زنجان
← همه اخبار

هنرتصویرى کاشیکارى / نویسنده: دکتر عفیف البهنسی، مترجم: محمود پورآقاسی
۷ خرداد ۱۳۹۳کد خبر: 32737۳
تصویر اسلامى، در اشکال متعدد و مواد مختلف آغاز شد. این تصویر یا به شکل تصویر تشبیهى است که در آن نقاش واقعیت و یا اشکال مشخصى را به تصویر کشیده و یا به صورت رمزى است. که در آن هنرمند در صدد تفسیر و تأویل گیاهان و طبیعت با اشکال مختلف و متنوع میباشد. این را نقش گیاهى نامیدهاند. یا به صورت اشکال هندسى است که خطوط از یک مرکز ثابتى متصاعد میگردد. این تصویر با رسم آن بر روى کاغذ، دیوار، زمین به صورت مواد رنگى یا به وسیله قطعات کاشى شکل مییابد. این نقشها، با مواد مختلفى آغاز شده، چرا
در آغاز اسلام، تصویر، روى کاشى در ساختمانهاى بزرگ، با الهام از آنچه که مردم مناطق شام انجام میدادند، نقاشى میشد. در ادامه به نتایج موردنظر دین اسلام، در خصوص تزیینات منسجم و هماهنگ دست یافتند، تمامى موضوعات کار شده در مساجد، یا کاخها، متأثر از تفکر اسلامى بود، و عقیده اسلامى در مورد به تصویر کشیدن موجودات زنده را اکیداً نهى کرد. و نتیجه این شد که سبک تصویر، جداى از اینکه تجریدى باشد، یا تشبیهى باشد، بیانکننده طبیعت ساختمانها یا حیوانات بود، بدون اینکه تصویر آنها، یک شکل، یا یک سبکِ واحدى باشد، و نتیجه و مفهوم واحدى از آن به دست میآمد. این مفهوم بر پایهی مبدأ اصلاح و عدم پایبندى به مفاهیم ریاضى و نسبت بصرى، استوار میگردد. موضوعات آن نیز بر پایه تخیّل و حافظه بنا میگردد. در این سبک میتوانیم مقدمه ظهور فلسفه هنر اسلامى را بیان کنیم. موضوعات اساسى در این سبک عناصر گیاهى و طبیعى است که از بخشهاى متعدد خیال صادر میشود، هنگامى که این عناصر گیاهى، از شخصیت واقعى خود خارج شده و بر عالمى داخل شود که قابل اطلاق بر موارد متعددى است، ولى بر مرز نقش نمیرسد. اما انطباق آن با واقعیت ضعیف است. نفس این ظروف غایت نیست، بلکه بهصورت یک هیکل زیبا و جذاب و دیدنى درمیآید، که با طرحهاى تزییناتى زیبا، رنگهاى جذاب و هماهنگ، پوشیده شده است. تصاویر در هنر تجریدى، یا بر پایه گیاهانى چون گل و برگ است. یا بر پایه اشکال هندسى بنا شده است، چیزى که امروزه به آن نقش میگویند، در ابتدا نام اراسبک به آن اطلاق میشده است. لازم است که در کاشیکارى ابتکارى عربى، به جهت اهداف و اغراض مختلف آن تفاوتهایى قائل شویم، اگر موضوع کاشیکارى در گنبد صخره تعبیر از بهشت باشد، بنابراین ما در مسجد جامع اموى، تصویر کاشیهایى را میبینیم که در واقع اغراض ولید را برآورده کرده است. و این تعبیرى است از عظمت اسلام به عنوان یک دین، و این عظمت، در شکوه و جلال این مسجد خود را نمایان میکند، و برتر از کلیساهاى کنونى بیتالمقدس خودش را نشان میدهد، و این در واقع تعبیرى است، از گسترش درخت اسلام، که ریشهی آن در دورهی ولید به اقصى نقاط شرق، ایران، هند و از غرب به اروپا رسید. بنابراین ولید میخواست به نوعى امپراطورى وسیع اسلامى را بهطور متمرکز در مسجد جامع اموى به عنوان مرکز خلافت تفسیر و تأویل نماید. لازم است تأکید نماییم که اجراى این کاشیکارى باشکوه، توسط ساکنین منطقه شام انجام شده، جداى از اینکه مسلمان باشند یا غیرمسلمان. وانبریشم میگوید: اغراقآمیز نخواهد بود. اگر بگوییم که این مجموعه تزیینى در جهان، در نوع خود بینظیر است. و این تنها به جهت زیبایى آن نیست. بلکه به علت اینکه داراى هویتى اموى است، اهمیت زیادى دارد. چه این آثار تصویرى ماندگار، از دورهی اموى به ما رسیده است. درخصوص این کاشیکارى تصویری میباید، با دید عمیقترى پرداخته شود. چنانکه بریشم میگوید: خلال ماههاى بین دو سال 1928ـ 1927، این هنرى خلاق، همه را به شگفت وادار کرده این کاشیها، روى دیوارها را پوشانده، و ارتفاع آن تا بیست متر میرسد. این امر باعث گردید که استادى و مهارت این هنرمندان را دریابیم. هنرمندانى که از آنچه در غرب انجام شده، فراتر روند. البته تحقیقات من در مورد کاشیکارى دیوارها، در دورهی قرون وسطى، به من این اجازه را میدهد که چنین نظرى را ارائه کنم. و من یک شرح تفصیلى از اقسام مختلف این تزیینات جالب ارائه کردهام. آنچه که مرا به بررسى این پدیدهی جالب وادار نموده که به دورهی امویان تعلق دارد. در واقع حاصل کار هنرمندان سورى است. در واقع برخلاف آنچه بعضى تصور کردهاند، کار هنرمندان قسطنطنیه نبوده است. مطالعات قدیمى عربى متعلق به زمان ساخت گنبد صخره در این کتاب نظر اینجانب را تأیید میکند. کاشیکارى گنبد صخره تزیینات گنبد صخره از مفاخر هنر اسلامى، در دورهی اموى به شمار میرود. قسمتهاى بالایى در بخش رواق وسطى، به طول 240 متر مربع، همراه با گردنهی گنبد، با کاشى پوشیده شده است. مساحت این کاشیکارى 1200 متر است، که بخشهاى خارجى را نیز میپوشاند. این بخش در نهایت در آغاز دورهی عثمانى 1552م از بین رفت. و به جاى آن سرامیکهاى لعابى کار شده، که تاکنون باقیمانده و بیشتر آن به اوایل دورهی اموى باز میگردد. بلوکها، سنگها، و همچنین سبکهاى به کار رفته در کاشیکارى شبستان مسجد اموى با یکدیگر شباهت دارند. این قسمتها، از قطعات کوچک شیشهاى و سنگهاى صدفى تشکیل شده است. بعضى از آنها نیز با طلا، و بعضى دیگر با نقره، کار شده است. و شکل برّاق و جذابى را بهخود گرفتهاند. از سنگهاى طلایى رنگ براى پوشش بعضى قسمتهاى آن استفاده شده است. اغلب موضوعات کاشیکارى، داراى سبک گیاهى است. و بعضاً از موضوعات واقعى مانند درختان خرما، گلهاى زیتون، برگ درختان، خوشهی انگور و درختان صنوبر را نشان میدهد. همچنین گلها و میوههایى مانند انار و انگور نیز به تصویر کشیده شده است. این عناصر با پوشش جالبى تزیین شدهاند و از حالت اصلى خود خارج شده و به اشکال ابداعى و جالبى در آمدهاند. با اینکه، عناصر گیاهى سابقاً در تزیینات بیزانسى و ساسانى وجود داشته، اما در اینجا ماهیت دیگرى دارد که نسبت به عناصر بیزانسى و ساسانى مختلف است، و اساس و مشخصهی هنر اسلامى عربى را نشان میدهد.
زیبایى کاشیکارى گنبد صخره اولاً تنوع آن را نشان میدهد. و سبکهاى تزیینى آن تکرارى نیست. دوم اینکه داراى هماهنگى و یگانگى خاصى است. و شکى نیست که عناصر تزیینى در یکدیگر چنان تداخل یافتهاند که یک هنر منسجمى را به وجود آورده که هم از نظر خلق آثار، و هم از جهت سبک، وحدت دارد. کاشیها، داراى قوسهاى هشت ضلعى هستند که داخل آن با گیاهان تزیینى همانند، خوشههاى انگور، گلها و ساقهها، پر شدهاند. اما هر کدام با دیگرى، متفاوت است و تکرارى هم نیست. در مورد عناصر به کار رفته، که با سنگهاى کوچک تزیین شده است. قسمتهاى داخلى آن نیز با هشت ضلعى پُر شده است. گیاهان تزیینى، بر روى قوسهاى دایرهاى شکل قرار گرفته و بهصورت مستمر، در اطراف ساختمان ادامه یافته و فقط در فواصل ستونها، قطع میشوند.
گذشته از این موضوعات تجریدى، هنرمند، از موضوعات واقعى هم دور نمانده و تصاویر دستههایى از نی را ترسیم کرده، و با این کار خواسته، واقعیات را به همراه انعکاس نور، چشماندازههاى خطى و حجمى اشیاء را بیان نماید. در خصوص عناصر گیاهى یا واقعیات، باید گفت که بعضى از عناصر جدید مانند مروارید، جواهرآلات، هلال و ستارگان و سنگ مرمر، در تزیین کاشى جاى خاصى پیدا کرده، بهطورىکه زیبایى و جاذبیت گنبد را دو چندان کرده و آن را بهصورت براق و نورانى در آورده است.
تاریخ کارگذاشتن کاشیها در داخل گنبد صخره، زمان دقیق پایان یافتن کار آن را مشخص مینماید، علیرغم اصلاحاتى که مأمون عباسى بعد از آن در این مسجد انجام داده است، کاشیهاى نوشته شده بر روى یک ستون روى قوسهاى هشت ضلعى وسط، در جنوب شرقى داخل گنبد قرار داده شده و بر پشت این کاشیهاى لاجوردى، این کلمات نوشته شده است. «بسماللَّهالرّحمنالرّحیم. لااله الاّللَّه، وحده لاشریک له، محمّد رسولاللَّه، صلیاللَّه علیه و سلم. آمین) کار ساخت گنبد، از ابتداى سال 66 هـ، 685م آغاز، و در سال 72هـ،691م، به اتمام رسیده است اما در زمان مأمون، اسم عبدالملک پاک شده و به جاى آن، نام مأمون کار گذاشته شد.
اهمیت این نوشته، به همراه نوشتههاى دیگر قرآنى در این است که این نوشتهها زیباترین خط عربى به شمار میرود. و نام آن را الجلیل گذاشتهاند. به جهت سلسلهی کوههاى الجلیل که در آن حوالى وجود دارد، این نام اطلاق شده است، این نوع خط را خوشنویسان سورى، مانند ضحاکبن عجلال، و اسحاقبن حماد، در دورهی عباسى آن را رواج دادند. آنچه که میدانیم این است که ولیدبن عبدالملک، کار ساختن گنبد صخره را بعد از پدرش، به پایان برده است. احتمالاً، تنها کسى است که کار تزیین مسجد را با کاشیکارى دنبال نموده است و بدون شک، ولید دستور تزیین مسجد بزرگ را صادر نموده است و همان کار را در مسجدالرسول، و قصر المنیه، نیز انجام داده است. هنر کاشیکارى و سفال در دورهی او به اوج خود رسید. وى توانست با استفاده از کارگران و صنعتگران ماهر و زبردست، این قطعات را به دست آورد، و از هنرمندانى استفاده نمود که توانستند، مساحتى معادل دهها هزار متر مربع، کاشى را در کنار یکدیگر با ظرافت بچسبانند.
کاشیکارى مسجد بزرگ دمشق
اگر بخواهیم هنر کاشیکارى مسجد بزرگ دمشق را بشناسیم، در ابتدا باید بدانیم که اینکار، کار بزرگ و باشکوهى است. چرا که تمام سقف و دیوارهاى رواقها و داخل قوسها و بخشهاى بالایى حرم، به ارتفاع هفت متر، و حتى بعضى از قسمتهاى کف حرم نیز با کاشى پوشیده شده است. ممکن است در مورد هویت تصاویر دیوارى مسجد سؤال شود. بدون شک اینگونه موضوعات و سبکهاى هنر تصویرى در مناطق شام در دورهی قبل از اسلام نیز، رایج بوده است. قابل قبول است که کاشیکاران و هنرمندان، به ایجاد اینگونه نقشهاى تقلیدى همت ورزند. اما چیز جدیدى که در این نقشها وجود دارد احتراز از هر گونه تصویر انسانى است، به جهت منع کشیدن تصاویر آدمى در دین اسلام. علیرغم اینکه بعضى از کاخهاى اموى، با تصاویر انسانى پُر شده است. عظمت کار مسجد دمشق، صحّت گفتههاى مورخین را در مورد آن تأیید میکند. مقدسى ذکر میکند که کار ساخت آن، حدوداً نُه سال به طول انجامید. و چیزى حدود چهار صندوق، که هر کدام حدود چهارده هزار دینار طلا بوده، که جمعاً حدود پنج میلیون و ششصد هزار دینار طلا است، خرج ساختمان مسجد شده است.
نویسندگان و مورخین کاشیکارى، توضیحاتى در این مورد دادهاند. مهبلى در مورد کاشیکارى مسجد گفته قوسها، و دیوارها را تماماً تا سقفها، با بدیعترین کاشیهاى رنگى و یا طلایى، مزین شده و همچنین دیوارهاى صحن و سایر رواقهاى آن با کاشیهایى منقّش به طرحهاى طلایى پوشیده شده و روى دیوار جلویى آن، سورههایى از قرآن، روى کاشیهاى طلایى نقش بسته است. البته منبع خاصى وجود ندارد که توصیف ما را از کاشیکارى بخشهاى مختلف مسجد، کامل نماید. با این حال، ما سعى میکنیم که از خلال الواح باقیماندهی کنونى، شناخت بیشترى نسبت به موضوعات به تصویر کشیده و همچنین سبکهاى هنرى آن به دست آوریم. موضوعات این تصاویر، کاخها، بناها، پُلها، برجها، و رواقهایى است که بهوسیلهی درختان احاطه شده، و اغلب آنها در کنار رودها، و برکهها وجود دارند. در میان این موضوعات، جایى براى تصاویر انسان یا حیوان وجود ندارد و بدون شک هنرمندان در نظر داشتهاند که با این نقاشیهاى تزیینى، مکان مقدسى را تزیین نمایند و مردم براى عبادت در آنجا حضور یابند. و بدین جهت، به تصویر کشیدن صورت آدمى در این مکان مقدس، جایز نیست و تصاویر آدمیان، بیانگر دورهی جاهلیت و پرستش بتان است.
در خصوص تفسیر این موضوعات، اختلافنظر وجود دارد. یک عقیده بر این است که این تصاویر بیانگر منظرهی شهر دمشق و رودخانهی آن، رود بردى است. بعضى دیگر معتقدند که مجسمکنندهی شهر خداست یعنى مدینهی فاضله. اما مقدسى که از مورخین جغرافیا بوده و به سال 985م میزیسته، میگوید: این تصویرى از عالم است. و سخت و دشوار است که درخت یا شهرى وجود داشته، و روى دیوارها، به تصویر کشیده نشده است.
اتینگهاوزن میگوید: این تصاویر، تعبیرى از نیرو و قدرت اسلام، و تسلط آن بر چیزى بزرگتر از این عالم میباشد. واقع این است که تصویر ساختمانها، کلید شناخت شهرها، جوامع و حکومتها به شمار میرود. بعضى از کاخها که بهعنوان مرکز مطرح بودند. تحت سیطرهی خلیفه بودهاند، در اینجا لازم است تصاویر شش خلیفهاى که تصویر آنها روى دیوارهاى کوچکى منعکس شده است، ذکر نماییم. این کار در دورهی ولید به پایان رسیده است و بیانگر امپراطوریهاى روم، یونان، ایران ساسانى، چین و هند میباشد و تعبیرى است از سیطرهی خلیفه بر این مناطق.
سبک این هنر با سبک هنر ساسانى متفاوت است بلکه نوعى قلم سورى در آن به کار رفته است که مهمترین آن را در ذیل میآوریم.
1ـ رنگ کاشى به کار رفته در آن، خیلى نزدیک به رنگ کاشیهاى گنبد صخره در قدس است و رنگ طلایى زمینه و اطراف کاشى به تابلوها، ماهیتى غنى میبخشد.
2ـ این تصاویر در سه نوع چشمانداز (منظره) مشترک هستند، یکى چشمانداز خطّى که بهصورت خیلى ابتدایى کشیده شده و علیرغم سابقهی زیاد آن، بیشتر شبیه به تصاویر هندى است. سپس موضوعات دیگرى دیده میشود که بر پایهی چشماندازهاى چینى استوار گشته، که نقطهی دید آن درست پشت بیننده است و انسان تصور میکند که در داخل تابلو قرار دارد و به آن احاطه دارد، سوم چشمانداز معنوى اسلامى است که در بیشتر موضوعات، تصاویر را تزیین میکند.
3ـ سبک سایهها در این تصاویر بسیار واضح است و نورى که در لابهلاى خطوط و رنگها میتابد، آن را دگرگون میکند.
4ـ شباهتهاى زیادى بین شکل برگ درختان با رنگآمیزیهاى به دست آمده در تابلوهاى حمام، قصر مفجّر وجود دارد. برگ درختان به شیوهی علمى رنگآمیزى شده و نور و سایه در آن بهنحوى تعبیر شده همچنین دورى و نزدیکى تصاویر، طبیعت خاصى به سبک این تصاویر داده است.
کاشیکارى در قصر مفجر
قصر مفجّر که هشام، آن را در نزدیکى (اریحا) فلسطین کنونى ساخته، به جهت تزیینات کاشیکارى آن را از دیگر ساختمانها متمایز میکند و به جاى کتیبههاى رنگى در قصرالحیر غربى در اینجا از کاشیهاى حقیقى استفاده شده و با استفاده از سنگهاى مکعبى شکل رنگى و چسبانیدن آنها در کنار یکدیگر، تشکیل تصاویر رنگى زیبایى را داده است.
از مهمترین این تابلوهاى کاشیکارى شده، قطعهی بزرگى است که کفِ تالار استراحتگاه حمام بزرگ و قسمت انتهاى سالن که از کف زمین بلندتر است را میپوشاند و به این تابلو، تصاویر دیگرى نیز، متصل است. بهطورى که این اطاق بزرگ را به شکل زیبایى در آورده است. کف اطاق مربعى شکل نیز، با کاشى فرش شده است. اما طرح آن هندسىشکل و رنگى است، مشابه آنچه که روى سکوى حمام کار شده و بسیار ساده میباشد. اما این تزیینات هندسى، از جالبترین آثار اسلامى و بلکه بهصورت نمونهاى از تأثیر هنر اسلامى، بر هنر تجریدى و واقعى به شمار میرود. در این سبک نحوهی چیده شدن کاشیها به شکل منسجمى است. بهطورى که هر شکل، با دیگرى متفاوت است. اما این قطعه بزرگترین قطعهی کاشى است که تاکنون شناخته شده و در حال حاضر، شکل کامل خود را حفظ نموده است. اما تصویرى که کف زمین و زیر قوس تالار پذیرایى را تزیین میکند، یک تصویر تشبیهى زیبایى است و شامل یک درخت سیب یا نارنج، همراه با گیاهان اضافى است که در اطراف درخت قرار گرفتهاند. در سمت راست این گیاهان، شیر درندهاى به یک آهو، چنگ انداخته و در سمت چپ، دو غزال به آرامى در حال چرا هستند. این درخت واقعى، و شگفتانگیز، شاخوبرگهاى طبیعى آن، با یکدیگر تفاوت فاحشى دارند. در میان درخت، برگهایى با رنگ زرد پریده، قرار گرفته. که بهدنبال آن، برگهایى با رنگ سبز، و بعد از آن برگهاى آبیرنگ متمایل به سبز، دیده میشود. در مقابل این رنگها، میوههاى قرمز رنگ براقى وجود دارند، پیچیدگى شاخههاى درخت و ساقههاى آن خیلى طبیعى است. نکتهی قابل توجه در این امر، سبک خالصى است که تمامى عناصر بهکار رفته در آن، از هنرهاى قدیمى با عظمتى چون هنر رومى، ساسانى، و بیزانسى، جمعآورى شده است و این سبک، در دورهی امویان، به حدّ اعلاى زیبایى رسید. امویان حکّامى بودند که اولین نمونههاى معمارى و هنر اسلامى را به دست هنرمندان محلى بهوجود آوردند.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/Q5S232S
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir