زنجان
← همه اخبار
مبانی و مولفه های تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ

مبانی و مولفه های تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ

۱۶ فروردین ۱۳۹۱کد خبر: 31039۳

مرتضی اسماعیل زاده، محمد اسماعیل زاده

چکیده
نامگذاری سال1390 از سوی رهبر انقلاب حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای مدظلله العالی به نام سال جهاد اقتصادی گشاینده فصل و بابی جدید در اعتلای میهن است. گذاردن نام جهاد برای ایجاد تحولات بزرگ در عرصه اقتصادی مبین این است که همت و تلاش ها در این سال می بایست بیشتر گردد. اصولا از منظر معظم له نه تنها در باب اقتصاد بلکه در تمام عرصه های که فرد مشغول خدمت است می بایست حرکتی جهاد ی انچام گیرد تا کشور به نقطه ارمانی خود برسد. و در این بین توجه به جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ می تواند نقش موثری در حل مشکلات این بخش از جامعه را داشته باشد. این مقاله قصد دارد که ضمن بررسی مفهوم جهاد وجهاد اقتصادی به بیان مفهومی و کارکردی جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ بپردازد و به طور اجمالی چالش های فراروی تحقق ان را در ایران بیان دارد
واژگان کلیدی: جهاد، جهاد اقتصادی، فرهنگ، چالش، راهبرد
مقدمه:
با نگاهی به تحولات جامعه می توان دریافت که جامعه ما در حال گذر از حساس ترین تحول تاریخى خود، یعنى گذر ازدر حال توسعه بودن به توسعه یافتگی است. این حساسیت زمانی شکل عینی تر و ملموس تری به خود می گیرد که در نظر داشته باشیم که که تاکنون در دنیاى کنونى پیش نیامده که یک کشور با گرایش اسلامى به رشد و توسعه همه جانبه اقتصادى و اجتماعى نائل شده باشد، ضمن اینکه گروهى بر این عقیده هستند که دین مانع توسعه است و جمع این دو ممکن نیست. ولیکن امروزه در پرتو نظام ما این امر تحقق یافته است و در این میان انچه که از اهمیت و ارزش بیشتری برخوردار می گردد مساله توسعه اقتصادی بر مبنای جهاد اقتصادی است. جهاد اقتصادی نه تنها در باب امور اقتصادی بلکه در تمام جهات جامعه می تواند موثر باشد بی شک مقوله فرهنگ یکی از مواردی است که می تواند از جهاد اقتصادی تاثیر پذیرد و این دو می توانند در هم تاثیر داشته و در برخی جاها مکمل هم باشند لذا امروزه می بایست با تکیه به تعالیم حیاتبخش اسلام و با مبنا قرار دادن جهاد اقتصادی به طراحی الگویی در جهت تحول در بخش فرهنگ دست بزنیم که در راستای ان به هم توسعه اقتصادی و هم در نهایت به توسعه فرهنگی نائل آییم.
مفهوم جهاد
جهاد در لغت از ریشه« جَهد و جُهد » به معنای مشقت و زحمت و همچنین به معنای توان و طاقت است.
راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، (1) صاحب قاموس می گوید: اصل کلمه جهاد از جهد (به فتح جیم و ضم آن) است، و به معنای تلاش توأم با رنج و زحمت می باشد. جهاد مصدر باب مفاعله و به معنی بسیار تلاش کردن می باشد و نیز اسم است به معنی جنگ. جنگ را از آن جهت جهاد گویند که تلاش توأم با رنج است.)) (2) می توان گفت که جهاد در لغت به معناى توان و سختى و در اصطلاح به مـعناى (( به کار گرفتن نهایت تلاش و توان در مقابله با دشمن )) است شهید ثانی جهاد را بذل جان و مال به طریقی مخصوص برای جنگ با مشرکان و یا افراد باغی در راه اعتلای کلمه اسلام. ( زین الدین جبعی عاملی، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، (3) ولی صاحب جواهر نظر جامع تری در این خصوص دارد وی بیان می دارد ( الجهاد بذل النفس و المال و الوسع فی اعلاء کلمة الاسلام و اقامة شعائر الایمان: جهاد بذل جان و مال و توان در راه اعتلای اسلام و برپا داشتن شعائر دین است.)( محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، (4) علامه طباطبایی مفهوم جهاد براى دفع هر موجود شرّ آفرین و مزاحمى است که مى‏خواهد به انسان زیان برساند و او را از سعادت هر دو جهان باز دارد؛ مانند شیطان که مى‏کوشد انسان را گمراه کند. (5) و یا دشمنانى که در پى بندگى و ذلت و بى هویت کردن انسانهایند. جهاد را در مـفهوم خاص خود می توان عنوان یک وظیفه و تکلیف الهى ,بیان داشت. از این رو جـایـگـاهى بلند ی در اسلام دارد و سهمى قابل توجه ازات الاحکام را به خود اخـتـصـاص داده است. در قـرآن کریم, واژه (جهاد) با قید( فى سبیل اللّه) آمده است که این امر ان را مقید و بـدین وسیله, ازسایر جنگ ها متمایز شده است. قید( فى سبیل اللّه) نشانگر آن اسـت کـه روح و شالوده جنگ و جهاددر اسلام, در راه خدا بودن آن است. از این رو, جنگى که فاقد این ویژگى باشد, از نظر اسلام فاقد ارزش و اعتبار است. در راه خـدا بـودن جـهـاد بـدین معناست که جنگ باید براى تحقق اهدافى به کار گرفته شود که خداوند متعال معین فرموده است. همین حقیقت, رمز تقدس و ارزشمندى جهاد ودفاع در اسلام است از این رو می توان چنین بیان داشت که مفهوم جهاد بر خلاف تصور عامه فقط مفهوم نظامی نیست. رهبر معظم انقلاب اسلامى، آیة اللَّه خامنه‏اى مى‏فرماید (هر چیزى که هم تلاش باشد و هم در مقابله با دشمن باشد، جهاد است. یعنى ممکن است یک کارى انجام دهند، زحمت هم بکشند، بگویند ما داریم جهاد مى‏کنیم، نه، جهاد یک شقّش این است که در مقابله با دشمن باشد. (سخنرانى معظم له در جمع فرماندهان لشکر محمدرسول اللَّه(6)
مبانی جهاد اقتصادی از دیدگاه اسلام
وقتی که بحث از توسعه به میان می اید برخی گمان می کنند که این امر در تضاد با مبانی اسلامی است در حالیکه اسلام، نه تنها بر توسعه از جمله توسعه اقتصادی تأکید و توجه دارد؛ بلکه به عنوان امری که در تاریخ انبیا مسبوق به سابقه است، با ان مواجه می شود. به عنوان مثال از دیدگاه اسلام حضرت آدم علیه السلام اولین شخصی بود که به تعلیم خداوند به کشاورزی و کشت گندم دست زد و هابیل، فرزند صالح او، این کار را توسعه داد. (7) و یا حضرت نبیط که یکی از فرزندزادگان حضرت نوح بود، کشاورزی را به طور گسترده ای توسعه داد و علاوه بر زراعت به کشت درخت و ساختن نهرها و جاری کردن آبها دست زد و صنعت باغداری و آبیاری را پدید آورد.(8) این آغاز توسعه دو صنعت آبیاری و باغداری بود که تا امروز ادامه یافته است.از منظر اسلام مبدع توسعه هم انبیا الهی بوده اند، کما این که اولین کسی که توسعه شهری و اجتماعی و تقسیم جمعیت را ابداع نمود و بدان همت گمارد، حضرت نوح علیه السلام و سپس حضرت فالغ، یکی از پیامبران پس از هزاره اول، بود.(9) اسلام حضرت داوود علیه السلام نخستین فردی می داند که با الهام از خداوند، صنعت ریخته گری در فلزات را ابداع نمود. و با استفاده از ان فلزات را از حالت بسیط خارج کرده و از طریق ذوب فلزات و ریخته گری به تجارت فرآوردهای آن پرداخت. (10) آنچه باعث تأسف است، مفقود شدن حلقه های واسطه بین سرچشمه توسعه در تعالیم و عمل کرد پیامبران و مباحث نظری توسعه درعصر حاضر و توسعه یافتگی برخی از جوامع امروزی در سلسله زنجیری تاریخی توسعه است. مفقود شدن و ندیدن آن حلقه های واسطه ای، ناشی از غفلت از دیدگاههای ناب الهی و اسلامی در این خصوص بوده است. در آیات قرآن و احادیث و آموزه های دینی، اگرچه به صورت مستقیم واژه توسعه نیامده است؛ ولی در عوض آموزه های متعالی و مفاهیمی غنی در آنها وجود دارد که تا حدی مفهوم توسعه به معنی امروزی را در اختیارما قرار می دهند و یا عوامل لازم آن را معرفی می کنند. به عنوان مثال اگرچه واژه توسعه در قرآن کریم به صراحت بیان نگردیده است، ولی مشتقات آن به صورت واسع، واسعه، سعه، وسع و موسع به کار رفته که در مفهوم گسترش و توسعه مورد استفاده قرار گرفته است، و اصطلاح رشد عینا و به صورتهای رشد، رشاد، مرشد، راشدون به کار رفته که در آنها عموما هدایت، نجات، صلاح و کمال موردنظر بوده است به عنوان مثال در آیه 256 سوره بقره، رشد در مقابل غَیی به کار رفته و رشد را در اینجا به معنی راه درست و غی به معنی راه انحرافی گرفته اند .(11) رشد یافتگان یا راشدون در تعبیر قرآن کسانی هستند که دارای ایمان و تقوا بوده، به راه هدایت و سعادت انسان در جامعه دست یافته‏اند((وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِى عَنىّ‏ِ فَإِنىّ‏ِ قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لىِ وَ لْیُؤْمِنُواْ بىِ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون(12):چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو که من نزدیکم و به نداى کسى که مرا بخواند پاسخ مى‏دهم. پس به نداى من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند و همچنین این صفت برای کسانی به کار رفته که مخالف کفر و فسق و عصیان بوده، دوستدار ایمان و تقوا هستند)) البته می بایست توجه داشت که در اقتصاد متعارف، واژه توسعه گسترده‏تر از واژه رشد می‏باشد، در حالی که براساس تعالیم قرآنی، جامعه رشد یافته متعالی تر از جامعه توسعه یافته است. اگرچه به نظر می‏رسد که نمی‏توان با واژه‏شناسی و صرفا بررسی و تحلیل لغوی و مفهومی این دو واژه به مفاهیم موردنظر رشد و توسعه در ادبیات اقتصادی امروز دست یافت ولی این بررسی مبین این است که اسلام در معنا و مفهوم تضادی با رشد و توسعه ندارد. در کل می توان گفت که مجموعه مفاهیم و آموزه های متعالی اسلام در بعد اقتصادی می تواند مفهوم بسیط و پایه ای از توسعه را در اختیارمان قرار دهد که به دور از نقش فریب کارانه و کارکرد استعماری واژه توسعه غربی است. مفهومی که در خود رونق اقتصادی، شکوفایی اقتصادی، خود اتکایی اقتصادی، عدالت اقتصادی و معنویت اقتصادی را نهفته دارد. از نظر اسلام نه تنها تضاد و تقابلی بین توسعه و علی الخصوص توسعه اقتصادی نیست، بلکه اعتقاد به توسعه امرى فطرى است، چرا که در توسعه، دست یافتن به یک وضعیت مطلوب مد نظر بوده و دست یافتن به یک وضعیت مطلوب بیان دیگرى از مفهوم تکامل انسان است. اسلام از سوی بیان می دارد، که انسان به طور فطرى کمال طلب است و این کمال خواهى در همه ابعاد مطرح مى‏باشد.به همین جهت می توان گفت که تحقق توسعه اقتصادى مطلوب اسلام مى‏تواند مقدمه این کمال باشد. اسلام به صراحت بیان می دارد که یک فرد مسلمان به طور طبیعى باید به توسعه به معناى وضعیتى که در آن امکان تکامل انسان وجود دارد، معتقد باشد و از سوی دیگر از دیدگاه اسلام، افراد از عنصر اختیار برخوردارند و این یکی از پیش شرطهای لازم و ضروری برای تحقق توسعه در جوامع بشری است. بی تردید اگر افراد معتقد به جبر بوده و براى خود انتخاب و اختیارى قائل نباشند، هرگز نمى‏توانند آفرینندگان بناى عظیم توسعه باشند. بنابراین چون اسلام، انسان را کمال طلب و مختار مى‏داند و اعتقاد به توسعه از لوازم این دو محسوب مى‏شود، در نتیجه خود به خود اعتقاد به توسعه و کمال مورد تأیید اسلام نیز مى‏باشد. علاوه بر این در اسلام عناصر دیگرى نیز وجود دارند که تقویت و احیاى آنها مى‏تواند در میان مسلمانان توسعه برانگیز باشد از جمله مى‏توان به مواردی چون فرهنگ کار و تولید، حرمت اسراف و تبذیر، پیوستگى مادیت و معنویت، موظف شدن مسلمانان به آباد کردن زمین، فراخوان اسلام به اموختن علوم و فنون و صنایع، اعتقاد به جامعه آرمانى، مذمت فقر مالى، رعایت نظم و برنامه ریزى و.. اشاره داشت که هریک به تنهایی می توانند در تحقق بخشی از فرایند توسعه در جامعه دخیل و سهیم باشند. در یک برآیند کلی می توان گفت که، اسلام نه تنها مخالفتی با توسعه ندارد بلکه در درون خود داراى عناصرى است که احیاى آنها مى‏تواند در زمینه تحقق توسعه به صورت مطلوب در حد غیر قابل تصوری مفید و موثر باشد. به عبارت دیگر اسلام به بهترین نحو و در عالى‏ترین شکل خود فرهنگ توسعه را داراست و این مسلمانان هستند که باید این فرهنگ را با تأسى از اسلام به صورت بالفعل در آورند. در آن صورت است که مى‏توانند به همه جنبه‏هاى مثبت توسعه اقتصادى در غرب، نائل شده و نه تنها از همه جنبه‏هاى منفى آن به دور باشند، بلکه جامعه‏اى داشته باشند که در همه ابعاد انسانى الگو و نمونه باشد که البته اقتضاى این فرهنگ، همین است. از این رو دیدگاه اسلام و اندیشه اقتصادى اسلام در مورد جهاد اقتصاد ی نه تنها مثبت، بلکه به مثابة آرمانی است که همواره در جان و دل اولیا و پیروان این مکتب ریشه داشته و دارد. تا جاییکه همه پیامبران الهی علاوه بر ماموریت داشتن برای حیات اخروی مردم، مامور به آبادانی حیات دنیوی آنها نیز بوده اند ایجاد موانع ساختگى در طول تاریخ، تنها باعث عقیم ماندن آرمان رسیدن به وحدت بشر و افزایش رفاه همگانى بوده است. در طول تاریخ متحجرانی بوده اند که عوامانه فکر کرده اند که مسائل زندگی مادی از جنبه های اخروی جداست و برای هر یک مرز و قلمروی خاصی را قرار داده اند. ولی اسلام به عنوان یک دین و نظام ارزشی خوشبختی دنیا و‌آخرت انسان را به طور همزمان مورد توجه قرار داده و دنیا را مزرعه آخرت معرفی نموده است. بر این مبنا به هر رفتار اقتصادی مفید که در حوزة ارزش‌های اسلامی مجاز باشد، از دیدگاه اسلام مورد توجه و تمجید قرار گرفته است. در اسلام بر خلاف ماتب اقتصادی غرب مدلها و الگوهای اقتصادی تجویز نمی شود. چون اینها به شدت تابع شرایط زمانی و مکانی می باشدولی در عوض قوانین ثابت و همیشگی وجود دارد که در منابع اسلامی بیان شده‌اند. از دیدگاه قرآن گستردگی منابع تولید در راستای رفاه ادمی است (( وَاتیکم من کُلِّ ما سأَلْتُمُوُه(13): و هر چه از او خواسته‌اید به شما ارزانی داشته است)) می توان چنین برداشت کرد که از دیدگاه قرآن، در زمین آنچه مورد نیاز انسان برای ادامه زندگی لازم است، مهیاست اما این امر به معنای آن نیست که کلیه نیازمندیهای انسانی به صورت بالفعل و بدون کار و تلاش در اختیار اوست بلکه بدین معناست که انسان باید به کارگیری روحیه عمران و آبادانی و در سایر خلاقیت، ابتکار و تلاش رزق و روزی خویش را از منابع طبیعت به دست آورد و آنها را برای استفاده تغییرات ضروری دهد. و علت عمده ایجاد رفاه را تغییر دادن امکانات موجود دانسته است .لذا در اسلام بر کار و تلاش برای ایجاد تغییر در زندگی تاکید شده است. بر این اساس است که امام رضا(ع) افراد را به کار و کوشش دعوت می کند. احمد بن ابی نصر بَزّنطی می گوید: « به امام رضا(ع) گفتم: کوفه به من نمی سازد و زندگی در آن همراه با مضیقه است. زندگی ما در بغداد بود و درآنجا در روزی برمردم گشاده است. حضرت فرمود:« اگر می خواهی بیرون بروی برو؛ چرا که امسال، سال آشفته ای است و مردمان را چاره ای جز طلب روزی و کوشش برای به دست آوردن معیشت خوب نیست. پس طلب و کوشش را برای به دست آوردن امکانات زندگی از دست مده.(14) از دیدگاه امام رضا(ع)، ارزش معنوی کار چنان است که مقام کارگر را فراتر از مقام مجاهدین فی سیبل الله (جهادگران در راه خدا) می داند و می فرماید (( آن که با کار و کوشش، در جست و جوی مواهب زندگی برای تأمین خانواده خویش است، پاداشی بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد))(15) از این رو تلاش و کوششمضاعف در عرصه های اقتصادی که از ان تعبیر به جهاد اقتصادی می شود از دیدگاه اسلام نه تنها امری لازم بلکه واجب است.
نگرشی به ضرورت جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
یکی از نکات بارز و برجسته در حیات بشری توام بودن همواره ان با فرهنگ است این امر از انچنان ارزش و اهمیتی برخورداراست که ملتی که فرهنگ مخصوص به خود نداشته باشد، در عرف بشری مرده محسوب می‏شود. بدون تردید یک فرهنگ بالنده برای تکامل خود باید توانایی تبادل با سایر فرهنگ‏ها و جذب عناصر مثبت آن را داشته باشد؛ بنابراین، تمام فرهنگ‏ها باید در تعامل با یکدیگر باشند، تا بتوانند در مجموع، بشر را به پیشرفت مطلوب برسانند. با نگاهی به تحولات جهان می توان به عینه دریافت که انقلابهای بزرگ جهان که بعدها منشاء تحولات عظیمی درتمدن بشری گردیده اند، دارای مفاهیمی کلیدی و دستاوردهای نظری شگرف و گوناگونی بوده اند که فهم و شناخت آنها گامی اساسی در تبیین ماهیت این انقلابها، و دستاوردهای آنها محسوب می شود. انقلاب اسلامی ایران نیز از جمله این انقلابهاست؛ بگونه ای که این انقلاب، علاوه بر آثار عینی و عملی در حوزه نظری و فکری، و علی الخصوص مباحث فرهنگی دارای پیامدها و تاثیرات شگرفی است. این انقلاب، موجودیت خود را در نفی و برکناری رژیمی تعریف کرد که براساس الگوهای نظری وارداتی، بخصوص الگوهای توسعه مدرنیستی متضاد با فرهنگ اصیل ایرانی مسلمان، به سبک و سیاق غرب، استراتژی بلندمدت خود را تنظیم نموده و بدون در نظر گرفتن اقتضائات بومی و شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه، در صدد تحمیل نوعی مدل شبه غربی و شبه مدرنیستی بر مقدرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور بوده است. وقوع انقلاب اسلامی نشان داد که جامعه ایران تداوم چنین فرایندی را برنمی تابد. در عصر حاضر که نظام سرمایه‏داری به سرپرستی آمریکا، با تک‏قطبی شدن جهان و فروپاشی رژیم شوروی سابق، یکه‏تاز عرصه‏ی معادلات جهانی شده‏است، و به شکل‏های مختلف می‏کوشد تا نظرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به تمام کشورهای جهان تحمیل کند و فرهنگ واحدی متناسب با منافع درازمدت خود بر جهان حاکم سازد. بیش از هر زمان دیگر می توان پی به اهمیت و ارزش تدوین استراتژی فرهنگ بومی برد. که این امر می تواند با همت مضاعف در عرصه جهاد فرهنگی ارزشی مضاعف و دوچندان پیدا کند. پر واضح و مسلم است که آنچه در این میان از اهمیت صدچندانی برخوردار می گردد ، چگونگی تحقق این آرمان و ارائه راهکارهای عملیاتی کردن آن است.
رابطه جهاد فرهنگی و جهاد اقتصادی
جهاد اقتصادی حرکتی جهاد گونه در باب امور اقتصادی است و جهاد فرهنگی حرکتی جهاد گونه در امور فرهنگی. این دو ممکن است در وهله اول هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند ولی وقتی که دقیق می شویم می بینیم که بین این دو مفهوم به ظاهر متضاد با هم رابطه ظریفی است. جهاد اقتصادی در عرصه فرهنگ می تواند با تامین ابزار و زیر ساختهای فرهنگی و بودجه از حیث سخت افزاری به تحقق جهاد اقتصادی کم کند در حالیکه جهاد فرهنگی مکی تواند از طریق ارائه قالب و محتوای صحیح در خصوص جهاد اقتصادی در قالبی نرم افزاری به تحقق انها کمک کند. لذا می بینیم که بین این دو چه ارتباط ظریف و دقیقی است.

ابعاد جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ نیازمند توجه به دو مولفه مهم و بهره گیری از آنهاست . بدون توجه به این دو مولفه به نظر می رسد که مقوله جهاد اقتصادی در بخش فرهنگ نمی تواند دستاورد چشمگیری داشته باشد. این دو مولفه عبارتند:
1- تلاش برای تحقق عدالت در جامعه
اصل اساسی و متمایز کنننده دیدگاه اسلام در خصوص توسعه و علی الخصوص توسعه اقتصادی مبتنی بر نظر داشتن به اصل عدالت است. عدل در لغت به معنای برابری، همسانی و همانند مساوات گرفته شده است و در این باره گفته شده است که عَدل و عِدل در معنی نزدیک به هم دیگر هستند که عَدل در چیزی است که تساوی آن با بصیرت درک شود و عِدل در مورد چیزی است که تساوی آن با حس فهمیده شود.در کل گفته شده است که عَدل مساوات در جزاست و احسان زیاد کردن پاداش(16) عدالت از نظر اندیشمندان، حکما و فلاسفه تعاریف مختلفی یافته است که این اختلاف در تعبیرنشات گرفته از اختلاف شرایط حاکم بر جوامع و فضای ذهنی شخص است. افلاطون اعتقاد داشت که عدالت رشته‏ای است که افراد جامعه را به هم پیوند می‏دهد (17) ارسطو معتقد است که عدالت به معنای برابر داشتن اشخاص و اشیاء است؛ گرچه هدف عدالت تأمین تساوی ریاضی نیست و به عبارت دیگر ازدیدگاه ارسطو، عدالت فضیلتی است که به موجب آن باید به هرکس آنچه راکه حق اوست‏داد. معیار ارسطو در تعریف عدالت این است که باید با برابرها رفتاری برابر و با نا برابرها رفتاری نابرابر داشت. او معتقد است که(( اجماع مردمان به این است که دادگری از برابری برمی خیزد و نیز همه ایشان با پژوهشهای فلسفی(ما) که حاوی احکامی درباره اخلاقیات است هم داستانند و برآنند که دادگری، هم کسان و هم چیزهای آنان را در بر می‏گیرد و از این رو کسان برابر باید چیزهای برابر داشته باشند، ولی برابری و نابرابری در چه خصایصی جلوه می‏کنند، این مسأله مشکلاتی دربردارد که گشودن آنها به فلسفه سیاسی نیازمند است.))(18) در قرون وسطی متفکران و فلاسفه توجه خاصی به طبیعت و نقش آن برانسان و حکومتها داشتند و عدالت را رفتار مطابق با طبیعت و رعایت حقوق طبیعی می‏دانستند. از نظر این فلاسفه عدالت را اصل آرمانی یا طبیعی یا قراردادی می دانستند که معنای حق را تعیین می‏کند و اقرار به آن و رعایت آن را در عمل ایجاب می‏کند(19) در دوره رنسانس تأمین منافع دیگران را نیز در معنای عدالت وارد کردند و گفتند عدالت اجتماعی دال بر احترام به حقوق دیگران و دادن حق هر صاحب حقی است(20) اعتقاد به برابرى افراد و رعایت حقوق دیگران از اصول اولیه و مسلمات اسلام محسوب مى‏شود. بطوریکه در قرآن، برابرى همه افراد از هر نژاد و گروه و قبیله‏اى، به عنوان اساسى‏ترین حقوق بشرى یاد شده است ((یا أَیهَُّا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکمُ مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثىَ‏ وَ جَعَلْنَاکمُ‏ْ شُعُوبًا وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَکْرَمَکمُ‏ْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیر(21): اى مردم، ما شما را از نرى و ماده‏اى بیافریدیم. و شما را جماعتها و قبیله‏ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامى‏ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست. خدا دانا و کاردان است‏)) ارزش و بزرگی عدالت در سطح اجتماع از منظر قرآن به حدی است که به صورت اصلی بنیادین مطرح گشته و خداوند به طور قاطع به آن فرمان می‏دهد و آن را واجب می‏کند(( ان اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسَنِ وَ إِیتَاى ذِى الْقُرْبىَ‏ وَ یَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ وَ الْبَغْىِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون‏(22):خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‏دهد. و از فحشا و زشتکارى و ستم نهى مى‏کند. شما را پند مى‏دهد، باشد که پذیراى پند شوید.)) و برهمین اساس است که یکی از اهداف عمده پیامبران را اقامه عدل و قسط شمرده شده است(( إلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنزَلْنَا الحَْدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِىٌّ عَزِیز(23): ما پیامبرانمان را با دلیلهاى روشن فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند. و آهن را که در آن نیرویى سخت و منافعى براى مردم است فرو فرستادیم، تا خدا بداند چه کسى به نادیده، او و پیامبرانش را یارى مى‏کند. زیرا خدا توانا و پیروزمند است.)) بر همین اساس است که خطاب به داوود نبی خداوند می فرماید(( یَادَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فىِ الْأَرْضِ فَاحْکُم بَینْ‏َ النَّاسِ بِالحَْقّ‏ِ وَ لَا تَتَّبِعِ الْهَوَى‏ فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدُ بِمَا نَسُواْ یَوْمَ الحِْسَاب‏(24): اى داود، ما تو را خلیفه روى زمین گردانیدیم. در میان مردم به حق داورى کن و از پى هواى نفس مرو که تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان که از راه خدا منحرف شوند، بدان سبب که روز حساب را از یاد برده‏اند، به عذابى شدید گرفتار مى‏شوند)) و به همین علت اسصت که خداوند جامعه اسلامی متذکر می‏شود که بدیها و دشمنیهای مخالفان نباید شما را از راه عدالت بیرون برد، حتی با دشمنانتان با عدالت رفتار کنید(( یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلَّهِ شهَُدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنََانُ قَوْمٍ عَلىَ أَلَّا تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى‏ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا تَعْمَلُون‏(25): اى کسانى که ایمان آورده‏اید، براى خدا، حق گفتن را بر پاى خیزید و به عدل گواهى دهید. دشمنى با گروهى دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید. عدالت ورزید که به تقوى نزدیکتر است و از خدا بترسید که او به هر کارى که مى‏کنید آگاه است‏)) در روایات هم این مسأله با تعابیر مختلف بیان شده است به عنوان پیامبر معتقد است که مردم مانند دندانه‏هاى شانه هستند لذا همه با هم برابرند. از امام علی(ع) که خود مظهر جود و سخاوت است و سخاوتمندی‏های ایشان زبانزد خاص و عام است، وقتی که می‏پرسند که عدل بهتر است یا جود امام جواب می‏دهد که عدل بهتر است، چرا که عدل هرچیزی را در جای خود قرار می‏دهد و هر حقی را به ذی حق واقعی خود می‏رساند، اما جود وبخشش امور را از جریان و مدار اصلی و حقیقی خود منحرف می‏کند.(26) به گفته شهید مطهری(( جود و ایثار را نمی‏توان مبنای اصلی زندگی عمومی قرار دارد و براساس آنها مقررات و قانون وضع و اجرا نمود. اگر جود و احسان و ایثار تحت قانون و مقررات لازم الاجرا درآید دیگر جود و احسان و ایثار نام ندارد. جود و ایثار وقتی جود و ایثار است که هیچ قانون و مقرراتی حتمی و لازم الاجرا نداشته باشد و آدمی صرفا به خاطر کرم و بزرگواری و گذشت و نوعدوستی و بلکه حیات دوستی جود کند. پس بنابراین عدل از جود افضل است.))(27) بر این مبناست که عدالت در توسعه اقتصادی از دیدگاه اسلام به مفهوم تساوی امکانات، عدالت در توزیع ثروت، تقسیم عادلانه مواد اولیه طبیعی برای افراد جامعه، برابری کاری که فرد در جامعه انجام می‏دهد با حقی که جامعه می‏پردازد و برابری حق قانونی (مزد) با حق واقعی (سهم) هرکس(28) در کل در نظام توسعه ای اقتصادی اسلام، عدالت مفهوم ویژه خود را دارد، و دربرگیرنده عدالت در شیوه توزیع مواد اولیه و توزیع ثروتهای تولید شده می‏شود. بی تردید آنچه در سلامت بخشی نظام اقتصادی جامعه نقش بنیادی دارد، مسأله توزیع عادلانه منابع طبیعی و ثروتهای اولیه است. اگر این منابع در انحصار افراد یا گروههای خاصی قرار گیرد، اختلاف طبقاتی پدید می‏آید و راه را برای زورمندان و زرمداران هموار می‏کند. بر این اساس است که برخلاف اقتصاد سیاسی کلاسیک که در آن بحث تولید مقام اول را حائز است، در اسلام بحث توزیع، سرآغاز مطالعات اقتصادی بوده و مباحث تولید در مرحله بعدی قرار دارد(29)
2- حرکت بر مبنای توسعه معنویت در جامعه
دومین ویژگی که نظام اقتصادی اسلامی دارد این است که توسعه ان و در کل کلیت ان بر مبنای معنویت است. ویژگی بارز اسلام این است که در عین اعتقاد به آزادی و اختیار انسان، او را در مقابل خود، خدا، جامعه و حتی دیگر موجودات، مسئول می‏داند. انسان مطلوب از دیدگاه اسلام، کسی نیست که به محیط اطراف خود هیچ توجه و احساسی نداشته باشد و فقط به منافع مادی و احیانا معنوی و آخرتی خود بیندیشد؛ بلکه انسان کامل کسی است که با زندگی خویش حرکت بیآفریند؛ به جامعه شادابی بخشد و گاه با فداکاری و ایثار، محیط اطرافش را احیا کند؛(30 ) بنابراین، در توسعه اقتصادی بر مبنای دیدگاه اسلامی نمی‏توان در برابر تحولات اخلاقی جامعه و میزان تقید آنها به انجام معروف‏ها و دوری از منکرات بی‏تفاوت باشد؛ بلکه در اینجا همزمان با توسعه اقتصادی وظیفه حکومت است که از سلامت روحی مردم مراقبت کرده، به فکر توسعه معنویات نیز باشد. بر همین اساس است که تمام متفکران سیاسی و فقیهان اسلامی بر انجام اقدام‏های عملی از سوی دولت برای عینیت بخشیدن به نظام اخلاقی اسلام و گسترش امور معنوی و بالا بردن احساس مسؤولیت مردم، همزمان با اهتمام دولت به توسعه رفاهی و اقتصادی مردم تأکید ورزیده‏اند.
از آن جا که بخشی از تعالی معنوی انسان‏ها در نظام توسعه اقتصادی اسلامی در سایه رفتارهای خاص اقتصادی است، دین اسلام به انحای گوناگون می‏کوشد رفتارهای مادی افراد را رنگ معنوی دهد.که این امور گاهی از طریق اعتبار قصد قربت در دادن مالیات‏های شرعی چون خمس و زکات، به آن‏ها رنگ عبادی می‏دهد و گاهی از طریق وضع احکام استحبابی چون آداب تجارت، رفتارهای خشک مادی را به رفتارهای لطیف و انسانی تبدیل می‏کند و گاه با ترغیب به فعالیت‏هایی چون صدقه، وقف و قرض‏الحسنه، زمینه‏های تجلّی صفات برتر انسانی ایثار را فراهم می‏آورد(32)البته مفهوم این سخن به ضرورت این نیست که دولت اسلامی، دولتی پلیسی است و با استفاده از قدرت قانونی خود، مردم را به مجاری رفتاری خاصّی سوق می‏دهد؛ چرا که این شیوه، با روح آزادمنشی انسان و با آیه: « لاَ اِکْرَاهَ فِی‏الدِّینِ(33) منافات دارد؛ بلکه مقصود، فراهم آوردن شرایط لازم برای تحقّق معیارهای اخلاقی و ارزشی اسلام است.
فرصتهای فرار روی تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ مبتنی بر اهدافی است که اگر در جامعه به صورت عینی و دقیق تحقق پیدا کند، سبب ایجاد یک انقلاب عظیم فرهنگی در سطح کشور می شود که ثمرات ان را می توان در موارد ذیل بیان و خلاصه کرد:
1- بسط و گشترش فضای فرهنگی جامعه، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، متکی بر اصول اخلاقی ارزش‌های اسلامی، ملی و انقلابی
2- تعمق بخشی به معرفت و بصیرت دینى افراد جامعه
3- تقویت فضایل اخلاقى و ایمان، روحیه ایثار و امید به آینده
4- پاسداری حقیقی از ارزشهاى انقلاب اسلامى در اندیشه و عمل افراد.
5- سالم شدن فضاى فرهنگى، رشد آگاهى‏ها و معارج انسانی
نقاط ضعف در زمینه تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
از مهم ترین نقاط ضف و چالش های فرا رو برای تحقق جهاد فرهنگی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1- فقدان طرح و استراتژی بلند مدت برای تحقق ان در تمام سطوح
2- مشکلات و کمبود امکانات برای اجرایی شدن طرح‌های مرتبط
3- ناهماهنگی میان سازمانهای متولی فرهنگ
4- کمبود اطلاعات و آمار جمعیتی و بانک اطلاعاتی در زمینه فعالان و شاغلان عرصه فرهنگ و هنر
5- تعّدد دستگاه‌‌ها و مراکز تصمیم‌گیری د ر زمینه فرهنگ و موازی‌کاری های بی حد و اندازه
6- تمرکز فعالیت های بزرگ فرهنگی در تهران
7- عدم وجود مراکز فرهنگی در سطح جامعه به میزان کافی
8- پراکندگی و ناهماهنگ بودن برنامه‌های مراکز مرتبط با مقوله فرهنگ در این خصوص
9- در سبد خانوار قرار نگرفتن محصولات فرهنگی
10- کاهش چشمگیر میزان سرانه فرهنگی
11- توسعه ناکافی نهادها و بازارها و ابزارهای مالی برای تأمین مالی طرح‌های بزرگ فرهنگی
12- تصدی‌ بالای بخش عمومی و هزینه زا توسط دولت
13- عدم تعادل میان بخش های تولید ی و توزیعی محصولات فرهنگی
14- بالا بودن هزینه‌های تولید در مورد محصولات فرهنگی
15- درون‌زا نبودن رشد اقتصادی فرهنگ و اتکا آن به راهبردهای مبتنی بر نهاده‌ها و نه بر ارتقای بهره‌وری عوامل تولید.
16- استهلاک با لای سرمایه‌ها در حوزه فرهنگ
17- عدم تعادل بین تقاضا و عرضه محصولات فرهنگی
18-کمبود تشکیل سرمایه و ضعف مدیریتی در مصرف بودجه ها ی فرهنگی
19- حاکم بودن اقتصاد سنتی بر ساختار فرهنگی جامعه
بررسی تهدیدهای فر اروی جامعه درصورت عدم تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
اگر این مقوله در سطح جامعه مورد توجه و لحظ قرا رنگیرد در اینده جامعه مواجه با مشکلاتی می شود که در حال حاضر پاره ای از انها در جامعه مشهود است چرا که به دلیل صرفه اقتصادی نداشتن مقولات فرهنگی دیگر متولیان امر فرهنگ آن را عرصه ای برای کسب درامد و امرا معاش قرار نمی دهند و کار فرهنگ به دست افراد غیر فرهنگی سپرده می شود که منجر به بروز صدمات و لطمات فراوانی در جامعه می گردد که در زیر به پاره ای از انها اشاره می کنیم.
1- تحقق کامل سیطره فرهنگی دشمن در قالب تهاجم فرهنگی و جنگ نرم:
امروزه با توجه به رشد فکری وآگاهی عمومی ملت های جهان، نفوذ و سلطه و به دست آوردن مستعمرات از راه لشکر کشی های نظامی به آسانی امکان پذیر نیست و در صورت اجرا هزینه های زیادی را برمهاجمان تحمیل می کند به همین سبب بیش از یک قرن است که استعمارگران روش نفوذ در کشورها را تغییر داده اند و از طریق سیاست های فرهنگی تلاش می کنند به اهداف شوم خود برسند زیرا فهمیده اند که بهترین راه نفوذ در سایر کشورها نفوذ در فرهنگ آنان و استحالة درونی آن است دشمن در صدد ان است که ارزش های مورد پسند خود را ارزش های مترقی جلوه دهند تا بتوانند آن را جایگزین معیارهای بومی و ملی ملت سازند که در فرهنگ ملت ها از این اقدامات به هجوم فرهنگی تعبیر می کنند. لذا عمل جایگزینی فرهنگ بیگانه با فرهنگ خودی به شکلی هوشیارانه که بتواند یک ملت و جامعه را نسبت به فرهنگ خود بیگانه و مطیع غرایز بیگانگان کند تهاجم فرهنگی» محسوب می شود. این واقعیت را دانشمندان غربی نیز اذعان دارند. به عنوان مثال میشل پانوف در توضیح اصطلاح فرهنگ پذیری به این استعمار فرهنگی غرب اشاره کرده و می نویسد: امروزه فرهنگ پذیری به تماس های خاص دو فرهنگ که نیروی نامساوی دارند اطلاق می شود در این صورت جامعة غالب که هماهنگ تر و از نظر تکنیک مجهز تر است معمولاً از نوع جوامع صنعتی، به طور مستقیم یا غیرمستقیم به فرهنگ حاکم تحمیل می گردد. (34) این محقق در تعبیر دیگر از این تهاجم در صورتی که به شکلی گسترده تر باشد می نویسد: هنگامی که فرهنگ غالب در انهدام ارزشهای اجتماعی و روحیات سنتی جامعه مغلوب و برای گسستگی و سپس نابودی آن می کوشد، واژه قوم کشی را به کار می برند تا القای اجباری فرایند فرهنگ پذیری را از طریق فرهنگ غالب در فرهنگ مغلوب توصیف کنند. البته جوامع صنعتی قوم کشی را با تظاهر به این که هدفشان از همانندسازی ایجاد آرامش یا تغییر شکل در جوامع ابتدائی یا عقب مانده است اجرا نموده و باز هم اجرا می کنند(همان) به عنواوننمونه در یک مثال قابل ارائه در خصوص تهاجم فرهنگی و چنگ نرم می توان به ارائه فرهنگ فحشا و فساد از سوی دشمن به عنوان اشاعه فرهنگ و تمدن غرب در جامه اشاره کرد. اشاعه فرهنگی فرایندی است که به وسیله آن عناصر یا مجموعه‏های فرهنگی از یک فرهنگ یا جامعه به فرهنگ یا جامعه دیگر منتقل می‏شوند و تدریجا جذب فرهنگ اخیر گشته و سبب دگرگونی آن می‏گرداندمعمولا، کل یک فرهنگ، بدون تغییر و اعمال انتخاب عناصر فرهنگی، به وسیله جوامع دیگر مورد پذیرش قرار نمی‏گیرد. عناصر پذیرفته شده نیز غالبا قدری تغییر داده می‏شوند تا با فرهنگ وام گیرند سازگار شوند. گاهی هم به جای وام گرفتن عین یک عنصر فرهنگی، اصولی که آن عنصر مبتنی بر آن است وام گرفته می‏شود نتیجه اشاعه فرهنگی و فرهنگ پذیری دگرگونی حاصل در فرهنگ وام گیرنده است. در راستای این اشاعه فرهنگی در نظام فرهنگی جامعه به طور قابل ملاحظه‏ای دگرگون می‏شود که مورد بی حجابی و پدیده بد حجابی در سالهای اخیر مولود این چنین برنامه ای است. از این روست که آمریکا بیش از آنچه بر قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی خود در رام و تسلیم نمودن دیگران متّکی است، بر اهرم پیش‏برنده فرهنگی خود اتکا می‏نماید. ادوارد برمن در کتاب معروف خود پیرامون نقش بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر در سیاست خارجی آمریکا که، پرده از بسیاری کنترلهای فرهنگی آموزشی ایالات متحده در کشورهای آفریقایی و سایر پایگاههای فعالیت سیاسی خود در خارج برداشته و خاطرنشان ساخته است بیان می دارد ((کارکنان بنیادها نه سلاح به دست، در توسعه‏طلبی برون مرزی ایالات متحده، قدم به میدان کارزار می‏نهند و نه فعالانه از دوره‏های آموزش ضد شورش توسط نظامیان آمریکایی حمایت می‏کنند... این سازمانها در طول سالها فعالیت خود در این زمینه به تکمیل شیوه‏هایی مبادرت ورزیده‏اند که برنامه‏های فرهنگی و آموزشی‏شان با استفاده از آن شیوه‏ها، اشکال خشن‏تر و آشکارتر امپریالیسم اقتصادی و نظامی را که به سادگی قابل تشخیص هستند تکمیل می‏کند)(35)


2- پیدایش نوآوری‏های فرهنگی کاذب:
انسان‏ها در یک جامعه، با استعداد و خلاقیتی که دارند، می‏توانند عناصر جدیدی از هر یک اجزای فرهنگی، مانند ارزش‏ها، هنجارها، دانش‏ها، نمادها، آثار هنری، ابزار و فنون، ابداع نموده و به جامعه عرضه نمایند. در صورتی که چنین عناصری مورد پذیرش عامه قرار گیرند به عنوان یک عنصر فرهنگی جدید به جزء مربوطه اضافه شده و سبب دگرگونی در آن جزء می‏گردند، و سپس به علت وجود ارتباط متقابل بین اجزای نظام فرهنگی، ممکن است سبب دگرگونی در کل نظام فرهنگی گردن. بدیهی است هر چه عناصر فرهنگی بیشتری در مدت زمان کمتری ابداع و به جامعه عرضه و مورد پذیرش اکثریت مردم واقع شود دگرگونی بیشتر و سریعتری در نظام فرهنگی جامعه اتفاق خواهد افتاد. اگرچه چنانچه به مقوله جهاد فرهنگی توجه نشود و مسیر مهندسی فرهنگی در جامعه به دقت دنبال نگردد شاهد نواوریهای فرهنگی کاذب خواهیم بود که بر اساس ذائقه مردم ارائه می شود مانند همین جریان عر فانهای کاذب
3- رواج گسترده و همه جانبه استفاده غلط ازفن اوریهای مختلف از جمله فن اوری ارتباطی در جامعه:
از ویژگی‏های مهم فرهنگ، می توان به دگرگونی مداوم آن جهت ایفای کارکردهایش اشاره داشت .چگونگی و میزان تغییرات فرهنگی در جوامع مختلف به عوامل گوناگونی بستگی دارد.در بعضی از آنها، مانند جوامع سنتی، تغییرات فرهنگی تدریجی و کند است و در بعضی مانند جوامع مدرن، تغییرات فرهنگی سریع و وسیع است.البته دگرگونی‏های سریع و وسیع در جوامع امروز خاص نظام‏های فرهنگی نیست بلکه شامل ابعاد دیگر اجتماعی نیز می‏باشد.هم چنان کهپاره ایس از اندیشمندان مانند لنسکی بیان میس دارند ((شگفت ‏انگیزترین رویداد دنیای امروز سرعت بی‏سابقه تغییرات است. هیچ گاه در زمان‏های گذشته، شرایط زندگی گروه‏های وسیعی از جوامع بشری با چنین سرعتی دستخوش دگرگونی نبوده است))(36) توسعه تکنولوژی و صنعت ـ به ویژه در بخش کامپیوتر ـ اتوبان ارتباطات را به شبکه جهانی متصل نموده است و تغییرات قابل توجّهی در باورداشتها، عادات، آداب، اخلاق عمومی و رفتار اجتماعی و آنچه از نظر روان‏شناسی رشد جهش ناخودآگاه یا بلوغ ناگهانی نامیده می‏شود، به وجود آورده است چنان که به هنگام مقایسه می‏توان یک انسان روستایی دورافتاده امروز را با یک انسان شهری قبلی همتراز دانست. لذا اگر در زمینه تحقق رهنگ صحیح و درست استفاده از این تکنولوژی نوین حرکت جهاد گونه ای انجام نگیرد. آینده ای روشنی در پیش نخواهیم داشت.
4- رواج گسترده و افسار گسیخته فرهنگ خرافه ای و گذشته پرستی جاهلی در جامعه به جای فرهنگ ناب اسلامی:
ضرورت و فوریت اقدام اساسی در جهت خرافه زدایی در راستای یک حرکت جهادی، از انجا ناشی می شود که عامه مردم به گمان تبعیّت از قوانین و مقررات دینی، پای‏بند یک سلسله اوهام و پندارهای باطلی می‏شوند که نه تنها آنان را از رسیدن به سعادت واقعی باز می‏دارد، بلکه به مرور زمان وقتی ماهیت خرافی این گونه از پندارها آشکار شد، افراد روشنفکر جامعه که درد دین کمتری دارند یا اصلا ندارند، به غلط دچار این پندار می‏شوند که سایر احکام و مقررات اعتقادی نیز همانند این امور التقاطی، عاری از حقیقت‏اند. به این ترتیب، رسوخ این امور خرافی و بی‏اساس اعتقاد آنها را نسبت به حقّانیت دین از بین می‏برد .و برای بی دینان انان اسباب تمسخر دین را فراهم می آورد. یک انسان متعهد و دردمند نمی‏تواند زنگار را بر ساحت دین مشاهده کند و بی تفاوت باشد. از این روی، همواره سعی می‏نماید از آن خرافه زدایی کند و چهره‏ی زیبای دین را از زنگارهایی که بر آن نشانده‏اند، بزداید، شکی نیست که خرافه نمونه‏ی بارز و بسیار زشتی از بدعت است. پیامبر بزرگوار اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بیان داشت که هرگاه انحرافات نوظهور در امت من پیدا شد، وظیفه‏ی عالم است که علم خود را آشکار کند؛ و اگر او به وظیفه‏ی خود نپردازد مورد لعنت خدا قرار می‏گیرد. شهید مطهری، از جمله درد آشنایانی بود که همواره خطر این مطلب را گوشزد می کرد و بیان می داشت(( ریشه‏ی بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افکار و عقاید آنان باید جستجو کرد. فکر این نسل از نظر مذهبی آن چنانکه باید راهنمایی نشده است و از این نظر فوق‏العاده نیازمند است. اگر مشکلی در راهنمایی این نسل باشد، بیشتر در فهمیدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او با منطق و زبان خودش است.
و در این وقت است که هر کسی احساس می‏کند این نسل، برخلاف آنچه ابتدا به نظر می‏رسد، لجوج نیست، آمادگی زیادی برای دریافت حقایق دینی دارد. (37) لذا اگر در این زمینه نیز حرکت جهادی و فرهنگی انجام نگیرد بیم آن می رود که این زنگار ها اصل دین را مورد هجمه های اساسی تر ی قرار دهند.
رویکرد جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
1- تغییر متناوب در برنامه های اجرایی مناسب با اهداف فرا رو در عین تبعیت از برنامه جامع کلی: در اینجا می بایست 4 عامل را مد نظر قرار داد.
الف- نگاه به آینده
ب- تضمین کیفیت برنامه های اجرایی همراه با مدیریت
ج-تغییرات ایجابی برای دستیابی به وضعیت مطلوب از طریق گذر از وضعیت موجود
د- تبدیل تهدیدها به فرصت ها و شکار یا کشف فرصت ها از طریق خلق راهبردهای ناظر بر برنامه ریزی های عملیاتی.
2- فرآیند مداری با رویکرد پیامد محوری
در اینجا می بایست هدف نگاه به فرآیندهای اجرایی و قابل تحقق به جای درجا زدن و توقف در ورودی برنامه های بعضا ناکار آمد امروزی باشد . اصل بر این قرار گیرد که اجزا و مؤلفه های برنامه به مثابه یک فرآیند کلان و بر آورنده اهداف و انتظارات درون و برون سازمانی باشد.
3- مخاطب محوری
اطمینان از کسب رضایت جامعه هدف در برنامه ریزی ها برای پاسخگویی به نیازهای به حق آنان در عین احترام و توجه به اصل کرامت انسانی و عدالت فردی و اجتماعی
مأموریت جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
1- توسعه همه جانبه و متوازن جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
2- فراهم آوردن زمینه های تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
خط مشی ها ی جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
1- رعایت ضوابط علمی پژوهشی در کلیه برنامه ریزی ها و فعالیت ها
2- استفاده از ظرفیت های موجود کشور برای تحقق این امر
3- رعایت اصول سازمان دهی و برنامه ریزی محتوای در راه رسیدن به این مقوله
4- اولویت بخشی در استفاده از امکانات رفاهی جامعه به این کار
5- ترغیب بخش های خصوصی برای ورود در مقوله های مرتبط با این امر
راهبرهای تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ
برای تحقق جهاد اقتصادی در مقوله فرهنگ در همه بخش ها راهبردها یی لازم است که در ادامه به پاره ای از آنها اشاره می شود.
1- توسعه سرمایه‌گذاری در امر فرهنگ از طریق کاهش شکاف پس‌انداز- سرمایه‌گذاری با حفظ نسبت پس‌انداز به تولید
2- ارتقای کمی و کیفی بازارهای مالی مرتبط با فرهنگ با تأکید بر کارآیی، شفافیت و سلامت
3- اجرای بودجه‌ریزی عملیاتی و تنظیم لایحه بودجه و تخصیص اعتبارات با توجه به نتایج حاصل از فعالیت‌ها در مقولات فرهنگی
4- توزیع امکانات و بودجه فرهنگی بین مناطق متناسب با عملکرد و پتانسیل‌های تولید
5- تخصیص بخشی منابع حاصل از نفت و گاز به سرمایه‌های فرهنگی مورد نیاز کشور و به‌ویژه اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای
6- هماهنگی و سازگاری بین سیاست‌های بازرگانی و سیاست‌های ارزی، پولی و مالی کشوردر زمینه فرهنگ
7- اعطای تسهیلات بانکی هدفمند و هدایت اعتبارات بانکی به بخش‌های مولد فرهنگ متناسب با ظرفیت‌ها و نیاز واقعی و بازدهی اقتصادی
8- هدایت صحیح نقدینگی به سمت فعالیت‌های فرهنگی با ایجاد زمینه های سودآوری آنها
9- منطقی کردن نرخ سود تسهیلات پرداختی از سوی دولت در زمینه فرهنگ
10- گسترش امکان دسترسی طرحهای بزرگ فرهنگی به منابع مالی از طریق توسعه بازار سرمایه و ابزارهای مالی
نتیجه گیری:
امروزه متاسفانه، شاهد بی توجهی ضمنی به مقله فرهنگ به دلیل مسائل اقتصادی پیرامونی آن هستیم. ازاین روی، لازم و ضروری است که که در احیا فرهنگ و باز گرداندن آن به جایگاه شایسته و بایسته آن همت کنیم. بدون تردید با توجه به مفهومی که فرهنگ دارد و نیز رسالت جهانی فرهنگ ایران اسلامی و نقشی که تبلیغ در جهت ایفای این رسالت دارد، شایسته است که بیش از پیش به آن توجه گردد. اهتمام به تحقق جهاد اقتصادی و در آمد زا کردن مقوله فرهنگ نه تنها می تواند سبب ارتقای توسعه فرهنگی جامعه گردد بلکه در توسعه اقتصادی جامعه نیز می تواند مفید و موثر باشد . تلاش همگان باید این باشد که با تحقق مقوله جهاد اقتصادی در حوزه فرهنگ شاهد مظلومیت زدایی از آن در جامعه مان باشیم.
پی نوشتها
1- المکتبة المرتضویة، چاپ دوم، 1363)، ص 101.
2- علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، (تهران، دارالکتب الاسلامیه)، ج2، ص 77-78.
3- بیروت، دارالعالم الاسلامی)، ج2، ص 379، پاورقی.
4- دارالکتب الاسلامیه)، ج21، ص3.
5- تفسیر المیزان، ج 14، ص 411
6- سخنرانی مقام معظم رهبری 21/3/1375
7- یعقوبی احمد ابن واضح(1371ش)، تاریخ یعقوبی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ج 1، ص 4
8- همان، ج 1، ص 4
9- همان، ص 18
10- کلینی الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه 1363، ج 5، ص 74
11- مکارم شیرازی ناصر و همکاران تفسیر نمونه تهران دارالکتب الاسلامیه1353، ص 5-204
12- بقره ایه 186
13- ابراهیم/34
14- محمدرضا محمود و محمد حکیمی، الحیاة، ج 6، ص 468
15- حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 808
16- لسان العرب، ج 1، ص 436؛ راغب، مفردات، ماده عَدَل؛ مفردات ترجمه و تحقیق غلامرضا خسروی حسینی، ج2، ص 565
17- تاریخ فلسفه سیاسی، ج 1، ص 109
18- ارسطو، سیاست، ترجمه حمید عنایت، تهران، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، 1371، ص 132
19- جمیل حلیبا، فرهنگ فلسفی، ترجمه منوچهر صانعی دره بیدی، ص 460
20- همان، ص 461
21- حجرات آیه 13
22- نحل آیه 90
23- حدید آیه 25
24- ص آیه 26
25- مائده آیه 8
26- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین،)1379حکمت 437، ص 734
27- مرتضی مطهری، بیست گفتار، قم، دفتر انتشارات اسلامی،1360،ص9
28- مهدی بناء رضوی، طرح تحلیلی اقتصاد اسلامی، ص 128
29- اقتصاد ما، ج2،ص 65
30- حیدر نقوی: جمع اخلاق و اقتصاد در اسلام، ترجمه توانایان‏فرد، 1366 ش، ص 39
31- سعید فراهانی فرد: نقش دولت در اقتصاد، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1381 ش، ص 275
32- بقره آیه 256
33- حمید جاودانی شاهدین، مجله حوزه و دانشگاه، درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی، سال دهم، شماره 35
34- کنترل فرهنگ، ادوارد برمن، ترجمه دکتر حمید الیاسی، نشر نی، 1373، ص 4
35- لنسکی، گرهارد و جین.1369.سیر جوامع بشری، ترجمه دکتر ناصر موفقیان، تهران:سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ص 3
36- مطهری، مرتضی (1368)، مسأله حجاب، تهران، انتشارات صدرا ص 13

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/7DA6UTU

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir