که به سرعت صنعتی شده و بخش مهمی از نیروهای کار را به شهرها و مراکز صنعتی کشاندهاند و همچنین شهرنشینی توسعهی قابل توجهی یافته است و در مقابل ماشین و ابزارهای صنعتی بخش قابل توجهی از کار تولید را انجام میدهند، رونق هنرهای سنتی میتواند فقدان شغل را با سرمایهای اندک جبران نماید و ضمن اعتلای بنیانها و ارزشهای فرهنگی، هم بهبود وضعیت اقتصادی جامعه و هم رونق کمیت و کیفیت هنرهای سنتی را موجب شود.
3ـ جهاد اقتصادی در حوزه هنرهای سنتی با تأکید بر فرش
برای هر فعالیت جهادی نیاز به یک طرح عملیاتی است. همانطور که در سالهای دفاع مقدس و جهاد در راه خدا رزمندگان اسلام برای هر عملیات نقشه و طرح عملیاتی داشتند در جهاد اقتصادی هنر سنتی فرش نیز باید یک طرح عملیاتی داشت و بر اساس آن طرح، برنامهریزی کرد. مهمترین محور در طراحی برنامه عملیاتی جهاد اقتصادی در حوزهی فرش مشخص شدن اهداف و معیارهاست. اینکه در این فرایند جهاد اقتصادی ما به دنبال چه هستیم و از چه طریقی میخواهیم به اهداف خود برسیم بسیار حائز اهمیت است. بنابراین اولین گامی که باید در راستای طرح عملیاتی جهاد اقتصادی فرش برداشت شناسایی اصول حاکم بر این فرایند جهادی است. در این پژوهش اصول حاکم بر جهاد اقتصادی در حوزهی هنرهای سنتی با تأکید بر فرش در قالب الگوی ارائه شده در شکل شماره 5 طراحی شده است که بر اساس این اصول لازمههای جهاد اقتصادی در فرش بررسی خواهد شد.
1-3 روحیهی جهادی لازمهی جهاد اقتصادی
در راستای طرح عملیاتی جهاد اقتصادی در حوزهی فرش باید اشاره کرد تمامی آحاد جامعه شامل مسئولین اقتصادی، دولت، مجلس، بنگاههای اقتصادی دولتی و خصوصی مرتبط، نهادهای گمرکی، تجار، بافندگان، طراحان، جامعهی پژوهشگران و همهی آنهایی که با فرش و اقتصاد فرش و در گسترهای وسیعتر فرهنگ فرش در ارتباطند باید کمر همت بسته و در این فعالیت جهادی متحد شوند و روحیهی جهادی به خود بگیرند. نکتهی مهمی که در راستای مفهوم جهاد اقتصادی باید به آن توجه شود، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. مهمترین رکن فرهنگ جهاد کار برای خداست. اگر تمامی دستاندرکاران حوزهی تولید، عرضه و سیاستگذاری فرش چه در بخشهای خصوصی و چه در بخشهای دولتی کار برای خدا را محور اعمال خود قرار دهند و در جهت عدالت اجتماعی گام بردارند افق نظام فرش ایران بسیار روشن و امیدوارکننده خواهد بود. افقی که میتواند از فرش و سایر هنرهای سنتی یک محصول اقتصادی و فرهنگی جهت استقلال جمهوری اسلامی ایران بسازد. در نتیجه شکلگیری یک عزم ملی و یک آرایش جهادی در جهت رضایت خدا بدون تردید موفقیت و سربلندی در عرصههای ملی و بینالمللی را برای ما به ارمغان میآورد.
2-3 شناخت ظرفیتها به عنوان یک اصل اساسی
یکی از مهمترین اصول جهاد اقتصادی شناخت ظرفیتهای مختلف عرصهی مورد نظر است. در مورد جهاد اقتصادی در حوزهی فرش نیز باید به ظرفیتهای این حوزهی اقتصادی پیبرد. فرش و صنایع دستی در دوران دفاع مقدس به عنوان دومین منبع ارزآوری کشور بعد از نفت مطرح بود و حتی زمانی که اقتصاد ایران تحریم شد فرش و صنایع دستی به عنوان یکی از مهمترین منابع ارز آوری مطرح بوده است. در حال حاضر نیز با توجه به نبود آمارهای رسمی بیش از دو میلیون نفر شاغل در حوزهی فرش تخمین زده میشود. بر اساس آمارهای یونسکو در سال 2008 تنها محصول فرهنگی صادراتی ایران در سطح تجارت جهانی فرش است.
امروزه کشورهایی مانند پاکستان و هند که رقبای فرش ایران در سطح جهانی هستند بخش قابل توجهی از ارز مورد نیاز خود را از تجارت فرش بدست میآورند بنابراین فرش در کشور ما به عنوان یک ظرفیت قابل توجه مطرح است که در مقابل دلارهای نفتی به حاشیه رانده شده است و اگر بخواهیم آرزوی مقام معظم رهبری را که فرمودند امید است روزی فرا برسد که چاههای نفتی را ببندیم به تحقق برسانیم باید به فکر چنین ظرفیتهایی باشیم.
فرش میتواند هم به عنوان اقتصاد غالب مناطق کویری و روستاهای کم آب باشد و هم میتوان به عنوان یک اقتصاد کمکی برای خانوارهای ایرانی مطرح گردد. علاوه بر این فرش ظرفیت اشتغال بالایی دارد و جهت راهاندازی یک کسب و کار با فرش سرمایهی اندکی لازم است و در عوض ارزش افزودهی فرش بسیار بالاست.
به هر تقدیر فرش یک ظرفیت بلقوهی اقتصادی ایران در سطح جهانی است که کمتوجهی به آن میتواند آسیبهای فراوانی به پیکرهی آن وارد کند.
3-3 شناخت آسیبها و موانع و رفع آنها
در گفتمان دینی ما مفهوم جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد بنابراین در معنای جهاد حالت تأکید و تصریح دلالت میشود. در جهاد اقتصادی در عرصهی هنرهای سنتی به ویژه فرش باید موانع دست و پاگیر شناسایی و رفع گردد. جهاد اقتصادی هنرهای سنتی به یک جهاد فراگیر در تمامی عرصههای اقتصادی جهت آسیبشناسی و مانع شناسی نیاز دارد تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما برمیگردد؛ حالا برخی از این موانع داخلیاند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند که باید در عرصهی اقتصاد بینالملل هم ببینیم که موانع رشد اقتصاد کشور ما و به طور اخص هنرهای سنتی ما چه بوده است (پیغامی،1390)؟
عوامل متعددی در عدم توجه به هنرهای سنتی و ظرفیتهای آن وجود دارد که شاید مهمترین آنها را بتوان در قالب گزارههای زیر بیان کرد:
* نگرش نادرست نسبت به هنرهای سنتی به عنوان هنرهای کهنه و ایستا و جا مانده از زمان
* وجود منابع زیرزمینی ارزشمند مانند نفت و گاز و کم اهمیت شدن اصل نوآوری، خلاقیت، کارآفرینی در هنرهای سنتی و به ویژه فرش
* کمرنگ شدن نقش هنرهای سنتی در فرهنگ معاصر ایران
* عدم توجه به صنایع نرم و سرمایهگذاری در صنایع سخت
* به روز نشدن هنرهای سنتی مطابق با نیازهای فرهنگی عصر حاضر
* توجه اندک به صادرات هنرهای سنتی و به ویژه فرش به عنوان یک ظرفیت فرهنگی-اقتصادی
* عدم رونق صنعت گردشگری به عنوان یک عامل مؤثر در اقتصاد هنرهای سنتی و فرش
* عدم وجود آمارهای دقیق از وضعیت اقتصاد و اشتغال هنرهای سنتی و فرش
* عدم شناسایی موانع و مشکلات مرتبط با هنرهای سنتی و در ادامه عدم برنامهریزی در جهت رفع آنها
* وجود قوانین دست و پاگیر در ارتباط با صادرات هنرهای سنتی به ویژه فرش
* وضعیت نابسامان موقعیت اجتماعی هنرمندان هنرهای سنتی به ویژه بافندگان فرش
* در مرود فرش میتوان به پایین آمدن کیفیت تولید و نبود تنوع در طرح و نقش و همچنین عدم توجه تولید کنندگان به بازارهای هدف اشاره کرد.
4-3 برنامهریزی و برنامهمحوری
همانطور که گفته شد در یک فرایند جهادی داشتن برنامهی عملیاتی از جمله مهمترین الزامات است. در جهاد اقتصادی هنرهای سنتی و به ویژه فرش باید اولاً برنامهمحوری به عنوان یک باور در تمام سطوح نهادینه شود و در درجهی دوم بر مبنای ظرفیتها و موانع و مشکلات یک برنامهی اصولی و محوری طراحی شده تا جهادگران عرصهی فرهنگ و اقتصاد بتوانند پیرامون محور اصلی آن حرکت کنند. برنامهی اقتصادی باید به صورت برنامههای کلان درازمدت و برنامههای خرد کوتاه مدت توسط نخبگان متعهد که همان فرماندهان جهادگر اقتصادی میباشند، طراحی و به گروههای اجرایی ارائه شود.
5-3 در اولویت قرار دادن خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی
در هر شاخهی هنری خلاقیت و نوآوری به عنوان یک رکن اساسی شناخته میشود که متأسفانه با نگرش نادرست نسبت به هنرهای سنتی این اصل در این گونه از هنرها بسیار محدود شده است. یکی از مهمترین دلایل از رونق افتادن هنرهای سنتی همین کم رنگ شدن خلاقیت و نوآوری مطابق شرایط روزگار است. در حوزهی فرش نیز امروزه یکی از مهمترین دلایل افت صادرات فرش ایران کمرنگ شدن نوآوری در طراحی فرش شناخته میشود. در جهاد اقتصادی هنرهای سنتی و به ویژه فرش باید خلاقیت و نوآوری به یک رکن اساسی بدل شود.
کارآفرینی عامل مهم دیگری است که با خلاقیت رابطهی تنگاتنگی دارد. اساس پیشرفت و توسعه جوامع پیشرفته کارآفرینی است. اگر ملتی کارآفری نباشد، منابع زیرزمینی خود را نیز در راستای توسعه زیر ساختی به کار خواهد گرفت، بنابراین تلاش جهت ابداعات، بروز خلاقیتها و نوآوریها و کارآفرینی یکی از ابعاد مهم جهاد اقتصادی است که تعبیر علمی آن تولید ثروت از دانش است. این آرزوی مقام معظم رهبری بارها توسط وی اعلام شده است که: من آرزو میکنم روزی در چاههای نفت را ببندیم و بتوانیم زندگی کنیم. تا کارآفرینی محور نیروی انسانی قرار نگیرد این مهم نیز انجام نخواهد پذیرفت (گنجی 1390).
6-3 ایجاد فضای آرام در جهاد اقتصادی
هر فعالیت اقتصادی نیاز به آرامش درونی و بیرونی دارد بنابراین برای حرکت مداوم جهاد اقتصادی باید از شکلگیری تنش جلوگیری کرد. هرگونه تنش سیاسی یا اقتصادی که جریان تحولات اقتصادی را تحتالشعاع خود قرار بدهد میتواند در جریان جهاد اقتصادی خلل ایجاد کند. البته گاهی اوقات برخی از تنشها از خارج از ایران به حوزهی اقتصاد وارد میشود. به عنوان مثال میتوان به تحریم فرش دستباف ایران توسط آمریکا اشاره کرد که تنشی قابل توجه در اقتصاد فرش ایران به وجود آورد. اولاً باید با این تحریم به نقش قابل توجه فرش در اقتصاد ایران پیبرد. اینکه آمریکا این دشمن همیشگی ملت ایران فرش دستباف را تحریم میکند حاکی از پیبردن آنها به اهمیت فرش در اقتصاد ایران است. دوم اینکه در شرایط بحران اقتصاد جهانی تقاضا برای فرش ایران کاهش یافته و تحریمهای اعمال شده بدون تردید مشکلاتی را برای فرش ایران به دنبال خواهد داشت بنابراین در جهاد اقتصادی فرش حتماً باید برای خنثیسازی تحریمهای فرش چارهاندیشی کرد و این تنش ایجاد شده را به آرامش بدل نمود. تشکیل کارگروهها و تیمهای تخصصی از نخبگان اقتصادی و حمایتهای مجلس و دولت از تصمیمات آنها میتواند به عنوان یک راهکار مطرح شود.
7-3 برپایی عدالت در اقتصاد فرش
از آنجایی که شاغلان حوزهی هنرهای سنتی جزو اقشار کم درآمد جامعه به حساب میآیند بنابراین توجه به هنرهای سنتی به ویژه فرش میتواند در جهت گسترش عدالت در جامعهی اسلامی مؤثر باشد. بنابر آمارهای مختلف حدود دو میلیون نفر در حوزهی فرش ایران مشغول به کار هستند که بخش قابل توجهی از آنها بافندگان فرش را شامل میشود. گروه بافنده که عهدهدار بخش مهمی از تولید فرش است و به عبارت دیگر بیشترین فعالیت را در تولید فرش انجام میدهد کمترین بهره اقتصادی و معنوی را میبرد. در اقتصاد فرش، سرمایهگذار بیشترین منفعت مالی را میبرد و تمام تلاشها و فعالیتها در رفع مشکلات فرش بیشتر معطوف به تولیدکنندگان و سرمایهگذاران است. در جهاد اقتصادی فرش باید بافندهگان به عنوان محور اصلی شناخته شوند و در رفع مشکلات آنها برنامهریزی شود. بخش قابل توجهی از بافندگان فرش در روستاها و شهرهای ایران هم چنان از مشکلات روزمره زندگی رنج میبرند و عدالت توزیعی را هنوز به صورت عینی درک نکردهاند. خدمت رسانی که از سال 1372 توسط مقام معظم رهبری به عهده بسیج مستضعفین قرار داده شده باید در سال جهاد اقتصادی از ضریب و اهتمام ویژهای برخوردار شود تا عدالت که شاه بیت مشروعیت نظام اسلامی است به دل و زبان محرومان این گروه ساری و جاری شود.
8-3 بهرهگیری از نخبگان
کشور ایران همواره به وجود نخبگان خود در طول تاریخ میبالد. از مظاهر عدالت آن است که هر فرد متناسب با تواناییهایش از موقعیت کاری برخوردار باشد بنابراین باید در جهاد اقتصادی نخبگان به عنوان فرماندهان این جهاد در برنامهریزیها و اجرای برنامهها مشارکت داشته باشند.
9-3 تحول در نظامهای تولید و عرضه
معمولاً در اقتصاد، صنایع کوچک در ابتدای نوآوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای کشور به بار میآورند و فرصتهای خوب اشتغالزایی ایجاد میکنند، اما در مسیر چرخهی تولید و چرخهی عمر یک کالا، معمولاً سود آنها کم میشود. چرا که کشورهای دیگر هم نظیر آن کالا را تولید میکنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد میشود. اما به وضوح این مسئله قابل مشاهده است که کشورهای پیشرفته دقیقاً در پی این تغییر بخشی و رفتن به سمت تولید کالاهای تک و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند. در حوزهی فرش نیز ما باید به این سمت حرکت کنیم که فرش ایران در عرصهی جهانی از همهی وجوه تک باشد بنابراین پژوهشهای بنیادین در این حوزه نیاز است. تولید فرش باید مطابق استاندارهای روز شود و از جدیدترین دستاوردهای فنآوری در آن بهرهبرداری شود. حضور دانشگاهها، دانشکدهها، پژوهشکدهها و مراکز تحقیقاتی فعال و به روز میتواند فرش ایرانی را به عنوان یک محصول تک با نشان تجاری ایرانی در سطح جهان مطرح سازد.
در هر فعالیت جهادی باید رزمندگان و بسیجیان کارآزموده و مؤمن تربیت کرد بنابراین در عرصهی جهاد اقتصادی نیز باید نیروهای مورد نیاز آموزش دیده و آمادهی جهاد شوند. در جهاد اقتصادی فرش نیز باید طیف گستردهای از نیروهای متعهد شناسایی و تربیت شوند. مراکز تعاونی، شرکتهای فرش، مراکز علمی و تحقیقاتی، مرکز ملی فرش و به ویژه دانشگاهها به عنوان متولی تربیت نیروهای متخصص و کاردان باید عظم جهادی کرده و نیروهای مورد نیاز را تربیت نمایند. باید این نیروها به روستاها و مراکز بافت رفته و جهاد بهبافی را گسترش دهند و شیوههای غلط بافت فرش که محصول نظام سرمایهداری در فرش ایران است را تغییر و بافت فرش ایرانی را به بهترین وجه ممکن انجام دهند.
در عرصهی جهاد اقتصادی در حوزهی فرش ما باید دائماً رقبای خود در سطح بازارهای جهانی را رصد کنیم و علاوه بر آن بازارهای مقصد را نیز مورد بررسی قرار دهیم تا بر مبنای نیازهای آنها تولید داشته باشیم. به عنوان مثال کشورهایی مثل ایتالیا طرحهای ساده و قیمتهای پایین فرشهای ایرانی را میپسندند اما در انگلستان طرحهای کلاسیک طرفدار بیشتری دارند. اینها با روانشناسی بازار و روانشناسی اجتماعی قابل برنامهریزی است.
10-3 توجه به مؤلفههای تقاضا در گسترهی جهانی
نکته مهم دیگر در حوزهی اقتصاد فرش این است که باید چهارچوبهای اقتصاد فرش با مباحث سنتی آن با یکدیگر دیالتیک همراستا داشته باشند. در حوزه فرش ایران در عصر حاضر دو رویکرد افراطی قابل شناسایی است. در رویکرد اول که اصالت به سنت داده میشود، سنتها را اموری محتوم و غیرقابل انعطاف میدانند و معتقدند این طرحها و نقشهای رایج در فرش ایران کمال مطلوب است و دیگر قابل تغییر نیست و ما باید آنها را بدون کم و کاست فراگرفته و به نسلهای بعدی منتقل نماییم. آنها معتقدند فرش تولید شده توسط هنرمند ایرانی باید توسط مصرفکنندهی غیرایرانی مورد پذیرش قرار بگیرد و شیوههای کلاسیک کمال مطلوب است. رویکرد دوم اصالت را به ذائقهی مصرفکننده میدهد و اعتقاد دارد هرچیزی که مصرفکننده خواست ما باید برای او تولید کنیم. این رویکرد در برخی از رقبای فرش ایران مانند پاکستان به طور آشکارا دیده میشود. اصالت دهندگان به ذائقهی مصرفکننده معتقدند که یکی از مهمترین دلایل از دست رفتن بازار جهانی فرش اصالت سنت است.
اما رویکرد سومی هم وجود دارد که میتواند در جهاد اقتصادی فرش به عنوان یک حرکت جهادی در عرصهی اقتصاد فرش مدنظر قرار بگیرد و آن حد تعادل این دو رویکرد است. تولیدکنندگانی که هم به خواست مصرفکننده به عنوان یک رکن مهم در چرخهی اقتصادی توجه میکنند و هم سنتها را به عنوان وجه متمایز فرش ایران با سایر مناطق جهان فرش مدنظر قرار میدهند و ارزشهای برند فرش ایرانی را پاس میدارند موفقتر خواهند بود. بنابراین میتوان نوعی رابطهی دیالتیک همراستا را جهت اعتلا و توسعهی فرش ایران پیشنهاد نمود.
نتیجهگیری
جهاد اقتصادی که به عنوان یک راهبرد بنیانی جهت حرکت ایران اسلامی به سمت عدالت و توسعه توسط مقام معظم رهبری در سال 1390 مطرح شد محصول یک گفتمان پویاست که از آغاز انقلاب اسلامی در جهت خودکفایی و آبادانی کشور مطرح بوده و با توجه به تهدیدات و تحریمهای اخیر توسط مقام عظمای ولایت مورد توجه قرار گرفت. جهاد اقتصادی باید یک راهبرد متداوم باشد و منوط به سال 1390 نگردد. مهمترین دستاورد جهاد اقتصادی میتواند برپایی عدالت علوی بر مبنای حرکتی جهادگونه در اقتصاد اسلامی باشد که مبنای آن میتواند بر مبنای دکترین مهدویت استوار گردد.
جهاد اقتصادی باید در تمامی عرصهها و توسط تمام آحاد ملت و مسئولین به انجام برسد. با توجه به ماهیت فرهنگی جهاد، جهاد اقتصادی نیز نوعی جهاد فرهنگی است که باید با نیت قربالهی انجام بپذیرد و غایت آن برپایی عدالت باشد. با توجه به ماهیت هنرهای سنتی و به ویژه فرش میتوان جهاد اقتصادی را یک عامل مهم اعتلای این هنرها دانست و برای دستیابی به جهاد اقتصادی در حوزهی هنرهای سنتی با تأکید بر فرش باید یک طرح عملیاتی داشت که بر مبنای آن جهادگران به اعتلای این هنرها دستیابند.
راهکارهایی که در این مقاله برای جهاد اقتصادی هنرهای سنتی به ویژه فرش مطرح شد شامل موارد زیر میشود: روحیهی جهادی لازمهی جهاد اقتصادی؛ شناخت ظرفیتها به عنوان یک اصل اساسی؛ شناخت آسیبها و موانع و رفع آنها؛ برنامهریزی و برنامه محوری؛ در اولویت قرار دادن خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی؛ ایجاد فضای آرام در جهاد اقتصادی؛ بر پایی عدالت در اقتصاد فرش؛ بهرهگیری از نخبگان؛ تحول در نظامهای تولید و عرضه؛ توجه به مؤلفههای تقاضا در گسترهی جهانی.
درپایان با آخرین فراز پیام نوروزی مقام معظم رهبری این مقاله را به پایان میرسانیم:
« امیدواریم خداوند متعال شما ملت عزیز را، شما مسئولان عزیز را، شما جوانان مؤمن و خوشروحیه و فعال و بااستعداد را مشمول لطف خود و مشمول ادعیهی زاکیهی حضرت بقیةالله( ارواحنا فداه) قرار بدهد. یاد شهدای عزیزمان را، یاد امام بزرگوار را گرامی میداریم و امیدواریم خداوند به برکت ارواح طیبهی این بزرگواران ملت ایران را مشمول رحمت و فضل و برکت و رضوان و غفران خود قرار دهد».
پینوشتها
- مانند آیه واجب شدن نبرد با مشرکین که میفرماید« کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ » سوره بقره آیه 216
2- مانند آیه« وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ » سوره حج آیه 78
3- « وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا کَبِیرًا » سوره فرقان آیه 52
4- « تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ » به خدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال وجانتان جهاد کنید. سوره صف آیه 11
5- دیگر آیات عبارتند از: نساء 95، حجرات 15، توبه 19، 40، 43، 80 و 88
Economy
6- به نقل از(علمی دانشور، بیتا)
7- سوره حجرات آیه 13
8- نهج البلاغه، حکمت 311
9- در سخنرانی امام خمینی(ره) در تاریخ 04/2/1362 با عنوان« عصرهدم ارزشهای انسانی و حاکمیت ارزشهای شیطانی» در محل حسینیه جماران به مناسبت ولادت امام محمدتقی(ع) در حضور علیاکبر پرورش وزیر آموزش و پرورش، احمد توکلی وزیر کار و امور اجتماعی، کارگران سراسر کشور،معلمان و مربیان پرورشی، اعضای ستاد بزرگداشت استاد شهید مرتضی مطهری
10- حدیث 8
منابع و مآخذ
1- پیغامی، عادل.(3 فروردین1390). آرایش جهانی اقتصاد کشور: درباره الزامات سال جهاد اقتصادی. بازیابی شده از پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار به آدرس farsi.khamenei.ir/others-note?id=11812 ( تاریخ بازدید 12آذر 1390).
2- جهاد و شهادت.( آذر 1387). امید انقلاب. 396. ص 10.
3- جهاد و شهادت.( دی 1387).امید انقلاب. 397. ص 20.
4- جهانیان، ناصر.( 9بهمن1387). جهانی شدن اقتصاد و نیاز به دکترین مهدویت. بازیابی شده از پایگاه اطلاع رسانی راسخون به درس اینترنتی http://rasekhoon.net/article/show-19945.aspx . (تاریخ بازیابی 25 آبان 1390).
5- حرعاملی، محمد بن حسین.(1367). وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه. عبدالرحیم ربانی شیرازی(مصحح). جلد12. تهران: کتابفروشی اسلامیه.
6- حسینی قورتانی، سید علی .( 22خرداد 1390). جهاد اقتصادی از نگاه دین. بازیابی شده از پایگاه اطلاعاتی راسخون به آدرس. http://rasekhoon.net/article/show-87693.aspx (تاریخ بازیابی 25 آبان 1390).
7- خامنهای، سیدعلی.(1390). رهنمودهای جهاد اقتصادی(1). بازیابی شده از پایگاه اطلاع رسانی راسخون به آدرس اینترنتی http://rasekhoon.net/article/show-81570.aspx. (تاریخ بازیابی 25 آبان 1390).
8- داوودی، عباس .( بهمن 1387). جهاد و شهادت: جهاد در قرآن. امید انقلاب. 398. ص32.
9- داوودی، عباس .(اردیبهشت و خرداد 1388). جهاد و شهادت: جهاد در قرآن. امید انقلاب. 399 و 400. ص29.
10- دفتر همکاریهای حوزه و دانشگاه.(1371). مبانی اقتصاد اسلامی. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها.
11- سلیمانی، جواد.( آبان 1380). اولویت های طرح سامان دهی اقتصادی در حکومت امیرالمؤمنین .معرفت. 47.صص6-13.
12- شاهد خطیبی،حسین.( 2 فروردین1390). دور نماى مدیریت از نگاه امام على (ع). بازیابی شده از سایت اینترنتی http://www.lailatolgadr.net/jahad-egtesadi/modieiyat-alavi.html. (تاریخ بازیابی 7 آذر 1390).
13- طباطبایی، سیدمحمد حسین. (1362). تفسیر المیزان. سید محمد باقر موسوی همدانی(مترجم). جلد11. تهران: محمدی.
14- علمی دانشور، مهدی .(بیتا). اندیشه سیاسی امام خمینی (ره). بازیابی شده از سایت مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن به آدرس اینترنتی.
md.org/imam_khomeini/imam_khomeini_andisheh_siyaasi_daaneshvar.html- http://www.iec (تاریخ بازیابی 19 آذرماه1390).
15- علی اکبری،حسن.( 1390). مفهومشناسی جهاد اقتصادی. مشرق نیوز. بازیابی شده از سایت اینترنتی http://www.system.parsiblog.com. (تاریخ بازیابی 6 آذر 1390).
16- گنجی، عبدالله. (۱۴ فروردین ۱۳۹۰). اصول جهاد اقتصادی. بازیابی شده از پایگاه اطلاعرسانی جوان آنلاین به آدرس اینترنتی http://www.javanonline.ir/vdcd5o0ooyt0os6.2a2y.html. (تاریخ بازیابی 18آذرماه 1390).
17- مظاهری، روح الله.(22 خرداد1390). رابطه دین و اقتصاد. بازیابی شده از پایگاه اطلاع رسانی راسخون به آدرس اینترنتی http://rasekhoon.net/article/show-87691.aspx. (تاریخ بازیابی 25 آبان 1390).
18- موسوی خمینی، سیدروحالله.(1390ه.ق).تحریرالوسیله. قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.
19- موسوی خمینی، سیدروحالله.(بیتا). ولایت فقیه. قم: انتشارات آزادی.
20- مؤمنی شریف، محسن.(1390). پیام رییس حوزه هنری ایران به همایش ملی جایگاه فرهنگ و هنر در جهاد اقتصادی. بازیابی شده از سایت اینترنتی http://www.art-je.ir/akhbar/khabar06.html(تاریخ بازیابی 29 آبان1390).
21- نقیزاده، محمد. (1379). هنر و اقتصاد در جوامع سنتی و مدرن. هنر دینی. 6. صص89-120.
23- هاشمی شاهرودی، سید محمود.( پاییز 1383 - تابستان 1383). مشخصههای اقتصاد اسلامی. اندیشه صادق.16-19. http://www.isu.ac.ir/publication/Andesh-ye-Sadiq/Andesh-ye-Sadiq_16/Andesh-ye-Sadiq_1602.htm
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir
