زنجان
← همه اخبار
بکایی بر عاشوراییان _ قسمت دوم / حسین عباسی نیا: پژوهشگر ، محقق و مدرس تئاتر استان زنجان

بکایی بر عاشوراییان _ قسمت دوم / حسین عباسی نیا: پژوهشگر ، محقق و مدرس تئاتر استان زنجان

۱۳ دی ۱۳۸۹کد خبر: 30669۳

تعزیه زنجان در مجموع دوران پر فراز و نشیبی را طی کرده- طبق نقل قول های تائید نشده ای تعزیه از زمان صفویه در زنجان مرسوم و معمول بوده اما هیچ مدرکی دال بر اجرای تعزیه در زمان حکومت صفویان بدست نیامده و اگر هم بوده در هجوم لشکر عثمانی به زنجان و ویرانی و خرابی این شهر از بین رفته است

 پژوهشی در باب تعزیه در استان زنجان / تعزیه میدانی:
همان طوری که شرحش رفت- تعزیه میدانی در میدانچه محله ها و در مدخل کاروانسراها به اجرا در می آمد- تعزیه میدانی از پیشینه بسیار زیادی برخوردار است و طبق اطلاع واصله و نقل قول بعضی از تعزیه دوستان که هنوز در قید حیات هستند و آنها نیز از پدران و کسان خود نقل می نمایند تعزیه میدانی در زمان حکومت زندیه به طور رسمی در زنجان معمول و مرسوم بوده و از حمایت دولتی نیز تا حدودی برخوردار بوده است. آقای فتح الله مس فروشان از قول پدرشان که از تعزیه خوانان بنام زمان قجری بوده نقل می نمایند که در ماه های محرم در کهن دژیا برج ذوالفقاری برای ذوالفقار خان افشاری تعزیه اجرا می شده و ذوالفقار خان افشار(نیای خاندان ذوالفقاری) حاکم زنجان در زمان حکومت خان زند بود و کهن دژ- دژی بود بسیار مستحکم که قوای ذوالفقار خان در مقابل حملات کریم خان از آن استفاده می کردند- این رسم بعد از ذوالفقار خان همچنان ادامه داشته و علی خان افشار و عبدالله خان اوصانلو و امان الله افشار نیز که بعد از ذوالفقار خان به حکومت زنجان منسوب شدند در ماه های محرم در کهن دژ تعزیه می دیده اند- کهن دژ بعدها تخریب و از آن به عنوان زباله دانی استفاده می شد و به همین خاطر بعدها کولوک به آن اتلاق شد و زمانی هم که به عنوان زباله دانی استفاده می شد باز هم آنجا تعزیه اجرا می شد و اینجانب در دهه 40 چندین بار شاهد اجرای مجالس مختلف در آنجا بوده ام ... با شروع حکومت فتحعلی شاه عبداله میرزا دست به اقداماتی زد و بازار و مسجد و حمام قیصریه را بنا کرد و از آنجایی که خاندان قجری نظر مساعدی به اجرای تعزیه داشتند و در دربار اقدام به برگزاری تعزیه می کردند عبد الله میرزا در زنجان نیز این کار را کرده و در دربار خود که آن زمان ها در میدان توپخانه (سبزه میدان) بوده اقدام به برگزاری تعزیه کرده و بر همین اساس تعزیه رسمی معمول و مرسوم در زنجان شده و در اکثر میادین ومحله ها و کاروانسراها تعزیه بر پا می شده است فرزندان و اقوام عبدالله میرزا به تاسی از پدر اقدام به ساختن مسجد و آب انبار نمودند و جاللب توجه است کلیه مساجدی که به این طریق ساخته شده تا اواخر سلطنت پهلوی از مناطقی بود که تعزیه با شور حال و جذبه خاصی در آن جا مرسوم بود اسحاق میرزا فرزند عبدالله میرزا مسجد اسحاق میرزا را بنا کرد شکر الله میرزا فرزند بعدی او مسجد فرجیه را و مهدی خان نیز مسجد مهدیه را و این مساجد مشرف به میدانی بودند که آن میدان ها تعزیه اجرا می شده است- در ماه محرم در میدان توپخانه(سبزه میدان) تعزیه عاشورا خوانده می شده و این رسم تا اوایل سلطنت پهلوی ادامه داشته- لطف علی خان سازنده مسجد لطف علی خان دستور داده بود تا در وسط میدان سکوئی نیز بنا نمایند و این به تبعیت از تکیه هایی بود که در تهران ساخته می شد و راهروئی مشرف به سکو جهت ورود و خروج شبیه خوانان و این تنها تکیه ای بود که با شاخصه های تکیه های آن زمان ساخته شده بود و تا اواسط سلطنت پهلوی دوم نیز بود ولی بعد از آن ترمیم کوچه و محله تخریب شده و از بین رفت- بهر حال با توجه به روایت ها و نقل قول های سینه به سینه اوج تحول تعزیه در زنجان مثل سایر شهرها زمان قاجار بوده و این خاندان به دلیل حمایت همه جانبه از این مقوله رشد و اعتلای آن را فراهم آورده بودند و متاسفانه در این رابطه مدارک و اسناد معتبری در دست نیست و نگارنده تنها به نقل قول ها بسنده کرده- بجز از میادین شهر در مدخل کاروانسراها نیز تعزیه میدانی اجرا می شده است.
یکی از ویژگی های تعزیه در مدخل کاروانسراها این بود که مجالس محدود به ایام سوگواری ماه محرم و صفر نمی شد و در همه ایام در کاروانسراها به اجرای تعزیه می پرداختند- یعنی در ادوار گذشته وقتی روستائیان برای فروش میوه و لبنیات خود به شهر می آمدند در کاروانسراها اتراق می کردند و گاهاً اتفاق می افتاد برای فروش ارزاق خود و خرید مایحتاج هفته ها در کاروانسراها می ماندند و کاروانسرا دار برای سرگرمی کاروانیان در مدخل کاروانسرا تعزیه بر پا می کرد. از این مجالس به جز کاروانیان افراد عادی شهر نیز دیدن می کردند و می توان گفت در ماه های بهار و تابستان اکثر کاروانسراها عرصه اجرای مجالس مختلف تعزیه بوده اند. اینجانب حدود سال های 42و44 در راسته صباغ ها و در کاروانسرای پاشا، و در ایام تابستان دو مجلس وهب نصرانی و حضرت یوسف را دیده ام- بعدها وقتی کاروانسراها از رونق افتاد و حجره ها تبدیل به انباری گردید تنها کاروانسرائی که جهت این مهم باقی ماند کاروانسرای شریعتی بود که همچنان محل اجرای تعزیه بود- مالکین کاروانسرای شریعتی حاج شیخ فیاض شریعتی و حاج تقی شریعتی به لحاظ علاقه و ارادتی که به خاندان آل ابا داشتند کاروانسرا را همچنان محل برگزاری تعزیه باقی گذاشته و بعدها سکوئی نیز در وسط به آن علاوه کردند و آنجا را تا حدودی به سبک و سیاق تکیه های رسمی در آوردند و حجره های اطراف نیز محلی بای حضور و نظاره تماشاگران شده بود در این کاروانسرا مجالس بسیار طرفه ای برگزار می گردید و بجز روزهای ماه محرم و صفر و ایام سوگواری ائمه اطهار در فصل بهار و تابستان روزهای پنج شنبه و جمعه مجالس مختلف تعزیه بر پا بود و بانی آن که قبلاً شیخ فیاض شریعتی و بعد حاج تقی شریعتی بوده با علاقه فراوان مجالس را نظارت می کرد- حالیه نیز در آن مکان به اجرای تغزیه می پردازند- بهر حال تعزیه های میدانی از دیر باز در زنجان مرسوم بوده و از زمان حکومت زندیه به این طرف در نقاط مختلف زنجان اجرا می شده در زمان ممنوعیت نیز در حاشیه شهر اقدام به اجرای تعزیه می کردند- اوج اعتلا و شکوفایی تعزیه میدانی زمان قاجار بود در زمان پهلوی به دلیل عدم اعتنای دولت به مقوله تعزیه و نیز تا حدودی به دلیل عوض شدن ذوق عامه تعزیه میدانی به حاشیه شهرها و روستاها عقب نشینی کرد و متاسفانه از جنبه های نمایشی و ظرافت های تئاتری آن کاسته شد و از زمان پهلوی اول بجائی رسید که مربوط به قشر خاصی شد و روشن فکران آن زمان نیز به تعزیه اهمیتی ندادند نتیجتاً مهجور و غریب و حاشیه نشین شد اما در عین حال از شدت ممنوعیت ها کاسته شد و تعزیه تا حدودی جان گرفت و در اطراف و اکاف به اجرای آن می پرداختند خوشبختانه پس از شکفتن انقلاب و اعتنا و اهمیت به تعزیه به عنوان یک ائین ارزنده با جنبه های نمایشی غنی علنی شد تا تعزیه به عنوان مقوله ای ارزشمند در فرهنگ و هنر ایران مورد نظر باشد- در تعزیه های زنجان از اسب استفاده نمی شد و بازیگران سوار شدن بر اسب و جولان دادن و سواری و جنگ در روی اسب را، با نشانه ها و نمادهای کنائی نشان می دادند- اشقیا- (ابن زیاد- ابن سعد- خولی- یزید- سنان و ...) چتر سیاه به دست می گرفتند و خیمه و خرگاه سیاه بر پا می کردند و تا پایان کار مجلس چتر را از خود جدا نمی کردند- در جنگ در بزم در رزم در سواری و در همه جا چتر را با خود همراه داشتند- موزیک در تعزیه زنجان برگرفته از موسیقی مقامی آذربایجان و موسیقی محلی بوده و اکثر اولیا در دستگاه شور و گوشه های آن مثل دشتی- شوشتری- ابو عطا می خواندند- سازها در تعزیه زنجان، فلوت- طبل بزرگ- طبل کوچک- دهل و سورنا بود که بعدها و در تعزیه سیار سورنا به ترومپیت و شیپور تبدیل شد- برای حرکت لشکریان و برای جنگ بیشتر از دهل و سورنا استفاده می شد و برای لحظه های عادی از فلوت و طبل بزرگ و برای شهادت از فلوت و طبل ریز- خیمه و خرگاه اشقیا سیاه و خیمه و خرگاه اولیا سبز یا سفید بود. شکل خیمه های تعزیه زنجان مثل خیمه های معمولی نبود- روی یک چوب پارچه ای که قوسی به آن داده بودند نصب می کردند و به عنوان چادر استفاده می کردند و این به جهت تسهیل در حمل و نقل بوده است- معین البکاء در بیشتر اجراها چنگی در دست داشت و با پایان صحنه ای و شروع صحنه ای دیگر چنگ را به هم می کوبید و بدین ترتیب هم شروع صحنه ای دیگر را اعلام می کرد و هم حواس به هم ریخته تماشاگران را متمرکز می کرد- برای نشان دادن نخلستان چوب هائی که در دست تماشاگران بود رو به بالا نگاه داشته می شد و تماشاگران چوب بدست هنگام نیاز به عنوان لشکریان اشقیا و اولیا ظاهر می شدند و از چوب ها به عنوان اسب و یا شمشیر استفاده می کردند- مجالسی که در ایام بهار و تابستان در کاروانسراها اجرا می شد پیش واقعه نیز داشت و پیش واقعه ها بیشتر حالت اخباری داشت تا جماعت در میدان جمع شوند و بعد با گریزی به مجلس اصلی می پرداختند- قبل از شروع تعزیه جلوی درب ورودی کاروانسرا طبل کوچکی را می نواختند این طبل حالت ندائی و اخباری داشت و جماعت را از اجرای تعزیه مطلع می کردند- تعزیه میدانی تعزیه خونان طرفه ای را بوجود آورد که مهارت زیادی در اجرای نقش های مخالف و موافق داشتند و بواقعبازیگران زبده ای بوده اند- شمر قاسم- شمر حیدر- شمر رجب- کربلائی محمود عباس خوان- باقر امام خوان فیروز حر خوان- از جمله کسانی بودند که به واقع شبیه خوانان زبده ای بودند.
تعزیه سکو: مراد از تعزیه سکو اجرا در روی سکوئی است که در وسط میدان و به طور موقت می ساختند و عرصه را به شکل تکیه ای در می آوردند و بعد از اتمام ایام سوگ دوباره بر می چیدند- در ایام سوگواری سید الشهدا بعضی از حسینیه ها مثل چوقور سیدلر- سقاها- فرجیه- حسینیه- جهت عزاداری میدانچه مشرف به حسینیه را، چادری می پوشاندند و میدانچه را به شکل خیمه ای بزرگ در می آوردند وسط این خیمه سکوئی می ساختند و راهروئی منتهی به آن که صحن سکومکان مخصوص عزاداری و سوگواری و اجرای مراسم تعزیه بود و اطراف آن نیز محلی برای نشستن و نظاره گری- بر روی این سکوها دسته های سینه زن و زنجیر زن و دسته های جوشی عزاداری می کردند و گاهاً مجالس تعزیه نیز بر پا می شد و نام گذاری سکو به این نوع اجراها به خاطر همین سکوها موقت است- تعزیه سکو فقط در 12 روز ماه محرم بر پا بوده و روز سیزده سکو بر چیده می شد و به حالت اول در می آمد- تعزیه سکو بیشتر پدیده زمان پهلوی دوم است و قبل از آن یا نبوده و اگر بوده بر کسی مشخص و محرز نبوده- تعزیه سکو بیشتر حالت محلی داشته و از اجرای آن فقط اهالی همان محله دیدن می کردند تعزیه سکو بعد از حکومت پهلوی به کل منسوخ شد و تغییر معماری مساجد و حسینیه ها و عدم نیاز به بر پا کردن خیمه در میدانچه محله علتی بر این مهم گردید- در بعضی از تعزیه های سکو از اسب به عنوان یک ابزار مهم استفاده می شد که در تعزیه های میدانی زنجان اصلاً معمول نبود در تعزیه سکو از موزیک استفاده نمی شد و تنها موزیک تعزیه یک طبل کوچک و یک طبل بزرگ بود که بیشتر در حرکت لشگریان و در جنگ از آن استفاده می شد- در تعزیه سکو دور تا دور سکو سیاه پوشانی می نشستند و با آوازها و همسرائی خود لحظات ناب و خاص تعزیه را القا می کردند و با هم خوانی و هم نوائی آنان فضاهائی مثل شهادت- هجرت- جدائی- و ... القا می شد تعزیه سکو بیشتر از 12 روز دوام نداشت و بعد از اتمام روز دوازدهم و بعضاً روز هم خیمه و خرگاه بر چیده می شد و تا سال بعد خبری از آن نبود- تعزیه سکو در محله های چوقور- سیدلر- سقاها- میدان خندق- فرجیه در ماه محرم بر پا می شده است.
تعزیه زنجان در مجموع دوران پر فراز و نشیبی را طی کرده- طبق نقل قول های تائید نشده ای تعزیه از زمان صفویه در زنجان مرسوم و معمول بوده اما هیچ مدرکی دال بر اجرای تعزیه در زمان حکومت صفویان بدست نیامده و اگر هم بوده در هجوم لشکر عثمانی به زنجان و ویرانی و خرابی این شهر از بین رفته است- علی رغم فقدان مدارک و اسناد از اجرای تعزیه در زمان حکومت صفویان این امر به دلائل عدیده بعید به نظر نمی رسد چرا که وقتی رد پا و آثار انواع تظاهرات نمایشی و بازی های بومی و انواع نقالی ها و معرکه گیری و دلقکی و مطربی را می توان شناسائی کرد چگونه ممکن است اجرای تعزیه با توجه به ارادت اهالی به خاندان عصمت و طهارت را بعید و غیر ممکن دانست- از طرفی تا زمان حکومت صفویان زنجانیان مذهب سنی شافعی داشته اند و بعد از حکومت صفویان مذهب شیعه را پذیرفته و ارادت عمیقی نسبت به خاندان آل علی پیدا کرده اند و صفویان به هر کجا که می رفتند ابزار مربط به این مذهب را نیز با خود می بردند و در سرزمین جدید جاری می کردند و تعزیه نیز یکی از آن پدیده ها بود که بی شک اهالی زنجان با پذیرش مذهب شیعه تعزیه را نیز شناخته و به آن عمل می کرده اند- به هر صورت چه در زمان صفویه تعزیه در زنجان باشد چه نباشد- اجراهای طرفه و ویژگی های تعزیه زنجان سهم بزرگی در تجسم این پدیده بزرگ دارد- اوج شکوفائی تعزیه در زمان سلطنت قاجار بوده و کسانی مثل اسحاق میرزا و عبد الله میرزا و فرج خان و شکر الله خان از این پدیده شگرف حمایت کرده اند و همین علتی بر همگانی شدن و عمومی شدن و اهمیت داشتن تعزیه شده است- در زمان پهلوی از اوج و اعتلای آن کاشته شده و به حاشیه کشیده شده اما مرسوم و معمول بوده در زمان حکومت پهلوی اول ممنوعیت هائی اعمال شده اما در حاشیه شهرها و روستاها اجرا می شده است در زمان پهلوی دوم ممنوعیت ها تا حدودی شکسته شده اما پشت کردن نسل جدید و قشر روشن فکر بر اثر تبلیغات سو علتی بر رکود و مهجور ماندن ان شده اما اجراها مرسوم بوده و از بین نرفته بالاخص در این زمان ها اجرای تعزیه بسیار با شکوه و رونق هر چه تمام تر مرسوم بودهخ و بعد از انقلاب به دلیل حمایت دولت رونقی دوباره گرفته در  بین عوام و خواص تعزیه و شناخت تعزیه و جنبه ها و ظرافت نمایشی آن اهمیت خاصی پیدا کرده است- ارشاد زنجان از سال های 69 به این طرف اقدام به شناخت گره های تعزیه نموده و در همین رابطه چندین گروه در زنجان و روستاها شناسائی شده- این گروه ها ر ایام سوگواری در سالن و در ایام بهار و تابستان در حیاط فرهنگسرای امام به اجرای تعزیه می پرداختند- از این گروه ها گروه ابراهیم جوادی و گروه حاج جواد ابراهیمی معروف و مشهور هستند و در ادامه سایر گروه ها را نیز شناسائی و امکان اجرائی برای آن فراهم شده و پرونده رسمی در اداره ارشاد برای آنها درست شده و حالیه حدود 38 گروه در زنجان و تحت حمایت اداره ارشاد مشغول فعالیت میباشند به جز اینها چند گروه آزاد نیز در سطح شهر مشغول فعالیت می باشند که در ایام سوگواری در محله هائی مثل اسلام آباد- صفر آباد و مزار شهدا به اجرای تعزیه می پردازند- این اقدام علنی بر حضور چندین تعزیه نویس جدید و تعزیه خوان طرفه شده که در سطح شهر فعالیت می نمایند از این آدمها به کسانی مثل عیسی مرشدی- فیروز رستمی- منصور مظفری- مصطفی محمدی- محمد علی محمدی- سجاد غفاری- شکر الله غفاری می توان اشاره کرد.
تعزیه در روستاهای زنجان:
مراسم و آیین سوگواری و شبیه خوانی سید و سالار شهیدان با همان حشمت و با همان قدمت در روستاهای زنجان نیز مرسوم بوده و هست و هر ساله در روستاهای دور و نزدیک زنجان مجالس طرفه ای با شکوه و عظمت هر چه تمام تر بر پا می شود و دوست داراین و ارادت مندان آل ابا از چند روز  مانده به مال محرم مقدمات بر پایی شبیه خوانی را فراهم می آوردند و از اول ماه محرم همه اهالی به نوعی در عزادار یو تعزیت امام حسین شرکت می نمایند و قابل توجه اینکه علی رغم برگزاری مجالس تعزیه در زنجان مردم در روزهای نهم و دهم جهت دیدن مجالس تعزیه به روستاها هجوم می برند.
می توان به جرات ادعا نمود که کلیه روستاهای زنجان که حدود 250 پارچه روستا می باشد در ایام ماه محرم اقدام به برگزاری تعزیه می نمایند و اگر هم در روزهای اول محرم مجالسی نداشته باشند در روزهای نهم و دهم مسلماً مجلس تعزیه دارند. بعضی از روستاها به دلیل علاقه زیاد به خاندان عصمت و طهارت و علاقه وافر به شبیه خوانی تدارکات و امکانات زیادی را برای برگزاری تعزیه تدارک دیده اند و می بینند. در روستاهای ارمغانخانه و نهاویس و مشکین و پشتوان و برکاب و قولقاطی و خنداب و چنگور تکیه های بسیار با شکوه و عظیمی را جهت این مهم بنا نموده اند. بعضی از روستاها مثل ارمغان خانه و پشتوان اسب های مخصوص برای برگزاری تعزیه دارند و ابزار مخصوص تدارک می بینند. در روستای نهاویس از توابع سجاس و قیدار تعزیه یکی از ارکان اساسی زندگی به شمار می رود. یعنی برای اهالی اقدام به برگزاری تعزیه و تهیه و تدارک لازم و ابزار مربوط به آن جز وظایف است و نوعی تعهد شرعی به حساب می آید. روزهایی که در روستای نهاویس تعزیه اجرا می گردد همه خود را موظف می دانند تا از شبیه خوانی دیدن نمایند و با دیدن شبیه و گریه بر سید و سالار شهیدان به نوعی پالایش روحی می رسند و به قولی اهالی روستا سبک می شوند. بنیان گذاران تعزیه از دیر باز در روستای نهاویس خانواده آقای محسن موسوی است و چهار پشت آقای محسن موسوی پدر در پدر تعزیه خوان و تعزیه گردان و بانیان اصلی تعزیه گردانی بوده اند.
با توجه به نقل قول آقای سید علی موسوی که از دست اندر کاران کنونی تعزیه می باشد و نوه آقای سید محسن موسوی نیز می باشد نیای خانواده آقای موسوی از سال 1288 شمسی هجر به این طرف در کار تعزیه و تعزیه خوانی بوده اند و حالیه نیز آقای سید تراب موسوی فرزند سید محسن موسوی بانی و همه کاره و نیز از تعزیه خوانان و تعزیه گردانان بنام نهاویس می باشد که با دستیاری فرزند خود سید علی موسوی کارها و مدیریت مربوط به اجرای تعزیه را عهده دار هستند و تعزیه خوان های بنام جون کربلایی اسماعیل شمرخوان- حاج سلیم موسوی امام خوان- قبله علی خندابی عباس خوان- کربلایی اژدر حر خوان تربیت کرده که همه از تعزیه خوانان بسیار توانایی هستند. گروه تعزیه خوان روستای نهاویس در ایام ماه محرم و صفر همه روزه به اجرای تعزیه می پردازند و در سایر ایام در روستاهای دیگر مثل پشتوان- اوغلی بیک- مزید آباد و خنداب مجالس تعزیه می خواندند. در گذشته محل خاصی برای اجرای تعزیه در نهاویس نبوده و گروه ها برای این مهم در میدان روستا جمع می شدند ولی بعدها خانواده موسوی در یک اقدام نیکوکارانه قطعه زمینی از ما یملک خود جهت این کار به روستاییان اهدا نمودند و اهالی روستا با کمک و همت خانواده موسوی در آن محل تکیه ای را به همین منظور بنا نمودند با همه مشخصات و شاخصه های یک تکیه و همین علتی شد از دهه پنجاه به این طرف در روستای نهاویس مجالس تعزیه با امکانات و تشکیلات بهتری به اجرا در بیاید. تکیه روستای نهاویس در مرکز روستا ساخته شده و همهم مشخصات تکیه های قدیمی را دارا می باشد. سکویی بزرگ در وسط که عرصه و صحنه اجرای تعزیه هست در قسمت غربی سکو حجره های ساخته شده که محل نشستن و تماشای مردان می باشد و در قسمت شرقی مسجد بنا شده، در طرف شمال سکو حجره هایی برای اتراق و نشستن زنان ساخته شده و در قسمت جنوبی دو راهرو مشرف به سکو برای عبور نفرات و لشگریان ساخته شده و در پشت راهرو ها چند اصطبل برای نگه داری اسب ها و چند حجره برای نگهداری اموال و ابزار و وسایل مربوط به تعزیه (شکل 1). هر ساله قبل از شروع ماه محرم همه ابزار و لوازم باز بینی و ترمیم می گردد و برای ایام محرم آماده می گردد. از شروع روز اول ماه محرم تا 14 روز مجالس مختلفی خوانده می شود و بعد از آن نیز به طور پراکنده تا اخر ماه صفر مجالسی در تکیه مذکور بر پا می گردد و بعد از ماه محرم و صفر گروه تعزیه خوان نهاویس در روستاهای مزید آباد- پشتوان- خنداب- اوغلی بیک به اجرای تعزیه می پردازند.
به همت گروه تعزیه خوان نهاویس و یاری و مساعدت و علاقه مندی اهالی روستای پشتوان در این روستا نیز تکیه ای با سبک و سیاق تکیه نهاویس ساخته شده است که از نظر معماری مثل تکیه نهاویس می باشد.
در روستای نهاویس اکثر تعزیه خوان ها فرزندان خود را نیز برای این امر مهم آموزش می دهند تا در آینده جای آنها را گرفته و تبدیل به یک شبیه خوان پر توان گردند.
روستای ارمغانخانه نیز وضعیتی مشابه روستای نهاویس دارد. اهالی از چند روز مانده به ماه محرم مقدمات کار را فراهم می نمایند و اگر تکیه نیازی به ترمیم و یا باز سازی داشته باشد اقدامات لازم را انجام می دهند. ابزار و لوازم مربوط به شبیه را مرتب و آماده می نمایند. لباسها را شستشو می نمایند و شب ماه محرم با برنامه ی مخصوصی که اعلان عزا نام دارد فرا رسیدن ایام مرثیه سرایی برای سالار شهیدان را اعلام می نمایند و از روز اول ماه محرم  با مجلس حجه الوداع برنامه تعزیه خوانی شروع می گردد و در ادامه مجالس حبیب ابن مظاهر- وهب نصرانی- عابس و شوذب- مسلم- حر- علی اکبر- قاسم- عباس- جنگ دو برادر و مجلس عاشورا و بعد تنور خولی خوانده می شود.
البته بعضاً امکان دارد به جای مجالس عنوان شده مجالس دیگری خوانده شود و یا به درخواست تماشاگرانمجلسی خاص خوانده شود اما برنامه ی مرسوم و معمول همان مجالس هستند. در روستای ارمغانخانه تعزیه خوانها خلاصه نمی شوند به یک نفر و گروه به جز نفرات اصلی چند مخالف خوان و موافق خوان و بچه خوان نیز دارد که در موارد لزوم از آنها استفاده می گردد.
ارمغانخانه نیز مثل نهاویس دارای تکیه ای است بسیار زیبا و با شکوه بسیار منظم و مرتب و برگرفته از معماری تکیه های معمول و مشهور که خود این تکیه و این مکان برای اهالی نوعی قداست دارد. از بانیان و دست اندر کاران تعزیه در ارمغانخانه توکل خان می باشد که از نوادگان ایل افشار و تعزیه را از پدران خود به ارث برده. توکل خان خود از مجلس نویسان طرفه و به نام استان زنجان بوده. خانواده ی توکل خان از زمانهای بسیار دور به کار تعزیه می پرداخته اند و چندین پشت توکل خان تعزیه خوان و تعزیه گردان و از بانیان تعزیه در ارمغانخانه بوده اند. پدران توکل خان و نیز فرزندان او همه دست اندر کار تعزیه و تعزیه خوانی و احیاناً تعزیه نویسی بوده اند. توکل خان همه ساله 12 روز ماه محرم و دو روز مانده به ماه محرم مراسم شبیه خوانی را با شور و اشتیاق زائد الوصفی بر پا می کرد و در حقیقت یک معین البکاء با تمامی مشخصات و شاخصه های مربوطه بوده و مهارت بسیار زیادی در این زمینه داشته. دیدن شبیه در ماه محرم برای اهالی ارمغانخانه نوعی عادت و نوعی نیایش هست و اهالی با نشستن پای نمایشگری شبیه خوانان و هم دردی با اصحاب و یاران امام به تزکیه ی روحی و پالایش می رسند و به قول اهالی به مدت یک سال خود را بیمه خاندان آل ابا می کردند. فرزند توکل خان، نصرت اله خان که از تعزیه خوانان و تعزیه گردانان توانای ارمغانخانه می باشد. در زیارت کربلای معلی شبی در خواب رویای عجیبی را می بیند و به او نهیب می زنند که محل تعزیه در ارمغانخانه باید ترمیم گردد هراسان از خواب بیدار می گردد و از دیدن چنین خوابی متعجب می شود در مراجعت به ارمغانخانه شبیه خوانان و ریش سفیدان را از خوابی که دیه با خبر می نماید و بعد از شور و مشورت دست به ساختن تکیه ای در ارمغانخانه می زند. با الگو برداری از مزار سید و سالار شهیدان امام حسین(ع)- تکیه ای بسیار با شکوه و زیبا و تقریباً نمونه- عرصه ای بسیار وسیع برای کار و نمایشگری راهرویی مشرف به آن: حجره ها- انبارهایی در اطراف و چند اصطبل برای نگهداری اسب ها- تکیه ارمغانخانه به دلیل این که مدتها از آن استفاده شده بود نیاز به ترمیم و باز سازی داشت که اخیراً شورای اسلامی با کمک اهالی دست به چنین اقدامی زد و تکیه را از هر باب باز سازی نمود و به شکوه و جلوه ی آن افزوده شد.
در مجالس تعزیه ی ارمغانخانه ساز به کار نمی رود اما در مجالس گروه ها به قدری با مهارت به کار نمایشگری می پردازند و به قدری در احیا و زنده کردن لحظات ناب استادی و مهارت دارند که فقدان مزیک اصلاً به چشم نمی آید. حرکات فردی شمر خوان( فیروز شمر خوان) به قدری زیبا به قدری پخته هست که جای هر نوع موسیقی و ساز را پر می نماید. گروه تعزیه خوان ارمغان خانه به واقع گروهزبده ای هستند و بعضاً احساس می شود یک گروه تئاتری بسیار قوی دارند، به یک کار تئاتری جان می بخشند. روستای مشکین نیز که در همسایگی روستای ارمغانخانه است تقریباً شرایطی مثل روستای ارمغانخانه دارد و دارای گروه زبده ای هستند با تعزیه خوانانی زبده که همه ساله با شور و اشتیاق تمام 12روز ماه محرم را تعزیه خوانی می نمایند. اهالی مشکین نیز مثل اهالی ارمغان خانه دیدن تعزیه در ایام ماه محرم را نوعی نیایش تلقی می نمایند و به تزکیه روحی می رسند. تقریباً مشابه تکیه ارمغانخانه تکیه ای هم در مشکین بنا شده و اهالی همه ساله شاهد اجرای مجالس طرفه ای در آن تکیه می باشند. در روستاهای دیگر مثل برکاب- خنداب- قول قاطی- چنگور- چرگر نیز اهالی اقدام به ساختن تکیه نمودند اما مثل تکایای ارمغانخانه و مشکین و نهاویس نمی باشد و نسبت به آن تکیه ها خلاصه تر می باشد. بعضی از این تکایای ارمغان خانه و مشکین و نهاویس نمی باشد و نسبت به ان تکیه ها خلاصه تر می باشد. بعضی از این تکیه ها مثل قول قاطی تنها سکو دارد و حجره هایی برای نشستن اما بعضی تا حدودی کامل هستند و به جز حجره انباری و اصطبل هم دارند.
در روستاهایی هم که تکیه نیست در میدان روستا همه ساله مراسم شبیه خوانی برگزار می گردد. در روستای انگوران سالیان درازی است شبیه خوانی به عنوان عنصری که داستان مصائب آلام شخصیت های کربلا را به طور عینی می نماید. مطمع نظر بوده و به عنوان یک درام مذهبی در بین اهالی محبوبیت و مقبولیت بسیاری دارد. بانیان تعزیه در انگوران آقایان خان سالاری و رحمت اله خان بهادری که خود از مقتل نویسان بنام می باشند هر ساله در عین این که اقدام به برگزاری مجالس تعزیه می نمایند سعی در نوآوری و نمایشی کردن آن نیز دارند حتی الامکان سعی در اصلاح نسخه های موجود تعزیه دارند. خانواده های سالای و بهادری از گذشته دور دست اندر کار تعزیه و تعزیه گردان بوده اند و در انگوران نیز مثل سایر روستاها در دو ماهه محرم و صفر فضای روستا را تغییر می دهد و شوق و شور زائد الوصفی به اهالی می دهد. در روستای برکاب کسانی مثل بهمن و سلمان کردلو با رسیدن ایام محرم انرژی خاصی گرفته و گروه تعزیه خوان را جهت اجرا آماده می نماید. آقایان کردلو بعد از 12 روز ایام محرم که امکان برگزاری تعزیه از طریق گروه تعزیه خوان برکاب امکان پذیر نمی باشد، از گروه تعزیه خوان نهاویس دعوت به عمل می آورد تا در روستای برکاب به اجرای مجالس تعزیه بپردازد. آقایان کردلو تلاش پیگیری در شناساندن مجالس تعزیه به اهالی برکاب دارند و بعضاً در محافل و مجالس راجع به مجالس تعزیه با اهالی به بحث و گفتگو می نشیند. در روستای بلاماجی از توابع قیدار که بانی و سرپرست و تعزیه گردان آن آقای منصور مظفری می باشد به جز ماه محرم در ایام دیگر نیز به بر پایی تعزیه اقدام می نمایند. در روستاهای زرین رود با تعزیه گردانی سید محمد و سید جلال، خوش با سرپرستی رضا اسکندری، اوغول بیگ سفلی به زعامت باب اله مرادی، روستای هیچ از توابع ایجرود با تعزیه گردانی حاج ایوب و حاج محمود سعی در تربیت و پرورش جوانان برای تعزیه خوانی دارند و بچه ها را برای شناختن نسخ و مجالس تعزیه تشویق می نمایند. سایر روستاهای زنجان نیز همه و همه شبیه خوانی را به عنوان عنصری که آنها را به مسائل ائمه و وقایع کربلا آشنا می نمایند نگاه می کنند و این مراسم آئینی و نمایشی هر ساله با شوق وافری بر پا می نمایند.

پایان

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/DZLK74C

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir