
مسئولیت و تعهد در مقام هنر و هنرمندی/ جمع آوری سید رضا اصل نجفی فرد
هنر برای هنر، فریبی است برای پوشاندن بی خاصیت بودن هنرمند و فرار عابرومندانه اش از تعهد مسئولیت های اجتماعی که می خواهد از آن بگریزد. و بدین صورت هنر در خدمت مردم نیست، بلکه داخل گالری ها و مجموعه کلکسیون دارهاست. هنرو هنرمند را وقتی از دست رس مردم و از هدایت مردم و از تعهد مسئولیت برای یاری مردم کنار بگذاریم، منزوی، گوشه نشین و پارسا می شود، آنوقت لقمه خیلی چربی است و بسادگی در اختیار قدرت ها و سیاست های قدرت طلبانه قرار می گیرد. چنانکه الان مشاهده می کنیم. هنر که امروز آزاد و فارق شده از هر ای
بسم الله الرحمن الرحیم
با سپاس و احترام حضور خوانندگان عزیز و دوستداران مباحث هنری، در این گفتار تأملی در باب مسئولیت و تعهد در مقام هنر و هنرمندی از دیدگاه عمومی خواهیم داشت که امیدواریم مورد استفاده هنرمندان و هنر دوستان نیک اندیش واقع گردد.
مسئله مسئولیت هنرمند بودن غیر از اینکه یک بحث فلسفی و اعتقادی بسیار عمیق هست که باید محققان و متفکران آشنا با مسائل هنری، در موردش سخن و تحقیق کنند، یک بحث عمومی هم هست. و آن اینکه هر کس به هر مکتبی و سبکی که معتقد است طبیعتا این اعتقاد، گروهی از مسئولیت ها را متوجه او می کند. هنرمندان نیز از این قاعده خارج نیستند. با این وجود هر کس در هر میزان سطحی از تفکر هنری و فلسفی و اعتقادی که هست باید همواره این سئوال را از خود داشته باشد که هنرمند بودن من چه مسئولیت هایی را متوجه من می کند بخصوص وقتی مسئله مربوط به هنر معنوی و الهی می باشد، مسئولیت بسیار جدی تر است بدلیل اینکه یکی از خصوصیات هنر معنوی نسبت به سایر هنرهای موجود در دنیا تعریف ایمان در هنر معنوی است. آنچه را هنرمند معنوی بر تعریف هنر اضافه می کنند غیر از ایمان به قلب و اقرار به زبان سومین شرط، عمل و اجراء، یعنی اصل اصالت عمل می باشد. عمل ایجاد کننده یک واقعیت و حقیقت است. و بدون عمل، اعتقاد به چیزی یا عدم اعتقاد به چیزی مساوی است.
بدون عمل، هنرمند بودن مساوی است با بی هنر بودن. از نظر اصالت عمل هیچ فرقی نیست میان یک هنرمند روشنفکر و آگاهی که عمل نمی کند و یک منحد جاهل خواب آلودی که نمی داند و عمل نمی کند. آن کس که تمام مسائل اجتماعی را دقیقا عالمانه تحلیل می کند اما از تعهد هر مسئولیت اجتماعی سر باز می زند، این شخص همان اندازه وجود دارد به نام هنرمند روشنفکر که کسی که اصولا نمی فهمد هنر چیست. زیرا بعد از عمل، خوب و بد تحقق پیدا می کند و همچنین، هنرمند بودن یا نبودن.
این اصل اضافی هنرمندان معنوی که اصولا عنصر عمل را جزء تعریف هنر می آورند نشان می دهد که بینش اصلی هنر معنوی تا چه حد برای مسئولیت اصالت قائل است، اصالتی بالاتر از انجام وظیفه و تکلیف، اصالتی که در ذات هنرمند معنوی بودن نهفته است، نه وظیفه ای که هر فردی پس از هنرمند بودنش باید انجام بدهد.
بحث اساسی که امروز در هنر جهان مطرح است مسئله مسئولیت را بیش از آنچه از این کلمه می فهمیم، ارزش و عمق می بخشد. امروز، آنهائی که در دنیا با مباحث هنری سروکار دارند، می دانند که بزرگترین کشمکش میان هنرمندان و بزرگترین تصادم فکری میان دو قطب جهان شرق و غرب، اصل اعتقاد به اصالت مسئولیت است یا آزادی فارق از مسئولیت برای هنرمند نقاش، نویسنده، فیلم ساز یا متفکر و ...
آیا هنرمند کسی است که ارزش های مجرد هنری خلق می کند آنچنان که خود انتخاب کرده است و بر اساس ملاک هایی که خودش می پسندد. یا نه، هنرمند آفریننده یا خلاق اثر هنری است که در نفس این خلق و آفرینش هنریش، پیش از آنکه برای اثر هنریش اصالتی قائل باشد خود را مسئول انجام یک تعهد می داند. و خلق هنریش را وسیله ای برای نیل به آن هدفی که رسالت خود می شمارد تلقی کرده است. این دو تعریف دو قطب متضاد در جهان میان متفکران و بخصوص هنرمندان به وجود آورده و اصل هنر برای هنر به عنوان یک مکتب در برابر هنر به خاطر انسان و برای نجات و آزادی انسان در قطب دیگر.
آیا نقاشی عبارت است از یک اثری که با ملاک های زیبائی شناسی بصری سنجیده می شود و هر نقاش توانست اثری که در احساس انگیزش پدید بیاورد و یک تابلو زیبای هنری با عناصر تصویری بسازد نقاش است یا نقاش کسی است که همه مهارت و توانائی هایی که در اختیار دارد استخدام می کند تا انسانها را در نیل به هدف هایشان و همچنین آگاهی نسبت به واقعیت زندگیشان و احساسشان نسبت به مسئولیت هایشان و ناهنجاری های سرگذشت و سرنوشتشان، یاری می کند.
هنر برای هنر، فریبی است برای پوشاندن بی خاصیت بودن هنرمند و فرار عابرومندانه اش از تعهد مسئولیت های اجتماعی که می خواهد از آن بگریزد. و بدین صورت هنر در خدمت مردم نیست، بلکه داخل گالری ها و مجموعه کلکسیون دارهاست. هنرو هنرمند را وقتی از دست رس مردم و از هدایت مردم و از تعهد مسئولیت برای یاری مردم کنار بگذاریم، منزوی، گوشه نشین و پارسا می شود، آنوقت لقمه خیلی چربی است و بسادگی در اختیار قدرت ها و سیاست های قدرت طلبانه قرار می گیرد. چنانکه الان مشاهده می کنیم. هنر که امروز آزاد و فارق شده از هر ایدئولوژی فکری بیش از همه محصور شده در دست دشمنان مردم، دشمنان ایمان، دشمنان هدف، دشمنان نجات بشریت.
هنر را برای خود هنر دوست داشتن یعنی مردم را سربند لذت ها و زیبائی های مجرد کردن و هنرمند را نیز سرگرم خلق این تسنن های ذوقی کردن، که فقط کسانی می توانند از آن لذت و بهره ببرند که از نظر زندگی مادی و اجتماعی در رفاه اند و اوقات فراقتشان را با هنرمی گذرانند. و نقاش که برای دل خودش نقاشی می کند و برای خلق یک تابلو زیبایی که ارزش هنری داره، چه مردم بپسندند و چه نپسندند، چه به درد مردم بخورد و چه نخورد، این تابلو و اثر هنری فقط و فقط یک طعمه است که در مناقصه ها و مزایده ها و حراجی های آثار هنری، میلیاردرها بر سرش مسابقه می دهند و برنده می شوند.
این اصل سلب مسئولیت از هنر، اصل فریب قدرت های مسلط به بشریت است. برای اینکه بشریت را از بزرگترین سرمایه ها و عوامل نجات و رفاه و ترقیشان محروم بکنند و هنرمندان را که مهم ترین سرمایه های زندگی بشری هستند را از متن جامعه کنار بکشند و در درون گالری ها و کلاس های درس دانشگاه ها محصور بکنند و به یک نوع پارسائی عابرومندانه وادار کنند که بعد به نفع قدرت ها تمام بشود. چنانکه در دوره های دیکتاتوری در تاریخ می بینیم که چقدر انزوا و عزلت و پارسائی منفی و زهد گرایی و گوشه گیری اجتماعی را ترویج می کنند تا نبوغ های بزرگ و پاکترین روح ها در زوایای خانه ها و تارها و رهبانیت بپوسند تا آنهایی را که بر مردم مسلط اند و درجامعه ها یکه تازی می کنند، اصولا با مردمی سروکار داشته باشند که بهترین اندیشه ها و پاک ترین روح هایشان در میانشان نیستند.
الان که آثار هنری معروف جهان را بررسی و نگاه می کنیم، این آثار را از ردیف بهترین و زیباترین آثار هنری جهان می شماریم، بر اساس ملاک هنر به خاطر هنر. اما در حقیقت فکر و اندیشه این هنرمندان میان تهی و بی محتواست. این نوع آثار هنری ایجاد کردن غیر مسئول و اندیشیدن غیر مسئول و هنرمند غیر مسئول، فاجعه ای است بزرگ. همه پریشانی ها و بدبختی ها در جوامع مستقیما معلول این اثرهای علمی و هنری که در خدمت مردم قرار نگرفتند، می باشد. اگر اینها مسئولیت انسانی می داشتند سرنوشت جامعه ها شکل بهتری داشت.
هنرمندان ما را ببینید که در انجمن های هنری بسیار محترم مشغول خلق چه آثاری عظیم بوده و هستند. یکی یک سطل قیر را می پاشد روی بوم و به عنوان اثر نفیس هنری بدون عنوان به جامعه معرفی می کند و از آنطرف غریو به به و استاد استاد از هر نقطه ای بلند می شود ( هنر وهمیات ). در هر گوشه ای یک انجمن هنری چند تا استاد و خلاصه...
اینها هنرمندان محقق و استادان فاضل و عظیم ما هستند. اینها همان کسانی هستند که بعنوان انقلابیون فرهنگی و هنری وارد کار شدن تا فرهنگ و هنر بومی و معنوی ما را احیاء کنند و چقدر هزینه ها در این سال ها شده و می شود. و حال آقایان از آکادمی های غربی و آمریکا سر در آوردند و بعنوان استاد دانشگاه در دانشگاه های کشورمان مشغول تدریس هنر و فرهنگ غرب شده و هستند. انقلاب فرهنگی و هنری از مبارزه با هنر و فرهنگ غرب به ترویج فرهنگ و هنر غرب انجامید.
همانطوری که هنر به خاطر هنر بزرگترین تجلیل را ظاهرا از هنر در بر دارد و هنر در خدمت انسان ظاهرا تحقیر هنر است. چنین تجلیلی از هنر تجلیلی است که در زیر این جلال، حقیقتش منجمد و تعطیل می باشد. چنانچه امروزه می بینیم.
برپائی نمایشگاه ها ی بی محتوا و هزینه هایی که برای مسائل هنری پرداخت می شود خیلی بیشتر از گذشته است. خبر های مربوط به بر پائی نمایشگاه های هنری بی محتوا و نشست های بی خاصیت به اصطلاح تخصصی و همایش ها و جشنواره های بی نتیجه و حراجی های آثارهنری هدفمند! بیگانه ها در منطقه را نگاه کنید. همه اینها تجلیلی از هنر است اما درونش خالی از محتواست، هنر بخاطر جشنواره، هنر بخاطر حراجی، هنر بخاطر جایزه، هنر بخاطر سیاست قدرت طلبی، و همین طور دین بخاطر دین، عاشورا بخاطر عاشورا و الا آخر. این یعنی همه اینها را تجلیل کردند اما از مصرف انداختن. یعنی آن چیزی که وسیله نجات ماست را برداشتند توی بقچه روی طاقچه گذاشتن و یا در قاب طلائی بر دیوار نصب کردن و در برابرش هی خم شدن و تجلیل کردن و به به گفتن و هیچ دردی را دوا نکردن. این همان هنر بخاط هنر است. هر چقدر هزینه کنیم و برنامه ریزی کنیم و وقت صرف کنیم هیچ بجائی نخواهیم رسید. بخاطر اینکه هنرمان بخاطر خود هنر شده.
هنر برای رسیدن به هدف است، هنر امانتی است از جانب خداوند برای افراد خاص انتخاب شده. هنرمند امانت دار خداوند است، یعنی مسئوله، امانت همان مسئولیت و تعهد. هنرمند آزاد نیست، آزاد مسئوله، نه مجبور و نه آزاد. هنرمند وارث میراث ذوق واندیشه و رنج هنری از بدو شروع تاریخ بشریت تا به حال خودش هست...
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir