زنجان
← همه اخبار
غزل آفتاب

غزل آفتاب

۵ تیر ۱۳۹۱کد خبر: 31314۱

از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)

نورت چه شرمسار کند ،آفتاب را برمیکشی چو ازرُخِ ماهت، نقاب را
می لرزد ازهجوم نگاهت ،سپاه کفر چشم مگس چگونه ببیند عقاب را ؟
از ترس استقامت تو ،تیرمی زنند تا افکنند روی زمین ، ماهتاب را
یک خیمه انتظار تو در وادی ِعطش ایثار تو، به جان بخرد التهاب را
نقش لبت به آبِ دودستت فتاده است شرم ِحضور،میکُشد این بار،آب را
برخیز تا به حُرمتِ نامِ تو ای قمر! غیرت، به زیر پای تو آرد رِقاب را
شقُّ القَمر! شرارت و بیداد، ای دریغ! خون است آبِ دیده به دوران،سَحاب را
خاکِ زمین به روی عَلَم خنده میکند هفت آسمان به سینه کشاند شهاب را
«فرزانه»را لقاء رخ ِ دوست آرزوست یارب برافکن از رخِ این دل، حجاب را
***

ازخونِ خدا، شَمّه ی احساس گرفتیم
رنگی ز شقایق، نَفَس از یاس گرفتیم
در ظلمت دیرینِ جهان، گر چه اسیریم
ما نورِ دل ،ازحضرتِ عبّاس،گرفتیم

***

سقّا بیا، زمین تنِ عُریانِ کربلاست
روحِ عَطَش، تمامِ جهان را گرفته است
باز آ ، عَلَم به رسمِ حقیقت بلند کن
رنگِ ریا، زمین وزمان را گرفته است

***

 

*فرزانه دهقان نژاد

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/22MLSQ3

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir