زنجان
← همه اخبار

نفر دوم رشته ادبیات شعر: محسن کاویانی از قم
۱۸ آبان ۱۳۹۲کد خبر: 32280۳
مجموعه شش شعر در مورد گناهان زبانی
هوالجمیل
موضوع : غیبت
دوستی حیله ی دیرین تلافی جوهاست دشمن رو ، به خدا دوست تر از صدروهاست
زخم از دست خودی مختص سهراب نبود
این نشانیست که روی همه ی بازوهاست
پشت کردن به حریفان قدر غفلت بود
گرده ام دفتری از سرزنش چاقوهاست
بگذارید نمک گیر شوند از خونم
که نمک عامل قتل همه ی زالوهاست
بگذارید بگویند بدم خوش باشند
پشت سر حرف زدن دلخوشی ترسوهاست...
------------------------------------------- موضوع : ریا در گفتار
بی آنکه بیرون آورد شمشیر دندان را با نی لبک ها خواب کرده گرگ چوپان را
عادت مکن آسان بگیری کار مشکل را
عادت مکن مشکل بگیری کار آسان را
مانند چاقو میبرد دست تورا کاغذ
یک دم مبادا دست کم گیری حریفان را
گاهی برای آنکه سمت چشمه برخیزی
باید ببینی نیمه ی خالی لیوان را
باید ببینی دشمنت را بین یارانت
آن استخوان در میان لقمه پنهان را
پشت نقاب برف بودن رو سپیدی نیست
رنگ است زیبا میکند مکر زمستان را !
-------------------------------------------------------
موضوع: غیبت و فاش کردن اسرار مردم
تا ابد خیری نخواهد دید از پروازها کفتری وقتی که باشد بین کفتر بازها میروم از جمعتان چیزی نمیگویم ولی
بشنویدم بعد ازاین از سوز بعضی سازها آبروتان مثل ماهی و دهانم تنگ آب
واکنم قدری اگر آن را بریزد رازها روی هم چسبیده لبهای من از شیرینی اش
بس که دارد شیره ی ناب (سکوت) اعجازها بازهم پشت سرم حرف و حدیث آغاز شد
من که پایانی نمی بینم بر این آغازها تا تک و تنها شدم دیدم به "حکم" زندگی
"تک" که باشی سرتری از"شاه" و از "سرباز"ها ------------------------------------------------------------------------
موضوع : طعنه زدن و رنجاندن مومن
آمده بار غم از گرده ی من بر دارد یار دیرینه ی ما باز چه در سر دارد؟!
بوی پیراهن آغشته به خون می آید
این سلامیست که یک حادثه در بر دارد
یوسف و رستم و هابیل نشانم دادند
زخم دارد به جگر هرکه برادر دارد
بس که دندان به جگر بردم و ساکت ماندم
شهر بر تهمت بر من زده باور دارد
چون پلنگم که پر از لکه ی ننگم... آری
ننگ مردانه ی ما جلوه ی دیگر دارد
صبر((داش آکلی)) ام بوده که ((کاکا رستم))
با همه بی جنمی دست به خنجر دارد
ماتمی نیست که با ماتم خود میسازم
مرد با درد شکوهی دوبرابر دارد
-----------------------------------------------------------------
موضوع: کبر درگفتار
مردی که مرد باشد ، اهل سر و صدا نیست
مردانگی سکوت است ، هرگز به ادعا نیست
عکّاس را ندیدم ، در عکس یادگاری
گاهی مهمترین است ، آنکس که خودنما نیست
بذری که زیر خاک است ، فردا شود نمایان
بذری که روی خاک است ، با قصّه آشنا نیست
((من من)) مزن که دشمن ، یعنی همین منیّت
خود را بزرگ دیدن ، در کار مردها نیست!
طفل از حدود خانه ، بیرون رود شود گم
میدان به نفس دادن ، حتی کمش روا نیست...
-------------------------------------------------------------------------
ای بنده ی خدا چرا عیب مردم را میگویی؟ واو را به بلایی که گرفتار شده سرزنش میکنی؟ آیا به خاطر نداری که خدا چگونه تورا بخشید و گناهان تورا پرده پوشی کرد؟ چگونه گناه کسی را سرزنش میکنی که خود نیز همانند آن را مرتکب شده ای؟! در گفتن عیب کسی شتاب مکن شاید خدا او را بخشیده باشد و از گناهان کوچک خود آسوده خاطر مباش که شاید به خاطر آنها کیفر داده شوی. پس اگر عیب کسی را میدانی به روی او نیاور و مشکلش را بپوشان همانطور که خود نیز مشکلی داری!!!
شاه مردان علی(ع) خطبه 140نهج البلاغه
بی گناهی مگر؟! که از مردم ، تو فقط هی گناه میبینی بد و خوب تمام مردم را ، در همین یک نگاه میبینی؟!
کاش میشد ببینمت یک روز ، عیب پوش و مودب و دلسوز
مثل دریا شده دلت دیگر ، کوه ها را چو کاه میبینی
دشمن من رفیق بدبین است ، مشکلم با تو دائماً این است:
گور خر را سفید میبینم ، گور خر را سیاه میبینی
باشد اصلاً فقط تو دینداری ، گاه گاهی گذشت کن آری
از کسی هم گناه اگر دیدی ، فکر کن اشتباه میبینی
مرد بودن همیشه ((من من)) نیست ، مرد بودن فقط به گفتن نیست
رازهای بزرگ عالم را ، مرد باش و بخواه میبینی...
دوستی حیله ی دیرین تلافی جوهاست دشمن رو ، به خدا دوست تر از صدروهاست
زخم از دست خودی مختص سهراب نبود
این نشانیست که روی همه ی بازوهاست
پشت کردن به حریفان قدر غفلت بود
گرده ام دفتری از سرزنش چاقوهاست
بگذارید نمک گیر شوند از خونم
که نمک عامل قتل همه ی زالوهاست
بگذارید بگویند بدم خوش باشند
پشت سر حرف زدن دلخوشی ترسوهاست...
------------------------------------------- موضوع : ریا در گفتار
بی آنکه بیرون آورد شمشیر دندان را با نی لبک ها خواب کرده گرگ چوپان را
عادت مکن آسان بگیری کار مشکل را
عادت مکن مشکل بگیری کار آسان را
مانند چاقو میبرد دست تورا کاغذ
یک دم مبادا دست کم گیری حریفان را
گاهی برای آنکه سمت چشمه برخیزی
باید ببینی نیمه ی خالی لیوان را
باید ببینی دشمنت را بین یارانت
آن استخوان در میان لقمه پنهان را
پشت نقاب برف بودن رو سپیدی نیست
رنگ است زیبا میکند مکر زمستان را !
-------------------------------------------------------
موضوع: غیبت و فاش کردن اسرار مردم
تا ابد خیری نخواهد دید از پروازها کفتری وقتی که باشد بین کفتر بازها میروم از جمعتان چیزی نمیگویم ولی
بشنویدم بعد ازاین از سوز بعضی سازها آبروتان مثل ماهی و دهانم تنگ آب
واکنم قدری اگر آن را بریزد رازها روی هم چسبیده لبهای من از شیرینی اش
بس که دارد شیره ی ناب (سکوت) اعجازها بازهم پشت سرم حرف و حدیث آغاز شد
من که پایانی نمی بینم بر این آغازها تا تک و تنها شدم دیدم به "حکم" زندگی
"تک" که باشی سرتری از"شاه" و از "سرباز"ها ------------------------------------------------------------------------
موضوع : طعنه زدن و رنجاندن مومن
آمده بار غم از گرده ی من بر دارد یار دیرینه ی ما باز چه در سر دارد؟!
بوی پیراهن آغشته به خون می آید
این سلامیست که یک حادثه در بر دارد
یوسف و رستم و هابیل نشانم دادند
زخم دارد به جگر هرکه برادر دارد
بس که دندان به جگر بردم و ساکت ماندم
شهر بر تهمت بر من زده باور دارد
چون پلنگم که پر از لکه ی ننگم... آری
ننگ مردانه ی ما جلوه ی دیگر دارد
صبر((داش آکلی)) ام بوده که ((کاکا رستم))
با همه بی جنمی دست به خنجر دارد
ماتمی نیست که با ماتم خود میسازم
مرد با درد شکوهی دوبرابر دارد
-----------------------------------------------------------------
موضوع: کبر درگفتار
مردی که مرد باشد ، اهل سر و صدا نیست
مردانگی سکوت است ، هرگز به ادعا نیست
عکّاس را ندیدم ، در عکس یادگاری
گاهی مهمترین است ، آنکس که خودنما نیست
بذری که زیر خاک است ، فردا شود نمایان
بذری که روی خاک است ، با قصّه آشنا نیست
((من من)) مزن که دشمن ، یعنی همین منیّت
خود را بزرگ دیدن ، در کار مردها نیست!
طفل از حدود خانه ، بیرون رود شود گم
میدان به نفس دادن ، حتی کمش روا نیست...
-------------------------------------------------------------------------
ای بنده ی خدا چرا عیب مردم را میگویی؟ واو را به بلایی که گرفتار شده سرزنش میکنی؟ آیا به خاطر نداری که خدا چگونه تورا بخشید و گناهان تورا پرده پوشی کرد؟ چگونه گناه کسی را سرزنش میکنی که خود نیز همانند آن را مرتکب شده ای؟! در گفتن عیب کسی شتاب مکن شاید خدا او را بخشیده باشد و از گناهان کوچک خود آسوده خاطر مباش که شاید به خاطر آنها کیفر داده شوی. پس اگر عیب کسی را میدانی به روی او نیاور و مشکلش را بپوشان همانطور که خود نیز مشکلی داری!!!
شاه مردان علی(ع) خطبه 140نهج البلاغه
بی گناهی مگر؟! که از مردم ، تو فقط هی گناه میبینی بد و خوب تمام مردم را ، در همین یک نگاه میبینی؟!
کاش میشد ببینمت یک روز ، عیب پوش و مودب و دلسوز
مثل دریا شده دلت دیگر ، کوه ها را چو کاه میبینی
دشمن من رفیق بدبین است ، مشکلم با تو دائماً این است:
گور خر را سفید میبینم ، گور خر را سیاه میبینی
باشد اصلاً فقط تو دینداری ، گاه گاهی گذشت کن آری
از کسی هم گناه اگر دیدی ، فکر کن اشتباه میبینی
مرد بودن همیشه ((من من)) نیست ، مرد بودن فقط به گفتن نیست
رازهای بزرگ عالم را ، مرد باش و بخواه میبینی...
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/CG8SSZJ
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir
