زنجان
← همه اخبار

همسفر / علی اصغر ذاکری
۲ اردیبهشت ۱۳۹۲کد خبر: 31870۲
از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)
باور نمی کـنم که تویی خـم کمر شدی
من مانده ام، تو با چه کسی همسفر شدی
پرپر نزن که بند دلم پاره می شود
پرپر نزن اگرچه که بی بال و پر شدی
من را ببخش، با هـمه دریا دلی ولی
از گریه های کودک من خون جگر شدی
یک عـمر هست ماه بنی هاشمی ولی
آنقـدر ماه و خـوب که آخـر نظـر شدی
با فـرق زخم خورده و با خـون صورتت
این لحـظه ها چـقدر شبیه پدر شدی
پهلو و دست و صورت و بازوت زخمی است
مانند حال مادرمان پشت در شدی
شمشیر و تیر و نیزه و... کافی نبود که
مضروب هر چه سنگ در این دور و بـر شدی
بعد از تو من چه بی کس و بی یار می شوم
حتماً به این دلیل تو هـم چشم تر شدی
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/NAWNK66
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir