
پیامبر اسلام (ص) از دیدگاه اندیشمندان جهان
اگر به مردی مانند محمد [صلی الله علیه وسلم] زمام اختیار حکومت تمام دنیا را بسپارند، جهان و جهانیان تحت لوای حکومت اسلام رستگار خواهند شد و مکتب اسلام دنیا را به خیر و سعادت و حل مشکلات زندگی هدایت خواهد کرد، تا بدان جا که بر تمام عالم همای سعادت پرتو خواهد افکند
بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم منتی بزرگ از جانب خداوند بر انسانها بود، که بر اثر تلاش و خدمت ایشان تاریکیهای جهل و ظلمت از آسمان دنیا زدوده شد، نسیم صلح و امنیت وزیدن گرفت، درختان خوشبختی و سعادت شکوفه داد و امواج سهمگین کفر و شرک فرو نشست.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم اسوهای ایدهال برای زندگیای سراسر خوشبختی است که با رهنمودهای ایشان انسانها از درهها و پرتگاههای هلاکت و بدبختی به شاهراه سعادت جاوید رهنمون میشوند و از آسیب امواج خروشان بیدینی در امان میمانند.
همه خواهان سعادتاند، ولی همه در پی رسیدن به آن نیستند؛ سالها و قرنها بود که تصور غربیان از پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم، بتی به نام ماهوم بود که مسلمانان آن را میپرستند و در مقابلش کرنش و سجده میکنند، غافل از اینکه نمیتوان پارة آفتاب را به گل نهفت؛ اینک شناخت خاورشناسان و ساکنان مغرب زمین از اسلام و پیامبر فزونی یافته است و هر ساله دهها و شاید صدها کتاب در اروپا و امریکا در این زمینه منتشر میشود که تنها نام بردن از آنها نیازمند کتاب مستقلی است. اگر چه برای بیان عظمت و جایگاه والای نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و سلم نیازی به تأیید خاورشناسان و اندیشمندان غربی نیست، چرا که خدای سبحان ایشان را با بهترین صفات ستوده و احمد و محمود نام نهاده است و همواره شیفتگان و سوختگان آتش عشقش در وصف حضرتش کتابها نوشته و شعرها سرودهاند؛ به قول شیخ عبدالرحمان جامی: او فصیح عالم و من لال او/ کی توانم کرد وصف حال او/ انبیاء در وصف او حیران شدند/ سرّشناسان نیز سرگردان شدند.
در اینجا صرفاً از باب «الفضل ما شهدت به الأعداء» و یا «خوشتر آن باشد که سرّ دلبران/ گفته آید در حدیث دیگران» به نقل بعضی از این اعترافات و گفتارها میپردازیم.
نابغة بزرگ تاریخ:
کارن آرمسترانگ(1)، (تولد1944م.) در کتاب «زندگینامه پیامبر اسلام [صلی الله علیه وسلم]»(2) مینویسد: «اگر ما محمد [صلی الله علیه و سلم] را از همان دیدگاهی که چهرههای بزرگ تاریخی را مینگریم، ببینیم، به راحتی به این باور خواهیم رسید که او بزرگترین نابغة طول تاریخ بشر بوده است. این باور نه به خاطر آوردن قرآن، یا ایجاد دین بزرگ، یا فتوحات نظامی، بلکه به خاطر شرایط خاصی که او در آن رشد یافته، ایستادگی کرده و پیروز گردیده است، در ما ایجاد میگردد».(3)
انسانی دارای مرام عالی:ژنرال سرپرسی سایکس (1867-1949م.) نویسندة مشهور انگلیسی در کتاب «تاریخ ایران» مینویسد: «به عقیدة شخصی من، حضرت محمد [صلی الله علیه و سلم] در میان عالم بشریت بزرگترین انسانی است که با یک مرام عالی، تمام هم خود را مصروف این داشت که شرک و بتپرستی را از اندیشهها منهدم ساخته و به جای آن افکار بلند اسلام را برقرار سازد. خدمت وافر و نمایانی که از این راه به نوع بشر نموده، خدمتی است که آن را ستایش نموده و سر تعظیم فرود میآورم».(4)
افتخار آسیا:
جان دیون پورت (5) (1789-1877م.)، اسلامشناس معروف انگلیسی، در کتاب «عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن» چاپ لندن، سال 1869، چنین مینویسد:
«نویسندگانی که کورکورانه تحت تأثیر تعصب قرار گرفته و گمراه شدهاند و در نتیجه به حسن شهرت زندهکنندة آیین یکتاپرستی اهانت روا داشتهاند، نه فقط ثابت کردهاند که روح خیرخواهی نجاتدهنده (مسیح) که با آن همه استقامت و قدرت در انجام آن پایداری نشان داده، در آنها تأثیر ننموده است، بلکه در قضاوت نیز راه خطا پیمودهاند؛ زیرا با مختصر تأمل و تفکری میتوانستند این نکته را درک کنند و دریابند که پیغمبر و تعلیمات او را نباید از نظر یک نفر مسیحی یا از لحاظ فکر اروپایی انتقاد کنند، بلکه این بحث باید از نظر شرقی مورد قضاوت قرار گیرد و به عبارت دیگر شخصیت محمد را به عنوان یک نفر مصلح دینی و قانونگذاری که در قرن هفتم مسیحی در آسیا قیام کرده است، باید مورد مطالعه و تحقیق قرار داد، در این صورت بدون شک اگر او را یکی از نوادر جهان و منزهترین نوابغی که گیتی تاکنون توانسته است پرورش دهد، به شمار نیاوریم، ستم بزرگی را مرتکب شدهایم. همانا باید او را بزرگترین و یگانه شخصیتی بدانیم که قارة آسیا میتواند به وجود چنان فرزندی برخود ببالد.
هرگاه وضع اعراب را قبل از ظهور محمد در نظر بگیریم و با اوضاع بعد از قیام او مقایسه کنیم، و هرگاه اندک تفکری در شعلة عشق و علاقهای که در قلوب پیروان او برافروخته شده و تا به امروز به همان حال باقی است توجه کنیم، به خوبی احساس میکنیم که اگر از تمجید و تکریم چنان مرد بزرگ و فوقالعادهای خودداری کنیم بیانصافی است».(6)
قهرمان:
توماس کارلایل (7) (1795-1881م)، رجالشناس و متفکر انگلیسی در کتاب «قهرمان وقهرمانیت» (8) درباره پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم چنین اظهار نظر کرده است:
«شما میگویید او را پیغمبر دانستند؟ بلی! او کسی است که با آنها روبهرو بود، تک و تنها، روشن و آشکار، بدون اینکه در لباس اسرار و رموز مقدسی در آمده باشد، وضع او محسوس بود و مشهود؛ لباسش را خودش میشست و کفشهایش را رفو میکرد و می جنگید، مشورت میکرد و در میان آنها حکومت میکرد و فرمانروایی داشت.
بایستی او را دیده باشند که چه نوع شخصی بود. شما هر چه میخواهید او را بنامید، هیچ امپراطوری با تاج و زینت و زیور پادشاهی مانند این مرد که شخصاً جامهاش را میشست مطاع نبود.
این مردی که مدت 23 سال با آن همه رنج و مشقت زندگی کرد، چنان آزمایشهایی عملی سخت و دشوار از خود نشان داد که من او را «قهرمان» میدانم و لازم است که چنین عنوانی داشته باشد».(9)
فرشتة نجات :
لئون تولستوی (10) (1828-1910م.) نویسندة مشهور روسی، از کسانی است که کتاب جالبی در رد اشخاصی که پیامبر اسلام را به سلطنتطلبی و شهوترانی نسبت دادهاند، به نام محمد [صلی الله علیه وسلم] تألیف کرد و ضمناً سخنان حکیمانه ایشان را هم در رسالة مخصوصی گردآوری و به زبان روسی ترجمه کرده و به عنوان «سخنان محمد» انتشار داده است. وی چنین نوشته است:
«جای هیچگونه شبهه و تردیدی نیست که پیغمبر اسلام [صلی الله علیه وسلم] از مصلحان بزرگ دنیا است، آن هم مصلحی که به جامعة بشریت خدمات شایانی کرده است و این فخر و مباهات برای او بس است که یک ملت خونریز و وحشی را از چنگال اهریمنان عادات زشت و شنیع رهانید و راه ترقی را به روی آنان باز کرد و حال آنکه هر مرد عادیی نمیتواند به چنین کار شگرفی اقدم کند و نتیحه بگیرد. بنابراین شخص پیغمبر اسلام [صلی الله علیه وسلم] سزاوار همه گونه احترام و اکرام میباشد. شریعت اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت، در آینده عالمگیر خواهد شد».(11)
فرمانروای دادگستر:
فرانسوا ماری آروئه ولتر(12) (1694-1778م.) اندیشمند، فیلسوف و نویسندة بزرگ فرانسوی در کتاب «کلیات ولتر»(13) مینویسد: «محمد [صلی الله علیه وسلم] بیگمان مردی بسیار بزرگ بود و مردان بزرگی نیز در دامن فضل و کمال خود پرورش داد. قانونگذاری خردمند، جهانگشایی توانا، فرمانروایی دادگستر و پیامبری پرهیزگار بود و بزرگترین انقلاب روی زمین را پدید آورد».(14)
مصلحی بزرگ در تاریخ جهان:سیر ویلیام موئیر(15) (1819-1905م.) مؤرخ صاحبنام انگلیسی در کتاب «زندگانی محمد» مینویسد: «دین محمد [صلی الله علیه وسلم] آسان بود و سخنانش واضح، و اعمالی که انجام داده عقل را مبهوت میکند. در تاریخ جهان مصلحی نبوده که مانند محمد در مدتی کوتاه دلها را بیدار و اخلاق عمومی را تجدید (تهذیب) نموده و بنای فضیلت را استوار کرده باشد».(16)
بزرگمردی نامی:
دکتر گوستاولوبون(17) (1841-1931م) نویسنده مشهور فرانسوی درباره شخصیت پیامبر اسلام چنین می نویسد: «اگر بخواهیم عظمت و اهمیت رجال بزرگ عالم را از روی آثار و کارهای آنها بسنجیم، هرآیینه باید گفت که پیغمبر اسلام [صلی الله علیه وسلم] در میان رجال تاریخ، یک رجل بسیار بزرگ نامی گذشته است .
مؤرخین قدیم به واسطه تعصبات مذهبی، اهمیتی به کارهای او ندادهاند، ولی در عصر حاضر مؤرخین نصاری [مسیحی] حاضر شدهاند که در این باب از روی انصاف سخن گویند».(18)
انقلاب محمد صلی الله علیه وسلم و انقلاب فرانسه:
کونستان ویرژیل گیورگیو(19) (1916-1992م.) نویسندة رومانیایی کتاب «محمد پیغمبری که از نو باید شناخت»، مینویسد: «انقلابی که محمد میخواست در آن موقع در عربستان به وجود بیاورد، با توجه به رسوم و شعائر عرب و نفوذ فوقالعادة رؤسای قبایل، و اینکه هر قبیله و طایفه یک واحد اجتماعی بزرگ را تشکیل میداد، از انقلاب فرانسه بزرگتر است.
همای سعادت:
جرج برنارد شاو (21) ( 1856-1905م.) درامنویس ایرلندی که از مشهورترین چهرههای ادبیات معاصر و همتای شکسپیر در نمایشنامهنویسی، و استاد بذلهگویی و طنز در زبان انگلیسی است، مینویسد: «به عقیدة من اگر به مردی مانند محمد [صلی الله علیه وسلم] زمام اختیار حکومت تمام دنیا را بسپارند، جهان و جهانیان تحت لوای حکومت اسلام رستگار خواهند شد و مکتب اسلام دنیا را به خیر و سعادت و حل مشکلات زندگی هدایت خواهد کرد، تا بدان جا که بر تمام عالم همای سعادت پرتو خواهد افکند».
مصلح اجتماعی :
جان برناس، دینشناس مشهور، مینویسد: «سراسر عالم اسلام، مردم اصول اساسی قوانین اخلاقی خود را از سرچشمه قرآن اخذ میکنند. محمد [صلی الله علیه وسلم] در کردار و رفتار متابعین خود اندیشة بسیار فرموده و باید گفت که برای آنها یک روش قانونی برقرار نمود که بسیار واضح و صریح و به سوی هدف و مقصود واحدی سیر میکند و آن همانا بالا بردن سطح اخلاق آنها است. به طوری که مقام اعراب را از عالم جدال و شقاق عشایری قدیم ترفیع داده در یک سطح اخوت و برداری عام قرار داد. بنابراین عمل هر مسلمان از زن و مرد، از هنگام تولد تا زمان موت متوجه آن هدف میباشد.
احکامی که در حرمت شراب و قمار وارد شده است، همچنین قواعدی در باب روابط و مناسبات جنسی وضع کرده، دستور زندگانی اجتماعی افراد است و مقام زن را به رتبة اعلا بالا میبرد و از همان بدو تشریع، این شارع بزرگ، در زندگانی پیروان خود تغییری فراوان ایجاد فرمود».(22)
صدایی از قلب طبیعت:
توماس کارلایل(1795-1881م) نویسنده ومؤرخ انگلیسی درکتاب «تحقیقات» خود می نویسد:
«این فرزند صحرا با قلبی عمیق و چشمانی سیاه و نافذ و با روح اجتماعی وسیع و پردامنه ای، همه نوع افکاری را با خود همراه داشت، غیر از جاهطلبی. چه روحی آرام و بزرگ. او از کسانی بود که جز با شور عشق و حرارت سروکاری ندارند و از کسانی بود که طبیعت آنها را مخلص و صمیمی قرار داده است، در حالی که دیگران در طریق فرمولهای (شعارهای) گمراهکننده و بدعتها سیر میکردند و با همان حال راضی و خرسند بودند، این مرد نمیتوانست خودش را در آن شعارها بپیچد و محصور کند. رمز بزرگ هستی با همة دهشت و جبروت و با همة جلال و شکوه، در نظر او روشن و آشکار میدرخشید. هیچگونه بدعت و ضلالتی آن حقیقت غیرقابل وصف را نمیتوانست از او مکتوم و مسطور بدارد و ندای همان حقیقت بود که میگفت: من وجود دارم. آنچه در این زمینه صداقت و واقعیت نامیدیم در حقیقت امری است ملکوتی و جنبهای است الهی.
کلام چنان مردی، صدایی است مستقیم از قلب طبیعت، مردم باید به آن گوش بدهند و اگر به چنان کلامی گوش ندهند، به هیچ صدایی نباید اعتنا کنند، زیرا همه چیز در برابر آنان مانند باد است.
از دوران قدیم، چه در ضمن سیاحتها و چه در ضمن زیارتها، هزار فکر در ذهن این مرد وجود داشت؛ اوبه خود میگفت: من چه هستم؟ این شیء بیکران که من در آن زندگی میکنم و مردم آن را جهان مینامند چیست؟ زندگی چیست؟ من باید به چه معتقد باشم؟ من باید چه بکنم؟ صخرههای مهیب کوه حرا، کوی سینا، ریگستانهای عزلت و انزوا جوابی به او نمیدادند. آسمان لاجوردی با همة عظمت و شکوه، با همة ستارگان درخشانی که روی سرش جلوهگری داشتند، جوابی نمیدادند. از هیچ طرفی جوابی نمیرسید فقط روح این مرد و آنچه از الهامات خدا در آن جای گرفته بود به او جواب میداد و بس! ».(23)
جاذبه و شکوه محمد صلی الله علیه و سلم:
ادوارد گیبون (24) (1731-1794م.) مؤرخ صاحبنام انگلیسی در کتاب «تاریخ انحطاط و سقوط امپراطوری روم» جلد پنجم، صفحة 335، چاپ لندن، به سال 39-1838م.، راجع به خصوصیات پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم چنین مینویسد: «شخص محمد [صلی الله علیه و سلم] از لحاظ جمال و زیبایی صوری، امتیازاتی داشت، این امتیازات را، جز از نظر کسانی که فاقد آنند، نمیتوان ناچیز انگاشت.او پیش از آن که شروع به نطق و سخنرانی کند، چه شنونده یک نفر بود و چه جمعی بودند، همه مجذوب لطف و محبت او میشدند و توجه همه به طرف او جلب میشد و صورت آراسته، سیمای موقر و باشکوه، چشمان نافذ، تبسم ملیح و جاذب، محاسن پرمو، قیافهای که نماینده تمام احساسات روحی وی بود و بالاخره نکات و لطایفی را که در محاوره به کار میبرد، همه را وادار میکرد که در برابر او صدای هلهلة تکریم بلند کنند.
در امور اجتماعی و کار های مربوط به زندگی، دقیقاً کلیه آداب و رسوم کشورش را رعایت میکرد. تواضع و احترام او در برابر اغنیا و ثروتمندان و در مقابل فقرا و بینوایان، همه و همه یکسان بود. وضوح و صراحتی که در گفتار نشان میداد، جای اختفایی برای مقاصد نهایی او نمیگذاشت. آداب معاشرتی را که در برابر دوستان از نظر رفاقت و سابقه نشان میداد، همان بود که به عموم افراد، از نظر بشردوستی رعایت میکرد.
حافظهاش قوی و پر دامنه و هوش و ادراکش سهل و اجتماعی بود. نیروی تصورش عالی، قضاوتش صریح و روشن و سریع و قاطع بود. هم دارای قدرت فکر و اندیشه بود و هم دارای قدرت عمل و اقدام.(25) اگر چه نقشة او به تدریج با موفقیت توسعه پیدا میکرد با این حال اولین فکر رسالت الهی وی دارای نشان نبوغ اصیل وعالی بود».(26)
اسلام در درون دنیای متمدن:
همیلتن گیب (27) (1895-1971م.) استاد دانشگاه لندن و اکسفورد (oxford) مینویسد:
«اما شگفتانگیزتر از سرعت کشورگشاییها، خاصیت نظم و ترتیب آنها بود، در طی سالها جنگ میبایست خرابیهایی به بار آمده باشد؛ اما بر روی هم تازیان [مسلمانان] که آثاری از ویرانی برجای نگذاشته بودند، راه را برای یکپارچه شدن اقوام و فرهنگها هموار میکردند.
ساخت قانون و حکومتی که محمد [صلی الله علیه وسلم] برای اخلاف خود، یعنی خلفا به میراث نهاده بود، ارزش خود را در ضبط و نظارت بر کارهای این سپاه بدوی به اثبات رسانده بود.
اسلام در درون دنیای متمدن خارجی به عنوان خرافات خام طایفههای غارتگر راه نیافت، بلکه به عنوان نیرویی اخلاقی معرفی شد که احترام همگان را برمیانگیخت و به منزلة آیینی منطقی که مسیحیت روم شرقی و دین زرتشت را در ایران، یعنی هر یک از این دو کیش را در سرزمین و خاستگاه خویش، میتوانست به مبارزه بطلبد».(28)
بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی:
پروفسور ویل دورانت، مؤرخ مشهور آمریکایی، مینویسد:
«اگر میزان تأثیر این مرد بزرگ را در مردم بسنجیم، باید بگوییم که حضرت محمد [صلی الله علیه وسلم] از بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی در صدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را که از فرط گرمای هوا و خشکی صحرا به تاریکی توحش افتاده بودند، اوج دهد. در این زمینه توفیقی یافت که از توفیقات تمام مصلحان جهان بیشتر بود. کمتر کسی را جز او میتوان یافت که همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد، زیرا به دین اعتقاد داشت.
از قبایل بتپرست و پراکنده در صحرا، امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتراز دین یهود و دین مسیح و دین قدیم عربستان، آیینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی که اساس آن شجاعت و مناعت قومی بود، پدید آورد که در طی یک نسل در یکصد معرکه نظامی پیروز شد و در مدت یک قرن امپراطوری عظیم و پهناوری به وجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است که بر یک نیمة جهان نفوذ دارد».(29)
الگوی انقلابآفرینان:
ژیل کوپل در کتاب «پیامبر و فرعون» مینویسد:
«تاریخ، سنت و شرع اسلامی از همان آغاز، دو اصل مشخص و در واقع متناقض یعنی تمایل به تلاش و سکوت را در خود پذیرا شدند.
در زندگانی محمد پیامبر اسلام [صلی الله علیه وسلم] دو مرحله وجود دارد. در مرحلهای که معروفتر است و بیشتر از آن یاد شده است، محمد [صلی الله علیه وسلم] به عنوان حاکم مدینه، قاضی، فرماندة نظامی و سیاستمدار ظاهر میشود. اما مرحلة اولیهای نیز پیش از هجرت محمد [صلی الله علیه وسلم] از مکه به مدینه وجود داشت، پیامبر قبل از حاکم شدن، رهبری جنبش در مکه را عهدهدار بود. از آنجا که این مخالفت در وهلة اول ذاتاً جنبة مذهبی و اخلاقی داشت، خواه ناخواه یک اقدام سیاسی را به خود گرفت. در این مرحله پیامبر [صلی الله علیه و سلم] به عنوان منتقد و مخالف رژیم در مکه آغاز به کار کرد و موطن خود را به قصد مدینه ترک کرد و در آنجا با تشکیل یک دولت در تبعید، به مفهوم امروزی، جنگ علیه [بتپرستان] مکه را تا پیروزی و فتح نهایی به راه انداخت.
ظهور آیین جدید خود نوعی پیکارجویی انقلابی با رهبری و نظام کهن به شمار میرفت و هر دوی اینها، یکی توسط پیامبر و صحابهاش و دیگری توسط اسلام، سرنگون شده و ریشهکن شد. در این دوره [= قبل از هجرت] نیز مانند دورة بعد، پیامبر و زندگیاش نمونه و سرمشق بود».(30)
تقلید از محمد صلی الله علیه وسلم:
پروفسور آنهماری شیمل، اسلامشناس معاصر آلمانی، مینویسد:
«همین آرمان تقیلد از محمد است که مسلمانان را از مراکش گرفته تا اندونزی به این اندازه یکسانی کردار بخشیده است، هر کس به هر جایی که باشد، میداند که هنگام در آمدن به منزلی چگونه رفتار کند، کدام عبارت تعارفآمیز را کار برد. در همنشینی از چه بپرهیزد. چگونه غذا بخورد. چگونه سفر کند. کودکان مسلمان قرنهاست که به این شیوهها پرورش یافتهاند و تنها در این اواخر بود که این دنیای سنتی بر اثر هجوم فرهنگ تکنولوژیکی امروز از هم فروپاشید».(31)
و دنکان بلاک مکدونالد میگوید: «شخصیت حضرت محمد [صلی الله علیه وسلم] پس از گذشت چهارده قرن هنوز منبع سرشاری برای تقویت مسلمانان به شمار میرود.» (32)
این آرا و دیدگاههای برخی از اندیشمندان غربی دربارة شخصیت والای خورشید نبوت، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم بود. این گفتارها را از آن جهت به دل کاغذ سپردیم، تا هم عرض ارادتی به ساحت گرامی نبی رحمت پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم، آن محبوب دلهای مؤمنان و حقباوران، داشته باشیم و هم چراغی فراروی شیفتگان غرب بیفروزیم، که یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت ها
1ـ karen Armstrong .
2ـ Muhammad. A Biography of Propher .
3ـ آرمسترانگ، کارن، زندگینامة پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم؛ ترجمة کیانوش حشمتی، تهران: حکمت، 1383، ص 63.
4ـ سایکس، سرپرسی؛ تاریخ ایران؛ ترجمة سید محمدتقی فخر داعی گیلانی، چاپ ششم، تهران: دنیای کتاب، 1377، ج1، ص726.
5ـ John Daven Port .
6ـ دیون پورت، جان؛ عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ترجمة سید غلامرضا سعیدی، قم و تهران، دارالتبلیغ اسلامی، [بی تا] ، ص: 13 –15.
7ـ Thomas Carlyle .
8 ـ Hero and Heroworship .
9ـ سعیدی، سید غلامرضا، داستانهایی از زندگی پیامبر ما، چاپ سوم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1373، ص153.
10ـ Tolstoi .
11ـ همان، ص21 .
12ـ Francois-Marie Arout Voltaire.
13ـ Oeuvres Completes vol . 24 p. 555..
14ـ ثواقب، جهانبخش؛ نگرشی بر رویارویی غرب با اسلام؛ قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1379، ص350.
15ـ Sir. William Muir .
16ـ ابراهیم حسن، حسن؛ تاریخ سیاسی اسلام، ترجمة ابوالقاسم پاینده، چاپ پنجم،[بی تا] جاویدان،1362،ج1،ص221.
17ـ Goustawe Lebon .
18ـ ثواقب، جهانبخش، نگرشی بر رویارویی غرب با اسلام، ص 356.
19ـ Gheorghiu Constantin Yirgil.
20ـ گیورگیو، کونستان ـ ویرژیل؛ محمد پیغمبری که از نو باید شناخت؛ ترجمة ذبیحالله منصوری؛ چاپ دوازدهم، [بی جا] مجله خواندنیها، [بی تا]، ص:160-163.
21ـ Shaw Georg Bernard.
22ـ بایرناس، جان، تاریخ جامع ادیان؛ ترجمة: علیاصغر حکمت؛ تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، [بی تا] ، ص 496.
23ـ دیون پورت، جان؛ عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ص 75- 77.
24ـ Edward Gibon.
25ـ دیون پورت، جان؛ عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ص 16-17.
26ـ سعیدی، سید غلامرضا، داستانهایی از زندگی پیامبر ما، ص 155- 156.
27ـ Gibb. Hamilton. Alexander Rosskeen Sir.
28ـ هملتین گیب، اسلام، بررسی تاریخی؛ ترجمة منوچهرامیری، چاپ دوم، تهران: نشر علمی و فرهنگی، 1380 ، ص24.
29ـ نیکبین، نصرالله؛ اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب؛ سیمان دورود؛ [بی تا]، ص38 .
30ـ کوپل، ژیل؛ پیامبر و فرعون؛ ترجمة حمید احمدی ، تهران: کیهان، 1366، صص 8-9.
31ـ شیمل، آنه ماری، محمد رسول خدا، ص97.
32ـ عقاد، عباس محمود؛ اسلام در قرن بیستم، مترجم: حمیدرضا آژیر، مشهد،آستان قدس رضوی، 1369، "برگرفته از فصلنامه دینی , علمی, فرهنگی, اجتماعی،ندای اسلام ، زیر نظردارعلوم زاهدان
-------------------------------------------------------------------------------------------------
پیامبر اسلام (ص) از دیدگاه اندیشمندان جهان
رسول اکرم محمد ابن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم کلمه الهی بود وکلام الهی فوق همه کلمه ها واندیشه ها است.
ظهور اسلام در پرتو مجاهدت های نبی اکرم(ص) و اهلبیت علیهم السلام نقطه عطف تاریخ بشری است , که دستآورد های بیشمار پیشرفت همه جانبه تمدن کنونی را فرا روی بشریت قرار داده است و کمترین دستآوردها از این شجره پاک آسمانی گسترش خواندن , نوشتن و عالمگیر شدن علوم در جهان اسلام وانتقال این علوم ابتدا به اسپانیا , ایتالیا , آلمان , انگلستان و... سایر ملل ودول اروپا و سپس همه جهانیان شد ’ بطوریکه بدون این نقطه عطف آسمانی هر گز تمدن هایی چون روم , مصر و ایران باستان راهی به تمدن کنونی نداشتند . دلایل تاریخی این حقیقت غیر قابل انکار بی شمار است. یکی از این دلایل اقرار مکرر دانشمندان اسلامی و خصوصا غیر اسلامی و اروپایی به این حقیقت عظیم است که نمونه کوچکی از آن را هم اکنون شاهد میباشید. متاسفانه جامعه به ظاهر پیشرفته غرب صهیونسیت زده جنگ روانی گسترده ای را علیه جهان اسلام شروع نموده است که پیشقراولان آن افراد شناخته شده ای همچون بوش وشارون میباشند. با کمال تعجب داعیه داران دروغین تمدن و حقوق بشر بی ادبی پیشه کرده و به ساحت مقدس پیامبر عظیم الشان اسلام اسائه ادب نموده اند . خوشبختانه دانشمندان بنام این جوامع نه تنها پیامبراسلام را از بزرگان طراز اول تمدن بشری میدانند بلکه با صراحت تمام بر جهانی شدن دین اسلام بعلت مزایای بی شمار آن اقرار نموده اند . دقیقا همین نکته مهم است که خاطر توهین کنندگان را به درد آورده و آنها را به ورطه بی ادبی وتوهین کشانده است . این دست وپا زدنهای مذبوحانه ما را بیاد دست وپا زدن شاه مخلوع و صدام حسین تکریتی میاندازد که بذباله دان تاریخ سپرده شده ومیشوند , این دیو سیرتان تیره روز وخفاشان تاریکی پرست توهین و جسارت را سر لوحه جنگ روانی خود قرار داده اند , اما باید بدانند که راه بجایی نخواهند برد وبا خواست خدا این قرن , قرن روشنگری اسلامی و قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین است، ولیال عشر، والشفع والوتر، ولیل اذا یسر.هل فی ذلک قسم لذی حجر.
باش تا صبح دولتش بدمد کاین هنوز از نتایج سحر است.
تولستوی: نویسنده وفیلسوف اخلاق گرای معروف روسیه که آموزه هایش سر مشق رهبران بزرگ سیاسی در جهان بوده است در کتاب اسلام وعرب دکتر گستاولوبون صفحه 154و159 نظریه صائبی در مورد پیامبر اسلام بشرح زیر دارد که موضوع آن ماهیت و انگیزه پشت پرده کاریکاتورهای توهین آمیز غرب را بر ملا میسازد.
تولستوی که سر مشق افرادی همچون گاندی بوده چنین میگوید: شخص شخیص پیامبراسلام سزاوار همه گونه احترام واکرام میباشد . شریعت پیغمبر اسلام بعلت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالمگیر خواهد شد.
واشنگتون ایروینگ نویسنده وکنسول امریکا در اسپانیا در کتاب Mohamad and his succesors میگوید: تمام آیات قرآن محکم وپر معنی میباشد واز روی شعور نوشته شده است . بنابراین سندی که باعث تسلی قلب خودمان در دست باشد نداریم.
کارل مارکس: کتاب محمد عند علما الغرب، صفحه 101: محمد مردی بود که .... از میان مردمی بت پرست با اراده آهنین برخواست و آنان را به یگانه پرستی دعوت کرد و در دلهای ایشان جاودانی روح و روان را بکاشت بنابر این او را نه تنها باید در ردیف مردان بزرگ و برجسته تاریخ شمرد بلکه سزاوار است که به پیامبری او اعتراف کنیم و از دل وجان بگوییم که او پیامبر خدا بوده است.
مهاتما گاندی: کتاب اسلام شناسی غرب صفحه 36می گوید: حیات شخص پیامبر اسلام بنوبه خود نشانه وسر مشق بارزی برای رد فلسفه عنف واجبار در امر مذهب میباشد.
جواهر لعل نهرو: کتاب نگاهی به تاریخ جهان می گوید: مذهبی که پیامبراسلام تبلیغ میکرد بواسطه سادگی و.راستی و درستی آن و دارا بودن طعم دموکراسی وبرابری , مورد استقبال توده های کشور های مجاور شد.ولتر فرانسوی: کتاب اسلام از نظر ولتر صفحه 28و 53: حضرت محمد بیگمان مردی بسیار بزرگ بود . وی جهانگشایی توانا، قانونگذاری خردمند , سلطانی دادگر و پیامبری پرهیزگار بود .او بزرگترین نقشی را که ممکن بود در مقابل چشمان مردم عادی ایفا کند، در روی زمین ایفا کرد.
پیر سیمون لاپلاس: منجم , ریاضیدان بسیار معروف فرانسوی قرن 18و 19 میلادی میباشد که نظریات او تحولات بزرگی در نجوم ایجاد کرده است یکی از محققین غربی است که در مورد دین مبین اسلام چنین اظهار نظر نموده است (مجله مکتب اسلام اردیبهشت 52 صفحه69) گر چه ما به ادیان آسمانی عقیده نداریم ولی آئین حضرت محمد(ص) و تعالیم او دو نمونه اجتماعی برای زندگی بشریت است بنابراین اعتراف میکنیم که ظهور دین او و احکام خردمندانه اش بزرگ و با ارزش میباشد و بهمین جهت از پذیرش تعالیم حضرت محمد بی نیاز نیستیم.
پرفسور ارنست هگل: یکی از بزرگترین وپر نفوذترین فلاسفه قرن 19و ألمانی الاصل درکتاب زندگانی محمد نوشته
توماس کارلایل، صفحه 48 میگوید :اسلامیت طرح خیلی جدید ودر عین حال , طرز غیر مخدوش و بسیار عالی توحید میباشد.
هربرت جرج ولز : نویسنده ومحقق انگلیسی در کتاب سرمایه سخن میگوید: اسلام تنها دینی است که هر بشر شرافتمند میتواند بداشتن آن افتخار ورزد.
گوته :دانشمند, شاعر نویسنده معروف ألمانی که تاثیر عمیقی بر ادبیات ألمان وجهان بجای گذاشته درکتاب دیوان شرقی وغربی می گوید: مندرجات کتاب قرآن ...ما را مجذوب میکند و بشگفت می آورد و سر انجام بتعظیم و احترام بر می انگیزد.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir