زنجان
← همه اخبار

واى بر کسى که خداوند را با ستم نمودن به علی(ع) ملاقات کند/ اشعار غدیریه امیرالمؤمنین(ع) در نامه ای به معاویه
۲۰ مهر ۱۳۹۳کد خبر: 33000۲
معاویه از نسبت امُّ المؤمنین که براى امّحبیبة، خواهرش بود نسبتى براى خود ساخته و پرداخته و در شام خود را به «خال المؤمنین» ملقب نمود، امام علی(ع) در پاسخ معاویه فرمودند: محمدِ پیامبر، برادر من است و نسبت من با او همچون نسبت دو ساقى است که از یک ریشه روییده شده باشد.
علامه آیت الله سید محمد حسینی حسینی طهرانی در جلد هفتم کتاب شریف امام شناسی (که مباحث غدیر می پردازد) می نویسد: در این ابیات حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) استشهاد به حدیث غدیر کرده اند، و وجوب ولایت خود را بر امت، از لفظ «من کنت مولاه فعلى مولاه» استخراج کردهاند، پس ولایت آن حضرت بر همه امت واجب است که موجب امامت و امارت و استخلاف مىباشد. امت اسلام این اشعار را از آن حضرت تلقى به قبول کرده اند و همگى بر روایت آن از آن حضرت، تسالم دارند.
در «مناقب» ابن شهرآشوب از ابوالحسن مدائنى روایت کرده است که معاویه در نامهاى به آن حضرت نوشت: «یا أباالحسن! إنّ لى فضائل کثیراً: کان أبى سیّداً فى الجاهلیة و صرت ملکاً فى الاسلام، و أنا صهر رسول الله و خال المؤمنین، و کاتب الوحى!»
«اى ابوالحسن! من داراى فضیلتهاى بسیارى هستم؛ پدر من در زمان جاهلیت بزرگ قوم بود و خود من در زمان اسلام پادشاه شدهام و من رابطه خویشاوندى سببى و دامادى رسول الله را با خود دارم و من دایى مؤمنان هستم [چون امّحبیبه ـ دختر أبوسفیان و خواهر معاویه ـ یکى از زنهاى رسول الله بوده است؛ و طبق آیه شریفه:«وَ أَزوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ؛ زنهاى رسول خدا مادرهاى مؤمنان به شمار مىآیند»؛ فلهذا از نسبت امُّ المؤمنین که براى امّحبیبة، خواهر معاویه بود نسبتى براى خود ساخته و پرداخته و در شام خود را به «خال المؤمنین» ملقب نمود؛ یعنى دایى مؤمنان] و من نویسنده وحى رسول خدا هستم.»
فلمّا قرا أمیرالمؤمنین الکتاب، قال: أبالفضآئل یفخر علینا ابن آکلة الاکباد؟ اکتب یا غلام:
(1.) محمّد النبى أخى و صِنوى و حمزةُ سیِّدُ الشهداء عمى (2.) و جعفر الذى یُضحى و یُمسى یطیر مع الملائکة ابن امى (3.) و بنت محمّد سَکَنى و عِرسِى منوط لحمها بدمى و لحمى (4.) و سبطا احمد وَلداى منها فأیُّکُم له سهم کسهمى (5.) سَبَقتُکم إلى الاسلام طُرًّا على ما کان من فهمى و علمى (6.) فأوجَبَ وَلایَتَه علیکم رسولُ الله یومَ غدیر خم (7.) فَوَیلٌ ثم وَیلٌ ثم وَیلٌ لمن یلقى الإله غدًا بِظُلمِى
«چون حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) نامه را خواندند، گفتند: این پسر خورنده جگرها (هند مادرش که در روز احد، جگر حضرت حمزه سیدالشهداء با سایر اجزاء مثلهاش را گردنبند کرده، و به گردنش آویخت و جگر آن حضرت را جوید و خورد) با فضائل مى خواهد بر ما افتخار کند؟ اى جوان بنویس براى او: 1ـ محمدِ پیامبر برادر من است و نسبت من با او همچون نسبت دو ساقى است که از یک ریشه روییده شده باشد و حمزه سید و سالار شهیدان عموى من است. 2ـ و جعفر طیار که پیوسته با فرشتگان در حال طیران و پرواز، روز مى کند و شب مى کند؛ پسر مادر من است. 3ـ و دختر محمد مایه آرامش و انس من و حلیله و زوجه من است که گوشت او با خون و گوشت من آمیخته شده است. 4ـ و دو نواده دخترى پیامبر، دو پسر من هستند، پس کدام یک از شما سهمیه اى مانند سهمیه من دارد؟! 5ـ من در اسلام آوردن از همه شما امت، گوى سبقت را ربودم با مراتب فهم و علمى که در همان زمان کودکى داشتم. 6ـ پس ولایت خود را رسول خدا در روز غدیر خم براى من بر شما واجب و لازم کرد. 7ـ پس اى واى، سپس واى، پس از آن واى بر کسى که فرداى قیامت خداوند را با ستم نمودن به من ملاقات کند!» چون معاویه این نامه را خواند، گفت: اى غلام آن را پاره کن! براى آنکه اهل شام آن را نخوانند و به على بن أبىطالب گرایش پیدا نکنند!
(1.) محمّد النبى أخى و صِنوى و حمزةُ سیِّدُ الشهداء عمى (2.) و جعفر الذى یُضحى و یُمسى یطیر مع الملائکة ابن امى (3.) و بنت محمّد سَکَنى و عِرسِى منوط لحمها بدمى و لحمى (4.) و سبطا احمد وَلداى منها فأیُّکُم له سهم کسهمى (5.) سَبَقتُکم إلى الاسلام طُرًّا على ما کان من فهمى و علمى (6.) فأوجَبَ وَلایَتَه علیکم رسولُ الله یومَ غدیر خم (7.) فَوَیلٌ ثم وَیلٌ ثم وَیلٌ لمن یلقى الإله غدًا بِظُلمِى
«چون حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) نامه را خواندند، گفتند: این پسر خورنده جگرها (هند مادرش که در روز احد، جگر حضرت حمزه سیدالشهداء با سایر اجزاء مثلهاش را گردنبند کرده، و به گردنش آویخت و جگر آن حضرت را جوید و خورد) با فضائل مى خواهد بر ما افتخار کند؟ اى جوان بنویس براى او: 1ـ محمدِ پیامبر برادر من است و نسبت من با او همچون نسبت دو ساقى است که از یک ریشه روییده شده باشد و حمزه سید و سالار شهیدان عموى من است. 2ـ و جعفر طیار که پیوسته با فرشتگان در حال طیران و پرواز، روز مى کند و شب مى کند؛ پسر مادر من است. 3ـ و دختر محمد مایه آرامش و انس من و حلیله و زوجه من است که گوشت او با خون و گوشت من آمیخته شده است. 4ـ و دو نواده دخترى پیامبر، دو پسر من هستند، پس کدام یک از شما سهمیه اى مانند سهمیه من دارد؟! 5ـ من در اسلام آوردن از همه شما امت، گوى سبقت را ربودم با مراتب فهم و علمى که در همان زمان کودکى داشتم. 6ـ پس ولایت خود را رسول خدا در روز غدیر خم براى من بر شما واجب و لازم کرد. 7ـ پس اى واى، سپس واى، پس از آن واى بر کسى که فرداى قیامت خداوند را با ستم نمودن به من ملاقات کند!» چون معاویه این نامه را خواند، گفت: اى غلام آن را پاره کن! براى آنکه اهل شام آن را نخوانند و به على بن أبىطالب گرایش پیدا نکنند!
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/H5BEV9D
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir