زنجان
← همه اخبار
لالا، برادر! / آزاد قدرتی

لالا، برادر! / آزاد قدرتی

۱۵ آذر ۱۳۹۳کد خبر: 33164۲

از برگزیده اشعار نخستین سوگواره عاشورایی شعر کودک

آنجا که نامش کرب و بلا بود جای قیامِ خونِ خدا بود
یک دختری بود ازباغ گل‌ها نامش رقیّه تنهای تنها
زیباترین گل در کربلا بود در قلب پاکش نور خدا بود
می‌دید گل‌ها چشم انتظارند گل های زخمی طاقت ندارند
می‌دید اصغر بی‌تابِ بی‌تاب رو دست بابا کو قطره‌ای آب؟
با پای زخمی می گشت هرجا با چشم گریان دنبال سقّا
با التماس و  با غصه و درد نام عمو را فریاد می‌کرد
از خشم دشمن توفان به پا شد دست علمدار از تن جدا شد
از ترس، ناگاه لرزید و لرزید وقتی که خالی گهواره را دید
از گریه تر بود چشمان خواهر می‌گفت: لالا لا لا، برادر! لب تشنه بودند گل‌های میدان می‌ریخت بر خاک خون شهیدان
می دید سرها افتاده بر خاک تن‌های زخمی صد چاک، صد چاک
ماه محرم ماه عزا شد ماه عزای آلاله ها شد
آن جا که نامش کرب و بلا بود جای قیامِ خون خدا بود!
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/HZ4WJ4Y

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir