زنجان
← همه اخبار
مرکزی تخصصی برای ادبیات انقلاب کودک دایر شود / خورشاهیان: روحیه انقلابی را در مردم زنده نگه داریم

مرکزی تخصصی برای ادبیات انقلاب کودک دایر شود / خورشاهیان: روحیه انقلابی را در مردم زنده نگه داریم

۲۵ بهمن ۱۳۹۳کد خبر: 33328۲

هر سال با فرارسیدن ایام دهه فجر و سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، اهالی رسانه و هنر کوله بار سوالاتشان را بر زمین می گذارند تا با واکاوی آن به پاسخ و راه حلی منطقی و درست در باب آسیب های موجود در هنر و ادبیات انقلاب برسند. در این بین سوالات و ابهاماتی نیز وجود دارد. پس از گذشت این سال ها از انقلاب اسلامی، آیا امروز زمان مناسبی است تا ما از ادبیات انقلاب اسلامی سخن بگوییم و در مقیاسی محدودتر و تخصصی تر از ادبیات کودک و نوجوان انقلاب سخن به میان آوریم و آن را مورد بررسی قرار دهیم؟

دو شخصیت ادبی که به ذهن نگارنده آمدند که می توانستند با تواضع و فروتنی همیشگی شان، ما را در یافتن پاسخ ها کمک و همراهی کنند: احمد عربلو و هادی خورشاهیان بودند. نویسندگان کودک و نوجوانی که به لحاظ کمیت در تعداد آثار و کیفیت آثارشان ید طولایی دارند و در برهه های مختلف زمانی بر روی موضوع ادبیات انقلاب اسلامی تمرکز داشته اند و آثاری در این زمینه به چاپ رسانده اند. در زیر گفت و گوی پایگاه خبری حوزه هنری با این دو نویسنده انقلاب را می خوانید.
جناب عربلو سوالی که در ابتدا باید مطرح کنم و ذهن من و تصور می کنم بسیاری از اهل ادبیات را نیز به خود مشغول کرده است، این است که پس از گذشت این سال ها از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری ادبیات در این سه دهه، آیا سبک و گونه ادبی با عنوان انقلاب اسلامی در ژانر کودک و نوجوان داریم؟ عربلو: نظرم این است که باید چنین سبکی به جهت اهمیت انقلاب اسلامی داشته باشیم. این اتفاق عظیم و بزرگ بوده است که لازم است به بچه های نسل های مختلف شناسانده شود. اما متاسفانه این اتفاق رخ نداده است. به طور کلی ادبیات انقلاب کشورمان رشد نکرده است، ادبیات کودک و نوجوان نیز شامل این موضوع می شود. لازمه داشتن ادبیات کودک و نوجوان انقلاب این است که جایی و تشکیلاتی وجود داشته باشد که ادبیات انقلاب اسلامی برای کودک و نوجوان را رصد و دروازه بانی کند. واقعیت این است که بچه های ما هیچ اطلاعی از انقلاب اسلامی ندارند و نسل دوم و سوم هم هیچ خبری ندارند. خورشاهیان: ای کاش تنها بی خبری باشد، با انقلاب مقابله می کنند. عربلو: درست است، در ادبیات جنگ تحمیلی نسبت به ادبیات انقلاب اسلامی خیلی جلو هستیم، چرا که ادبیات دفاع مقدس به یکباره آمد و انقلاب را پشت سر گذاشت. خورشاهیان: ما در طول تاریخ و جغرافیا تنها کشوری هستیم که هم زمان با جنگ تحمیلی درباره آن در عرصه ادبیات کار کرده ایم. در دوران جنگ ادبیات دفاع خیلی جدی داشته ایم و بعد از چندین سال همچنان به همان قوت به لحاظ کمیت و همچنین کیفیت شاهد این ادبیات هستیم.
صد سوژه طنز انقلاب اسلامی داریم عربلو: حال که این همه سال از انقلاب اسلامی گذشته است و با وجود حجم بالای اسناد و وقایع رخ داده در انقلاب چرا اثر خوب نوشته نمی شود؟ این را باید بحث کنیم. در وقایع انقلاب مروری کرده ام ، همان طور که در ادبیات دفاع مقدس طنز داریم الان هم تلاش دارم تا مجموعه طنزی از ادبیات انقلاب گردآوری کنم. ظاهرا به نظر می رسد درباره انقلاب سوژه طنز وجود ندارد؛ در حالی که من مطالعه کردم و بر روی ادبیات شفاهی انقلاب، خاطرات و اسناد کار کردم و دیدم که در حال حاضر حدود 100 سوژه طنز داریم که بسیار زیبا است و می توان از آن ها داستان های طنز برای کودکان و نوجوانان نوشت. بخشی از مشکلات ما بر می گردد به مشکلاتی که در نشر وجود دارد، تیراژ یک هزار و دو هزار، تیراژ مناسبی برای کتاب کودک نیست.
درست است، اما این که می فرمایید تشکیلاتی باشد و نویسندگانی باشند به نظر می آید برخی نهاد ها و سازمان ها مانند حوزه هنری در این زمینه تمرکز کرده اند و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و بنیاد ادبیات داستانی و ... هم در این زمینه فعال هستند و سالانه کتاب هایی با موضوع ادبیات انقلاب منتشر می کنند. اما چرا این آثار آن طور که باید دیده نمی شوند و به نوعی به نظر می رسد در بازار کتاب گم می شوند؟ عربلو: با وجود فعالیت این نهادها و سازمان ها، باز هم آثار ادبیات کودک و نوجوان خیلی کم است، به ویژه در ژانر داستان. در زمینه داستان به ویژه کودک آثار انقلاب در حد صفر است. در حالی که باید سالانه حداقل 20 اثر برجسته و خوب کودک و نوجوان با موضوع انقلاب اسلامی داشته باشیم. این را باید ریشه یابی کنیم تا ببینیم دلیلش چیست؟
آیا می توان عدم نفوذ موضوع انقلاب در بدنه ادبیات کودک و نوجوان را به دلیل حضور کم رنگ این گونه ادبی در نشریات کودک و نوجوان به ویژه در سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دانست؟ خورشاهیان: هفته ای چند مصاحبه تلفنی پاسخ می دهم و معمولا در این مصاحبه ها می پرسند که چرا وضعیت ادبیات کودک و نوجوان این گونه است و من همیشه می گویم پدیده ای را در جامعه نمی توان جدایی از دیگر پدیده ها بررسی کرد. امروز در شرایطی هستیم که حتی نمی توان مسائل مختلف را جدایی از مسائل جهانی بررسی کرد. در حال حاضر می گوییم کتاب کودک و نوجوان کم داریم، باید دید که این آمار به نسبت چه زمانی بررسی می شود. در سال 83 در هر خانواده 3 کودک داشته ایم امروز در هر خانواده یک کودک داریم و وقتی ازدواجی صورت نمی گیرد و کودکان در جامعه کم هستند طبیعی است که تیراژ کتاب کودک و نوجوان هم بالا نمی رود. امروز سینمای کودک و تئاتر کودک هم نداریم. یکی دیگر از دلایل رکود ادبیات و هنر کودک و نوجوان این است که همه فکر می کنیم دولت باید متولی شود، در صورتی که این گونه نیست. مگر زمانی که برای کودکمان تبلت می خریم دولت پولش را می دهد و یا متولی می شود؟ یکی از مشکلاتمان این است که منتظر هستیم فرزندمان به مدرسه برود و آموزش و پرورش به او چیزی یاد بدهد. در حالی که اصلا قرار نیست این اتفاق بیفتد. منتظریم معلمی که خود مشکلات بسیاری دارد و حقوق ناچیزی می گیرد با 30 کودک در کلاس، فرزند ما را کتابخوان کند. آموزش و پرورش در ایران چنین قراری ندارد و همه کار را در خانه باید آغاز کنیم. درست شدن جامعه باید از پایین آغاز شود، از بالا قرار نیست جامعه درست شود. کودک همان طور که احساس نیاز می کند تبلت و وسایل سرگرمی این گونه می خواهد. باید احساس نیاز کند که کتاب می خواهد. پس از آن که احساس نیاز کرد کتاب می خواهد کم کم احساس نیاز کند که کتاب جنگ و انقلاب هم می خواهد. به طور مثال، من که خود فرزند شهید هستم به پسرم بگویم که 30 سال پیش پدربزرگ تو یکی از افرادی بوده که به جنگ تحمیلی رفته و شهید شده است. با چنین روش هایی کودک با جنگ احساس غرابت می کند. با همین روش به کودکانمان توضیح دهیم که زمانی انقلاب کرده ایم. ما در خانه هایمان هم به کودکانمان نمی گوییم که انقلاب کرده ایم و هر قدر هم که تلویزیون از انقلاب اسلامی بگوید باز هم موثر نیست؛ چرا که تلویزیون برای کودکانمان رسانه نیست. تلویزیون ایران یک شبکه برای کوکان دارد که آن هم خیلی شبکه خوبی نیست و هر اتفاقی که می خواهد بیفتد باید از داخل خانه ها باشد.
پس شما بخش زیادی از آسیب ادبیات کودک و نوجوان را متوجه خود خانواده ها و مخاطبان می دانید؟ عربلو: آقای خورشاهیان حرف شما کاملا درست و منطقی است اما این مسئله به کل جامعه کتابخوان کشور عمومیت دارد و تنها مختص کودک و نوجوان نمی شود. خورشاهیان: بله، همین طور است. من به عنوان یک نویسنده 60 جلد کتاب چاپ شده و 60 جلد کتاب چاپ نشده دارم و در محل کتاب کار می کنم و در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هر روز با کتاب سر و کار دارم و تمام دوستانم نویسنده و اهالی ادبیات هستند اما در طول ماه تقریبا هیچ کتابی نمی خرم. به دلیل هزینه مادی آن نیست. چرا که کتاب ها نسبت به هر کالای دیگری ارزان هستند و قیمتشان ثابت است. اما به گونه ای از کتاب دور افتاده ایم و احساس نیاز از بین رفته است. در رابطه با انقلاب اسلامی رسانه دیگری هم جای آن را نگرفته است و به طور مثال در رابطه با موسیقی انقلاب هنوز بهترین موسیقی هایی که در جمهوری اسلامی پدید آمده را موسیقی های دهه فجری می دانم که متعلق به همان زمان است. در عرصه ادبیات هم باید این کار را کرده باشیم. برخی شاعران کودک و نوجوان مانند ناصر کشاورز در رابطه با خوراک و پوشاک کودکان شعرهای خیلی خوبی می گویند و به طور حتم اگر شخصی با پتانسیل و استعداد این افراد در رابطه با انقلاب اسلامی شعر بگوید ماندگار می شود. همان طور که شعر افشین علا و وحید نیکخواه و قیصر امین پور مانده است. شاید در این رابطه کمتر کار کرده ایم. به این دلیل که انقلاب خیلی سریع اتفاق افتاد در حالی که جنگ تحمیلی 8 سال به طول انجامید و از روزهای نخست برای جنگ تحمیلی شعر گفته شد. اما درباره داستان انقلاب این اتفاق رخ نداد. البته یک دلیل دیگرش این بود که در جنگ همه مردم یک دست بودند و کسی به دنبال سهم خواهی نبود. اما در انقلاب تیپ های مختلف بودند و همه سهم می خواستند.
مرحوم فردی تجربه پرسابقه ترین سردبیری در نشریات کودک را داشت عربلو: مرحوم امیرحسین فردی تجربه پرسابقه ترین سردبیری در نشریات مختلف کودک و نوجوان را داشت و هیچ جا هم این موضوع گفته نشده است. همین اهمیت ندادن به این مسائل نویسنده و شاعر را دلسرد می کند. این که داستان های مربوط به انقلاب چرا در مجلات کار نشده است خود نکته ای است. به طور مثال، مجلات رشد تنها شماره ای که مربوط به همین بهمن ماه است مطالبی کار می کنند و تداوم وجود ندارد. نشریات خیلی مهم است و بهترین نویسنده ها از نشریات کارشان را آغاز کردند و شعر گفتند و قصه نوشتند. نشریات بستر مناسبی برای عرضه داستان های انقلاب اسلامی است. در ادامه صحبت های جناب خورشاهیان می خواهم بگویم ما نویسنده ها هم مقصر بوده ایم. به طور مثال، در رابطه با اشغال لانه جاسوسی ما نویسندگان کودک و نوجوان کی رفته ایم مطالعه عمیقی بر روی این موضوع انجام دهیم و یا یک بار به داخل آن رفته ایم تا ببینیم فضایش چگونه است؟
هر روز انقلاب یک حادثه بوده است هر روز انقلاب یک حادثه بوده است و کدام نویسنده رفته است بررسی کند؟ نمی شود به این مسئله عنوان تنبلی داد. باید انگیزه ای در نویسندگان ایجاد شود. شاید نویسندگان، انقلاب اسلامی را به درستی نشناخته اند. انقلاب اسلامی را در این می بینیم که در چند روز شروع شد و اوج گرفت و شاه سرنگون شد و حکومت جمهوری اسلامی پیروز شد. در حالی که می توان به عقب تر برگردیم. حوادث بسیار زیاد هستند و این انگیزه باید در نویسندگان ما ایجاد شود. البته برخی می گویند نویسندگان به لحاظ مادی تامین نیستند و به همین دلیل انگیزه ای پیدا نمی کنند و به نظرم حق هم دارند. من به انتشاراتی که کتابم را تجدید چاپ کرده است رفته ام و کل حق التالیف من حدود 200 هزار تومان شده است. با چنین پول هایی می خواهیم در نویسندگان کودک و نوجوان انگیزه ایجاد کنیم تا در ذهن عجیب کودک مفهوم به این بزرگی را منتقل کنند. نویسنده باید وقت و انرژی زیادی بگذارد و در نهایت هم پس از نگارش اثر، یا ناشر برای چاپ آن پیدا نمی کند و یا چاپ ضعیف و محدود ارائه می دهند. نمی توان ادبیات کودک و نوجوان را از مشکلات صنعت نشر جدا کرد. آقای خورشاهیان هم نکته درستی گفتند که متولی را فقط دولت نبینیم، اما این گونه هم درست نیست که دولت اگر می خواهد در زمینه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت کند، به طور نادرست به این مبحث ورود کند. 
کمیک استریپ به دلیل هزینه های بالایش کنار گذاشته شده است در کنار این آسیب ها ما در دورانی به سر می بریم که تکنولوژی و صنعت سرگرمی به سرعت به روز می شود و کودکان در کنار تمام سرگرمی های روز، با کمیک استریپ های خارجی هم آشنا می شوند که برایشان بسیار جذاب و مهیج است، آیا با موضوع انقلاب، کمیک استریپ هم کار شده است؟ عربلو: زمانی در مجله رشد، کمیک استریپ انقلاب راه انداختیم و بسیار مورد استقبال قرار گرفت. در مرکز انیمیشن حوزه هنری نیز سه جلد کتاب را درباره زندگی حضرت امام خمینی (ره) نوشتم و بسیار خوب و زیبا شده است. یکی از قالب های جذاب برای کودکان و نوجوانان کمیک استریپ است، اما هزینه های بسیار بالایی دارد و به همین دلیل هم ناشران این کار را نمی کنند. متاسفانه بودجه در قسمت فرهنگی که می آید خیلی بزرگ دیده می شود و وقتی به نویسنده و تصویرگری می خواهیم حق الزحمه بدهیم تصور می کنیم شاهکار کرده ایم و توقع مان هم بالا است. به صراحت بگویم در ادبیات انقلاب اسلامی برای کودکان کاری نکرده ایم و به نظرم مقصر این موضوع بخشی نویسندگان و بخشی عواملی است که وجود دارد.
اگر کتابی درباره بلوغ نوجوانان بنویسم صدها ناشر خواهم داشت خورشاهیان: در جنگ از شهرهای مختلف جبهه می رفتند و در شهرهای مختلف هم شهید داشتیم اما عملا همه شهرهای ما درگیر جنگ نبودند. در حالی که در انقلاب اسلامی از سال 42 به بعد همه شهرهای ما درگیر انقلاب بودند. در مجموعه کتاب های «روزهای انقلاب» که در حوزه هنری در دست چاپ است، کتابی با عنوان «رو تن این تخته سیاه» درباره 16 آذر سال 32 نوشتم، برای نگارش این کتاب سر خاک سه شهید 16 آذر در امام زاده عبدالله شهرری رفتم، یادداشت شهید چمران را پیدا کردم و خواندم، کتاب علی اکبر سیاسی که آن زمان رئیس دانشگاه تهران بود را خواندم و اسناد آن دوران را بررسی کردم و این کتاب مستند داستانی را نوشتم. حال می خواهم بگویم که روزهای پیروزی انقلاب اسلامی را کاملا یادم است و نیازی نیست که تحقیق کنم و بسیار راحت تر می توانم کتاب را بنویسم. اما مسئله این است که اگر شعر کودکی بگویم که کودکان چگونه دستشویی بروند، صد تا ناشر دارم که با علاقه کتاب را چاپ می کنند و یا کتابی درباره بلوغ نوجوانان بنویسم ناشران بسیاری دارم؛ چرا که خانواده ها به این گونه کتاب ها نیاز دارند. اما اگر کتابی درباره انقلاب بنویسم ناشری ندارد. من می گویم حتی اگر به پول کتاب هایم نیازی نداشته باشم، با این همه دلم می خواهد کتابم چاپ شود. اگر منتشر نشود که فایده ای ندارد. چه ایرادی دارد وقتی در این مملکت برای همه چیز هزینه می کنیم و حتی برای مرده هایمان هم خرج می کنیم، برای نویسندگانمان هم هزینه کنیم. باید جایی داشته باشیم که به طور تخصصی متولی ادبیات انقلاب اسلامی باشد. جنگ عملا سال 67 به پایان رسیده است. اما انقلاب اسلامی چیزی است که هر روز هست و 22 بهمن تازه شروع شده است. ما عنوانی به نام «بعد از انقلاب اسلامی» نداریم، بلکه در حال حاضر در دوران انقلاب اسلامی به سر می بریم. باید روحیه انقلابی بودن را در این مردم زنده نگه داریم. وقتی می گوییم اقتصاد مقاومتی یعنی باید روحیه انقلابی داشته باشیم تا بتوانیم اقتصاد مقاومتی را هم پیش ببریم. کودکان و نوجوانان امروز با مفهوم خانواده بیگانه شده اند. ما چند میلیارد تومان هزینه می کنیم تا فیلم ضعیف «چه» را تولید کنیم، در حالی که اگر این 5 میلیارد را در کتاب هزینه می کردند، بسیار ماندگار تر و بهتر بود.
فرزندم با اذان مرحوم موذن زاده دست می زند کودک من موسیقی انقلابی ندارد. من به انقلاب و جنگ تحمیلی متعهدم و تا آخرش هم متعهد می مانم. اما مگر چقدر می توانم فرزندم را وادار کنم و در ذهنش فرو کنم. در خانه ام ماهواره ندارم و کودکم با صدای حاج محمود کریمی و اذان موذن زاده شروع به دست زدن می کند و تصور می کند موسیقی همین است. باید چنین روحیه ای را زنده نگه داریم. متاسفانه افراد زیادی را می بینم که به جنگ تحمیلی دید خوبی ندارند، به خاطر این که گفته ایم رزمندگان در آن دوران به خاطر امام خمینی (ره) به جنگ رفته اند. در حالی که اگر زمان شاه هم جنگ می شد این آدم ها می رفتند و از خاک و ناموسشان دفاع می کردند. همین الان هم اگر جنگ شود همین مردم می روند و از میهن دفاع می کنند. عربلو: یکی از مشکلات ما این است که مخاطبمان را نشناخته ایم و نمی دانیم چگونه وارد حوزه کودک و نوجوان شویم. متاسفانه بسیاری از نویسنده های کشور مطالعه نمی کنند.
عظمت قرآن کریم را در استادیوم آزادی فهمیدم خورشاهیان: در رابطه با عدم شناخت مخاطب می خواهم خاطره ای تعریف کنم. من عظمت قرآن کریم را در استادیوم آزادی فهمیدم. یک بار برای بازی های باشگاهی به استادیوم رفته بودم و 70 هزار تماشاگر آماده بودند و از 2 ساعت قبل از بازی تا زمان بازی به بازیکنان تیم حریف فحاشی می کردند، اما به محض این که آیه های قرآن در استادیوم خوانده شد، همان آدم ها که تا چند دقیقه پیش به بازیکنان داخل زمین فحاشی می کردند؛ طنین انداز و زیبا پس از پایان هر آیه، الله می گفتند. ما آن هایی که استادیوم می روند و یا به پارک می روند و فوتبال بازی می کنند را مخاطب نمی دانیم. مخاطب از نظر ما کودکی است که عینک می زند و تنها کتاب می خواند. ما از مخاطب فاصله گرفته ایم و بعد هم تصور می کنیم می دانیم مخاطب چه می خواهد. عربلو: باید مرکزی داشته باشیم مانند مرکز ادبیات مقاومت کودک و نوجوان که در طول سال مدام ادبیات انقلاب اسلامی کودک و نوجوان را رصد کند و آثار تازه و با کیفیت بالا تولید کند. در این زمینه در حال حاضر مراکزی فعالیت می کنند، آیا بیش از این نیاز به مراکزی هست که در زمینه ادبیات کودک و نوجوان کار کنند؟ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یا نهادهای دیگر در کنار تمام فعالیت هایشان آثاری با موضوع انقلاب هم منتشر می کنند. در حالی که اگر جایی متولی باشد و اختصاصا بر روی این موضوع کار کند بهتر است. خورشاهیان: من کارشناس کانون پرورش فکری هستم و در 100 جلد کتاب اخیری که از این مرکز خوانده ام تنها یک جلد درباره انقلاب اسلامی بوده است. متاسفانه خود دولت ضرورت پرداختن به انقلاب اسلامی برای کودکان را درک نمی کند.
می خواهند چهره رضاشاه را ویرایش و پالایش کنند عربلو: در مقابل این کم کاری ما، برخی هم از آن طرف به شدت کار می کنند. حتی در برخی از لطیفه ها می بینیم که چهره شاه و رضاشاه را ویرایش و پالایش می کنند. وقتی کار نکنیم آن ها از آن طرف کار می کنند. متاسفانه هیچ گاه در نظر گرفته نمی شود که آیا کودک امروز در فضای انقلاب قرار دارد یا خیر و آیا در فضایی هست که بشود به او از آبشخور انقلاب اسلامی خوراک داد؟ عربلو: ما بسترسازی نکرده ایم و چند نسل را از دست داده ایم، نوجوانان امروز هم چیزی از انقلاب اسلامی نمی دانند. خورشاهیان: صدا و سیما هر چیزی را می تواند نهادینه کند، اگر جایی به ویژه صدا و سیما این احساس نیاز را در نویسندگان و شاعران انقلاب به وجود بیاورد بسیار می تواند موثر باشد. من روز قدس که به راهپیمایی می روم گریه می کنم، همان طور که عاشورا گریه می کنم. اگر من با اعتقادم و با دلم می نویسم، دولت هم باید با دل و جان از ما حمایت کند و بخشی از پولی که برای ورزش می دهند را هم به ادبیات بدهند.
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/GK9XKEQ

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir