زنجان
← همه اخبار
مراسم ویژه "عصر حافظ" همزمان با بزرگداشت این شاعر گرانقدر کشورمان در تالار مهر حوزه هنری برگزار شد.

مراسم ویژه "عصر حافظ" همزمان با بزرگداشت این شاعر گرانقدر کشورمان در تالار مهر حوزه هنری برگزار شد.

۲۰ مهر ۱۳۹۲کد خبر: 32219۳

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری مراسم ویژه "عصر حافظ" با حضور محسن مومنی شریف رییس حوزه هنری، علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری، اصغر دادبه، بهاالدین خرمشاهی، علی موسوی گرمارودی، سید قاسم ناظمی معاون هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، سعید بیابانکی، ناصر فیض، کمال شفیعی، مهدی مظفری ساوجی، علیرضا لبش و جمعی از اهالی رسانه و علاقه مندان غزلیات حافظ برگزار شد.

سعید بیابانکی که اجرای مراسم را بر عهده داشت با اشاره به حضور حافظ شناسان و پژوهشگرانی همچون دادبه، خرمشاهی و گرمارودی در سالن، گفت: هر کس که به اشعار حافظ علاقه مند است، قطعا باید آثار این بزرگان را بخواند تا به افق های شعر حافظ دست پیدا کند. وی افزود: 20 مهر ماه در همه جای جهان و به خصوص کشورهای فارسی زبان به نام "حافظ" نهاده شده است. در ادامه این مراسم دکتر اصغر دادبه، بهاالدین خرمشاهی و علی موسوی گرمارودی سخنانی در باب حافظ و اشعار و غزلیات این شاعر نامدار کشورمان پرداختند. علیرضا قزوه، فریبا یوسفی و محمود حبیبی کسبی نیز در این مراسم به شعر خوانی پرداختند. فاضل نظری نیز غزلی خواند که به شرح زیر است: غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش امدی
با من به جمع مردم تنها خوش امدی
بین چماعتی که مرا سنگ می زنند
می بینمت برای تماشا خوش امدی
راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
ای من! به اخرین شب دنیا خوش امدی....
پایان ماجرای دل و عشق روشن است
ای قایق شکسته به دریا خوش امدی
با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود
منت گذاشتی به سرما خوش امدی
ای "عشق" ای عزیز ترین میهمان عمر
دیر امدی به دیدنم اما خوش امدی ناصر فیض نیز نقیضه طنزی که بر شعر حافظ سروده بود خواند که به شرح زیر است: سیاست را نمی خواهم نه از نزدیک و نه دورش
ندارد چون پدر،مادر نه آن جورش نه این جورش

دلی دارند خوش هر چند معذورین مآمورش
مرا هرگز دلی خوش نیست از مآمور و معذورش

سیاست جنگ بین عده ای سیاس اگر باشد
همین کافیست رو گردانم از هر چه سلحشورش

اگر ربطی ندارد با سیاست فی المثل، دریا
چه شد که در ارومیه در آمد ناگهان شورش

نمی شد خشک و دریا داشت اینک دلبری می کرد
اگر که آب را هرگز نمی کردند مجبورش

وطن یعنی همین جایی که می نامد مرا دشمن
به جرم عشق ورزیدن به آن همواره، مزدورش!

فدای خاک پاکش می کنم این جان شیرین را
شود در کام من چون زهر اگر هم شهد انگورش

به طاووسش نمی بخشم اگر خواهد کسی از من
پری بخشم به ایشان در عوض از قمری کورش

کسی می گفت منظور تو را ما خوب فهمیدیم !
نمی دانم چه بود از اینکه با من گفت، منظورش

ولی من یک دعا خواندم، فرستادم ثوابش را
به روح پر فتوح والد مرحوم مغفورش

پس از آن مصرعی زیبا به یادم آمد از حافظ
«سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش»

یکی هم مثل من هرگز دعا خواندن نمی داند
نداند - من چه می دانم - یقینا نیست مقدورش

برای آنکه گاهی یک نفر طوری بد اقبال است
که حتی ماهی مرده نمی افتد تهِ تورش

که گاهی بی شراب تلخ هم با آن به هر صورت
بیاساید ز دنیا ساعتی را بی شر و شورش

کنون که می رود هیزم شکن شب ها و می خوابد
نمی خوابد مگر قصاب هم با برق ساطورش!؟

سیاست چیز خوبی نیست مخصوصا در آن دوران
که هرکس زور می گوید به هرکس می رسد زورش

سیاست گاه مانند زنی زیباست اما من
گذشتم از سر خیر سیاه و سبزه و بورش

نه از معذور آن دارم دلی خوش نه به هر علت
همان طوری که گفتم از سیاست های مامورش
لازم به ذکر است جواد بخشش نیز به آواز خوانی و حافظ ایمانی هم به دف نوازی در این مراسم پرداخت. ------------------------------------------------------------- دادبه: هر قدر شاعر با شکایت و شادی مردم همراه تر باشد موفق تر است  اصغر دادبه با بیان این که می توان برخی تعبیرات و اشعار حافظ را دو گانه و حتی گوناگون خواند، اظهار کرد: معناهای مختلفی که از قرائت های متفاوت اشعار حافظ به دست می آید صحیح است. وی ادامه داد: یکی از مضامین شعر حافظ شکوا و شکایت است. و شاعر هر قدر با شکوا و شکایت و شعف و شادی مردم همراه تر باشد موفق تر است. این که اشعار حافظ ماندگار شده است به خاطر پشتیبانی bbc و غرب نبوده است. به این بزرگان هم کم بی حرمتی و بی لطفی نشده است اما اشعار او باعث شده ماندگار باشد. حافظ در اشعارش شکوه و شکایت از نابسامانی های که در روابط اجتماعی به وجود آمده است می کند. دادبه با تاکید بر طنازی حافظ در اشعارش، عنوان کرد: عجیب است که "گوته" شاعر آلمانی با ترجمه های دست و پا شکسته اش متوجه طنزپردازی حافظ شد اما ما در 30 ، 40 سال اخیر این موضوع را فهمیده ایم. وی گفت: نظم مانند نثر وظیفه اش اطلاع رسانی است اما شعر ضمن این که اطلاع رسانی می کند کارش این نیست. اگر مسئله را از منظر کاملا بلاغی نگاه کنیم و تقسسیم کهن غرض اولی و اغراض ثانویه را در نظر بگیریم و از این منظر به هر موضوع علمی و فلسفی که وارد شعر شده است بنگریم نتیجه این می شود که شعر ابزاری برای انتقال پیام های شاعرانه است. این محقق و پژوهشگر با بیان این که هر چیزی که در عالم بشریت پدید آمده نیاز بوده است، عنوان کرد: وقتی نظریه جبر و اختیار پدید آمده نیاز بوده و در تاریخ بشر هم می بینید که گاهی جبر و گاهی اختیار به کار می آمد و حافظ هم در این میان بوده است. ------------------------------------------ خرمشاهی از حافظ گفت  بها الدین خرمشاهی در این مراسم سخنانش را با یکی از غزل های حافظ با مطلع "صوفی ار باده به اندازه خورد، نوشش باد / ورنه، اندیشه این کار فراموشش باد/ پیر ما " «خطا بَر»، قلم صُنع نرفت/ آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد" آغاز کرد و گفت: شاید "خطاپوش" به معنای این است که خطایی وجود دارد و خداوند خطا را می پوشاند تصور شود اما من به دریافت جدیدی رسیدم و می گویم با قرائتی جدید این طور نیست.  وی ادامه داد: در قرائت جدید از بیت دیگر حافظ کمک می گیریم که در آن آمده است "آبرو می‌رود ای ابر خطاپوش ببار/ که در این بحر کرم غرق گناه آمده‌ایم". شاید سبب تعجب شود که مگر ابر خطاپوش است؟ ابر باید خطا شوی باشد.  خرمشاهی با اشاره به اینکه در حدود 30 نسخه به صورت ابر خطاپوش آمده است، تصریح کرد: خطا پوش دیگری نیز در حافظ داریم که آمده است "پیر دردی کش ما گرچه ندارد زر و زور/ خوش خطا بخش و خطا پوش خدایی دارد". آیا پوشاندن به معنای آن است که خداوند خطاهای ما را می پوشاند؟ این یعنی به محض غفران حضرت حق آن خطا کم لن یکن می شود.  وی در بخش دیگر سخنانش گفت: درست نیست که خطاپوش را به عنوان خطازدا به کار ببریم . هر چه هست ازقامت ناساز بی اندام ماست؛ کسی که اتومبیل را اختراع کرد مسئول ترافیک امروز ما نیست . چه بسا که خداوند کار طبیعت را به طبیعت وانهاده باشد.  این حافظ شناس به بیت دیگری از حافظ اشاره و تصریح کرد: " طی زمان ببین و مکان در سلوک شعر / کین طفل یک شبه ره صد ساله می رود". در مصرع اول طی زمان به معنی اینکه زمان تندتر از کائنات پیش می رود و طی مکان یعنی زمین به وسیله رهرویی درنوردیده شود .  وی با بیان اینکه باید شعر به صورتی که سکون روی طفل باشد خوانده شود افزود: طفل یک شبه، ره صد ساله می رود درست نیست و اشتباه دستوری به وجود می آید بلکه باید کین طفل ، یکشبه ره صد ساله می رود خوانده شود.  خرمشاهی ادامه داد:جمله " ره یک شبه را صد ساله رفت" در مجامع امثال نیز داریم و مردم این معادله را بیشتر دوست دارند. وی به بیت " ماجرا کم کن و باز آ که مرا مردم چشم / خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت" از حافظ اشاره و اظهار کرد: ذهن من سالهای زیادی راه به این بیت نمی برد و برایم معما بود. ماجرا کم کردن در این شعر یک رسم درویشی بود یعنی بیا آشتی کنیم و برگردد. اما مردم چشم که نمی توانند خرقه از سر بدر آورند.یعنی مرا خلع لباس کرد.  --------------------------------------------------------------------- موسوی گرمارودی: غزل های حافظ هزار نکته باریک تر از مو دارد  سید علی موسوی گرمارودی در این جلسه در ارتباط با آلبوم موسیقی "لسان الغیب حافظ" که اشعار حافظ با صدای وی منتشر شده است، گزارش کاملی ارائه کرد. گرمارودی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه پیشنهاد خوانش آلبوم لسان الغیب سال 75به وی شده بود، گفت: خوانش من برای این آلبوم به توصیه مهندس عامری 7 ماه به طول انجامید و بعد از آن استاد خرمشاهی مقاله ای را در روزنامه به چاپ رساند و در آن خاطر نشان کرد " خدا را گواهی می دهم که بعد از شنیدن این آلبوم چند مورد قرائت خود را در خواندن دیوان حافظ تصحیح کردم." وی ادامه داد: برای رفع اختلاف در قرائت اشعار حافظ و درک و دریافت حاق معانی در زبان حافظ علاوه بر استاد خرمشاهی از استاد شفیع کدکنی و مهندس عامری نیز کمک گرفتم. غزل های حافظ هزار نکته باریک تر از مو دارد و کمک از کارشناسان برای خواندن آنها ضروری و لازم بود. موسوی گرمارودی با بیان اینکه 500 غزل حافظ را در آلبوم لسان الغیب خوانده است ، اضافه کرد: اولین دغدغه ای که از آغاز برای خوانش این آلبوم داشتم این بود که از کدام نسخه حافظ استفاده نمایم. خود معتقد بودم از نسخه هوشنگ ابتهاج استفاده نمایم اما در نهایت از دیوان علامه قزوینی و قاسم غنی بهره بردم. این شاعر پیشکسوت کشورمان افزود: دغدغه دیگر من در خوانش این اثر طرز بیان کلماتی بود که حافظ با دقت کامل سروده بود. اینکه اشعار نزدیک به قرائت حافظ حوانده شود و یا با تغییراتی که در طول این 600 سال به وجود آمده است، خوانده شود. نظراستاد کدکنی در این رابطه این بود که نباید زیر بار تلفظ کلمات در حال حاضر رفت و باید حتی المقدور با تلفظ های قرن هشتم خوانده شود.  گرمارودی در این رابطه افزود: استاد خرمشاهی در رابطه با تلفظ کلمات معتقد بود بایستی لحن کلام تغییر یابد تا اگر تلفظ کلمات در سالهای بعد تغییر یابد، آیندگان بدانند در این سالها مردم اشعار حافظ را چگونه می خواندند. پیشنهاد من حد وسط توصیه این دو استاد بود که اصل بر این باشد تا کلمات با تلفظ صحیح ادبی آنها خوانده شود و فقط چند دسته از کلمات که تلفظ آنها با صورت ادبی فرق فاحش دارد و برخی از آنها هم در دیوان حافظ به کار رفته اند را استثنا نمائیم. این شاعر خطر نشان کرد: شیرین کاری های غزل سرایی حافظ در پیدا و پنهان،رعایت روایی و روانی در موسیقی کلمات، هنرمندی های بسیار و شیوه یگانه در تصنیف پردازی های وی در طول این 600 سال در ذهن و زبان مردم ما آن چنان جا خوش کرده است که می توان به جرات گفت رواج و یا محدود بودن بسیاری از کلماتی که ما امروز به کار می بریم به طرز کابردی که حافظ در کلمات داشته است ارتباط دارد.
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/QEQMC26

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir