
تایپوگرافی شخصیتهای شاهنامه
داریوش مختاری
نویسنده : داریوش مختاری
مترجم :
ناشر : رسم
صفحات : 96
شابک : 9789648763100
تاریخ چاپ : 1387
نوبت چاپ : 1
قطع کتاب : خشتی
در این کتاب 96صفحهای تایپوگرافی حدود هشتاد شخصیت از داستانهای شاهنامه فردوسی، توسط داریوش مختاری طراحی شده است. استاد صادق بریرانی و دکتر میرجلال الدین کزازی بر این کتاب مقدمه نوشتهاند.
متن کامل مقدمه استاد بریرانی :
اعضای بدن انسان هر یک با دیگری متفاوت است. پای ما کار دست را نمیتواند انجام دهد. گوش که صدا و هنر موسیقی را به مغز میبرد، با چشم که هنر تصویری و نوشته را درمییابد، با هم فرق دارند.
از جفت کردن دو هنر دیداری و شنیداری آمیزهای داشته باشیم که کامیابی در آن یافتهایم. مثلا از شعر و موسیقی تصنیف ساختهایم و موسیقی و شعر را تصویر کردهایم و در فیلم از موسیقی یاری گرفتهایم.
روشن است که تصویر کردن موسیقی آسان نیست و تصویر کردن شعر اگر داستانی باشد، سخت نخواهد بود.
نگارگران ایرانی در گذشته مصور کردن شعر حافظ را دشوار میدانستند، ولی فردوسی و نظامی و سعدی را پذیرفتند و در شعر آنها بسیار کار کردهاند، چون داستانهای آنها میدان گستردهای بود برای هنرنمایی تصویرسازان.
داریوش مختاری، نقاش، طراح گرافیک و مجسمهساز در راه تازهای گام نهاده است. او در آغاز از نام پهلوانان و قهرمانان شاهنامه، نشانهای طرح میکند که در قلمرو هنر گرافیک است، سپس نشانه را که سادهگرا، تجریدی و رمزی است، چون نقش ریز و درشت، تکراری و فشرده بر پوشش و اندام تصویر آن پهلوان مینشاند.
تصویر بیشتر برداشتی از هنر نگارگری ایرانی است ولی نقشهای پوشاننده. آفریده طراح است که بسیار استادانه و با شایستگی اجرا شده است.
داریوش مختاری سالهاست که در عرصه طراحی حروف و ساده کردن آن و نشانهسازی توفیق چشمگیر داشته و گاهی برخی از آنها را حجمی و سهبعدی نشان داده است و این بار به کمک کامپیوتر – اسان یا دشوار- مجموعه تصویر و نقش را به ما مینمایاند که آزمون تازه و نویی است و کامیابی او در این جستجو و تلاش روشن.
صادق بریرانی
و همچنین متن کامل مقدمه استاد میرجلال الدین کزاری:
یکی از فزونمایهترین و گرانسنگترین سرچشمهها و بسترهای هنر نگارگری در ایران، نامه ورجاوند و بیمانند فرزانه توس فردوسی فرخ سخن بوده است و هنوز نیز هست.
بسیاری از نگارگران چربدست و شیرینکار، به ویژه ریزنگاران (=مینیاتوریست) نغزخامه، این نامورنامه را با نگارههای خویش زیوری دیداری بخشیدهاند و نماها و رخدادهایی از شاهنامه را، همساز و همسوی، همباز و همروی با بیتهای بلند و دلپسند فردوسی، به یاری هنر جاودانهشان، جاودانه گردانیدهاند.
به راستی، هر یک از شاهنامههایی که به شیوهای هنری نوشته و فراهم آمده است یا در این سالیان به چاپ رسیده است،جنگ یا گردآوردی (= مجموعه، آلبوم) است از نگارههای نغز و ناب ایرانی. ارج و ارز زیباشناختی این نگارهها تا بدان پایه بوده است که گاه سوداگران شوریده رنگ بیفرهنگ، به آهنگ سود و سودا، آنها را از کتاب گسستهاند و جداگانه، چونان شاهکارهایی در هنر نگارگری، با بهایی هنگفت و گزاف به فروش رسانیدهاند. این ماجرایی است دردانگیز و دریغافزای که بر شاهنامه پرآوازه تهماسبی، یکی از درخشانترین نمودها و نمونههای هنر کتابآرایی ایرانی، رفته است؛ ماجرایی که کام و روی هر زیباپرست هنردوست را تلخ میگرداند و ترش.
مایه شادمانی است و نازانی که در روزگار ما نیز، نگارگران آنگاه که میخواهند شاهکاری ادبی را "بنگارند" و آن را نقش برزنند، شاهنامه را برمیگزینند.
یکی از این نقشبندان نگارآفرین داریوش مختاری است که به شیوهای نوآیین و بیپیشینه، چهرهها و قهرمانان شاهنامه را نقش زده است و جنگی دلاویز و پندارخیز از آنها پدید آورده است.
ارزش و والایی این نگارهها در نابی و نژادگی هنری و زیباشناختی آنهاست. هنرمند، نوآورانه و آفرینشگرانه نقش زده است؛ اما در دام آشوبگری و بیهودگی و ماخولیاهای ذهنی فرونیفتاده است. بیهیچ گمان، هنرمند راستین و سرشتین نوآور است و نیک از پیروی و بازآفرینی میپرهیزد و تن در میزند؛ زیرا نوآوری و تلاش در جستن قلمروهای ناپیموده و زمینههای ناپسوده و نکتههای ناآزموده در آفرینش هنری، جان هنر است و آرمان هنر.
هنرمند راستین و آفریننده سرشتین، از آن روی که برداشت و آزمونی نو و ناب از جهان دارد و جهان را به گونهای دیگرسان در خویشتن بازتاب میدهد و از آن خویش میکند، به ناچار، حتی بیآنکه خود بخواهد و بداند نوآیین و دیگرگون است و فرزند روزگار خویشتن.
اما یکی از سامان پریشیها و آشفتگیهای زمانه ما، برداشت ناساز و نادرست است از نوآوری در هنر و یکسان شمردن آشفتگی و هرج و مرج و آشوبگرایی با آفرینش ناب و نوآیین و نژاده هنری.
هنرمند آفرینشگر و نوآور کسی است که اگر هنجاری کهن را میشکند، در هنجارشکنی و "نابهنجاری" فرو نمیماند و بر شکستهها و ویرانههای هنجار کهن، هنجاری نو پدید میآورد، همچنان ناب و نژاده و آکنده از شور و شرار و کارمایه هنری که هر هنردوست زیباپرست با آن پیوند میتواند گرفت و از آن، کام و بهره هنری میتواند ستاند.
به هر روی، نوگرایی داریوش مختاری راستین و نژاده و هنرمندانه است و او به شیوهای نوپدید و بیپیشینه بر پایه سرودههای فردوسی، قهرمانان و چهرههای بنیادین و نامدار شاهنامه را، به یاری ریخت نوشتاری نام آنان، نقش زده است؛ آنچنانکه همه آن چهره یا قهرمان را نام او میسازد.
بدین سان یکی از بنیادهای باورشناختی و نهانگرایانه ایرانی که در شاهنامه نیز بازتابی گسترده یافته است، در این نگارهها به نمود آمده است و زمینه و خاستگاه آفرینشی هنری شده است؛ هر کس را نام او میسازد و همه هستی آدمی، به شیوهای رازآلود و نهانگرایانه، در نام وی فرو میافشرد و اندوخته میگردد؛ به گونهای که نیرومندترین و نزدیکترین نماد و نشانه رازوارانه نامور (= کسی که دارای نام است)، نام اوست.
به پاس دلبستگی داریوش مختاری به شاهنامه که نامه فرهنگ و منش ایرانی است و به پاس هنرمندی وی که آن را در کار این نامه نامبردار کرده است، خواست او را برمیآورم و این دیباچه را بر جنگ نگارههای شاهنامهای وی مینویسم و در فرجام آن، از درگاه دادار، برای این نگارگر گرامی کامکاری و بختیاری پایدار در تلاشهای ارزنده هنری خواستارم.
دکتر میرجلالالدین کزازی
اردیبشهت 1387
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir