زنجان
← همه اخبار
نفر دوم رشته ادبیات شعر: علی سلیمانی از همدان

نفر دوم رشته ادبیات شعر: علی سلیمانی از همدان

۱۸ آبان ۱۳۹۲کد خبر: 32279۲

زمان امتحان، بر اساس آیات و روایاتی در خصوص گناهان زبانی

جهان دار مکافات است ، پیدا کن جهانت را  به خاطر کاش بسپاری زمان امتحانت را 
زمان ، کوتاه ِ کوتاه و مکان در محضر رب ﱠ است  مواظب باش اوضاع زمانت را ، مکانت را (1)
مراقب باش وقتی گفتگوی تازه ای داری  قضاوت می شوی وقتی که بگشایی دهانت را 
کلام تو شهادت می دهد در پیشگاه نور  بدین سان آسمانی کن ، بهشتی کن بیانت را (2)
مبادا دشمنانت را به دشنامی بیاشوبی  مبادا با تملق شاد سازی دوستانت را (3)
همیشه گفتن ناگفته ها کار درستی نیست  درون سینه ات زنجیر کن راز نهانت را 
بهاری در مسیر توست ، تقصیر طبیعت نیست  اگر با دست های خویش می سازی خزانت را (4)
برای غیبت و فحش و دروغ و سخره و تهمت  حواست باشد ای عاقل نچرخانی زبانت را (5)

1 – سوره نحل / آیه( 116) 2 – سوره اسراء / آیه (32) 3 – سوره نساء / آیه (46) 4 –( بیشترین مردم به خاطر گناه زبان به جهنم می روند) پیامبر (ص) 5 – حجرات / آیه ( 11 و 21) 
--------------------------------------------------------------------------- شعر دوم 
بر اساس حدیثی از اما سجاد (ع) : (کسی که اذکار توبه بر زبانش باشد و این استغفار قلبی باشد  اگر در همان لحظه بمیرد بی گناه از دنیا رفته است )
باد همسفره ی خیابان بود ، مرد در ابتدای میدان بود اول راه گفت "بسم الله " در خیالش خزان گلستان بود بانگی از دور دست می آمد : "فاتقوالله یا اولی الباب " 1 مرد می رفت در مسیری که ، گیسوی سرو ها پریشان بود دید آتشفشان رسیده به شهر ، بانگی از دور گفت " یوم عظیم "2 " قل هو الله "3 گفت و زانو زد ، آه ... وقت گذشتن از جان بود در تلاقی آب و آتش گفت " فقنا ربنا عذاب و النار " 4 ذکر " الله اکبرش " انگار ، تیر آخر به قلب شیطان بود " قل اعوذ ُ برب ... " بر لب داشت ، کور سوی چراغ در شب داشت یک طرف شاخه های سرخ "زقوم" ، یک طرف باغ های "رضوان" بود خواست از پرده ها عبور کند ، گفت ناگه فرشته ای از دور "فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ " 5 ، ماه در آفتاب پنهان بود یادش آمد شفاعت آزاد است ، زیر لب گفت "یا محمد" و بعد گفت "تبت یدا ابی لهب"6 و ... دید راه نبی چراغان بود گفت : یا حیدر و ... دلش لرزید ، دید راه بهشت از نجف است "رضی الله عنهم "7 این طرف است ، این مقام امیر مردان بود دید نوری نشسته با تکریم ، ماه و خورشید غرق در تعظیم بانگی آمد به سوی "نور عظیم " ، آیه های نخست انسان بود  سوی معراج عاشقی می رفت ، با قدم های عاشقانه گفت  " و ید الله فوق ایدیهم " 8 ، دید در کوچه حرف باران بود مرد عاشق شد و به سجده نشست ، دلش و بغضش عاشقانه شکست مرد از کرده هاش می ترسید ، مرد از زندگی پشیمان بود بر لبش ذکر توبه بود انگار ، در نگاهش فرشته می چرحید گفت "ایاک نعبد" 9 و ... خوابید ، باد همسفره ی خیابان بود
1 – مائده (100) / 2 – مطففین (5) / 3 – توحید (1) / 4 – آل عمران (191) / 5 – احزاب (53) / 6- تبت (1) / 7 – توبه (161) / 8 – فتح (10 )/ 9 – فاتحه (5)
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/8JGTHCL

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir