
ما تحقیر شده بودیم
عزیزان من! کشور ایران با همه ی این خصوصیات فرهنگی عمیقی که شما می گویید و راست هم می گویید و من هم به همین ها اعتقاد دارم، تحقیر شد.
پنجاه، شصت سال کسانی بر ما حکومت کردند که آورنده ی آنها، نه این که ما نبودیم_ چون در ایران حکومت مردم به این صورت اصلا سابقه نداشت _ بلکه دلاوری خودشان هم نبود.
ای کاش اگر دیکتاتور بودند، اقلا مثل نادرشاه با زور بازوی خودشان، یا مثل آقا محمد خان با حیله گری خودشان سرکار آمده بودند؛ اما این طور نبود؛ دیگران آمدند و این ها را بر این ملت مسلط کردند و تمام منابع مادی و معنوی این ملت را به غارت بردند.
با رنج ها و محنت های بسیاری، حرکت عظیمی، در مقابل این پدیده ی شوم اتفاق افتاد و توانست با فدا کردن جانها و عریان کردن سینه ها در مقابل دشنه ی دشمن قدار، به جایی برسد؛ این زیبا نیست؟ هنر چگونه می تواند از کنار این ها بی تواند بگذرد؟ این توقع انقلاب است.
هنر انقلابی که ما از اول انقلاب همین طور گفتیم و آن را درخواست کردیم، این است. آیا این توقع، زیادی است؟ موسیقی و فیلم و تئاتر و نقاشی و سایر رشته های هنری شما باید به این مقوله بپردازد؛ این ها چیزهای لازمی است. توقع انقلاب از هنر و هنرمند، بک توقع زورگویانه و زیاده خواهانه نیست؛ مبتنی بر همان مبانی زیبا شناختی هنر است.
هنر آن است که زیبایی ها را درک کند.
این زیبایی ها لزوما گل و بلبل نیست؛ گاهی اوقات، تحمل یک نفر در آتش، زیباتر از هر گل و بلبلی است. هنرمند باید این را ببیند، درک کند و آن را با زبان هنر تبیین نماید.
منبع: بیانات در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر 1/5/1380
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir