زنجان
← همه اخبار
گفت‌وگوی صریح‌ و چالشی فارس با حمزه‌زاده مدیر سوره مهر/قسمت 2 بخش پایانی

گفت‌وگوی صریح‌ و چالشی فارس با حمزه‌زاده مدیر سوره مهر/قسمت 2 بخش پایانی

۴ تیر ۱۳۹۲کد خبر: 31983۳

دولتی نیستیم/روی گرانی کتاب نباید مانور داد/حق‌التالیف جعفریان را ندادیم/زیر قیمت می‌فروشیم

مدیرعامل سوره‌مهر گفت: در شرایط فعلی اعتقاد ندارم کتاب گران است. اینقدر هم نباید روی گرانی کتاب مانور داد. چون واقعا گران نیست. اگر می‌خواهید نشر و کتابفروشی در کشور داشته باشید باید بپذیرید که کتاب هم مثل کالاهای دیگر فرهنگی به قیمت فروخته شود.

 
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، خبرگزاری فارس بخشی از گفتگوی خود با محمد حمزه زاده مدیر عامل سوره مهر راروز 27 خردادماه منتشر کرد که امروز ادامه این گفتگو را می خوانیم. در بخش نخست گفت‌وگو با محمد حمزه‌زاده مدیرعامل انتشارات سوره‌مهر مباحثی درباره روابط پشت‌پرده این انتشارات و بحث ممیزی کردن آثار مطرح شد. اینک در بخش دوم گفت‌وگو به مسائلی نظیر ماجراهای حق‌التالیف در این انتشارات، گرانی بیش از حد آثار سوره، چگونگی چاپ آثار کودک و نوجوان و نیز ضعف سوره در چاپ آثار اندیشه‌ و هنر انقلاب پرداختیم.

* تعداد نویسندگانی که قرارداد ندارند کم است

موضوعی در ماجرای حق‌التألیف نویسندگان پیش می‌آید که نویسندگان می‌گویند کتابمان چاپ شده اما قراردادی با سوره مهر ننوشته‌ایم، اگر شما به صنعتی شدن اعتقاد دارید چرا با نویسندگان قرارداد ندارید؟

افرادی که قرارداد ندارند بسیار کم هستند. گاهی فوریتی وجود داشته و یا ارتباطی بوده است، مثلاً امروز (زمان انجام مصاحبه) فهمیدم با محمدحسن جعفریان برای «پایتخت فراموشی» - که در نمایشگاه سال گذشته (91) منتشر شد - قرارداد نداریم.

این برای شما بد نیست؟

بد نیست، اما عرف رایج ما هم نیست. 10 روز قبل از نمایشگاه کتاب، این اثر رسیده است، ما هم چاپ کرده‌ایم و در نمایشگاه عرضه شده است. حالا یا ما یا خود آقای جعفریان باید پیگیر می‌شدیم، اما طرفین نسبت به این موضوع غفلت کرده‌ایم. ممکن است یک، دو و یا پنج کتاب هم چاپ کرده ایم که قرارداد ندارد، اما این یک روند در انتشارات نیست. دفاتر تولید کتاب به محض اینکه کتابی را تأیید می‌کنند، همراه با قرارداد امضاشده‌اش به انتشارات ارسال می‌کنند. قراردادهای ما سه امضا دارد، نویسنده، دفتر تولیدکننده و امضای انتشارات، امضای بنده آخر است، معمولاً کتاب‌ها با قرارداد هستند و پس از چاپ حق‌التألیف محاسبه می‌شود.

شما حق‌التألیف نویسندگان را سریع پرداخت می‌کنید؟

خیر، از جاهایی که اشکالاتی داریم، همین پرداخت‌هاست طبق قرارداد باید سه ماهه بدهیم، اما متوسط بیش از اینهاست.

چقدر طول می‌کشد؟

متوسط بالاست، شاید بگویم 7 یا 8 ماه تأخیر دارد.

*علت تاخیر در پرداخت حق‌التالیف‌ها کمبود سرمایه در گردش است

بین نویسندگان شاخص و غیرشاخص هم فرق قائلید؟

مبنای محاسبه حق التالیف، هشت تا دوازده درصد قیمت پشت جلد ضرب در تیراژ است. برای آثار و نویسندگان شاخص، معمولا دوازده درصد محاسبه می شود.

مثلاً به گلعلی بابایی چقدر دادید؟

اتفاقاً حق التالیف گلعلی بابایی را همیشه دیرتر از همه داده‌ایم! وقتی نیازی پیدا کرده و ما مطلع شده‌ایم و دیدیم از ما طلبکار است، تازه آن وقت حق التالیفش را داده‌ایم. علت این تأخیر کمبود یا نبود سرمایه در گردش است؛ اینکه پرداخت حق‌التألیف‌ها دیر می‌شود، به خاطر این موضوع است. اما نویسنده‌ای به این دلیل کتابش را از انتشارات نبرده است. رابطه بین نویسنده و ناشر یک رابطه شراکتی است. من اعتقاد دارم در یک کار شراکتی شرکا باید همدیگر را درک کنند. ناشر بخشی از سرمایه‌اش را صرف کتاب کرده است، کتاب باید فروش برود تا سرمایه بازگردد، این فروش رفتن زمان لازم دارد که قطعاً یک ماه دو ماه نیست، یک سال است، پس طرفین باید صبر کنند کتاب فروش برود، پول برگردد و تقسیم شود. ممکن است برخی بگویند شما همانطور که پول کاغذ فروش و چاپخانه را می‌دهید، پول نویسنده را هم بدهید. اما نکته این جاست که به آن ها هم به موقع پول نمی دهیم!

حوزه هنری که چاپخانه دارد؟

چاپخانه نداریم، کارخانه کاغذ هم نداریم!

*سوره مهر از نطر صنعتی خودگردان است/ به دلیل حجم بالای تولیدات همیشه بدهکاریم

مگر حوزه هنری به شما بودجه نمی‌دهد؟


پول دریافتی از حوزه هنری صرف انجام سفارشات حوزه و نیز عمدتاً صرف امور توسعه‌ای ما می‌شود، مثلاً ما نشریات حوزه را چاپ می‌کنیم که معمولا بازگشت سرمایه ندارند. خود انتشارات از نظر صنعتی خودگردان است.

بدهی شما به دلیل اضافه کاری است که انجام می‌دهید؟

بدهی ما به دلیل حجم بالای تولیدات ماست. این حجم تولید، سرمایه در گردش بالایی می‌خواهد که ما آن را نداریم و یا کم داریم، اما ما متوقف نیستیم. از سرمایه دیگران استفاده می‌کنیم. دو، سه چاپخانه هستند که مایلند با ما کار کنند، ما هم با آنها کار می‌کنیم، مثلاً زمانی شرکت افست حاضر شد یک و نیم میلیارد سرمایه برای ما اختصاص دهد و پولش را 10 ماهه بگیرد، که خیلی کمک بزرگی برای ما بود. به همین دلیل می‌گویم هر ناشر کوچکی نمی‌تواند وارد کار نشر شود.


*شمارگان 2500 نسخه را ما باب کردیم

موضوع بعدی، مسئله تیراژ کتاب‌ها است، رهبر انقلاب هم در این زمینه تذکراتی دادند، چرا نوبت چاپ کتاب‌ها این قدر برایتان مهم است؟

بحث نوبت چاپ، یک بحث مهم و جذاب است و خیلی نمی شود خلاصه و گذری درباره‌اش حرف زد. نکته اول، استانداردهای حوزه نشر است. باید ببینیم که در بازار نشر داخلی و خارجی عرف تیراژ چاپ کتاب چه قدر است. مطالعات ما نشان می دهد که در کشورهای صاحب صنعت نشر، نوعا کتاب ها با تیراژ دو تا سه هزار تا منتشر می شود. علاوه بر آمار منتشره جهانی، فعالان نشر و نویسندگی کشورهای اروپایی و آمریکایی اذعان دارند که تیراژ کتاب‌هایی که محتوای جدی دارند، همین حدود است. پال اسپراکمن که مترجم کتب ما در آمریکاست، نیز همین را می‌گوید. افراد دیگری هم هستند که چنین ارقامی را تایید می کنند. البته نوعی از ادبیات عامه پسند یا تجاری در همه جای دنیا هم هست که تیراژ چند ده هزار یا چند صد هزاری دارد. بعضی کتاب‌های پرفروش هم هست که فروششان حاصل تبلیغات ویژه است. اما عرف تیراژ کتب حدود دو تا سه هزار است. خب، این دقیقا همان تیراژی است که ما انتخاب کرده‌ایم: ٢٥٠٠ نسخه برای هر چاپ.


اقبال از ادبیات انقلاب و نویسندگانش سکه رایج است
نکته دوم این است که فارغ از مقایسه تیراژ کتاب ایران با دنیا، ببینیم گذشته و سابقه تیراژ و فروش کتاب، خصوصا کتبی که ما منتشر می کنیم چه بوده است؟ زمانی نه چندان دور، عده ای معتقد بودند که یا مردم ایران کتاب نمی خوانند و یا اگر بخوانند، کتب حوزه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس مشتری ندارد. همین ده دوازده سال پیش، همین انتشارات حوزه هنری در مورد حتی یک نوبت چاپ بعضی از این کتب پرفروش امروز تردیدهای جدی داشت. بعضی از نویسندگان خوب ما به چاپ‌های مکرر کتاب‌های ناشران ظاهرا موفقی که نسبتی هم انقلاب اسلامی نداشتند، با حسرت نگاه می کردند. شرایط به گونه ای بود که چاپ شدن یک کتاب از نویسندگان انقلابی خودش دستاوردی به حساب می آمد، تجدید چاپ که پیشکش!

* اقبال از ادبیات انقلاب اسلامی و نویسندگانش امروز سکه رایج است

به نظر من لازم بود با زبان و ادبیات و استانداردهای رایج در نشر ایران و جهان، ثابت کنیم که کتاب های ما پرفروش است. یعنی اگر نوبت چاپ ملاک استقبال مخاطبان است، ما باید این مرحله را در عمل طی می کردیم. الان دست کم بیش از صد کتاب سوره مهر از نوبت های چاپ پنجاه و شصت گذشته اند. فقط هم کتب سوره مهر نیست، کتاب‌هایی از ناشران همسو با ما هست که همین وضع را دارند. کتاب خاک ‌های نرم کوشک از انتشارات ملک اعظم از این موارد است. یعنی اقبال از ادبیات انقلاب اسلامی و نویسندگانش امروز یک سکه رایج است.

مشخصا در مورد کتاب «دا»، چاپ ١١٠ را با تیراژ ده هزارنسخه منتشر کردیم. در همان جلسه ای که خدمت حضرت آقا رسیدیم، خدمتشان عرض شد که از این به بعد، تیراژ هر نوبت چاپ این کتاب پنج هزار نسخه خواهد بود.

یک نکته فنی هم در مورد نوبت چاپ هست که مربوط به ویترین کتابفروشی‌هاست. باید بدانیم که هنوز تا اطلاع ثانوی، جذابیت یک کتاب برای مشتری‌ای که از پشت ویترین به کتابی می نگرد، علاوه بر نام نویسنده و طرح جلد، نوبت های چاپ است. یعنی وقتی خریدار می بیند که کتابی چندین چاپ خورده است، با رغبت بیشتری آن را می خرد. تردیدی نیست که برای کتابخوانان ما نوبت های چاپ یک کتاب، یک عامل مهم و موثر است.


* می‌توانیم استراتژی چاپ را به میلیونی ارتقا دهیم

به نظر می رسد امروز در مرحله‌ای هستیم که می توانیم برای بخشی از کتاب‌ها و بعضی از نویسندگان، این الگو را عوض کنیم و استراتژی نوبت چاپ را به استراتژی تیراژ میلیونی ارتقا دهیم. این البته دقیقا برگرفته از دغدغه های رهبری و به نوعی اقدام برای عملیاتی کردن خواسته بلندنظرانه ایشان است. در حال حاضر در تدارک انتشار چند عنوان از کتاب های جدید با تیراژهای بین ده هزار نسخه تا پنجاه هزار نسخه هستیم.

در مورد برخی کتاب‌ها مثل «قصه فرماندهان» از یک مقطعی دیگر نوبت چاپ نمی‌زدیم، چون تیراژ آن از میلیون گذشته بود. پشت کتاب درج می‌شد که از این کتاب تاکنون بیش از یک میلیون نسخه به فروش رسیده است. یک میلیون، صدهزار و پانصد هزار نسخه به اندازه کافی برای یک مخاطب مجاب‌کننده است.


*نسبت آثار حوزه اندیشه و فلسفه کمتر از سایر حوزه‌هاست

با وجود اینکه ناشر هنر و اندیشه اسلامی هستید نسبت به سایر حوزه‌ها مساوی رفتار نمی‌کنید، مثلاً کتاب خاطره و تاریخ شفاهی بسیار دارید، رمان انقلاب کمتر و اندیشه هم جایگاه کم‌رنگی دارد. چرا نسبت‌های موضوعی شما اینقدر نامتعادل است؟

الان 80 درصد مطالعه در کشور مربوط به حوزه تاریخ و رمان است، آیا این 80 درصد عناوین کشور هم هست؟ نه؛ ممکن است 10 درصد تولیدات کشور باشد. من نمی‌توانم مقایسه کنم که مثلاً بابت یک کتاب از آقای مددپور، یک کتاب خاطره منتشر کنم چون میزان مطالبه مخاطبان در حوزه‌های اندیشه و فنی و دانشگاهی و فکری طبعا به اندازه مطالبه در حوزه تاریخ، رمان، تاریخ شفاهی و عمومی نیست. نسبت کنونی با توجه به خواست مخاطب بازار و نسبت مطالبه‌ای که در جامعه وجود دارد متعادل است.

انتظاری که از شما می‌رود این است که باید بیشتر در این زمینه ورود می‌کردید.

ما کم منتشر نکردیم، نسبت کتاب‌ها طبیعی است، ما چه تعداد تحصیلکرده یا دانشگاهی داریم که بخواهند در حوزه هنر، پژوهش‌های هنر، یا کتب تخصصی هنر مثل انیمیشن مطالعه کنند؟ در حوزه مباحث نظری ادبیات داستانی ما الان بیش از 12 کتاب ترجمه شده درجه یک داریم که در نمایشگاه کتاب امسال برخی از آنها رونمایی شد، اینها کتاب‌های کمی نیست، پژوهشگاه ما مدام کتاب منتشر می‌کند، نسبت به مطالبه بازار و ظرفیت تولید محتوا عادلانه رفتار می‌کنیم.

همانطور که در بحث تاریخ شفاهی و خاطره مرجعیت دارید وقتی در سایر حوزه‌ها هم اینگونه باشد مخاطب به سوی شما می‌آید اما شما این کار را نکرده‌اید.

عدد این آمار در جامعه مشخص است، دو مطلب را عنوان کردم: مطالبه و ظرفیت تولید؛ یعنی افرادی باید باشند که تولید کنند، باید دید ظرفیت تولید اندیشه در کشور چقدر است؟ کم است، کم نیست، به عقیده بنده تناسبی هست و ما آن را رعایت می‌کنیم.

* در حوزه کودک و نوجوان عقب هستیم/300 کتاب کودک و نوجوان در برنامه‌های سوره مهر

شما در حوزه کودک و نوجوان عملکرد ضعیفی داشتید. در حوزه ادبیات انقلاب، خوب پیش می‌روید اما در حوزه کودک و نوجوان نه؛ آیا به این دلیل کم وارد این حوزه شدید که رقبای شما قدرتمند بوده‌اند؟

اینکه ما در حوزه کودک و نوجوان از نظر کمی عقبیم بحثی است که خودمان هم قبول داریم و نزدیک به دو سال است کار را شروع کرده‌ایم، اما وضعیت تولید محتوا در کشور مشخص است، یک زمین کاملاً خالی در اختیار بیگانگان است، 70 یا 80 درصد آثار ناشران فعلی در حوزه کودک و نوجوان ترجمه است، ترجمه و انتشار در حوزه کاری ما نیست چرا که ما اساساً اعتقاد به تولید محتوا و تألیف داریم، اینکه دیر شروع کردیم صحیح است، علت این است که سال‌های زیادی نیست که شما چراغ این انتشارات را روشن و نسبتاً پرفروغ می‌بینید. ما روزهای سختی را سپری کرده‌ایم تا در حوزه نشر به جایی برسیم تا وضعیتی را که در حوزه ادبیات انقلاب و دفاع مقدس می‌خواستیم داشته باشیم به آن برسیم. اما سه سالی است که روی ادبیات کودکان متمرکز شده‌ایم با قید تألیف. کار کودکان مثل کار بزرگسالان نیست که بلافاصله پس از اینکه اثر رسید آماده انتشار شود چرا که تصویرسازی دارد، حساسیت‌ها بالا است، اما این را می‌توانم عنوان کنم که سال گذشته فقط محصولات دفتر آقای احمد دهقان بیش از صد کتاب تولیدی بود که 80 تا از آنها در حال طی مراحل فنی است.

در حوزه کودک و نوجوان عقب هستیم

در سال‌های قبل‌تر هم در حوزه رمان تألیفی نوجوانان ما رقیب نداشتیم؛ یعنی نزدیک به 50 رمان تألیفی نوجوان داریم که هیچ ناشری تولیداتی تا این حد نداشته است، ما در بین کتاب‌های نوجوان و کودک شاید جمعاً 5 کتاب ترجمه داشته باشیم. الان با تأسیس حوزه هنری کودک و نوجوان باب جدیدی باز کردیم و با کمیّت قابل اعتنایی در حال تولید محتوا هستیم. تولید محتوا برای کودک و نوجوان به مراتب کار سختی است، یک دوره غفلتی هم داشته است، برخی نویسندگان خوب مشغول نشر و برخی دیگر درگیر کارهای سفارشی شده‌اند؛ نویسندگان درگیر کارهایی شدند که اغلب آنها تألیفی نبوده است. نشریات کودک و نوجوان رونقی نداشتند. همه این ها باعث شده که متن تولید شده تألیفی برای کودکان و نوجوانان نداشته باشیم. رغبت ناشران کودک و نوجوان هم برای گرفتن کارهای خردسال است. سرمایه ناشران به آن سمت رفته است.

چرا در حوزه تبلیغ این حوزه ضعیف هستید؟

حجم کتب کودک و نوجوان باید حدی از کیفیت و کمیت را داشته باشد که ما به سوی تبلیغ آن برویم، الان واقعاً در حال رسیدن به آن حد هستیم، چون دایره نیازها و گروه سنی کودک و نوجوان خیلی متنوع است، بچه سه ساله با 5 ساله نیازهای متفاوتی دارد، برای همین بالغ 1500 عنوان کتاب احتیاج داریم که بگوییم برای دوره‌های مختلف پاسخگو بوده‌ایم.


* تاسیس بزرگترین کتاب‌فروشی در راسته انقلاب

چه زمان به آن دوره می‌رسیم؟

فکر می‌کنم دو سال طول بکشد، امسال 300 عنوان در برنامه داریم.

بحث دیگر درباره موضوع مکان و جا است که قبلاً هم مطرح شد که در دیدار با رهبر انقلاب ایشان فرمودند فروشگاه ندارید بساط کنید، در دو سال گذشته شما در این باره چه کردید؟

در بزرگترین بازار کتاب کشور، در حال تاسیس یک کتابفروشی هستیم. زیرزمین و لابی سینما بهمن در حال آماده شدن است. زمانی که خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدیم در 5 شهرستان نمایندگی کتابفروشی داشتیم و امروز در 30 شهرستان نمایندگی داریم. این اشکال را در استان‌ها رفع کردیم، در تهران هم تنها کتابفروشی سمیه بود، اما ما باید در حد و شأن انتشارات حوزه هنری حضور داشته باشیم. حضرت آقا هم به فوریت‌ها اشاره کردند که فرمودند بساط کنید.



وقتی شما می‌گویید ما برند هستیم و درجه اعتبار داریم باید کتابفروشی مستقل داشته باشید.

داشتن و اداره کتابفروشی لزوما کار ناشر نیست. اما انتشارات سوره مهر تا دو ماه دیگر بزرگ‌ترین کتابفروشی انقلاب را در اختیار خواهد داشت، بالغ بر 1500 متر بنا در میدان انقلاب داریم، در این محل این میزان را در هیچ کجا شاهد نیستیم؛ یعنی نصف سالن سینما بهمن به علاوه لابی همراه با 450 متر زیرزمین در حال تبدیل شدن به کتابفروشی است. قبول دارم که دیر شده اما به زودی محقق می‌شود.


*اداره کتابفروشی لزوما کار ناشر نیست

سال گذشته از عنوان سوره مهر طلایه‌دار کودک و نوجوان صحبت کردید و رونمایی از صد عنوان و جشن کتاب و... چرا این رونمایی با افتتاح حوزه هنری کودک و نوجوان ادغام شد.

بیش از صد کتاب تولید شده است، رونمایی از آثار تولیدی و جشن تولید پیش از این که کتاب ها چاپ شوند، نظر آقای دهقان بود، اما ما معتقد بودیم که کتاب باید مراحل فنی را طی کند و ما کتاب را رونمایی کنیم. آنها معتقد بودند که باید جشن تولید بگیریم و معتقد بودند در این صورت نویسندگان بیشتری مشتاق شده و پیش می‌آیند.

اما واقعاً این پروسه تا به کتاب برسد طولانی بود، اعلام هم کرده بودند، من هم تا جایی که توانستم سعی کردم ضرب آن را بگیرم که واقعاً چیزی را تا هنوز به کتاب نرساندیم رونمایی نداشته باشیم، اما از ویژگی‌های حوزه این است که همه واحدها روابط عمومی دارند و اطلاع‌رسانی می‌کنند.

پس خبرسازی‌های پررنگی دارید.

(با خنده) چون خود انتشارات پررنگ است.



*برگزاری مراسم رونمایی بدون عرضه کتاب!

اما گاهی شما مراسم رونمایی می‌گیرید ولی خود کتاب را ندارید.


مثلا یک نمونه نام ببرید؟ معتقدیم کتاب باید در زمان خاص رونمایی شود، من خودم اعتقاد ندارم تا کتابی تحویل فروشگاه نشده رونمایی آن برگزار شود.

پس چرا کتاب «برای تاریخ می‌گویم» بهمن رونمایی شد و تا آخر اسفند در بازار نبود؟

این کار نامتعارف نیست. در عالم صنعت فاصله رونمایی تا توزیع طولانی است، فرد یک نمونه را می‌سازد و رونمایی می‌کند سپس بازاریابی می‌کند، در صنعت نشر این کار متعارف است. اما روال ما این نیست. در مورد کتاب آقای رفیق دوست هم با توجه به مناسبت روز که به برد اطلاع رسانی کتاب کمک می کرد، قدری زودتر و با نسخه های اولیه چاپی رونمایی گرفتیم.

«کتاب نورالدین پسر ایران» و «پایی که جا ماند» تا حاشیه نویسی رهبری را نداشت به شهرت آنچنانی نرسید، ولی یک وقت کتاب «رفیقدوست» را رونمایی می‌کنید، شهرت و نام راوی هم مؤثر است، اما اینکه رونمایی شد ولی عرضه گسترده نشد به درجه اعتبار شما لطمه می‌زند.

قبول دارم.

برای کتاب «برای تاریخ می‌گویم» چقدر از بار رسانه‌ای استفاده کردید و چقدر این زاویه دید را در انتشارات دارید؟

همیشه برای همه کتاب‌ها در پی چگونگی اطلاع‌رسانی هستیم تا بهتر بفروشد، ممکن است در برخی کتاب‌ها این توفیق را نداشتیم، اما اگر بتوانیم، از امکانات رسانه برای معرفی، تبلیغ و ترویج کتاب‌ها استفاده می‌کنیم.


* 40درصد پایین‌تر از بازار قیمت‌گذاری می‌کنیم


موضوع مهم قیمت کتاب‌های سوره مهر است که اغلب عنوان می‌شود بسیار گران عرضه می‌شوند، مثلاً در نمایشگاه کتاب بعضاً کتاب‌ها 30 هزار تومان هم عرضه می‌شد.

قیمت کتاب تابع قیمت کاغذ و مواد اولیه است. گاهی چاره ای نیست و نمی‌توان کاری کرد. قیمت کتاب‌های ما همیشه با نمونه مشابه در بازار تا 40 درصد پایین‌تر بوده است، «دا» را با قیمت 11 هزار تومان منتشر کردیم ولی وقتی در بازار کم شد 17 هزار تومان فروش می‌رفت. چون آن وقت کتاب مشابه 25 هزار تومان بود. الان هم گرانی کتاب تابع کاغذ است، کاغذ 2.5 برابر شده است، طبعاً روی 70 درصد قیمت تمام شده کتاب تأثیر دارد، حالا ما چون تیراژ برخی آثارمان بالاست، باید شیبی را رعایت کنیم، مثلاً ما کتابی داشتیم که 30 هزار نسخه با قیمت 15 هزار تومان فروش رفت، الان در گرانی کاغذ نمی‌توانیم به یکباره 15 هزار تومان را به 30 هزار تومان افزایش دهیم. این افزایش را به شکل پلکانی و در طول زمان انجام می دهیم.

40درصد پایین‌تر از بازار قیمت‌گذاری می‌کنیم


اما شما فقط کاغذ مصرف می‌کنید پس چرا انقدر افزایش قیمت دارید؟

الان سیستم چاپ تغییر کرده است. برای هر نوبت چاپ 5 هزار تایی باید زینگ را عوض کنید.


* «کالک‌های خاکی» با توجه به قیمت بین‌المللی کتاب باید 60 هزار تومان باشد

آقای حمزه‌زاده! قیمت «کالک‌های خاکی» 29900 تومان است، برای کتاب 600 صفحه‌ای 86 عدد زینک می‌خواهیم، 43 فرم چاپی، 108 بند کاغذ در کل در تیراژ 2500 نسخه قیمت می‌شود 13 میلیون و اندی؛ تقسیم بر 2500 تیراژ می‌شود 5 هزار و 378 تومان، 30 درصد روی جلد ضربدر حق‌التألیف در حدود تخفیف به کتابفروشی، قیمت پشت جلد کالک‌های خاکی 18 هزار تومان خواهد شد که تا 22 هزار تومان هم فروش طبیعی است، البته با سود صددرصد، اما چرا قیمت 29 و 900 می‌فروشید؟

همین نحوه محاسبه است که سبب شده بعضی به فکر کار نشر بیفتند و گمان کنند که خبری است. تصر شما این است که کتاب در فضای خلأ تولید می شود؟ آنچه شما برشمردید، به فرض صحت، بهای تمام شده مواد مستقیم است. ناشر هزینه‌های دیگری هم دارد که به این هزینه‌ها اضافه می شود و من در ادامه، بخشی از آنها را می گویم. الان فهرست ریز هزینه‌های این کتاب را ندارم، اما عرفاً قیمت پشت جلد تقریباً حدود 2.5 تا ٣ برابر بهای تمام شده کتاب است؛ یعنی این کتاب برای ما حدود 12 تومان درآمده است. فاصله این عدد تا قیمت پشت جلد، هزینه‌های حق التالیف و توزیع و تخفیف و فروش است که یک ریالش به ناشر نمی‌رسد. تازه کتاب هزینه‌های اولیه تحقیقات و پژوهش هم دارد.

یعنی اگر نگارش کتاب 5 سال به طول انجامیده باشد هزینه‌اش را محاسبه می‌کنید؟

محاسبه نکنیم؟ البته این هزینه‌ها را یک جا و روی چاپ اول نمی آوریم، بلکه در فاصله چند چاپ مستهلکش می‌کنیم. اما وقتی می‌گویم کار صنعتی یعنی همین. باید قیمت تمام شده واقعی محاسبه شود. بهای تمام شده که محاسبه شد، اثر خود را بر مواد اولیه و روی قیمت جلد کتاب می‌گذارد، اما کتاب «کالک‌های خاکی» را با کتابی که از نظر شکل و حجم مشابه است، بسنجید و قیمت را محاسبه کنید. بهای تمام شده یک کتاب صرفاً شامل کاغذ مصرفی یا فیلم و زینک نیست. ضمنا اگر کتابی مشابه الان در بازار هست که تازه چاپ شده و ارزان تر است، حتما از طرف یک جایی کمک شده است. بلاتشبیه اگر الان هدیه قرآن در بازار نشر خیلی ارزان است، علتش این است که مراکزی حسب رسالتشان کمک می کنند که بهای هدیه آن پایین باشد.

* دولتی نیستیم/ کتاب‌هایمان گران نیست/نباید روی گرانی کتاب مانور داد

مسئله این است که شما دولتی هستید و کتاب‌هایتان اینقدر گران است.

تنها امکان ما شاید این است که به واسطه اعتبار دفتر مقاومت و حوزه هنری و سابقه انتشارات، بزرگانی مثل سرلشکر عزیز جعفری کتابشان را به ما می‌دهند. این بالاترین امکان ما است. نه کسی به ما پول می‌دهد، نه کاغذ دولتی؛ وقتی همه موارد محاسبه شود کتاب این قیمت می‌شود.

نباید روی گرانی کتاب مانور داد

قبول دارید کتاب‌هایتان گران است؟

نه، به عنوان یک حکم کلی موافق نیستم. حتی در شرایط فعلی اعتقاد ندارم کتاب گران است. اینقدر هم نباید روی گرانی کتاب مانور داد. در کنفرانس خبری نمایشگاه کتاب مثالی زدم که خوب منتقل نشد. عرضم این بود حواسمان باشد اگر بیش از حد روی گرانی کتاب تاکید کنیم، در جامعه اثر روانی بدی خواهد داشت. مثال هم زدم که امروز کمتر کسی سراغ خاویار می‌رود که حتی قیمتش را بپرسد. چرا که از قدیم در ذهن ما کاشته اند که خاویار گران است. با این ذهنیت، معلوم است که به رغم همه خواص خاویار، هیچ وقت به فکر مصرف آن نمی افتیم. کتاب هم نباید جا بیفتد که گران است. چون واقعا گران نیست. گرانی از نظر اقتصادی یعنی بهایی برای کالایی پرداخت شود که ارزشش را ندارد. اگر می‌خواهید نشر و کتابفروشی در کشور داشته باشید باید بپذیرید که کتاب هم مثل کالاهای دیگر فرهنگی به قیمت فروخته شود. مسیر حمایت از کتاب خوانی و توسعه کتاب خوانی، از ایستگاه ارزانی نمی گذرد. یک جاهایی حسب رسالتشان و منابعی که دارند، باید سهمی از هزینه خرید کتاب را در نقطه مصرف مخاطب (و نه در نقطه تولید یا قیمت گذاری) بر عهده بگیرند.

در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مردم به دلیل گرانی و به خاطر سایر هزینه‌ها کتاب را حذف کرده‌اند.

یعنی چهار سال پیش می خریدند و الان نمی خرند؟ واقعیت این است که اگر کسی کتاب می‌خریده، الان هم می خرد و اگر کسی نمی‌خریده، الان هم نمی‌خرد. کتاب را مفت هم بدهید، نمی خواند. با همه نگرانی‌ها صراحتا می‌گویم ما فروش تیراژی و ریالی‌مان در نمایشگاه کتاب این دوره بیشتر شده است.

* نباید سر قیمت کتاب بحث کرد

کتاب‌های حجیم چقدر فروختید؟

ما 20 کتاب 30 هزار تومانی داریم، کم نیستند، از سویی 100 کتاب 8 هزار تومانی هم داریم، می‌خواهم بگویم اگر کتاب گران شده، پس چرا از لحاظ تعداد، تیراژ، ریالی و فاکتوری فروش‌مان افزایش داشته است. مملکت می‌خواهد نشر داشته باشد یا نه؟ می‌خواهید ناشر کتاب چاپ کند؟ امرار معاش کند؟ پس نباید سر قیمت بحث کرد.

ولی شما دولتی هستید.

ما که از بودجه دولت استفاده نمی‌کنیم. انتشارات سوره مهر از پول دولت استفاده نمی‌کند. یک ریال از دستمزد و هزینه‌های شرکت را از جایی نمی‌گیریم. همه هزینه‌های شرکت از محل درآمدهایش تامین می شود. اگر روزی چنین نبود، بدانید که داریم از بین می رویم.

با این حساب خصوصی هستید. پس چرا جزو ناشران دولتی محسوب می‌شوید؟

صاحب سهام ما حوزه هنری است که یک نهاد عمومی غیردولتی است. به معنای مالکیت، متعلق به بخش خصوصی نیستیم، اما قواعد شرکت های خصوصی را رعایت می کنیم.


* در حال حاضر کتاب‌هایمان را زیر قیمت می‌فروشیم

شما به عنوان ناشر برتر نمی‌خواهید تمام جامعه را زیر پوشش بگیرید؟ این را به باید در نظر بگیرید و کتاب را گران نکنید.

با این موضوع که ناشر همه تلاشش را برای کاهش هزینه‌های تولید بکند، موافقم. اگر بشود کاغذ مناسب اما ارزانتری استفاده کرد، خوب است. اگر بتوان دستمزدها را منطقی کرد خوب است و اصلا واجب است. اما این دیدگاه صحیح نیست که کتاب را به هر قیمتی ارزان کنیم، ولو به قیمت از بین رفتن کیفیت یا کم شدن توان مالی ناشران. اتفاقا الان کتاب را زیر قیمت می‌فروشیم. یک ناشر، هر قدر هم که مراقب هزینه ها باشد و واقعا صرفه جویی کند، باز هزینه هایی دارد که مربوط به زیرساخت ها و ضامن بقای اقتصادی اش است. یک ناشر باید بتواند ضررهای اجتناب ناپذیری از قبیل ضایعات یا هزینه مطالبات لاوصول و نیز هزینه آموزش نیروی انسانی، تبلیغات، انبارداری، اجاره مکان، نوسازی تجهیزات، حمل و نقل، انرژی و ده ها هزینه ریز و درشت دیگر را بدهد. حالا اگر به فرض، سودی هم در ته کاسه اش ماند، مراقب روزی باشد که به هر دلیل با رکود بازار مواجه می شود و باید تا زمان مقتضی مجموعه اش را سر پا نگه دارد. با این حساب و کتاب ها، کتابِ نوعیِ «کالک‌های خاکی» باید 60 هزار تومان فروش رود نه 29 هزار تومان.

چرا؟

برای اینکه این انتشارات اگر می‌خواهد انتشاراتی باشد که 10 سال است کار می‌کند و می‌خواهد سال‌هایی دیگر هم کار کند، باید کتاب‌هایش را به دو برابر قیمت فعلی بفروشد، وگرنه در جایی زمین می‌خورَد. حاشیه سود کتاب بسیار کم است. قیمت جهانی کتابی مثل «کالک‌های خاکی» سه تا چهار برابر ایران است، ٢٠ یورو باید بدهید تا کتابی مشابه را بخرید. جالب است که مثلا در صنعت اتومبیل سازی، عکس این مدل در کشور اجرا می شود! قیمت داخلی بعضی خودروهای ما، دو برابر قیمت جهانی است. اگر این گونه پیش برویم که همه بارها روی دوش ناشر باشد، نشر نخواهیم داشت.

آقای حمزه‌زاده! در موضوع گرانی کاغذ آب در دل سوره مهر تکان نخورد در حالی که تمام ناشران افت بسیار داشتند شما اینقدر آشنا و پول دارید که گرانی کاغذ آسیبی به شما نزد.

چرا آب تکان نخورد؟ اتفاقاً به فشار افتادیم.

چقدر بر فروش و تولید شما تأثیر داشت؟

همین که نتوانستیم بسیاری از آثار حوزه کودک و نوجوان را منتشر کنیم، نشان از تأثیر آن است. پولی را که باید صرف تصویرسازی می‌کردیم صرف کاغذ شد، این خود نشان از تأثیر است.

اما مشکل زیادی ندارید؟

اتفاقاً خیلی مشکل داریم. در سال اخیر، یک اتفاقی در حوزه نشر افتاد. در نشر به طور کلی تا یک سال پیش همه چیز اعتباری بود، تقریباً دوره تنفس برای پرداخت بدهی به چاپخانه ها 6 ماهه بود. اگر کاغذ می‌خریدید، عرفا فروشنده از ١ تا 3 ماه با شما مشکلی نداشت. این اتفاقات اخیر باعث شد همه چیز نقدی شود، یعنی اگر سفارشی به چاپخانه بدهید ولی کاغذ تهیه نکنید می‌ماند. این بحث یعنی نقدینگی نشر تا یک حدی داشت از جیب سرمایه‌داران و جیب تجار کاغذ و چاپخانه تأمین می‌شد. الان این نقدینگی از سوی آنها هم تأمین نمی‌شود.

در این دوره چطور بود؟

حمزه‌زاده، در دوره نمایشگاه تماما نقدی کار کردیم. برخی چک‌ها را پیش دادیم، گاهی اوقات ما در انتشارات حقوق کارکنانمان را هم نمی‌دهیم. علت هم نحوه غلط قیمت‌گذاری و محاسبه بهای تمام‌شده و عرف‌های نامطلوب در نشر و وجود ناشران غیرحرفه‌ای است.

افزایش قیمت کتاب بر حق‌التألیف هم اثرگذار است.

حمزه‌زاده: بله. بیشتر می‌شود، من پیشنهاد نمی‌کنم کتاب «کاک‌های خاکی» الان 60 هزار تومان بشود اما می‌گویم اگر می‌خواهیم اینگونه پیش رویم، باید محاسبه کنیم قیمت بین‌المللی این کتاب ٨٠ هزار تومان است، 30 هزار تومان عرضه می‌کنیم، در حالی که قیمت کاغذ همین کتاب بین‌المللی محاسبه می‌شود. حاشیه سود کتاب در کشور به قول ریاضی دانان دارد به سمت صفر میل می کند!

ممنون از وقتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار دادید.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/XSRYAHJ

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir