زنجان
← همه اخبار
شعری از مودب درباره مظلومیت غزه

شعری از مودب درباره مظلومیت غزه

۱۳ مرداد ۱۳۹۳کد خبر: 32858۲

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، علی محمد مودب، شاعر و مدیر موسسه فرهنگی شهرستان ادب، با سرودن قطعه شعر سپید بلندی به حمایت از مردم و کودکان مظلوم غزه پرداخته است.

ین قطعه شعر که از تازه‌ترین سروده‌های مودب به شمار می‌رود به شرح زیر است:
ماه گلوله خورده است ماه گلوله خورده است و هر ستاره ترکشی است در سینه آسمان ماه گلوله خورده و می‎گرید و خورشید را بمب‎های فسفری آتش زده‎اند ابرها پیکر‎هایی متلاشی‎اند و بادها کودکانی سیلی‎خورده و گیج دریا را موج انفجار گرفته است دریا را موج انفجار گرفته است کودکان را می‎بیند که در ساحل گلوله می‎خورند سرها را می‎بیند که شوت می‎شوند سرها از میدان‎های فوتبال به میدان‎های والیبال شوت می‎شوند سرها از مدرسه‎ها به خیابان‎ها از خیابان‎ها به بازارها و از بازارها به همه جا شوت می‎شوند توفان سنگریزه می‎وزد و غنچه‎ها مدفون‎اند توفان شن می‎وزد از آسمان از آسمان ماهواره و اینترنت بیسیم و ما صبورتر از شتران صفحات نمایشگرها پلک دوم ماست توفان شن می‎وزد و چشمه‎ها شیمیایی‎اند و ماهیان روشن، بمب‎های فسفری را خوب می‎شناسند همه چیز روشن است همه چیز روشن است در همه جا همه چیز روشن است در دمشق و حلب، در موصل و غزه همه چیز از چهره شهیدان و آتش انفجارها روشن است همه چیز در آینه‎های تاریخ روشن است اگر عروج بر فلک سروری به دشواری نبود و از هفت خوان شمشیر و خون نمی‎گذشت فرقی نمی‎ماند میان عرفات و نصرالله در نام حافظ اسد تصریح روشنی است هر تصویر یاسرعرفات کنایه‎های ظریفی دارد همه چیز روشن است در همه جا همه چیز روشن است همه چیز از چهره شهیدان و آتش انفجارها روشن است تنها ما خاموش و تاریک به اشاره سخن می‎گوییم و حماسه‎ی ما عوض کردن کانال است و شکستن آینه نمی‎خواهمت این‎گونه خونین ببینم ای چهره‎ی من نمی‎خواهمت این‎گونه در باران ملخ ببینم ای گلستان من ای گل سرخ کوچک! ای غزه! نمی‎خواهمت این گونه آماج لگدها ببینم ای کودک فلسطینی! نمی‎خواهم ببینم نمی‎خواهم ببینم من عربستانم با سینه‎ای نفتی که کودکان عرب از پستان من آتش می‎گیرند مصرم من و اهرام پشت خمیده‎ی من‎اند نمی‎توانم خم شوم و زنجیر گذرگاه رفح را برای کودکان سرطانی بیندازم نمی‎توانم گهواره‎ی موسی را از نیل بردارم دستم می‎لرزد نمی‎توانم در آغوش بگیرم دخترکی را که در سرش ترکشی است استانبولم من و از پس این همه مناره دود حریق‎های تو را نمی‎توانم ببینم استانبولم و سرم به بسته‎بندی دموکراسی آمریکایی گرم است به صادرات اعتراضات مدنی مدرن به صادرات اعتراضات مدنی مسلحانه! ترافیک تهرانم من و سرم شلوغ است به قیمت ماشین‎ها فکر می‎کنم عزیزکم به بالا و پایین شدن نرخ دلار و به چهار میلیاردی که 5+1 واریز خواهند کرد ان شاء الله ! گرفتارم برادرم! خواهرم! جوانم! جانم! به رویایی شیرین فکر می‎کنم به کسی که با دستی دستم را می‎فشارد و با دستی گلوی تو را با دستی دستم را می‎فشارد و با دستی مردی را در حمص از پنجره‎ی خانه‎اش پرت می‎کند با دستی دستم را می‎فشارد و با دستی دخترکی سه ساله را در «الزهرا»ی سوریه به زنجیر می‎کشد با دستی دستم را می‎فشارد و با دستی پدر و مادر دخترک را پیش چشمش ذبح شرعی می‎کند با دستی دستم را می‎فشارد و با دستی دیگر از این همه فیلم می‎گیرد از تساوی ایران و آرژانتین از توپ‎گیری ظریف از شکستن کمر نیمار از جای دندان‎های سوارز از شکستن ستون فقرات خاورمیانه در رویای چیزی هستم در رویای کسی که در شبکه‎ای خانم اشتون است و در شبکه‎ای خلیفه‎ی چندش داعش در شبکه‎ای لیونل مسی است که بر دیوار حایل یادگاری می‎نویسد و در شبکه ای باز خانم اشتون است در اعتراضات مدنی مسلحانه در اوکراین! (کاش می‎شد لااقل با خود آنجلینا جولی مذاکره کرد نه با این مدیر برنامه‎های پاتال و عوضی) مغزم ده‎ها شبکه‎ی تلویزیونی است چهره‎ام چیزی شبیه بی‎بی‎سی فارسی مغزم ده‎ها صفحه‎ی روزنامه است روزنامه‎هایی که بوی دلار‎های بی‎پشتوانه می‎دهند بوی دلار‎های چاپ صبح روزنامه‎هایی انگلیسی- فارسی، _فینگلیش!_ روزنامه‎هایی شبیه کاغذ کادو با طرح پاپانوئل روزنامه‎هایی برای کادو کردن استعمار، تجاوز، لیبرالیسم روزنامه‎هایی برای کادو کردن موشک‎ها و بمب‎های خوشه‎ای و فسفری روزنامه‎هایی برای کادو کردن سر‎های بریده اما خون بر شمشیر پیروز است و خط آتش روزنامه‎ها را خاموش خواهد کرد تو را در این‎همه غوغا گم کرده‎ایم خواهرم غزه! برادرم فلسطین! اما صدای امام خمینی ما را بیدار خواهد کرد و راهپیمایان روز قدس، ترافیک رویاها را تعطیل اعلام می کنند تو را گاهی گم می کنیم اما تو باز کریمانه همان کلید کوچک خونینی که دروازه‎های فردا را به روی ما خواهی گشود یا من یحی العظام و هی رمیم یا من یحی العظام و هی رمیم یا من یحی العظام و هی رمیم تو به گوشی‎های کره‎ای ما زنگ نمی‎زنی تو از ما چشم یاری نداری جزو لایک‎های ما نیستی و در فیسبوک ما کامنت نمی‎گذاری ........ اما خدای لیله الاسری ما را به مسجد الاقصی خواهد رساند
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://zanjan.hozehonari.ir/s/J2J2VW4

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: zanjan.hozehonari.ir