
ضرورت بازسازی و اجرای مدل توسعه اقتصاد مدینة النبی(ص) در طرح جهاد اقتصادی
علی رضا جعفرزاده کوچکی، استادیار دانشگاه پیام نور استان آذربایجان شرقی
چکیده:
توسعه جهشی و تحولات سازنده و مهم در ساختار اقتصاد اسلامی، بعد از هجرت پیامبر اکرم(ص) و در فضای مدینه پر رنگ شده است. با تحلیل آماری برخی از شاخصه های اقتصاد اسلامی در ترتیب نزول قرآن و مقایسه¬ی داده ها به تفکیک سوره های مکی و مدنی، در نهایت به این نکته¬ی اساسی رهنمون می سازد که جهاد اقتصادی و تحول اساسی در اقتصاد اسلامی با الهام از آموزه های وحیانی و رهنمود های ارزشمند قرآنی، در مدینه ظاهر گشته و کاملا ناظر به فضای مدنی و نظام حکومتی پیامبر(ص) است. در واقع جهاد اقتصادی در مدینه و نظام حکومتی پیامبر(ص) بازتابی از سیر صعودی و خیزش عظیم مباحث اقتصادی در سوره¬های مدنی است. بر اندیشمندان اقتصاد اسلامی در راستای طرح جهاد اقتصادی، ضروری است که از روش تفسیر بر پایه ترتیب نزول قرآن، در جهت بازسازی و پیشرفت اقتصاد اسلامی کنونی با تکیه بر شناخت تغییر و تحولات اقتصادی جامعه عصر پیامبر(ص) و نظام حکومتی مدینه سود برند و در راستای تحولات بنیادین نظام اقتصاد اسلامی از رهنمود¬های الهی و وحیانی قرآن استفاده نمایند و گزاره ها و حلقات آن را ردگیری و شناسایی کرده و با چینش سور قرآنی بر پایه نزول تدریجی، مدلی محکم و خلل ناپذیر برای توسعه اقتصاد اسلامی به دست آورند. این ظرفیتی است که قرآن آن را دارا می باشد و مفسران و برنامه ریزان اقتصاد اسلامی می بایست در پی شناخت این ظرفیت¬ها باشند. بر این بنیان، بیهیچ ابهامی میتوان نتیجه گرفت طرح جهاد اقتصادی در جهت تحکیم پایه های اقتصاد جمهوری اسلامی با استناد به برنامه جهاد اقتصادی پیامبر(ص) در مدینه النبی(ص) می تواند در متن نظام اقتصادی جمهوری اسلامی باعث به ثمر رسیدن برنامه های رشد و توسعه جامعه اسلامی گشته و از طرفی دیگر می تواند سخت¬ترین تحریم¬ها و شوم¬ترین نقشه¬های دشمن را بی نتیجه و بی¬اثر نموده و از ناکارآمد جلوه دادن نظام جمهوری اسلامی و بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی جلوگیری نماید.
کلمات کلیدی: حکومت اسلامی، اقتصاد اسلامی، جهاد اقتصادی، مدینة النبی(ص).
مفاهیم و کلیات
مقدمه:
برای ایجاد تحولات سازنده و مهم یا همان جهاد اقتصادی- بنا به فرموده مقام معظم رهبری مدظله العالی- در ساختار اقتصاد جمهوری اسلامی مراجعه به قرآن، این کتاب مدوّن قانون الهی، و بهره¬گیری از آن، لازم و ضروری می نماید و این ظرفیتی است که قرآن آن را دارا می باشد و مفسران و برنامه ریزان اقتصاد اسلامی می بایست در پی شناخت این ظرفیت¬ها بوده و در راستای تحولات بنیادین نظام اقتصاد اسلامی از روش¬های روشنگرانه و به عبارتی ساده¬تر از رهنمود¬های الهی و وحیانی آن استفاده نموده، گزاره ها و حلقات آن را ردگیری و شناسایی کرده و با چینش سور قرآنی بر پایه نزول تدریجی، مدلی محکم و خلل ناپذیر برای توسعه اقتصاد اسلامی به دست آورند.
به دیگر سخن اندیشمندان اقتصاد اسلامی می¬توانند از روش تفسیر بر پایه ترتیب نزول در جهت بازسازی و پیشرفت اقتصاد اسلامی کنونی با تکیه بر شناخت تغییر و تحولات اقتصادی جامعه عصر پیامبر(ص) و نظام حکومتی مدینه سود برند.
برای درک و فهم قرآن، روش¬های مختلفی ارائه شده است که یکی از این روش¬ها، تفسیر بر پایه¬ی ترتیب نزول می¬باشد. همان گونه که می¬دانیم، قرآن به صورت تدریجی به قصد فرهنگ سازی و متحول کردن مردمانی نازل شده است که بدوی و امّی بوده اند. در سایه همین نزول، نحوه شکل گیری برخی مفاهیم، اقتصاد اسلامی و تشریعات- که در سیر نزول سوره ها کاملا مشهود است - ما را در فهم و درک مقاصد و مراد شارع کمک کرده و برخی از برداشتهای اشتباه را اصلاح مینماید. با بهره گیری از روش تفسیری فوق، می¬توان در امر شناخت، تطور و تحول اقتصاد عصر پیامبر(ص) استفاده نموده و هم چنین برای مدل سازی نظام اقتصاد اسلامی در عصر کنونی نیز سود برد.
هدف از تحقیق
با توجه به این که اقتصاد به عنوان یکی از ملزومات نظام اسلامی همواره در رأس برنامه-های حکومتی پیامبر(ص) قرار داشته است، لیکن آنچه که مهم می¬نماید و چه بسا غرض اصلی پژوهش حاضر است، گستردگی دامنه این مباحث و به طور کلی جهش صعودی مباحث اقتصادی در فضای سوره¬های مدنی و نظام حکومتی پیامبر(ص) در مدینة النبی(ص) می¬باشد.
در این مقال مختصر، سعی بر آن است که با بهره گیری از چینش سور قرآنی بر پایه نزول تدریجی، مدل توسعه و گسترش اقتصاد اسلامی و به عبارت دیگر جهاد اقتصادی در مدنیه به دست آید. ضمن این که توسعه جهشی اقتصاد یا جهاد اقتصادی در فضای سور مدنی با بهره¬گیری از آمار و نمودارهای علمی، در اختیار قرآن پژوهان این عرصه قرار داده می شود، باشد که تلاش ناچیز این پژوهش فتح بابی باشد بر بررسی¬ها و پژوهش¬های گسترده¬تر آتی.
تبیین موضوع
قرآن کریم در طول تاریخ نزول خود، خصوصیت برجستهای یافته است که شایان توجه مینماید. این خصوصیت که همان نزول تدریجی آیهها باشد، از دیدگاه قرآن قطعی به شمار میرود. آیه 32 از سوره فرقان روشنگر این موضوع است:
« وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً ۚ کَذَٰلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ ۖ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا؛ کافران گفتند: چرا این قرآن به یکباره بر او نازل نمیشود؟ برای آن است که دل تو را بدان نیرومندی دهیم و آن را به آهستگی و ترتیب فرو خوانیم». (حجازی، 1970: 88)
با توجه به آیه مذکور، تجدید وحی بر پیامبر(ص)، موجب دل گرمی آن حضرت می¬شده و یکی از عوامل ثبات و پایداری ایشان در دعوت و مبارزه به شمار می رفت؛ به عبارت دیگر، اگر قرآن به یکباره وحی میشد به سرعت تبدیل به کلامی راکد، و یک سند مذهبی ساده میگشت، نه منبع حیات بخش یک تمدن در حال زایش. به جرأت می¬توان گفت که تحرک تاریخی، اجتماعی و معنوی قرآن فقط یک رمز دارد و آن تناوب وحی است».( مالک بن بنی، 1368: 161 ـ159)
به عنوان نمونه، اگر آیات مربوط به کیفیت رویارویی و برخورد با منکران، یک دفعه نزول مییافت، مشکلات بزرگ و عدیده¬ای را بر نظام حکومتی پیامبر(ص) به بار می¬آورد. اما با مبنا قرار دادن سیر نزول تدریجی، می بینیم که، پارهای از آیات که در دوران ضعف قدرت نظامی نازل شده است، مسلمانان را دعوت کرده است تا در برابر آزار و اذیت مشرکان، پایداری و استقامت ورزند و با آنان از در مدارا وارد شوند. آیاتی نیز آمده است که گویای لزوم نشان دادن غلظت و خشونت با منکران است و در این جهت، با خود نشانهای روشنی به همراه دارد، برای مثال خداوند متعال، در این آیه مؤمنان را به پایداری و گذشت فراخوانده است:« فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ...»( بقره/ 109). همچنین در سوره« کافرون» خطاب به کافران آمده است: « لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ »( کافرون/ 6).
در عین حال، آیات زیر به خوبی بیانکننده لزوم بکارگیری خشونت و شدت علیه آنان میباشد:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً » (توبه/123) یا آیه« وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ ۚ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ » (بقره/191). با این توصیف پیداست که اگر آیات فوق یک¬جا نازل میشد و همگی در سورهای واحد کنار هم جمع میآمد و فاصلهای میان دو نوع مختلف آنها وجود نداشت، دیگر نمیتوانست معنی روشن و مشخصی داشته باشد تا مسلمانان را در مقاطع مختلف زمانی و مسائل و مشکلات، به موضعگیری درست و اصولی رهنمون گردد.
چنانچه این آیات بعد از وقوع آنها نازل میشد، باز آنچنان که باید تأثیری نداشت و در عوض بیشتر به سخنانی بی¬جان میماند و جوش و خروشی نمیآفرید. اما با دقت در آیات مربوطه در می یابیم که، قرآن کریم همراه با حوادث صدر اسلام، گام به گام پیش آمده و در این مسیر، پیوسته برای هر درد، درمانی و در هر سنگزار و کوره راه، گریزگاهی مطمئن معرفی نموده است، آنگاه میفهمیم که نزول تدریجی آیات و طرز بیان موضوعات قرآنی، در راهبری امت اسلام تا چه پایه مؤثر افتاده است. گذشته از این، با در نظر گرفتن نزول تدریجی و پاره پاره فرود آمدن بخش¬های مختلف یک موضوع، میتوان گام¬هایی را که پیامبر(ص) برای استقرار یافتن آیین اسلام برداشته است، شناخت و چگونگی شکل گرفتن احکام دینی را ملاحظه نمود. همچنین بر همین اساس، دریافتنی است که وحی آسمانی در مقاطع گوناگون تاریخ صدر اسلام چونان معلّمی آگاه و دلسوز، خطراتی را که در طول راه دعوت پیش آمده، گوشزد نموده و بدون غفلت و تساهل به تحلیل و بررسی حادثهها پرداخته است. ( سیوطی، 1373: 4)
واقعیت آن است که در دامان فرهنگ اسلامی نه تنها همه قوانین شرعی یکباره ابلاغ نشده است که گاه برای تشریع قانونی خاص نیز قرآن راه تدرّج و آشنایی گام به گام را در پیش گرفته است، تا در سایه قانونگذاری تدریجی، مردم کم کم با قانون جدید خو کنند و هم زمینه ترک و فروگذاری آن برای همیشه مهیا گردد.
بر این بنیان، بیهیچ ابهامی میتوان نتیجه گرفت که مساله تدریج در تنزیل آیهها و بیان موضوعات قرآنی از جمله مهمترین عناصری بوده که در تثبیت و گسترش دعوت اسلامی کمک بسزایی کرده است، به طوری که اگر در نظر گرفته نمیشد، اشکال عمدهای پیش میآمد. هر چند به نظر برخی به عنوان عیب و نقص تلقی شده است( معرفت،1387: 52).
نقل شده است که حضرت علی(ع) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) شش ماه در خانه نشست و به جمع آوری قرآن بر اساس سیر نزول از مکی به مدنی، پرداخت. وقتی آن را بر خلیفه عرضه کرد از آن حضرت نپذیرفتند و از آن زمان تاکنون دیگر اثری از آن دیده نشد( معرفت، 1383: 65-62). به نظر می رسد مصحف آن حضرت(ع)، ناظر به کیفیت و ترتیب معنوی سوره ها بوده نه کمیت و حجم سوره ها. هر چند کار سختی بوده ولی فهم قرآن را بر قاری آسان می کند. بالطبع فهم مقاصد سوره ها و آهنگ نزول از فضای مکه به سوی فضای مدینه در ترتیب نزول بیشتر نمایان است.
یادآوری:
1- برای تبیین بهتر موضوع، آمار واژه های مرتبط با اقتصاد، در نمودارهایی ارائه شده است. ردیف عمودی نمودار بیانگر تعداد تکرار واژه در هر سوره است و ردیف افقی نمودار نشانگر ترتیب و سیر نزول 114 سوره قرآن از آغاز بعثت تا وفات پیامبر اکرم(ص) می باشد. از شماره 86-1 در بردارنده سوره های مکی( جمعا 86 سوره) و از شماره 114-87 ( جمعا 28 سوره) در بردانده سوره های مدنی است. سپس با استفاده از برنامه تحلیل داده ها، دو نوع اطلاعات داده شده با هم آنالیز شده و نسبت بین آن دو داده ها(روند) در نهایت بدست آمده است.
2- در این پژوهش به جهت سهولت و جلوگیری از اطاله کلام، به آیاتی که صراحت در موضوع بحث دارد استناد شده است.
توسعه جهشی شاخصه های اقتصاد اسلامی در سوره¬های مدنی
مسلمانان تا هنگامی که در مکه به سر می بردند، به دلیل خفقان و فضای ضد اسلامی، در امر تأمین مایحتاج اولیه با مشکل روبرو بودند. روحیه کاسبکارانه کفار مکه هم عاملی بود که مانع از رشد طبقات فرودست جامعه برای نیل به موقعیت¬های شغلی و اقتصادی بهتر می¬گردید، اما در پی مهاجرت به مدینه، مسلمانان با فضایی جدید و امکاناتی تازه روبرو شدند، اگرچه در ابتدای هجرت مشکلاتی در معیشت و اقتصاد وجود داشت. در مدینه دیگر از آن تعصبات نژادی و نجابت ذاتی که مایه تفاخر و تبختر بود، اثری نبود. از سوی اهل مدینه، شرایط را برای این گروه مهاجر پدید آورد که به کشت و زرع مشغول شده، از این راه در دست¬یابی به ضروریات اولیه زندگی و اقتصادی بهتر موفق گردند. تداوم تلاش ایشان و تحولات بعدی چون فرضیه جهاد و غنایم حاصل از آن هم بر وضعیت رفاهی مسلمانان در مدینه اثر شگرفی نهاد( اجتهادی، 1363: 252- 157).
از منظر تاریخی، اقتصاد مدینه به رهبریت پیامبر اکرم(ص) توسعه و گسترش اساسی صورت گرفته است. با تأمل در سوره¬های قرآن و آیات نازله بعد از هجرت نبی اکرم(ص)، مشخص می¬شود که همان سیر صعودی مطرح شده در مباحث اقتصادی از منظر تاریخی، از دیدگاه سوره¬های مدنی نیز قابل تأئید است و این جهش صعودی در سوره¬های مدنی نیز مشهود است، که همین امر خود بیانگر جهاد اقتصادی در فضای سوره¬های مدنی و به تبع آن جامعه حکومتی مدینه به سرپرستی و حاکمیت پیامبر(ص) و با الهام از سرچشمه فیاض وحی الهی است. که در ذیل به عنوان نمونه به برخی از این مباحث و مولفه های اقتصادی و سیر صعودی آن¬ها در قالب 16 نمودار اشاره می¬گردد. لازم به ذکر است که در همه نمودارها، خط رونده یا خط پیش بینی کننده که سیر صعودی دارد، کاملا مشهود است.
1- مالیات و دارایی(زکات، خمس، انفال و انقاق هدف از تشریع احکام مالی و وضع مالیات های ثابت و متغیر در اسلام، تأمین مصالح و منافع مردم است؛ به طوری که حتی اگر در وضعیت خاصی، گرفتن اصل مالیات یا گرفتن نرخ معینی از آن، به فرآیند رشد اقتصادی جامعه آسیب رساند و مردم را دچار مشقت کند، متوقف می شود. مالیات ها در اسلام ویژگی های متعددی دارد: الف- عبادی بودن؛ مانند خمس و زکات باید با قصد قربت انجام شود. ب-معیّن بودن موارد مصف هر مالیات؛ هر یک از مالیات ها، مصرف معیّنی دارد. برای مثال، پرداخت کنندگان خمس و زکات می دانند مال خود را با چه هدفی و برای انجام چه مقاصدی، می پردازند. ج- مردمی و اخلاقی بودن؛ برخی مالیات های اسلامی مانند زکات فطره را خود افراد در موارد تعیین شده هزینه می کنند. این ویژگی سبب آشنایی بیشتر پرداخت کنندگان مالیات با مستمندان جامعه و موجب افزایش روح برادری نزد آنان می شود. د- داوطلبانه بودن مالیات ها؛ از نظر اسلام، انفاق، عملی است که افراد به صورت داوطلبانه انجام می دهند و مسلمانان در طول تاریخ اسلام، انفاق های واجب مانند زکات را با کمال اشتیاق می پرداخته اند. این نشان می دهد که دین مقدس اسلام با آیات و روایات توانسته است به تربیت اخلاقی مردم بپردازد و بیشترین اثر را در رفتارهای مسلمانان بر جای گذارد. زکات به عنوان یکی از مقوله¬های مورد بحث در اقتصاد نظام اسلامی، در سال دوم هجری تشریع شد، و دو نوع بود: اول. زکات ابدان، مالیات سرانه¬ای بود که با دیدن هلال ماه شوال، واجب می¬شد( حرّ عاملی، 1412، ج9: 253) و دوم. زکات اموال که از چهارپایان، در گاو و گوسفند و شتر و از غلّات، در گندم و جو، و از میوه¬ها در خرما و کشمش و از فلزات قیمتی، در طلا و نقره مسکوک واجب گردید( حرعاملی، همان: 53). اما موارد مصرف هشتگانه زکات در آیه 60 سوره توبه، بیان شده است. رسول اکرم(ص) افرادی را برای جمع آوری زکات به اطراف می¬فرستاد که اسامی آن¬ها در کتب تاریخی ذکر شده است( ابن هشام، 1420، ج4: 237- 232). همان¬گونه که در نمودار زیر(نمودار شماره3) مشاهده می¬شود، زکات اگر چه در فضای سوره¬های مکی نیز وجود دارد ولی پس از هجرت پیامبر(ص)، به یکباره این مقوله در بسیاری از آیات مدنی مشهود می¬گردد و جایگاه قابل توجهی را در اقتصاد مدینه به خود اختصاص داده است و به نوعی با یک جهاد و خیزش عظیم روبرو شده و جهش صعودی زکات را در فضای سوره¬های مدنی به نمایش می¬گذارد.
مقوله خمس نیز به عنوان یکی از شاخصه¬های اقتصادی در لیست مباحث جهاد اقتصادی نظام حکومتی مدینه قرار دارد. در سال دوم هجرت و پس از نزول آیه غنیمت( انفال/41) واجب شد و این بعد از اختلاف اصحاب بر سر تقسیم غنایم جنگ بدر بود( ابن هشام، همان، ج2: 283). خمس بیش از یک آیه را به خود اختصاص نداده است و آن هم در سوره انفال، در مدینه نازل شده است. به طور کلی خمس و زکات در اسلام دو مالیاتی است که علاوه بر جهت گیری مالی دارای جهت گیری معنوی هم بوده و بر پایه توسعه اقتصادی استوار شده است. البته نظام اسلامی حاکم در مدینه در کنار زکات و خمس، با استفاده از انفال نیز، ¬توانست وضعیت توزیع درآمد و ثروت را در جامعه مدینه را بهبود بخشد. انفال عبارت بود از تمام چیزهایی که بدون جنگ به دست مسلمانان می¬افتاد؛ زمین یا غیر آن که صاحبانشان یا کوچ کرده یا به اختیار خود، آن¬ را به مسلمین می¬دادند، اراضی اموات، شهرهای متروک و خراب شده(حرعاملی، همان، ج9: 524- 523)، ساحل دریاها و کناره رودخانه¬ها( امام خمینی، 1390، ج1: 368) و.... همه اینها در اختیار رسول اکرم(ص) بود که آن¬طور که مصلحت می¬دانستند، آن¬ها را به افراد واگذار می¬کردند( نجفی، 1412، ج6: 82 و 67). در اختیار داشتن انفال، دست پیامبر(ص) را به عنوان حاکم اسلامی، برای دخالت در اقتصاد و جهت دهی به تولید و اشتغال باز می¬گذاشت. در خصوص انفال یک آیه در سوره انفال(آیه1)، در مدینه نازل شده است. مقوله انفاق نیز از جمله مباحث جهاد عظیم اقتصادی در فضای مدینه است که سوره¬های مدنی و بازتاب سیر صعودی در آن سوره¬ها گواه روشنی بر این مدعاست(به نمودار شماره 5 رجوع شود ). اسلام مومنین را تشویق نموده است که علاوه بر پرداخت مالیات هاى واجب نظیر خمس و زکات، از مازاد بر نیاز خود، با طیب خاطر و آرامش وجدان، خلاءهاى پدید آمده از فقر را پُر کنند، نیازمندان را تأمین کرده و دست رد به سینه محتاجان نزنند، مال را مالِ خدا دانسته و نیازمندان را، عیالِ خدا، و از مال براى رفع نیاز محرومان استفاده کنند، گرایش و ایمان به مبدء و معاد مانع از آن مى شود که مسلمین پول و ثروت خود را هدف قرار داده و آرمان ها و عقائد خود را ندیده بگیرند، با این بینش، انسانِ محتاج، احساس حقارت و ذلت نمى¬کند، چون دریافت این کمک ها، حقى است که خدا براى او معیّن کرده است¬، انسان بخشنده و پول دار نیز فخر و خودپسندى بر خود روا نمى دارد، زیرا خدا به او ثروت داده و خدا است که از او انقاق را دریافت مى¬کند.
2- امنیت اقتصادی:
امنیت اقتصادی به عنوان بستر لازم برای رشد پایدار اقتصادی، و کاهش نگرانی و عدم اطمینان نسبت به آینده، یکی از زیر ساختهای اساسی اقتصاد اسلامی برای حصول توسعه اقتصادی و ارتقای سطح رفاه اجتماعی است. قرآن و سنت نقش مهمی در ایجاد این بستر داشته است.
اندیشمندان مکتب اسلام همواره در گفتار و کردار به این مسئله اذعان داشتهاند که امنیت اقتصادی در میان امنیتهای دیگر، یکی از پررنگترین امنیتهای هر جامعه است. از منظر آنها، نقطه مقابل امنیت اقتصادی،« بحران اقتصادی» است که خمیر مایه آن،« سلطه اقتصادی» هر حریفی بر جامعه اسلامی به منظور گمراه ساختن مسلمین است. از اینرو، پیروان خود را به تهیه مقدماتی برای جلوگیری از به وجود آمدن بحران و ایجاد امنیت، ترغیب میکردند.
غصب( نهی از تصرف عدوانی):
غصب به عنوان یکی از روش های نادرست در حوزه عمل اجتماعی و اقتصادی، تبعات و آثار زیانباری در امنیت اجتماعی و فروپاشی ارزش ها و تباهی جامعه اسلامی دارد که در آیات قرآنی به وضوح بدان اشاره شده است.
یکی از ناهنجارهای اجتماعی، سلطه و استیلا برمال دیگری اعم از فردی و جمعی است. این رفتار ضد هنجاری موجب می¬شود تا امنیت اقتصادی از جامعه سلب شده و به تبعیت از آن امنیت روحی و روانی نیز تباه گردد. از این رو در آموزه های اسلامی به شدت با این رفتار مبارزه می شود.
غصب که در لغت عربی به معنای گرفتن چیزی با ظلم و ستم است( ابن منظور، 1990، ذیل ماده غصب: 77 و ابن اثیر، 1367، ج 3: 370)، در فرهنگ قرآنی به معنای استیلا و چیرگی بر مال دیگری است. در اصطلاح فقه اسلامی نیز، غصب به همین معنا به کار رفته است، آنچه از مفهوم غصب که در این مقال مورد نظر قرار گرفته ناظر بر غصب در حیطه اموال است. غصب در حق و مال، عملی حرام، گناه و نیز جرم تلقی می شود ( بقره، آیه 188 و نیز نساء، آیات 29 و 30 و 161 و توبه، آیه 34).
امانت داری(نهی از خیانت در امانت):
امانت¬داری و به تبع آن ایجاد امنیت روانی در محیط اقتصادی جامعه مسلمین، یکی از مسائل مهمی است که مورد توجه فعالان عرصه اقتصاد نظام حکومتی اسلام قرار می¬گیرد. لیکن آنچه که در اینجا مهم می¬نماید میزان رشد و توسعه دامنه مباحث مربوط به امانت-داری در فضای مدینه و سوره¬های مدنی می¬باشد که نمودار ذیل(شماره 5) نشانگر این جهش مذکور و در نتیجه جهاد در این عرصه اقتصادی در محیط مدینه النبی است.
از خصلت های بسیار زیبا و پسندیده انسانی، امانت¬داری و بازگرداندن به موقع و همراه با حفظ سلامت امانت است. معمولاً انسان در زندگی به انسان های امین نیازمند می¬شود، تا مال یا وسیله مهمی را نزد آنها به امانت بسپارد. امانت گذاری ناشی از اعتماد به امانت گیرنده است. حفظ امانت دیگران، مراعات اعتماد آنها و احترام به احساسات پاک انسانی است. همه ادیان مقدس الهی، خصوصاً اسلام در تقویت این صفت نیک توصیه های فراوان کرده¬اند. در قرآن نیز آیاتی پیرامون این موضوع به چشم می¬خورد؛ به عبارتی، امانت¬داری یکی از صفات انبیاء و مؤمنان در قرآن به حساب آمده است. قرآن مجید می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها»( نساء/ 58)
قسط(نهی از ستم و تعدی به حقوق دیگران):
مهم ترین نشانه جامعه عدالت محور، قسط و عدالت اقتصادی آن است؛ زیرا از تعرض و تجاوز ظالمین بر حقوق و اموال مردم جلوگیری کرده و هر کس را به حق و حقوق خود می رساند و بالطبع زمینه ساز امینت و آرامش در جامعه خواهد بود. این همان عدالت مشهود و ملموس است که به چشم می¬آید. موضوع عدالت و قسط، طلب و دفاع از آن به عنوان یک اصل مهم دینى و به نصّ قرآن کریم یگانه هدف اجتماعى پیامبران الهى و کتاب هاى آسمانى است؛ و راز نزول« کتاب» و« میزان» تحقق یافتن همین هدف بسیار مهم است؛ و هر کس به واقع پیرو دین باشد، باید در راه ایجاد عدالت به هرگونه که مى تواند، بکوشد.
غرض از بعثت و فرستادن پیامبران و کتاب هاى آسمانى این بود که مردم را به عدالت عادت دهند و حقوق آنان را به ایشان بشناسانند تا خود مردم به اقامه عدالت و گرفتن حقوق خویش اقدام کنند، و آهن را فرستاد تا بندگان در دفاع از اجتماع صالح و بسط عدالت و کلمه حق از آن بهره گیرند ( طباطبائی، 1393، ج9: 300).
نهی از رباخواری:
در عصر ظهور اسلام آنچنان مردم جاهلیت در لجنزار رباخواری و عوارض ناشی از آن فرو رفته بودند که جایی برای تحریم دفعی آن نبود و به تدریج طی مراحلی تحریم شد. در آیات 273 تا 280 سوره بقره، خداوند پس از بیان حرمت ربا و ویژگی های روحی رباخواران و ذکر آثار آن، مؤمنان را از رباخواری برحذر می دارد و آنها را از پی آمدهای رباخواری که اعلان جنگ با خدا و پیامبر است، آگاه می سازد. در نهایت، علت حرمت ربا را که همان ستم است، بیان می کند:« اگر از این کار زشت (رباخواری) دست بردارید، اصل مال شما متعلق به خودتان است. در این صورت، نه به واسطه گرفتن اضافه ستم کرده اید و نه به دلیل نگرفتن اصل سرمایه ستم دیده اید».
در قرآن کریم درباره مخالفت و پرهیز از ربا، شدتی به کار رفته که کمتر در فروع دین پیشینه دارد. در اسلام، عدالت خواهی و ستم ستیزی، اصلی انکارناپذیر است. عدالت، معیاری کلی است که اسلامی بودن بیشتر فعالیت های اقتصادی را می توان با آن ارزیابی کرد. رباخواری با این اصل در تضاد است و به همین دلیل، اسلام آن را تحریم کرده است.
3- تجارت و معاملات:
دین اسلام مشوق رویکرد جدیدی به دنیا و تلاش¬های اقتصادی بود که زمینه ساز پیدایش نظام نوین اقتصاد اسلامی شد. (حتّی، 1366: 50) تلاش اسلام برای نمود ارزش¬ فراوان فعالیت¬های اقتصادی تا بدان حد رسیده است که احکام و ضوابط فوق العاده گسترده¬ای برای تسهیل ارتباطات در معاملات، شرکت¬ها، اجاره، وکالت، قرض، رهن، حواله، وقف، مزارعه، مساقات، جعاله و.... وضع و به اجرا گذاشته است.(حریری، 1362: 53) البته در همه این احکام، اصل عدالت اجتماعی به عنوان شرط هر نوع فعالیت یا توسعه اقتصادی، مورد تأکید می¬باشد.( شریعتی، 1379: 221)
قرآن به عنوان کتاب هدایت، در زمینه مسائل اقتصادی و اجتماعی به اصولی معقول و دلنشین فرمان می¬داد. این کتاب، اصولی همچون: پایبندی به قراردادها، تعهدات و گفتار، رعایت عدالت و احسان، تأمین آزادی، آگاهی و رضایت در طرفین معامله، تضمین اجتماعی حقوق مکتسبه و لزوم مبارزه با فقر، جهل و ظلم را می¬آموخت. رسول اکرم(ص) به عنوان رهبر جامعه نوپای مدینه، با چنان اصولی باید سیاستگذاری اقتصادی می¬نمود. مهاجر و انصار نیز با ایمان به همان اصول و قوانین محکم، به بازار داد و ستد و تولید می¬آمدند. از نهادهای اقتصادی رایج بین اعراب، مسلمانان آنچه را که با مکتب جدید همساز بود، گزینش کردند و با معیارهای اسلامی قانون¬مند نمودند و نهادهای ناسالم تحریم و تعطیل شد. منطق سیاستگذاری¬های اقتصادی پیامبر(ص) و احکام حرام و حلال اقتصادی، برای مسلمانان روشن بود؛ همان¬گونه که پس از قرن¬ها، فلسفه تدابیر اقتصادی پیامبر(ص) در مدینه منوره، برای ما نیز قابل فهم و تحلیل است. حقوق مالکیت، ساختار بازار و مقررات ناظر بر گردش پول، زکات و صدقات، جملگی ساختاری شفاف و عقلایی داشت. ملاک صحت هر معامله مجاز رضایت آگاهانه و اختیاری طرفین داد و ستد، با حفظ اختیارات آنان در گزینش نوع، محل و شرایط بود.(حکیمی، 1370: 46- 41) تأمل مداوم پیامبر(ص) در پاکسازی ساختار بازار از رانت خواری ناشی از قدرت سیاسی، زد و بندهای قومی، احتکار، تجاوز و فریب، نهادهای مجاز اقتصادی مدینه را کارا و مطلوب عموم نمود. از یک طرف ایمان مسلمانان آنان را بر آن می¬داشت تا با تمام توان از آنچه حق و عدل می¬دانند، دفاع کنند و از طرف دیگر، قوانین و ضوابط جدید اقتصادی به روشنی عادلانه و سازنده بود. به طوری که زندگی اقتصادی مسلمانان، جزء لاینفک حیات اسلامی آنان گردید، و به صورت عرف رایج در آمد؛ عرفی که کاملا از سنت¬های عرب جاهلی متمایز بود.(خرمشاهی، 1376: 105- 103).
حکومت مدینه نمی¬توانست بدون سیاست گذاری¬های روشن اقتصادی، به سوی هدف¬های کلان خویش حرکت کند؛ به خصوص که میان هدف¬های بعثت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست رابطه¬ای تنگاتنگ برقرار است. نمودارهای زیر به صورتی روشن به حرکت و سیر رو به رشد تجارت قوانین حاکم بر معاملات در مدینه اشاره خوبی دارد.
یکی از اصل های مهمّ اقتصاد اسلامی، اصل قرض یا به عبارتی قرض الحسنه می باشد که در قرآن و زندگی امامان علیهم السلام مورد اهتمام و توجه بسیاری واقع شده است. در قرآن، چهارده بار با واژه های گوناگون، سخن از قرض به میان آمده و به آن تأکید شده است. در هر جا که کلمه« قرض» آمده، به دنبال آن کلمه« حَسناً» نیز آورده شده است. ( مانند: آیه 245 بقره، 12مائده، 18 حدید، 17 تغابن و 20 مزّمّل).
4- فقرزدایی(صدقه، کمک به ایتام و مساکین و در راه ماندگان):
مسأله فقر و فقدان مالی و اقتصادی یکی از جدی¬ترین دغدغه¬های پیامبر(ص) بود؛ چه از همین زاویه احتمال داشت مشکلات جبران ناپذیری در راه حرکت ایشان ایجاد شود. علاوه بر روایات فراوانی که در مذمت فقر، بیکاری، و... وجود دارد، نمونه¬های تاریخی زیادی مؤید این نکته است( شهیدی، 1362، ج 5: 637و 606). همچنین نمونه¬های دیگری از بهره¬گیری مشرکین از این ضعف، برای ایجاد سستی اعتقادی در مسلمانان حکایت می¬کند(همان: 281). پیامبر اکرم(ص) می¬فرمایند:« فقر می¬تواند انسان را کافر و بی¬دین کند»( حکیمی، 1374، ج 4: 289). در باب اهمیت رفع فقر، این روایت از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمودند:« خداوندا برای ما در نان برکت ده و در میان ما و نان جدایی مینداز که اگر نان نباشد نماز نمی¬خواندیم و روزه نمی¬گرفتیم و واجبات پروردگار خود را به جا نمی¬آوردیم»( حجازی، 1352: 48- 47).
دین اسلام رفع فقر و نفىِ هرگونه افزونطلبى را رسالت خود مىداند. وضع قوانینِ مناسب براى ریشهکَنسازىِ فقر در قالب صدقه و ... از یک سو و مبارزه قاطع با تکاثر و زیادهطلبى از سوى دیگر، جامعه را به سمت ایجاد توازن و توزیع عادلانه ثروت و
بهرهمندىِ تمامى مردم از زندگى متوسط سوق مىدهد، با وجود این، اسلام مالکیت افراد را محترم شمرده و وجودِ تفاضل در میزان داراییها را تأیید کرده است
در کنار مباحث فوق آیات دیگری در رسیدگی به فقرا و مساکین و ایتام و در راه ماندگان( ابن السبیل) و آزادی بردگان نازل می گردد و به تلاش و سعی نظام اقتصاد اسلام مبنی بر فقرزدایی از جامعه اسلامی اشاره دارد. در ادامه نمودارهایی نشان داده می شود که دال بر این نکته است که فقرا، مساکین، بردگان و در راه ماندگان و مسائل مربوط به آن¬ها به عنوان یکی از مباحث اقتصادی ناظر بر فضای مدینه بوده و رفع فقر و توجه به فقرا و مساکین در حیطه برنامه جهاد اقتصادی نظام پیامبر(ص) قرار گرفته است.
نتیجه بحث:
1- قرآن کریم مشوق رویکرد جدیدی به دنیا و تلاش¬های اقتصادی بود که زمینه ساز پیدایش نظام نوین اقتصاد اسلامی شد. اندیشمندان اقتصاد اسلامی می¬توانند از روش تفسیر بر پایه ترتیب نزول قرآن در جهت بازسازی و پیشرفت اقتصاد اسلامی کنونی با تکیه بر شناخت تغییر و تحولات اقتصادی جامعه عصر پیامبر(ص) و نظام حکومتی مدینه سود برند. و در راستای تحولات بنیادین نظام اقتصاد اسلامی از رهنمود¬های الهی و وحیانی قرآن استفاده نمایند و گزاره ها و حلقات آن را ردگیری و شناسایی کرده و با چینش سور قرآنی بر پایه نزول تدریجی، مدلی محکم و خلل ناپذیر برای توسعه اقتصاد اسلامی به دست آورند. این ظرفیتی است که قرآن آن را دارا می باشد و مفسران و برنامه ریزان اقتصاد اسلامی می بایست در پی شناخت این ظرفیت¬ها باشند.
2- با تأمل در سوره¬های قرآن و آیات نازله بعد از هجرت نبی اکرم(ص) مشخص می¬شود که توسعه اقتصادی مسلمین در مدینه، از منظر سوره¬های مدنی نیز قابل تأئید است و این امر خود بیانگر جهاد اقتصادی در فضای سوره¬های مدنی و به تبع آن جامعه حکومتی مدینه به سرپرستی و حاکمیت پیامبر(ص) و با الهام از سرچشمه فیاض وحی الهی است.
3- بر این بنیان، بیهیچ ابهامی میتوان نتیجه گرفت طرح جهاد اقتصادی در جهت تحکیم پایه های اقتصاد جمهوری اسلامی با استناد به برنامه جهاد اقتصادی پیامبر(ص) در مدینه النبی(ص) و در سایه ارشادات مقام معظم رهبری مدظله العالی می تواند در متن نظام اقتصادی جمهوری اسلامی باعث به ثمر رسیدن برنامه های رشد و توسعه جامعه اسلامی گشته و از طرفی دیگر می تواند سخت¬ترین تحریم¬ها و شوم¬ترین نقشه¬های دشمن را بی نتیجه و بی¬اثر نموده و از نا کارآمد جلوه دادن نظام جمهوری اسلامی و بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی جلوگیری نماید.
منــابع و مآخذ:
1- قرآن کریم.
2- اجتهادی، ابوالقاسم، بررسی وضع مالی و مالیه مسلمین، 1363، تهران: سروش.
3- ابن اثیر، النهایة، 1367، ج 3، قم: انتشارات اسماعیلیان.
4- ابن منظورالافریقی المصری، ابوالفضل جمال الدین محمد بن مکرم، لسان العرب، 1990م، بیروت: دارصادر، الطبعة الاولی.
5- ابن هشام، ابومحمد عبد الملک، سیره ابن هشام، 1420، ج:4، تهران: خوارزمی.
6- امام خمینی، تحریر الوسیله، 1390، قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.
7- حتی، فیلیپ خلیل، تاریخ عرب، ترجمه ابو القاسم پاینده، 1366، تهران: آگاه.
8- حجازی، محمدمحمود، وحدة الموضوعیة فی القرآان الکریم، 1970، تهران: انتشارات امیر کبیر.
9- حجازی، فخر الدین، نقش پیامبران در تمدن انسان، 1352، تهران: بعثت.
10- حرّ عاملی، وسائل الشیعه، 1412، ج:9، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
11- حریری، محمدیوسف، اسلام و عقاید اقتصادی، 1362، تهران: نشر امیری.
12- حکیمی، محمدرضا، معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی،1370.
13- حکیمی، محمدرضا و برادران، الحیاة، 1374، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی. چاپ پنجم.
14- خرمشاهی، بهاء الدین و انصاری، مسعود، پیام پیامبر، 1376، تهران: جامی.
15- سیوطی، عبد الرحمن، تناسق الدرر فی تناسب السور، 1373، تهران: انتشارات شفق.
16- شریعتی، علی، علی(ع) مجموعه آثار(6)، 1379، تهران: نشر آزمون.
17- شهیدی، جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، 1362، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
18- طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، 1393ق، بیروت: موسسه الاعلمی
19- قرشی، سیدعلی اکبر، قاموس قرآن، 1361، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ هشتم.
20- مالک بن بنی، قرآن پدیدهای شگفتآور، ترجمه نسرین حکمی، 1368، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
21- معرفت، محمد هادی، تاریخ قرآن، 1387، تهران: سمت.
22- معرفت، محمدهادی، آموزش علوم قرآنی، 1383، قم: موسسه فرهنگی تمهید، چاپ دوم.
23- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، 1374، تهران: دارالکتب الاسلامیة، چاپ سی و دوم.
24- منصوری، خلیل، مبانی و اصول جهاد اقتصادی از منظر قرآن، کیهان، 18/ 2/ 1390.
25- نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، 1412، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: zanjan.hozehonari.ir