زنجان
← همه اخبار
هنرمندان می بایست بین المللی حرف بزنند - گفتگو با نقاش انقلاب عبدالحمید قدیریان

هنرمندان می بایست بین المللی حرف بزنند - گفتگو با نقاش انقلاب عبدالحمید قدیریان

۷ اسفند ۱۳۹۱کد خبر: 31689۳

مشکل از ما هنرمندان است که نمی توانیم بین المللی حرف بزنیم وخیلی بومی حرف می زنیم و عمق دین را به آن وسعت نمی توانیم بیان کنیم .هنرمند می تواند مفاهیم را طوری مطرح کند تا در کشورهای دیگر قابل فهم شود.

از کی در حوزه هنری مشغول هستید و چه سبکی را دنبال می کنید؟
از اوایل انقلاب در حوزه بودم وتا به امروز هم  کار می کنم . به دنبال سبک متناسب با انقلاب اسلامی هستم بنابراین سبک خاصی را ندارم چون در حال تحقیق هستم و آثارم  بستگی به مفاهیمی دارند  که به مدت طولانی با آن هازندگی می کنم. بعد از تحقیق لازم ،شروع به کشیدن می کنم و سعی می کنم آن مفهوم را در قالب یک فضاسازی ارائه بدهم لذا یک سبک را مدام تکرار نمی کنم. من دارای سبک خاصی نیستم مثلا  مکتب کمونیستی هنری ساده است  زیرا نقاشان به چند موضوع محدود مثل مردم محوری و کوبیدن سرمایه داری پرداختند. البته  با ذوق شخصی متفاوت خودشان .عموما آسمان را در آثارشان  کمتر و زمین را بیشتر می بینید .اما در بحث اسلام مفاهیم بسیار عمیق است و نمی شود در یک نگاه کشید .نقاشان چه آگاهانه و چه ناآگاهانه نسبت خود را با هستی تعریف می کنند و این درست نیست.
به نظر شما آثاری که در آن به مفاهیم مذهبی پرداخته شده است تا چه حد مخاطب دارد؟
مملکت ما سیاست زده است و حالت نرمال ندارد. و از بدو انقلاب هم مخاطب ها دسته بندی شدند و همیشه در پیچ و خم سیاست، همه درگیر می شدند. خیلی از مفاهیم را مردم متوجه نمی شوند. گاهی مقابل یک مفهوم قرار می گیرند و گاهی مدافع آن می شوند .فضا ی متغیری است اما برای من که  تحقیق می کنم و هنوز به نتیجه نرسیدم مخاطب زیاد برایم مهم نیست .
یعنی تعریف شما هنر فقط برای هنر است  نه هنر برای توجه مخاطب؟
نه  ،مخاطب مهم است. به هر حال کار باید دیده شود ولی من تنها به خاطر مخاطب کار نمی کنم بلکه به خاطر یک سری مفاهیم کار می کنم. و هدفم این است که این مفاهیم را درست ارائه بدهم و هم اینکه آنها را بکشم و کشیدن نه به معنای اینکه من تحلیل گرم، خیر ،چون در روند کشیدن یک تابلو،  شما یک مفهوم  را به هر دلیل انتخاب می کنید بعد شروع به تحقیق کردن در آن مورد می کنید لذا در آن مفهوم قرار می گیرید و با دیگران هم تحقیق و بحث می کنید تا لایه های پنهان آن را پیدا کنید این خودش زمانی می برد .فرض کنید شما روی یک تابلو 6 ماه کار می کنید این تابلو به فرض یکی از مفاهیم عاشورایی یا انقلابی است  و تمام این مفاهیم بار مثبت دارد بنابراین شما به عنوان یک نقاش اگر هیچ چیز عایدتان نشود لا اقل  6 ماه با یک مفهوم زندگی کردید واین مهم است . شما استفاده خود را برده اید. تابلو تولید یک اثر است و این خوب است که تجربه حسی را که هنرمند بدست آورده است به دیگران منتقل کند .اما در بحث شخصی برای من که بیشتر در یک مفهومی سیر می کنم ، کشف لایه های یک مفهوم برای من بیشتر مهم است.
چه  مفهومی بیشتر شما را درگیر کرده است؟
رویکرد من کلا مذهبی،دینی است .کلی مفاهیم پنهان در مذهب است که باید کشف شود سعی نمی کنم چیزهایی که هست را به تصویر بکشم یا چیزهایی که در موردش حرف نزده را به تصویر بکشم.
به عنوان مثال؟
ما سی سال است که موضوع آخرالزمان و مهدویت را داریم .سمینارها زیادی برگزار شده و کتاب های زیادی در این رابطه تولید شده است و. . . ولی هنوز که هنوز است هیچ تصویری از مهدویت به صورت شفاف ارائه نشده است. همه در آن ماندند که مهدویتی که در موردش صحبت می کنند یعنی چه؟
به نظر شما می شود چنین مفهومی را به تصویر کشید؟
بله همه چیز را می شود به تصویر کشید .شما وقتی به قرآن رجوع می کنید قرآن پر از تصویر است خدا همه چیز را در قالب شکل ، فرم و تصویر بیان کرد .حتی در برزخ اگر کسی گناهی بکند قیافه برزخی او عوض می شود پس با شکل و فرم سرو کار داریم .بحث این است که ما مفاهیم را درک نمی کنیم بحث اجرا در مرحله دوم است . ما از امام حسین فقط کشته شدن او را می فهمیم و همیشه آن را به تصویر می کشیم درحالی که  میلیون ها مفاهیم در عاشورا اتفاق افتاده است.
شما با توجه به مفاهیمی که درک کرده اید و با توجه به آن ها آثاری تولید کرده اید ،چه المان هایی در آثار شماست که شما را از دیگر هنرمندان مجزا می کند؟
من هم مجزای از فرهنگ خودمان نیستم.
یعنی با توجه به این همه تاکیدی که به پرداختن مفاهیم دارید خودتان پیرو آن نیستید؟
من دنبالش می گردم و یک سری کارهایی را هم   انجام داده ام. مثلا فرض کنید تابلویی دارم که فرشته ها بر پیکر امام حسین گریه می کنند و این برگرفته از این است که امام اجازه نداد ند ملایک در جنگ شرکت کنند .چرا؟ برای اینکه وقتی خدا می خواست خلیفه الله خلق کند، فرشته ها استقبال چندانی نکردند به خاطر همین امام اجازه رخنه ملایک را ندادند و خدا اتفاقاتی را در عاشورا به وجود آورد که همه درآن ماندند بدون اینکه ملایک سهمی داشته باشند.و این خودش مفهوم است که شاید جای نشنیده باشید و بر اساس مطالعه صورت گرفته است .
شما هر وقت بخواهید تابلویی را شروع کنید از قبل همیشه فکر می کنید ؟گاهی نشده پای بوم بنشینید و به صورت خودجوش خلق کنید؟
خودجوش یعنی شیطانی
خودجوش یعنی شیطانی یا چیزی که به هنرمند الهام می شود؟
در خلق یک اثر یا به چیزی فکر کرده اید یا اصلا فکر نکرده اید. اگر فکر کرده اید کار تحقیقی خود را انجام داده اید .گاهی هنرمند مدت ها درگیر یک حسی است  و یک دفعه آن را روی تابلو می کشد. موقعی هم به هیچ چیزی فکر نکرده است بلند میشود شروع به کشیدن می کند. آن  تصویر مال او نیست بلکه القا شیاطین است .
فرق بین القا و الهام دقیقا چیست؟ ممکن است  در نهایت تابلوی  زیبایی خلق شود؟!
زیبایی مهم نیست  .وقتی در مورد موضوعی فکر می کنید ، چه الهام شود چه نشود تراوشات فردی خود را روی بوم می آورید یعنی با یک آگاهی قلم می زنید.گاهی هم با آگاهی قلم نمی زنید یعنی نمی دانیدچه اتفاقی افتاده است مثلا هنرمندی می گوید من ناگهان یک تصویر در ذهنم ایجاد شد لذا  تا صبح مشغول کشیدن شدم و خودم در پایان کار متحیر شدم .خب در اینجا شخص  در تولید و شکل دادن آن سهیم نبوده است و ابزار کس دیگری بوده است. شیطان می تواند تصویر ایجاد کند مثلا موقعی که سر نماز می روید کلی تصویر می بینید.این تصاویر از کجا می آیند شما که قصد نماز خواندن دارید پس تعمق کرده اید که نماز بخوانید پس این تصویر مال شما نیست بلکه ایجاد می شود .هنرمند هم اینطور است تصویری که جلوی چشمانش می آید جذاب است وشروع به کشیدن می کند. وقتی به تصویری فکر نکردید پس از کجا آمده است؟
نقاشی های که موضوع آنها دینی و مذهبی بوده در قبل از انقلاب هم بوده یا بعد از انقلاب رواج بیشتری پیدا کرده است؟
جدا از عمق مفاهیم مذهبی ،به  طور عام از وقتی که انسان خلق شد نقاشی های او مذهبی بوده است .انسان همیشه سعی می کرد تصاویری از عوالم دیگر بکشد . در زمان حضرت سلیمان تماثیل ومجسمه های ساخته شد و اینها هم به نوعی نشان دهنده  تصاویر هستند . بشر همچنان به محتوا ی دینی نیاز دارد .بعد از انقلاب شکل جدیدی از دین مطرح شد. امام اسلام را به یک شکل جدیدی به صورت پویا مطرح کرد .که در دوره های دیگر به این وسعت نبود .
آیا در غرب آثار مذهبی مورد توجه هستند؟
بله مورد توجه است .در غرب به دلیل اینکه سالهاست از مفاهیم فاصله گرفته اند ، به فرم ها تو جه دارند یا مفاهیم را از طریق فرم درک می کنند، برعکس ما،  فرم برای آنها مهمتر از مفهوم است .اما هنرمندانی که آثار دینی خود را در کشورهای دیگر به نمایش گذاشته اند ،استقبال خوبی از آثارشان شده است .مشکل از ما هنرمندان است که نمی توانیم بین المللی حرف بزنیم وخیلی بومی حرف می زنیم و عمق دین را به آن وسعت نمی توانیم بیان کنیم .هنرمند می تواند مفاهیم را طوری مطرح کند تا در کشورهای دیگر قابل فهم شود.

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/PF4ABM4

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir