زنجان
← همه اخبار

نشست بازنمایی تحولات اجتماعی در سینمای ایران برگزار شد / نمیتوانیم تعریف دقیقی از سینمای اجتماعیمان داشته باشیم
۹ اردیبهشت ۱۳۹۴کد خبر: 33577۳
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، یکی دیگر از سلسله نشستهای نسبت سینمای ایران و منافع ملی با موضوع «بازنمایی تحولات اجتماعی در سینمای ایران» سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ در سالن امیرحسین فردی برگزار شد. این نشستها سال گذشته نیز در حوزه هنری برگزار میشد و در اولین برنامه سال جدید، دو کارگردان شناخته شده کشورمان فرزاد موتمن و بهروز افخمی درباره سینمای اجتماعی سخن گفتند.
فرزاد موتمن در ابتدای این نشست با بیان این که سینما در خلاء اتفاق نمیافتد، گفت: فیلمها ماحصل تغییرات و فعل و انفعالات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعهشان هستند. به عنوان مثال، سینمای اروپا بعد از جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی دوم مکاتبی را داشت که در آن ها میشد مفاهیم واحدی را تشخیص داد و به وضعیت آن دوره پی برد. در آن دوران بازتاب بعضی از مسائل مربوط به کارگران، زنان، اقشار محروم و ... در جنگ به بن مایه آثار فیلم سازان تبدیل شد. اما این ها مال دوران گذشته است و اینکه چرا الان نمی توانیم تعریف دقیقی از سینمای اجتماعیمان داشته باشیم شاید به این دلیل است که دوران تعریفهای دقیق و مشخص سپری شده و این تعریفها به سادگی گذشته نیست.
این کارگردان ادامه داد: اگر میبینیم در آن طرف دنیا اتفاقها قوامیافتهتر است، ناشی از نوع تحول اجتماعی است. ما جامعهای نیستیم که تحولات اجتماعی را سیستماتیک پشت سر گذاشته باشیم. بنابراین طبیعی است که این وضعیت ناموزون به سینمای ما هم راه پیدا کرده باشد و نتوان مولفههای دقیقی را در آن تشخیص داد.
موتمن با اشاره به این که چیزی به نام سینمای اجتماعی وجود ندارد، گفت: هر فیلمی در هر ژانری میتواند اجتماعی باشد؛ فیلم کمدی، فیلم جنایی و سایر فیلمهای دیگر. اگر دنبال رد پای سینمای اجتماعی در فیلمهایمان هستیم باید این را هم در نظر بگیریم که جامعه ما رشد موزونی نداشته است. ما از بسیاری از مقاطع تاریخی پریدهایم و آن ها را طی نکردهایم. با این حال، در دورههایی سینمایی داشتیم که فیلمهایش قابل مطالعهاند؛ به عنوان مثال «صبح روز چهارم»، «تنگنا»، «گوزنها» و چند فیلم دیگر بازگوکننده شرایط سیاسی و اجتماعی خودشانند.
وی ادامه داد: یکی از مشکلاتی که باعث شده این وضعیت به وجود بیاید، این است که سینمای ما نه کاملا با پول دولت است نه کاملا خصوصی است. اکران سینماها دست تهیهکنندهها نیست. سینماها توسط نهادهای دولتی اداره میشود، ملاحظات دولتی در اکران وجود دارد و دره وسیعی بین تولید و اکران شکل گرفته است. وقتی بافت اقتصادی سینما غیرطبیعی باشد، سایر اتفاقات هم غیرطبیعی میشود. باید سینمایی داشته باشیم که خودش تولید کند، خودش اکران کند و خودش بفروشد.
این کارگردان در عین حال گفت: اگر هم قرار است سینمای دولتی داشته باشیم باز هم باید تکلیف مشخص باشد. در سینمای دولتی هم فیلم ساز میتواند رشد کند؛ چون دغدغه مالی در بخش خصوصی و سرمایه را ندارد اما لازم است در این سینما، برای فردیت هنرمند هم احترام قائل شد و به فیلم ساز اجازه داده شود ردپایی از خودش در فیلمش بگذارد و بتواند با مخاطب ارتباط بگیرد. موتمن گفت: آنچه در کشورهای دیگر دیده میشود این است که اگر کارگردانی مانند گدار ده سال هم فیلم نسازد باز هم به عنوان یک روشنفکر شناخته میشود و درباره مسائل سیاسی و بینالمللی از او نظر پرسیده میشود، این وضعیتی است که در بین روشنفکرهای ایرانی دیده نمیشود. از آن ها درباره مسائل کلان نظر خواسته نمیشود و آن ها هم درباره این مسائل نظر نمیدهند. شرایط طوری است که روشنفکرها راه خودشان را میروند و مردم راه خودشان را در حالی که این حلقه ارتباطی میتواند برقرار شود. --------------------------------------- سینمای ما ضدسینماست / «گاوخونی» را برای دل خودمان ساختیم به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، با حضور فرزاد موتمن و بهروز افخمی، دو کارگردان شناخته شده کشورمان، یکی دیگر از سلسله نشستهای نسبت سینمای ایران و منافع ملی برگزار شد.
این نشست که به موضوع «بازنمایی تحولات اجتماعی در سینمای ایران» اختصاص داشت، سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ در سالن امیرحسین فردی میزبان دانشجویان رشته سینما و علاقه مندان به مباحث نقد سینمایی بود.
بهروز افخمی در این نشست بیان کرد: میخواهم بحث را از اینجا شروع کنم که تصوری که از سینما در ذهن فیلم سازان جوان شکل گرفته مبهم است و از شنیدهها و آموختههای افواهی و مجلات و کتابها ناشی شده است. این تصور مبهم اگر سبب شود آنچه سینما نیست و ضد سینماست را به جای سینما بگیریم و آموزش و ترویج دهیم، وضعیت خوبی نیست. بنابراین در چنین مواردی خوب است که حتی بعضی از بدیهیات را از ابتدا تعریف کنیم.
این کارگردان ادامه داد: سینما عبارت است از نمایش فیلم روی پرده بزرگ در یک سالن تاریک با حضور جمعیت. صرف این که در یک سالن تاریک فیلمی روی پرده با ابعاد بزرگ نمایش داده شود ما را هوشیار و تیزفهم میکند و نوعی آگاهی جمعی شکل میدهد. آنچه امروز در سینمای ایران غایب است این است که فیلم سازان توجهی ندارند که پرده بزرگ یعنی چه، فیلم دیدن در حضور جمعیت یعنی چه، فیلم را طوری میسازند که انگار ادامه یک فیلم کوتاه است که حتی میشود آن را در موبایلها دید. با این وضعیت قابل پیشبینی است که چه فاجعهای رخ میدهد و سالنهای خالی نشاندهنده این موضوع است.
افخمی با بیان این که خاصیت ماهوی سینما نادیده گرفته شده، گفت: سینمایی که الان ما داریم عملا ضدسینماست. این فیلمها برای مردم ساخته نمیشود. وقتی سینما داشت خودش را تثبیت میکرد میدانستند پشتیبانشان مردم کوچه و خیابان هستند و برای آن ها فیلم میساختند؛ اما الان فیلمها طوری است که تماشاچی رغبتی برای دیدن آن ها ندارد. ۹۰ درصد تماشاچیان بالقوه ده سال یک بار هم سینما نمیروند. با این حساب طرح این مبحث که نسبت منافع ملی با سینما چیست در ابتدا مستلزم این است که ببینیم اصلا سینمایی داریم که بتوانیم آن را به چیزی نسبت بدهیم یا نه.
وی با تاکید بر این که سینما در حیات اجتماعی ایران حضور ندارد، گفت: ما فیلم سازها سینما را درست نفهمیدیم و آن را درست اجرا نکردیم. بنابراین سینمای اجتماعی را هم نمیتوانیم در این ضد سینما پیدا کنیم. غالب فیلمهای ما اصلا ماهیت سینما را در نظر نگرفته بنابراین نمیتواند با مردم ارتباط برقرار کند. مردم از این فیلمها فرار میکنند و فیلم ساز هم با این هدف فیلم میسازد که فیلمش را در جشنوارههای مختلف بفرستد و جایزه بگیرد. این وضعیت اکنون در سینمای ما نهادینه شده است.
این کارگردان در پاسخ به این پرسش که شما خودتان نیز در بدنه این سینما کار میکنید و فیلم جشنوارهپسندی مانند «گاوخونی» را ساختهاید، گفت: «گاوخونی» را برای جشنوارهها نساختیم، با علی معلم تصمیم گرفتیم فیلمی بسازیم که «نفروش» باشد. اصلا قرار نبود بازیگر و عوامل حرفهای داشته باشیم اما علی معلم که قرار بود سرمایه بگذارد گفت بازیگر حرفهای انتخاب کنیم و این فیلم این طور ساخته شد. درواقع ما این فیلم را برای دل خودمان ساختیم و از سر اتفاق بود که این فیلم به جشنوارهای مانند کن راه یافت.
این کارگردان ادامه داد: اگر میبینیم در آن طرف دنیا اتفاقها قوامیافتهتر است، ناشی از نوع تحول اجتماعی است. ما جامعهای نیستیم که تحولات اجتماعی را سیستماتیک پشت سر گذاشته باشیم. بنابراین طبیعی است که این وضعیت ناموزون به سینمای ما هم راه پیدا کرده باشد و نتوان مولفههای دقیقی را در آن تشخیص داد.
موتمن با اشاره به این که چیزی به نام سینمای اجتماعی وجود ندارد، گفت: هر فیلمی در هر ژانری میتواند اجتماعی باشد؛ فیلم کمدی، فیلم جنایی و سایر فیلمهای دیگر. اگر دنبال رد پای سینمای اجتماعی در فیلمهایمان هستیم باید این را هم در نظر بگیریم که جامعه ما رشد موزونی نداشته است. ما از بسیاری از مقاطع تاریخی پریدهایم و آن ها را طی نکردهایم. با این حال، در دورههایی سینمایی داشتیم که فیلمهایش قابل مطالعهاند؛ به عنوان مثال «صبح روز چهارم»، «تنگنا»، «گوزنها» و چند فیلم دیگر بازگوکننده شرایط سیاسی و اجتماعی خودشانند.
وی ادامه داد: یکی از مشکلاتی که باعث شده این وضعیت به وجود بیاید، این است که سینمای ما نه کاملا با پول دولت است نه کاملا خصوصی است. اکران سینماها دست تهیهکنندهها نیست. سینماها توسط نهادهای دولتی اداره میشود، ملاحظات دولتی در اکران وجود دارد و دره وسیعی بین تولید و اکران شکل گرفته است. وقتی بافت اقتصادی سینما غیرطبیعی باشد، سایر اتفاقات هم غیرطبیعی میشود. باید سینمایی داشته باشیم که خودش تولید کند، خودش اکران کند و خودش بفروشد.
این کارگردان در عین حال گفت: اگر هم قرار است سینمای دولتی داشته باشیم باز هم باید تکلیف مشخص باشد. در سینمای دولتی هم فیلم ساز میتواند رشد کند؛ چون دغدغه مالی در بخش خصوصی و سرمایه را ندارد اما لازم است در این سینما، برای فردیت هنرمند هم احترام قائل شد و به فیلم ساز اجازه داده شود ردپایی از خودش در فیلمش بگذارد و بتواند با مخاطب ارتباط بگیرد. موتمن گفت: آنچه در کشورهای دیگر دیده میشود این است که اگر کارگردانی مانند گدار ده سال هم فیلم نسازد باز هم به عنوان یک روشنفکر شناخته میشود و درباره مسائل سیاسی و بینالمللی از او نظر پرسیده میشود، این وضعیتی است که در بین روشنفکرهای ایرانی دیده نمیشود. از آن ها درباره مسائل کلان نظر خواسته نمیشود و آن ها هم درباره این مسائل نظر نمیدهند. شرایط طوری است که روشنفکرها راه خودشان را میروند و مردم راه خودشان را در حالی که این حلقه ارتباطی میتواند برقرار شود. --------------------------------------- سینمای ما ضدسینماست / «گاوخونی» را برای دل خودمان ساختیم به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، با حضور فرزاد موتمن و بهروز افخمی، دو کارگردان شناخته شده کشورمان، یکی دیگر از سلسله نشستهای نسبت سینمای ایران و منافع ملی برگزار شد.
این نشست که به موضوع «بازنمایی تحولات اجتماعی در سینمای ایران» اختصاص داشت، سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ در سالن امیرحسین فردی میزبان دانشجویان رشته سینما و علاقه مندان به مباحث نقد سینمایی بود.
بهروز افخمی در این نشست بیان کرد: میخواهم بحث را از اینجا شروع کنم که تصوری که از سینما در ذهن فیلم سازان جوان شکل گرفته مبهم است و از شنیدهها و آموختههای افواهی و مجلات و کتابها ناشی شده است. این تصور مبهم اگر سبب شود آنچه سینما نیست و ضد سینماست را به جای سینما بگیریم و آموزش و ترویج دهیم، وضعیت خوبی نیست. بنابراین در چنین مواردی خوب است که حتی بعضی از بدیهیات را از ابتدا تعریف کنیم.
این کارگردان ادامه داد: سینما عبارت است از نمایش فیلم روی پرده بزرگ در یک سالن تاریک با حضور جمعیت. صرف این که در یک سالن تاریک فیلمی روی پرده با ابعاد بزرگ نمایش داده شود ما را هوشیار و تیزفهم میکند و نوعی آگاهی جمعی شکل میدهد. آنچه امروز در سینمای ایران غایب است این است که فیلم سازان توجهی ندارند که پرده بزرگ یعنی چه، فیلم دیدن در حضور جمعیت یعنی چه، فیلم را طوری میسازند که انگار ادامه یک فیلم کوتاه است که حتی میشود آن را در موبایلها دید. با این وضعیت قابل پیشبینی است که چه فاجعهای رخ میدهد و سالنهای خالی نشاندهنده این موضوع است.
افخمی با بیان این که خاصیت ماهوی سینما نادیده گرفته شده، گفت: سینمایی که الان ما داریم عملا ضدسینماست. این فیلمها برای مردم ساخته نمیشود. وقتی سینما داشت خودش را تثبیت میکرد میدانستند پشتیبانشان مردم کوچه و خیابان هستند و برای آن ها فیلم میساختند؛ اما الان فیلمها طوری است که تماشاچی رغبتی برای دیدن آن ها ندارد. ۹۰ درصد تماشاچیان بالقوه ده سال یک بار هم سینما نمیروند. با این حساب طرح این مبحث که نسبت منافع ملی با سینما چیست در ابتدا مستلزم این است که ببینیم اصلا سینمایی داریم که بتوانیم آن را به چیزی نسبت بدهیم یا نه.
وی با تاکید بر این که سینما در حیات اجتماعی ایران حضور ندارد، گفت: ما فیلم سازها سینما را درست نفهمیدیم و آن را درست اجرا نکردیم. بنابراین سینمای اجتماعی را هم نمیتوانیم در این ضد سینما پیدا کنیم. غالب فیلمهای ما اصلا ماهیت سینما را در نظر نگرفته بنابراین نمیتواند با مردم ارتباط برقرار کند. مردم از این فیلمها فرار میکنند و فیلم ساز هم با این هدف فیلم میسازد که فیلمش را در جشنوارههای مختلف بفرستد و جایزه بگیرد. این وضعیت اکنون در سینمای ما نهادینه شده است.
این کارگردان در پاسخ به این پرسش که شما خودتان نیز در بدنه این سینما کار میکنید و فیلم جشنوارهپسندی مانند «گاوخونی» را ساختهاید، گفت: «گاوخونی» را برای جشنوارهها نساختیم، با علی معلم تصمیم گرفتیم فیلمی بسازیم که «نفروش» باشد. اصلا قرار نبود بازیگر و عوامل حرفهای داشته باشیم اما علی معلم که قرار بود سرمایه بگذارد گفت بازیگر حرفهای انتخاب کنیم و این فیلم این طور ساخته شد. درواقع ما این فیلم را برای دل خودمان ساختیم و از سر اتفاق بود که این فیلم به جشنوارهای مانند کن راه یافت.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/BSX76JD
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir