زنجان
← همه اخبار

هنر در دوره ساسانیان، ایران و چین را پیوند زد
۱۱ آذر ۱۳۹۲کد خبر: 32354۴
نقاشی در میان روابط هنری ایران و چین در زمان ساسانیان، سهم بسیاری دارد و از نشانههای بازر تاثیرات متقابل در هنر ایران و چین است. چهار دین مختلف توسط ایرانیان در چین گسترش یافت و سه دین از این چهار دین یعنی مانویت، بودایی و نسطوریت در تبلیغات خود از نقاشی و تصویرگری به عنوان وسیلهای کارآمد در تبلیغ اصول مذهبی خود استفاده میکردند. در این میان مانویت از دو دین دیگر هم بیشتر به نقاشی اهمیت میداد. مانی پیامبر این دین، در نقاشی بسیار ماهر بود به حدی که در ادبیات ایران به صورت سمبل نقاشی مطرح شده و
فردوسی در این باره میگوید:
بیامد یکی مرد گویا ز چین / که چون او مصور نبیند زمین
به صورتگری گفت پیغمبرم / ز دینآوران جهان برترم
در این شعر دو نکته مهم است؛ اول آنکه مانی نقاش چیرهدستی بوده است و دیگر اینکه به نظر ایرانیان او از چین آمده بود، یعنی در ایران برای نقاشی و هنر چین اهمیت خاصی قائل بودهاند تا حدی که فکر میکردند مانی از چین آمده است. ولی در تحقیقاتی که صورت گرفته، مانی نقاشی را از چینیها یاد نگرفته است بلکه برعکس، نقاشی ایران توسط مانویان به چین رفته است.
اساس نقاشی در چین به عقیده نقادان جدید، نقاشی در چین در اصل ایرانی و مانوی است فقط چون پس از رفتن از ترکستان شرقی به چین بار دیگر از راه چین به ایران برگشته و مردم چین نیز از خود آثاری در آن گذاشتهاند، به سبک چینی مشهور شده است. در مورد نفوذ هنر نقاشی مانوی در چین پژوهشگران خارجی اظهارنظرهایی کردهاند. از جمله رنه گروسه، محقق فرانسوی معتقد است که از ترکیب مایههای هنری ایران ساسانی و هنر چین، هنر نقاشی در تورفان پدید آمد که در هیچ جای دیگر نظیر آن را از حیث کمال و زیبایی نمیتوان یافت. شیوه آراستن نسخههای خطی با مینیاتورهای زیبا که بعدا در ایران اسلامی معمول شد و بهویژه در دوران تیموری به حد کمال رسید، نخستین بار توسط مانی ابداع شد و بعد به تمام سرزمینهای دوردست آسیایی میانه و چین راه یافت. ماریو بوسالی، استاد هنر دانشگاه رم در این مورد نوشته است که مکتب نقاشی از ایران توسط اویغورها به چین رفت و سپس در دوران مغول با تغییراتی از چین به ایران بازگشت و به صورت مینیاتور چینی مورد پیروی هنرمندان ایرانی قرار گرفت، به طوری که اسناد و مدارک مکتوب نشان میدهد و تاریخ چین نیز حاکی از آن است که نقاشی از ایران به چین رفته است و بعید نیست این هنر در چین مانند هر هنر دیگری که از ملتی به ملت دیگر منتقل میشود و تا اندازهای تحتتاثیر خصوصیات روحی و سنتی آن ملت قرار میگیرد، تا حدی رنگ چینی به خود گرفته باشد ولی پایه و اساس و اسلوب همچنان ایرانی باقی مانده است. پروفسور پوپ نیز در شاهکار بینظیر خود <هنرهای ایران> مینویسد از قرن پنجم پیش از میلاد تا قرن هشتم میلادی نفوذ نقاشی ایران در نقاشی چین بسیار بوده است. مفهوم این نظر آن است که در مدت 13 قرن تمام نقاشیهای ایران بر هنر نگارگری چین تاثیر میگذاشته است.
ترویج دین از راه نقاشی اینکه نقاشی ایران در زمان باستان بهخصوص در زمان ساسانیان از راه آسیای مرکزی به چین نفوذ کرده، بنابر اکثر منابع تایید شده است، به خصوص که این نفوذ توسط مذهب مانی بسیار بوده است. مانی و مبلغان مانویت برای اینکه همه مردم اصول و عقاید آن مذهب را بفهمند، از نقاشی استفاده میکردند و با نقاشیهای زیبا، اصول دین خود را نمایان میکردند. متون مذهبی خود را نیز برای آنکه بیشتر مورد قبول واقع شود، با نقاشیهای زیبا، جذاب میساختند و وقتی که این مذهب به چین نفوذ کرد این ویژگی خود را نیز گسترش داد. یکی از مکانهایی که تاثیرات هنر نقاشی ایران ساسانی را در چین نمایان میسازد، غارهای منطقه دونخوانگ است. در معابد زیرزمینی منطقه دونخوانگ یکسری نقاشی دیواری وجود دارد که در آنها تاثیر هنر نقاشی ساسانی به صورت حاشیههای مرواریدیشکل دیده میشود که این نوع حاشیهها از ویژگیهای هنر ساسانی هستند. از دیگر تاثیرات هنر نقاشی ساسانی در منطقه دونخوانگ میتوان از زمینه سرخ رنگ نقاشی نام برد که یک سنت ایرانی در دوره ساسانی است. چنانچه پوپ میگوید: <زمینه قرمز نقاشیهای دیواری و تزئینات به شکل مروارید، هر دو اصالتا ساسانی هستند که عموما در معابد بودایی دونخوانگ به کار رفته است. > تاثیر پیکرنگاری ایران بر پیکرنگاری بودایی چین تا پایان دوره ساسانی و سراسر دوره تانگ ادامه مییابد و حتی در برخی از نقاشیهای دیواری و روی چوب ژاپنی نظیر سه نقاشی روی چوب دوره تانگ که در شوسوین نگهداری میشوند، مشاهده میشود.
نقش نسطوریان در گسترش نقاشی ساسانی در چین نسطوریان نیز در نفوذ و گسترش نقاشی ساسانی در چین سهم داشتهاند. هنگامی که هنر نگارگری میان پیروان دیانت حضرت مسیح در ایران رایج شد با آنکه این هنر از نقاشی بیزانس الهام میگرفت اما با این همه از تاثیر مکتب نقاشی ایران نیز برکنار نماند و هنگامی که این روش به وسیله نسطوریان ایرانی به نقاط دوردست ترکستان رفت، تاثیراتی را از نقاشی ایرانی با خود به همراه برد و در آن سرزمینها متداول ساخت. در منطقه تورفان که در آن مجموعهای از تاثیرات هنری مختلف به چشم میخورد، از نقاشی نسطوری نیز نمایندهای وجود دارد که نقش دیواری تاثیر هنر ایرانی همراه با جریان هنری بیزانس پدیدار است.
تاثیرات نقاشی چینی بر نگارگری ایرانی اما چین نیز در هنر نقاشی ساسانی تاثیراتی داشته است اگرچه به پای تاثیر ایران آن عهد بر نقاشی چینی نمیرسد.
نقاشی چینی از دیرباز برای مردم ایران شناختهشده بود. آثار نقاشی چینی به صورت پردههای نقاشی یا به صورت تزئین روی آثار وارداتی از سرزمین چین از قبیل ظروف سرامیک و منسوجات ابریشمی و... وارد ایران میشد. ایرانیان از این طریق با نقاشی چین آشنا شدند و به آن علاقهمندی نشان دادند. متون ادبی ایران بعد از اسلام سرشار از اشارات و تلمیحات در تمجید از نقاشی چینی و از همه مهمتر مانی است که به واسطه مهارتش در هنر نقاشی او را چینی یا برخاسته از چین تصور میکردند اما بیشتر تاثیرات نقاشی چینی بر هنر ایران، مربوط به پس از اسلام و بهخصوص از عهد مغول به بعد است.
منابع:
1- همایون فرخ، رکنالدین، سیری در مینیاتور ایران (تاثیر نقاشی ایران بر نقاشی چین)، هنر و مردم، اردیبهشت و خرداد، تهران، 1353
2- برنامقدم، محمد، درآمدی بر سیر اندیشه در ایران (مانی- مزدک)، انتشارات جهانکتاب، تهران 2536
تهیه و تنظیم: مرکز نقاشی اسلامی حوزه هنری استان زنجان
اساس نقاشی در چین به عقیده نقادان جدید، نقاشی در چین در اصل ایرانی و مانوی است فقط چون پس از رفتن از ترکستان شرقی به چین بار دیگر از راه چین به ایران برگشته و مردم چین نیز از خود آثاری در آن گذاشتهاند، به سبک چینی مشهور شده است. در مورد نفوذ هنر نقاشی مانوی در چین پژوهشگران خارجی اظهارنظرهایی کردهاند. از جمله رنه گروسه، محقق فرانسوی معتقد است که از ترکیب مایههای هنری ایران ساسانی و هنر چین، هنر نقاشی در تورفان پدید آمد که در هیچ جای دیگر نظیر آن را از حیث کمال و زیبایی نمیتوان یافت. شیوه آراستن نسخههای خطی با مینیاتورهای زیبا که بعدا در ایران اسلامی معمول شد و بهویژه در دوران تیموری به حد کمال رسید، نخستین بار توسط مانی ابداع شد و بعد به تمام سرزمینهای دوردست آسیایی میانه و چین راه یافت. ماریو بوسالی، استاد هنر دانشگاه رم در این مورد نوشته است که مکتب نقاشی از ایران توسط اویغورها به چین رفت و سپس در دوران مغول با تغییراتی از چین به ایران بازگشت و به صورت مینیاتور چینی مورد پیروی هنرمندان ایرانی قرار گرفت، به طوری که اسناد و مدارک مکتوب نشان میدهد و تاریخ چین نیز حاکی از آن است که نقاشی از ایران به چین رفته است و بعید نیست این هنر در چین مانند هر هنر دیگری که از ملتی به ملت دیگر منتقل میشود و تا اندازهای تحتتاثیر خصوصیات روحی و سنتی آن ملت قرار میگیرد، تا حدی رنگ چینی به خود گرفته باشد ولی پایه و اساس و اسلوب همچنان ایرانی باقی مانده است. پروفسور پوپ نیز در شاهکار بینظیر خود <هنرهای ایران> مینویسد از قرن پنجم پیش از میلاد تا قرن هشتم میلادی نفوذ نقاشی ایران در نقاشی چین بسیار بوده است. مفهوم این نظر آن است که در مدت 13 قرن تمام نقاشیهای ایران بر هنر نگارگری چین تاثیر میگذاشته است.
ترویج دین از راه نقاشی اینکه نقاشی ایران در زمان باستان بهخصوص در زمان ساسانیان از راه آسیای مرکزی به چین نفوذ کرده، بنابر اکثر منابع تایید شده است، به خصوص که این نفوذ توسط مذهب مانی بسیار بوده است. مانی و مبلغان مانویت برای اینکه همه مردم اصول و عقاید آن مذهب را بفهمند، از نقاشی استفاده میکردند و با نقاشیهای زیبا، اصول دین خود را نمایان میکردند. متون مذهبی خود را نیز برای آنکه بیشتر مورد قبول واقع شود، با نقاشیهای زیبا، جذاب میساختند و وقتی که این مذهب به چین نفوذ کرد این ویژگی خود را نیز گسترش داد. یکی از مکانهایی که تاثیرات هنر نقاشی ایران ساسانی را در چین نمایان میسازد، غارهای منطقه دونخوانگ است. در معابد زیرزمینی منطقه دونخوانگ یکسری نقاشی دیواری وجود دارد که در آنها تاثیر هنر نقاشی ساسانی به صورت حاشیههای مرواریدیشکل دیده میشود که این نوع حاشیهها از ویژگیهای هنر ساسانی هستند. از دیگر تاثیرات هنر نقاشی ساسانی در منطقه دونخوانگ میتوان از زمینه سرخ رنگ نقاشی نام برد که یک سنت ایرانی در دوره ساسانی است. چنانچه پوپ میگوید: <زمینه قرمز نقاشیهای دیواری و تزئینات به شکل مروارید، هر دو اصالتا ساسانی هستند که عموما در معابد بودایی دونخوانگ به کار رفته است. > تاثیر پیکرنگاری ایران بر پیکرنگاری بودایی چین تا پایان دوره ساسانی و سراسر دوره تانگ ادامه مییابد و حتی در برخی از نقاشیهای دیواری و روی چوب ژاپنی نظیر سه نقاشی روی چوب دوره تانگ که در شوسوین نگهداری میشوند، مشاهده میشود.
نقش نسطوریان در گسترش نقاشی ساسانی در چین نسطوریان نیز در نفوذ و گسترش نقاشی ساسانی در چین سهم داشتهاند. هنگامی که هنر نگارگری میان پیروان دیانت حضرت مسیح در ایران رایج شد با آنکه این هنر از نقاشی بیزانس الهام میگرفت اما با این همه از تاثیر مکتب نقاشی ایران نیز برکنار نماند و هنگامی که این روش به وسیله نسطوریان ایرانی به نقاط دوردست ترکستان رفت، تاثیراتی را از نقاشی ایرانی با خود به همراه برد و در آن سرزمینها متداول ساخت. در منطقه تورفان که در آن مجموعهای از تاثیرات هنری مختلف به چشم میخورد، از نقاشی نسطوری نیز نمایندهای وجود دارد که نقش دیواری تاثیر هنر ایرانی همراه با جریان هنری بیزانس پدیدار است.
تاثیرات نقاشی چینی بر نگارگری ایرانی اما چین نیز در هنر نقاشی ساسانی تاثیراتی داشته است اگرچه به پای تاثیر ایران آن عهد بر نقاشی چینی نمیرسد.
نقاشی چینی از دیرباز برای مردم ایران شناختهشده بود. آثار نقاشی چینی به صورت پردههای نقاشی یا به صورت تزئین روی آثار وارداتی از سرزمین چین از قبیل ظروف سرامیک و منسوجات ابریشمی و... وارد ایران میشد. ایرانیان از این طریق با نقاشی چین آشنا شدند و به آن علاقهمندی نشان دادند. متون ادبی ایران بعد از اسلام سرشار از اشارات و تلمیحات در تمجید از نقاشی چینی و از همه مهمتر مانی است که به واسطه مهارتش در هنر نقاشی او را چینی یا برخاسته از چین تصور میکردند اما بیشتر تاثیرات نقاشی چینی بر هنر ایران، مربوط به پس از اسلام و بهخصوص از عهد مغول به بعد است.
منابع:
1- همایون فرخ، رکنالدین، سیری در مینیاتور ایران (تاثیر نقاشی ایران بر نقاشی چین)، هنر و مردم، اردیبهشت و خرداد، تهران، 1353
2- برنامقدم، محمد، درآمدی بر سیر اندیشه در ایران (مانی- مزدک)، انتشارات جهانکتاب، تهران 2536
تهیه و تنظیم: مرکز نقاشی اسلامی حوزه هنری استان زنجان
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/6G37U57
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir