زنجان
← همه اخبار

نگاهی به هنر انقلاب اسلامی / هنر انقلاب اسلامی نباید تنها یک شعار باشد
۱۸ فروردین ۱۳۹۴کد خبر: 33501۲
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، خسروی با اشاره به اهمیت نوشتن و ادبیات در بیان واقعیتهای تاریخی هر سرزمینی گفت: متأسفانه هنر انقلاب اسلامی با آن که سالها از انقلاب میگذرد نتوانسته زبان ویژه خود را بیابد؛ زیرا بیشتر سلایق مدیریتی در آن اعمال شده است.
وی افزود: نباید هنر انقلاب اسلامی را تنها به صورت یک شعار استفاده کنیم بلکه باید پشتوانهای از شعور و فهم انقلابی در این هنر نهفته باشد.
نویسنده رمان «کمند» تصریح کرد: گرچه گاهی هنرمندان ناگزیر هستند تا برای ارتزاق به سوی اندیشه مدیران متمایل شوند و در این میان ممکن است که تفسیر یک مدیر از تعریف انقلاب اسلامی با خود انقلاب اسلامی متفاوت باشد، اما این مسئله نباید سبب شود تا اهداف انقلاب اسلامی در حوزه هنرمغفول بماند.
وی تأکید کرد: هنرمند انقلاب اسلامی نباید تنها به یک هنرمند توصیف گر و روایت گر تبدیل شود و صرفاً کارهای هنری سفارشی انجام دهد؛ چون به خلاقیت در تولید آثار هنری فاخر لطمه میزند.
خسروی خاطرنشان کرد: هرگونه انقلابی سبب دگرگونی در اجتماع و هنر و ادبیات خواهد شد و انقلاب اسلامی نیز پس از وقوع سبب دگرگونی در جامعه و به ویژه ادبیات و رشتههای مختلف هنری شد؛ اما آنچه به واقع سبب رشد هنر و ادبیات در هر جامعهای خواهد شد، وجود فضا و ساز و کار و ملزوماتی است که اجازه جوشان بودن بستر اندیشه و هنر را بدهد. ---------------------------------------------- تاثیرگذاری بانوان در ادبیات انقلاب راضی کننده نیست راضیه تجار، نویسنده، در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با اشاره به حضور پر رنگ بانوان نویسنده انقلابی در چند سال اخیر در عرصه «هنر انقلابی» گفت: بعد از انقلاب خصوصا در چند سال اخیر تعداد بانوانی که در عرصه هنر انقلابی فعالیت میکردند بسیار بیشتر شده است.
وی با اشاره به بانوانی که در عرصه ادبیات انقلابی فعالیت میکنند، افزود: نویسندههای خانمی که فعالیت ادبی میکنند به دو گروه نویسندههای جدی و نویسندههای عامه پسند تقسیم میشود. به نظر میرسد بانوانی که به عنوان نویسندههای عامه پسند مطرح هستند بسیار بیشتر از کسانی است که ادبیات جدی را دنبال میکنند. البته این مسئله تا حدی طبیعی است. ولی آن عدهای که به عنوان نویسنده ادبیات جدی فعالیت میکنند هم در سالهای بعد از انقلاب بیشتر شده است و این نقطه قوت است. خدا باوری و شهید باوری از شاخصههای مهم این ادبیات است
این نویسنده و داور چند دوره از مسابقات داستان نویسی در ادامه به بررسی ادبیات انقلاب پرداخت و گفت: ادبیات انقلاب و هم زمان با دیگر شاخه های هنر انقلاب که از نظر کیفی پیشرفت کرده است، مبانی خود را تعریف کرده و جایگاهش را تثبیت کرده است. خدا باوری و شهید باوری از شاخصههای مهم این ادبیات است که به قاطعیت میتوان گفت ادبیات انقلاب در سایه این ویژگیها به جان میافزاید. مخاطب را از نظر اخلاقی و معنوی تحت تاثیر قرار میدهد.
تجار ادامه داد: جایگاه بانوان در ادبیات انقلاب هر چند از نظر کمی قابل توجه است اما از نظر تاثیر گذاری و کیفی راضی کننده نیست.
نویسنده آثاری مانند «سفر به ریشهها» و «زن شیشهای» در خصوص عدم تاثیر گذاری بانوان نویسنده در مسیر ادبیات انقلاب توضیح داد: دلیل این تاثیرگذاری اندک این است که بانوان نویسنده از مسیر تحقیق و پژوهش دور هستند. همین عدم تحقیق و دانش کافی نویسنده موجب شده است که مفاهیمی که مورد توجه نویسنده قرار میگیرد در سطح باقی بماند. این در حالی است که نویسنده موظف است ذهن مخاطب را به لایه های عمیق و زیرین مفاهیم جلب کند. --------------------------------------- می توان تاریخ حک شده انقلاب را در قلب آثار هنری دید به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، امیر محمدخانی در توصیف جایگاه هنر در دنیای امروز گفت: آنچه امروز می توان درباره هنر مطرح کرد این است که به نحوی از اهداف انسانی خود دور شده و به سمت و سوی دیگری در حرکت است. هنر در دنیای معاصر تبدیل به عنصری شده است برای فرار از واقعیت ها؛ چرا که انسان خسته از تکنولوژی به دنبال راهی است تا زندگی ماشینی را فراموش کند. در حالی که هدف واقعی هنر بیداری و هوشیار کردن انسان و نشان دادن واقعیت های پیرامون وی به اوست.
وی در تبیین پیوند هنر و مفهوم انقلاب با اشاره به این که انقلاب حادثه ای است که بر مبنای خواست و اراده جمعی به وقوع می پیوندد، اذعان داشت: انقلاب در مقابل مفهوم کودتا قرار می گیرد؛ چرا که کودتا بر مبنای خواسته عده اندکی حادث می شود اما انقلاب یعنی اراده ملت ها. بنابراین انقلاب ها معمولا دارای مبانی عمیق فکری و عقیدتی هستند و ماندگار می شوند. برخی از انقلاب ها می توانند تا یک قرن ادامه پیدا کنند و اثرگذار باشند. مثلا انقلاب تکنولوژی که درمغرب زمین رخ داد، همچنان تاثیرات خود را بر کل کشورهای جهان می گذارد. انقلاب اسلامی ما نیز از همین نوع انقلاب هاست که البته غنی ترین مبانی فکری را با خود به همراه دارد و قابلیت ماندگاری در تاریخ را نیز خواهد داشت. هنر در هر جامعه جزو ارکان مهم آن اجتماع محسوب می شود و قطعا تاثیری که هنر بر انقلاب و انقلاب ها بر هنر دارند غیر قابل انکار است. این دو مقوله به هم پیوند خورده اند؛ چرا که بر هم اثر می گذارند.
محمدخانی با اشاره به نقش هنر در وقوع و تثبیت انقلاب اسلامی افزود: در انقلاب اسلامی هنرمندان سعی کردند با ابزار هنر، ادبیات و فرهنگ انقلاب را به شکلی زیبا و ماندگار در فضای کشور ثبت کرده و نشر دهند. اتفاقی که برای هنر و هنرمندان در دهه ابتدایی انقلاب رخ داد، شگفت انگیز است. تا جایی که می توان مدعی شد با نگاهی به هنر در آن دوران، می توان تاریخ حک شده انقلاب را در قلب آثار هنری دید و شنید. هنر در آن دوران با مردم همگام شد. البته همراهی هنرهای مختلف با مردم و جریانات انقلابی متفاوت بود. در برخی از هنرها، هنرمدان پیوند خود را با مردم بیشتر و گسترده تر کردند و در برخی از هنرها پیوند با مردم و انقلاب کمتر بود. هنر معماری ما چندان تناسبی با هنر انقلاب اسلامی ندارد
این معمار و مدرس دانشگاه در تشریح نقش امروز هنر انقلاب اسلامی گفت: به صورت کلی می توان گفت اگر رخدادهای هنری توانسته باشند، وقایع دوران انقلاب را در خود ثبت کرده و به نسل های بعد انتقال دهند، پس در خدمت انقلاب بوده اند و هم اکنون نیز اثرگذار هستند. اما آن دسته از آثار هنری که به شکل مقطعی با انقلاب همسو بودند، این قدرت را نخواهند داشت. مثلا فیلم هایی که در سال های ابتدای انقلاب یا جنگ تولید شدند، هدف شان صرفا تهییج مردم برای دوره خاص زمانی بود و به اصطلاح تاریخ مصرف داشتند. اما برخی دیگر از آثار هنری حتی امروز هم مورد استفاده قرار می گیرند و زنده کننده خاطرات جمعی افراد یک اجتماع هستند. برای مثال بسیاری از آهنگ ها، نواها و موسیقی هایی که در دوره انقلاب ساخته شدند، هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرند و شنیدن آن ها همچنان نوستالژیک و لذت بخش است. هنر انقلابی نیز مانند هر مقوله هنری دیگر زمانی می تواند به بقای خود ادامه دهد که همسو با دیدگاه های مردم و جریانات روز بوده و در کنار آن به اصل هنر متعهد و ماندگار نیز پایبند باشد.
وی در خصوص همسویی هنرمندان معمار و دیدگاههای هنر انقلاب اسلامی نیز گفت: اولا آیا به صورت کلی هنر معماری با ایده های انقلاب اسلامی همسو شده است یا نه؟ در پاسخ به این پرسش باید بگویم ما جریان های مختلفی از پیش از انقلاب در هنر معماری کشور داشته ایم. یک جریان به شدت غرب زده بود و سعی می کرد با در نظر گرفتن شاخص های معماری مدرن و حذف شاخص های فرهنگی ایرانی – اسلامی، در هنر معماری، نوعی از معماری مغرب زمین را تحویل مردم دهد. جریان دیگر جریانی بود که گروهی اندکی از معماران با آن همسو بودند؛ در این نوع از معماری، هنرمندان بومی گرا بودند. این دسته از هنرمندان سعی کردند در فضاهای آکادمیک و دانشگاهی با کمک گرفتن از معماری سنتی و بومی که برگرفته از هنر معماری اقلیمی ما بود، هنر معماری وطنی را ترویج دهند. اما جریان سوم و مهم ترین جریان، معمارانی بودند که مسئله سرمایه را سرلوحه کار خود قرار داده بودند و سعی می کردند در همه حال مزایای اقتصادی را در نظر بگیرند. گروه سوم صرفا به سودجویی فکر کرده و بُعد هنری معماری برایشان مفهومی نداشت.
حال اگر بخواهیم این سه جریان را پس از انقلاب اسلامی بررسی کنیم، باید بگوییم جریان اول که آن را جریان غرب زده نام دادیم، به صورت خود به خود تا حدی از جریان هنر معماری ما حذف شد و خود را در جریان های دانشگاهی و تحقیقاتی پنهان کرد. جریان دوم که هنر معماری بومی گرا بود، متاسفانه تقریبا از کشور ما هجرت کرد و در حال حاضر دیگر در هنر معماری ما جایگاهی ندارد. اما سومین جریان که همان جریان سودجو و مصرفی بود، همچنان به قوت خود باقی است و هنر معماری را در چنگ خود دارد.
هدف از اشاره به این جریانات آن بود که بگویم هنر معماری ما چندان تناسبی با هنر انقلاب اسلامی ندارد و پس از انقلاب نیز نتوانست خود را با این فرهنگ همسو کند. حتی متاسفانه جریان سوم یا همان جریان صرفا اقتصادی سعی کرد از جریانات انقلاب اسلامی سوء استفاده کرده و بیشتر خود را نمایان و ثروت اندوزی کند. البته در بین هنرمندان و اساتید دانشگاهی در زمینه معماری همچنان هنرمندان برجسته و متعهدی وجود دارند که به معماری، نه به دیده فنی پول ساز که به دیده هنری گرانقدر نگاه می کنند اما این نوع تفکر و این هنرمندان در کنار جریان سودجوی معماری کم رنگ و کم اثر هستند. متاسفانه جریان سوم حتی به بطن مراکر دانشگاهی نیز نفوذ کرده و این موضوعی نامطلوب و نگران کننده است.
امبر محمدخانی درباره اهمیت نقش مرکز معماری حوزه هنری توضیح داد: تنها حاکمیت است که می تواند جلوی رشد بیشتر جریان سوم را با پروبال دادن به هنرمندان واقعی عرصه معماری بگیرد. اینجاست که نقش حوزه هنری در تاسیس مرکز معماری مشخص می شود. حوزه هنری با تاسیس مرکز معماری ثابت کرد درک بسیار بالایی از این هنر به عنوان یکی از هنرهای موثر هفت گانه دارد و آن را بخشی از کارهای فنی صرف و یا مقوله ای درآمدزا نمی داند. هدف مرکز معماری در راستای اهداف حوزه هنری همین است که به نحوی مجددا صاحبان اصلی هنر معماری را به عرصه بازگرداند؛ به طوری که شاهد رشد هنر معماری به عنوان هنری اصیل و زیبا و بومی در سطح اجتماع باشیم. ---------------------------------------------- مهم ترین چالش هنر، سطحی شدن است به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، محمدحسین ملکی نویسنده و مدیر تولید خبر صداوسیمای مرکز کرمان گفت: انقلاب اسلامی یک رویداد باشکوه و بینظیر یا کمنظیر در تاریخ است. طبیعتا چنین رویدادی با همه ابعاد خود بر عناصر تمدنی جامعه که از جمله مهم ترین آن ها هنر است تاثیر خواهد داشت. هنر انقلاب اسلامی در واقع به کارگیری احساس و خیال انگیزی و ذوق پردازی هنرمند مسلمان انقلابی است که در مسیر احیا و ماندگارکردن ارزش های این انقلاب تلاش دارد. اگر هنر را معادل فضیلت هم بگیریم باز انقلاب اسلامی که برای احیای فضایل در قالب یک نظام اجتماعی متبلور شده خودش هنر بزرگ امام راحل (ره) است و هر کس هر کاری برای احیای فضایل در جامعه انجام دهد هنرمند است، شاید از همین نگاه تعبیر حضرت امام (ره) در مورد شهادت که فرمودند: شهادت، بالاترین هنر مردان خداست قابل توضیح شود.
وی افزود: مهم ترین چالش هنر، سطحی شدن است. فرقی هم نمی کند که پسوند اسلامی داشته باشد یا نه! مهارت هنری و ذوق و استعداد اگر بخواهد جلوه گری سطحی پیدا کند مشمئزکننده می شود و هر چند ممکن است به خاطر جذابیت ظاهری که دارد عده ای را هم به طور موقت به خود جذب کند اما در واقع مبتذل است و مخاطبان خود را در گام اول از مسیر دستیابی به سعادتمندی باز می دارد و در گام دوم خدای نکرده آن ها را به انحراف می کشد اما وقتی بخواهد پسوند اسلامی در کنار هنر قرار گیرد آن وقت خسارت سطحی شدنش جدی تر می شود؛ چراکه یک مفهوم بسیار عمیق و انسان ساز به نام اسلام آسیب می بیند.
مدیر تولید خبر صداوسیمای مرکز کرمان در زمینه نقش حوزه هنری در ترویج و توسعه هنر انقلاب اسلامی ادامه داد: البته به گمان من همه نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی و مجموعه هایی که پس از شکل گیری نظام جمهوری اسلامی تغییر ماهیت داده اند و اکنون بیش از سه دهه است که در چارچوب این نظام فعالیت می کنند در زمینه فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی مسئولند، اما حوزه هنری به طور خاص در این زمینه مسئولیت دارد این که رهبر معظم انقلاب اسلامی سال ها قبل در باره این نهاد فرموده اند: من به چشم یک امید شیرین به آن نگاه می کنم و از سویی دیگر فرموده اند که هیچ تفکری در قالب هنر نگنجد ماندنی نمی شود، مسئولیت حوزه هنری را در خصوص هنر انقلاب اسلامی دوچندان می کند که امیدوارم دوستان و دست اندرکاران در تحقق آن موفق باشند.
این نویسنده وظیفه هنرمندان را افزایش آگاهی های اعتقادی و دینی، مجهز شدن و تسلط بر ابزار و قالب های روزآمد انتقال پیام با همنشینی بیشتر با علمای دین، تلاش برای خودسازی و کشیدن مهار نفس و پاک کردن باطن از رذایل اخلاقی مثل غرور، حسد و شهواتی نظیر شهرت و دنیاطلبی و خودخواهی برشمرد و ادامه داد: هنر در واقع تجلی باطن هنرمند است و هر چه باطن انسان پاک تر باشد هنرش متعالی تر خواهد بود.
وی گفت: هنر در انقلاب اسلامی در واقع علاوه بر کارکردهایی که در جوامعی غیر از کشور ما برعهده دارد و برخی از آن ها عبارت اند از آگاهی بخشی، ایجاد آرامش و طمانینه، تحریک احساسات در مسیر رشد مادی و معنوی آحاد جامعه و نظیر آن، در انقلاب اسلامی رسالت های ویژه دیگری هم برعهده دارد که برخی از آن ها عبارت اند از تحکیم و ترویج روحیه استکبارستیزی، رساندن پیام های انقلاب اسلامی به گوش و چشم جهانیان، معرفی الگوهایی در سطوح مختلف برای تاسی به آن ها که این الگوها از بالاترین مرتبه آن یعنی پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام هستند تا شخصیت های برجسته صدر اسلام و تاریخ بیش از 1400 ساله آن و آن هایی که هم عصر ما هستند و قابلیت الگوشدن برای قشرهای مختلف اجتماع را دارند. --------------------------------------------------------- هر صحنه ای از انقلاب، یک تابلوی بی نظیر است کیومرث قورچیان در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با تاکید بر این که لازم است این جمله را باور داشته باشیم که هنر برتر از گوهر آمد پدید، گفت: در ادبیات کلاسیک ما، فردوسی و شعرای دیگر به صراحت عنوان هنر را به کار برده اند. اگرچه ممکن است شعاع های مختلفی از کلمه هنر را در بر بگیرد اما مهم این است که هنر شمولیتی دارد که می تواند مفاهیم مختلف از جمله انقلاب را در خودش جا بدهد.
وی اظهار داشت: اگر تعبیر ما از هنر، زیبایی باشد که فکر نمی کنم کسی در جایی از دنیا بتواند به این تعبیر اعتراضی داشته باشد؛ می توانیم مفاهیم مختلف را در قالب هنر دربیاوریم نه این که هنر را به قالب آن ها ببریم. با این توصیف، این که هنر انقلابی ما کجای این مبحث زیبایی شناسی قرار دارد و چقدر می تواند باعث رشد و تغییر شود را باید مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
این هنرمند نقاش ادامه داد: اخیرا خاطراتی را درباره انقلاب سال 57 می خواندم، مقاطعی را که به آن ها اشاره شده بود به یاد می آوردم و در بعضی از آن ها حضور داشتم. با خواندن این خاطرات احساس می کردم تک بعدی به این خاطرات نگاه شده، صرفا مسائل مادی و زمینی مطرح شده مانند سایر انقلاب هایی که در نقاط دیگر جهان رخ داده است، در حالی که انقلاب اسلامی ایران فراتر از این مسائل بود. انقلاب اسلامی ایران یک ویژگی مهم داشت که آن را از سایر انقلاب ها متمایز می کرد و آن هم ویژگی الوهیت آن بود. انقلاب اسلامی ما بر معنا، زیبایی و الوهیت استوار است و باید این مفاهیم را در هنر انقلابی متجلی کنیم.
قورچیان با اشاره به این که تمام صحنه های انقلاب ما خاص و به یاد ماندنی بود، گفت: بعضی از صحنه هایی که در این انقلاب خلق شد، هر کدام یک تابلوی بی نظیر است. در جریان انقلاب ما یک رود خروشان از شمال تا جنوب شهر جاری شد و می تواند بیانگر همان طی مسیری باشد که در سیمرغ آن را شاهدیم.
وی تاکید کرد: یکی از المان های نقاشی های من سیمرغ است. در داستان عطار که همه می دانیم پرنده ها قرار است بروند به قله برسند، در این مسیر دچار تغییر و تحولاتی می شوند؛ این مسیر می تواند بیانگر جریان یک انقلاب باشد. ---------------------------------------------- سینمای آوینی امید را به جامعه تزریق کرد پایگاه خبری حوزه هنری- حسن میلانی: سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی در تقویم رسمی کشور به روز «هنر انقلاب اسلامی» نام گذاری شده است و به راستی در وجه تسمیه این روز به این عنوان ظرافت هنرمندانهای نهفته است؛ چرا که شهید آوینی هنر واقعی را با الهام گیری از معارف اسلامی چنان توصیف کرد که هنر با فطرت و حقیقت انسانی در هماهنگی کامل قرار دارد. تلاقی نام آوینی با هنر انقلاب شاید در این باشد که او گفتمان انقلاب اسلامی را در عرصه فرهنگ و هنر جاری ساخت و بین هنر و انقلاب پل زد. این پل از یک سو به توان فکری و نظری شهید آوینی و از سوی دیگر به تخصص و اشراف وی در زمینه مباحث هنری از جمله سینما و تولید محصولات فرهنگی و هنری برمیگشت.
شهید آوینی سینما را ابزاری برای تزریق امید به جامعه میدانست. و به خاطر این که که سینما تزریق کننده امید به جامعه و ایجاد نشاط اجتماعی است، لذا میتواند شاخصی برای توسعه فرهنگی باشد. سینما شاخصی برای توسعه جوامع انسانی است و اصولا ختم به خیر شدن موضوعات فیلمها در سینما خود از این منظر است که به مخاطب امید بدهد. در جایی که فیلم رونق دارد تاخیر فرهنگی کمتر است، تعامل سیاسی بیشتر میشود و مردم از هر جهت رشدیافتهتر هستند. اگر به پیشینه آذربایجان شرقی نگاه کنیم در حوزههای مختلفی از ادبیات گرفته تا فرهنگ عمومی و مباحثی که ریشه فلسفی دارند سرآمد است؛ اما آنچه را که امروز میبینیم به عنوان وضعیت مناسب قبول نداریم و انتظار داریم استان رونق بیشتری بگیرد. ما مشکلات بسیاری از جمله در روابط اجتماعی داریم و این ناهموار بودن روابط اجتماعی ریشه در فرهنگ دارد و یکی از راههای اصلاح فرهنگ میتواند سینما باشد.
دشمنان اسلام از هنر سینما در راستای نیل به اهداف شوم خود بهره میبرند و از دیدگاه خودشان کاری ارزشی انجام داده و برای تأمین منافع ملی و امنیت خارجی خود به صورت هدفمند و سازماندهیشده تلاش میکنند. نظام سلطه (آمریکا و اسرائیل) بهوسیله ابزار سینمای هالیوود، اهداف استکباری و استعماری خود را از طریق ابزار ظریف و جوانپسند هنر به شکلی برنامهریزی شده و هدفمند به کشورهای جهان سوم و بهخصوص کشورهای اسلامی القاء میکنند و اغلب فیلمها به سفارش اسرائیل و باهدف اسلامستیزی و دینگریزی ساخته و پرداخته شده و برای مسموم کردن افکار مردم پخش میشوند. اغلب ارزشهایی که افکار بشر آنها را تأیید میکند، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و مطلوب عموم مردم جهان میشود و اکثر کارگردانان و فیلم سازان ایرانی با فیلمهای ارزشی که خمیرمایه و محتوای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس دارند، توفیق یافته و مطرح شدهاند؛ لذا جهان استکبار واقف است که انقلاب اسلامی ایران تحولی عظیم در منطقه و کشورهای آزادیخواه ایجاد کرده و معادلات ابرقدرتهای جهانی را برهم زده و ابهت آنان را در چشم جوامع از بین برده است. ------------------------------------------------------------ عیب مبین تا هنر آری به دست پایگاه خبری حوزه هنری- علی آقایاری: « تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمیآید. باید در جستوجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس به راستی طالبش باشد، آن را خواهدیافت و در نزد خویش نیز خواهدیافت... . سید مرتضی آوینی در حالی این عبارات را بیان می کند که خود در جست و جوی حقیقت برای رسیدن به دانایی شربت شهادت به سر کشید.
سید شهیدان اهل قلم را پیش از آن که روایتگر روایت فتح بدانیم باید او را راوی اندیشه ای بدانیم که از خود بر جای گذاشت و آن چیزی نیست جز اندیشه هنری شهید سید مرتضی آوینی.
هم او در تبیین معنای هنر می نویسد: «در زبان ما، هرگز هنر به معنایی که این روزها مصطلح است، به کار نمی رفته است. ارباب هنر، ارباب کمال بوده اند...؛ حال آن که هنر در معنای اصطلاحی آن، نه به مفهوم کمال و فضیلت، بلکه به مجموعه مساعی خاصی اطلاق می گردد که توسط جماعت هنرمندان و منتزع از سایر مظاهر حقیقت در حیات بنی آدم انجام می شود. قدما هنر را به همین مفهوم به کار می برده اند و اگر می گفته اند «عیب مبین تا هنر آری به دست» هنر را مفهومی در مقابل عیب و به معنای کمال و فضیلت اعتبار می کرده اند. مفهوم اصطلاحی هنر، در این قرن اخیر باب شده است.»
با وقوع انقلاب اسلامی هنر در مفهومی جدید قد علم می کند که قبل از آن در مفاهیم ارزشی و دینی در دوره رضاشاهی جایگاهی نداشت. با انقلاب اسلامی ایران مفاهیمی چون دفاع از ارزش ها، دفاع از حق مظلوم، و توجه به ارزش های ایجاد شده در دوران هشت سال دفاع مقدس نقش کلیدی در هنر بعد از انقلاب داشته و دارند. کسی که بیش از سایرین این مفاهیم را در قالب و زبان هنر جاری و ساری نمود سید مرتضی آوینی بود. در اثر تلاش ها و مجاهدت های این سید شهید بود که الان شاهد این هستیم که هنرمندان بسیاری با داشتن روحیه انقلابی به خلق آثار هنری مرتبط با مضامین دینی و انقلابی می پردازند.
هنرمندان به رسالت ذاتی خود که همان انتقال مفاهیم انسانی به نوع بشر است، به خوبی عمل می نمایند و ذات خود را با حقیقت عالم وجود و با روح کلی عالم پیوند زده اند؛ طبق باور شهید آوینی که انسان در فطرت خویش دارای شعور باطنی نسبت به حقیقت عالم است که ما آن را شعور باطن می خوانیم. این شعور باطن، دارای پیوندی بی واسطه و مستقیم با حقیقت کلی عالم است و از آن جا که حقیقت عالم وجودْ مطلق کمال و جمال است، انسان دارای شعور فطری نسبت به کمالات و فضایل و زیبایی هاست.
این اندیشه متعالی آوینی است که وی را در روز بیستم فروردین ماه سال 1372 به فکه کشاند تا فیلم مستند «شهری در آسمان» را روایت کند و در همان جا نیز با اصابت ترکش مین در زمین مانده از دوران هشت سال دفاع مقدس به درجه رفیع شهادت نائل آمد و همان روز نیز در تقویم رسمی کشور به روز « هنر انقلاب اسلامی» نام گذاری شد. ----------------------------------------------------- موسیقی انقلابی؛ صدای ملت پایگاه خبری حوزه هنری: موسیقی از زمان تولد تاکنون حکم زبان ملت ها و قومیت ها را داشته است. چنانچه برخی کشورها و ملت ها را می توان از نوع موسیقی، آواها و آوازهایشان تشخیص داد. موسیقی به نوعی شناسنامه فرهنگی و هنری کشورها محسوب می شود. همواره موسیقی زبان ملل مختلف بوده و حتی هر کشوری مانند پرچم مخصوص، سرود ملی مخصوص خود را نیز دارد که نشانگر اهمیت این هنر پر قدمت در میان جوامع است. اگر نگاهی به تاریخ داشته باشیم، میبینیم هم زمان با تحولات هر کشوری هنر و به خصوص موسیقی آن کشور به شدت تحتتاثیر قرار گرفته است. این موضوع نشان میدهد این هنر بیش از سایر هنرها تحت تاثیر شرایط هر جامعه قرار میگیرد. نمونههای کوچک آن را هم بسیار دیدهایم؛ مثلا وقتی زلزله یکی از شهرهای کشورمان را دچار آسیبهای جدی میکند برای وحدت مردم و ایجاد حس همدلی میان آن ها یک قطعه موسیقی تولید شده و از رسانهها پخش میشود. همین یک قطعه موسیقی مردم را تهییج و بسیج میکند تا طی یک قانون نانوشته و کاملا اخلاقی و انسانی تلاششان را برای کمک به هموطنانشان انجام دهند. این رخداد در ابعاد گستردهای در کشور ما تجربه شده است. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی ایران، موسیقی نقش پررنگی داشته و سرودهایی که آن زمان خوانده میشدند، هنوز هم در ذهن مردم زنده هستند. موسیقی اصیل ایرانی همواره در کنار مردم و ملت بوده و به فرهنگ و هنجارهای جامعه توجه کرده است. این موسیقی در جریان انقلاب اسلامی و پس از آن نیز در کنار مردم ایستاد و یاری رسان آنان بود. انقلاب اسلامی پیش و بیش از هر چیز درون موسیقی دانان و شعرا رخ داد تا آتش درون جامعه به شکل شعر و موسیقی در بطن تحولات اجتماعی شکوفا شود. این جریان ادامه پیدا کرد تا آن که در انقلاب اسلامی 57 موسیقی زبان اعتراض مردم شد تا رفتار حاکمان را به نقد بکشند و از ورای واژه ها و نت ها پیامی را به مردم برسانند که در قلب آن ها نفوذ کرده و ماندگار شود.
تاثیر موسیقی بر انقلاب اسلامی
پیروز ارجمند، مدیر سابق مرکز موسیقی حوزه هنری و آهنگ ساز، انقلاب اسلامی را نجات موسیقی ایران میداند و تاکید میکند این واقعه بزرگ موسیقی را از انحطاط نجات داد. او در توضیح گفتههایش موسیقی ایرانی را از زمان صفویان مرور میکند و به امروز میرسد. این آهنگ ساز توضیح میدهد: «نشانههای ورود موسیقی غرب به موسیقی ایران از دوره صفویه دیده میشود و این روند در دوره قاجاریه به اوج میرسد. میشود گفت ما از این دوران موسیقیدانان درباری و درباریان موسیقیدان داریم که در دربارهای قاجاری خصوصا ناصرالدین شاه بودند و میشود گفت این روند تقریبا ادامه پیدا میکند و با ورود مستشاران، موسیقی نظامی هم از این دوره شکل میگیرد و دارالفنون و مدرسه موسیقی تاسیس میشود. همچنین در این دوران با موسیقی مشروطیت هم روبهرو هستیم، در این دوران موسیقیهایی مینوشتند که میتوان گفت موجب شکلگیری اولین گونه موسیقی حماسی در این دوره تاریخی شده است. در دوره پهلوی بیشتر گرایش ایران به سمت موسیقی پاپ میرود تا حدی که موسیقیدانان اصیل دغدغه از میان رفتن موسیقی سنتی را داشتهاند. تلاش کسانی چون آقای پیرنیا در این دوران به این سمت و سو بود که موسیقی ایران از بین نرود. اما فراگیری و حضور بیمنازع یا درواقع تبدیل به موسیقی پاپ آن هم از نوع غربی و بعدها از نوع کوچه بازاری در موسیقی ایران قبل از انقلاب به گونهای بوده که همه موسیقیدانان سنتی و هنری نگران از بین رفتن کامل موسیقی بودند.» ارجمند درباره موسیقی در سالهای آغاز پیروزی انقلاب اسلامی میگوید: «پس از انقلاب و در سالهای اولیه انقلاب ما شاهد نوعی موسیقی حماسی و انقلابی هستیم که میتوان گفت دومین دوره تاریخی پس از اسلام است. در واقع دوره اول مشروطه و مشروطهخواهی است و دوره دوم در اوان انقلاب اسلامی. مهمترین دستاورد انقلاب از نظر من همین است که موسیقی کاملا ملی میشود و ما در عرصه سرود هم در آثار کرال، آثار شایسته و قابل توجهی داریم. موسیقی همچنین در اتحاد مردمی آن دوران نیز نقش بسزایی ایفا کرد.» علیرضا میرعلینقی یکی از پژوهشگران برجسته موسیقی ایرانی هم که تاکنون فعالیتهای زیادی در این عرصه داشته است، درباره تاثیرات موسیقی بر انقلاب اسلامی ایران میگوید: «نقلقول معروفی در حوزه هنر کلاسیک است که درباره تاثیرپذیری هنر موسیقی از تحولات اجتماعی سخن میگوید. بنابراین قول، موسیقی، دیرتر از هر هنری از تلاطمها و حرکتها و جریانهای نوبنیاد تفکر و هنر در اجتماع تاثیر میگیرد و آن را بازتاب میدهد امابسیاری با کمی تردید و تأمل اعتراف کردهاند این سخن درباره آنچه در انقلاب سال 1357 ایران و موسیقیهای برآمده از آن گذشته، مصداقی ندارد و نباید انقلاب ایران و حرکت موسیقایی آن را با هیچ انقلاب دیگری در دنیا مقایسه کرد.» این کارشناس موسیقی اظهار میکند: «به نظر من میتوان پای از این حدود نیز فراتر گذاشت و با جرئت و اطمینان گفت تاثیرپذیری و تاثیرگذاری موسیقی در ایران سال 1357 به طور هم زمان و موازی بوده و دوشادوش انقلاب و حتی گاهی جلوتر از هنرهایی مثل سینما و نقاشی عمل کرده است. سینما و نقاشی انقلابی عملا دیرتر از موسیقی انقلابی پای در عرصه جامعه ایران پس از 1357 گذاشتند.» حسام الدین سراج، خواننده موسیقی سنتی هم درباره تاثیر موسیقی و نقش آن در انقلاب اسلامی میگوید: «موسیقی انقلابی در حقیقت قبل و بعد از انقلاب هر دو باهم بود و کارهای بسیار قوی در آن زمان انجام شد که فکر نمیکنم دیگر در تاریخ موسیقی ایران تکرار شود. مگر یک انقلاب دیگری با آن عظمت اتفاق بیفتد که آن نوع موسیقی و آن نوع از شعر بتواند خودنمایی و جلوه کند.
موسیقی انقلابی پس از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، شعر و موسیقی آیینی در جریان جدیدی قرار گرفت. مهم ترین تأثیرانقلاب برشعر و موسیقی که برخاسته از تعمیق اندیشه های مذهبی شاعران بود، تغییر و تحول محتوایی اشعار و آهنگ ها بود. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، شعر و موسیقی انقلابی وارد حیطه جدیدی شد که در ابتدا شکلی شعاری و شاید شتابزده داشت، اما در گذر ایام به نوعی از موسیقی فاخر ایرانی تبدیل شد.
این نوع موسیقی در ابتدا شکلی شبیه مارش نظامی و بی کلام داشت اما در گذر ایام موسیقی دفاع مقدس مزین به اشعار زیبا و سرودهای انقلابی و حتی نوحه هایی مرتبط با این گونه موسیقیایی شد. به دلیل ممنوعیت موسیقی پاپ در آن دوران، سایر گونه های موسیقی مانند نواهای محلی و بومی به شکلی پررنگ تولید و شنیده می شدند. همچنین معمولا به دلیل ماهیت جنگ، موسیقی کلاسیک بیشتر تولید می شد و خواننده هایی نظیر اسفندیار قرهباغی و رشید وطندوست جزو پرکارترین خواننده های آن دوران محسوب می شدند. همچنین محمد گلریز نیز یکی دیگر از خواننده هایی بود که آثاری با ساختار سنتی و ارکسترال ایرانی را اجرا می کرد.
دکتر ایرج نعیمانی استاد هنر درباره موسیقی دفاع مقدس این چنین می گوید: «در دوران دفاع مقدس به دلیل حضور و شهود خلوص و ایمان موسیقی تاثیرگذاری داشتیم که با همت هنرمندانی خلق میشد که به دلایل ایمانی و اعتقادی پا به میدان گذاشته بودند. این موسیقی به آنچه میخواهیم بسیار نزدیک بود و بر اساس خودباوری شخصی شکل گرفته بود. »
موسیقی انقلابی در دوران امروز
مطمئنا تولید سرودها، آهنگ ها و اشعار انقلابی و در کل موسیقی انقلاب اسلامی در دوران پیش و پس از انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس روندی بسیار فعالانه و پر ثمر داشته اما آیا اکنون که سی و اندی سال از پیروزی انقلاب اسلامی و بیست و شش سال از دوران دفاع مقدس می گذرد، باید این نوع موسیقی به دست فراموشی سپرده شود؟ و آیا در حال حاضر موسیقی انقلابی در میان هنرمندان جایگاه واقعی خود را دارد؟
محمد گلریز در این باره می گوید: «هنر در خدمت اهداف انقلاب قرار گرفته اما متاسفانه در حال حاضر خیلی کم رنگ شده و مسئولان فرهنگی کمتر به استفاده از ظرفیت ها می پردازند و این گونه شاهد هستیم اتفاقاتی که امروزه در عرصه موسیقی رخ می دهد مانند جشنواره موسیقی فجر با این روال که به مدت ده شب در سالن های مختلف برنامه هایی اجرا می شود اصلا سخنی از موسیقی انقلاب به میان نمی آید و کنسرتی در این رابطه برگزار نمی شود. چنین پرسشی را باید از مسئولان فرهنگی ارشاد یا دیگر مسئولان فرهنگی پرسید. در شرایطی که مرکز سرود و آهنگ های انقلابی داریم، چرا هیچ اثری از انقلاب و موسیقی آن دیده نمی شود. همه مردم ما عاشق انقلاب بودند، با همین شعارها، سرودها و مشت های گره کرده فداکاری های بسیاری انجام دادند و با همین ملودی های انقلابی راهپیمایی شان را برای پیروزی انقلاب ادامه می دادند. در شرایطی که در مقابل هجمه شدیدی از طرف غرب و آمریکا قرار داریم و امکان دارد گوش جوان هایمان تحت تاثیر قرار بگیرد، ما باید آثاری ماندگار تولید کنیم به نحوی که جوان های ما بتوانند این موسیقی ها را گوش دهند و فکرشان به سمت موسیقی مبتذل غرب حرکت نکند. ما همیشه برای انجام وظیفه در این مسیر، آماده ایم تا بتوانیم در راه موسیقی و هنر ارزشی مان فعالیت کنیم، اما مسئولان باید هنرمندان را حمایت کنند؛ زیرا هنگامی که حمایتی در کار نباشد، کاری از دستمان برنمی آید. در این زمینه باید سرمایه گذاری صورت بگیرد تا در نهایت بستر لازم فراهم شود و حمایت های مالی و معنوی مسئولان فرهنگی در عرصه های مختلف نمود پیدا کند. با همه این حرف ها موسیقی انقلاب اسلامی که برخاسته از قلب هنرمندان بود همچنان زنده و سیال است و در بین مردم جایگاهی ارزشمند دارد.»
همچنین وحید جلیلی مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی درباره موسیقی انقلابی در دوران امروز می گوید: «قاعدتا نمیشود ادعا کرد که به همان کثرتی که در اوایل انقلاب اسلامی ما به موسیقی انقلابی رسیدهایم ادامه پیدا کرده ولی خوشبختانه میشود گفت که نابود هم نشده و همچنان در طول این دههها تک جرقههایی را داشتهایم که چراغ موسیقی انقلابی را روشن نگهداشته است؛ با همان ویژگیهای مردمی بودن و فراگیر بودن و معنوی بودن و البته همان طور که گفتم نه به آن کثرت و این نشان ریشه در آب بودن است و اگر شرایط بهتری شکل بگیرد موسیقی انقلاب امکان دوباره جوانهزدن و رسیدن به همان اوج دوران انقلاب را خواهد داشت.»
نویسنده رمان «کمند» تصریح کرد: گرچه گاهی هنرمندان ناگزیر هستند تا برای ارتزاق به سوی اندیشه مدیران متمایل شوند و در این میان ممکن است که تفسیر یک مدیر از تعریف انقلاب اسلامی با خود انقلاب اسلامی متفاوت باشد، اما این مسئله نباید سبب شود تا اهداف انقلاب اسلامی در حوزه هنرمغفول بماند.
وی تأکید کرد: هنرمند انقلاب اسلامی نباید تنها به یک هنرمند توصیف گر و روایت گر تبدیل شود و صرفاً کارهای هنری سفارشی انجام دهد؛ چون به خلاقیت در تولید آثار هنری فاخر لطمه میزند.
خسروی خاطرنشان کرد: هرگونه انقلابی سبب دگرگونی در اجتماع و هنر و ادبیات خواهد شد و انقلاب اسلامی نیز پس از وقوع سبب دگرگونی در جامعه و به ویژه ادبیات و رشتههای مختلف هنری شد؛ اما آنچه به واقع سبب رشد هنر و ادبیات در هر جامعهای خواهد شد، وجود فضا و ساز و کار و ملزوماتی است که اجازه جوشان بودن بستر اندیشه و هنر را بدهد. ---------------------------------------------- تاثیرگذاری بانوان در ادبیات انقلاب راضی کننده نیست راضیه تجار، نویسنده، در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با اشاره به حضور پر رنگ بانوان نویسنده انقلابی در چند سال اخیر در عرصه «هنر انقلابی» گفت: بعد از انقلاب خصوصا در چند سال اخیر تعداد بانوانی که در عرصه هنر انقلابی فعالیت میکردند بسیار بیشتر شده است.
وی با اشاره به بانوانی که در عرصه ادبیات انقلابی فعالیت میکنند، افزود: نویسندههای خانمی که فعالیت ادبی میکنند به دو گروه نویسندههای جدی و نویسندههای عامه پسند تقسیم میشود. به نظر میرسد بانوانی که به عنوان نویسندههای عامه پسند مطرح هستند بسیار بیشتر از کسانی است که ادبیات جدی را دنبال میکنند. البته این مسئله تا حدی طبیعی است. ولی آن عدهای که به عنوان نویسنده ادبیات جدی فعالیت میکنند هم در سالهای بعد از انقلاب بیشتر شده است و این نقطه قوت است. خدا باوری و شهید باوری از شاخصههای مهم این ادبیات است
این نویسنده و داور چند دوره از مسابقات داستان نویسی در ادامه به بررسی ادبیات انقلاب پرداخت و گفت: ادبیات انقلاب و هم زمان با دیگر شاخه های هنر انقلاب که از نظر کیفی پیشرفت کرده است، مبانی خود را تعریف کرده و جایگاهش را تثبیت کرده است. خدا باوری و شهید باوری از شاخصههای مهم این ادبیات است که به قاطعیت میتوان گفت ادبیات انقلاب در سایه این ویژگیها به جان میافزاید. مخاطب را از نظر اخلاقی و معنوی تحت تاثیر قرار میدهد.
تجار ادامه داد: جایگاه بانوان در ادبیات انقلاب هر چند از نظر کمی قابل توجه است اما از نظر تاثیر گذاری و کیفی راضی کننده نیست.
نویسنده آثاری مانند «سفر به ریشهها» و «زن شیشهای» در خصوص عدم تاثیر گذاری بانوان نویسنده در مسیر ادبیات انقلاب توضیح داد: دلیل این تاثیرگذاری اندک این است که بانوان نویسنده از مسیر تحقیق و پژوهش دور هستند. همین عدم تحقیق و دانش کافی نویسنده موجب شده است که مفاهیمی که مورد توجه نویسنده قرار میگیرد در سطح باقی بماند. این در حالی است که نویسنده موظف است ذهن مخاطب را به لایه های عمیق و زیرین مفاهیم جلب کند. --------------------------------------- می توان تاریخ حک شده انقلاب را در قلب آثار هنری دید به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، امیر محمدخانی در توصیف جایگاه هنر در دنیای امروز گفت: آنچه امروز می توان درباره هنر مطرح کرد این است که به نحوی از اهداف انسانی خود دور شده و به سمت و سوی دیگری در حرکت است. هنر در دنیای معاصر تبدیل به عنصری شده است برای فرار از واقعیت ها؛ چرا که انسان خسته از تکنولوژی به دنبال راهی است تا زندگی ماشینی را فراموش کند. در حالی که هدف واقعی هنر بیداری و هوشیار کردن انسان و نشان دادن واقعیت های پیرامون وی به اوست.
وی در تبیین پیوند هنر و مفهوم انقلاب با اشاره به این که انقلاب حادثه ای است که بر مبنای خواست و اراده جمعی به وقوع می پیوندد، اذعان داشت: انقلاب در مقابل مفهوم کودتا قرار می گیرد؛ چرا که کودتا بر مبنای خواسته عده اندکی حادث می شود اما انقلاب یعنی اراده ملت ها. بنابراین انقلاب ها معمولا دارای مبانی عمیق فکری و عقیدتی هستند و ماندگار می شوند. برخی از انقلاب ها می توانند تا یک قرن ادامه پیدا کنند و اثرگذار باشند. مثلا انقلاب تکنولوژی که درمغرب زمین رخ داد، همچنان تاثیرات خود را بر کل کشورهای جهان می گذارد. انقلاب اسلامی ما نیز از همین نوع انقلاب هاست که البته غنی ترین مبانی فکری را با خود به همراه دارد و قابلیت ماندگاری در تاریخ را نیز خواهد داشت. هنر در هر جامعه جزو ارکان مهم آن اجتماع محسوب می شود و قطعا تاثیری که هنر بر انقلاب و انقلاب ها بر هنر دارند غیر قابل انکار است. این دو مقوله به هم پیوند خورده اند؛ چرا که بر هم اثر می گذارند.
محمدخانی با اشاره به نقش هنر در وقوع و تثبیت انقلاب اسلامی افزود: در انقلاب اسلامی هنرمندان سعی کردند با ابزار هنر، ادبیات و فرهنگ انقلاب را به شکلی زیبا و ماندگار در فضای کشور ثبت کرده و نشر دهند. اتفاقی که برای هنر و هنرمندان در دهه ابتدایی انقلاب رخ داد، شگفت انگیز است. تا جایی که می توان مدعی شد با نگاهی به هنر در آن دوران، می توان تاریخ حک شده انقلاب را در قلب آثار هنری دید و شنید. هنر در آن دوران با مردم همگام شد. البته همراهی هنرهای مختلف با مردم و جریانات انقلابی متفاوت بود. در برخی از هنرها، هنرمدان پیوند خود را با مردم بیشتر و گسترده تر کردند و در برخی از هنرها پیوند با مردم و انقلاب کمتر بود. هنر معماری ما چندان تناسبی با هنر انقلاب اسلامی ندارد
این معمار و مدرس دانشگاه در تشریح نقش امروز هنر انقلاب اسلامی گفت: به صورت کلی می توان گفت اگر رخدادهای هنری توانسته باشند، وقایع دوران انقلاب را در خود ثبت کرده و به نسل های بعد انتقال دهند، پس در خدمت انقلاب بوده اند و هم اکنون نیز اثرگذار هستند. اما آن دسته از آثار هنری که به شکل مقطعی با انقلاب همسو بودند، این قدرت را نخواهند داشت. مثلا فیلم هایی که در سال های ابتدای انقلاب یا جنگ تولید شدند، هدف شان صرفا تهییج مردم برای دوره خاص زمانی بود و به اصطلاح تاریخ مصرف داشتند. اما برخی دیگر از آثار هنری حتی امروز هم مورد استفاده قرار می گیرند و زنده کننده خاطرات جمعی افراد یک اجتماع هستند. برای مثال بسیاری از آهنگ ها، نواها و موسیقی هایی که در دوره انقلاب ساخته شدند، هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرند و شنیدن آن ها همچنان نوستالژیک و لذت بخش است. هنر انقلابی نیز مانند هر مقوله هنری دیگر زمانی می تواند به بقای خود ادامه دهد که همسو با دیدگاه های مردم و جریانات روز بوده و در کنار آن به اصل هنر متعهد و ماندگار نیز پایبند باشد.
وی در خصوص همسویی هنرمندان معمار و دیدگاههای هنر انقلاب اسلامی نیز گفت: اولا آیا به صورت کلی هنر معماری با ایده های انقلاب اسلامی همسو شده است یا نه؟ در پاسخ به این پرسش باید بگویم ما جریان های مختلفی از پیش از انقلاب در هنر معماری کشور داشته ایم. یک جریان به شدت غرب زده بود و سعی می کرد با در نظر گرفتن شاخص های معماری مدرن و حذف شاخص های فرهنگی ایرانی – اسلامی، در هنر معماری، نوعی از معماری مغرب زمین را تحویل مردم دهد. جریان دیگر جریانی بود که گروهی اندکی از معماران با آن همسو بودند؛ در این نوع از معماری، هنرمندان بومی گرا بودند. این دسته از هنرمندان سعی کردند در فضاهای آکادمیک و دانشگاهی با کمک گرفتن از معماری سنتی و بومی که برگرفته از هنر معماری اقلیمی ما بود، هنر معماری وطنی را ترویج دهند. اما جریان سوم و مهم ترین جریان، معمارانی بودند که مسئله سرمایه را سرلوحه کار خود قرار داده بودند و سعی می کردند در همه حال مزایای اقتصادی را در نظر بگیرند. گروه سوم صرفا به سودجویی فکر کرده و بُعد هنری معماری برایشان مفهومی نداشت.
حال اگر بخواهیم این سه جریان را پس از انقلاب اسلامی بررسی کنیم، باید بگوییم جریان اول که آن را جریان غرب زده نام دادیم، به صورت خود به خود تا حدی از جریان هنر معماری ما حذف شد و خود را در جریان های دانشگاهی و تحقیقاتی پنهان کرد. جریان دوم که هنر معماری بومی گرا بود، متاسفانه تقریبا از کشور ما هجرت کرد و در حال حاضر دیگر در هنر معماری ما جایگاهی ندارد. اما سومین جریان که همان جریان سودجو و مصرفی بود، همچنان به قوت خود باقی است و هنر معماری را در چنگ خود دارد.
هدف از اشاره به این جریانات آن بود که بگویم هنر معماری ما چندان تناسبی با هنر انقلاب اسلامی ندارد و پس از انقلاب نیز نتوانست خود را با این فرهنگ همسو کند. حتی متاسفانه جریان سوم یا همان جریان صرفا اقتصادی سعی کرد از جریانات انقلاب اسلامی سوء استفاده کرده و بیشتر خود را نمایان و ثروت اندوزی کند. البته در بین هنرمندان و اساتید دانشگاهی در زمینه معماری همچنان هنرمندان برجسته و متعهدی وجود دارند که به معماری، نه به دیده فنی پول ساز که به دیده هنری گرانقدر نگاه می کنند اما این نوع تفکر و این هنرمندان در کنار جریان سودجوی معماری کم رنگ و کم اثر هستند. متاسفانه جریان سوم حتی به بطن مراکر دانشگاهی نیز نفوذ کرده و این موضوعی نامطلوب و نگران کننده است.
امبر محمدخانی درباره اهمیت نقش مرکز معماری حوزه هنری توضیح داد: تنها حاکمیت است که می تواند جلوی رشد بیشتر جریان سوم را با پروبال دادن به هنرمندان واقعی عرصه معماری بگیرد. اینجاست که نقش حوزه هنری در تاسیس مرکز معماری مشخص می شود. حوزه هنری با تاسیس مرکز معماری ثابت کرد درک بسیار بالایی از این هنر به عنوان یکی از هنرهای موثر هفت گانه دارد و آن را بخشی از کارهای فنی صرف و یا مقوله ای درآمدزا نمی داند. هدف مرکز معماری در راستای اهداف حوزه هنری همین است که به نحوی مجددا صاحبان اصلی هنر معماری را به عرصه بازگرداند؛ به طوری که شاهد رشد هنر معماری به عنوان هنری اصیل و زیبا و بومی در سطح اجتماع باشیم. ---------------------------------------------- مهم ترین چالش هنر، سطحی شدن است به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، محمدحسین ملکی نویسنده و مدیر تولید خبر صداوسیمای مرکز کرمان گفت: انقلاب اسلامی یک رویداد باشکوه و بینظیر یا کمنظیر در تاریخ است. طبیعتا چنین رویدادی با همه ابعاد خود بر عناصر تمدنی جامعه که از جمله مهم ترین آن ها هنر است تاثیر خواهد داشت. هنر انقلاب اسلامی در واقع به کارگیری احساس و خیال انگیزی و ذوق پردازی هنرمند مسلمان انقلابی است که در مسیر احیا و ماندگارکردن ارزش های این انقلاب تلاش دارد. اگر هنر را معادل فضیلت هم بگیریم باز انقلاب اسلامی که برای احیای فضایل در قالب یک نظام اجتماعی متبلور شده خودش هنر بزرگ امام راحل (ره) است و هر کس هر کاری برای احیای فضایل در جامعه انجام دهد هنرمند است، شاید از همین نگاه تعبیر حضرت امام (ره) در مورد شهادت که فرمودند: شهادت، بالاترین هنر مردان خداست قابل توضیح شود.
وی افزود: مهم ترین چالش هنر، سطحی شدن است. فرقی هم نمی کند که پسوند اسلامی داشته باشد یا نه! مهارت هنری و ذوق و استعداد اگر بخواهد جلوه گری سطحی پیدا کند مشمئزکننده می شود و هر چند ممکن است به خاطر جذابیت ظاهری که دارد عده ای را هم به طور موقت به خود جذب کند اما در واقع مبتذل است و مخاطبان خود را در گام اول از مسیر دستیابی به سعادتمندی باز می دارد و در گام دوم خدای نکرده آن ها را به انحراف می کشد اما وقتی بخواهد پسوند اسلامی در کنار هنر قرار گیرد آن وقت خسارت سطحی شدنش جدی تر می شود؛ چراکه یک مفهوم بسیار عمیق و انسان ساز به نام اسلام آسیب می بیند.
مدیر تولید خبر صداوسیمای مرکز کرمان در زمینه نقش حوزه هنری در ترویج و توسعه هنر انقلاب اسلامی ادامه داد: البته به گمان من همه نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی و مجموعه هایی که پس از شکل گیری نظام جمهوری اسلامی تغییر ماهیت داده اند و اکنون بیش از سه دهه است که در چارچوب این نظام فعالیت می کنند در زمینه فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی مسئولند، اما حوزه هنری به طور خاص در این زمینه مسئولیت دارد این که رهبر معظم انقلاب اسلامی سال ها قبل در باره این نهاد فرموده اند: من به چشم یک امید شیرین به آن نگاه می کنم و از سویی دیگر فرموده اند که هیچ تفکری در قالب هنر نگنجد ماندنی نمی شود، مسئولیت حوزه هنری را در خصوص هنر انقلاب اسلامی دوچندان می کند که امیدوارم دوستان و دست اندرکاران در تحقق آن موفق باشند.
این نویسنده وظیفه هنرمندان را افزایش آگاهی های اعتقادی و دینی، مجهز شدن و تسلط بر ابزار و قالب های روزآمد انتقال پیام با همنشینی بیشتر با علمای دین، تلاش برای خودسازی و کشیدن مهار نفس و پاک کردن باطن از رذایل اخلاقی مثل غرور، حسد و شهواتی نظیر شهرت و دنیاطلبی و خودخواهی برشمرد و ادامه داد: هنر در واقع تجلی باطن هنرمند است و هر چه باطن انسان پاک تر باشد هنرش متعالی تر خواهد بود.
وی گفت: هنر در انقلاب اسلامی در واقع علاوه بر کارکردهایی که در جوامعی غیر از کشور ما برعهده دارد و برخی از آن ها عبارت اند از آگاهی بخشی، ایجاد آرامش و طمانینه، تحریک احساسات در مسیر رشد مادی و معنوی آحاد جامعه و نظیر آن، در انقلاب اسلامی رسالت های ویژه دیگری هم برعهده دارد که برخی از آن ها عبارت اند از تحکیم و ترویج روحیه استکبارستیزی، رساندن پیام های انقلاب اسلامی به گوش و چشم جهانیان، معرفی الگوهایی در سطوح مختلف برای تاسی به آن ها که این الگوها از بالاترین مرتبه آن یعنی پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام هستند تا شخصیت های برجسته صدر اسلام و تاریخ بیش از 1400 ساله آن و آن هایی که هم عصر ما هستند و قابلیت الگوشدن برای قشرهای مختلف اجتماع را دارند. --------------------------------------------------------- هر صحنه ای از انقلاب، یک تابلوی بی نظیر است کیومرث قورچیان در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با تاکید بر این که لازم است این جمله را باور داشته باشیم که هنر برتر از گوهر آمد پدید، گفت: در ادبیات کلاسیک ما، فردوسی و شعرای دیگر به صراحت عنوان هنر را به کار برده اند. اگرچه ممکن است شعاع های مختلفی از کلمه هنر را در بر بگیرد اما مهم این است که هنر شمولیتی دارد که می تواند مفاهیم مختلف از جمله انقلاب را در خودش جا بدهد.
وی اظهار داشت: اگر تعبیر ما از هنر، زیبایی باشد که فکر نمی کنم کسی در جایی از دنیا بتواند به این تعبیر اعتراضی داشته باشد؛ می توانیم مفاهیم مختلف را در قالب هنر دربیاوریم نه این که هنر را به قالب آن ها ببریم. با این توصیف، این که هنر انقلابی ما کجای این مبحث زیبایی شناسی قرار دارد و چقدر می تواند باعث رشد و تغییر شود را باید مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
این هنرمند نقاش ادامه داد: اخیرا خاطراتی را درباره انقلاب سال 57 می خواندم، مقاطعی را که به آن ها اشاره شده بود به یاد می آوردم و در بعضی از آن ها حضور داشتم. با خواندن این خاطرات احساس می کردم تک بعدی به این خاطرات نگاه شده، صرفا مسائل مادی و زمینی مطرح شده مانند سایر انقلاب هایی که در نقاط دیگر جهان رخ داده است، در حالی که انقلاب اسلامی ایران فراتر از این مسائل بود. انقلاب اسلامی ایران یک ویژگی مهم داشت که آن را از سایر انقلاب ها متمایز می کرد و آن هم ویژگی الوهیت آن بود. انقلاب اسلامی ما بر معنا، زیبایی و الوهیت استوار است و باید این مفاهیم را در هنر انقلابی متجلی کنیم.
قورچیان با اشاره به این که تمام صحنه های انقلاب ما خاص و به یاد ماندنی بود، گفت: بعضی از صحنه هایی که در این انقلاب خلق شد، هر کدام یک تابلوی بی نظیر است. در جریان انقلاب ما یک رود خروشان از شمال تا جنوب شهر جاری شد و می تواند بیانگر همان طی مسیری باشد که در سیمرغ آن را شاهدیم.
وی تاکید کرد: یکی از المان های نقاشی های من سیمرغ است. در داستان عطار که همه می دانیم پرنده ها قرار است بروند به قله برسند، در این مسیر دچار تغییر و تحولاتی می شوند؛ این مسیر می تواند بیانگر جریان یک انقلاب باشد. ---------------------------------------------- سینمای آوینی امید را به جامعه تزریق کرد پایگاه خبری حوزه هنری- حسن میلانی: سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی در تقویم رسمی کشور به روز «هنر انقلاب اسلامی» نام گذاری شده است و به راستی در وجه تسمیه این روز به این عنوان ظرافت هنرمندانهای نهفته است؛ چرا که شهید آوینی هنر واقعی را با الهام گیری از معارف اسلامی چنان توصیف کرد که هنر با فطرت و حقیقت انسانی در هماهنگی کامل قرار دارد. تلاقی نام آوینی با هنر انقلاب شاید در این باشد که او گفتمان انقلاب اسلامی را در عرصه فرهنگ و هنر جاری ساخت و بین هنر و انقلاب پل زد. این پل از یک سو به توان فکری و نظری شهید آوینی و از سوی دیگر به تخصص و اشراف وی در زمینه مباحث هنری از جمله سینما و تولید محصولات فرهنگی و هنری برمیگشت.
شهید آوینی سینما را ابزاری برای تزریق امید به جامعه میدانست. و به خاطر این که که سینما تزریق کننده امید به جامعه و ایجاد نشاط اجتماعی است، لذا میتواند شاخصی برای توسعه فرهنگی باشد. سینما شاخصی برای توسعه جوامع انسانی است و اصولا ختم به خیر شدن موضوعات فیلمها در سینما خود از این منظر است که به مخاطب امید بدهد. در جایی که فیلم رونق دارد تاخیر فرهنگی کمتر است، تعامل سیاسی بیشتر میشود و مردم از هر جهت رشدیافتهتر هستند. اگر به پیشینه آذربایجان شرقی نگاه کنیم در حوزههای مختلفی از ادبیات گرفته تا فرهنگ عمومی و مباحثی که ریشه فلسفی دارند سرآمد است؛ اما آنچه را که امروز میبینیم به عنوان وضعیت مناسب قبول نداریم و انتظار داریم استان رونق بیشتری بگیرد. ما مشکلات بسیاری از جمله در روابط اجتماعی داریم و این ناهموار بودن روابط اجتماعی ریشه در فرهنگ دارد و یکی از راههای اصلاح فرهنگ میتواند سینما باشد.
دشمنان اسلام از هنر سینما در راستای نیل به اهداف شوم خود بهره میبرند و از دیدگاه خودشان کاری ارزشی انجام داده و برای تأمین منافع ملی و امنیت خارجی خود به صورت هدفمند و سازماندهیشده تلاش میکنند. نظام سلطه (آمریکا و اسرائیل) بهوسیله ابزار سینمای هالیوود، اهداف استکباری و استعماری خود را از طریق ابزار ظریف و جوانپسند هنر به شکلی برنامهریزی شده و هدفمند به کشورهای جهان سوم و بهخصوص کشورهای اسلامی القاء میکنند و اغلب فیلمها به سفارش اسرائیل و باهدف اسلامستیزی و دینگریزی ساخته و پرداخته شده و برای مسموم کردن افکار مردم پخش میشوند. اغلب ارزشهایی که افکار بشر آنها را تأیید میکند، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و مطلوب عموم مردم جهان میشود و اکثر کارگردانان و فیلم سازان ایرانی با فیلمهای ارزشی که خمیرمایه و محتوای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس دارند، توفیق یافته و مطرح شدهاند؛ لذا جهان استکبار واقف است که انقلاب اسلامی ایران تحولی عظیم در منطقه و کشورهای آزادیخواه ایجاد کرده و معادلات ابرقدرتهای جهانی را برهم زده و ابهت آنان را در چشم جوامع از بین برده است. ------------------------------------------------------------ عیب مبین تا هنر آری به دست پایگاه خبری حوزه هنری- علی آقایاری: « تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمیشود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمیآید. باید در جستوجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس به راستی طالبش باشد، آن را خواهدیافت و در نزد خویش نیز خواهدیافت... . سید مرتضی آوینی در حالی این عبارات را بیان می کند که خود در جست و جوی حقیقت برای رسیدن به دانایی شربت شهادت به سر کشید.
سید شهیدان اهل قلم را پیش از آن که روایتگر روایت فتح بدانیم باید او را راوی اندیشه ای بدانیم که از خود بر جای گذاشت و آن چیزی نیست جز اندیشه هنری شهید سید مرتضی آوینی.
هم او در تبیین معنای هنر می نویسد: «در زبان ما، هرگز هنر به معنایی که این روزها مصطلح است، به کار نمی رفته است. ارباب هنر، ارباب کمال بوده اند...؛ حال آن که هنر در معنای اصطلاحی آن، نه به مفهوم کمال و فضیلت، بلکه به مجموعه مساعی خاصی اطلاق می گردد که توسط جماعت هنرمندان و منتزع از سایر مظاهر حقیقت در حیات بنی آدم انجام می شود. قدما هنر را به همین مفهوم به کار می برده اند و اگر می گفته اند «عیب مبین تا هنر آری به دست» هنر را مفهومی در مقابل عیب و به معنای کمال و فضیلت اعتبار می کرده اند. مفهوم اصطلاحی هنر، در این قرن اخیر باب شده است.»
با وقوع انقلاب اسلامی هنر در مفهومی جدید قد علم می کند که قبل از آن در مفاهیم ارزشی و دینی در دوره رضاشاهی جایگاهی نداشت. با انقلاب اسلامی ایران مفاهیمی چون دفاع از ارزش ها، دفاع از حق مظلوم، و توجه به ارزش های ایجاد شده در دوران هشت سال دفاع مقدس نقش کلیدی در هنر بعد از انقلاب داشته و دارند. کسی که بیش از سایرین این مفاهیم را در قالب و زبان هنر جاری و ساری نمود سید مرتضی آوینی بود. در اثر تلاش ها و مجاهدت های این سید شهید بود که الان شاهد این هستیم که هنرمندان بسیاری با داشتن روحیه انقلابی به خلق آثار هنری مرتبط با مضامین دینی و انقلابی می پردازند.
هنرمندان به رسالت ذاتی خود که همان انتقال مفاهیم انسانی به نوع بشر است، به خوبی عمل می نمایند و ذات خود را با حقیقت عالم وجود و با روح کلی عالم پیوند زده اند؛ طبق باور شهید آوینی که انسان در فطرت خویش دارای شعور باطنی نسبت به حقیقت عالم است که ما آن را شعور باطن می خوانیم. این شعور باطن، دارای پیوندی بی واسطه و مستقیم با حقیقت کلی عالم است و از آن جا که حقیقت عالم وجودْ مطلق کمال و جمال است، انسان دارای شعور فطری نسبت به کمالات و فضایل و زیبایی هاست.
این اندیشه متعالی آوینی است که وی را در روز بیستم فروردین ماه سال 1372 به فکه کشاند تا فیلم مستند «شهری در آسمان» را روایت کند و در همان جا نیز با اصابت ترکش مین در زمین مانده از دوران هشت سال دفاع مقدس به درجه رفیع شهادت نائل آمد و همان روز نیز در تقویم رسمی کشور به روز « هنر انقلاب اسلامی» نام گذاری شد. ----------------------------------------------------- موسیقی انقلابی؛ صدای ملت پایگاه خبری حوزه هنری: موسیقی از زمان تولد تاکنون حکم زبان ملت ها و قومیت ها را داشته است. چنانچه برخی کشورها و ملت ها را می توان از نوع موسیقی، آواها و آوازهایشان تشخیص داد. موسیقی به نوعی شناسنامه فرهنگی و هنری کشورها محسوب می شود. همواره موسیقی زبان ملل مختلف بوده و حتی هر کشوری مانند پرچم مخصوص، سرود ملی مخصوص خود را نیز دارد که نشانگر اهمیت این هنر پر قدمت در میان جوامع است. اگر نگاهی به تاریخ داشته باشیم، میبینیم هم زمان با تحولات هر کشوری هنر و به خصوص موسیقی آن کشور به شدت تحتتاثیر قرار گرفته است. این موضوع نشان میدهد این هنر بیش از سایر هنرها تحت تاثیر شرایط هر جامعه قرار میگیرد. نمونههای کوچک آن را هم بسیار دیدهایم؛ مثلا وقتی زلزله یکی از شهرهای کشورمان را دچار آسیبهای جدی میکند برای وحدت مردم و ایجاد حس همدلی میان آن ها یک قطعه موسیقی تولید شده و از رسانهها پخش میشود. همین یک قطعه موسیقی مردم را تهییج و بسیج میکند تا طی یک قانون نانوشته و کاملا اخلاقی و انسانی تلاششان را برای کمک به هموطنانشان انجام دهند. این رخداد در ابعاد گستردهای در کشور ما تجربه شده است. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی ایران، موسیقی نقش پررنگی داشته و سرودهایی که آن زمان خوانده میشدند، هنوز هم در ذهن مردم زنده هستند. موسیقی اصیل ایرانی همواره در کنار مردم و ملت بوده و به فرهنگ و هنجارهای جامعه توجه کرده است. این موسیقی در جریان انقلاب اسلامی و پس از آن نیز در کنار مردم ایستاد و یاری رسان آنان بود. انقلاب اسلامی پیش و بیش از هر چیز درون موسیقی دانان و شعرا رخ داد تا آتش درون جامعه به شکل شعر و موسیقی در بطن تحولات اجتماعی شکوفا شود. این جریان ادامه پیدا کرد تا آن که در انقلاب اسلامی 57 موسیقی زبان اعتراض مردم شد تا رفتار حاکمان را به نقد بکشند و از ورای واژه ها و نت ها پیامی را به مردم برسانند که در قلب آن ها نفوذ کرده و ماندگار شود.
تاثیر موسیقی بر انقلاب اسلامی
پیروز ارجمند، مدیر سابق مرکز موسیقی حوزه هنری و آهنگ ساز، انقلاب اسلامی را نجات موسیقی ایران میداند و تاکید میکند این واقعه بزرگ موسیقی را از انحطاط نجات داد. او در توضیح گفتههایش موسیقی ایرانی را از زمان صفویان مرور میکند و به امروز میرسد. این آهنگ ساز توضیح میدهد: «نشانههای ورود موسیقی غرب به موسیقی ایران از دوره صفویه دیده میشود و این روند در دوره قاجاریه به اوج میرسد. میشود گفت ما از این دوران موسیقیدانان درباری و درباریان موسیقیدان داریم که در دربارهای قاجاری خصوصا ناصرالدین شاه بودند و میشود گفت این روند تقریبا ادامه پیدا میکند و با ورود مستشاران، موسیقی نظامی هم از این دوره شکل میگیرد و دارالفنون و مدرسه موسیقی تاسیس میشود. همچنین در این دوران با موسیقی مشروطیت هم روبهرو هستیم، در این دوران موسیقیهایی مینوشتند که میتوان گفت موجب شکلگیری اولین گونه موسیقی حماسی در این دوره تاریخی شده است. در دوره پهلوی بیشتر گرایش ایران به سمت موسیقی پاپ میرود تا حدی که موسیقیدانان اصیل دغدغه از میان رفتن موسیقی سنتی را داشتهاند. تلاش کسانی چون آقای پیرنیا در این دوران به این سمت و سو بود که موسیقی ایران از بین نرود. اما فراگیری و حضور بیمنازع یا درواقع تبدیل به موسیقی پاپ آن هم از نوع غربی و بعدها از نوع کوچه بازاری در موسیقی ایران قبل از انقلاب به گونهای بوده که همه موسیقیدانان سنتی و هنری نگران از بین رفتن کامل موسیقی بودند.» ارجمند درباره موسیقی در سالهای آغاز پیروزی انقلاب اسلامی میگوید: «پس از انقلاب و در سالهای اولیه انقلاب ما شاهد نوعی موسیقی حماسی و انقلابی هستیم که میتوان گفت دومین دوره تاریخی پس از اسلام است. در واقع دوره اول مشروطه و مشروطهخواهی است و دوره دوم در اوان انقلاب اسلامی. مهمترین دستاورد انقلاب از نظر من همین است که موسیقی کاملا ملی میشود و ما در عرصه سرود هم در آثار کرال، آثار شایسته و قابل توجهی داریم. موسیقی همچنین در اتحاد مردمی آن دوران نیز نقش بسزایی ایفا کرد.» علیرضا میرعلینقی یکی از پژوهشگران برجسته موسیقی ایرانی هم که تاکنون فعالیتهای زیادی در این عرصه داشته است، درباره تاثیرات موسیقی بر انقلاب اسلامی ایران میگوید: «نقلقول معروفی در حوزه هنر کلاسیک است که درباره تاثیرپذیری هنر موسیقی از تحولات اجتماعی سخن میگوید. بنابراین قول، موسیقی، دیرتر از هر هنری از تلاطمها و حرکتها و جریانهای نوبنیاد تفکر و هنر در اجتماع تاثیر میگیرد و آن را بازتاب میدهد امابسیاری با کمی تردید و تأمل اعتراف کردهاند این سخن درباره آنچه در انقلاب سال 1357 ایران و موسیقیهای برآمده از آن گذشته، مصداقی ندارد و نباید انقلاب ایران و حرکت موسیقایی آن را با هیچ انقلاب دیگری در دنیا مقایسه کرد.» این کارشناس موسیقی اظهار میکند: «به نظر من میتوان پای از این حدود نیز فراتر گذاشت و با جرئت و اطمینان گفت تاثیرپذیری و تاثیرگذاری موسیقی در ایران سال 1357 به طور هم زمان و موازی بوده و دوشادوش انقلاب و حتی گاهی جلوتر از هنرهایی مثل سینما و نقاشی عمل کرده است. سینما و نقاشی انقلابی عملا دیرتر از موسیقی انقلابی پای در عرصه جامعه ایران پس از 1357 گذاشتند.» حسام الدین سراج، خواننده موسیقی سنتی هم درباره تاثیر موسیقی و نقش آن در انقلاب اسلامی میگوید: «موسیقی انقلابی در حقیقت قبل و بعد از انقلاب هر دو باهم بود و کارهای بسیار قوی در آن زمان انجام شد که فکر نمیکنم دیگر در تاریخ موسیقی ایران تکرار شود. مگر یک انقلاب دیگری با آن عظمت اتفاق بیفتد که آن نوع موسیقی و آن نوع از شعر بتواند خودنمایی و جلوه کند.
موسیقی انقلابی پس از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، شعر و موسیقی آیینی در جریان جدیدی قرار گرفت. مهم ترین تأثیرانقلاب برشعر و موسیقی که برخاسته از تعمیق اندیشه های مذهبی شاعران بود، تغییر و تحول محتوایی اشعار و آهنگ ها بود. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، شعر و موسیقی انقلابی وارد حیطه جدیدی شد که در ابتدا شکلی شعاری و شاید شتابزده داشت، اما در گذر ایام به نوعی از موسیقی فاخر ایرانی تبدیل شد.
این نوع موسیقی در ابتدا شکلی شبیه مارش نظامی و بی کلام داشت اما در گذر ایام موسیقی دفاع مقدس مزین به اشعار زیبا و سرودهای انقلابی و حتی نوحه هایی مرتبط با این گونه موسیقیایی شد. به دلیل ممنوعیت موسیقی پاپ در آن دوران، سایر گونه های موسیقی مانند نواهای محلی و بومی به شکلی پررنگ تولید و شنیده می شدند. همچنین معمولا به دلیل ماهیت جنگ، موسیقی کلاسیک بیشتر تولید می شد و خواننده هایی نظیر اسفندیار قرهباغی و رشید وطندوست جزو پرکارترین خواننده های آن دوران محسوب می شدند. همچنین محمد گلریز نیز یکی دیگر از خواننده هایی بود که آثاری با ساختار سنتی و ارکسترال ایرانی را اجرا می کرد.
دکتر ایرج نعیمانی استاد هنر درباره موسیقی دفاع مقدس این چنین می گوید: «در دوران دفاع مقدس به دلیل حضور و شهود خلوص و ایمان موسیقی تاثیرگذاری داشتیم که با همت هنرمندانی خلق میشد که به دلایل ایمانی و اعتقادی پا به میدان گذاشته بودند. این موسیقی به آنچه میخواهیم بسیار نزدیک بود و بر اساس خودباوری شخصی شکل گرفته بود. »
موسیقی انقلابی در دوران امروز
مطمئنا تولید سرودها، آهنگ ها و اشعار انقلابی و در کل موسیقی انقلاب اسلامی در دوران پیش و پس از انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس روندی بسیار فعالانه و پر ثمر داشته اما آیا اکنون که سی و اندی سال از پیروزی انقلاب اسلامی و بیست و شش سال از دوران دفاع مقدس می گذرد، باید این نوع موسیقی به دست فراموشی سپرده شود؟ و آیا در حال حاضر موسیقی انقلابی در میان هنرمندان جایگاه واقعی خود را دارد؟
محمد گلریز در این باره می گوید: «هنر در خدمت اهداف انقلاب قرار گرفته اما متاسفانه در حال حاضر خیلی کم رنگ شده و مسئولان فرهنگی کمتر به استفاده از ظرفیت ها می پردازند و این گونه شاهد هستیم اتفاقاتی که امروزه در عرصه موسیقی رخ می دهد مانند جشنواره موسیقی فجر با این روال که به مدت ده شب در سالن های مختلف برنامه هایی اجرا می شود اصلا سخنی از موسیقی انقلاب به میان نمی آید و کنسرتی در این رابطه برگزار نمی شود. چنین پرسشی را باید از مسئولان فرهنگی ارشاد یا دیگر مسئولان فرهنگی پرسید. در شرایطی که مرکز سرود و آهنگ های انقلابی داریم، چرا هیچ اثری از انقلاب و موسیقی آن دیده نمی شود. همه مردم ما عاشق انقلاب بودند، با همین شعارها، سرودها و مشت های گره کرده فداکاری های بسیاری انجام دادند و با همین ملودی های انقلابی راهپیمایی شان را برای پیروزی انقلاب ادامه می دادند. در شرایطی که در مقابل هجمه شدیدی از طرف غرب و آمریکا قرار داریم و امکان دارد گوش جوان هایمان تحت تاثیر قرار بگیرد، ما باید آثاری ماندگار تولید کنیم به نحوی که جوان های ما بتوانند این موسیقی ها را گوش دهند و فکرشان به سمت موسیقی مبتذل غرب حرکت نکند. ما همیشه برای انجام وظیفه در این مسیر، آماده ایم تا بتوانیم در راه موسیقی و هنر ارزشی مان فعالیت کنیم، اما مسئولان باید هنرمندان را حمایت کنند؛ زیرا هنگامی که حمایتی در کار نباشد، کاری از دستمان برنمی آید. در این زمینه باید سرمایه گذاری صورت بگیرد تا در نهایت بستر لازم فراهم شود و حمایت های مالی و معنوی مسئولان فرهنگی در عرصه های مختلف نمود پیدا کند. با همه این حرف ها موسیقی انقلاب اسلامی که برخاسته از قلب هنرمندان بود همچنان زنده و سیال است و در بین مردم جایگاهی ارزشمند دارد.»
همچنین وحید جلیلی مسئول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی درباره موسیقی انقلابی در دوران امروز می گوید: «قاعدتا نمیشود ادعا کرد که به همان کثرتی که در اوایل انقلاب اسلامی ما به موسیقی انقلابی رسیدهایم ادامه پیدا کرده ولی خوشبختانه میشود گفت که نابود هم نشده و همچنان در طول این دههها تک جرقههایی را داشتهایم که چراغ موسیقی انقلابی را روشن نگهداشته است؛ با همان ویژگیهای مردمی بودن و فراگیر بودن و معنوی بودن و البته همان طور که گفتم نه به آن کثرت و این نشان ریشه در آب بودن است و اگر شرایط بهتری شکل بگیرد موسیقی انقلاب امکان دوباره جوانهزدن و رسیدن به همان اوج دوران انقلاب را خواهد داشت.»
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/L4EK88U
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir