زنجان
← همه اخبار

نگاهی به هفتمین جشنواره داستان انقلاب/ ادبیات آرمانگرا، ادبیات مانا
۲۵ اسفند ۱۳۹۳کد خبر: 33480۲
مرحوم امیرحسین فردی یکی از آنانی بود که خیلی زود احتمال خطری که بستر امن انقلاب برای نسل های آینده می تواند ایجاد کند را تشخیص داد.
بشر همواره برای حرکت و پویایی خود به دنبال چیزی بوده است تا بتواند به وسیله آن در ساحت فردی و اجتماعی خود رو به جلو حرکت کند. به همین دلیل در طول زمان این مسئله را با موضوعات مختلفی چون هدف گرایی، دست یابی به مدینه فاضله، میل به انسان کامل و ... مطرح و به سمت آن حرکت کرده است. با بررسی دقیق و موشکافانه در همه نظریات اجتماعی، روان شناختی و فلسفی به خوبی می توان میل به آرمانگرایی را فصل مشترک و پایه اساسی همه حرکت های بشری دید. اشتراکی که گاه با تفاسیر نادرست در عمل و اجرا آسیب های جبران ناپذیری را بر پیکره فرد و جامعه زده است؛ گاهی با تندروی مواجه بوده و گاه با برخورد غیر مسئولانه و گاهی با افراط و گاهی با تفریط.
همین نگاه آرمانگرایانه باعث شده کالبد 2500 ساله حکومت های دیکتاتوری در ایران فرو بپاشد و جریان انقلاب اسلامی با شعارهایی از جنس ایمان، عدالت، آزادی، استقلال، دفاع از مظلوم و ... متولد شود. جریانی که با اتکا به پایه اساسی حرکت انسانی یعنی آرمانگرایی در برابر رخوتگرایی فردی و اجتماعی در ایران، پویایی و امید دوباره ای را به مردمش هدیه داد. حرکتی که مردمی شکل گرفت و مردمی ادامه پیدا کرد؛ چرا که آرمان را نمی توان بر کسی دیکته کرد بلکه باید هر فردی آن را در جان خود جست و جو کند و به فعلیت برساند.
انقلاب اسلامی ایران بستر مناسبی برای به فعلیت رسیدن این محرک اجتماعی بود. محرکی که در سال های ابتدایی نیرویی شد که مردم را در برابر هجمه های داخلی و خارجی در طول انقلاب و بعد از آن هشت سال جنگ تحمیلی مقاوم و پیروز کرد. اما بعد از گذشت بیش از سه دهه از این جریان، این سیل خروشان و پویا به بستری امن دست یافته است تا برای نسلی که آن دوران را تجربه نکرده بود می تواند محلی برای آزمایش باشد. محلی برای اقیانوس شدن و یا ماندن و راکد شدن.
اینجاست که جایگاه دور اندیشان هر جامعه شناسانده می شود. آنانی که در بزنگاه ها، آینده نگری پیشه می کنند و با تدبیر راه های برون رفت از آسیب ها و مشکلات را تشخیص می دهند و برایش راهکارهایی عملی ترسیم می کنند.
مرحوم امیرحسین فردی یکی از آنانی بود که خیلی زود احتمال خطری را که بستر امن انقلاب برای نسل های آینده می تواند ایجاد کند را تشخیص داد. فردی در گفت و گویی می گوید: «متاسفانه هر چه از سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی دورتر میشویم میبینیم که از آن پرتاب اولیه فاصله میگیریم. رفته رفته میبینیم که این شتاب کمتر میشود. مگر این که انسان خودش را تقویت کند. به هر حال انسان موجودی ناراضی از شرایط است و میخواهد شرایط را تغییر دهد؛ اما این تغییر باید تعریفی داشته باشد. متاسفانه در دانشگاههایمان هم خیلی کار نکردهایم تا دانشجویانمان تغذیه فکری درستی داشته باشند. حتی در همین هنر و ادبیات خوب کار نکردهایم. البته خوشبختانه منابع غنی از انرژی داریم که به ما ایمان و جسارت میدهد.» و با همین انرژی که از آن سخن می گفت راه تازه ای را در پیش گرفت.
او که خود به عینه برکات و اثرات آرامان گرایی را در دهه های اول انقلاب و جنگ در جامعه دیده بود و تمثال به حق «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» بود؛ اولین چالش پیش روی جامعه اش را فراموشی محرک فردی و اجتماعی یعنی آرمانگرایی در نسل جوان دید و از خودش شروع کرد. او که هنر را بهتر وسیله برای بیان اثر گذار در هر فرد و جامعه می دانست با نوشتن رمان هایی چون: اسماعیل، سیاه چمن، آشیانه در مه، کوچک جنگلی، افسانه اصلان و بسیاری دیگر از این دست، تلاش کرد جریان آرمانگرایی را بین جوانان و نسل های آینده انقلاب اسلامی ایران زنده نگه دارد. اما گویی کافی نبود و این جریان باید با عزمی ملی و مردمی جلو می رفت. به همین منظور، سنگ بنای جشنواره ای را بنا نهاد که با الهام از متن انقلاب که نماد بارزی از تعالی جامعه اش بود در قالب ادبیات، دوری از رخوتگرایی، تعهد، اخلاق و مسئولیت پذیری را در بین جامعه اش زنده نگه دارد. و این ناگاه به تولد «جشنواره داستان انقلاب» انجامید.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/3UKNP99
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir