زنجان
← همه اخبار
طوفان کربلا) - (می سوزد آسمان) اشعار سعید اصغری

طوفان کربلا) - (می سوزد آسمان) اشعار سعید اصغری

۲۵ بهمن ۱۳۹۱کد خبر: 31677۲

از برگزیده اشعار نخستین کنگره شعر منطقه ای حضرت ابوالفضل (ع)

می سوزد آسمان

می سوزد آسمان
صحرای محشر است
خون خدا چرا
بی یار و یاور است

یک زن در انتظار
آن سوی خیمه هاست
یک مشک ،مشک آب
در ذهن بچه هاست

زخمی و تشنه اند
هم مشک و آفتاب
آبی نخورده است
سقا کنار آب

دستی میان خون
در فکر چاره است
باران نیزه است
مشکی که پاره است

یک دشت،دشت خون
دشتی پر از بلا
این جا قیامت است
یا دشت کربلا

  ..................................................................................

طوفان کربلا

 

دیروز کوچه ی ما
انگار کربلا بود
قلب تمام مردم
با درد آشنا بود

دیدم علی اصغر
بر روی دست باباست
با گوش خود شنیدم:
دیگر حسین تنهاست

از دور آتش و دود
در خیمه دیده می شد
فریاد کودکان هم
دایم شنیده می شد

مشک بدون آبی
عباس بر دهان داشت
با آن لبان بسته
صد حرف بر زبان داشت

آن "تعزیه" شبیه
طوفان کربلا بود
این صحنه ها برایم
بسیار آشنا بود
 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/E6TQDUW

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir